سرمقاله


حد مجاز مصرف الکل برای سلامت انسان چقدر است؟

سید امیرمحسن ضیایی, شاهین شادنیا

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 1-6
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.24080

«يَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ کَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْنَفْعِهِما»


ای پیغمبر درباره‌ی شراب و قمار از تو می­پرسند، بگو در آنها گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است و گناهانش از سودشان فراتر است


استناد مقاله به این صورت است:


 


Ziaee SAM, Shadnia S. What Amount of Alcohol is not Harmful for Human Health. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):1-6. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.24080


 

مقاله پژوهشی


سابقه و هدف: با وجود تحقیقات مختلف همچنان تصویر ناهماهنگ و مبهمی از آثار تک‌فرزندی یا تعدد فرزندی بر والدین به‌ویژه مادران وجود دارد و هنوز مشکل‌ساز بودن تک‌فرزندی در تولید اضطراب مادران در مقایسه با مادرانی که بیش از یک فرزند دارند کاملاً ثابت نشده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف اثر تعدیل‌کننده‌ی دین‌داری بر رابطه‌ی تعداد فرزند با اضطراب مادران تک‌فرزند و مادران دارای دو فرزند و بیشتر انجام شده است.


روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی است که به روش همبستگی صورت گرفته است. جامعه‌ی مورد مطالعه مادران استان البرز و تهران در سال تحصیلی 93-94 بودند که به روش نمونه‌گیری دردسترس 384 نفر بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. در پاسخ به پرسش‌ها دو گروه از مادران (جامعه‌ی مورد مطالعه) بررسی شدند. گروه اول مادران تک‌فرزند (192 نفر) و گروه دوم مادران دارای دو فرزند و بیشتر (192 نفر) را تشکیل می‌دادند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌ی دين‌داري خدایاری‌فرد و همكاران و پرسش‌نامه‌ی اضطراب حالت-صفت اسپیلبرگر بود. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: نتایج نشان داد كه دین‌داری نمي‌تواند متغيّر تعدیل‌کننده در رابطه‌ی بين تعداد فرزند و اضطراب مادر باشد. علاوه‌براین، بین تعداد فرزند و اضطراب مادران رابطه‌ی معناداری وجود داشت (118/0=R)، اما بین تعداد فرزند و دین‌داری مادران رابطه‌ی معناداری وجود نداشت.


نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان‌دهنده‌ی توجه بیشتر مسئولان و متصدیان عرصه‌ی تعلیم و تربیت و سلامت کشور در زمینه‌ی دین‌داری و تعداد فرزندان و همچنین نقش دین‌داری در کاهش اضطراب خانواده‌های ایرانی است.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Safara M, Salmabadi M. The Moderating Role of Religiosity in Relationship between Number of Children and Anxiety of Mothers with a Single Child and two or more Children. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):7-18. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.16110


 

سابقه و هدف: بخشودگی از مفاهیمی است که در مذهب و روان‌شناسی مثبت­نگر به آن توجه شده؛ و بر نقش سازنده‌ی آن در سلامت روانی افراد و ایجاد روابط سالم تأکید شده است. عوامل مختلفی می­تواند بخشودگی را تسهیل نماید که احتمالاً هوش معنوی یکی از آنها است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر پیش­بینی بخشودگی بین ­فردی بر اساس مؤلفه­های هوش معنوی در دانش­آموزان پسر مقطع متوسطه‌ی دوم شهر تبریز است.


روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. از جامعه‌ی آماری دانش­آموزان پسر مقطع متوسطه‌ی ناحیه‌ی دو نمونه‌یی به تعداد 250 نفر به‌­صورت نمونه­گیری خوشه‌یی چندمرحله‌یی و بر اساس جدول مورگان انتخاب شد. آزمودنی­ها پرسش‌نامه­های هوش معنوی عبدالله­زاده و مقیاس بخشودگی بین ‌فردی احتشام­زاده و همکاران را تکمیل کردند. داده­هاي به‌دست‌آمده با استفاده از روش­هاي آماري همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیّره تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین درک و ارتباط سرچشمه‌ی هستی با بخشودگی (01/0P< و 229/0r=) و همچنین بین زندگی معنوی با بخشودگی (001/0 P<و 324/0r=) رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود داشت. علاوه‌براین، نتایج رگرسیون نشان داد که زندگی معنوی می­تواند 5/10 درصد واریانس بخشودگی بین ‌فردی را به‌طور معنی­داری پیش­بینی کند.


