سرمقاله


معیار تشخیص اولویت درمان بین بیماران

سعید سلیمانی

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 1-8
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.38265

 بسیار اتفاق می‌افتد که دو حکمِ الزامی متوجهِ پزشک یا مدافعِ سلامت شود؛ بدین صورت که پزشک دربارۀ دو یا چند بیماری که در معرضِ خطرِ مریضی هستند، با ملاحظۀ امکانات یا شرایط خاص، توانایی معالجۀ هر دو را ندارد، یا دو خطر متوجهِ یک بیمار است و واجب است که پزشک هر دو را دفع کند؛ حال سؤال این است که وی چگونه باید از عهدۀ دو تکلیف برآید؟ این در صورتی است که مصلحت برای هر دو حکمِ وجوبی وجود دارد امّا بدان علم نداریم و باید مرجعی برای تشخیصِ ملاکِ تقدم علاجِ بیماری بر بیمار دیگر یا ملاکی برای تقدیم علاجی اهم بر معالجۀ غیر اهم وجود داشته باشد. برای یافتن راهکارِ عملیاتی در ملاکِ تقدم علاجِ بیماری بر بیمار دیگر و اینکه معیارِ تشخیص اولویت درمان بین بیماران چگونه خواهد بود؛ در چند مرحله بحث ادامه خواهد داشت:

مقاله پژوهشی


سابقه و هدف: مفهوم رضایت از زندگی طی دو دهۀ گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است. رضایت از زندگی به‌معنای داشتن نگرشی مطلوب نسبت به زندگی خود به‌عنوان یک کل است. هدف مطالعۀ حاضر پیش‌بینی رضایت از زندگی بر اساس نگرش و التزام عملی به نماز در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان تبریز بود.


روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری تمامی دانشجویان دختر متأهل دانشگاه فرهنگیان تبریز بود که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند 101 نفر از آنان انتخاب شدند. داده‎ها با استفاده از پرسش­نامۀ نگرش و التزام عملی به نماز انیسی و همکاران و مقیاس رضایت از زندگی دینر و همکاران جمع‎آوری شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که نگرش و التزام عملی به نماز با رضایت از زندگی همبستگی معنادار داشت (326/0=r). نتایج رگرسیون نیز نشان داد که نگرش و التزام عملی به نماز پیش‌بینی‌کنندۀ رضایت از زندگی بود (458/0=β). همچنین از بین متغیّرها اثربخشی نماز در زندگی فردی و اجتماعی (414/0=β) و مراقبت و حضور قلب در نماز (338/0=β) به‌صورت معناداری رضایت از زندگی را پیش‌بینی ­کرد.


نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده می‌توان گفت نگرش و التزام عملی نقش معناداری در پیش‌بینی رضایت از زندگی دارد.


 

تدوین الگوی عوامل مؤثر بر گسترش وقف و ورود خیّران به ورزش با رویکرد توسعۀ عدالت ورزشی و ارتقای سلامت جامعه

سارا امیری پریان, علی‌اصغر درودیان, حبیب هنری, علی‌محمد صفانیا

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 20-35
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.33967

سابقه و هدف: یکی از مهم‌ترین مسائلی که امروزه باید به آن توجه داشت تأثیر نقش وقف و امور خیریه در تأمین نیازهای فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است. اینکه وقف تا چه حد می­تواند در رفع کمبودها و شکوفایی ورزش کشور مفید واقع شود، نیازمند بحث و بررسی عمیق صاحب­نظران و کارشناسان حوزۀ ورزش است. هدف از انجام پژوهش حاضر ارائۀ الگوی عوامل مؤثر بر گسترش وقف و ورود خيران در حوزۀ ورزش بود.


