مقاله پژوهشی


تأثیر اختلالات ژنتیکی کنشگران سیاسی بر استقرار صلح بین‌المللی (مطالعه موردی: اختلال در عملکرد ژن‌های مؤثر در همدلی)

احسان طاهری حاجی‌وند, سیدجواد امام جمعه‌زاده, آرش قدوسی, مهناز گودرزی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36041

زمینه و هدف: امروزه فقدان خشونت و جنگ به عنوان تعریفی منفی، حداقلی و ناکافی از صلح در نظر گرفته می‌شود، اما همین آرمان ابتدایی و حداقلی نیز به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند استعداد و توانایی ادراک قبح خشونت و جنگ و همچنین درک آثار زیانبار ستیزشگری از سوی کنشگران انسانی تصمیم‌گیر در یک موقعیت بحرانی است. این مقاله در وضعیت فقدان شدید پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و در قالب سطح تحلیل خُرد، به طرح این پرسش پرداخت که «وجود اختلالات ژنتیک در کنشگران سیاسی، از جمله اختلال در عملکرد ژن‌های مؤثر در همدلی، چه تأثیری بر صلح بین‌المللی خواهد داشت؟»


روش: در این پژوهش با روش تجزیه و تحلیل کیفی، محتوای پژوهش‌های کتابخانه‌ای، آزمایشگاهی و طولی ژنتیکی گزارش‌شده، مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت با روش‌های تشخیصی اختلالات روان‌شناختی مورد تفسیر قرار گرفت.


ملاحظات اخلاقی: تمامی اصول اخلاقی پژوهش، از قبیل امانتداری، صداقت و اصالت متن در جریان نگارش این پژوهش مد نظر قرار گرفته شد.


یافته‌ها: همدلی زمانی اتفاق می‌افتد که مشاهده یا تصور حالات عاطفی در دیگری، باعث ایجاد حالت‌های مشترک در مشاهده‌کننده ‌شود. با توجه به اینکه ژن‌های CNR1، AVPR1A و SLC6A4 از ژن‌های مؤثر در فرایند مشاهده و ادراکات ناشی از آن به شمار می‌روند، ملاحظه شد که چنانچه اختلالی در عملکرد آن‌ها صورت پذیرد، فرد انسانی را با نقصان همدلی مواجه می‌سازد.


نتیجه‌گیری: چنانچه در طبیعت ژنتیک هر یک از کنشگران سیاسی، اختلال کم‌بیانی ژن‌های CNR1، AVPR1A و SLC6A4 وجود داشته باشد، در مرحله «تجزیه، تحلیل و تفسیر»، آنان را در درک متقابل و احترام به اختلاف نظرها ناتوان ساخته، در مرحله «تصمیم‌سازی» متمایل به غیریت‌سازی، نادیده‌گرفتن واکنش دیگران و طراحی بازی برد ـ باخت نموده و در مرحله «اجرا» به اتخاذ تصمیمات یکجانبه‌گرایانه در نظام بین‌الملل معطوف ساخته و از طریق ناهمدل‌ساختن تعاملات، زمینه را برای استقرار و ارتقای صلح بین‌المللی ناهموار می‌سازد.

اثربخشی آموزش مؤلفه‌های هوش اخلاقی بر تاب‌آوری و انسجام روانی دانش‌آموزان ابتدایی

ناهید رمضانی, رضا زارعی سمنگان, نرگس مؤمنی‌جو, مریم گلی باغی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.35549

زمینه و هدف: آموزش هوش اخلاقی یکی از مؤلفه‌های مهم تربیت کودک است که می‌تواند در بهبود وضعیت روانی فردی و اجتماعی کودکان مؤثر باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی آموزش مؤلفه‌های هوش اخلاقی بر تاب‌آوری و انسجام روانی دانش‌آموزان ابتدایی بود.


روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه‌تجربی از نوع پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر بهارستان در سال تحصیلی 99-1398 بودند که از جامعه هدف تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به ‌طور تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس تاب‌آوری Connor & Davidson (2003 م.) و پرسشنامه احساس انسجام روانی Antonovsky (1987 م.) بودند. برنامه مداخله آموزش مؤلفه‌های هوش اخلاقی در 8 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، اما در این مدت برای گروه گواه مداخله خاصی صورت نگرفت، سپس از هر دو گروه پس‌آزمون گرفته شد. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره در سطح معنی‌داری 01/0=α استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: در تدوین این مقاله جنبه­های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری و رضایت و اطلاع­رسانی، رعایت شده است.


یافته‌ها: نتایج نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش‌آزمون، میانگین نمرات تاب‌آوری و انسجام روانی گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در پس‌آزمون به طور معنی‌داری افزایش داشت (001/0>p). بنابراین می‌توان گفت که آموزش مؤلفه‌های هوش اخلاقی بر افزایش تاب‌آوری و انسجام روانی دانش‌آموزان تأثیرگذار بود (001/0>p).


نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، آموزش مؤلفه‌های هوش اخلاقی به دانش‌آموزان می‏تواند یک روش مداخله‏ای مناسب جهت ارتقای تاب‌آوری و انسجام روانی آن‌ها باشد.

زمینه و هدف: استفاده از ربات‌های انسان‌نما به منظور مراقبت از سالمندان به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر در جهت حل مشکلات ناشی از افزایش جمعیت سالمندان معرفی گردیده است. موضوعی که به دلیل وجود برخی کاستی‌ها با چالش‌های اخلاقی مختلفی مواجه شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ابعاد اخلاقی و مشکلات ناشی از توسل به ربات در حوزه مراقبت از سالمندان با نگاهی به قواعد قانون مدنی در حوزه رباتیک است. 


روش: پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه‌ای ضمن بررسی اسناد علمی و حقوقی مرتبط با موضوع تحقیق و بکارگیری شیوه توصیفی ـ تحلیلی به چالش‌های اخلاقی ناشی از توسل به ربات‌های‌ مراقبت‌کننده از سالمندان می‌پردازد.


ملاحظات اخلاقی: در تألیف مقاله حاضر جنبه­های اخلاقی اعم از امانتداری، صداقت و اصالت متن رعایت گردیده است.


یافته‌ها: توسل به ربات با هدف مراقبت از سالمندانِ نیازمند به حمایت، ضمن حل برخی از مشکلات موجود در این زمینه، با خود چالش‌هایی از قبیل تهدید امنیت، فریب‌دادن سالمندان، نقض حریم خصوصی و سلب خودمختاری را به دنبال خواهد داشت. مسائلی که با توجه به فقدان نظام حقوقی مشخص در زمینه مسئولیت‌پذیری و شفاف‌سازی می‌تواند به معضلی جدی تبدیل گردد.


نتیجه‌گیری: با توجه به استقبال از ربات‌های انسان‌نما در حوزه مراقبت از سالمندان و با توجه به روند رو به رشد طراحی و تولید این نوع ربات در کشورهای مختلف، از جمله ایران، بررسی چالش‌های موجود در این زمینه، امری ضروری است. در این راستا آموزش خانواده‌ها در جهت افزایش حمایت از سالمندان و توجه به دغدغه‌های آن‌ها، بایسته به نظر می­رسد؛ البته، فقدان مقررات مشخص در زمینه نظارت بر تولید ربات و همچنین لزوم جبران خسارات ناشی از توسل به ربات، تصویب قوانین اختصاصی در این حوزه را نیز اهمیتی مضاعف بخشیده است.

مطالعه زیست‌فناوری تأثیر اختلال طیف اوتیسم و نشانگان جنین الکلی بر استعداد ارتکاب جرم در کودکان

آرین پتفت, رکسانا پتفت, ناهید رضایی علی‌آباد

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36367

زمینه و هدف: امروزه به کمک تکنیک‌های زیست‌فناورانه علوم اعصاب و ژنتیک، دانش حقوق دستخوش تحول شگرفی شده است، از جمله می‌توان به استعانت بر یافته‌ها و شواهد نوین زیستی در رابطه با جرم‌شناسی کودک اشاره کرد. کم‌توانی ذهنی (یا عقب‌ماندگی ذهنی) اصولاً اماره‌ای بر عدم رشد عقل کودک است که می‌تواند در نتیجه اختلالات طیف اوتیسم و نشانگان جنین الکلی ایجاد شده و بعضاً آنان را مستعد ارتکاب جرم سازد. در مقاله حاضر برآنیم تا با مطالعه میان‌رشته‌ای زیست‌فناوری و جرم‌شناسی، این دو اختلال شایع در کودکان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و جوانب آن را برای دادرس تبیین نماییم.


روش: پژوهش حاضر از نوع نظری به ‌روش توصیفی ـ تحلیلی می‏باشد و روش جمع‌آوری اطلاعات آن به صورت کتابخانه‏ای است که با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت پذیرفته است.


ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.


یافته‌ها: در اغلب کودکان مبتلا به نشانگان جنین الکلی و اوتیسم، ناهنجاری رفتاری پدید می‌آید که ریشه عصب‌شناختی دارد. این ناهنجاری‌ها در نتیجه اختلال در برخی نواحی خاص مغز برای پردازش احساسات و ادراک دیگران رخ می‌دهد و زمینه‌ساز بروز رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه در فرد می‌شود.


نتیجه‌گیری: بسیاری از کودکان مبتلا به نشانگان جنین الکلی و اوتیسم به سبب ضعف توان شناختی و یادگیری، مستعد ارتکاب جرم هستند. مهم‌ترین ابزار زیست‌فناورانه برای ارزیابی تأثیرات این دو اختلال در کودکان، سنجش مغز اجتماعی آنان به طریق تکنیک fMRI است.

ارزیابی سلامت غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی بر اساس اصل اخلاقی زیان‌نرسانی

علیرضا آل بویه, مریم‌السادات رضوی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.35035

زمینه و هدف: پیشرفت‌های سریع دانشمندان در رشته زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک موجب شده اصل اخلاقی زیان‌نرسانی در حوزه علوم زیستی جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. تولید غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی یکی از جدیدترین دستاوردهای زیست‌فناوری است. امروزه بحث از ایمنی و سلامت غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی یک موضوع جنجال‌برانگیز در سرتاسر جهان است. هدف از این مقاله ارزیابی سلامت غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی با تأکید بر اصل اخلاقی زیان‌نرساندن به انسان با استناد به مدارک و شواهد موجود است.


روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی ـ تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای انجام شده است.


ملاحظات اخلاقی: در نگارش این مقاله، صداقت و امانتداری رعایت شده است.


یافته‌ها: حل مشکل گرسنگی جهانی، بالارفتن کیفیت مواد غذایی، بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان و حفظ سلامت محیط زیست از مهم‌ترین مزایای تولید غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی هستند. تولید غذاهای اصلاح‌شده‌ ژنتیکی به عنوان راه‌ حلی مناسب برای تأمین نیازهای غذایی بشر معرفی‌ شده‌اند، در حالی ‌که سلامت و ایمنی این غذاها مورد اختلاف است. مخالفان، ایمنی و سلامت این غذاها را به دلیل عدم توافق علمی و بروز خطرات احتمالی نمی‌پذیرند و معتقدند در تولید غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی اصل اخلاقی زیان‌نرسانی مراعات نمی‌شود. در مقابل، موافقان به دلیل توافق علمی بر ایمنی و سلامت غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی، نتایج آزمایش‌های موردی و تجربه موفق مردم آمریکا مدعی ایمنی و سلامت غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی و هماهنگی تولید این غذاها با اصل اخلاقی زیان‌نرسانی هستند.


نتیجه‌گیری: تولید غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی با مزایای قابل توجهی همراه است، اما درباره مضرات استفاده از این فناوری مسائل ناشناخته بسیار زیادی وجود دارد. وجود خطرات احتمالی در تولید غذاهای اصلاح‌شده ژنتیکی و عدم قطعیت علمی درباره وقوع این خطرات، دلیلی برای اجرای اصل احتیاط در تولید این غذاهاست.

بایسته‌های اخلاقی کشف جرم از منظر اسناد، موازین و رویه‌های حقوق بشر

امیر کاظمی, باقر شاملو, امان‌الله علیمرادی, سیدمهدی احمدی موسوی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36014

زمینه و هدف: کشف جرم اولین مرحله از دادرسی عادلانه است که الزامات حقوقی، قانونی و اخلاقی متعددی درباره آن مطرح شده است، از جمله در اسناد، موازین و رویه‌های حقوق بشری، رویکردهای مشابهی در این زمینه دیده می‌شوند. با توجه به نقش سازنده اصول اخلاقی در توسعه و بهبود فرایند دادرسی عادلانه، از جمله در مرحله کشف جرم، پژوهش حاضر به بررسی بایسته‌های اخلاقی کشف جرم از منظر اسناد، موازین و رویه‌های حقوق بشری می‌پردازد.


روش: نوع پژوهش حاضر، نظری و روش به کارگرفته‌شده در آن، توصیفی ـ تحلیلی است. جمع‌آوری اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه‌ای و با مراجعه به کتب، مقالات، اسناد و پایگاه‌های اینترنتی صورت گرفته است.


ملاحظات اخلاقی: در مقاله حاضر اصول اخلاقی نگارش شامل امانتداری، صداقت و اصالت متن، رعایت گردیده است.  


یافته‌ها: کشف جرم در فرایند دادرسی، علاوه بر رعایت اصول و قواعد قانونی و حقوقی، نیازمند پیروی از اصول و الزامات اخلاقی از جمله منع شکنجه، مبناقراردادن اصل برائت و بی‌گناهی متهم و همچنین منع دخالت و تجسس در زندگی شخصی است. الزام اخلاقی منع شکنجه، نفی هرگونه آزار و اذیت جسمی در ابعاد آشکار و پنهان است که با به کارگیری شیوه‌های روانی، در تعارض با حقوق بنیادین بشری است. اصل برائت یک حق و حتی امتیاز برای متهم است که علاوه بر بی‌گناه‌دانستن افراد قبل از ارائه دلایل، مدعی را به اثبات دلایل ملزم می‌نماید. اصل منع دخالت در زندگی خصوصی نیز حق حیات و زندگی آزادانه را بدون مداخله غیرمشروع افراد و نهادهای عمومی و خصوصی، مورد تأکید قرار می‌دهد.


نتیجه‌گیری: بایسته‌های اخلاقی، ابزاری برای تکامل‌بخشیدن به اصول حقوقی و اجراشدن اعلامیه‌ها و توصیه‌های حقوق بشری بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی، هستند. در این میان سه اصل منع شکنجه، اصل برائت و بی‌گناهی و همچنین منع دخالت و تجسس در زندگی خصوصی افراد، اصولی پایدار و مشترک در اسناد حقوق بشری به شمار می­روند که البته نیازمند توسعه همگام با پیشرفت‌های تکنولوژیکی و ارتباطی هستند که به انحای مختلف، حقوق انسانی را در مرحله کشف جرم نقض می‌کنند. مقابله با موارد نقض حقوق متهمین در مرحله کشف جرم از منظر اخلاقی نیازمند عزم جدی و الزام‌آورشدن اعلامیه‌های حقوق بشری در سطوح جهانی، منطقه‌ای و ملی و ایجاد صدای واحدی در این زمینه است.

مطالعه کیفی پیامدهای تحقیر زنان در محیط‌های کاری

شیوا آقاپور, فریبا میر اسکندری, روزا کرم‌پور

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-10
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36430

زمینه و هدف: تحقیر زنان شاغل، تهدیدی جدی برای سلامتی و حقوق انسانی به شمار می‌رود. تحقیر علیه زنان شاغل در محیط‌های کاری به واسطه پیامدهای اساسی که بر زندگی زنان دارد، به عنوان یک مسأله مهم اجتماعی شناخته شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تجارب زنان شاغل مورد تحقیر قرارگرفته از پیامدهای تحقیر انجام شده است.


روش: روش تحقیق به کاررفته در این پژوهش، کیفی بوده و از تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته برای جمع‌آوری اطلاعات پژوهش استفاده شده است. جامعه هدف پژوهش را زنان شاغل شهرستان ماکو تشکیل داده‌اند که با 40 نفر از آن‌ها مصاحبه صورت گرفته است. برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از روش نمونه‌گیری هدفمند و از نوع حداکثر تنوع استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شده است.


ملاحظات اخلاقی: مصاحبه‌ها با اطلاع و رضایت کامل مشارکت‌کنندگان صورت گرفت و اطلاعات شخصی آن‌ها در تمام مراحل پژوهش محرمانه ماند.


یافته‌ها: مهم‌ترین پیامدهای تحقیر زنان شاغل عبارتند از: انزوای اجتماعی، شکل‌گیری تنش‌های خانوادگی، فرسایش اعتماد اجتماعی، فرسایش سلامت اجتماعی، فرسایش سلامت روانی.


نتیجه‌گیری: تأثیرات سوء تحقیر زنان شاغل در محیط‌های کاری فقط دامنگیر این زنان نبوده، بلکه آسیب‌های جدی بر نظام خانواده و حتی پیکره جامعه وارد می‌سازد که مهم‌ترین پیامد این مسأله، شکل‌گیری بیگانگی اجتماعی است.

زمینه و هدف: خلاقیت کارکنان یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت سازمان‌ها و حفظ مزیت رقابتی آن‌هاست. بی‌نزاکتی همکاران یکی از عوامل تهدیدکننده خلاقیت کارکنان است که از طریق کاهش انگیزه درونی و افزایش فرسودگی شغلی خلاقیت کارکنان را متأثر می‌سازد. این پژوهش درصدد بررسی تأثیر بی‌نزاکتی همکاران بر خلاقیت کارکنان با نقش میانجی فرسودگی عاطفی و انگیزه درونی بود.


روش: جامعه آماری این پژوهش، کارکنان نمایندگی‌های شرکت ایران‌خودرو در شهر اهواز با تعداد 1300 نفر در زمان مطالعه بود. شیوه نمونه‌گیری تصادفی و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 279 نفر بود. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های بی‌نزاکتی Cortina, Magley, Williams & Langhout (2001 م.)، فرسودگی عاطفی Maslach & Jackson (1981 م.)، خلاقیت Randsip (1979 م.) و انگیزش درونی McAuley, Duncan & Tammen (1989 م.) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر) و با به کارگیری نرم‌افزارهای SPSS 23 و Lisrel 8.8 انجام شد.


ملاحظات اخلاقی: مشارکت‌کنندگان در پژوهش با رضایت و آگاهانه پرسشنامه‌ها را تکمیل نمودند.


یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد بی‌نزاکتی همکاران به ترتیب با ضرایب مسیر 41/0- ، 85/0 و 6/0- و آماره t، بالاتر از 96/1 بر خلاقیت کارکنان، فرسودگی عاطفی و انگیزه درونی تأثیر معناداری دارد. نقش میانجی متغیرهای فرسودگی عاطفی و انگیزه درونی نیز تأیید شد.


نتیجه‌گیری: بی‌نزاکتی کارکنان باعث افزایش فرسودگی شغلی و کاهش انگیزه درونی و در نتیجه کاهش خلاقیت کارکنان خواهد شد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد مدیران توجه ویژه‌ای به زدودن رفتارهای توأم با بی‌نزاکتی در سازمان نمایند.

زمینه و هدف: دانشگاه‌ها از جمله سازمان‌های بزرگ و پیچیده‌ای هستند که بیشتر از سایر سازمان‌ها با نیروی انسانی در ارتباطند و عهده‌دار تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد جامعه هستند، لذا مطالعه حاضر با هدف طراحی سازه عدالت اخلاق‌محور در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان انجام شد.


روش: مطالعه حاضر آمیخته (کیفی ـ کمی) است و بر اساس نمونه‌گیری قضاوتی 20 نفر از خبرگان و بر اساس جدول مورگان و با نمونه‎گیری طبقه‌ای، 248 نفر از مدیران میانی و ارشد کارکنان واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان بررسی شدند. بر اساس نظرات خبرگان و فرایند دلفی فازی سه مؤلفه اخلاق سازمانی و هفت بعد مؤلفه عدالت اخلاق‌محور تأیید و مدل مفهومی پژوهش طراحی و پایایی ابزار با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن با روایی همگرا و واگرا (با شاخص AVE) و روایی سازه تأیید گردید. مدل مفهومی با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار لیزرل مورد ارزیابی قرار گرفت.


ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه، حفظ امانتداری در ارجاع به منابع و کسب رضایت آگاهانه و ورود داوطلبانه افراد مورد توجه قرار گرفت.