نتیجهگیری: بر اساس نتایج می­توان گفت معنويت جستجو براي يافتن عناصر مقدس، معنايابي، هشياري بالا و تعالي است و هوش معنوي توانايي براي استفاده از اين موضوعات است كه مي­تواند كاركرد و سازگاري فرد را پيش­بيني کند و بخشودگی بین‌ فردی را بالا برد.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Bayrami M, Mohammadi D. Interpersonal Forgiveness based on Spiritual Intelligence Components among High School Male Students of Tabriz. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):19-28. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.17576


 

ویژگی‌های روان‌سنجی پرسش‌نامه‌ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی

محمد فرهوش, رضا مهکام, نجیب الله نوری

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 29-46
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18808

سابقه و هدف: پژوهش‌ها نشان داده‌ است که عزّت نفس در سلامت روان نقش بسزایی دارد. از آنجایی که مقیاس‌‌های عزّت ‌نفس موجود فاقد بُعد معنوی است، پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش‌نامه‌ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی و اعتباریابی آن انجام شد.


روش کار: روش این پژوهش ترکیبی از کیفی (توصیفی-تحلیلی) و کمّی (میدانی) بود. ابتدا آیات و روایات مرتبط با احساس ارزشمندی و توانمندی معنوی، جمع‌آوری، دسته‌بندی و تحلیل شد و سپس سازه‌ی عزّت‌نفس معنوی به معنای احساس ارزشمندی و توانمندی در بُعد معنوی شامل 10 مؤلفه طراحی شد. مؤلفه‌ها عبارت بود از: باور به توانمندی و جایگاه آدمی از سوی خدا، باور به ارزشمندی خویش به واسطه‌ی ایمان و عمل صالح، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، ارتباط کریمانه با مردم، احساس بی‌نیازی از مردم، خویشتن‌پذیری، هدفمندی معنوی، یکپارچگی معنوی و احساس کنترل. سپس کارشناسان روایی محتوایی مؤلفه‌ها را تأیید کردند. در ادامه شاخصه‌های هر مؤلفه‌ تعیین و متناسب با هر شاخصه، گویه‌هایی طراحی شد. پرسش‌نامه‌ی اولیه به همراه پرسش‌نامه‌ی عزّت نفس روزنبرگ و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون در بین 204 شرکت‌کننده که به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌یی تصادفی از شش دانشگاه‌ دردسترس قم و تهران انتخاب شده بودند، اجرا شد. در تحلیل یافته‌ها نیز از ضریب تشخیص، دشواری، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی؛ و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد پرسش‌نامه‌ی نهایی عزّت ‌نفس معنوی شامل هفت مؤلفه‌ی باور به توانمندی معنوی، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، احساس کنترل، یکپارچگی معنوی، ارتباط کریمانه با مردم و خویشتن‌پذیری؛ و 25 گویه در طیف لیکرت چهارتایی است. روایی سازه به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بررسی شد که مطلوب بود (97/0=CFI)، همچنین پایایی پرسش‌نامه با روش آلفای کرونباخ 897/0؛ با استفاده از روش دونیمه‌سازی و اسپیرمن 831/0 و به روش گاتمن 825/0 به دست آمد. علاوه‌براین، رابطه‌ی عزّت نفس معنوی با عزّت نفس (477/0) و سلامت معنوی (677/0) نیز مثبت و معنادار بود (001/0P<)؛ بنابراین روایی هم‌زمان پرسش‌نامه نسبتاً مطلوب بود.