روش کار: این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ راهبردی کمّی است. جامعۀ آماری شامل صاحب‌نظران این حوزه و مجمع خیّران سلامت و انجمن خیّران مدرسه‌‌ساز بود که به‌طور مستقیم با چالش‌ها و رهیافت‌های ورود خیّران در ورزش آشنایی داشتند. روش نمونه­گیری به‌صورت غيراحتمالي با انتخاب هدفمند و با حداکثر بیست تنوع یا ناهمگونی بود. بر این اساس 360 نفر نمونۀ پژوهش در نظر گرفته شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامۀ مستخرج از مطالعات و بررسی مبانی نظری بود که هفت نفر از متخصصان روایی آن را تأیید کردند و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ در حد مطلوب به اثبات رسید. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر اساس نتایج تحلیل عامل تأییدی بارهای عاملی عوامل تشکیل‌دهنده بالاتر از 4/0 بود که تأیید می‌شود. همچنین شاخص­هاي ارزيابي کليت الگوی معادلۀ ساختاري با توجه به دامنۀ مطلوب اين شاخص­ها درمجموع بيانگر اين است که الگوی مفروض تدوين‌شده توسط داده­هاي پژوهش حمايت مي­شود. به عبارت ديگر، برازش داده­ها به الگو برقرار است و همگي شاخص­ها جز شاخص نسبت کای­اسکوئر به درجۀ آزادی دلالت بر مطلوبيت الگوی اندازه­گیری الگوی ورود خیّران در ورزش دارد.


نتیجهگیری: ورود خیّران به ورزش می‌تواند نوعی جذب سرمایۀ مناسب باشد که فضاهای ورزشی استانداردی در همۀ نقاط کشور ساخته شود و همۀ آحاد جامعه به‌صورت مساوی از این اماکن استفاده نمایند. این امر با هدف توسعۀ ابعاد مختلف آن نیازمند پیوند با نهادهای دیگر ازجمله اقتصاد، بهداشت و سلامت، نظام تربیتی در سطح حاکمیت و سیاست­گذاری است تا با یادگیری سیاست‌های ورزشی الگو‌های کاربردی و متناسب را به کار گرفت.

سابقه و هدف: ازآنجایی‌که روحانیون افراد مورد احترام جامعه هستند و تأثیر زیادی بر پذیرش جامعه در جنبه‌های مختلف اجتماعی دارند، مطالعه‌ای با هدف نظرسنجی فرهنگ سلامت از دیدگاه روحانیون با تمرکز بر بیماری‌های ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در سال 1397 انجام شده است.


روش کار: مطالعۀ حاضر از نوع پیمایشی نظرسنجی است. برای انجام مطالعه تعدادی پرسش دربارۀ موضوع مد نظر طراحی شد و از جمعیت تعیین‌شده مصاحبۀ حضوری صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از مصاحبۀ عمیق با 26 متخصص مذهبی (روحانیون) جمع‌آوری شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: میانگین سنی جمعیت بررسی‌شده 9/14±6/44 سال بود. همۀ نمونه‌ها مرد بودند. بالاترین درصد افراد بررسی‌شده معتقد بودند نبود برنامه‌های آموزشی فرهنگی در شیوع آلودگی به ویروس پاپیلوما نقش دارد و نقش برنامه‌های فرهنگی را در آگاهی جامعه از خطرات ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی مهم دانستند. در تغییر نگرش جوانان دربارۀ بهداشت و سلامت فردی می‌توان از نفوذ فناوری‌های نوین ارتباطی در زندگی روزمره بهره جست. از دید روحانیون وجود مشکل فرهنگی برای پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی مشکلی محوری بود که پیامد آن شیوع و بروز بیماری به‌دلیل بالارفتن میزان پنهان‌کاری در جامعه است.


نتیجهگیری: بیماری‌های مقاربتی مشکل محوری است که پیامد آن شیوع و بروز بیماری در جامعه خواهد بود. نبود برنامه‌های آموزشی فرهنگی به شیوع آلودگی بیشتر ویروس پاپیلوما منجر خواهد شد. ازاین‌رو، برنامه‌های فرهنگی در افزایش آگاهی جامعه نسبت به خطرات ناشی از ویروس پاپیلومای انسانی می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود. برای تغییر نگرش جوانان دربارۀ بهداشت و سلامت فردی می‌توان از نفوذ فنّاوری‌های نوین ارتباطی در زندگی روزمره مدد گرفت.