یافته‌ها: پرسشنامه طراحی‌شده بر اساس مطالعه کیفی شامل عدالت اخلاق‌محور (45 شاخص)، اخلاق کاری اسلامی (20 گویه)، توسعه ارزش‎های اخلاقی در سازمان (7 گویه) و وجود جو اخلاقی در جامعه (7 گویه) بود. نتایج بخش کمی مطالعه نشان داد که اخلاق کار اسلامی با میزان تأثیر 76/0 بیشترین میزان تأثیر و ارزش‎های اخلاقی جامعه و سازمان با 16/0 کمترین تأثیر بر عدالت اخلاق‌محور را دارا بودند. همچنین میزان تأثیر جو اخلاقی بر عدالت برابر با 22/0 و معنادار بود. میزان تأثیر فلسفه اخلاقی بر عدالت اخلاق‌محور برابر با 09/1 بود که حاکی از هم‌افزایی، بین مؤلفه‏های این سازه‌ها بودند.


نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر اخلاق کار اسلامی بیشترین تأثیر را بر عدالت اخلاق‌محور داشت. بنابراین دین ﺑﺎ ارائه اﺳﻮه‌ﻫﺎ و اﻟﮕﻮﻫﺎی برجسته اﺧﻼﻗﻲ نقش مهمی در ارتقای عدالت سازمانی دارد و دانشگاه‌ها می‌توانند با رعایت اصول ارزشی اخلاق اسلامی، جو مناسبی را جهت برقراری عدالت ایجاد نمایند.

نقش اخلاق تحصیلی و کمک‏ طلبی تحصیلی در پیش ‏بینی فریبکاری تحصیلی دانش ‏آموزان ورزشکار در دوران شیوع کرونا

نسرین عزیزیان کهن, ماهرخ دهقانی, فهیمه مؤمنی‌فر

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36850

زمینه و هدف: امروزه فریبکاری تحصیلی یکی از مهم‏ترین چالش‌های محیط‌ های آموزشی می‏باشد که به عنوان مجموعه رفتارهای مبتنی بر نیرنگ و فریب برای دستیابی به پیامدها و نتایج تحصیلی تعریف شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش اخلاق تحصیلی و کمک‏ طلبی تحصیلی در پیش‏بینی فریبکاری تحصیلی دانش ‏آموزان ورزشکار در دوران شیوع کرونا انجام گرفت.


روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش‏آموزان ورزشکار شهر اردبیل به تعداد 653 نفر تشکیل می‏ دادند که از میان آن‏ها با استفاده از روش نمونه ‏گیری تصادفی طبقه ‏ای تعداد 242 نفر ‏به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه اخلاق تحصیلی، پرسشنامه کمک ‏طلبی تحصیلی و پرسشنامه فریبکاری تحصیلی برای جمع ‏آوری داده‌ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‏ ها از آزمون ‏های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: رضایت شفاهی مشارکت‌کنندگان اخذ و درباره محرمانه‌بودن اطلاعات به آن‏ها اطمینان خاطر داده شد.


یافته‌ها: یافته ‏ها نشان داد که بین اخلاق تحصیلی و مؤلفه‏ های آن و کمک‏ طلبی تحصیلی و مؤلفه ‏های آن با فریبکاری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که تقریباً 51 درصد از کل واریانس فریبکاری تحصیلی بر اساس اخلاق تحصیلی و کمک ‏طلبی تحصیلی قابل پیش‏بینی است که متغیر اخلاق تحصیلی سهم بیشتری داشت.


نتیجه‌گیری: بر اساس یافته ­ها، می‏توان نتیجه گرفت که اخلاق تحصیلی و کمک‏طلبی تحصیلی از متغیرهای مرتبط با کاهش میزان فریبکاری تحصیلی در دانش‏ آموزان می‏ باشند.

زمینه و هدف: گزارش‌های مالی، مهم‌ترین منابع اطلاعاتی برای قانونگذاران، سهامداران، تحلیلگران و سایر ذی‌نفعان به شمار می‌آیند. این گزار‌ش‌ها در صورت قابل فهم‌بودن، برای استفاده‌کنندگان مفید خواهد بود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و فراتحلیل شاخص‌های افشای مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفه‌ای و مدیریت لحن (لحن گزارشگری) مؤثر بر خوانایی گزارشگری مالی، صورت پذیرفته است.


روش: مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه را اعضای حسابداران رسمی تهران و شیراز تشکیل می‌دهند. از آنجا که آمار رسمی جامعه مورد مطالعه در دسترس نیست، بنابراین می‌توان تعداد آن‌ را نامحدود فرض کرد. نمونه آماری پژوهش حاضر را 260 نفر از اعضای جامعه آماری یادشده که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند، تشکیل می‌دهند. به منظور شناسایی شاخص‌های مؤثر بر خوانایی گزارشگری مالی از تکنیک توزیع دو جمله‌ای و تحلیل عاملی اکتشافی و جهت اولویت‌بندی شاخص‌ها از تکنیک ترجیحات غیر خطی فازی استفاده گردید. همچنین به منظور بررسی روابط بین افشای مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفه‌ای و مدیریت لحن (لحن گزارشگری) مؤثر بر خوانایی گزارشگری مالی، از تکنیک فراتحلیل استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل نگارش مقاله، صداقت و امانتداری رعایت شده است.


یافته‌ها: بر اساس نتایج تکنیک ترجیحات غیر خطی فازی، از بین شاخص‌های اخلاق حرفه‌ای؛ 1. مهارت، صلاحیت و گزارشگری حرفه‌ای 2. دریافت و اعطای هدایا  3. ایفای مسئولیت اقتصادی، قانونی و اخلاقی در قبال جامعه و صاحبکار و در بین شاخص‌های مدیریت لحن؛ 1. مدیریت سود تعهدی، واقعی و گزارشگری متقلبانه   2. فرار مالیاتی و اهرم مالی 3. تغییر و جهت‌دارنمودن نگرش عملکرد مالی با پیچیدگی و طول متن و از شاخص‌های افشای مسئولیت اجتماعی؛ 1. ارائه اطلاعات صحیح و واقع‌بینانه 2. آموزش مشارکت و توسعه جامعه، اشتغال 3. رشد اقتصادی، بهره‌وری و مالیات تکلیفی و عملکرد، به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم را از نظر میزان اهمیت و تأثیر به خود اختصاص دادند. همچنین نتایج فراتحلیل نشان داد که بین افشای مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفه‌ای و مدیریت لحن با خوانایی گزارشگری مالی، رابطه معناداری وجود دارند.


نتیجه‌گیری: افشای مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفه‌ای و مدیریت لحن (لحن گزارشگری)، از جمله عوامل تأثیرگذار بر خوانایی گزارشگری مالی هستند. تأکید بر این سه متغیر مهم می‌تواند اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم‌گیری ذی‌نفعان سازمان و یا تحلیلگران بازار را به صورت کاملاً خوانا و واضح‌تر فراهم آورد.

نقش هوش اجتماعی و رهبری اخلاقی در پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی معلمان

نسرین حیدریان, فاطمه حسین‌نژادیان, مریم دانش‌فر, نوراله احمدیان

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36747

زمینه و هدف: بهزیستی روان‌شناختی همواره در محیط‌های شغلی، از جمله حرفه معلمی مورد توجه روان‌شناسان بوده است. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش هوش اجتماعی و رهبری اخلاقی در پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی معلمان انجام شد.


روش: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی ـ تحلیلی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره دوم متوسطه شهر بهارستان در سال تحصیلی 99-1398 بودند (480 نفر) که 214 نفر بر اساس جدول Krejcie & Morgan (1970 م.) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند؛ ابزار جمع‌آوری اطلاعات پژوهش شامل پرسشنامه‌های رهبری اخلاقی Brown و همکاران (2005 م.)، هوش اجتماعی Silvera و همکاران (2001 م.) و فرم کوتاه بهزیستی روان‌شناختی Ryff (1989 م.) بودند. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از میانگین، انحراف معیار و آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان در سطح معنی‌داری 01/0=α با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: در انجام این تحقیق، جنبه­های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت، امانتداری، محرمانگی اطلاعات و اخذ رضایت آگاهانه، لحاظ شده است.


یافته‌ها: نتایج نشان داد که همبستگی بین رهبری اخلاقی با بهزیستی روان‌شناختی (523/0r=، 01/0>p) و هوش اجتماعی با بهزیستی روان‌شناختی (638/0r=، 01/0>p) مثبت و معنادار بود. همچنین مؤلفه‌های رهبری اخلاقی 6/28 درصد و هوش اجتماعی 4/35 درصد از واریانس بهزیستی روان‌شناختی را تبیین می‌کنند (01/0>p).


نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش مسئولین آموزشی بایستی برای ترویج رفتار اخلاقی در مدارس از طریق الگوسازی ویژگی‌ها، این نوع رفتار را در بین مدیران و رهبران مدارس، فرهنگ‌سازی کنند.

سنجش و تحلیل سواد محیط زیستی در شهر مهاجران

ساناز رحیمی کاه‌کشی, امیدعلی عادلی, سیدهادی عربی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36389

زمینه و هدف: در حال حاضر، یکی از مهم‌ترین موضوعات زندگی بشر، حفاظت از محیط زیست است. از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین عوامل در حفظ محیط زیست، سواد محیط زیستی است. از جمله متغیرهای مؤثر بر سواد محیط زیستی افراد، آگاهی و نگرش آن‌ها به محیط زیست است، لذا اطلاع از دانش و نگرش افراد برای اجرای بهتر طرح‌ها و برنامه‌های حفظ و بهبود محیط زیست امری ضروری است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح سواد محیط زیستی در شهر مهاجران است.


روش: این مطالعه، مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از تکمیل 362 پرسشنامه به صورت مصاحبه رو در رو، در سال 1399 در شهر مهاجران جمع‌آوری شده است. پرسشنامه محقق‌ساخته شامل سه بخش اطلاعات فردی، سؤالات آگاهی و نگرش تهیه و تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: جنبه­های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت، امانتداری، محرمانگی اطلاعات و اخذ رضایت آگاهانه، رعایت شده است.


یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار آگاهی 907/0±17/1 (پاسخ‌ها در محدوده 10- تا 10) در سطح بالاتر از متوسط و میانگین و انحراف معیار نگرش 25/1±485/0 (پاسخ‌ها در محدوده 6- تا 10) در سطح نسبتاً مثبت است. همبستگی مثبت و معنی‌داری بین آگاهی و نگرش نسبت به محیط زیست مشاهده شد. بین نمرات آگاهی بر اساس تحصیلات و سابقه بیماری زمینه‌ای تفاوت معنی‌داری مشاهده شده است. آگاهی افراد با تحصیلات بالاتر بیشتر از افراد با تحصیلات پایین است. آگاهی افراد دارای سابقه بیماری زمینه‌ای بیشتر از افرادی است که سابقه بیماری ندارند. بین نمرات نگرش بر اساس تحصیلات، سن و سابقه بیماری زمینه‌ای تفاوت معنی‌دار مشاهده شده است. نگرش افراد با تحصیلات بالا مثبت‌تر از افراد با تحصیلات پایین است. افرادی که دارای بیماری زمینه‌ای هستند، نگرش مثبت به محیط زیست دارند و افراد با سنین بالا نگرش مثبت‌تر نسبت به افراد با سنین پایین دارند.


نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، هرچند میزان نمره آگاهی و نگرش شهروندان مهاجران نسبت به محیط زیست بالا و مثبت بود، لیکن لازم است به منظور فراهم‌کردن امکان توسعه انسانی، یک برنامه جامع در راستای ارتقای سواد و فرهنگ محیط زیستی تدوین گردد. امید است نتایج حاصله مسئولین و سیاستگذاران مربوطه را در امر برنامه‌ریزی یاری کند.

نقد اصل منافع تولید مثل و سقط جنین ناهنجار

محدثه مولوی, علیرضا آل بویه, محسن رضایی آدریانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.34628

زمینه و هدف: رشد فناوری‌های تولید مثل و پیشرفت آزمایش‌های تشخیص پیش از تولد، چالش‌های اخلاقی بسیاری را در رابطه با سقط جنین دارای ناهنجاری ایجاد کرده است. هدف این مقاله نقد و بررسی استدلال Savulescu در جواز سقط جنین ناهنجار مبنی بر اصل منافع تولید مثل و ارائه تقریر تفصیلی از اصل مذکور بر اساس تفکیک زمان پیش از بارداری و پس از بارداری است.


روش: در این مطالعه تحلیلی، پس از جستجو و مرور هدفمند متون، به تبیین اصل منافع تولید مثل درباره سقط جنین ناهنجار پرداخته شده و نقدهایی که دیگران بر این اصل وارد کرده‌اند، با رویکرد عقلی بررسی و تحلیل شده است.


ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش، جنبه‌های اخلاقی شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.


یافته‌ها: در تصمیم‌گیری برای بارداری و انتخاب ژن‌های غیر بیمار یکسری اصول معرفی شده‌اند، از جمله اصل خودمختاری، اصل مشاوره رهنمودی و اصل بهترین منافع کودک، ولی به اعتقاد Savulescu هیچ یک از این اصول مطرح نمی‌توانند مسیر درستی را در مورد انتخاب ژن‌های بیمار و غیر بیمار ارائه دهند. بنابراین Savulescu اصل منافع تولید مثل را معرفی می‌کند و در کاربرد این اصل بر انتخاب ژن‌های غیر بیمار تمرکز دارد. در مثال‌های ارائه‌شده توسط او، در به کارگیری این اصل برای پیش و پس از بارداری تمایزی صورت نگرفته است، در حالی که اصل منافع تولید مثل پس از بارداری سبب سقط جنین ناهنجار می‌شود، در نتیجه به لحاظ اخلاقی قابل قبول نخواهد بود، هرچند که در زمان پیش از بارداری قابل پذیرش باشد.


نتیجه‌گیری: اگرچه کاربرد اصل منافع تولید مثل در زمان پس از بارداری به لحاظ اخلاقی با اشکالاتی مواجه است، اما این اصل را می‌توان برای انتخاب ژن‌های غیر بیمار یا سالم، قبل از اقدام برای بارداری به کار برد و به والدین برای داشتن فرزندی سالم کمک کرد.

شناسایی مؤلفه‌های توسعه اخلاق حرفه‌ای در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد فراترکیب

علی خالق‌خواه, شهرام مهرآور گیگلو, سلیم کاظمی, عظیم امیدوار

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37455

زمینه و هدف: با توجه به اینکه حساسیت مسائل اخلاقی در هر حرفه به یک اندازه نیست و از آنجایی که محیط‌های آموزشی و بالاخص دانشگاه‌ها وظیفه خطیر آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد به منظور پاسخگویی به نیازهای جامعه و کمک به توسعه همه‌جانبه کشور را به عهده دارند، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های توسعه اخلاق حرفه‌ای در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد فراترکیب انجام شد.


روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با روش کیفی فراترکیب انجام‌ شده است. جامعه آماری، کلیه مطالعات انجام‌شده در بازه زمانی 1380 الی 1400 است. در این راستا 63 پژوهش در زمینه موضوع مورد نظر ارزیابی و در نهایت 34 مقاله به ‌صورت هدفمند انتخاب گردید و با تحلیل محتوا و ترکیب ادبیات مربوط، در مجموع 164 کد، 13 مفهوم، 4 مقوله کلیدی طی فرایند جستجو و ترکیب نظام‌مند متون شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید.


ملاحظات اخلاقی: الزامات اخلاق پژوهشی در پایش مقالات مورد سنتز، منظور شده است.


یافته‌ها: نتایج تحلیل نشان داد که مهم‌ترین مؤلفه‌های توسعه اخلاق حرفه‌ای شناسایی‌شده در نظام آموزش عالی کشور، شامل مؤلفه‌های آموزشی (توسعه اخلاق حرفه‌ای در دانش تخصصی، توسعه اخلاق حرفه‌ای در تعاملات بین دانشجویان و اساتید، توسعه استانداردهای اخلاق حرفه‌ای در فرایند یاددهی ـ یادگیری)، پژوهشی (توسعه اخلاق حرفه‌ای رفتار اساتید و مدیران، توسعه اخلاق حرفه‌ای در فرایند انجام پژوهش، پاسخگویی به نیازهای جامعه)، مدیریتی (تعهد اخلاقی مدیران نسبت به دانشگاه، توسعه اخلاق حرفه‌ای مدیریت در ارتباط با کارکنان، اساتید و دانشجویان، ویژگی‌های حرفه‌ای مدیران) و فردی (مهارت و دانش تخصصی فردی در حوزه اخلاق حرفه‌ای، ویژگی‌های اعتقادی و مذهبی، اعتقاد و تعهد به ارزش‌های اخلاقی، ویژگی‌های روان‌شناختی) است.


نتیجه‌گیری: مؤلفه‌های توسعه اخلاق حرفه‌ای در نظام آموزش عالی کشور در چهار مقوله آموزشی، پژوهشی، مدیریتی و فردی شناسایی شد. با عنایت به یافته‌های پژوهش حاضر با تشکیل شورای اخلاق حرفه‌ای در معاونت آموزشی و معاونت پژوهشی دانشگاه، برگزاری کارگاه‌ها، همایش‌ها و نشست‌های تخصصی پیرامون اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه و تولید محتوای متعدد آموزشی در زمینه اخلاق حرفه‌ای و قراردهی آن در سامانه اخلاق حرفه‌ای جهت استفاده دانشجویان، اساتید، کارکنان و مدیران می‌توان زمینه اجرایی هرچه بهتر این مؤلفه‌ها را فراهم آورد.

مؤلفه‌های اخلاق اجتماعی در یک آرمان‌شهر از منظر غزلیات حافظ

سیدمهدی موسوی‌نیا, محمد رزاقی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.35985

زمینه و هدف: زندگی اجتماعی در هر عصری، مستلزم آشنایی با هنجارهای اجتماعی است. اخلاقی‌زیستن نیز نیازمند آشنایی با کنش صحیح و تعامل درست و سازنده با جهان است، لذا شناخت محورهای اخلاق اجتماعی و رعایت حدود آن، موجب ایجاد یک جامعه متمدن، متکی بر اخلاق خواهد شد. هدف اصلی این پژوهش جستجو در غزلیات حافظ، جهت یافتن معیارهای اخلاق اجتماعی برای ساختن یک آرمان‌شهر است.


روش: رویکرد پژوهش حاضر توصیفی ـ تحلیلی است و با شیوه کیفی انجام پذیرفته است. جهت انجام این پژوهش مجموعه دیوان حافظ بررسی شده و ابیات متکی بر اخلاق زیستی و اخلاق اجتماعی که به نوعی بیانیه حافظ در این‌باره هستند، استخراج و تحلیل شده است.


ملاحظات اخلاقی: در انجام پژوهش حاضر تمام وجوه صداقت و امانتداری مطابق هنجارهای اخلاقی انجام پژوهش، رعایت شده است.


یافته‌ها: شعر حافظ شعر اخلاق‌مداری و اتکا به بن‌مایه‌های اخلاق اجتماعی و اخلاق زیستی است، اما با توجه به ریای معکوس و زبان تهکمی (استهزایی) که در سراسر غزل حافظ جریان دارد؛ این اخلاق‌محوری خود را به شکل معکوس و نوعی تهکم و استهزا نشان می‌دهد. انسان کامل از نظر حافظ، فردی است که مجهز به خصایل متعالی همچون، هم‌زیستی و احترام به دیگر عقاید، پرهیز از ریاکاری، صبر در برابر شدائد، آزادگی، دوری از خودکامگی، مهرورزی و... باشد.


نتیجه‌گیری: مطالعه و شناخت غزلیات حافظ، آرا و اندیشه‌های او، ضمن روشن‌کردن بخشی از عقبه اخلاق فردی و زیستی در متون کهن فارسی، انسان را با تعریف ماهوی اخلاق از نظر حافظ آشنا می‌کند. این آشنایی علاوه بر اینکه موجت تهذیب و تربیت نفس انسان در مواجهه با جامعه خواهد بود، در صورت رعایت حدود آن، زمینه ایجاد یک آرمان‌شهر متکی بر اخلاق اجتماعی را فراهم خواهد آورد. در شعر حافظ تعالیم اخلاقی عموماً به صورت غیر مستقیم و پوشیده در حجاب کنایه و طنز بیان شده است.