نتیجهگیری: بر اساس نتایج به‌دست‌‎آمده، پرسش‌نامه‌ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی شامل هفت مؤلفه است و از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Farhoush M, Mahkam R, Noori N. Psychometric Properties of Spiritual Self-esteem Questionnaire Adopting Islamic Approach. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):29-46. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18808

بررسی تأثیر دوره‌ی کوتاه‌مدت دعاکردن در موقعیت سرکوب هیجان بر میزان خلق و تهی‌شدن من در نمونه‌ی غیربالینی

نعمت‌اله یارالهی, محمدرضا شعیری, زینب حسن زاده دستجردی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 47-63
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18434

سابقه و هدف: بر اساس مدل توانش، خودکنترلی بر پایه‌ی منبع انرژی محدودی استوار است که در صورت تخلیه‌ی آن در اثر یک عمل خودکنترلی طاقت‌فرسا، برای فعالیت‌های خودکنترلی و خودتنظیمی بَعدی فرد انرژی/منبعی باقی نمی‌ماند و در نتیجه، احتمال شکست او افزایش می‌یابد. این حالت توانش کاهش‌یافته‌ی خودکنترلی، «تهی‌شدن من» نام دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر دوره‌ی کوتاه‌مدت دعاکردن در موقعیت سرکوب هیجان بر میزان خلق و تهی‌شدن من در نمونه‌ی غیربالینی است.


روش کار: به‌منظور دستیابی به هدف فوق، پژوهشی نیمه‌آزمایشی طراحی؛ و از طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل استفاده شد. تعداد 32 دانشجو به‌صورت تصادفی انتخاب‌؛ و در دو گروه سرکوب هیجان/دعاکردن (آزمایش) و کنترل جایگزین شدند. فرایند پژوهش به‌صورت انفرادی بود. پس از تکمیل پرسش‌نامه‌های سلامت عمومی، نگرش‌سنج دینی و تنظیم هیجانی؛ میزان خلق و عملکرد خودکنترلی فرد در آزمون استروپ اندازه‌گیری شد (پیش‌آزمون‌ها). سپس، برای آزمودنی نماهنگ‌های هیجانی منفی پخش ‌شد و افراد گروه آزمایش (کنترل) می‌بایست طی آن هیجاناتشان را سرکوب کنند (آن را طبق روال عادی تماشا کنند). در مرحله‌ی بعد، گروه آزمایش به دعاکردن می‌پرداخت، درحالی‌که افراد گروه کنترل کار خاصی انجام نمی‌دادند. در آخر، خلق و عملکرد استروپ مجدداً ارزیابی شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: پس از پایان آزمایش‌ها، یافته‌ها تفاوت معناداری در عملکرد خودکنترلی دو گروه نشان نداد. همچنین، دو گروه در خلق منفی تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند؛ اما میزان خلق مثبت در گروه سرکوب/دعا نسبت به گروه کنترل بیشتر بود.


نتیجهگیری: نتایج نشان داد کسانی که در مواجهه با هیجانات منفی، تلفیقی از راهبرد سرکوب هیجان و دعا کردن را به کار گرفتند، در مقایسه با افرادی که طبق روال عادی با هیجانات روبه‌رو شدند، میزان خلق مثبت بالاتری گزارش دادند، سرزنده‌تر بودند و همچنین آرامش و شادکامی بیشتری داشتند.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Yarollahi NA, Shairi MR, Hasanzadeh-Dastjerdi Z. Investigating the Effect of a Brief Period of Praying in Emotional Suppression Situation on Mood and Ego Depletion. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):47-63. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18434


 

مداخله‌ی آموزشی مبتنی بر مذهب بر نشانگان افسردگی زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز فرهنگی شهر بابل

محمدهادی یدالله‌پور, حکیمه مهدوی‌فر, رمضان حسن‌زاده

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 64-75
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18567

سابقه و هدف: امروزه افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش قرآن و مفاهیم والای آن بر افسردگی زنان متأهل انجام یافته است.


روش کار: این پژوهش آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل كلیه‌ی زنان متأهل 25-45 سال ساكن شهر بابل بود. نمونه‌ی پژوهش 50 نفر از زنان مراجعه‌کننده به مراکز فرهنگی بودند که به صورت تصادفی انتخاب؛ و در دو گروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند. زنان متأهل به مدت 10 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه‌ی افسردگی بک با 13 سؤال چهار گزینه‌یی بود که ضریب پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: تأثیر آموزش مداخله‌ی مبتنی بر مذهب در گروه آزمایش در نشانگان افسردگی زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز فرهنگی شهرستان بابل از نظر آماری در سطح 05/0>P معنادار بود. به عبارت دیگر، با خارج کردن تأثیر پیش‌آزمون، اختلاف معناداری بین میانگین نمره‌های دو گروه در پس‌آزمون افسردگی وجود داشت. بنابراین، آموزش مداخله‌ی مبتنی بر مذهب بر نشانگان افسردگی زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز فرهنگی شهرستان بابل تأثیر مثبت و معناداری داشت.


