اخلاق زیستی؛ اخلاق حرفه ای؛ اخلاق زیست‌محیطی؛ اخلاق در فناوری های زیستی

دوره 15 شماره 40 (1404)

مجله اخلاق زیستی. دوره پانزدهم، 1404

نامه به سردبیر


نقش بی‌نظیر اخلاق زیست‌محیطی نسبت به مهار گرمایش جهانی

سعیده کریمی, علی الماسی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-5
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46694

اخیراً فرآیند گرمایش جهانی، به‌عنوان یک معضل زیست‌محیطی، نظر محققین را برای تحقیقات بیشتر در این زمینه به خود جلب کرده است. ازاین‌رو تحقیقی با هدف شناسایی نقش اخلاق زیست‌محیطی بر گرمایش جهانی از دیدگاه شهروندان شهر کرمانشاه انجام شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفه‌های اخلاق زیست‌محیطی، مؤلفه‌های احساس تعلق زیست‌محیطی، هوش معنوی و نگرش زیستی بیشترین مؤلفه‌های تأثیرگذار برای بهبود شرایط بودند. برای تصمیم‌گیری در دستیابی به بهترین استراتژی راهبردی در منطقه از ماتریس عوامل داخلی و خارجی استفاده شد. نتایج این ماتریس نشان داد که استراتژی رقابتی (ST) به‌عنوان یک استراتژی کلیدی می‌تواند یک راهکار مؤثر برای مسئله اخلاق زیستی در مقابله با چالش‌های زیست‌محیطی و کاهش اثرات گرمایش جهانی در این منطقه باشد.

مقاله پژوهشی


تبیین ارزش‌های محیط‌ زیستی توسعه پایدار متأثر از فرهنگ اعتماد به روش معادلات ساختاری (SEM) (مورد مطالعه: ساکنین شهر شیراز)

جهانگیر جهانگیری, مصطفی علیزاده آرند, اصغر میرفردی, منصور طبیعی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46865

زمینه و هدف: اهمیت روزافزون مسائل محیط زیستی و ضرورت دستیابی به توسعه پایدار، بدون توجه به بستر جامعه و فرهنگ میسر نیست و فرهنگ اعتماد به‌عنوان یک عامل کلیدی در تسهیل تعاملات اجتماعی و مشارکت افراد می‌تواند نقش مهمی در نگرش‌های محیط زیستی ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فرهنگ اعتماد بر ارزش‌های زیست‌محیطی در راستای توسعه پایدار انجام شده است.

روش: روش این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل ساکنان شهر شیراز است. به منظور گردآوری داده‌ها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که در بین نمونه‌ای به تعداد ۳۸۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی توزیع گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای Smart PLS و SPSS انجام شد.

ملاحظات اخلاقی: گردآوری داده‌ها با رعایت اصل رازداری و ناشناس بودن افراد انجام شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ اعتماد با ضریب بتای 602/0 توانسته است 35 درصد از تغییرات ارزش‌های زیست‌محیطی مرتبط با توسعه پایدار را تبیین کند. همچنین مشخص شد که بعد خلقیات اجتماعی فرهنگ اعتماد، با ضریب مسیر 601/0 بیشترین تأثیر را بر ارزش‌های زیست‌محیطی دارد. در مقابل، بعد ساختاری فرهنگ اعتماد، اگرچه رابطه مثبت و معناداری با ارزش‌های زیست‌محیطی نشان داد، اما تأثیر آن بسیار ضعیف بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که در جامعه مورد مطالعه، پیچیدگی‌های خاصی در روابط بین ابعاد مختلف فرهنگ اعتماد و ارزش‌های زیست‌محیطی وجود دارد. به‌طورکلی، یافته‌های پژوهش بر اهمیت تقویت ابعاد اجتماعی فرهنگ اعتماد در بهبود نگرش‌های زیست‌محیطی و توسعه پایدار تأکید می‌کنند.

بازشناسی هویت افراد بیناجنسیت با نگاهی به رویه دادگاه اروپایی حقوق بشر؛ «دیالوگ» به مثابه حلقۀ مفقوده

کوثر انجلاس, مهناز بیات کمیتکی, محمود عباسی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47465

زمینه و هدف: دغدغۀ شناسایی هویت اقلیت افراد بیناجنسیت، ازآن‌رو حائز اهمیت است که آنان را در موضعی برابر با زنان و مردان قرار دهد. این دسته از افراد که صرفاً از نظر بیولوژیک و بعضاً از حیث وضعیت جنسیتی در موضعی بینابین هستند، سال‌هاست که مورد غفلت دولت‌ها قرار گرفته‌اند. این پژوهش بر آن است تا با واکاوی ظرفیت‌های موجود در نظریه‌های شاخص دیالوگ و برجسته کردن هسته سخت آن، که همانا قصدیت جمعی است، از هویت مغفول مانده این دسته از اقلیت‌ها به کمک تأکید بر لزوم گفت‌وگو میان موضوع شناسایی و فاعلان شناسایی پرده بردارد و برای نشان دادن اهمیت این مورد در عصر شکل‌دهی جنسی و جنسیتی افراد بیناجنسیت که حاصل عدم شناخت واقعیت هویتی آنان است، به تحلیل و آسیب‌شناسی نگرش دادگاه اروپایی حقوق بشر که در پرونده‌های ناظر به این افراد نمایان است، بپردازد.

روش: پژوهش حاضر به مثابه مطالعه‌ای بینارشته‌ای، با دقت نظر بر حلقه‌های وصل میان دانش حقوق عمومی و علم پزشکی و فلسفه گفت‌وگو به مثابه روش، مطالعه‌ای توصیفی ـ تحلیلی است و داده‌های آن از طریق مطالعه و مداقۀ کتابخانه‌ای روز، فراهم آورده شده است.

ملاحظات اخلاقی: در تمام فرآیند پژوهش، اصول صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: دادگاه اروپایی حقوق بشر از رهگذار تصدیق ضمنیِ لزومِ شناسایی هویت افراد بیناجنسیت در آراء صادرۀ خود و سپس تمسک حداکثری به دکترین حاشیۀ تشخیص و واگذاری تصمیم‌گیری شناسایی افراد بیناجنسیت به دولت‌های خوانده، ضمن انفعال در مسیر اساسی‌سازی حقوق بنیادین این افراد، دچار عدم انسجام استدلالی است.

نتیجه‌گیری: دیالوگ به مثابه روشی کارآمد، نه‌تنها ظرفیت کافی برای برون‌رفت دیوان از بحران موصوف را دارد، بلکه از طریق فراهم کردن تجربه ادراک طرفینی میان فاعل شناسایی و موضوع شناسایی، قصدیت جمعی را بر آن می‌دارد تا اقلیت همیشه موجود را آن‌طورکه هست ببینند و آن را «باز بشناسند».

نقش شایستگی اجتماعی و بنیان‌های اخلاقی در پیش‌بینی گرایش به جراحی زیبایی

نغمه ملک‌محمدی, سارا هاشمی, جواد رحمتی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46984

زمینه و هدف: انگیزه جستجوی مداوم برای جراحی زیبایی براساس ترکیبی از عوامل روان‌شناختی، هیجانی، اجتماعی، معنوی، اخلاقی و شخصیتی است، لذا هدف مطالعه حاضر بررسی نقش شایستگی اجتماعی و بنیان‌های اخلاقی در پیش‌بینی گرایش به جراحی زیبایی بود.

روش: روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامي زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه‌کننده به مراکز جراحی زیبایی شهر تهران در سال 1402 بودند که تعداد 120 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شدند، که به پرسش‌نامه‌های شایستگی اجتماعی فلنر و همکاران (1990)، بنیان‌های اخلاقی هایت و گراهام (2007) و گرایش به جراحی زیبایی اعتمادي فرد و اماني (1392) پاسخ دادند. داده‌ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و نرم‌افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.

ملاحظات اخلاقی: رضایت مشارکت‌کنندگان اخذ و درباره محرمانه­بودن اطلاعات به آن‏ها اطمینان خاطر داده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد همبستگی بین شایستگی اجتماعی (537/0- = r) و بنیان‌های اخلاقی (638/0- = r) با گرایش به جراحی زیبایی منفی است (۰۱/0> p). همچنین نتایج نشان داد شایستگی اجتماعی، ۹/28 درصد و بنیان‌های اخلاقی 41 درصد از واريانس گرایش به جراحی زیبایی را تبيين می‌کنند.

نتیجه‌گیری: ارزیابی‌های روان‌شناختی شایستگی اجتماعی و بنیان‌های اخلاقی در تعیین رخ‌نمای بالینی متقاضیان و ارجاع آن‌ها قبل از اجرای اعمال جراحی به روان‌درمانی، مفید و کمک‌کننده است.

منشور اخلاقی اشتغال معلولان جسمی - حرکتی در سازمان: طراحی بر مبنای سنتز مطالعاتی

صادق شیبانی, حیدر امیران, عبداله کولوبندی, جمشید عدالتیان شهریاری

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46452

زمینه و هدف: معلولیت و معلولان بخش قابل توجه و در عین حال مغفول جامعه کنونی هستند که فرصت‌های شغلی و اشتغال می‌تواند به بروز و نمود پتانسیل‌های فردی و اجتماعی ایشان کمک کند. در این میان معلولان جسمی ـ حرکتی بزرگترین بخش از جامعه معلولان را تشکیل می‌دهند. توجه به مؤلفه‌های اخلاقی اشتغال معلولان ازجمله مهم‌ترین مسائل در سازمان‌های امروزی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های منشور اخلاقی اشتغال معلولان در سازمان انجام گرفته است.

روش: رویکرد این پژوهش از نوع کیفی و روش سنتز پژوهی است. قلمرو پژوهش کلیه مقالاتی است، که در فاصله دهه اخیر در مورد اخلاق در اشتغال معلولان و زمینه‌های مرتبط در پایگاه‌های تخصصی و علمی ارائه ‌شده‌اند. نمونه پژوهش 25 مقاله است که این تعداد براساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده‌ها و به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. داده‌های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: با تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها، شاخص‌ها و مؤلفه‌های منشور اخلاقی اشتغال معلولان جسمی ـ حرکتی در سازمان در چهار بُعد، 13 محور و 56 مقوله شامل مؤلفه‌های اخلاق فردی (مشتمل بر ویژگی‌های درون فردی معلولان در محیط کار، ویژگی‌های برون فردی معلولان در محیط کار)؛ اخلاق حرفه‌ای (مشتمل بر مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای، مشارکت‌پذیری شغلی، اخلاق‌مداری در محیط شغلی)؛ اخلاق قانونی (مشتمل بر رعایت قوانین اشتغال حمایت‌شده معلولان در سازمان، تطبیق قوانین فرادستی با اشتغال معلولان، استفاده صحیح از اختیارات قانونی)، مؤلفه‌های اخلاق سازمانی (توان‌بخشی سازمانی معلولان، متناسب‌سازی محیط سازمانی، توجه به ارزش‌های درون‌سازمانی، توجه به ارزش‌های برون‌سازمانی) مورد سازمان‌دهی قرار گرفت.

نتیجه‌گیری: جهت ایجاد منشور اخلاقی اشتغال معلولان جسمی حرکتی در سازمان باید مؤلفه‌های اخلاق فردی، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق سازمانی و مؤلفه‌های اخلاقی در قوانین سازمانی، مورد نظر قرار بگیرد.

