سرمقاله


سلامت معنوی به برخورداری از حس پذیرش، احساس مثبت، اخلاق و حس ارتباط متقابل با قدرت حاکم و برتر قدسی، دیگران و خود اطلاق می‌شود که طی فرایند پویا و هماهنگ شناختی، عاطفی، کنشی و پیامدهای شخصی حاصل می‌شود. از مؤلفه‌های اصلی سلامت معنوی می‌توان به شناخت معنوی، عواطف معنوی، کنش‌های معنوی و ثمرات معنوی اشاره کرد.


 

مقاله پژوهشی


سابقه و هدف: امروزه مطالعۀ دین و دین‌داری با رویکرد روان‏شناسانه به مسئلۀ ویژه‏ای از مسائل بهداشت روان تبدیل شده است. باوجوداین، یافته‏های مطالعاتی در زمینۀ نقش دین‌داری در سلامت روانی در قشرهای مختلف جامعه متناقض می‏باشد. این پژوهش با هدف تبیین اثر کیفیت زندگی بر مشکلات رفتاری-عاطفی بر اساس نقش میانجی‌گر عمل به باورهای دینی در دانشجویان خانوادۀ شهدا انجام شده است.


روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع علّی است. جامعۀ آماري شامل تمامی دانشجویان خانواده‏های شهدای استان گلستان بود که تعداد 250 نفر از آنان با روش دردسترس انتخاب شدند و به پرسش‌نامۀ کیفیت زندگی، فرم کوتاه چک‌لیست نشانه‌های اختلالات روانی و پرسش‌نامۀ عمل به باورهای دینی پاسخ دادند. تحلیل داده­ها با استفاده از الگو‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر اساس نتایج این پژوهش، میزان عمل به باور دینی بیشتر دانشجویان در حد متوسط روبه‌بالا بود و الگوی پیشنهادی روابط علّی بین متغیّرهای پژوهش برازش قابل قبولی داشت. به‏طور کلی، در الگوی پیشنهادی پژوهش، نتایج نشان داد که کیفیت زندگی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق عمل به باورهای دینی در دانشجویان شاهد با مشکلات رفتاری-عاطفی، اضطراب، افسردگی، وسواس، حساسیت به روابط بین‌فردی، شکایات جسمانی و فوبیا رابطه داشت (05/0>P). این رابطه بین کیفیت زندگی با عمل به باورهای دینی مثبت و معنی‏دار بود (05/0>P). رابطۀ بین عمل به باورهای دینی با مشکلات رفتاری-عاطفی نیز منفی و معنی‏دار بود (05/0>P).


نتیجهگیری: با توجه به یافته‌های پژوهش، آموزش و ارتقای کیفیت زندگی و نیز ترغیب دانشجویان به عمل به باورهای دینی به بهبود مهارت حل مسئله و کاهش مشکلات رفتاری-عاطفی منجر می‏شود.


 


 

سابقه و هدف: تاب­آوری از سازه­های مهم و مطرح در روان‌شناسی مثبت است که به رشد فرد و کسب تجربه از شرایط نامطلوب اشاره دارد. تاب­آوری توانمندی روان‌شناختی و درونی است که از انسان در مقابل ناملایمات زندگی محافظت و به حفظ بهداشت روان فرد به هنگام مواجهه با عوامل خطر کمک می­کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر خوش­بینی و قدردانی صفتی بر تاب­آوری با نقش واسطه­ای قدردانی از خدا در دانشجویان دانشگاه تبریز بود.


روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 98-1397 بود که از میان آنان 240 نفر با روش نمونه­گیری تصادفی چندمرحله­ای از دانشکده­های ریاضی، مهندسی­ عمران و روان‌شناسی انتخاب شدند. به‌منظور جمع­آوری اطلاعات از پرسش‌نامۀ خوش­بینی شی­یر و کارور، پرسش­نامۀ قدردانی (GQ-6)، پرسش­نامۀ قدردانی از خدا نیل کروز و پرسش­نامۀ تاب­آوری کانر-دیویدسون (CD-RISC) و برای تحلیل آماری داده­ها از تحلیل مسیر استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که قدردانی صفتی (267/0=β) و قدردانی از خدا (308/0=β) به‌صورت مستقیم و قدردانی صفتی (147/0=β) و خوش­بینی (038/0=β) به‌صورت غیرمستقیم و از مسیر قدردانی از خدا، 24 درصد از تاب­آوری دانشجویان را پیش­بینی کرده‌اند.


نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، قدردانی صفتی و خوش­بینی از طریق قدردانی از خداوند، تاب­آوری دانشجویان را افزایش می­دهد.


 


 

سابقه و هدف: هوش کارکنان متغیّری مهم در فضای سازمان به شمار می‌رود. مدیران سازمان‌ها خواهان کارکنانی هستند که هوش بالاتری داشته باشند. یکی از انواع هوش‌ها که اخیراً جامعۀ علمی جهان بر آن متمرکز شده هوش معنوی است. علاوه‌براین، با توجه به شرایط خاص محیط بیمارستان، اخلاق حرفه‌ای نقش بسزایی در بروز رفتارهای مثبت و نشان‌ندادن رفتارهای مخرب در فضای بیمارستان دارد. یکی از رفتارهای مخرب به‌ویژه دربارۀ پرستارانی که به‌صورت مستقیم به ارائۀ خدمات مشغول هستند، رفتارهای پرخاشگرانه است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش معنوی بر رفتارهای پرخاشگرانه با توجه به نقش میانجی اخلاق حرفه‌ای در بیمارستان امام علی (ع) استان البرز در سال 1398 بود.


روش کار: مطالعۀ حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری 1100 نفر از پرستاران بیمارستان امام علی (ع) استان البرز بود که پس از توزیع 500 پرسش‌نامه در میان آنان به‌روش تصادفی ساده، 490 پرسش‌نامه مناسب تشخیص داده شد. ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌های استاندارد هوش معنوی، اخلاق حرفه‌ای و رفتارهای پرخاشگرانه بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با آزمون‌های میانگین و الگویابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج حاصل از آزمون میانگین حاکی از آن است که پرستاران بیمارستان امام علی (ع) از سطح قابل‌قبول هوش معنوی و رعایت اخلاق حرفه‌ای برخوردار بودند و رفتارهای پرخاشگرانۀ اندکی از خود بروز دادند. درضمن، نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان می‌دهد که هوش معنوی تأثیر مثبت و معناداری بر اخلاق حرفه‌ای پرستاران داشت و هوش معنوی و اخلاق حرفه‌ای هر دو تأثیر منفی ولی معناداری بر رفتارهای پرخاشگرانۀ پرستاران داشت؛ درنهایت اینکه نقش میانجی اخلاق حرفه‌ای در رابطۀ بین هوش معنوی و رفتارهای پرخاشگرانه تأیید شده است.


نتیجهگیری: تقویت شاخص‌ها و متغیّر هوش معنوی در بهبود اخلاق حرفه‌ای در بیمارستان مؤثر است و موجب کاهش بروز رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود. همچنین، رعایت اخلاق حرفه‌ای تأثیر هوش معنوی را بر کاهش بروز رفتارهای پرخاشگرانۀ پرستاران تسهیل می‌کند و به‌عنوان عاملی میانجی ایفای نقش می‌نماید.


 


 

طراحی و اعتبارسنجی پرسش‌نامۀ هوش معنوی مبتنی بر آموزه‌های قرآنی

مهناز فاضلی کبریا, محمد هادی یدالله‌پور, رمضان حسن‌زاده, موسی یمین فیروز, همت قلی‌نیا آهنگر

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 51-67
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.30268

سابقه و هدف: هوش معنوی ظرفیتی است که می‌تواند موجب افزایش انطباق‌پذیری فرد در زندگی شود. هدف پژوهش حاضر طراحی پرسش‌نامۀ هوش معنوی مبتنی بر آموزه­های قرآنی و تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی آن بود.


روش کار: این پژوهش از نوع مطالعات آزمون­سازی و همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس 276 نفر از آنان انتخاب شدند و هم‌زمان پرسش‌نامه­های هوش معنوی مبتنی بر آموزه­های قرآنی، سلامت عمومی، سلامت معنوی و هوش معنوی را تکمیل کردند. بررسی روایی این پرسش‌نامه‌ها از طریق ارزیابی روایی محتوایی، روایی صوری، روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی و روایی و روایی همگرا و روایی هم‌زمان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون صورت گرفت. برای تعیین پایایی پرسش‌نامه نیز از آلفای کرونباخ و پایایی بازآزمایی استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که روایی محتوایی و صوری پرسش‌نامۀ هوش معنوی مبتنی بر آموزه­های قرآنی پذیرفتنی است. با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی دو عامل پنهان در پرسش‌نامه یافت شد و تحلیل عاملی تأییدی مؤید روایی سازۀ آن بود. همبستگی معنادار بین نمرات این پرسش‌نامه و پرسش‌نامۀ هوش معنوی گویای روایی هم‌زمان و همبستگی معنادار بین دو خرده‌مقیاس و نمرۀ کل پرسش‌نامه گویای روایی همگرای آن بود. آلفای کرونباخ و پایایی بازآزمایی پرسش‌نامه نیز مطلوب بود.


نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از روایی و پایایی پرسش‌نامۀ هوش معنوی مبتنی بر آموزه­های قرآنی می‌توان گفت این پرسش‌نامه ابزاری پایا و روا برای بررسی هوش معنوی بر اساس آموزه­های قرآنی است و قابلیت استفاده در جامعۀ ایرانی دارد.


 

مقایسۀ چشم‌انداز زمان، بهزیستی معنوی و بهزیستی روان‌شناختی در جوانان معتکف و غیرمعتکف

فرزانه میکائیلی منیع, سید موسی طباطبایی, سیده فاطمه ‌ راد معصومی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 68-79
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.31787

سابقه و هدف: با توجه به اهمیت تربیت جوانان باایمان در آموزه‌های دینی ما، نهادهایی فعالیت‌های مختلفی را برای ترغیب آنان به گرایش به باورها و اعمال دینی سازمان‌دهی کرده‌اند که از مهم‌ترین آنها اعتکاف است که آثار اجتماعی و فردی گسترده‌ای دارد. این پژوهش با هدف مقایسۀ چشم‌انداز زمان، بهزیستی معنوی و بهزیستی روان‌شناختی در جوانان معتکف و غیرمعتکف شهر تبریز انجام گرفته است.


روش کار: روش این مطالعه از نوع علّی-مقایسه‌ای است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی شرکت‌کنندگان 35-18 سال در مراسم اعتکاف سال 1397 شهر تبریز بود که از میان آنان ­250 نفر انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌ها پاسخ دادند. 220 نفر نیز با گروه مطالعه همتا شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و استنباطی (مانوا) تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری در مؤلفه­های زندگی هدفمند، پذیرش خود و نمرۀ کل بهزیستی روان‌شناختی بین دو گروه معتکف و غیرمعتکف وجود داشت (01/0>P). میانگین مؤلفۀ بهزیستی مذهبی در گروه غیرمعتکف به‌طور معناداری بالاتر بود (01/0>P)؛ درنهایت، میانگین گذشتۀ منفی، آینده و حال تقدیرگرا در گروه معتکف و میانگین حال لذت‌گرا در گروه غیرمعتکف به‌طور معناداری بالاتر بود (01/0>P).


نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، شرکت در فعالیتی دینی مانند اعتکاف احتمالاً فرصتی برای بهسازی، تهذیب نفس و ارتقای فضیلت­های انسانی برای شرکت‌کنندگان در آن به ‌شمار می­آید. افراد با شرکت در این مراسم معنوی تلاش می‌کنند تا با گذشتۀ منفی خود مقابله و اهداف زندگی خود را بازسازی کنند و به کمال دست یابند. این نتایج می­تواند راهکار­های ارزشمندی در تمهید ارتقای بهداشت روانی جامعه به همراه داشته باشد.


 

نقش تعدیل‌کنندۀ اشتغال در رابطۀ بین کظم غیظ و سلامت روان در زنان شاغل و خانه‌دار

مریم صف‌آرا, سیده محدثه رضائی, مریم سلگی, زهره سادات نبوی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 80-91
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.30379

سابقه و هدف: مطالعات منابع انسانی پیشرفتۀ مثبت گویای این مهم است که خشم و خصومت سلامت روان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنچنان می‌تواند برای سلامت روان مضر و مخرب باشد که سیر تأثیرگذاری آن تا مرز اختلالات روانی پیش می‌رود. از سویی اسلام نيز براى كنترل صحيح خشم، صفت «كظم غيظ» را به ‌کار برده و افراد را به فروخوردن و مديريت آن دعوت نموده است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف نقش تعدیل‌کنندۀ اشتغال بر رابطۀ بین کظم غیظ و سلامت روان در زنان شاغل و خانه‌دار انجام شده است.


روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ مورد مطالعه زنان شاغل و خانه‌دار شهر تهران و کرج در سال تحصیلی 95-1394 بود که به‌روش نمونه‌گیری دردسترس 384 خانواده بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامۀ محقق‌ساختۀ کظم غیظ و پرسش‌نامۀ سلامت روان گلدنبرگ بود و برای تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله‌مراتبی استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد بین کظم غیظ و سلامت روان رابطۀ مثبت و معناداری وجود داشت (01/0>P) و شغل نیز اثر تعدیل‌کننده‌ای بر رابطۀ بین کظم غیظ و سلامت روان داشت.


نتیجهگیری: یافته‌های پژوهش بیانگر اهمیت متغیّرهای اشتغال و کظم غیظ بر سلامت روان زنان شاغل و خانه‌دار است.


 

ارتقای سلامت ‏معنوی در دانشگاه نسل چهارم

سهراب جهانگیری‌فرد, حمید شفیع‌زاده, نادر سلیمانی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 92-110
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.34965

سابقه و هدف: توجه به سلامت‏ معنوی در جامعه و شرایط تغییر و تحولات کنونی به‌ویژه در حوزه‏های فناوری و اتفاق سریع آن، حاصل برنامه‏ریزی و عملکرد فرد است که به لحاظ نظری و عملی اهمیت بالایی دارد. ازاین‌رو، طرح این موضوع در حوزۀ آموزش‏ عالی به‌ویژه در دانشگاه ‏نسل ‏چهارم اهمیت آن را دوچندان می‏کند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش‎ حاضر بررسی شاخص‏های سلامت ‏معنوی و ارتقای آن در دانشگاه ‏نسل‏ چهارم بود.


روش کار: پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با رویکرد کیفی-دلفی انجام شد. جامعۀ ‎پژوهش تمامی استادان شاخص در این ‏حوزه بود که از میان آنان 15 خبرۀ‏ دانشگاهی به‏‌روش نمونه‏گیری‏ هدفمند انتخاب شدند. داده‏ها با مصاحبۀ عمیق نیمه‏ساختار‏یافته گردآوری شد. روش‏ تحلیل ‏داده‏ها، تحلیل‎ محتوا با استفاده ‏از روش کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی بود. اطلاعات به‌دست‏آمده از مصاحبه‏ها در قالب ابعاد، مؤلفه‏ها و شاخص‏ها طبقه‏بندی شد. برای اعتبارسنجی نیز از گروه کانونی شامل 9 نفر از متخصصان خبره در زمینۀ سلامت و نسل‏های دانشگاهی استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که بُعد بینش با مؤلفه‏های مفروضات بنیادین و شاخص‏های ارتباط با خداوند و درک عالم هستی، دین‌داری و آگاهی و بُعد منش با مؤلفه‏های ارزش‏ها، هنجارها و شاخص‏های اخلاق‌مداری، خودآگاهی، امید و وجدان‏کاری و بُعد کُنش با مؤلفه‏های رفتارها، عملکردها و شاخص‏های آموزش، هدفمندی، تأثیرگذاری در جامعه، مهارت‏محور و روحیۀ کار گروهی از اهم موارد جهت ارتقای سلامت ‏معنوی در دانشگاه ‏نسل ‏چهارم بود.


نتیجهگیری: توجه به یافته‏ها در حوزه‏های بینش، منش و کُنش از مهم‌ترین الزامات به‌منظور ارتقای سلامت ‏معنوی در دانشگاه ‏نسل ‏چهارم است که باید در کنار ویژگی‏های دیگر این نسل ‏دانشگاهی به آن توجه ویژه شود. نظر به انسان‏محوربودن فعالیت‏های دانشگاهی به‌ویژه در نسل‏ چهارم، تربیتِ سرمایۀ انسانیِ سالم در همۀ ابعاد به‌ویژه بُعد معنوی در دانشگاه ‏نسل ‏چهارم که جامعه‏ محور نیز است، اهمیت بسیار زیادی دارد.


 

نقش بخشایش و معنویت‏‌گرایی در پیش‏‌بینی شادکامی زوجین

سید محسن حجت‌خواه, مریم طارق طیب, سارا رحمانی‌ نیک, ماه‌نساء کریمی طالقانی, هدی ستاری, فاطمه احسان‏‌پور

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 111-123
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.26742

سابقه و هدف: شادکامی یکی از مفاهیم روان‏شناسی مثبت‏گرا است که امروزه اهمیت آن در زندگی زوجین و همچنین بهداشت و سلامت روان مطرح شده است. تشکيل و حفظ خانواده و پيشگيري از فروپاشي آن مستلزم برخورداري اعضاي خانواده از توانمندي‏ها و مهارت‏هایی است. بر این اساس، مطالعۀ حاضر با هدف تبيين نقش بخشایش و معنویت‏گرایی در شادکامی زوجین انجام شده است.