زمینه و هدف: آب، عامل پیدایی، مانایی و کارایی است. نا‌امنی برخاسته از عدم دسترسی پایدار به منابع آب برای شهروندان می‌تواند ثبات و امنیت را برآشوبد و به چالش مشروعیت نظام سیاسی بیانجامد. پیشگیری از ناامنی آب در مناسبات هیدروپلتیک، حمایت حقوقی از آب در برابر جرائم و تخلفات آبی را ضرورت می‌بخشد.


روش: این مقاله از نوع نظری است و با بهره­گیری از داده‌های کتب، مقالات و قوانین و مقررات مربوطه به تحلیل انتقادی پیرامون حمایت حقوقی از قوانین ایمنی آب و ایمنی زیستی به روش تحقیق کیفی و غیرآماری می‌پردازد.


ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.


یافته‌ها: حمایت کیفری، از طریق پیشگیری قهرآمیز و کیفرگذاری برای جرائم علیه آب، یکی از عوامل بازدارنده از تشدید وخامت بحران کشاورزی در ایران است؛ بحرانی که با افت منابع آبی و مدیریت نابهینه آب، نیاز به واردات محصولات کشاورزی و فراورده‌های غذایی را افزایش می‌دهد، در نتیجه رشد واردات تراریخته‌های ناامن با ترجیح ناموجه حفظ امنیت غذایی بر حق غذای «سالم»، بحران‌های دیگری می‌زاید. امروزه فناوری‌های نوین مواد غذایی و زیست‌بوم از چنان ارزش اخلاقی برخوردار است که حمایت کیفری کافی و دقیق از آن ضروری می‌نماید. ضعف قوانین و رویه‌های حقوقی ایران هم در حمایت از آب و هم در حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان محصولات تراریخته، جرم‌انگاری معطوف به حمایت از امنیت غذایی در وضعیت فزایندگی نیاز به تراریخته‌ها در بحران آب را لازم می‌نماید.


نتیجه‌گیری: این مقاله، با طرح چند نقد بر قوانین و مقررات موجود در حوزه حمایت کیفری از دو موضوع آب و ایمنی زیستی در مصرف تراریخته‌های خوراکی، چارچوبی برای جرم‌انگاری رفتارهای مجرمانه علیه زنجیره تأمین غذا با مسئولیت مطلق ـ یا حاوی فرض مسئولیت کیفری ـ ارائه می‌کند. نقد مواد قوانین کیفری و غیر کیفری مربوط به محصولات تراریخته و جرائم علیه آب، همراه با ارائه پیش‌نویس موادی برای الحاق به لایحه مجازات‌های تعزیری، جهت مسئول‌شناختن دولت و اشخاص حقوقی عمومی و خصوصی مسئول در اجرا و پایش قوانین امنیت غذایی، با رعایت «اصل مداخله کمینه و محدود کیفر به آخرین حربه» مورد هدف این نوشتار است؛ لذا تحدید کیفرهای سخت به انواع بیوتروریستی و سازمان‌یافته جرائم علیه امنیت غذایی، تنوع پاسخگذاری حقوقی متناسب با ماهیت و شدت گستره وسیع این جرائم را فراهم می‌کند.

تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر حکمروایی اجتماعی آب با رویکرد اخلاق زیستی

محمدتقی حیدری, داریوش جهانی, اسمعیل دلیر, یعقوب حقی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37276

زمینه و هدف: امروزه، ظهور گفتمان اخلاقی در شبکه‌های سیاست جهانی آب به بحث‌هایی کلیدی در مورد اینکه اخلاق آب با سایر ادعاهای هنجاری چه تناسبی دارد، منجر شده است، لذا هدف نوشتار حاضر ارائه الگویی راهبردی برای ظرفیت‌سازی اجتماعی و جامعه‌پذیری مردم نسبت به مسائل بحران آب است، به گونه‌ای که اغلب مطالعات و کنفرانس‌های بین‌المللی به اتفاق بر این نکته تأکید نموده‌اند که بحران آب، یک بحران حاکمیت/ حکمرانی و مدیریت آب است تا کمبود آب.


روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ قلمرو زمانی مقطعی بوده است. مطالعه حاضر از تکنیک دلفی و با استفاده از پنل خبرگان بر روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله برفی صورت‌گرفته است. بر اساس ماهیت موضوع حجم نمونه 30 نفر تعیین گردیدند. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل معادلات ساختاری روابط علی بین متغیرها با نرم‌افزار SmartPLS 3 استفاده شده است.


ملاحظات اخلاقی: در تدوین این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش حاضر به همکاری شده‌اند.


یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد بیشترین تأثیر مربوط به سازه تعهد متقابل با ضریب تأثیر 565/0 و سازه انسجام فرهنگی با ضریب 471/0 بوده است. تعهد متقابل از مهم‌ترین مؤلفه‌های مؤثر بر اخلاق زیستی در حوزه حکمروایی اجتماعی فرهنگی آب خواهد بود. همچنین انسجام فرهنگی و تقویت ابزارهای آن از طریق شناسایی عوامل مؤثر بر اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده، آموزش و پرورش و رسانه‌های جمعی می‌تواند زیربنایی برای حکمروایی آب باشد.


نتیجه‌گیری: بین تعهد متقابل و اجتماعی و مسئولیت‌پذیری و رفتار صرفه‌جویانه در مصرف آب، رابطه وجود دارد و می‌توان با بالابردن گرایش‌های شناختی، عاطفی، رفتاری مردم نسبت به صرفه جویی در مصرف آب، از میزان مصرف بی‌رویه در ایران کاست.

زمینه و هدف: حیوان‌آزاری یکی از جرائمی است که در سال‌های اخیر بیش از گذشته شاهد آن هستیم. این پژوهش با تأکید بر مبانی اخلاقی لزوم حمایت کیفری از حیوانات اهلی حرام‌گوشت، رویکرد قانونگذار در این زمینه را مورد بحث و نقد قرار داده است. علاوه بر مطالعه رویکرد تقنینی در مقابله با آزاردهی حیوانات اهلی حرام‌گوشت، ارزیابی رویکرد نظام قضایی و رویه‌ای کشور البته با نگاهی آسیب‌شناسانه در قلمرو پژوهش حاضر قرار دارد.


روش: در این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، سیاست کیفری تقنینی و قضایی ایران در مقابله با حیوان‌آزاری حیوانات اهلی حرام‌گوشت مورد مطالعه قرار گرفته است.


ملاحظات اخلاقی: در نگارش پژوهش حاضر، ضمن توجه به اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت گردیده است.


یافته‌ها: در دنیای امروز با توجه به رویکردهای اخلاقی موجود، حیوانات اهلی اعم از حلال یا حرام‌گوشت نیازمند احترام و حمایت هستند. در حقوق کیفری ایران، اگرچه در خصوص حیوانات اهلی حلال‌گوشت به خاطر ارزشمندی این حیوانات و استفاده‌های فراوان از آن‌ها مقرراتی از نظر کیفری وجود دارد، اما در زمینه حمایت از حیوانات اهلی حرام‌گوشت که به دلیل هم‌جواری با انسان‌ها، بسیار در معرض آسیب و خطر می‌باشند از منظر کیفری مقرراتی به چشم نمی‌خورد. فقدان قوانین حمایتی و همچنین نقصان و غیر جامع‌بودن ماده 679 قانون مجازات اسلامی که تنها ماده این قانون بوده که اختصاصاً به حیوانات اهلی می‌پردازد، باعث شده برخی قضات به ناچار برای مجازات آسیب‌زنندگان به حیوانات اهلی حرام‌گوشت از برخی مواد عام و کلی قانون مجازات اسلامی مانند ماده 638 بهره گیرند؛ استناد به این ماده با چالش‌ها و ابهامات مهمی مواجه است.


نتیجه‌گیری: ضرورت دارد قانونگذار در زمینه حمایت کیفری هرچه بیشتر از حیوانات خانگی به ویژه حیوانات اهلی حرام‌گوشت و مجازات افرادی که این قسم از حیوانات را در معرض آزار و اذیت و آسیب قرار می‌دهند و با تأسی از مقررات کیفری کشورهای پیشرو در این زمینه، در اصلاحات بعدی مقررات جدیدی را به قانون مجازات اسلامی اضافه نماید تا خلأهای قانونی در این زمینه مرتفع گردد. علیرغم تأکیدات بسیار در فقه اسلامی مبنی بر حفظ حقوق حیوانات و آزارنرساندن به آن‌ها و همچنین با وجود مبانی اخلاقی محکمی که برای حمایت از حیوانات اهلی اعم از حلال و حرام‌گوشت در دسترس است، اما در سیاست تقنینی فعلی ایران هیچ‌گونه حمایت کیفری صریحی از حیوانات اهلی حرام‌گوشت به عمل نیامده و این در حالی است که در وضعیت قانونی و قضایی سایر کشورها، قانونگذاری‌ها و جرم‌انگاری‌های بسیار خوبی در این حوزه به عمل آمده است.

مبانی مسئولیت ناشی از تبلیغات نادرست بازرگانی از منظر فقه و اخلاق و نظام‌های حقوقی ایران و آمریکا

علی حسینی‌نسب, نجادعلی الماسی, منصور امینی, سوده ناطق نوری

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v11i36.38099

زمینه و هدف: افزایش سیل تبلیغات نادرست بازرگانی و خساراتی که می‌تواند برای جامعه و شهروندان در پی داشته باشد، دغدغه‌های مختلف اخلاقی، فقهی و حقوقی را برمی‌انگیزد. این مطالعه به منظور بررسی مبانی مسئولیت ناشی از تبلیغات نادرست بازرگانی، از منظر فقه، اخلاق و حقوق و با هدف روشن‌سازی اهمیت توجه هرچه بیشتر سیاستگذاران، مقنین و مجریان، در این خصوص به انجام رسیده است.


روش: این تحقیق از حیث نوع، مطالعه‌ای نظری است. همچنین به لحاظ روش بحث، توصیفی ـ تحلیلی به شمار می‌رود و از منظر شیوه اجرا، کتابخانه‌ای (اسنادی) است.


ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر اصول و بایسته‌های اخلاقی در پژوهش مورد توجه قرار گرفته و ضمن حفظ اصالت مقاله، امانتداری و ارجاع‌دهی به منابع مورد استفاده، رعایت گردیده است.