بررسی ارتباط بین اخلاق کار اسلامی و پیوند با مدرسه با اخلاق تحصیلی دانش‌آموزان با توجه به نقش واسطه‌ای بافت اخلاقی سازمان

فهیمه سادات سجاد, فاطمه عبدالهی, اعظم بختیاری رنانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46541

زمینه و هدف: رویکردهای اخلاق کار اسلامی و بافت اخلاقی سازمان به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا در محیط مدرسه به خوبی با رعایت اخلاق تحصیلی تکالیف خود را به انجام برسانند. لذا، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین اخلاق کار اسلامی و پیوند با مدرسه با اخلاق تحصیلی دانش‌آموزان با توجه به نقش واسطه‌ای بافت اخلاقی سازمان بوده است.

روش: این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده‌ها به روش همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش‌آموزان متوسطه ناحیه 4 شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 390 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب و پرسشنامه‌های بافت اخلاقی سازمان هانت (1989)، اخلاق کار اسلامی یوسف (2001)، پیوند با مدرسه براون و ایوانز (2002) و اخلاق تحصیلی گل‌پرور (1389) بین آن‌ها توزیع شد. روایی محتوایی همه پرسشنامه‌ها براساس نظرات متخصصین تعلیم و تربیت تأیید و پایایی آن‌ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. تحلیل داده‌ها براساس مدلسازی معادلات ساختاری انجام گردید.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که اخلاق کار اسلامی، 57/0 از واريانس اخلاق تحصیلی و 52/0 از واریانس پیوند با مدرسه را توضیح داده است. پیوند با مدرسه، 31/0 از واریانس اخلاق تحصیلی، و بافت اخلاقی سازمان، 73/0 از واريانس اخلاق تحصیلی، 54/0 از واریانس اخلاق کار اسلامی و 43/0 از واریانس پیوند با مدرسه را پیش‌بینی می‌کند. علاوه بر این نقش غیرمستقیم بافت اخلاقی سازمان در ارتباط بین اخلاق کار اسلامی و پیوند با مدرسه با اخلاق تحصیلی دانش‌آموزان نیز تأیید شده است (P < 0/05).

نتیجه‌گیری: یافته‌ها اهمیت نقش بافت اخلاقی سازمان در ارتقای پیوند با مدرسه و اخلاق تحصیلی دانش‌آموزان و همچنین تقویت ارتباط بین اخلاق کار اسلامی و پیوند با مدرسه را نشان می‌دهد.

رازهای معانی اسالیب ثانویه امر و نهی در قرآن: جستجویی بر ابعاد مختلف سلامت

زینب مصلح, ابراهیم زارعی‌فر, صفدر شاکر

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46455

زمینه و هدف: در دنیای امروز، توجه به تغذیه سالم و ایمنی غذایی به‌عنوان یک مسئله اجتماعی و فردی مهم در نظر گرفته می‌شود. با افزایش آگاهی عمومی درباره تأثیرات غذا بر سلامت جسمی و روانی، افراد به دنبال منابع قابل اعتماد برای انتخاب‌های غذایی خود هستند. این مقاله بر معانی ثانویه دستورات و ممنوعیت‌ها در آیات قرآن تمرکز دارد و آیات مربوط به قوانین غذایی و بهداشتی را با هدف تحلیل تأثیرات این آموزه‌ها بر سلامت فردی و اجتماعی، بررسی می‌کند. علاوه بر این، این تحقیق چارچوبی را ارائه می‌دهد که سلامت را از چهار بعد ارزیابی می‌کند: سلامت جسمی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و ثروت، و بحث را محدود به سلامت جسمی و تغذیه نمی‌کند.

روش: این تحقیق از روش کتابخانه‌ای مقایسه‌ای برای تحلیل خود استفاده کرده است. قرآن کریم، به‌عنوان یک منبع الهی، آموزه‌های ارزشمندی در این زمینه ارائه می‌دهد که می‌تواند به‌عنوان راهنمای جامع برای انتخاب غذاهای حلال و سالم مورد استفاده قرار گیرد.

ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه، اصول اخلاقی شامل اصالت متن و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: قوانین غذایی در قرآن نه‌تنها به مجاز بودن و ممنوعیت غذاها اشاره دارد، بلکه به تأثیرات روحی و اجتماعی این انتخاب‌ها نیز پرداخته است. این قوانین نشان می‌دهند که تغذیه سالم و حلال می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت عمومی کمک کند. به‌عنوان مثال، قرآن به طور ضمنی و صریح، مصرف مواد مخدر و الکل را ممنوع کرده و تأثیرات منفی این مواد را نشان می‌دهد. تأکید بر مصرف غذاهای پاک و سالم نه‌تنها به جنبه‌های مذهبی مربوط می‌شود بلکه به ملاحظات علمی و بهداشتی نیز مرتبط است.

نتیجه‌گیری: قرآن از چهار بعد سلامت جسم، روان، روابط اجتماعی و سلامت مال به موضوع سلامت از طریق اسالیب امر و یا نهی پرداخته است. با توجه به تأثیرات مثبت رعایت احکام غذایی بر سلامت روان، این تحقیق می‌تواند به توسعه برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای در زمینه تغذیه و سلامت روان مساعدت نماید.  

بررسی جایگاه فلسفی عدالت و تطبیق فریضه اخلاقی امر و نهی با مؤلفه‌های استخراج‌شده

محمود عبدوند, علی روشنی‌زاده, جهانبخش رحمانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47405

زمینه و هدف: عدالت از مفاهیم اساسی و محوری در حوزه دین و علوم اجتماعی است که نیازمند بازشناسی و ژرف­اندیشی در مقیاس فلسفی است. همچنین عیار بسیاری از فرایض و تکالیف فردی و اجتماعی در آموزه­های دینی را می­توان بر اساس عدالت محک زد. پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه فلسفی عدالت و تطبیق فریضه اخلاقی امر و نهی با مولفه های استخراج شده انجام گردید.

روش: این پژوهش از جمله پژوهش­های کیفی است و با استفاده از روش گراندد تئوری با رویکرد تطبیقی ـ تحلیلی انجام پذیرفت. حوزه پژوهش شامل تمامی اسناد علمی در حوزه فلسفه و دین بود که نظرات فلاسفه در حوزه عدالت و مفاهیم مرتبط با فریضه اخلاقی امر و نهی در آنها قابل استخراج بود. ابزار گرداوری اطلاعات شامل فیش برداری مرتبط با مفهوم عدالت و امر و نهی بود. در مرحله نخست از متون مرتبط با موضوع، جملات مرتبط با  هدف اصلی پژوهش انتخاب  و کدگذاری شدند. مفهوم عدالت در 465 کد از دیدگاه 125 فیلسوف و اندیشمند تدوین گردید. در مرحله دوم از میان این کدهای باز، محقق 235 کد انتخابی را با عنوان «عدل، عادل و عادلانه» برگزید. در مرحله سوم مقوله­های انتخابی مفهوم امر و نهی  با  کدهای انتخابی مرحله دوم مورد مطالعه و تطبیق قرار گرفتند و بر اساس همسویی و ناهمسویی با نظرات فلاسفه در جدول طبقه­بندی گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از روش پیشنهادی استراوس و کوربین استفاده گردید.

ملاحظات اخلاقی: جنبه­های اخلاقی مطالعه کتابخانه­ای شامل امانتداری و اصالت متن در این تحقیق مورد توجه بوده است.

یافته‌ها: نتایج نشان داد مفاهیم امر و نهی از جمله کفایت تشخیص عقلی، امر و نهی کردن، وظیفه حاکمیت، احساس مسئولیت، وظیفه انسانی، تغییر و پیشرفت، وجوب شرعی، خیر بشریت، حفظ امنیت، تعامل مردم و دولت، ساختار دولتی، پیروی از قانون و ... با نظرات فیلسوفان همسویی داشته و آنها را عادلانه تشخیص داده­اند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، فریضه اخلاقی امر به معروف و نهی از منکر نه‌تنها در مبانی دینی بلکه در چارچوب‌های فلسفی عدالت نیز جایگاهی عقلانی و عادلانه دارد و می‌تواند به تقویت قانون‌گرایی، امنیت و پیشرفت اجتماعی بینجامد. بدین‌سان، این فریضه حلقه اتصال میان اخلاق دینی و نظریه‌های فلسفی عدالت محسوب می‌شود.

حقوق بنیادین مصرف‌کنندگان مواد غذایی تراریخته؛ جلوه‌ها و ضرورت‌ها

سیداسماعیل فخرالساداتی, سیداحمد میرخلیلی, محمود عباسی, محمدرضا رحمت

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47163

زمینه و هدف: توسعة فناوری زیستی و ظهور محصولات تراریخته، چالش‌هایی در حوزه‌های حقوق مصرف‌کنندگان، سلامت و محیط زیست ایجاد کرده است. هدف این پژوهش، بررسی حقوق بنیادین مصرف‌کنندگان محصولات تراریخته در چارچوب حقوقی ایران و شناسایی خلأهای قانونی است.

روش: پژوهش حاضر، به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای به بررسی موضوع پرداخته است.

ملاحظات اخلاقی: در تدوین مقاله جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد قوانین محصولات تراریخته در ایران در سه حوزه دچار کاستی است: ۱. برچسب‌گذاری ناقص (عدم تعریف دقیق، عدم الزام به درج درصد، عدم استاندارد و نظارت ناکافی). ۲. ارزیابی ریسک ناکافی (عدم جامعیت علمی، عدم توجه به اثرات بلندمدت، محدودیت دسترسی و مشارکت ناکافی متخصصان). ۳. مسئولیت‌پذیری مبهم و ناکافی (قوانین مبهم، عدم سازوکار جبران خسارت و دشواری اثبات رابطه علیت).

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد وضعیت فعلی قوانین محصولات تراریخته در ایران با استانداردهای بین‌المللی فاصله دارد. فقدان تعریف دقیق و الزامات ناکافی برچسب‌گذاری، حق انتخاب مصرف‌کننده را محدود کرده و ضعف ارزیابی ریسک و نبود سازوکار مسئولیت‌پذیری، نگرانی‌های جدی ایجاد می‌کند. لذا، تدوین قانون جامع با تعریف دقیق، برچسب‌گذاری سختگیرانه، سازوکار مستقل، ارزیابی ریسک، ساختار نظارتی قوی، تضمین مسئولیت‌پذیری و ارتقاء آگاهی عمومی پیشنهاد می‌شود.

طراحی الگوی رهبری ناب در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد داده‌بنیاد

حسین تقوی, مرتضی جاویدپور, سلیم کاظمی, حسین آدمیت

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-10
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46372

زمینه و هدف: امروزه دانشگاه‌ها نیازمند کارکنانی هستند که با رویکرد مدیریت ناب آشنایی داشته باشند و با بهبود مستمر فرآیندها و تعالی‌بخشی بتوانند راهکارهایی برای تبدیل چالش‌ها به فرصت را ایجاد کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رهبری ناب و نوآور در نظام آموزش عالی با رویکرد داده بنیاد انجام شده است.

روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و با بهره‌گیری از روش تحقیق داده‌بنیاد انجام شده است. روش نمونه‌گیری، خوشه‌ای همراه با نمونه‌گیری هدفمند بوده است. منبع اصلی گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با اساتید دانشگاهی حوزه‌ی مدیریت آموزشی و آموزش عالی شهر اردبیل بوده است. فرایند نمونه‌گیری تا مرحله‌ی اشباع نظری ادامه یافت و در مجموع ۱۴ مصاحبه انجام شد.

ملاحظات اخلاقی: محرمانگی اطلاعات و هویت مصاحبه‌شوندگان به طور کامل حفظ گردید و داده‌های گردآوری‌شده صرفاً برای اهداف علمی و پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین اصالت منابع و امانت‌داری در گزارش نتایج کاملاً رعایت شده است.

یافته‌ها: پس از گردآوری داده‌ها، متون مصاحبه‌ها با بهره‌گیری از روش نظام‌مند کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در این فرآیند، مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی اجرا شد. نتایج حاصل نشان داد که عوامل مؤثر بر تحقق رهبری ناب در نظام آموزش عالی کشور در قالب ۱۲۳ کد استخراج‌شده، در پنج مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، راهبرد و چشم‌انداز، تجهیزات و زیرساخت‌ها، و پیامدها قابل طبقه‌بندی است.

نتیجه‌گیری: به‌کارگیری مؤلفه‌های مؤثر بر رهبری ناب در نظام آموزش عالی، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای کارایی، نوآوری و کیفیت آموزشی است. بدین منظور، مسئولان و مدیران آموزش عالی باید با اتخاذ رویکرد رهبری ناب، نظام مدیریتی موجود را از الگوهای سنتی و بوروکراتیک به سمت الگوهای پویا، کارآمد و نوآورانه سوق دهند تا زمینه‌ی تحول پایدار، یادگیری سازمانی و بهبود مستمر در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور فراهم آید.

مطالعه جامعه‌شناختی رابطه حکمرانی مطلوب با سلامت سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان‌ بانک مسکن استان اردبیل)

صابر اسدی, صمد رسول‌زاده اقدم, ربابه پورجبلی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-9
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47316

زمینه و هدف: نبود سلامت سازمانی در سازمان‌ها یکی از چالش‌های اساسی پیش روی سازمان‌ها به ویژه نظام بانکی است که پیامدهای منفی متعددی دارد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مطالعه رابطه حکمرانی مطلوب سازمانی با سلامت سازمانی در بین مدیران و کارکنان بانک مسکن انجام شد.

روش: پژوهش حاضر توصیفی ـ همبستگی بود و جامعه آماری شامل کارکنان و مدیران بانک مسکن استان اردبیل در سال 1402 بودند که براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 162 نفر به روش نمونه‌گیری منظم انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های حکمرانی مطلوب سازمانی‌ علی‌پور (1393 ش.) و سلامت سازمانی مایلز ‌(Miles)‌ (1996 م.) بودند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS 22 و AMOS استفاده شد.

ملاحظات اخلاقی: پس از کسب اجازه از مدیریت بانک مسکن و بیان اهداف برای مشارکت‌کنندگان، رضایت آن‌ها کسب و درباره محرمانگی اطلاعات به آن‌ها اطمینان‌‌خاطر داده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد بین حکمرانی مطلوب سازمانی و مؤلفه‌های آن با سلامت سازمانی (46/0 ‌R =) ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود داشت (p > 0/01). همچنین آزمون مدل ساختاری پژوهش نیز نشان داد که حکمرانی مطلوب سازمانی بر سلامت سازمانی (450/0 β =) تأثیر مستقیمی دارد (p > 0/01).

نتیجه‌گیری: به منظور افزایش سلامت سازمانی در نظام بانکی کشور کاربست اصول و مؤلفه‌های حکمرانی مطلوب سازمانی (نتیجه‌گرایی، اثربخشی نقش‌ها و وظایف، ارتقای ارزش‌ها، شفافیت، ظرفیت‌سازی و پاسخگویی)  ضروری است.

زمینه و هدف: هدف اصلی این مقاله امکان‌سنجی تمایزپذیری عقلانیت از هوشمندی و احساس و تأثیر آن در تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری انسان از چشم‌انداز یافته‌های علوم شناختی معاصر است. زمینه پژوهش کاربست یافته‌های علوم شناختی بر عاملیت و تصمیم‌گیری‌های حقوقی است.

روش: پژوهش حاضر از نوع مروری و به شیوه توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. منابع و داده‌های مورد نیاز به شیوه کتابخانه‌ای و با مراجعه به سایت‌ها و بانک‌های اطلاعاتی معتبر داخلی (نظیر مگ ایران، سیویلکا) و پایگاه‌های خارجی (نظیر Scopus, Frontiers, SSRN, Springer, ResearchGate, Academia)، از محل کتب و مقالات 10 سال اخیر گردآوری شده است.

ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با رعایت کامل تمامی ملاحظات اخلاقی درخصوص رعایت امانتداری، صداقت و اصالت متن انجام گرفته است.

یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که در وضعیت کنونی بنابر نظر غالب دانشمندان علوم شناختی، هرسه مؤلفه عقلانیت، هوشمندی و عواطف به دلیل تأثیرگذاری در فرآیند پردازش شناختی، در عاملیت و تصمیم‌گیری‌های انسان دخیل هستند و به دلیل تفاوت‌های انسان‌ها در درجه و کیفیت برخورداری از عقلانیت، هوش و عواطف، تصمیم‌گیری‌های انسان نیز متنوع و متفاوت خواهد بود.

نتیجه‌گیری: از آنجا که هرسه مؤلفه عقلانیت، هوشمندی و عواطف در فرآیند پردازش ‌شناختی تا تصمیم‌گیری اخلاقی ـ حقوقی مؤثرند، لذا محتوای تصمیم انتخابی متناسب با ظرفیت‌های متفاوت عقلی، هوشی و عاطفی انسان‌ها، متفاوت خواهد بود و پیش‌فرض عقلانیت کامل و نوعی با یافته‌های علوم شناختی سازگار نیست.

تحلیلی بر پدیده «پوسیدگی مغزی»: پیامدهای شناختی، روانی و اخلاقی

بابک پورقهرمانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47352

زمینه و هدف: دیجیتالی‌سازی و پیشرفت‌های فناوری به بخش‌های جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره انسان تبدیل شده‌اند و همچنان ادامه خواهند داشت. از رایانه‌ها و لپ‌تاپ‌ها گرفته تا تلفن‌های هوشمند، ساعت‌های هوشمند و حتی خودروها، همه این ابزارهای دیجیتالی به‌عنوان راهنمای مرجع انسان مدرن در کار، ارتباطات، دسترسی به اطلاعات و هر جنبه‌ای از زندگی وی عمل می‌کنند. در این زمینه، رسانه‌های دیجیتال و بازتاب آن، رسانه‌های اجتماعی، که شامل برنامه‌های کاربردی محتوای آنلاین است حائز توجه هستند و عدم مدیریت نحوه استفاده از آن‌ها منجر به پوسیدگی مغز (brain rot) می‌شود. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی آثار اتکای بیش از حد به فناوری و چالش‌های روانی و اخلاقی پیش‌روی آن است.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و بررسی طیف وسیعی از اسناد و رویه‌ها و سایر آثار پژوهشی، مطالب، جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در نگارش این مقاله اصول اخلاقی پژوهش، امانت‌داری و صحت ارجاع­دهی رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده مفرط از فناوری منجر به بروز نشانه‌هایی مانند کاهش تمرکز، افت تحصیلی، اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی و تغییرات رفتاری در نوجوانان می‌شود. در کنار این پیامدها، چالش‌های اخلاقی نیز مطرح‌اند که ازجمله آن­ها تضعیف استقلال فکری نوجوانان، وابستگی شدید به الگوریتم‌های محتوایی، عادی‌سازی محتوای خشونت‌آمیز یا جنسی، نقض حریم خصوصی و کاهش مسئولیت‌پذیری فردی، قابل ذکر است.

نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد که تداوم مصرف بی‌قاعده فناوری‌های نوین می‌تواند منجر به بروز نسلی با کارکردهای ذهنی تضعیف‌شده، ارزش‌های اخلاقی متزلزل و تعاملات اجتماعی آسیب‌دیده شود. بنابراین، طراحی سیاست‌های پیشگیرانه، آموزش سواد رسانه‌ای، نظارت خانواده و نهادهای تربیتی، و بازنگری اخلاقی در استفاده از فناوری ازجمله راهکارهای ضروری برای مهار این پدیده است.

حمایت از حقوق کودکان در برابر تغییرات اقلیمی در پرتو نظریه عدالت بین‌نسلی

محمدمهدی سیدناصری, محمود عباسی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46619

زمینه و هدف: تغییرات اقلیمی، حقوقِ اساسی کودکان را که در کنوانسیون حقوق ِکودک از آن‌ها حمایت به ‌عمل آمده به طور مستقیم یا غیرمستقیم در معرضِ تهدید قرار می‌دهد و نسلِ حاضر و نسل‌‌های آتی را از حقوق خود جهتِ بقا، توسعه، حفاظت و مشارکت در جامعه محروم می‌سازد. در طول تاریخ، «عدالت» را غایت علم حقوق دانسته‌اند و از لحاظ ارزش‌شناسی، آن ‌‌را جامع ارزش‌ها معرفی نموده‌اند. با این همه، حیطه و موضوعِ عدالت، کمتر به بحث گذاشته شده است. به تعبیر دیگر، عموماً عدالت را حاکم بر موضوعات و اشخاصی قرار می‌دهند که در اکنونِ جهان حضور دارند، اما آیا آیندگان به‌خصوص کودکان از عدالت بهره‌ای ندارند؟ این پرسشی است که «نظریه عدالتِ بین‌نسلی» از آن پرده برمی‌دارد.

روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با هدف توصیف و تحلیل مبانی نظری و اسناد بین‌المللی، به روش کتابخانه‌ای-اسنادی انجام شده است. گردآوری داده‌ها از طریق مرور اسناد مکتوب در دو حوزه‌ی کلیدی «حقوق کودک» و «عدالت بین‌نسلی در تغییرات اقلیمی» صورت پذیرفته است.

ملاحظات اخلاقی: در تدوین این مقاله جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: کمیته حقوق کودک ملل متحد در نظر تفسیری شماره ۲۶ رویکردی مبتنی بر حقوق کودک اتخاذ کرده و به اصول حقوق بشر و محیط ‌زیست، به رسمیت شناختن حق بشر برای داشتن محیط ‌زیستی پاک، سالم و پایدار و اصول و تعهدات موجود و در حال تحول حقوق بین‌الملل محیط زیست توجه داشته است.

نتیجه‌گیری: کمیته حقوق کودک در تلاش است تا با تأکید بر «نظریه عدالت بین‌نسلی» نسل کنونی را مکلّف بدارد تا حق نسل‌های آینده به‌خصوص کودکان را در منابع طبیعی و محیط ‌زیست به رسمیت بشناسد و برای جهانِ در حالِ نابودیِ فعلی، راه چاره‌ای بیابد. در همین راستا دولت‌ها براساس اصل مسئولیت مشترک اما متمایز متعهد هستند اقداماتی را جهت احترام، ارتقا و تحقق حقوق کودکان در برابر تغییرات اقلیمی به صورت جداگانه و مشترک از طریق همکاری‌های بین‌المللی انجام دهند، همان‌طورکه ماده ۴ کنوانسیون بر اجرای کنوانسیون به‌عنوان یک اقدام مشترک برای دولت‌ها جهت تحقق کامل حقوق کودکان تأکید می‌کند.