نقش تعلّق به مادیات در حوزۀ سلامت روان در فضای مجازی

منصوره مهدی‌یار, جواد ملازاده, محمدعلی گودرزی, عبدالعزیز افلاک‌سیر

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 48-58
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.34642

سابقه و هدف: امروزه افراد زمان زیادی را در فضای مجازی و شبکه‌‌‌های اجتماعی می‌گذرانند. یکی از پدیده‌های معمول این فضا نمایش خودِ کاذب است که می‌تواند هم برای خود فرد هم برای کاربران دیگر تبعات زیادی در حوزۀ سلامت روان داشته باشد. شناسایی عوامل مؤثر در این پدیده ما را در امر توانبخشی یاری می‌نماید. به نظر می‌رسد عزّت نفس و تعلّق از عوامل مؤثر در این زمینه باشند. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی نقش تعلّق به مادیات در حوزۀ سلامت روان در فضای مجازی بود که در قالب الگو بررسی شد.


روش کار: پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز بودند که از میان آنان نمونه‌ای به حجم 307 نفر به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شد و به پرسش‌نامه‌های نمایش خودِ کاذب، تعلّق و عزّت نفس پاسخ دادند. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج حاکی از برازش خوب الگو بود. به عبارت دیگر، نتایج نشان داد عزّت نفس می‌تواند با واسطه‌گری تعلّق، نمایش خودِ کاذب را پیش‌بینی نماید.


نتیجهگیری: پیشنهاد می‌شود پژوهشگران و درمانگران از توجه به نقش متغیّرهای فرهنگی و مذهبی غفلت نورزند. والدین و فعالان حوزۀ تعلیم و تربیت نیز طبق تعالیم دینی و روان‌شناختی باید به پرورش عزّت نفس بالا در کودکان توجه ویژه‌ای داشته باشند تا فرد مستعد وابستگی افراطی به مادیات و تبعات آن نباشد.

نقش بهزیستی معنوی و تیپ‌های شبانه‌روزی در تبیین سلامت جنسی زنان متأهل

حمیدرضا صمدی‌فرد, محمد نریمانی; سیف‌اله آقاجانی, سجاد بشرپور

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 59-71
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.34552

سابقه و هدف: سلامت جنسي يكي از جنبه­هاي اصلي سلامت است كه همسران را در همۀ مراحل زندگي تحت تأًثير قرار مي‌دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش بهزیستی معنوی و تیپ‌های شبانه‌روزی در پیش‌بینی سلامت جنسی زنان متأهل صورت گرفته است.


روش کار: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی زنان متأهل شهر اردبیل در سال 1399 بود که به‌روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد 110 نفر نمونۀ پژوهش در نظر گرفته شدند. برای گردآوری داده­ها از ابزارهای بهزیستی معنوی دلمن و فری، تیپ‌های شبانه‌روزی هورن و اوستبرگ و سلامت جنسی معنوی‌پور استفاده شد. داده‌­های پژوهش با روش­های­ ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که بین بهزیستی معنوی (72/0) و تیپ‌های شبانه‌روزی (65/0) با سلامت جنسی در زنان متأهل رابطۀ معناداری وجود داشت (05/0P<). همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که بهزیستی معنوی و تیپ‌های شبانه‌روزی در مجموع 60/0 ­توانستند سلامت جنسی را در زنان متأهل پیش­بینی کنند (05/0P<).


نتیجهگیری: سلامت جنسی زنان متأهل با بهزیستی معنوی و تیپ‌های شبانه‌روزی پیش­بینی‌شدنی است. پیشنهاد می‌شود که روان‌شناسان و متخصصان حوزۀ سلامت برای بهبود سلامت جنسی زنان متأهل به نقش این متغیّرها توجه بیشتری کنند.