یافته‌ها: فریب، اشتباه، ضرر و نقض عدالت، عناصری است که تبلیغات بازرگانی را به واسطه برخی قواعد فقهی و اصول اخلاقی مستوجب مسئولیت می‌نماید. در حقوق ایران تبلیغات نادرست یا خلاف واقع بر مبنای اشتباه و فریب (تقصیر) مسئولیت خواهد داشت. در حقوق آمریکا نیز عناصر گمراه‌کنندگی، فریب و اشتباه مبنای ایجاد مسئولیت تلقی می‌شوند. با این حال تمیز مبنای مسئولیت از منظر حقوقی، بسته به ماهیت و شرایط تبلیغات و جایگاه مسئول (اعم از تولیدکننده و سفارش‌دهنده، سازنده و منتشرکننده آگهی) متفاوت خواهد بود.


نتیجه‌گیری: مبانی مشترک مسئولیت اعم از مسئولیت اخلاقی، شرعی و حقوقی (مسئولیت مدنی) در تبلیغات بازرگانی نادرست، اساساً دو عنصر فریبنده و اشتباه‌آوربودن است. در حالت اول، اغلب سوءنیت و عنصر روانی تقصیر، مفروض است؛ در حالت دوم لزوماً با سوءنیت همراه نیست. به رغم کنش بیشتر رویه قضایی و اجرایی آمریکا، در هر دو نظام حقوقی، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر دامنه نفوذ تبلیغات و وسعت مخاطبان، عدم اجرای قوانین و پناه‌بردن به تفسیر خصوصیت اظهارات مبالغه‌آمیز در عرف تبلیغات و دشواری اثبات و جبران زیان، آنطور که باید مسئولیت ناشی از تبلیغات بازرگانی در ساحت حرفه‌ای و حقوقی، جدی گرفته نشده است که این خود زمینه افزایش تبلیغات نادرست و نقض حقوق مصرف‌کنندگان را فراهم می‌آورد.

مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه و تئاتر تعلیمی ـ تربیتی بر رشد اخلاقی دانش‌آموزان ابتدایی

رویا زارع, سمیه تکلوی, عذرا غفاری

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37128

زمینه و هدف: انسان تنها موجودی است که در این دنیا طالب سعادت است و اخلاق یکی از ضروری‌ترین نیازهای او جهت دستیابی به سعادت محسوب می‌شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه و تئاتر تعلیمی ـ تربیتی بر رشد اخلاقی دانش‌آموزان ابتدایی بود.


روش: طرح پژوهشی نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان پایه پنجم و ششم ابتدایی شهر اردبیل در سال 1400-1399 بود که از این جامعه 48 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، در دو گروه آزمایشی (گروه آموزش فلسفه و گروه تعلیمی ـ تربیتی) و گروه کنترل كه تعداد هر گروه 16 نفر بود، جایدهی شدند. برای گروه آموزش فلسفه، برنامه آموزش فلسفه به کودکان و برای گروه تعلیمی ـ تربیتی، برنامه آموزشی طراحی‌شده تئاتر تعلیمی ـ تربیتی اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رشد اخلاقی استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های توصیفی و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره با نرم‌افزار آماری SPSS 26 انجام شد.


ملاحظات اخلاقی: در تدوین این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.


یافته‌ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش فلسفه و تئاتر تعلیمی ـ تربیتی بر بهبود رشد اخلاقی تأثیر معنی‌دار داشته است (05/0p<). همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که تأثیر آموزش فلسفه بر رشد اخلاقی دانش‌آموزان به طور معناداری بیشتر از تئاتر تعلیمی ـ تربیتی بوده است (05/0p<).


نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش فلسفه و تئاتر تعلیمی ـ تربیتی و تأثیر آن­ها بر افزایش رشد اخلاقی فراهم می‌کند و مشاوران و روان‌شناسان می‌توانند برای بهبود رشد اخلاقی در دانش‌آموزان ابتدایی از این مداخلات استفاده نمایند.

رشد اجتماعی دانش‌آموزان: نقش پیش‌بین هوش اخلاقی و فرهنگ مدرسه

محمدامین پاکزاد, محمدابراهیم حلت‌آبادی فراهانی, سمیه غفوری, محمد خسروی طناک

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.38118

زمینه و هدف: ارتقای رشد اجتماعی دانش‌آموزان به منظور تصمیم‌گیری مناسب، برقراری ارتباط و تعادل داشتن در جامعه ضروری است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش هوش اخلاقی و فرهنگ مدرسه در پیش‌بینی رشد اجتماعی دانش‌آموزان انجام شد.


روش: پژوهش حاضر توصیفی ـ همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99-1398 بودند که بر اساس جدول جسی و مورگان (Jesse and Morgan) تعداد 360 نفر به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پژوهش شامل پرسشنامه‌های هوش اخلاقی لنیک و کیل (Lennick & Kiel) (2007 م.)، فرهنگ مدرسه هیگینز و ساد (Higgins & Sadh) (1998 م.) و رشد اجتماعی الیس وایتزمن (Ellis Witsman) (1990 م.) بودند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: پس از کسب اجازه از اداره آموزش‌ و پرورش و بیان اهداف برای شرکت‌کنندگان، رضایت شفاهی از آن‌ها کسب و درباره محرمانگی اطلاعات به آن‌ها اطمینان خاطر داده شد.


یافته‌ها: نتایج نشان داد بین هوش اخلاقی و فرهنگ مدرسه با رشد اجتماعی ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود داشت (01/0>P) و مؤلفه‌های هوش اخلاقی 94 درصد و مؤلفه‌های فرهنگ مدرسه 7/35 درصد، از رشد اجتماعی دانش‌آموزان را تبیین می‌کنند.


نتیجه‌گیری: نتایج، لزوم توجه ویژه‌ مسئولین و متصدیان تعلیم و تربیت به ترویج هوش اخلاقی و تسویق فرهنگ مدرسه در راستای رشد اجتماعی دانش‌آموزان را می‌رساند.

مطالعه جامعه‌شناختی رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی از منظر دانش‌آموزان (مورد مطالعه: دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم شهر تبریز)

زینب علمدار سرمد, محمد عباس‌زاده‌, داود ابراهیم‌پور, محمود علمی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-13
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36330

زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی در بین دانش‌آموزان یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی دوره نوجوانی است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مطالعه انواع، زمینه‌ها و پیامدهای این رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی است تا درک روشنی از این مسأله اجتماعی فراهم شود.


روش: روش تحقیق به کاررفته در این پژوهش، کیفی بوده و از تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته برای جمع‌آوری اطلاعات پژوهش استفاده شده است. جامعه هدف پژوهش حاضر را دانش‌‌آموزان مناطق پنج‌گانه دوره دوم متوسطه شهر تبریز تشکیل داده‌اند که با 57 نفر از آن‌ها مصاحبه صورت گرفته است. برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از روش نمونه‌گیری هدف‌مند استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شده است.


ملاحظات اخلاقی: مصاحبه‌ها با اطلاع مدیران و معاونین مدارس و خانواده‌های دانش‌آموزان و رضایت کامل مشارکت‌کنندگان صورت گرفت و اطلاعات شخصی آن‌ها در تمام مراحل پژوهش محرمانه ماند و مصاحبه‌ها به شکل ناشناس تحلیل شدند.


یافته‌ها: پسرنمایی، پوشش و آرایش غیر متعارف، خودزنی و فریب‌دادن پسر، از جمله رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی دانش‌آموزان دختر و حمل سلاح سرد و مواد محترقه، هرزه‌نگاری، ایجاد مزاحمت‌های خیابانی، مصرف مشروبات الكلي و دارو‌هاي‌ نيروزا و شركت در پارتی‌های مختلط، از جمله رفتارهای مخاطره‌آمیز غیر اخلاقی دانش‌آموزان پسر هستند. عوامل زمینه‌سازی رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی دانش‌آموزان نیز عبارتند از: سن بلوغ، جنسیت، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، فضای مجازی، فشار هنجاری و عرفی‌شدن باورهای دینی.


نتیجه‌گیری: اگرچه برخی از رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی در بین دانش‌آموزان دختر و پسر یکسان هستند، اما برخی از رفتارهای پرخطر مختص یک جنس خاص هستند، لذا لازم است برنامه‌ها و سیاست‌های پیشگیرانه در خصوص رفتارهای پرخطر غیر اخلاقی دانش‌آموزان که سلامت اجتماعی آن‌ها را تهدید می‌کند، به این مهم توجه داشته باشند.

اثر ثبت در مالکیت املاک از منظر نظام‌های حقوقی ایران و انگلستان با نگرشی بر اخلاق عمومی و بهداشت قضایی

مهسا ذوالفقاری, محمود کاظمی, حسن بادینی, غلامعلی سیفی زیناب

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.38188

زمینه و هدف: تبیین اثر ثبت در مالکیت املاک با تکیه بر ضرورت‌های فعلی و ظرفیت‌های قانونی، علاوه بر رهیافت نظری از اهمیت ویژه‌ای در جهت‌دهی به سیاستگذاران و تمهید سازوکارهای حقوقی و اجرایی برخوردار است. در این مطالعه با در نظرگرفتن نقش ثبت املاک و اهمیت تأثیر آن در ثبوت یا اثبات مالکیت به ویژه از منظر تحقق مؤلفه‌های اخلاق عمومی و بهداشت قضایی، به مطالعه پیرامون رویکرد دو نظام حقوقی ایران و انگلستان پرداخته شد.


روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای (اسنادی) انجام یافته است.


ملاحظات اخلاقی: در نگارش این مقاله، اصول راجع به اخلاق در پژوهش به ویژه امانتداری در استناد به متون و حفظ اصالت مقاله، مورد توجه بوده است.


یافته‌ها: ثبت املاک در صورتی می‌تواند اهداف قوانین ثبتی را در حوزه‌های امنیت و عدالت و بهداشت قضایی فراهم آورد که حائز اثر ایجادی (ثبوتی) در تحقق مالکیت باشد. این امر در حقوق انگلستان به صراحت پیش‌بینی شده و در حقوق ایران نیز از مقررات ثبتی قابل برداشت است.