بررسی وضعیت مخاطرات زیستی و بهداشتی استقرار صنایع آلاینده در استان‌های ایران و ارائه راهکارهایی اخلاق مدار برای رفع آن

سید مهدی قریشیان, حسن دهقان دهنوی, مهدی اكابری تفتی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46758

زمینه و هدف: ذرات و گازهایی كه آلودگی هوا را تشكیل می‌دهند، باعث اثرات مضر بهداشتی در انسان می‌شوند. شواهدی از مطالعات مختلف نشان می‌دهد كه كاهش سطح آلودگی هوا منجر به بهبود نتایج سلامتی می‌شود. یكی از دلایلی كه كشورها در مقابل كاهش آلاینده‌های زیست‌محیطی از خود مقاومت نشان می‌دهند، كاهش سطح تولیدات به واسطه كاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی است این در حالی است كه تجمع صنایع آلاینده در برخی از مناطق باعث شده هزینه‌های زیست‌محیطی به واسطه نامطلوب‌شدن شاخص‌های سلامت بر مناطق آلاینده تحمیل شود.

روش: این مقاله با نگاه كلی، فارغ از موضوعات سیاسی به دنبال الگویی است كه با هدف ارتقای شاخص‌های سلامت، جایابی صنایع را به نحوی پیشنهاد می‌دهد كه وضعیتی بهینه ایجاد شود. جهت دستیابی به اهداف تحقیق از دو الگوی داده‌ ستانده منطقه‌ای و اقتصادسنجی استفاده شده است.

ملاحظات اخلاقی: در این تحقیق جنبه‌های اخلاقی در مطالعه كتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: براساس یافته‌های تحقیق می‌توان بیان نمود كه نحوه استقرار صنایع در كشور از نظر اخلاقی و اقتصادی در وضعیت بهینه قرار ندارد، زیرا آلاینده‌ترین مناطق بیشترین خسارت زیست‌محیطی را متحمل نمی‌شوند و برخی از مناطق به صورت سرانه سهم بسیار بالاتری از انتشار آلودگی را به خود اختصاص می‌دهند.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج تحقیق سیاست‌گذاران جهت كاهش هزینه‌های زیست‌محیطی، بهبود شاخص‌های سلامت و ارتقای اخلاق‌مداری زیستی دو راهكار می‌توانند استفاده نمایند: راهكار اول در هر منطقه با توجه به فاصله میزان سرانه انتشار آلایندگی به ازای واحد‌های سطح محدودیت‌های استقرار صنایع وضع گردد و در گام دوم در صورت تخطی هر بنگاه در هر منطقه مالیات‌ آلایندگی در مناطق با تراكم بالاتر وضع و این مالیات‌ها جهت جبران این هزینه‌ها بین شهروندان آن منطقه توزیع گردد و یا اینكه صرف زیرساخت‌های جبران هزینه‌های زیست‌محیطی گردد.

چارچوب حقوقی واکسیناسیون در فرانسه: از بی‌اعتمادی عمومی تا سیاست اجبار و اقناع

سالار صادقی, طاها اسلامی, نورین نگهبان‌وطن, ثمین رهنمانیا

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47846

زمینه و هدف: فرانسه به‌عنوان یکی از کشورهای با بالاترین سطح بی‌اعتمادی نسبت به واکسیناسیون در جهان، با چالش‌های خاصی در زمینه پذیرش واکسن‌ها مواجه بوده است. این بی‌اعتمادی ریشه در تاریخ و ساختار اجتماعی این کشور دارد و تحت تأثیر بحران‌های بهداشتی پیشین قرار دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر به تحلیل چارچوب قانونی فرانسه در ارتباط با واکسیناسیون، دلایل بی‌اعتمادی عمومی به آن، ابعاد اجتماعی و حقوقی تصمیمات مربوط به وضعیت‌ اضطراری و تمدید دستورات واکسیناسیون و نیز به تحولات قانونی و سیاست‌های اتخاذ شده برای مقابله با این چالش به ویژه در زمینه واکسیناسیون کووید-19 می‌پردازد.

روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ تحلیلی است و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای یعنی کتب و مقالات معتبرِ مرتبط با موضوع در راستای تحلیل مسأله به انجام رسیده است.

ملاحظات اخلاقی: در این تحقیق جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که فرانسه با تکیه بر اصل حاکمیت قانون و تکلیف دولت به حفظ سلامت عمومی، همواره کوشیده است تا اجباری‌سازی واکسیناسیون را در چارچوبی دموکراتیک و مبتنی بر مشورت علمی پیش ببرد، اما مقاومت تاریخی بخشی از جامعه و نگرانی از عوارض پزشکی، موجب شد که قانون‌گذار از سازوکارهای هیبریدی (ترکیبی از اجبار و اقناع) استفاده کند.

نتیجه‌گیری: تجربه فرانسه در بحران کووید-۱۹ سه درس کلیدی برای حقوق سلامت جهانی به همراه داشت: اولویت منافع جمعی در شرایط فوق‌العاده، نقش نظارت قضایی در تعدیل قدرت اجرایی، و ضرورت شفافیت و اعتمادسازی. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که آماده‌سازی چارچوب‌های حقوقی انعطاف‌پذیر، با تأکید بر شفافیت، نظارت قضایی و جبران خسارت‌ها، نه‌تنها انتخاب بلکه یک ضرورت است. ایران نیز می‌تواند با الگوبرداری از مدل فرانسه، چارچوب‌های قانونی منعطف و شفاف در زمینه اجرای واکسیناسیون به منظور مدیریت بحران‌های بهداشت عمومی ایجاد کند.

بررسی تأثیر مدل خودمراقبتی طراحی‌شده به روش مشارکت‌محور بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی زنان سالمند

مینا علیپوری ‌نیاز, توکل آقایاری, محمد باقر علیزاده اقدم

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.47849

زمینه و هدف: یکی از پارادایم‌های مهمی که در طول دهه‌های اخیر در سالمندشناسی مطرح گردیده، این است که روند پیری نه‌تنها از نظر ژنتیکی بلکه توسط شرایط محیطی و رفتاری، تعیین و بهینه‌سازی می‌شود. در این راستا مدل‌های متنوعی که به داشتن یک زندگی آرام در دوران سالمندی کمک می‌کنند، پیشنهاد شده‌اند. این پژوهش در پی پیشنهاد مدلی بومی ـ مشارکتی صورت گرفته است.

روش: پژوهش حاضر به شیوه شبه تجربی با دو گروه آزمایش و کنترل و پیش‌آزمون و پس‌آزمون در بین 60 زن سالمند تبریزی صورت گرفته است.

ملاحظات اخلاقی: از آنجا که سالمندان آسیب‌پذیرتر هستند، رعایت ملاحظات اخلاقی بیشتر ضرورت می‌یابد. در تمام مراحل مداخله، تلاش شد اصل داوطلبانه بودن، مراعات حال مشارکت‌کنندگان، احترام به نظرات آن‌ها درخصوص تعداد ساعات و نحوه برگزاری جلسات (به صورت مستمر یا منقطع)، نحوه پذیرایی، نحوه رفتار تیم اجرایی، غربالگری‌های مورد درخواست و ... با رعایت انصاف، عدالت و احترام مدنظر قرار گیرد.

یافته‌ها: با توجه به نتایج مقایسه میانگین‌های شاخص‌های خودمراقبتی، سلامت عمومی و کیفیت زندگی برای دو گروه آزمایش و کنترل براساس آزمون تی جفتی، و سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 (برابر با 000/0) می‌توان گفت: به لحاظ آماری، بهبود معناداری در نمره شاخص‌های فوق برای گروه آزمایش، بعد از مداخله، صورت گرفته است. همچنین نتایج آزمون کوواریانس نشان‌دهنده افزایش نمره پس‌آزمون گروه آزمایش در متغیرهای مذکور و تأثیر معنادار مداخله بر ارتقای سلامت و کیفیت زندگی آن‌ها و در نهایت اثربخشی مدل طراحی‌شده می‌باشد.

نتیجه‌گیری: مطالعات اخیر به نقش مهم مشارکت اجتماعی در کمک به سلامت در پایان زندگی پی برده‌اند. ویژگی‌های ساختاری در مدل طراحی‌شده این پژوهش، ارتقای کیفیت زندگی را دردوران سالمندی ممکن می‌سازد.

نقش فرهنگ مدرسه و هوش اخلاقی در پیش‌بینی کیفیت زندگی تحصیلی دانش‌آموزان

بهراد جعفری, مینا شمس, فائزه خاکی, امید فرح‌بخش

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48192

زمینه و هدف: بررسی عوامل مؤثر در کیفیت زندگی تحصیلی دانش‌آموزان در راستای رشد و ارتقای وضعیت آنان، یکی از اهداف نظام‌های آموزشی است، بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش فرهنگ مدرسه و هوش اخلاقی در پیش‌بینی کیفیت زندگی تحصیلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد.

روش: پژوهش حاضر کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده‌ها توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر فسا در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که براساس جدول گجرسی و مورگان (1971) 196 نفر به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه فرهنگ مدرسه هیگینز و ساد (1998)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2007) و کیفیت زندگی تحصیلی اینلی و بورک (1999) بودند. جهت تحلیل داده‌ها در بخش آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

ملاحظات اخلاقی: رضایت شفاهی مشارکت‌کنندگان اخذ و درباره محرمانگی اطلاعات به آن‏ها اطمینان خاطر داده شده بود.

یافته‌ها: نتایج نشان داد همبستگی بین فرهنگ مدرسه و هوش اخلاقی با کیفیت زندگی تحصیلی مثبت و معنی‌دار می‌باشند (01/0>p )؛ و 44 درصد واریانس و تغییرات کیفیت زندگی تحصیلی توسط فرهنگ مدرسه و هوش اخلاقی قابل تبیین می‌باشند.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج ضرورت دارد متولیان آموزشی، راهکارهای توسعه فرهنگ مدرسه و هوش اخلاقی را در دستور کار خود قرار دهند و فرصت‌های آموزشی برابر برای فراگیران نظام آموزشی فراهم کنند.

جایگاه حسن نیت در قراردادهای مشارکت در تولید

آرزو ملکشاه, احمد امی, محمود عباسی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-13
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.46721

زمینه و هدف: حسن نیت به‌عنوان یک اصل اخلاقی، همگام با تحولات جامعه بشری و گسترش ارتباطات پیچیده اجتماعی و تجاری افراد جامعه، در راستای موازین انسانی و عدالت اجتماعی و انصاف بنا نهاده شده است. این مطالعه با هدف بررسی اهمیت و جایگاه حسن نیت در قراردادهای مشارکت در تولید به انجام رسید.

روش: این تحقیق از نوع نظری بوده و از روش توصیفی ـ تحلیلی بهره برده و جمع‌آوری داده‌ها در آن با استفاده از ابزار کتابخانه و مراجعه به متون حقوقی انجام پذیرفته است.