سابقه و هدف: با توجه به ظهور رویکرد مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر، بهزیستی روان‌شناختی به‌عنوان یکی از عوامل رشد آموزش ‌و پرورش توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است که در این میان شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت اساسی دارد. با توجه به اهمیت بهزیستی روان‌شناختی و متغیّرهای مرتبط با آن، پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط بین هوش اخلاقی و بهزیستی روان‌شناختی با نقش میانجی استدلال اخلاقی و نگرش مذهبی انجام شده است.


روش کار: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش مدیران مدارس شهر اردبیل در سال 1399 بودند که از میان آنان تعداد 137 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از چهار پرسش‌نامۀ هوش اخلاقی لنیک و کیل، نگرش مذهبی گلریز و براهنی، استدلال اخلاقی معنوی‌پور و بهزیستی روان‌شناختی ریف و برای تحلیل یافته‌ها از الگوی معادلات ساختاری استفاده شده است. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده متغیّرهای هوش اخلاقی، استدلال اخلاقی و نگرش مذهبی بر بهزیستی روان‌شناختی به‌طور مستقیم تأثیر مثبت و معنادار داشتند. همچنین اثر غیرمستقیم هوش اخلاقی بر بهزیستی روان‌شناختی با میانجی استدلال اخلاقی و نگرش مذهبی نیز مثبت و معنادار بود.


نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش و با توجه به تأثیر مثبت هوش اخلاقی بر افزایش بهزیستی روان‌شناختی مدیران مدارس و نیاز جامعه به انسان‌های سالم، بانشاط و مولّد، آموزش هوش اخلاقی به مدیران اهمیت ویژه­ای دارد. همچنین با توجه به نقش اثرگذار استدلال اخلاقی و نگرش­های مذهبی بر بهزیستی روان‌شناختی مدیران، باید به نگرش‌های مذهبی و استدلال اخلاقی مدیران توجه ویژه‌ای صورت گیرد.

نقش میانجی‌گری گرایش‌های معنوی در رابطۀ بین تنظیم شناختی هیجان با سازگاری زوجی

سمیه عاشوری; علی زاده‌محمدی, محمد آرش رمضانی; علی وفایی, رضا کریمی

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 89-102
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.33590

سابقه و هدف: در دهه‌های اخیر پژوهشگران به رضایتمندی و سازگاری زندگی زناشویی که یکی از مسائل اصلی زندگی خانوادگی محسوب می‌شود به‌طور گسترده‌ای توجه کرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی‌گری گرایش‌های معنوی در رابطۀ بین تنظیم شناختی هیجان با سازگاری زوجی انجام شده است.


روش کار: این پژوهش از نوع همبستگی و در زمرۀ تحقیقات بنیادی است. جامعۀ آماری پژوهش زوجین 20-60 سال ساکن شهرهای تهران و همدان در سال 1398 بود که دست‌کم دو سال زندگی مشترک داشتند و در حال حاضر با هم زندگی می‌کردند. از میان آنان نمونه‌ای به تعداد 400 نفر (200 مرد و 200 زن) به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای استفاده‌شده در این پژوهش پرسش‌نامۀ‌ معنویت (SQ)، پرسش‌نامۀ تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسش‌نامۀ سازگاری دونفره (DAS) بود. برای تحلیل داده‌های پژوهش نیز از الگو‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: یافته‌ها نشان داد که الگوی تدوین‌شده از نظر آماری شاخص‌های برازش قابل قبولی داشت و روابط معنادار مثبت بین متغیّرها نشان داد که گرایش معنوی همراه مؤلفۀ تنظیم شناختی هیجان در پیش‌بینی گرایش به سازگاری زناشویی نقش داشت. نقش میانجی‌گری گرایش‌های ‌معنوی با معناداربودن و همبستگی رابطۀ تنظیم شناختی هیجان مثبت و سازگاری زوجی و همچنین نقش میانجی‌گری گرایش‌های ‌معنوی با همبستگی رابطۀ تنظیم شناختی هیجان منفی و سازگاری زوجی تبیین شده است و بر اساس مقادیر شاخص برازش‌یافتۀ الگوی پژوهش، معناداربودن مسیر متغیّر سازگاری زوجی با گرایش‌های معنوی به اثبات می‌رسد.