نتیجهگیری: استفاده از قرآن و آموزه‌های آن و انس و ملازمت با این کتاب آسمانی در سایه‌ی عمل به آیات الهی موجب کاهش افسردگی و سلامت روان زنان متأهل می‌شود. قرآن‌شناسي، تقيّد به قرآن‌درماني و توجه به راهبردها و راهکارهاي درمانگر قرآن در نهاد خانه، خانواده و جامعه بايد از طرف جامعه‌ی اسلامي به‌طور جدي باور شود.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Yadollahpour MH, Mahdavifar H, Hasanzadeh R. Intervention of Religion-based Education in Depression Syndrome among Married Women Attending Cultural Centers in Babol. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):64-75. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.18568

سابقه و هدف: بیماری‌ عروق كرونر قلب سردسته‌ی علل مرگ‌و‌میر در بيشتر کشورها محسوب می‌شود. گرچه رابطه‌ی بين معنويت و سلامت در مطالعات مختلفي تأييد شده، رابطه‌ی آن با این بیماری خاص هنوز بررسی نشده است. از این­رو، تحقیق حاضر با هدف بررسي ارتباط بين معنويت با عوارض و مرگ‌و‌میر بيماران مبتلا به بيماري عروق کرونري که تحت جراحي بای‌پس کرونر قرار گرفته‌اند، انجام شد.


روش کار: این مطالعه‌ی مقطعی بر روی بیماران مبتلا به بيماري عروق كرونر که در فاصله‌ی زمانی بین آذر 1391 تا آذر 1392 در بیمارستان دکتر شریعتی تهران تحت عمل بای‌پس کرونر قرار گرفته بودند، انجام شد. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل چک‌لیست جمع‌آوری اطلاعات بر اساس پرونده‌ی بیماران و تأیید پزشک مربوط و همچنین پرسش‌نامه‌ی معنویت هال و ادواردز بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از آزمون‌‌های من-ويتني، كروسكال واليس و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: یافته­های حاصل از بررسی ارتباط شش زیرمقیاس معنویت با عوارض ناشی از جراحی و مرگ‌و‌میر نشان داد که با افزایش میانه‌ی نمره‌ی زیرمقیاس ناامیدی امکان بروز عفونت، تامپوناد، انقباض زودرس بطنی و فیبریلاسیون دهلیزی بیشتر شد و با افزایش میانه‌ی نمره‌ی زیرمقیاس آگاهی میزان بروز آنها کاهش یافت (05/0P<). علاوه‌براین، بین مدت زمان بستری و زیرمقیاس ناامیدی همبستگی خطی مستقیم و معناداری وجود داشت (003/0P= و 291/0r=). مرگ‌و‌میر نیز در بیمارانی که آگاهی بیشتری داشتند، کمتر اتفاق افتاد (05/0P<).


نتیجهگیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، معنویت با میزان بروز عوارض و مرگ‌و‌میر پس از عمل بای‌پس کرونر رابطه دارد. ازاین­رو، باید راهکارهایی مؤثر همچون مدنظر قرار دادن مسائل معنوی در فرايند درمان بيماران و آموزش روش‌های روان‌شناختی مناسب برای بهبود سریع‌تر آنها به­کار گرفته شود.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Bagheri J, Shayan N, Bagheri MM, Heidari M. Relationship of Spirituality with Morbidity and Mortality in Patients with Coronary Artery Disease Undergoing CABG Surgery at Shariati Hospital. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):76-86. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.17956


 

نقش واسطه‌یی تحمل پریشانی در رابطه‌ی بلوغ عاطفی و هوش معنوی با سازگاری با دانشگاه در دانشجویان پسر دانشگاه شهید چمران اهواز

علی شریفی ریگی, مهناز مهرابی‌زاده هنرمند, کیومرث بشلیده, علی سرپرست, سارا خانعلی‌نژاد ماکلوانی, زینب امینی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 87-100
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19401

سابقه و هدف: سازگاری با دانشگاه از عوامل مهم در ابعاد مختلف زندگی دانشجویان مانند بهداشت جسمی-روانی و سازگاری اجتماعی در حوزه‌های خارج از دانشگاه است. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه‌یی تحمل پریشانی در رابطه‌ی بلوغ عاطفی و هوش معنوی با سازگاری با دانشگاه است.