ملاحظات اخلاقی: در پژوهش حاضر جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: اصل حسن نیت و لزوم رعایت آن از اهمیت ویژه‌ای در حقوق قراردادها برخوردار است و در تمامی مراحل قرارداد حاکم می‌باشد؛ به‌گونه‌ای که می‌توان وجود حسن نیت متقابل را شاکله هر قرارداد دانست. این اصل در قراردادهای مشارکت در تولید نیز حاکم است. یکی از جلوه‌های رعایت اصل حسن نیت در قراردادهای مشارکت در تولید، انتقال فناوری است. در این معنا، فناوری به مجموعه‌ای از دانش‌ها، محصولات، فرایندها، ابزارها، روش‌ها و نظام‌هایی اطلاق می‌شود که در خلق کالا یا ارائه خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرند. حقوق قراردادها یکی از عرصه‌هایی است که اصل حسن نیت به‌عنوان رفتار متعارف و منصفانه، حضوری فعال و مؤثر دارد و رعایت آن در تمامی مراحل مختلف قرارداد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

نتیجه‌گیری: هرچند رعایت اصل حسن نیت به‌عنوان تکلیفی متقابل بر عهده طرفین قرارداد است، اما در این دسته از قراردادها، به دلیل فقدان تضمین‌های حقوقی کافی و نیز عدم رعایت مؤثر حقوق مالکیت فکری از سوی طرف مقابل، پیمانکار عملاً تمایل لازم برای انتقال و در اختیار گذاشتن فناوری به کشور میزبان را ندارد.

معیارهای اخلاقی در بایسته‌های تربیت شهروندی الکترونیک برای فراگیران: سنتزپژوهی براساس مدل روبرتس

معصومه کبیری سامانی, مرجان کیان, معصومه سادات ابطحی, یوسف مهدوی نسب

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48012

زمینه و هدف: تربیت شهروند الکترونیک ازجمله مهم‌ترین اهداف نظام‌های آموزشی است؛ در این میان با توجه به معضلات اخلاقی در فضای مجازی و رسانه‌های الکترونیک توجه به معیارهای اخلاقی در آموزش شهروند الکترونیک باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی معیارهای اخلاقی در آموزش شهروند الکترونیک به فراگیران است.

روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن سنتزپژوهی است. جامعه پژوهش کلیه مقالاتی (137 مقاله) هستند، که از سال 2015 تا 2025 در مورد معیارهای اخلاقی در تربیت شهروند الکترونیک در پایگاه‌های تخصصی و علمی ارائه شده‌اند. نمونه پژوهش 25 مقاله است که این تعداد براساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده‌ها و به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. داده‌های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانت‌داری رعایت شده است.

یافته‌ها: ضمن تجزیه و تحلیل داده­ها، شاخص‌ها و مؤلفه‌های اخلاقی در بایسته‌های شهروندی الکترونیک برای فراگیران در چهار بُعد، 11 محور و 56 مقوله شامل بعد آگاهی اخلاقی شهروندی الکترونیک (مشتمل بر شناخت حقوق شهروندی در حوزه دیجیتال، شناخت هویت شهروندی الکترونیک، شناخت شیوه‌های تشخیص منابع اطلاعاتی و اطلاعات الکترونیک)؛ نگرش اخلاقی شهروندی الکترونیک (مشتمل بر نتیکت در فضای مجازی، تعهد شهروندی الکترونیک و احترام به حقوق شهروندان الکترونیک)؛ کنش اخلاقی شهروندی الکترونیک (مشتمل بر مشارکت اخلاقی در حوزه الکترونیک، محافظت حریم خصوصی در محیط دیجیتال، توانایی استفاده از حقوق شهروندی دیجیتال)؛ روش اخلاق‌محوری شهروندی الکترونیک (مشتمل بر گفتمان محوری اخلاقی و اکتشاف‌محوری اخلاقی) مورد سازمان‌دهی قرار گرفت.

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد در تربیت شهروند الکترونیک علاوه بر معیارهای شناختی توجه به زمینه‌های نگرشی و اخلاقی نیز باید مورد اهتمام قرار گیرد. این مهم زمینه تحول در آموزش‌های شهروند الکترونیک را فراهم می‌آورد.

اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش¬آموزان متوسطه

آمنه ذاکری, سمانه سادات جعفر طباطبایی, تکتم سادات جعفر طباطبایی, فاطمه شهابی‌زاده

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48299

زمینه و هدف: بهبود عملکرد تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن در بین فراگیران یکی از اهداف مهم نظام آموزشی است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش­آموزان متوسطه انجام شد.

ملاحظات اخلاقی: رضایت شفاهی مشارکت‌کنندگان اخذ و درباره محرمانه اطلاعات به آن‏ها اطمینان خاطر داده‌شده بود.

مواد و روش­ها: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه به همراه دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش­آموزان دختر متوسطه اول منطقه سه شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند، از افراد واجد شرایط 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر آزمایش و 15 نفر گروه گواه) جای‌داده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه‌های کفایت اجتماعی پرندین (۱۳۸۵) و عملکرد تحصیلی درتاج (1383) بود. برنامه آموزشی هوش اخلاقی در طی 11 جلسه به‌صورت گروهی، بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ درحالی که گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر بین گروهی با رعایت پیش‌فرض‌های آماری استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش­آموزان متوسطه در مراحل پس‌آزمون و پیگیری در مقایسه با مرحله پیش‌آزمون، تفاوت وجود داشت و این نتایج تا مرحله پیگیری پایدار مانده بود (01/0>P)؛ بنابراین آموزش هوش اخلاقی موجب ارتقای کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش­آموزان متوسطه شد.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج می‌توان از روش آموزشی هوش اخلاقی به‌عنوان یک روش آموزشی مؤثر و تأثیرگذار در بهبود وضعیت روانشناختی و تحصیلی دانش­آموزان استفاده کرد.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه با تأکید بر ویژگی‌های اختصاصی آموزش عالی ایران

میثم غلام‌پور, محمد محمودی بورنگ, سعید رحمتی کهخا, سیداحمد محمدی حسینی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.49654

زمینه و هدف: اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه نقش مهمی در پیشبرد اهداف آموزشی نظام آموزش عالی دارد. در این میان توجه به ایجاد ابزاری برای سنجش اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی که ضمن توجه به مبانی فرهنگی کشور، ابعاد مختلف آموزشی، سازمانی، فردی، اجتماعی و پژوهشی را دربر گیرد واجد اهمیت خواهد بود. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه است.

روش: روش پژوهش در بخش کمی، توصیفی ـ پیمایشی و روش تحلیل همبستگی از نوع تحلیل ماتریس واریانس ـ کوواریانس است. جامعه هدف پژوهش حاضر اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه بیرجند بودند که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله 310 نفر از دانشجویان دوره‌های مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی انتخاب شدند.

ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله جنبه‌های اخلاقی شامل حفظ اصالت متون، صداقت و امانت‌داری رعایت شده است.

یافته‌ها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی و چرخش مؤلفه‌های اصلی 5 بُعد شامل بُعد اخلاق فردی با بیشترین سهم تبیین واریانس کل (87/35)، بُعد اخلاق سازمانی با سهم حدود 24 درصدی در تبیین واریانس کل، بُعد اخلاقی در فرآیند آموزشی با سهم 5/18 درصدی در تبیین واریانس کل، بُعد اخلاق اجتماعی ـ فرهنگی با 5/4 درصد تبیین واریانس کل و بُعد اخلاق پژوهشی با حدود 4 درصد تبیین واریانس کل شناسایی شد. این 5 عامل اصلی حدود 87 درصد از واریانس اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه را با 74 گویه تبیین می‌کند.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، اخلاق حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه در پنج محور فردی، سازمانی، آموزشی، اجتماعی و پژوهشی مورد سازمان‌دهی قرار گرفت. ازاین‌رو برای تهیه منشور اخلاقی اعضای هیئت علمی این مهم باید مورد توجه قرار گیرد.

نقش هوش اخلاقی و حمایت اجتماعی در پیش‌بینی میزان علاقه به مدرسه دانش‌آموزان ابتدایی

سیده ژاله ابوطالبی, زهرا رسولی, مرتضی قربانی, رسول افشاریه

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48706

زمینه و هدف: شناسایی عوامل مؤثر و تأثیرگذار در بهبود علاقه به مدرسه، از مهم‌ترین و اساسی‌ترین وظایف متصدیان هر نظام آموزشی است، ازاین‌رو مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش هوش اخلاقی و حمایت اجتماعی در پیش‌بینی میزان علاقه به مدرسه دانش‌آموزان ابتدایی انجام شد.

روش: در چارچوب یک پژوهش توصیفی ـ همبستگی از بین تمامی دانش‌آموزان دختر پایه پنجم و ششم ابتدایی ناحیه یک کرج در سال 1404-1403، تعداد 120 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های هوش اخلاقی لنیک و کیل (2011)، حمایت اجتماعی واکس و همکاران (1986) و علاقه به مدرسه بهاری و همکاران (1400) پاسخ دادند، در تحلیل داده‌ها آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان با نرم‌افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

ملاحظات اخلاقی: پس از کسب اجازه از اداره آموزش‌وپرورش و بیان اهداف برای شرکت‌کنندگان، رضایت شفاهی از آن‌ها کسب و درباره محرمانگی اطلاعات به آن‌ها اطمینان خاطر داده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد رابطه بین هوش اخلاقی (715/0=r) و حمایت اجتماعی (369/0=r) با میزان علاقه به مدرسه در دانش‌آموزان مثبت و معنی‌دار بود و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد هوش اخلاقی و حمایت اجتماعی به‌ شکل مثبت و معنی‌داری میزان علاقه به مدرسه دانش‌آموزان ابتدایی را پیش‌بینی مي‌کنند.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، هوش اخلاقی و حمایت اجتماعی در بهبود علاقه به مدرسه دانش‌آموزان مؤثر هستند، بنابراین بایسته است که آموزش هوش اخلاقی و حمایت‌های اجتماعی جزء برنامه‌های آموزشی و درسی مدارس قرار گیرند.

کاربرد اصل عملی استصحاب در کمک به آرامش ذهنی بیماران مبتلا به وسواس فکری - عملی

سید محمد مهدی صابر, محمد صحرائی اردکانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48277

زمینه و هدف: از بیماری‌هایی که از جنس اضطراب است و این احتمال وجود دارد که در مراحل شدید آن، زمین­گیر شدن بیمار مبتلا به آن حادث شود، وسواس فکری ـ عملی است. متخصصین علم روانشناسی و علوم مربوطه، راه‌هایی را برای درمان یا کاهش اضطراب و به تبع آن افزایش کیفیت زندگی مبتلایان به این بیماری بیان نموده‌اند اما با توجه به اینکه مباحث راجع به کمال دنیوی انسان و آرامش ذهنی برای نوع بشر، همواره مورد اهمیت بوده است، در این پژوهش سعی بر آن است که نقش حقوق اسلامی و مبانی استنباط آن، در این رابطه، مورد بررسی قرار گیرد. هدف اصلی پژوهش کنونی این است که امکان استفاده و نحوه به‌کارگیری اصل استصحاب به‌عنوان یکی از مباحث مهم اصولی، در کمک به درمان و کاهش اضطراب مبتلایان به وسواس فکری ـ عملی، مورد بررسی قرار گیرد.