نتیجهگیری: تنظیم شناختی هیجان با درک عواطف زوجین و ایجاد فرصتی برای پردازش شناختی (از جمله پردازش شناختی هنگام خشم و عصبانیت) به بهبود رابطه می‌پردازد و گرایش‌های معنوی می‌تواند پیش‌بینی‌کنندۀ معنی‌دار سازگاری زناشویی و رضایت از زندگی در میان زوجین باشد و موجب ارتقای کیفیت روابط بین زوجین شود.

رابطۀ استرس ناباروری با کیفیت رابطۀ زناشویی زنان نابارور: نقش میانجی تجارب معنوی

سیده محدثه رضائی; سید محمود موسوی‌نژاد; فاطمه خاکشور شاندیز

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 103-117
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.34678

سابقه و هدف: ناباروري يکي از مهم‌ترین بحران‌های دوران زندگي است که به مشکلات رواني، تجربيات استرس‌زا و کاهش کيفيت رابطۀ زناشویی منجر می‌شود. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تجارب معنوی در رابطۀ استرس ناباروری با کیفیت رابطۀ زناشویی زنان نابارور بود.


روش کار: این مطالعه توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی زنان مراجعه‌کننده به مرکز ناباروری شهر بیرجند در سال 1399 بود که از میان آنان نمونه‌ای به تعداد ۱2۰ نفر به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های استرس ناباروری نیوتن و همکاران، تجارب معنوی اندروود و ترسی و کیفیت رابطۀ زناشویی راست و همکاران پاسخ دادند. برای تحلیل داده­ها از الگو­سازی ساختاری و الگوریتم حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده رابطۀ بین استرس ناباروری با تجارب معنوی و رابطۀ بین تجارب معنوی با کیفیت رابطۀ زناشویی معکوس و معنادار بود؛ اما رابطۀ بین استرس ناباروری با کیفیت رابطۀ زناشویی مستقیم و معنادار بود (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد که تجارب معنوی نقش میانجی در رابطۀ بین استرس ناباروری با کیفیت رابطۀ زناشویی زنان نابارور داشت (01/0>P).


نتیجهگیری: با توجه به نقش تجارب معنوی در رابطۀ بین استرس ناباروری با کیفیت رابطۀ زناشویی زنان نابارور، توجه مسئولان و متصدیان نظام سلامت به نقش عوامل مؤثر در افزایش کیفیت رابطۀ زناشویی زنان نابارور از ضروریات این پژوهش است.

اثربخشی آموزش مهارت‏‌های مثبت‌‏اندیشی با تأکید بر قرآن و آموزه‌‏های اسلامی بر سرسختی روان‏شناختی، خوددلسوزی و تصویر بدنی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس

فاطمه علوی ‏زرنگ, سارا ضیافر, فاطمه خونساری, آزاده رضایتی‌‏زاده, هنگامه بلورساز مشهدی , مریم بهنام‌‏مرادی

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 118-135
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.30495

سابقه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس یا ام.اس شایع‌‏ترین بیماری ناتوان‏‌کنندۀ بزرگسالان است که به‌‏علت فرایند التهابی میلین‏‌زدای سیستم عصبی‏ مرکزی اتفاق می‌افتد و تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی این بیماران می‏‌گذارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌‏های مثبت‏‌اندیشی با تأکید بر قرآن و آموزه‏‌های اسلامی بر سرسختی روان‏‌شناختی، خوددلسوزی و تصویر بدنی در مبتلایان به ام.اس انجام شده است.