روش کار: در یک طرح همبستگی و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌یی از بین دانشجویان پسر مجتمع خوابگاهی وابسته به دانشگاه شهید چمران اهواز، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 273 دانشجوی پسر در سال تحصیلی 95-96 انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسش‌نامه‌های بلوغ عاطفی، هوش معنوی، تحمل پریشانی و سازگاری با دانشگاه برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، بلوغ عاطفی و هوش معنوی با سازگاری با دانشگاه ارتباط مثبت معنادار داشت. همچنین بین تحمل پریشانی و سازگاری با دانشگاه؛ و بین بلوغ عاطفی و هوش معنوی با تحمل پریشانی نیز ارتباط مثبت معنادار وجود داشت. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی با یک اصلاح و حذف مسیر مستقیم هوش معنوی به سازگاری با دانشگاه دارای برازش پذیرفتنی بود. علاوه‌براین، مسیر مستقیم بلوغ عاطفی به سازگاری با دانشگاه نیز معنی‌دار بود. همچنین، نتایج ضرایب غیرمستقیم با استفاده از بوت استراپ نشان داد که همه‌ی مسیرهای غیرمستقیم نیز معنی‌دار بود.


نتیجهگیری: نتایج نشان می‌دهد که هوش معنوی و بلوغ عاطفی از طریق تحمل پریشانی موجب افزایش سازگاری با دانشگاه می‌شود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود به منظور افزایش سازگاری با دانشگاه در دانشجویان، برنامه‌های آموزشی هوش معنوی و بلوغ عاطفی با تأکید بر افزایش تحمل پریشانی آنان تدوین شود.


 



استناد مقاله به این صورت است:


Sharifi-Rigi A, Mehrabizade-Honarmand M, Beshlideh K, Sarparast A, Khanali-Nejad S, Amini Z. Mediating Role of Distress Tolerance in Relationship of Emotional Maturity and Spiritual Intelligence with Adjustment to University. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):87-100. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19401



سابقه و هدف: پرخاشگری به‌ طور عمده به پیامدهای مهم نهادی و فردی مرتبط است. هدف از اين مطالعه بررسی نقش ميانجي‌گری عزّت نفس سازمانی در رابطه‌ی بین نگرش مذهبی و پرخاشگری کارکنان دستگاه‌های اجرایی شهرستان خاش است.


روش کار: مطالعه‌ی حاضر از نوع توصیفی با روش تحلیل مسیر است. جامعه‌ی آماري شامل تمام کارکنان (5000 نفر) ادارات شهرستان خاش در سال 1396 بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 355 نفر به روش نمونه‌گيري تصادفي انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از سه پرسش‌نامه‌ی پرخاشگری، عزّت نفس سازمانی و نگرش مذهبی استفاده شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش حداقل مربعات جزئی؛ و برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از روش آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد ضریب معنی‌داری مسیر بین نگرش مذهبی و پرخاشگری 449/12؛ و ضریب معنی‌داری مسیر بین نگرش مذهبی و عزّت نفس سازمانی 498/3 بود که بزرگ‌تر از 96/1 برآورد شدند. ضریب معنی‌داری مسیر بین عزّت نفس سازمانی و پرخاشگری نیز 544/1 بود که کوچک‌تر از 96/1 برآورد شد. بنابراین می‌توان گفت نگرش مذهبی بر پرخاشگری از طریق متغیّر میانجی عزّت نفس سازمانی تأثیر نمی‌گذارد.


نتیجهگیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، نگرش مذهبی از راه افزایش عزّت نفس سازمانی موجب کاهش پرخاشگری می‌شود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود با آموزش‌های مناسب و مستمر در زمینه‌ی افزایش آگاهی‌های مذهبی کارکنان اجرایی، تلاش شود تا از این رهگذر بتوان آینده‌یی موفق و سالم برای افراد و در نهایت جامعه ترسیم کرد.