روش: این پژوهش با شیوة توصیفی ـ تحلیلی و با مراجعه به منابع معتبر روایی و اصول فقهی در رابطه با نقش اصل استصحاب در کمک به مبتلایان به وسواس فکری ـ عملی انجام می‌گیرد.

ملاحظات اخلاقی: رعایت صداقت در نقل قول اطلاعات و همچنین دوری از تعصب و پیش‌داوری در تحلیل این اطلاعات، در پژوهش حاضر مورد توجه قرار گرفته است.

یافته‌ها: در مواردی که امکان یافتن حالت سابق یقینی برای وسواس فکری ـ عملی، وجود دارد و شخص مبتلا به وسواس، می‌تواند حالت سابق یقینی را به دست بیاورد و درنتیجه ارکان استصحاب ـ یعنی یقین سابق و شک لاحق ـ را فراهم نماید و بر اجرای این اصل اثر شرعی یا حقوقی مستقیم مانند عدم نجاست یا عدم ضمان مترتّب است، این امکان برای او وجود دارد که از اصل استصحاب برای مشخص نمودن وظیفه خویش و از بین بردن شک و تردید فکری خود و کاهش اضطراب، استفاده نماید.

نتیجه‌گیری: اصل استصحاب می‌تواند مکلف را از حالت سرگردانی و تحیّر خارج نماید، در نتیجه می‌تواند به کاهش اضطراب مبتلایان به وسواس فکری ـ عملی کمک نماید. شخص مبتلا می‌تواند با اجرای این اصل، وظیفه خویش در مقام عمل را مشخص نماید و از آن، برای از بین بردن شک و تردید فکری و کاهش اضطراب خود استفاده نماید.

اخلاق مصرف کودهای شیمیایی در تولید پایدار محصولات زراعی و کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی

محمد میرزایی حیدری, عاطفه چمنی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-13
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48619

زمینه و هدف: با توجه به استفاده بی‌رویه از کودهای شیمیایی به‌عنوان راهکاری برای افزایش عملکرد محصولات زراعی و تأثیر منفی آن بر محیط زیست، سلامت انسان و تنوع زیستی، بررسی اخلاق مصرف کودهای شیمیایی و تأثیر آن بر تولید پایدار محصولات زراعی و کنترل آسیب‌های زیست‌محیطی امری ضروری به نظر می‌رسد.

روش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و از نظر روش‌شناسی از نوع تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است که در آن ضمن جستجو در منابع کتابخانه‌ای و بانک‌های اطلاعاتی، اطلاعات لازم در ارتباط با اخلاق مصرف کود شیمیایی در تولید محصولات زراعی بررسی و تحلیل گردیده است.

ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه جنبه‌های اخلاقی در مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری مورد توجه قرار گرفته است.

یافته‌ها: استفاده نامتعادل کودهای شیمیایی و تهدید جدی اکوسیستم‌های زیستی، از منظر اخلاقی و چشم­انداز تعادل بین منافع کوتاه‌مدت (مانند سود اقتصادی) و پیامدهای بلندمدت (نظیر تخریب محیط زیست و سلامت انسان) نیازمند بازنگری است. همچنین، عدم آگاهی کشاورزان و نابرابری در دسترسی به کودهای باکیفیت بین کشاورزان خرده‌مالک و شرکت‌های بزرگ زراعی، مسئله اخلاق مصرف کود را برجسته می‌کند.

نتیجه‌گیری: جهت سلامت محیط ‌زیست و مصرف‌کنندگان محصولات زراعی، رعایت اصل احتیاط در سیاست‌گذاری‌های کشاورزی ضروری است. راه‌حل‌های پیشنهادی شامل تبیین اخلاق مصرف کود در کشاورزی مدرن، ترویج کودهای آلی، استفاده از فناوری‌های دقیق (مانند کشاورزی هوشمند) برای مصرف بهینه، و آموزش کشاورزان درباره روش‌های پایدار است. در نهایت، تدوین قوانین سخت‌گیرانه‌تر و همکاری بین‌المللی برای کاهش اثرات منفی کودها، نه‌تنها یک تکلیف اخلاقی، بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت انسان و بقای کشاورزی پایدار است.

چالش‌های حفاظت از داده‌های سلامت بیماران در درمان‌های هوشمند

تهمینه اسفندیاری, حمید روستایی صدرآبادی, نصراله جعفری خسروآبادی, سیداحمد میرخلیلی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48354

زمینه و هدف: پردازش داده‌های اشخاص توسط هوش مصنوعی در حوزه سلامت ارتباط تنگاتنگی با لزوم حفظ حریم خصوصی آنان دارد. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر، بررسی چالش‌های اخلاقی مانند رضایت آگاهانه، نابرابری و تبعیض و عدم شفافیت و توضیح‌پذیری از یک سو و چالش‌های حقوقی مانند شخصیت حقوقیِ ربات‌های درمانگر، دسترسی غیرمجاز و نقض محرمانگی داده‌های بیماران و استفاده ثانویه از داده‌ها، از سوی دیگر، در حوزه حفاظت از داده‌های سلامت شخصی بیماران است.

روش: این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به بررسی چالش‌های اخلاقی و حقوقیِ حفاظت از داده‌های سلامت بیماران در درمان‌های هوشمند پرداخته است.

ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: حفاظت از داده‌های سلامت بیماران امری ضروری در حوزه درمان هوشمند است. بر این اساس، اتحادیه اروپا نخستین تلاش‌ها را در تصویب قوانین حمایتی در قالب مقررات حفاظت از داده‌ها در سال ۲۰۱۶ م. به عمل آورده است. اما در حقوق ایران، به مسأله حفاظت از داده‌ها به صورت ویژه پرداخته نشده است و به نظر می‌رسد، تصویب هرچه زودتر مقررات حفاظت از داده‌ها به‌خصوص داده‌های سلامت‌محور، امری ضروری است.

نتیجه‌گیری: از آنجا که هوش مصنوعی در قلمروهای مختلف مانند دانش حقوق و پزشکی، پدیده‌ای نوظهور است، لذا کشورهای مختلف در تلاش تصویب مقررات مرتبط هستند. پیچیدگی، فنی و تخصصی بودنِ هوش مصنوعی چالش‌های متعدد اخلاقی و حقوقی مانند مسأاله امکان شناسایی شخصیت حقوقی مستقل برای ربات‌های درمانگر، نقض احتمالیِ داده‌های سلامت بیماران توسط مراکز درمانی و استفاده از داده‌های تبعیض‌آمیز درمان بیماران را ایجاد کرده است که تا قبل از آن چنین موضوعاتی در دانش حقوق مطرح نشده بود.

مدل‌یابی تأثیر رهبری اخلاقی و توانمندسازی روان‌شناختی بر اشتیاق شغلی معلمان با میانجیگری اخلاق حرفه‏ای

علی میرزایی گنجگاه, نادر حیدری رضی‌آباد, مهدی معینی‌کیا, عادل زاهد بابلان

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48815

زمینه و هدف: با توجه به نقش حیاتی معلمان در نظام آموزشی، بررسی عوامل ارتقادهنده اشتیاق شغلی آنان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. هدف از تحقیق حاضر مدل‌سازی اثر رهبری اخلاقی و توانمندسازی روان‌شناختی بر اشتیاق شغلی براساس نقش میانجیگری اخلاق حرفه‏ای معلمان است.

روش: روش اجرای این پژوهش، توصيفي (غير آزمايشي) و طرح پژوهش، همبستگي از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهر اردبیل در سال تحصیلی 1400-1401 می‏باشد که تعداد آن‌ها برابر 3450 نفر می‏باشد. در پژوهش حاضر چون جامعه آماری معلمان است و با توجه به شرایط کرونایی از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد و تعداد 390 پرسشنامه میان نمونه آماری توزیع گردید که در این میان 374 پرسشنامه به‌طور کامل بازگردانده شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه رهبری اخلاقی براون و همکاران (۲۰۰۵)، پرسشنامه اخلاق حرفه‏ای پتی (1990)، پرسشنامه توانمندسازی شغلی اسپریتزر (1989) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شاوفلی و همکاران (2006) استفاده شد. برای تحلیل فرضیه‏های ‏تحقیق از نرم‌افزار Lisrel و روش معادلات ساختاری استفاده شد.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانت‌داری رعایت شده است و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند.

یافته‌ها: یافته‏های ‏تحقیق نشان می‏دهد که رهبری اخلاقی بر اشتیاق شغلی براساس نقش میانجیگری اخلاق حرفه‏ای معلمان اثر دارد و توانمندسازی روان‌شناختی بر اشتیاق شغلی براساس نقش میانجیگری اخلاق حرفه‏ای معلمان اثر دارد. همچنین رهبری اخلاقی بر اشتیاق شغلی و اخلاق حرفه‏ای معلمان اثر دارد. توانمندسازی روان‌شناختی بر اشتیاق شغلی و اخلاق حرفه‏ای معلمان اثر دارد. در نهایت اخلاق حرفه‏ای بر اشتیاق شغلی معلمان مؤثر است.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج، با میانجیگری اخلاق حرفه‌ای، تأثیر رهبری اخلاقی و توانمندسازی روان‌شناختی بر اشتیاق شغلی معلمان افزایش می‏یابد.

بررسی ابعاد حقوقی و اخلاقی ناظر بر بیماران مبتلا به اوتیسم

رضا عابدی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-9
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48473

زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم (ASD) نوعی اختلال عصبی ـ رشدی است که ویژگی‌های آن شامل ناتوانی در تعامل اجتماعی، اختلال در ارتباط کلامی و غیرکلامی و رفتارهای تکراری می‌باشد. مبتلایان به این اختلال در بسیاری از جوامع ازجمله ایران، با چالش‌های اساسی در دستیابی به حقوق پایه‌ای خود نظیر آموزش، درمان، اشتغال و تصمیم‌گیری مواجه‌ هستند. هدف مطالعه حاضر، بررسی ابعاد حقوقی و اخلاقی مرتبط با بیماران اوتیستیک در ایران و تطبیق آن با نظام‌های حقوقی بین‌المللی است.

روش: این مطالعه به روش توصیفی ـ تحلیلی و به شیوه کتابخانه‌ای انجام شده است. برای تحلیل تطبیقی، مقررات ایران با قوانین ایالات متحده، بریتانیا و اسناد بین‌المللی ازجمله کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (CRPD) مقایسه شده‌اند. داده‌ها از متون حقوقی، پژوهش‌های علمی و اسناد بین‌المللی معتبر گردآوری و تحلیل شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: اصول اخلاقی پژوهش، ازجمله احترام به حقوق مؤلفان، پرهیز از سرقت علمی، بی‌طرفی در تحلیل‌ها و رعایت کرامت انسانی بیماران رعایت شده است. در برخی مراحل نگارش، از ابزارهای هوش مصنوعی برای ویرایش ساختاری استفاده شده، اما مسئولیت علمی و نهایی مقاله با نویسنده بوده است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نظام حقوقی ایران با خلأهای قابل توجهی در حوزه آموزش، درمان تخصصی، رضایت آگاهانه، قیمومت و دسترسی به خدمات برای بیماران اوتیستیک روبه‌رو است. همچنین، نادیده ‌گرفتن کرامت انسانی و خودمختاری این بیماران در سیاست‌گذاری‌ها، از چالش‌های اخلاقی مهم به شمار می‌رود. در مقابل، برخی کشورها با تصویب قوانین خاص و رویکردی افتراقی، توانسته‌اند حمایت‌های مؤثرتری ارائه دهند.