روش کار: این پژوهش نیمه‌‏آزمایشی از نوع پیش‌­آزمون-پس‌­آزمون و گروه گواه با مرحلۀ پیگیری است. جامعۀ آماری تمام بیماران مبتلا به ام‌.اس بودند که طی سال 1398 به بیمارستان میلاد شهر تهران مراجعه‏ کرده بودند. از میان جامعۀ آماری تعداد 40 نفر به‏‌شیوۀ دردسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه­های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. جمع­‌آوری داده‌­ها با استفاده از چک‌لیست اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌‏نامۀ روابط چندبُعدی خود-بدن‌ پرسش‌‏نامۀ خوددلسوزی و پرسش‌‏نامۀ سرسختی روان‌‏شناختی اهواز انجام شد. در گروه آزمایش، آموزش مهارت‌‏های مثبت‌‏اندیشی با تأکید بر قرآن و آموزه‏‌های اسلامی در 10 جلسه (دو جلسۀ 1 ساعته در هفته­) اجرا شد. پس از پایان آموزش از گروه­‌ها پس‌­آزمون گرفته شد. تحلیل داده‌­ها با روش­‌های آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه­‌گیری مکرر انجام شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که مداخلۀ‏ آموزشی مثبت‌‏اندیشی توأم با آموزه‏‌های اسلامی بر افزایش سرسختی روان‏‌شناختی و خوددلسوزی گروه آزمایش در مرحلۀ پس‌­آزمون تأثیر مثبت و معنی­‌داری داشت. بین میانگین نمرات تصویر بدنی دو گروه نیز در مرحلۀ پس‌‏آزمون تفاوت معنادار بود (05/0>P). این اثربخشی در دورۀ پیگیری نیز پابرجا بود.


نتیجهگیری: برآیندهای این پژوهش نشان داد که مداخلۀ‏ آموزشی مثبت‌‏اندیشی توأم با آموزه‌‏های اسلامی می‌‏تواند برای بهبود وضعیت روان‌‏شناختی مبتلایان به ام.اس کارساز ‏باشد و پژوهشگران و درمانگران می‏توانند از این رویکرد برای بهبود رفتارهای ارتقادهندۀ سلامت در بیماران مبتلا به ام.اس استفاده کنند.

تعیین اثربخشی درمان حل مسئله‌مدار (راه‌حل‌محور) بر ابعاد معنوی، شناختی، رفتاری و هیجانی سلامت روان‌شناختی معتادان

الهام باقری‌نیا , مریم صف‌آرا , ابوالفضل کرمی, شاهرخ مکوندحسینی

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 136-149
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.36677

سابقه و هدف: اعتیاد به‌دلیل ماهیت پیش‌رونده‌اش در همۀ ابعاد زندگی، سلامت افراد را به خطر انداخته و آثار سوء آن به‌وضوح بر سلامت شناختی، رفتاری، هیجانی و معنوی فرد قابل ‌مشاهده است. ازاین‌رو، هدف مطالعۀ حاضر تعیین اثربخشی درمان مسئله‌مدار (راه‌حل‌محور) بر ابعاد معنوی، شناختی، رفتاری و هیجانی سلامت روان‌شناختی معتادان بود.


روش کار: پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعۀ آماری شامل تمامی معتادان مراجعه‌کننده به مراکز ترک اعتیاد منطقۀ سه شهر تهران در شش ماه نخست سال 1400 بود که از میان آنان (420 نفر)، 40 نفر از افراد واجد شرایط که داوطلب همکاری در پژوهش بودند، به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسش‌نامۀ محقق‌ساختۀ سلامت روان‌شناختی بود. جلسات درمان راه‌حل‌مدار برای گروه آزمایش طی هشت جلسه در طول دو ماه برگزار شد اما گروه گواه در فهرست انتظار بودند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیّری استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: نتایج نشان داد که بین ابعاد معنوی، شناختی، رفتاری و هیجانی سلامت روان‌شناختی معتادان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تفاوت معنی‌داری وجود داشت (01/0>P).


نتیجهگیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان گفت که درمان راه‌حل‌مدار موجب بهبود ابعاد سلامت روان‌شناختی (معنوی، شناختی، رفتاری و هیجانی) معتادان شد. بنابراین، می‏تواند به‌عنوان ﺭﻭﺵ‏های مداخله‏ای ﻣﺆﺛﺮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ارتقای سلامت روان‌شناختی معتادان به کار برود.

مقاله تحلیل محتوا


سابقه و هدف: برخی از نظریه‌پردازان علت اصلی ظهور بحران‌های محیط زیست را آموزه‌های ادیان می‌دانند. برای نمونه کیت توماس به بخشی از آیات قرآن کریم اشاره می‌کند و آن را موجب شکل‌گیری آسیب‌های مختلف زیست‌محیطی قلمداد می‌کند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی انتقادی دیدگاه کیت توماس بود. در این بررسی انتقادی تلاش شده است از گزاره‌های اعتقادی-کلامی با محوریت گزاره‌های قرآن کریم استفاده شود.


روش کار: این مطالعۀ کیفی با رویکرد تحلیل محتوا در جهت نقد دیدگاه کیت توماس صورت گرفته است. در این مطالعه، داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق انفرادی با 18 نفر از خبرگان گردآوری شده است. در مرحلۀ نخست با هر یک از خبرگان که متخصص در این مسئله بودند مصاحبه‌ای انجام شد و پس از ثبت و تحلیل، نگارش تحقیق صورت گرفت. مؤلف مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌ است.


یافتهها: یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که هر یک از خبرگان با توجه به مبانی کلامی قرآن کریم به بخشی از نقد کیت توماس پرداخته‌اند. به اعتقاد آنان کیت توماس نتوانسته است معانی دقیق و صحیح هر یک از «خلافت الهی در زمین»، «اشرفیت انسان در میان مخلوقات» و «مالکیت و آزادی انسان» را به نیکی درک کند.


نتیجهگیری: با توجه به آنچه از آموزه‌های اعتقادی-کلامی قرآن کریم استفاده می‌شود، کیت توماس نتوانسته است به درک درستی از رابطۀ اسلام و محیط زیست دست یابد. رهنمون‌های مختلفی مانند «مسئولیت‌پذیری»، «عدالت‌ورزی»، «اراده و اختیار درست»، «ذی‌‌شعور بودن مخلوقات» و «وحدت وجود» در قرآن کریم وجود دارد که به‌کارگرفتن آنها موجب حفاظت و شکوفایی بیشتر محیط زیست می‌شود. با توجه به اینکه هیچ نوشتاری دربارۀ این مسئله مشاهده نشده، تحقیق حاضر دارای مسئله‌ای نو است.

مقاله مروری


سابقه و هدف: تا به حال پژوهش مستقلی دربارۀ جمال و زیبایی‌های قرآن انجام نشده است. با عنایت به حلقه‌های مفقوده در مبادی نظری پژوهش‌های پژوهشگران تجربی دربارۀ قرائت و استماع آیات قرآنی، هدف این پژوهش پیشنهاد و معرفی روش‌شناسی خاص در پژوهش‌ها و آزمایش‌های میان‌رشته‌ای با موضوعیت هنر و زیبایی‌های قرآن کریم بود.