روش کار: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی زوجین ساکن شهر کرمانشاه بود که در سال 1398 با روش نمونه‏گیری دردسترس تعداد 300 نفر از آنان برای نمونه انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های پژوهش پاسخ دادند. ابزارهای استفاده‌شده در مطالعه عبارت است از مقیاس شادکامی آکسفورد (هیلز و آرجیل)، مقیاس سنجش بخشش در خانواده (پولارد و همکاران) و مقیاس معنویت (شهیدی و فرج‏نیا). درنهایت، تحلیل داده­ها با استفاده از روش‏های آمار توصیفی، ماتریس همبستگی و رگرسیون گام‏به‏گام انجام شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که بین بخشایش (519/0=r و 05/0>P) و معنویت‏گرایی (688/0=r و 05/0>P) با شادکامی زوجین رابطۀ معنی‏داری وجود داشت. از سوی دیگر، در بین ابعاد بخشایش؛ زیرمقیاس‏های احساس بهبودی و سبک‏‌بالی، تشخیص/تصدیق و درک واقع‏بینانه پیش‏‌بینی‌کننده‌‏های قوی‏‌تری برای شادکامی زوجین بودند. همچنین، در بین زیرمقیاس‌‏های معنویت به‌‏ترتیب توانایی معنوی و نگرش معنوی قدرت پیش‌‏بینی‌کنندگی قوی‏تری برای شادکامی زوجین داشتند (05/0>P).


نتیجهگیری: با توجه به یافته‌های پژوهش می‏توان گفت بخشایش و معنویت‏‌گرایی می‏‌توانند در ارتقای شادکامی زوجین نقش مؤثری داشته باشند و در مراکز مشاوره لازم است به این سازه‏‌ها بیشتر توجه شود.


 

مقاله تحلیل محتوا


رهیافت مشارکت چندبخشی؛ الگویی مبتنی بر ایمان برای توسعۀ زیرساخت‌های حوزۀ سلامت در جوامع اسلامی

رضا واعظی, سید مهدی الوانی, داوود دانش جعفری, مهدیه معتمدی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 124-139
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.32552

سابقه و هدف: امروزه راهبرد مشارکت‌های دولتی-خصوصی برای تأمین خدمات و زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی پذیرفته شده است و سیاست‌گذاران بخش عمومی از الگو‌های متنوع آن بهره می‌برند. با توجه به تجربۀ کامیابی‌ها و ناکامی‌های کشورها و نیازهای روز‌افزون حوزۀ بهداشت و درمان، این سؤال پیش می‌‌آید که چگونه این نوع مشارکت‌ها به‌عنوان راهبردهای توسعۀ سلامت و آن هم در کشورهای در‌‌حال‌‌توسعۀ اسلامی می‌تواند جذابیت و کارآمدی لازم را داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی توسعۀ مشارکت‌ها با رویکرد دین‌محور، با بازبینی الگوی مشارکت چندبخشی بود.


روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است که علاوه‌بر مطالعۀ آیات و روایات اسلامی و اسناد معتبر داخلی در حوزۀ موقوفات بیمارستانی؛ کلیدواژه‌های مورد نظر با عملگرهای منطقی در پایگاه‌های علمی معتبر بین‌المللی جست‌وجو و درنهایت بیشتر از 40 مقالۀ اصیل و مروری مرتبط‌تر با بحث، انتخاب، تحلیل‌خوانی و تفسیر شد. مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: این مقاله ضمن مرور مبانی نظری موضوع و بررسی روند توسعۀ مشارکت‌های دولتی-خصوصی؛ بر استفاده از ظرفیت‌های بخش سوم تأکید می‌کند و با باز‌بینی وقف و امور خیریه در چهارچوب مشارکت‌های چند‌بخشی به‌دنبال توسعۀ بهداشت و درمان در جامعه با همۀ ظرفیت‌های موجود است. در الگوی ارائه‌شده؛ در سه مرحلۀ پذیرش، به‌کارگیری و ارزیابی عملکرد مشارکت‌ها، عناصر مربوط یعنی عوامل انگیزشی، عوامل موفقیت و دستاوردهای مشارکت و ابعاد و مؤلفه‌های متناظر شناسایی شد.