نتیجه‌گیری: برای تحقق عدالت درمانی، اجتماعی و اخلاقی در قبال بیماران مبتلا به اوتیسم، بازنگری در قوانین، تقویت مدل‌های تصمیم‌گیری حمایتی، و تدوین سیاست‌های بین‌رشته‌ای مبتنی بر رویکردهای بین‌المللی ضروری است.

ارائه الگوی دانشگاه اخلاق‌محور در آموزش عالی با رویکرد داده بنیاد

افشین انصاری کهریز, ثریا غلامحسین پورانوری, جعفر قهرمانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-13
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.49558

زمینه و هدف: دانشگاه نهادی محوری است که با اتصاف به ارزش­های اخلاقی، جامعه را از گزند انحراف مصون می­دارد و مسیر پویایی و توسعه آتیه را هموار می­کند. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی دانشگاه اخلاق محور با استفاده از رویکرد داده بنیاد انجام شده است.

روش: این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق با 21 نفر از اساتید دانشگاهی و خبرگان دانشگاهی در زمینه اخلاق در آموزش عالی، به روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله برفی، گردآوری شد. پس از انجام سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 149 مفهوم، 17 مقوله و 5 بُعد به دست آمد.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش حفظ اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است و مشارکت‌کنندگان با آگاهی از اهداف پژوهش به پرسشنامه‌ها پاسخ داده‌اند.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که مؤلفه‌های دانشگاه اخلاق‌محور در آموزش عالی از 5 عامل کلیدی: عوامل علی (عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی و محیطی و عوامل محیطی و فناوری دیجیتال)، عوامل زمینه‌ای(زمینه‌های فرهنگی ـ تاریخی، زمینه‌های سیاسی ـ حقوقی، زمینه‌های اقتصادی ـ اجتماعی و زمینه‌های علمی ـ فناورانه)، عوامل مداخله‌گر (مداخله ساختاری و مداخله فرهنگی ـ اجتماعی)، عوامل راهبردی (عوامل مدیریتی و حمکرانی، عوامل آموزشی و پژوهشی، عوامل ساختاری و زیربنایی، عوامل بین‌المللی و عوامل اقتصادی) و پیامدها (پیامد فردی و پیامد اجتماعی) تشکیل شده است.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند مورد توجه سیاست‌گذاران دانشگاهی قرار گیرد و مدیران دانشگاهی را ترغیب کند تا از طریق آشناکردن اساتید و دانشجویان با موضوع اخلاق در دانشگاه، زمینه پیشرفت علمی و عملی را فراهم سازند.

زمینه و هدف: کدهای اخلاقی این قابلیت را دارند به منزلۀ ابزارهایی تلقی شوند که منجر به ساختن بستری برای مسئولیت همگانی در گردشگری شده و امکان فعالیت اثربخش و کارآمد در این حوزه را فراهم نمایند. در همین راستا مقاله حاضر با هدف مدلسازی كدهاي اخلاق در فضای گردشگري کاشان و ارزیابی میزان پایبندی گردشگران به آن به نگارش درآمده است.

روش: روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر بررسی‌های میدانی است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با 72 گویه است که روایی آن به شیوه صوری و با استناد به نظر کارشناسان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 784/0 به تأیید رسیده است. تحلیل‌های توصیفی و استنباطی با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار AMOS صورت گرفته است.

ملاحظات اخلاقی: گردآوری داده‌ها با پایبندی به اصل رازداری و ناشناس بودن مشارکت‌کنندگان در تحقیق صورت گرفته است.

یافته‌ها: بررسی میزان پایبندی گردشگران به کدهای جهانی اخلاق حاکی از عملکرد مناسب گردشگران با توجه سطح معناداری کمتر از 05/0 و کرانه‌های مثبت اطمینان بوده است. اولویت‌بندی پایبندی گردشگران به کدهای اخلاقی، بیشترین عملکرد را با بار عاملی 97/0 به شاخص آزادی گردشگران در جابه‌جایی اختصاص داده است. شناخت متقابل و احترام بین مردم و جوامع نیز با مقدار کوواریانسی 29/0 در جایگاه دهم تبیین عملکرد گردشگران در پایبندی به کدهای دهگانه جهانی اخلاق قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری: ارتقاء نظامنامه‌های اخلاقی به‌عنوان یکی از موضوعات مهم مرتبط با گردشگری پایدار و به عبارتی گردشگری مسئولانه علاوه بر افزایش کیفیت خدمات ارائه‌شده، نشان‌دهنده میزان پایبندی فعالان این صنعت به بحث پایداری است و درنتیجه حداکثرسازی منافع بخش‌های فعال در صنعت گردشگری و حداقل‌سازی پیامدهای منفی بالقوه‌ آن را به دنبال دارد.

تحلیل اثر ثبت در مالکیت املاک از منظر نظامِ حقوقی آلمان با تأکید بر مبانی حقوقی و اخلاقی آن

مهسا ذوالفقاری, محمود کاظمی, حسن بادینی, غلامعلی سیفی زیناب

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-17
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.45767

زمینه و هدف: نظام‌های ثبت املاک در جوامع معاصر، نقشی کلیدی در تضمین امنیت حقوقی و اقتصادی ایفا می‌کنند. در این میان، نظام ثبتی آلمان به دلیل مبتنی بودن بر رویکرد ثبت عینی و ایجادی، جایگاه ویژه‌ای دارد و به‌عنوان الگویی برای سایر کشورها مطرح است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثر ثبت در مالکیت املاک در نظام حقوقی آلمان و واکاوی مبانی حقوقی و اخلاقی آن انجام شده است.

روش: این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعه اسناد و قوانین، به ویژه قانون مدنی آلمان و مقررات ثبت املاک این کشور، سامان یافته است. داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای گردآوری و براساس تحلیل محتوایی تفسیر شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در تهیه این مقاله، اصول اخلاق در پژوهش، شامل امانت‌داری در استناد به منابع و حفظ اصالت متن، رعایت شده است.

یافته‌ها: در حقوق آلمان، ثبت رسمی ملک در دفتر املاک، شرط قطعی تحقق و انتقال مالکیت است و بدون آن، حقوق مالکانه ایجاد نمی‌شود. این نظام ثبتی، علاوه بر تضمین قطعیت و امنیت حقوقی و بهداشت قضایی از مجرای کاهش دعاوی، بر پایه اصول اخلاقی نظیر شفافیت، اعتماد عمومی، عدالت و سودرسانی استوار است.

نتیجه‌گیری: در حقوق آلمان، با استفاده از سازوکار ثبت منسجم در کنار پذیرش نظام ایجادی، ثبت املاک و درج نام مالک منجر به انتقال حقوق مالکانه و تسهیل تصرفات حقوقی می‌شود. به‌عنوان رهاورد پژوهش با توجه به اهداف و مبانی قانونگذاری در حوزه ثبت املاک و ضرورت‌های آن در حیطه‌های امنیت حقوقی، اخلاق عمومی و سلامت قضایی، لازم است اثر ایجادی برای تشریفات ثبت و ثبت در دفتر املاک در نظر گرفته شود. بی‌تردید کاربست این مدل در سایر کشورها ازجمله ایران صرف قانونگذاری محقق نمی‌شود بلکه مستلزم فراهم‌سازی زیرساخت‌های حقوقی، فنی و نظارتی متناسب آن است.

الگوی برنامه درسی تربیت دینی مبتنی بر آموزه‌های اخلاقی نظریه قرب الهی

محمد محمودی بورنگ, میثم غلام‌پور, سعید رحمتی کهخا

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.50124

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر «نظریه قرب الهی» در پی تبیین عناصر برنامه درسی تربیت دینی مبتنی بر آموزه‌های اخلاقی است.

روش: در این پژوهش کیفی از نوع «جستار نظرورزانه»، از روش جمع‌آوری و تحلیل مستندات استفاده ‌شد. پس از مطالعه نظریه‌ قرب الهی، دلالت‌های آن در عناصر برنامه درسی استخراج و به روش هدایت‌شده و تأملی تحلیل شد.

ملاحظات اخلاقی: در انجام تحقیق، امانت‌داری علمی و استناد دقیق رعایت شد؛ از تحریف مفاهیم دینی پرهیز گردید؛ شفافیت در منطق استنباط و احترام به قرائت‌های معتبر حفظ شد؛ تعمیم‌ها با ذکر حدود و لوازم نظری صورت پذیرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان‌دهنده آن بود که اهداف برنامه درسی تربیت دینی مبتنی بر آموزه‌های اخلاقی نظریه قرب الهی باید توحید محور، غایت‌محور، تقویت‌کننده رابطه بین جسم و روح در مسیر تکامل، با تمرکز بر خودسازی و سلوک فردی باشد. روش یاددهی ـ یادگیری باید تعامل‌محور، با تأکید بر تجربه‌گرایی معنوی، یادگیری تأملی و تفکر نقادانه دینی و استفاده از الگوهای قدسی و تجلی انسان کامل باشد. محتوا باید معناگرا و تعالی محور، تلفیقی و چندساحتی با محوریت سلوک اخلاقی، شخصی‌سازی‌شده با امکان درک و تجربه قرب، مسئله‌محور و پاسخ‌گو به نیازهای واقعی باشد. محیط باید با قابلیت انعطاف و چندمنظوره، الهام‌گرفته از نشانه‌های فرهنگی و دینی بومی، با امنیت روانی و پذیرش بی‌قید و شرط و بر پایه خویشتن‌پژوهی باشد. ارزشیابی برنامه درسی نیز باید با تأکید بر نیت و انگیزه در سنجش اعمال، مستمر و فرآیندمحور، با تأکید بر نشانه‌های اخلاقی ـ معنوی و با به‌کارگیری خودسنجی و دگرسنجی اخلاقی و با استفاده از ابزارهای کیفی مانند روایت‌نویسی و تأمل‌نامه انجام گیرد.

نتیجه‌گیری: نظریه قرب الهی چارچوبی منسجم برای بازطراحی برنامه تربیت دینی فراهم می‌آورد؛ پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران آموزشی از این چارچوب بهره گیرند و پژوهش‌های میدانی برای سنجش کارآمدی آن انجام شود.

تأثیر سرمایه اجتماعی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی هوش اجتماعی و نقش تعدیل‌گر هوش اخلاقی

نفیسه صدر ارحامی, اعظم بختیاری رنانی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.50701

زمینه و هدف: نوآوری سازمانی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی موفقیت و رقابت‌پذیری مؤسسات آموزش عالی، نیازمند بهره‌گیری از توانایی‌های اجتماعی و اخلاقی اعضای سازمان است. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر نوآوری سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور، با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش اجتماعی و نقش تعدیل‌گر هوش اخلاقی انجام شده است.

روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده‌ها، همبستگی مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور می‌باشد و حجم نمونه، ۳۸۹ نفر براساس روش در دسترسی تعیین شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از چهار پرسشنامه استاندارد استفاده گردید: پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهابیت و گوشال (1998)، پرسشنامه هوش اجتماعی کرون و همکاران (2007)، پرسشنامه نوآوری سازمانی زارعی (2007) و پرسشنامه هوش اخلاقی کادیم و همکاران (2021). این پرسشنامه‌ها به صورت آنلاین از طریق سامانه پرس‌لاین توزیع شدند و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار SMARTPLS مورد تحلیل قرار گرفتند تا روابط ساختاری میان متغیرها و نقش میانجی و تعدیل‌گر آن‌ها ارزیابی گردد.

ملاحظات اخلاقی: تمامی مراحل پژوهش با رعایت اصول اخلاقی، شامل رضایت آگاهانه شرکت‌کنندگان و حفظ محرمانگی داده‌ها، انجام شد.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سازمانی دارد (β = 0.59, t = 18.01, R² = 0.57) و هوش اجتماعی نقش میانجی این رابطه را ایفا می‌کند (β = 0.36, Sobel = 11.41). مسیر مستقیم هوش اجتماعی نیز اثر مثبت و معناداری بر نوآوری دارد (β = 0.45, t = 14.63, R² = 0.31) و سرمایه اجتماعی تأثیر قابل توجهی بر هوش اجتماعی دارد (β = 0.61, t = 19.04, R² = 0.52). هوش اخلاقی به‌صورت مستقل اثر معناداری ندارد، اما در تعامل با سرمایه اجتماعی نقش تقویت‌کننده دارد (t = 19.39). شاخص‌های برازش مدل (SRMR = 0.08, NFI = 1.67, GOF = 0.66) نشان‌دهنده اعتبار و توان تبیین مناسب مدل هستند.

نتیجه‌گیری: سرمایه اجتماعی موجب تقویت نوآوری سازمانی می‌شود؛ هوش اجتماعی این رابطه را میانجی‌گری و هوش اخلاقی آن را تقویت می‌کند.

الزامات اخلاقی تحصیل دلیل در فرآیند دادرسی کیفری

حامد چگینی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.42779

زمینه و هدف: در دادرسی‌های کیفری یکی از موارد مهم، موضوع تحصیل دلیل است، تحصیل دلیل باید با رعایت اصول و موازین اخلاقی و قانونی صورت پذیرد و جمع‌آوری و ارائه ادله کیفری به روشی قانونی و اخلاقی به عمل آید. در جمع‌آوری ادله کیفری در کنار رعایت اصولی چون اصل برائت، موضوعات مهمی چون حفظ شان و کرامت انسانی اصحاب دعوی، رعایت حقوق قانونی متهم، تحصیل دلیل به ‌صورت مشروع، شفافیت و صداقت، ضروری است. این تحقیق با هدف تبیین الزامات اخلاقی تحصیل دلیل در دادرسی­های کیفری انجام شده است.

روش: این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است و با بهره‌گیری از روش اسنادی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای و ابزار فیش‌برداری، تهیه و تدوین شده است.

ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل نگارش، صداقت و امانت‌داری رعایت شده است.

یافته‌ها: هرگونه نقض حقوق اصحاب دعوی یا کرامت انسانی آن‌ها خلاف قانون و اخلاق است. چنانچه موارد اخلاقی و قانونی مذکور در فرآیند دادرسی و تحصیل دلیل رعایت نگردد، ادله ارائه‌شده فاقد وجاهت قانونی است و ضروری است در چنین مواردی مقام قضایی از پذیرش و استناد به آن خودداری نماید.

نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه رابطه اخلاق و حقوق رابطه عموم و خصوص من وجه محسوب می‌شود، ضروری است در فرآیند دادرسی‌های کیفری، قضات و مقامات قضایی از صدور تصمیمات و اقدامات مغایر با ارزش‌های اخلاقی خودداری نمایند و می­بایست تلاش نمایند، علاوه بر رعایت اصول قانونی، اصول و ارزش‌های اخلاقی را نیز رعایت کنند. نقض اصول اخلاقی توسط مراجع قضایی و انتظامی علاوه بر اینکه رفتاری ذاتاً غیراخلاقی محسوب می‌شود، سبب سلب اعتماد افراد جامعه نیز خواهد شد. در فرآیند دادرسی هدف توجیه‌کننده وسیله نیست و دستگاه قضایی نباید صرفاً با هدف مجازات نمودن مرتکب یا اثبات رفتار ارتکابی وی، اصول اخلاقی را نادیده گرفته و در پی آن به دنبال جمع‌آوری ادله از طریق نامشروع باشد. نظام کیفری بایست به درجه‌ای از تعالی برسد که طرق نامشروع تحصیل دلیل را مورد پذیرش قرار نداده و در آرای خود صرفاً به ادله‌ای که از روش مشروع حاصل شده‌اند استناد نماید.

بررسی جایگاه عقل در نظام اخلاق زیست‌محیطی علامه جوادی آملی و پیتر سینگر

مرضیه محصص, زینب سادات جوادی

مجله اخلاق زیستی- علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 40 (1404), 14 ژوئیهٔ 2025, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/bioeth.v15i40.48713

زمینه و هدف: تشدید بحران‌های زیست‌محیطی معاصر ضرورت بازاندیشی در مبانی اخلاقی را آشکار ساخته است. در غرب، نظریه‌هایی چون سودگرایی پیتر سینگر با تأکید بر گسترش دایره اخلاق به سوی حیوانات و طبیعت، راه‌حل‌هایی ارائه کرده‌اند؛ در جهان اسلام نیز آیت‌الله جوادی آملی با تکیه بر مبانی الهیاتی و فلسفی خاص، چارچوبی برای اخلاق زیست‌محیطی ترسیم نموده است. با وجود مطالعات متعدد در هریک از این دو حوزه، هنوز پژوهش تطبیقی جامعی که مبانی اخلاقی زیست‌محیطی غربی و اسلامی را هم‌زمان بررسی کند وجود ندارد. هدف این پژوهش، مقایسه و تحلیل دیدگاه‌های پیتر سینگر و آیت‌الله جوادی آملی به منظور تبیین نقاط اشتراک و افتراق و ارائه چشم‌اندازی روشن برای تقویت مبانی اخلاقی در حوزه محیط زیست است.

روش: پژوهش حاضر از حیث نوع، نظری و به لحاظ روش بحث، توصیفی ـ تحلیلی است. همچنین شیوه اجرای تحقیق، کتابخانه‌ای (اسنادی) است.

ملاحظات اخلاقی: جنبه­های اخلاقی در مطالعه کتابخانه­ای نظیر اصول امانتداری علمی و ارجاع‌دهی صحیح رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد سینگر عقل را به مثابه ابزار محاسبه پیامدها تعریف می‌کند و مسئولیت اخلاقی را صرفاً بر مبنای کاهش رنج موجودات و بیشینه‌سازی منافع تنظیم می‌نماید. در این چارچوب، عقلانیت محیط‌زیستی معادل بهینه‌سازی توزیع منابع و جبران خسارات اکولوژیک است. در مقابل علامه جوادی آملی با تلفیق عقل برهانی، وحی و شهود عرفانی، مفهوم عقل قدسی را پایه‌ریزی می‌کند و سه ساحت ‌شناختی، اخلاقی و عملی را مورد توجه قرار می‌دهد. یافته‌ها گویای آن است که عبور از بحران‌های زیست‌محیطی معاصر مستلزم گذار از پارادایم عقلانیت ابزاری به سوی الگوی یکپارچه‌نگر است که در آن عقل در پرتو حکمت الهی، هم‌زمان معرفت‌آفرین، مسئولیت‌ساز و عدالت‌ محور است.

نتیجه‌گیری: این پژوهش با بررسی تطبیقی جایگاه عقل در نظام‌های اخلاق زیست‌محیطی پیتر سینگر و علامه جوادی آملی به کشف گسست‌های بنیادین در پارادایم‌های عقلانی غرب مدرن و حکمت اسلامی دست یافته است. تقلیل عقل به ابزار محاسبه سود و زیان - آنچنان‌که در فایده‌گرایی سینگر تجلی‌یافته - به چند خلاء معرفتی در مواجهه با محیط زیست منجر می‌شود. خلاء تبدیل زیست بوم به کالای قابل محاسبه و اتکای صرف به مکانیسم‌های بازار و بدون تحول در مبانی ارزشی در زمره مهمترین این خلاء‌ها به شمار می‌آید. لکن الگوی جامع اسلامی با تلفیق عقل برهانی و وحی الهی نظامی یکپارچه ارائه می‌دهد که امکان نهادسازی و تدوین سیاست‌های زیست‌محیطی را به نحو متفاوتی فراهم می‌آورد.

زمینه و هدف: رشد اخلاقی به‌عنوان یکی از پیامدهای مهم تحول روانی ـ اجتماعی، متأثر از عوامل خانوادگی و فرآیندهای درونی همانند تنظیم‌ شناختی هیجان است، بنابراين پژوهش حاضر با هدف تحلیل مسیر نقش واسطه‌ای تنظیم ‌شناختی هیجان در رابطه بین سبک‌های فرزندپروری ادراک‌شده و رشد اخلاقی در دانشجویان انجام شد.

روش: این مطالعه از نوع توصیفی ـ همبستگی بود و روابط بین متغیرها با استفاده از تحلیل مسیر بررسی شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیمسال دوم ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها ۳۲۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های سبک‌های فرزندپروری بامریند (۱۹۷۳)، تنظیم‌ شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) و رشد اخلاقی لطف‌آبادی (۱۳۸۶) را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS24 مورد تحلیل قرار گرفتند.

ملاحظات اخلاقی: شرکت‌کنندگانی که در این پژوهش مشارکت کردند، پرسشنامه‌ها را با آگاهی از اجرای پژوهش و اهداف آن تکمیل نمودند.

یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد سبک فرزندپروری مقتدرانه تأثیر مثبت و معنادار، و سبک‌های مستبدانه و سهل‌گیرانه تأثیر منفی بر
رشد اخلاقی داشتند. سبک مقتدرانه به‌طور مثبت با تنظیم هیجان سازگارانه و منفی با تنظیم هیجان ناسازگارانه مرتبط بود و سبک‌های مستبدانه و سهل‌گیرانه الگوی معکوس نشان دادند. تحلیل بوت‌استراپ اثر غیرمستقیم سبک مقتدرانه از طریق تنظیم هیجان سازگارانه
(β = 0.27, CI95% [0.18, 0.36]) و ناسازگارانه (β = 0.14, CI95% [0.07, 0.23]) را تأیید کرد. مدل پیشنهادی برازش مطلوبی داشت و نشان داد تنظیم‌شناختی هیجان مسیر واسطه‌ای کلیدی بین سبک‌های فرزندپروری و رشد اخلاقی است (067/0 = RMSEA، 92/0 = CFI)

نتیجه‌گیری: بخش قابل توجهی از تأثیر سبک‌های فرزندپروری بر رشد اخلاقی دانشجویان، به‌واسطه اثر این سبک‌ها بر راهبردهای شناختی تنظیم هیجان تبیین می‌شود. این یافته بر اهمیت توجه به تقویت مهارت‌های تنظیم ‌شناختی هیجان به‌عنوان یک هدف واسطه‌ای مؤثر در برنامه‌های ارتقای رشد اخلاقی و مشاوره‌ای دانشگاه‌ها تأکید می‌کند.