روش کار: پژوهش حاضر با به‌کارگیری تلفیقی از روش‌های تحلیل محتوای متون و روش‌های‌ تفسیری برخی آیات سورۀ انسان پدید آمده است. روش این پژوهش کتابخانه‌ای-تحلیلی است. به این صورت که داده‌ها و اطلاعات از منابع مختلف مانند کتب و مقالاتِ موجود جمع‌آوری و پس از تحلیل و بررسیِ زیبایی‌شناختی و مقایسۀ بین متون مشابه و پی‌بردن به برخی ظرائف و لطائف متنی و محتوایی استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به فراخور مباحث مطرح‌شده، روش متن به متن ‌یا بینامتنی و استفاده از نکات صنعت بیان و بدیع و مباحث قدیم و جدیدِ ادبی است. در این مقاله تلاش شده است تا گوشه‌ای از جمال ساختاری و ادبی سورۀ انسان در سه زیرشاخۀ «نحوی»، «بلاغی» و «هندسی» نشان داده شود. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: بررسی‌ها نشان می‌دهد که روش‌های نوین تجربی این قابلیت را دارند تا در بسط نظری هستۀ مرکزی دین یعنی کتاب و سنت، در چارچوب و به واسطۀ علوم اسلامی (جهت دوری از رویکردهای آزادی‌خواهانه و رویکردهای افراطی) استفاده شوند. علاوه‌براین، از طریق مطالعه و بررسی‌های زیبایی‌شناسانۀ قرآن به‌ویژه زیبایی‌های هندسی می‌توان به شناخت روند و مراحلِ سیر کمالی انسان در بخش‌های مختلف ازقبیل فرایندهای تربیتی، آموزشی، پژوهشی و هدایت‌گری مبتنی بر دریافت‌های قرآنی نائل آمد.


نتیجهگیری: درنهایت، با بررسی مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی سورۀ انسان، جایگاه علوم اسلامی مرتبط با هنردرمانی روشن شد.

نقش اخلاق اجتماعی در فراوانی اعتماد اجتماعی از منظر قرآن کریم با تکیه بر تفسیر المیزان

حیدرعلی رستمی; غلامرضا خوش‌نیت; علی نیکوئی

پژوهش در دین و سلامت, دوره 8 شماره 2 (1401), , صفحه 177-192
https://doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.36381

سابقه و هدف: از اجزای مهم سرمایۀ اجتماعی وجود اعتماد بین اعضای جامعه است؛ زیرا موجب کاهش هزینۀ کنش‌ها و تعاملات اجتماعی و افزایش انسجام و همبستگی می­گردد. عوامل مختلفی در فراوانی اعتماد یک جامعه مؤثرند که از مهم‌ترین آنها نهادینه‌شدن فضایل اخلاق اجتماعی در آن جامعه است. هدف از این پژوهش، تحلیل و تبیین نحوۀ اثربخشی اخلاق اجتماعی بر فزونی اعتماد در اجتماع بود.


روش کار: در این پژوهش داده‌ها به‌روش کتابخانه­ای از قرآن کریم، کتب مرجع اخلاقی مانند جامع‌السعادات، معراج‌السعاده، محجه‌البیضاء، احیاء علوم‌الدین، تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق و همچنین تفاسیر شاخص قرآن مانند تفسیر قمی، مجمع‌البیان، نمونه و به‌ویژه تفسیر المیزان و همچنین کتب مهم حدیثی جمع‌آوری و سپس با استناد به داده‌ها به توصیف و تحلیل مسئله پرداخته شده است. مؤلفان مقاله تضاد منافعی دربارۀ این پژوهش گزارش نکرده‌اند.


یافتهها: تجمیع داده‌ها حاکی از این است که تمامی فضایل اخلاق اجتماعی در فزونی اعتماد اجتماعی نقش‌آفرین هستند؛ امّا برخی همچون صداقت، امانت‌داری، عدالت، وفای به عهد و حسن ظن از اهمیت بیشتری برخوردارند.


نتیجهگیری: حدوث و استمرار اعتماد اجتماعی به‌عنوان جزئی از سرمایۀ اجتماعی جامعه مستلزم سلامت اخلاقی جامعه و تقویت و نهادینه‌نمودن اخلاق اجتماعی در میان اعضای جامعه است.