نتیجهگیری: الگوی مشارکت دولتی-خصوصی-مردمی که در نظریه‌های نوین مدیریت دولتی و همچنین باورها و ارزش‌های اسلامی و ایرانی ریشه دارد می‌تواند رهیافتی برای ناکامی‌های موجود در توسعۀ زیرساخت‌های عمومی جامعه و کاستی‌های بخش بهداشت و درمان کشور گردد که البته راه‌های دستیابی به این هدف وابسته به اعتمادسازی و متعادل‌سازی منافع طرف‌های مشارکت است.


 

مقاله مروری


نقش اسلام در سلامت زنان باردار

مهناز نصرت‌آبادی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 140-156
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.29008

سابقه و هدف: بارداری و زایمان با باورها و اعمال مذهبی و سنتی در بسیاری از کشورها در ارتباط است. باورهای مذهبی به بهبود سلامتی، کیفیت زندگی و افزایش اتکا به خدا منجر می‌شود. رابطۀ ایمان و اعتقادات مذهبی با سلامت جسم و روان رابطۀ اثبات‌شده­ای است. با توجه به این عقاید می­توان به مادر کمک کرد تا با حداکثر سلامت در برابر اضطراب­های دوران بارداری مقابله کند و دوران بارداری، زایمان و پس از زایمان ایمنی را پشت سر بگذارد. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نقش اسلام در سلامت زنان باردار صورت گرفته است.


روش کار: این مطالعه از نوع مروری روایی است که در آن مروری جامع بر مقالات فارسی و انگلیسی با استفاده از پایگاه‌های بین‌المللی ساینس دایرکت، پاب‌مد، گوگل اسکولار و اس.آی.دی از سال 1940 تا 2019 صورت گرفته است. کلمات کلیدی انگلیسی شامل ,Islam Health ,Pregnant Women ,Spirituality و کلمات کلیدی فارسی شامل اسلام، سلامت، زنان باردار و معنویت بود. معیارهای ورود مطالعات بالینی، تجربی، کوهورت، مقطعی، مروری و فرضیات مطرح‌شده در زمینۀ سلامت زنان باردار و معیارهای خروج تکراری‌بودن و تناسب‌نداشتن متن مقالات با عنوان مربوطه بود. مؤلف مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده است.


یافتهها: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که شادمانی در بارداری موجب کاهش افسردگی و اضطراب شد و هرچه مدت زمان انس با قرآن و فعالیت‌های مذهبی زنان باردار بیشتر بود، سطح شادمانی بالاتری داشتند. تلاوت و شنیدن صدای قرآن نیز موجب کاهش اضطراب و درد زایمان زنان باردار شد. همچنین مادران بارداری كه معنويت بالاتري داشتند، اضطراب كمتري را تجربه کردند.


نتیجهگیری: با توجه به اینکه در جامعۀ ما دين از مؤثرترين تكيه­گاه­هاي رواني به ­شمار   مي­رود و در مواقع سخت و بحراني كمكي مهم براي فرد است، جهت کاهش اضطراب و ترس از زایمان و موفقیت زایمان طبیعی می­توان مراقبت­های بارداری را همراه با رویکردهای اسلامی و با استفاده از عوامل قدرتمندی مانند ایمان به خدا، انس با قرآن، فعالیت­های مذهبی و معنوی همراه کرد. معنویت عنصری اساسی برای آماده‌سازی زن برای مراحل زایمان است. آموزش­های دوران بارداری بر مبنای آموزه‌های دینی موجب افزایش آگاهی­های مادران باردار دربارۀ مراقبت­های دوران بارداری، زایمان و شیردهی می‌گردد.


 

اثرگذاری ذکرهای مذهبی در بهبود فشار روانی: مرور نظام‌مند

فاطمه نصرتی, باقر غباری بناب, سعید زندی, میلاد قربانی وناجمی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 157-171
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.27320

سابقه و هدف: ذکرگویی یکی از روش­های قرآنی است که در مقابله با اضطراب مطرح است. در پژوهش­های متعددی به بررسی اثربخشی ذکر در کاهش فشار روانی انسان پرداخته­ شده است. فشار روانی یکی از بزرگ­ترین مشکلات انسان‌ها است که به فرسودگی، اضطراب، ضعف سیستم ایمنی و آسیب اندام­ها منجر می‌شود. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر جمع‌بندی تحلیلی و بررسی سیر تحقیقات مربوط به تأثیر ذکرهای مذهبی بر کاهش فشار روانی بود.