نتیجه‌گیری: در حقوق انگلستان، ضمن بهره‌گیری از روش مؤثر و شفاف ثبت الکترونیک در کنار پذیرش نظام ایجادی ترکیبی، ثبت ملک و درج نام اشخاص منجر به تعلق و انتقال حقوق مالکانه و امکان تصرفات حقوقی در ملک خواهد شد. در حقوق ایران تفاسیر ناهمگون از مقررات ثبتی و استناد به دیگر قوانین، نظریات و رویکردهای مختلفی را موجب شده است، لیکن با عنایت به اهداف قانونگذار ثبتی و ضرورت‌های ثبت املاک در حوزه‌های اخلاق عمومی و بهداشت قضایی، می‌بایستی اثری ایجادی برای تشریفات ثبتی و ثبت در دفتر املاک قائل شد.

بررسی نقش واسطه‌ای هویت اخلاقی و اعتماد مدیریت در رابطه بین مدیریت منابع انسانی کارمندمحور با رفتار آوای کارکنان

علیرضا رجبی‌پور میبدی, آذین کایدیان, مهدی مصلحی, علی جمدی, زهره‌السادات دعائی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.29768

زمینه و هدف: در هر کشوری منابع انسانی باارزش‌ترین عامل تولید و منبع اصلی فرآیند افزایش کارایی و بهبود به حساب می‌آیند؛ کارکنان به مدیران، سازمان و اهداف آن اعتماد خواهند کرد و برای ارتقای سازمان نهایت تلاش خود را به كار می‌گیرند و این به معنای افزایش اثربخشی سازمان است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه هویت اخلاقی و اعتماد مدیریت در رابطه بین مدیریت منابع انسانی کارمندمحور با رفتار آوای کارکنان انجام گرفت.


روش: روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر جمع‌آوری داده‌ها از نوع تحقیقات همبستگی از نوع معادلات ساختاری به شمار می‌آید. جامعه آماری پژوهش کارکنان وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ایران به تعداد 7280 نفر می‌باشد که از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر بر اساس نمونه‌گیری طبقه‌ای و به صورت در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه هویت اخلاقی Bawick (2017 م.)، مدیریت منابع انسانی کارمندمحور از Zhang (2016 م.)، پرسشنامه آوای کارکنان از Van Dyne (2012 م.) و اعتماد مدیریت از Stanley (2005 م.) مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی و تحلیل داده‌ها از دو نرم‌افزار SPSS 22 و AMOS 22 و از آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شده است.


ملاحظات اخلاقی: مشارکت‌کنندگان در پژوهش با رضایت و آگاهانه پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند.


یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی کارمندمحور بر رفتار آوای کارکنان با ضریب مسیر 47/0 و مدیریت منابع انسانی کارمندمحور بر اعتماد مدیریت با ضریب مسیر 33/0 و همینطور اعتماد مدیریت بر رفتار آوا با ضریب مسیر 31/0 تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نقش میانجی اعتماد مدیریت با ضریب غیر مستقیم 566/0بین دو متغیر مدیریت منابع انسانی کارمندمحور و رفتار آوا مورد تأیید قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش به تأیید و حمایت مدل ارائه‌شده محقق انجامید.


نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست‌آمده مشخص شد که مدیریت منابع انسانی می‌تواند نقش مهمی را برای دستیابی به اهداف سازمان ایفا کند؛ مدیران در این بخش با استقرار نظام جامع منابع انسانی می‌توانند تأثیر بسیار گسترده‌ای بر بخش‌های مختلف سازمان، از جمله عملکرد آن به همراه داشته باشند. مدیریت منابع انسانی باید به آموزش و توسعه نیروی کار خویش پرداخته و برای کارکنان برنامه‌ریزی مناسب را برای توسعه و رشد آن‌ها فراهم سازد.

واکاوی دلایل و زمینه‌های تحقیر زنان در محیط‌های شغلی

شیوا آقاپور, فریبا میراسکندری, روزا کرم‌پور

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37577

زمینه و هدف: تحقیر زنان شاغل در محیط‌های کاری، از جمله آسیب‌های اجتماعی شایعی است که پیامدهای متعددی می‌تواند داشته باشد. پژوهش حاضر تلاشي است براي مطالعه دلایل و زمینه‌های تحقیر زنان در محیط‌های کاری.


روش: روش تحقیق به کاررفته در این پژوهش، کیفی بوده و از تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته برای جمع‌آوری اطلاعات پژوهش استفاده شده است. جامعه هدف پژوهش را زنان شاغل شهرستان ماکو تشکیل داده‌اند که با 40 نفر از آن‌ها مصاحبه صورت گرفته است. برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از روش نمونه‌گیری هدفمند و از نوع حداکثر تنوع استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از کدگذاری باز و محوری بهره گرفته شده است.


ملاحظات اخلاقی: مصاحبه­ها با اطلاع و رضایت کامل مشارکت‌کنندگان صورت گرفت و اطلاعات شخصی آن‌ها در تمام مراحل پژوهش محرمانه ماند.


یافته‌ها: دلایل مؤثر بر تحقیر زنان شاغل در محیط‌های کاری عبارتند از: شیوه‌های نامطلوب جامعه‌پذیری، محدودشدن دایره اعتماد، ناآگاهی از حقوق شهروندی، فرزندپروری مستبدانه، عدم اعتماد به نفس، ماجراجویی و لذت‌جویی. عوامل زمینه‌ساز تحقیر زنان شاغل در محیط‌های کاری عبارتند از: احساس محرومیت و پایین‌بودن میزان سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) افراد، نگرش‌ها و تصورات قالبی، فرهنگ نابرابر جنسیتی و ایدئولوژی مردسالاری.


نتیجه‌گیری: شیوه‌های نامناسب اجتماعی‌شدن، احساس محرومیت نسبی، فرهنگ نابرابر جنسیتی، وجود کلیشه‌ها و تبعیض‌های جنسیتی، به همراه بی‌اعتمادی به زنان و کارشان، باعث تحقیر زنان شاغل می‌شود.

بررسی تأثیر اخلاق اسلامی کار بر اشتیاق شغلی معلمان با نقش میانجی تعهد حرفه‌ای (مطالعه موردی: معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل)

عظیم امیدوار, عادل زاهد بابلان, مهدی معینی‌کیا, علی خالق‌خواه

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.36249

زمینه و هدف: اشتیاق شغلی معلمان جنبه برجسته‌ای است که باعث بهبودی بهزیستی و عملکرد تحصیلی در دانش‌آموزان می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اخلاق اسلامی کار بر اشتیاق شغلی معلمان با نقش میانجی تعهد حرفه‌ای در بین معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل انجام شد.


روش: روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 2671 نفر بود که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای از این تعداد 340 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش برای جمع‌آوری داده‌ها انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد اخلاق کار اسلامی Ali (2008 م.)، اشتیاق شغلی Salanova & Schaufeli (2001 م.) و تعهد حرفه‌ای Clikeman & Henning (۲۰۰۰ م.) استفاده شد. داده‌ها نیز به وسیله شاخص‌های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و الگوی روابط ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای آماری SPSS 24 و lisrel تحلیل شد.


ملاحظات اخلاقی: پس از توضیح درباره اهداف مطالعه و اطمینان‌بخشی به شرکت‌کنندگان درباره محرمانگی اطلاعات و رضایت شفاهی آنان، پرسشنامه‌ها بین شرکت‌کنندگان توزیع گردید.


یافته‌ها: نتایج نشان داد که اخلاق اسلامی کار با تعهد حرفه‌ای (44/0=r، 001/0<‌p) و اشتیاق شغلی (43/0=r، 001/0<‌p) رابطه مثبت و معناداری دارد. نتایج همچنین نشان داد اشتیاق شغلی با تعهد حرفه‌ای (56/0=r، 001/0<‌p) ارتباط مثبت و معناداری دارد. نتایج مدل نشان می‌دهد مقدار ضریب تأثیر اخلاق اسلامی کار بر اشتیاق شغلی با میانجی تعهد حرفه‌ای 33/0 است و اخلاق اسلامی کار به صورت غیر مستقیم و با میانجیگری تعهد حرفه‌ای بر اشتیاق شغلی تأثیر مثبت و معنادار دارد (مقدار آماری آزمون سوبل 53/4 و 05/0>P).


نتیجه‌گیری: بنا به یافته‌های پژوهش، می‌توان گفت که وجود اخلاق اسلامی کار در مدارس باعث می‌شود معلمان و مدیران مدارس دیدگاه مثبتی نسبت به شغل خود داشته باشد و با شور و شوق فراوان در مدارس حاضر شوند و نسبت به شغل خود تعهد ویژه‌ای داشته باشند.

بررسی ارتباط بین هوش اجتماعی و اخلاقی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی مدیران دانشگاه‌های دولتی

کامران مالکپور لپری, شهرام مهرآور گیگلو, معصومه مسلمی مهنی, طیبه منتظری

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.38078

زمینه و هدف: یکی از مسائل مشترکی که دانشگاه‌ها در سطح جهانی با آن رو به ‌رو هستند، مسئولیت اجتماعی دانشگاه است. مدیران امروزی باید ابعاد اجتماعی عمومی حرفه خود را شناخته و جهت رویارویی با محیط اجتماعی خود آماده باشند. هدف پژوهش حاضر تحلیل رابطه هوش اجتماعی و اخلاقی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی مدیران دانشگاه‌های دولتی است.


روش: روش تحقیق، کمی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران دانشگاه‌های دولتی که در سال 1400-1399 مشغول به خدمت بودند، می‌باشد، تعداد 103 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های هوش اجتماعی، پرسشنامه مسئولیت‌پذیری اجتماعی و پرسشنامه هوش اخلاقی استفاده شد. روایی پرسشنامه‌های حاضر توسط خبرگان در این زمینه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه هوش اجتماعی 93/0، مسئولیت‌پذیری 92/0، هوش اخلاقی 91/0 با استفاده از آلفای کرونباخ برآورد شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، استنباطی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS 22، Lisrel 22 و AMOS 22 استفاده گردید.


ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش صداقت و امانتداری رعایت شده است و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.


یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین هوش اجتماعی با مسئولیت‌پذیری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین هوش اخلاقی با مسئولیت‌پذیری، و بین هوش اجتماعی با هوش اخلاقی در بین مدیران رابطه معناداری وجود دارد.


نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که با تقویت و بهبود هوش اجتماعی و اخلاقی می‌توان در جهت بهبود و تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی مدیران دانشگاه گام برداشت.