 


استناد مقاله به این صورت است:


 Ziaaddini M, Dahmardeh H. The Mediating Role of Organizational Self-esteem in the Relationship between Religious Attitude and Aggression among Staff of Administrative Organizations in Khash City. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):101-11. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19077


 


سابقه و هدف: درد زایمان از جمله‌ی شدیدترین دردها ارزیابی می‌شود که تسکین نیافتن آن می‌تواند به کند شدن سیر زایمان و سزارین‌های بی‌مورد منجر شود. با توجه به پژوهش‌های انجام شده مبنی بر تأثیر آوای قرآن بر کاهش درد و اضطراب، مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی تأثیر شنیداری و دیداری آیات قرآن بر شدت درد مرحله‌ی فعال زایمان در زنان نخست‌زا صورت گرفته است.


روش کار: این مطالعه‌ی نیمه‌تجربی از نوع کارآزمایی بالینی است که در آن 102 زن نخست‌زای واجد شرایط به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله تا پایان گام فعال مرحله‌ی اول زایمان هر ساعت حدود 20 دقیقه آیات سوره‌ی مریم از طریق صفحه‌ی نمایش همراه با شنیدن آوای قرآن از طریق هدفون، نمایش داده می‌شد. علاوه‌براین، در دو گروه هر یک ساعت شدت درد و علائم حیاتی اندازه‌گیری؛ و ضربان قلب جنین شنیده می‌شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: بین دو گروه کنترل و مداخله از نظر طول مدت مرحله‌ی اول زایمان با استفاده از آزمون t مستقل تفاوت معنی‌دار بود (05/0>p)؛ همچنین میانگین زمان مرحله‌ی اول زایمان در گروه مداخله بیش از 100 دقیقه کوتاه‌تر بود. آزمون من-ویتنی نیز اتساع سریع‌تر دهانه‌ی رحم را در گام فعال مرحله‌ی اول زایمان نشان داد (05/0>p)، به‌طوری‌که همه‌ی افراد گروه مداخله حداکثر طی هفت ساعت این مرحله را پشت سر گذاشتند. علاوه‌براین، شدت درد ثبت شده در ساعات چهارم و پنجم گام فعال مرحله‌ی اول زایمان مادران گروه مداخله به طور معنی‌داری کمتر بود (05/0>p) و به طور کلی نیز میانگین شدت درد اظهارشده در گروه مداخله پایین‌تر بود (05/0>p).


نتیجهگیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، استفاده از صوت و تصویر آیات قرآن کریم به طور معنی‌داری طول مدت و شدت دردهای زایمان را کمتر می‌کند و بهره‌گیری از آن می‌تواند کاهش درد و افزایش آرامش مادران را حین زایمان در پی داشته باشد.


 



استناد مقاله به این صورت است:


Esmaeili M, Ardestani N, Karamkhani M. Investigating the Visual-oral Effect of Quran Verses on the Intensity of Labor Pain among Prim-parous Patients. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):112-22. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.17388



 

مقاله مروری


بهداشت روح، ضرورت و اهمیت آن

سلمان محمدی ولدانی, علی محمدی ولدانی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 123-135
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19529

سابقه و هدف: بهداشت در لغت به معنای نگاه داشتن و تندرستی؛ و در اصطلاح علمی به معنی پیشگیری از بیماری‌ها، زندگی برتر، راه و رسم نگهداری و همچنین صیانت از سلامت انسان است. به نظر می‌رسد در این تعاریف به بهداشت روح که یکی از حوزه­های دارای اهمیت است، کمتر توجه شده است. ازاین‌رو، هدف این پژوهش شناخت چیستی و حقیقت روح انسان؛ و همچنین نحوه‌ی رسیدن به عوامل سعادت‌بخش و چگونگی پرهیز و پیشگیری از عوامل مخرب روح است.