روش کار: پژوهش حاضر با استفاده از روش سندی (کتابخانه‌ای) و طرح مروری نظام‌مند انجام شده است. با جست‌وجو در پایگاه‌های ساینس‌دایرکت، پاب‌مد، مگیران، اس.آی.دی، پروکوئست، اریک، سایک‌اینفو، اسپرینگر، ابسکو و نورمگز 39 مقاله به دست آمد که درنهایت 12 مطالعه ملاک‌های لازم را داشت و وارد پژوهش شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: مطالعات یافت‌شده با توجه به نمونۀ مطالعه‌شدۀ آنها در چهار دسته طبقه‌بندی و تحلیل شد: شهروندان (یک مطالعه)، کهنه‌سربازان با تجربۀ جنگ (شش مطالعه)، اعضای خانواده و مراقبان بیماران (چهار مطالعه) و بیماران مبتلا به ایدز (یک مطالعه). 11 مطالعه (92 درصد) بیانگر آن بود که تکرار ذکر در کاهش فشار روانی تأثیر مثبت و معناداری داشت. بیشتر تحقیقات نیز در ایالات متحده و دربارۀ کهنه‌سربازان صورت گرفته بود.


نتیجهگیری: برای انسان امروزی که با عوامل فشارزای متعددی احاطه شده است، ذکر می‌تواند یکی از راهبردهای مطمئن به‌منظور کسب آرامش باشد. توصیه می‌گردد پژوهشگران مطالعات مروری مشابهی را جهت بررسی اثربخشی ذکر بر دیگر مسائل روان‌شناختی انسان ازجمله افسردگی و پرخاشگری انجام دهند.


 

تبیین کارایی پرتوهای نماز در ساختار سلامت

محمد یاراحمدی, محمدجعفر مهديان, مرضیه کرمخانی, رضا نوروزی كوهدشت, تورج حسنی راد

پژوهش در دین و سلامت , دوره 7 شماره 3 (1400), , صفحه 172-186
https://doi.org/10.22037/jrrh.v7i3.29171

سابقه و هدف: امروزه سلامت انسان‌ها بیش از پیش یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های قرن 21 شناخته می‌شود. این در حالی است که توجه محققان به ابعاد مختلف سلامت انسان‌ها جلب شده است و تنها سلامت جسمانی مد نظر نیست. در این زمینه، نماز یکی از فرائضی به شمار می‌رود که می‌تواند نقش مهمی در سلامت روانی، جسمانی، اجتماعی و معنوی انسان‌ها داشته باشد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تبیین کارایی پرتوهای نماز در ساختار سلامت انجام گرفته است.


روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری است. بر اساس منابع کتابخانه‌ای آثار و پرتوهای نماز بر ابعاد سلامت بر مبنای اسناد موجود تفسیر و نتایج با یافته‌های مربوط به پژوهش‌های صورت‌گرفته، توصیف شد. داده‌های لازم از طریق اسناد بایگانی‌شده افزون بر قرآن و نهج­البلاغه؛ کتاب‌های تخصصی دیگر، مقالات و منابع دست‌اول اسلامی، روایی و فقهی به دست آمد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر مبنای نتایج این تحقیق مشخص شد که نماز رابطۀ مستحکم و مثبتی با ابعاد چهارگانۀ سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی دارد که تحقیقات میدانی نیز این تأثیر را تأیید می­کند و در موارد اندکی رابطۀ بین نماز و سلامت ضعیف گزارش شده است.


نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، نماز در افزایش رضایتمندی و سلامت نقش مهمی ایفا می‌کند و می‌توان توجه به این مسئلۀ مهم را با توسعۀ برنامه‌های تربیتی مناسب در نظام ساختاری و محتوایی کتب درسی و رشته‌های مختلف در سطح آموزش عالی بیش از پیش گسترش داد. همچنین با پدیدآوردن توان و ظرفیت مقابله با مشکلات و سختی‌ها، تقویت نظام ارزشی مطلوب، برنامه‌های فرهنگی و کارگاه‌های مناسب تا حد امکان از ابتلا به بیماری‌های مختلف جلوگیری کرد.