تبیین حسادت فردی: علل، مصادیق و راهکارها (تحلیلی فلسفی)

مظهر بابایی, پروانه بیگی, هدیه ازغ

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.38062

زمینه و هدف: حسادت یکی از هیجان‌های منفی است که بر روابط بین فردی، سلامت جسمی و روحی و کارکرد روزمره فرد در زندگی تأثیر گذاشته و آسیب‌هایی برای فرد و جامعه در پی دارد. از این رو هدف پژوهش حاضر، به دست‌دادن تحلیلی فلسفی از علل، مصادیق و راهکارهای مواجهه با «حسادت» است.


روش: در پژوهش حاضر از روش‌های پژوهش اَسنادی ـ کتابخانه‌ای و روش تحلیل محتوای کیفی توصیفی از نوع متن نوشتاری بهره برده شد. بدین منظور با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس، 150 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 01-1400 انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه نیمه‌ساختاریافته محقق‌ساخته، داده‌ها گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت.


ملاحظات اخلاقی: پایبندبودن محققین به اصول بیانیه هلسینکی در تمام دوره پژوهش، مورد توجه بوده است.


یافته‌ها: برای علل و مصادیق حسادت: در ساحت روانی ـ جسمی، بیست و پنج مفهوم، در ساحت اجتماعی سیزده مفهوم، در ساحت اخلاقی ـ دینی پانزده مفهوم و در ساحت حقوقی ـ اقتصادی پنج مفهوم به دست آمد و از جهت راهکارها: در ساحت روانی ـ جسمی بیست و نُه مفهوم، در ساحت اجتماعی بیست و یک مفهوم، در ساحت اخلاقی ـ دینی نوزده مفهوم و در ساحت حقوقی ـ اقتصادی سه مفهوم حاصل شد.


نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که در حسادت، هم عوامل درونی مانند احساسات، انگیزه‌ها و نگرش‌های فرد و هم عوامل بیرونی مانند خانواده، مدرسه و جامعه نقش دارند. به تبع هر یک از علل، انگیزه‌، نیات و عمل فرد حسود، منفی و گاهاً مخرب می‌شود. از این ‌رو انتخاب راهکار مناسب، مستلزم شناخت علل و مصادیق حسادت می‌باشد. بنابراین پیشنهاد می‌شود با برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای مربیان آموزشی و تربیتی جهت آشنایی آن‌ها با علل و پیامدهای حسادت، در کنترل و کاهش حسادت مؤثر واقع شد.

تأثیر رهبری اخلاقی بر رفتار انحرافی با نقش واسطه‌ای جو اخلاقی و تعهد سازمانی

مرتضی موثقی, نیما رنجی جفرودی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37593

زمینه و هدف: رفتارها‌ی انحرافی از لحاظ مفهومی، رفتارهایی هستند كه با انجام آن‌ها افراد قواعد، رسوم و سیاست‌های رسمی سازمان را در عرصه‌های مختلف نقض نموده و از این طریق زمینه را برای آسیب‌رسانی به افراد و سازمان فراهم می‌سازند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر رفتار انحرافی با میانجیگری جو اخلاقی و تعهد سازمانی می‌باشد.


روش: پژوهش حاضر از نظر شیوه گردآوری یافته‌ها از نوع تحقیقات کمی با روش همبستگی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان شرکت تعاونی ایران بنادر استان گیلان به تعداد 322 نفر بوده‌اند که از طریق فرمول کوکران 168 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند.‌ روش گردآوری اطلاعات‌ از نوع کتابخانه‌ای و میدانی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه می‌باشد. ابزار‌های پژوهش شامل پرسشنامه رهبری اخلاقی براون (Brown) و همکاران (2005 م.)، پرسشنامه تعهد سازمانی مایر و آلن (Meyer & Allen) (1991 م.)، پرسشنامه جو اخلاقی ویکتور و کلون (Victor & Clone) (1988 م.) و پرسشنامه رفتار انحرافی رابینسون و بنت (Robinson & Bennett) (1995 م.) بود. جهت تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از معادلات ساختاری و از نرم‌افزارهای SPSS 22 و Smart pls 3 استفاده شد.


ملاحظات اخلاقی: در تدوین این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.


یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که رهبری اخلاقی به میزان 28/0- بر رفتار انحرافی و به میزان 70/‌0 بر جو اخلاقی کارکنان، جو اخلاقی به میزان 25/0- بر رفتار انحرافی، رهبری اخلاقی به میزان 89/0 بر تعهد سازمانی مؤثر است. تعهد سازمانی به میزان 36/0- بر رفتار انحرافی کارکنان تأثیرگذار است. همچنین رهبری اخلاقی بر رفتار انحرافی با میانجیگری جو اخلاقی کارکنان و رهبری اخلاقی بر رفتار انحرافی با میانجیگری تعهد سازمانی کارکنان تأثیرگذار می‌باشد، اما تأثیر جو اخلاقی بر تعهد سازمانی کارکنان معنادار نبود.


نتیجه‌گیری: با توجه‌ به نتایج به دست‌آمده برای کاهش رفتارهای انحرافی، ضمن آموزش و تقویت سبک رهبری اخلاقی در سازمان باید از ظرفیت آن برای چگونگی ایجاد تعهد سازمانی و جو اخلاقی در سازمان استفاده نمود.

راهکارهای حمایت از محیط زیست طبیعی در مقابل تغییرات اقلیمی

نگین میرعلایی, روح‌الله رهامی, سیدقاسم زمانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.37232

زمینه و هدف: محیط زیست طبیعی به آن بخش از محیط زیست اطلاق می‌گردد که در ایجاد آن بشر نقشی نداشته و آفرینش آن ریشه در موهبت‌های خدادادی دارد و شامل جنگل‌ها، مراتع، کوه‌ها، دشت‌ها، رودخانه‌ها، دریاها، باتلاق‌ها و... می­شود. همواره تخریب منابع طبیعی توسط انسان به شیوه‌های گوناگونی چون صنعتی‌شدن، عبور جاده‌های ساخت بشر از جنگل‌ها، قطع درختان، آتش­سوزی جنگل­ها و آلودگی هوا صورت می‌پذیرد. از طرف دیگر تغییر اقلیم (تغییر در تابش خورشید و گازهای گلخانه‌ای، خشکسالی در بازه زمانی طولانی) نیز اثرات منفی بر محیط زیست، کره زمین و زندگی جانداران می‌گذارد، در این خصوص می‌توان از آوارگی بسیاری از انسان‌ها و مهاجرت‌های اجباری در راستای تغییرات و عوامل فوق نام برد. این تحقیق با هدف بررسی ابعاد و راهکارهای حمایت از محیط زیست در مواجهه با تغییرات اقلیمی به انجام رسید.


روش: تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای به انجام رسیده است.


ملاحظات اخلاقی: در انجام این تحقیق جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متن و امانتداری در ارجاع به منابع، رعایت شده است.


یافته‌ها: ضرورت عاجل در خصوص حمایت از منابع طبیعی در سطح‌های ملی، منطقه‌ای، جهانی به منظور پیشگیری از عواقب سوء ناشی از تغییرات اقلیمی مشهود می‌باشد و با راهکارهایی چون کاهش زباله‌ها وکاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، استفاده از منابع تجدیدپذیر، انرژی سبز و... تا حدود زیادی می‌توان از محیط زیست و منابع طبیعی در قبال آثار سوء تعییرات اقلیمی حمایت نمود.


نتیجه‌گیری: مجامع بین‌المللی ذی‌صلاح باید با قراردادن ضمانت اجرای موثر جهت رعایت راهکارهای فوق‌الاشعار، با دولت‌های خاطی و مخرب محیط زیست در ذیل ماده 39 منشور ملل متحد، با تصمیم شورای امنیت، برخورد نمایند.

مطالعه رویکرد نظام‌های حقوقی ملی در مواجهه با محصولات تراریخته با تأکید بر حقوق ایران

فریده عماد مروستی, علی پورقصاب امیری, احمدرضا بهنیافر, حسین جلالی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 12 شماره 37 (1401), , صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v12i37.38194

زمینه و هدف: پیرامون مقررات حاکم بر محصولات تراریخته در اسناد بین‌المللی تحقیق‌های متعددی انجام شده است، اما تبیین این موضوع از منظر حقوق داخلی کشورها چندان مورد توجه قرار نگرفته است. لذا، در این مقاله تلاش شد تا به بررسی نظام حقوقی حاکم بر محصولات تراریخته در حقوق ملی برخی کشورها با تأکید بر حقوق ایران پرداخته شود.


روش: مقاله حاضر به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به انجام رسیده است.


ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون و امانتداری در ارجاعات رعایت شده است.


یافته‌ها: در حقوق کشورهایی نظیر آلمان، کانادا، آمریکا و استرالیا قوانین مدونی در زمینه نظارت و کنترل تولید محصولات تراریخته وضع شده است. همچنین بررسی قوانین و مقررات ایران در خصوص محصولات تراریخته نشان می‌دهد که رویکرد اصلی در راستای تولید، واردات، صادرات و مصرف محصولات تراریخته در چارچوب قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی است. با این‌ حال، قانون ایمنی ‌زیستی ایران به عنوان مهم‌ترین قانون در خصوص این محصولات، خود دارای ایرادها و کاستی‌هایی است که سبب بروز تفسیرهای مختلف و به تبع آن عدم اجرای صحیح قانون شده است.


نتیجه‌گیری: عموم کشورها در کنترل و نظارت بر محصولات تراریخته با چالش‌های متعددی مواجه هستند. چالش‌های عمده پیش رو شامل مواردی از قبیل کنترل آزمایشگاهی پیشرفته محموله‌های محصولات تراریخته کشاورزی و صنایع غذایی، کنترل سلامت محصولات خصوصاً غلات در سطح بازارهای مصرف، رصد اثرات نامطلوب احتمالی محصولات تراریخته در محیط زیست، ارزیابی گیاهان تراریخته ای که توسط محققین این کشورها تولید گردیده‌اند و چگونگی صدور مجوز در پاسخ به درخواست‌های تولید محصولات تراریخته و سازوکارهای نظارت بر محصولات تراریخته تولیدی می‌باشند. بر این اساس، توجه بیشتر و عزم بین‌المللی و ملی در وضع قوانین شفاف و اجراییِ متضمن اولویت‌دهی به سلامت و محیط زیست و سپس رشد اقتصادی و کشاورزی، برای انتظام و انسجام قواعد حاکم بر محصولات تراریخته کماکان احساس می‌شود.