روش کار: مطالعه‌ی حاضر به صورت تحلیلی و کتابخانه­یی؛ و با مراجعه به منابع دینی و بررسی آیات و روایات معصومان (س) در متون اسلامی و با استفاده از تحقیقات دانشمندان صورت گرفته است. بر این اساس، ابتدا وجود حقیقت روح با ادله‌ی عقلی و نقلی اثبات؛ و در ادامه با شهود و تجربه تأیید شد و سپس به چیستی آن پرداخته ­شد تا بتوان ضرورت توجه به این حقیقت و بهداشت آن را واکاوی کرد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، رعایت نکردن بهداشت روح علاوه بر آلوده کردن سلامت روح، به طور یقین، حقیقت روح را نیز در معرض مرگ معنوی قرار می‌دهد. پیوند انسان با اعمالش اعم از اعمال جسمانی، مثل تغذیه و اعمال روحی مثل باورها و عقاید، ارتباط تکوینی دارد. بر اساس دیدگاه امیر مؤمنان (ع) جسم انسان دارای شش حالت است: گاهی زنده است و گاهی مرده، زمانی سالم است و زمانی دیگر مریض و گاهی خواب است و گاهی بیدار؛ روح انسان نیز دارای همین شش حالت است.


نتیجهگیری: رعایت نکردن بهداشت روح، پیامدهای منفی همچون بیماری‌های روحی و معنوی برای فرد و جامعه؛ و همچنین از بین رفتن سعادت ابدی و شیوع جنایت و خیانت در جامعه‌ی بشری به­ دنبال دارد.


 


استناد مقاله به این صورت است:


Mohammadi-Veldani S, Mohammadi-Veldani A. Health of Soul, its Necessity and Importance. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):123-35. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19529


 

تأثیر آوای قرآن کریم بر بهداشت، سلامت روان و عملکرد فیزیولوژیک: مرور نظام‌مند

محمدحسین یکتا کوشالی, حسن مولادوست, عاصمه پوررجبی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 5 شماره 1 (1398), , صفحه 136-147
https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19289

سابقه و هدف: صداها یا آواها بر روح و روان و جسم همه‌ی مخلوقات از انسان‌ها گرفته تا حيوانات و گياهان تأثیر می‌گذارند. آهنگ موزون قرآن کریم و آوای دل‌نشین آن نوعی موسیقی عرفانی دلپذیر است. باشکوه‌ترین بُعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه‌های دل‌نشین و آهنگ‌های وزین صوتی است. به ­عبارت دیگر، يكي از جنبه‌هاي اعجاز قرآن كه کمتر به آن توجه شده، در آواي آن نهفته است. در مطالعه‌ی حاضر، با هدف مرور نظام‌مند به بررسی پژوهش‌های انجام‌شده با مضمون آوای قرآنی و تأثیر آن بر بهداشت، سلامت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن پرداخته شده­ است.


روش کار: پایگاه‌های اطلاعاتی مورد جستجو شامل پایگاه‌های اس.آی.دی، مگیران، ایران داک، نورمگز، ایران مدکس، کاکرین، گوگل اسکولار و اسکوپوس بود. برای اجرای پژوهش از کلیدواژه‌های فارسی آوا، صوت، قرآن، فیزیولوژیک، سلامت روان و بهداشت؛ و کلیدواژه‌های انگلیسیSound ,Voice ,Quran ,Holy book ,Physiologic ,Health ,Hygiene  و همچنین ترکیبی از آنها با درجه‌ی حساسیت بالا استفاده شد. در این پژوهش همه‌ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافته‌ها: با جستجو در پایگاه‌های یادشده، 471 عنوان مقاله حاصل شد که بر اساس معیارهای ورود و خروج 40 مقاله‌ی نهایی برای ورود به چک‌لیست طراحی‌شده، پذیرفته شد. بیشتر مقالات به دلیل نداشتن اطلاعات مربوط به اعجاز آوای قرآنی و همچنین نداشتن همپوشانی دو مقوله‌ی آوای قرآن و بهداشت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن حذف شدند.


نتیجهگیری: نتایج حاصل از بررسی حاضر نشان داد که آوای قرآن در کاهش میزان اضطراب، بهداشت روان، شدت درد، بهبود سلامت بیماران، علائم و عملکرد فیزیولوژی بافت‌های مختلف بدن، سیستم ایمنی و سطح رضایتمندی بیماران به طور محسوسی مؤثر بود.


 


استناد مقاله به این صورت است:


YektaKooshali MH, Moladoust M, Pourrajabi A. The Effect of Sound of the Quran on Hygiene, Mental Health, and Physiological Functions: A Systematic Review. Journal of Pizhūhish dar dīn va salāmat. 2019;5(1):136-47. https://doi.org/10.22037/jrrh.v5i1.19289