مقالۀ پژوهشی


نقش تجارب معنوی و ذهن‌آگاهی در پیش‌بینی خودتنظیمی هیجانی زوجین

عبدالرضا افزود, ابوالفضل بخشی‌پور, میثم صادقی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 1-13
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.47622

سابقه و هدف: توانایی خودتنظیمی هیجانی زوجین در تعیین کیفیت و پایداری رابطۀ زناشویی بسیار اثرگذار است؛ ازاین‌رو مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نقش تجارب معنوی و ذهن‌آگاهی در پیش‌بینی خودتنظیمی هیجانی زوجین انجام شد.   

روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ پژوهش تمامی افراد متأهل زن و مرد مراجعه‌کننده به فرهنگسراهای منطقۀ 5 شهر تهران در شش ماه دوم سال 1401 بودند که 150 نفر از آنان به‌روش نمونه‌گیری دردسترس نمونۀ پژوهش انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های ذهن­آگاهی چادویک و همکاران، تجارب معنوی اندروود و ترسی و خودتنظیمی هیجانی گراس و جان پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 22 استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد بین تجارب معنوی (20/0=r) و ذهن‌آگاهی (42/0=r) با خودتنظیمی هیجانی ارتباط مستقیم وجود داشت (01/0>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد مؤلفه‌های تجارب معنوی 11% و مؤلفه‌های ذهن‌آگاهی 23% از واريانس خودتنظیمی هیجانی را تبيين کردند (01/0>P).

نتیجهگیری: به‌طور کلی با برنامه‌ریزی مناسب و تقویت تجارب معنوی و ذهن‌آگاهی در زوجین می‌توان خودتنظیمی هیجانی آنان را بهبود بخشید.

بررسی رابطۀ بین ابعاد دین‌داری و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه شاهد

اصغر هادوی, محمدرضا حشمتی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 14-30
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.47135

سابقه و هدف: دین‌داری یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند با سلامت عمومی افراد مرتبط باشد. سلامت عمومی یکی از مؤلفه‌های کلیدی سلامت کلی انسان است که نقش مؤثری در کیفیت زندگی و عملکرد فردی و اجتماعی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ بین دین‌داری و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران انجام شده است تا روشن شود که سطح دين‌داري با کدام جنبه‌های سلامت عمومی همبستگی دارد و این رابطه در میان جامعۀ دانشجویی چگونه نمود می‌یابد.   

روش کار: روش این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری تمامی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بودند که از میان آنان ۳۶۰ نفر به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری دین‌داری از پرسش‌نامۀ دین‌داری خدایاری فرد و برای سنجش سلامت عمومی از پرسش‌نامۀ سلامت عمومی استفاده شد. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون انجام شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که بین دین‌داری و علائم جسمانی (ضریب همبستگی= 507/0-)، دین‌داری و اضطراب و اختلال خواب (ضریب همبستگی= 448/0-)، دین‌داری و اختلال در کارکردهای اجتماعی (ضریب همبستگی= 462/0-) و دین‌داری و افسردگی (ضریب همبستگی= 435/0-) رابطۀ منفی و معناداری وجود داشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که افزایش سطح دین‌داری با کاهش مشکلات جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی همراه است. همچنین، رابطۀ کلی بین دین‌داری و نشانگان اختلال سلامت عمومی با ضریب همبستگی 566/0- r= معنادار و منفی بود.  این یافته نشان می‌دهد که افزایش دین‌داری با کاهش نشانگان اختلال سلامت عمومی در دانشجویان همراه است. به عبارت دیگر، دانشجویانی که از سطح دین‌داری بالاتری برخوردارند، کمتر دچار اختلالاتی نظیر اضطراب، افسردگی، مشکلات جسمانی و اختلال در عملکرد اجتماعی می‌شوند. این رابطۀ منفی بیانگر نقش محافظتی دین‌داری در بهبود وضعیت روانی و کاهش آسیب‌های مرتبط با سلامت عمومی در این جمعیت است.

نتیجهگیری: به‌طور کلی، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که دین‌داری و پایبندی به اصول مذهبی می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان ایفا کند.

نقش خوش‌بینی اسلامی و ذهن‌آگاهی در پیش‌بینی سازگاری در مدرسۀ دانش‌آموزان

علی جلگه, محمدحسن غنی‌فر, تکتم سادات جعفر طباطبایی, سمانه سادات جعفر طباطبایی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 31-42
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.47578

سابقه و هدف: توجه به عواملی که در سازگاری مدرسۀ دانش‌آموزان اثر دارد از اهمیت بسزایی برخوردار است و لزوم پرداختن به آن را برجسته‌تر می‌سازد. ازاین‌رو، مطالعۀ حاضر با هدف نقش خوش‌بینی اسلامی و ذهن‌آگاهی در سازگاری در مدرسۀ دانش‌آموزان انجام شد.   

روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعۀ پژوهش تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطۀ دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 03-1402 بودند که 120 نفر به‌روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌های خوش‌بینی اسلامی نوری و سقای بی­ریا، ذهن‌آگاهی چادویک و سازگاری در مدرسۀ کلارک و همکاران بود. به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیّره با کمک نرم‌افزار SPSS نسخۀ 24 استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد همبستگی بین خوش‌بینی اسلامی (571/0=r) و ذهن‌آگاهی (678/0=r) با سازگاری در مدرسه مثبت و معنی‌دار بود (01/0>P). همچنین مؤلفه‌های خوش‌بینی اسلامی 5/33% و مؤلفه‌های ذهن‌آگاهی 3/46% از واريانس سازگاری در مدرسه را تبيين ­کردند.

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، افزایش خوش‌بینی اسلامی و ذهن‌آگاهی از عوامل مهم در بهبود سازگاری در مدرسۀ دانش­آموزان محسوب می‌شود. بنابراین، لازم است در اجرای مداخلات و روش‌های ارتقای سازگاری در مدرسۀ دانش‌آموزان به نقش حائز اهمیت خوش‌بینی اسلامی و ذهن‌آگاهی توجه شود.

بازخوانی تربیت کودک بر پایۀ افعال طیّب مبتنی بر ساختار کلام از منظر قرآن

فاطمه باقرصاد, فاطمه فیاض

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 43-61
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.48162

سابقه و هدف: شکل‌گیری رفتار و باورهای انسان مبتنی بر مجموعۀ تجربیاتی است که فرد در طول زندگی خود دریافت می‌کند و تا زمانی که به بزرگسالی نرسیده است، روندی رو به رشد دارد و مراحل مهمی را تا تثبیت شخصیت خود طی می‌نماید. این مقاله با در نظر گرفتن مفهوم قرآنی رشد و مبانی منظومۀ رشد قرآنی، به بررسی تأثیر افعال والدین بر شکل‌گیری رفتارهای کودکان پرداخته و نشان داده است که چگونه فعل‌های طیّب والدین می‌تواند در ذهن کودک نهادینه شود و رفتارهای سالم و متعادل را در کودک پرورش دهد. با توجه به ساختار کلام در قرآن، از میان مؤلفه‌های تشکیل‌دهندۀ کلام، مؤلفۀ فعل جهت تدوین یک الگوی تربیتی مطالعه شد.   

روش کار: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است. در گام اول با به‌کارگیری سه روش توصیف، تحلیل و استنباط و همچنین مطالعۀ دقیق منابع منظومۀ رشد قرآنی، شاخص‌های رشد و نقص در رشد کودک در سیر یادگیری مؤلفۀ فعل استخراج شد. در گام دوم، با روش گروه نخبگان، شاخص‌ها بررسی و تأیید شد. گروه نخبگان چارچوبی ساختاریافته برای جمع‌آوری و تأیید داده‌های کیفی از متخصصان حوزه‌های خاص است که به کاهش ابهامات در مسائل پیچیده کمک می‌کنند. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: در مطالعۀ حاضر ضمن استخراج شاخص‌های رشد و نقص رشد کودک در زمینۀ مؤلفۀ فعل، یک الگوی تربیتی در سه مرحله پیشنهاد گردید. مرحلۀ اول پایه‌ریزی الگویی با هدف شکل‌گیری اولین بازنمایی‌های ذهنی از افعال طیّب؛ دومین مرحله ساختارسازی استقلال در جهت تبدیل الگوهای درونی‌شده به رفتارهای خودانگیخته و مرحلۀ سوم، درونی‌سازی نظام‌مند جهت تثبیت نظام ارزشی درونی و رفتارهای خودتنظیمی.

نتیجهگیری: مطالعۀ مؤلفۀ فعل بر مبنای ساختار کلام در قرآن نه‌تنها همچون ابزاری زبانی بلکه به‌عنوان عنصری تربیتی و تعلیمی عمل می‌کند که درنهایت می‌توان الگویی جهت پرورش کودکی سالم بر مبنای آن معرفی کرد تا زمینه‌ای برای پیشگیری از فراگیر شدن نواقص رشد فراهم شود.

سابقه و هدف: اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی از اختلالات شایع دوران کودکی است که می‌تواند عملکرد تحصیلی، رفتاری و هیجانی کودک را تحت تأثیر قرار دهد. در کنار درمان‌های رایج، رویکردهای غیردارویی و مبتنی بر سبک زندگی سلامت‌محور می‌توانند نقش مکمل مؤثری در کاهش علائم و ارتقای سلامت روان ایفا کنند. با وجود اهمیت این موضوع، بسته‌های مداخله‌ای جامع و مبتنی بر شواهد برای این گروه از کودکان محدود است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر طراحی بستۀ سبک زندگی سلامت‌محور برای کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی بر اساس تحلیل کیفی نیازها از طریق مرور نظام‌مند منابع علمی بود.   

روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و توصیفی - تحلیلی بود. در مرحلۀ نخست، با مرور نظام‌مند مقالات مرتبط با اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی، سبک زندگی سلامت‌محور و نیازسنجی کودکان، داده‌ها استخراج و تحلیل کیفی شد. جست‌وجوی منابع در پایگاه‌های اطلاعاتی مگیران، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، وب ‌آو‌ ساینس، اسکوپوس و پاب‌مد انجام گرفت. پس از شناسایی مضامین مرتبط با نیازها، مؤلفه‌های کلیدی لازم برای طراحی بسته استخراج شد. سپس بستۀ سبک زندگی سلامت‌محور تدوین و روایی محتوایی آن با استفاده از نظرات متخصصان حوزۀ روان‌شناسی کودک و طب سنتی بررسی و تأیید گردید. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: یافته‌ها نشان داد که نیازهای اصلی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی در چارچوب سبک زندگی سلامت‌محور شامل ابعاد آب‌ و هوا، تغذیه، فعالیت بدنی، خواب، دفع مواد غیرضروری از بدن و مدیریت هیجانات منفی است. بر این اساس، مؤلفه‌های بسته شامل حضور در طبیعت، برنامۀ غذایی متناسب، فعالیت بدنی منظم، بهبود کیفیت خواب و مداخلات حمایتی برای مدیریت یبوست، اضطراب و خلق پایین تدوین شد.

نتیجهگیری: نتایج نشان می‌دهد تحلیل کیفی نیازها می‌تواند مبنای مناسبی برای طراحی بستۀ جامع سبک زندگی سلامت‌محور در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی فراهم کند و به‌عنوان مکمل درمان‌های رایج استفاده شود.

راهبردهای معنوی افراد نابارور در طول درمان کمک‌باروری

سیده مریم پورموسوی, فاطمه فیاض, یاسر رضاپور میرصالح, مهدی عرب‌زاده

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 80-95
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.47887

سابقه و هدف: ناباروری در چند سال اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته، به‌طوری که سازمان بهداشت جهانی در سال 2021 آن را جزو سه مشکل سلامتی دسته‌بندی کرده است. افراد در مواجهه با مسئلۀ ناباروری واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند؛ برخی تسلیم‌شدن در برابر مشکل را برمی‌گزینند، برخی دیگر به درمان خاتمه می‌دهند، برخی شیون و زاری در پیش می‌گیرند؛ بعضی از افراد نیز با توسل و توکل با مسئله کنار می‌آیند. ازاین‌رو، هدف از پژوهش حاضر استخراج راهبردهای معنوی و غیرمعنوی افراد نابارور در طول درمان کمک‌باروری بود.   

روش کار: مصاحبه‌شوندگان در مطالعۀ کیفی حاضر، طی فراخوان‌هایی در فضای مجازی و نیز با مراجعه به برخی مراکز درمانی ناباروری (مرکز مام، ابن سینا، رویان، کلینیک ناباروری بیمارستان عرفان و نیایش) در شهر تهران به‌صورت دردسترس انتخاب شدند. 32 نفر ناباروری (22 خانم و 10 آقا) که تجربۀ دست‌کم یک بار درمان کمک باروری داشتند تا اشباع داده‌ها، تحت مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه‌ها مبتنی بر استفاده از راهبردهای به‌کارگیری در حین و بعد از درمان کمک‌باروری بود. برای تحلیل داده‌ها از روش اشتراس و کوربین استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: از تحلیل داده‌ها یک کد انتخابی راهبردهای مبتنی بر معنویت و چهار کد محوری سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد (تسلیم، اجتناب، هیجانی و تصمیم‌های خرافی)، شغلی - تحصیلی (انطباق‌پذیری در شغل، ارتقای دانش شغلی و ارتقای تحصیلی)، بهبود رابطۀ زوجی (توافق، همراهی و حل مسئله) و تعالی فردی (اتصال به منبع حقیقی، بینش‌افزایی، ارتقای فضائل اخلاقی، خودمراقبتی و حذف خصائص منفی) با 16 کد باز استخراج شد.

نتیجهگیری: با توجه به یافته‌های این پژوهش دربارۀ راهبردهای افراد نابارور در حین درمان کمک‌باروری، به نظر می‌رسد که برخی از راهبردها کارآمد و برخی دیگر ناکارآمد بود. به همین دلیل نیاز است که در مسیر درمان آموزش‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری انجام گیرد. بر اساس یافته‌های این پژوهش، اتخاذ راهبردهای معنوی و اتصال به سرمنشأ هستی مسیر پرپیچ و خم درمان را تسهیل می‌کند.

ارائۀ الگوی توانمندسازی در جهت ارتقای سلامت اجتماعی و ارتباط آن با امید به زندگی زنان افغان ساکن ایران طی سال‌های 1395 ـ 1400

زهرا فاضلی, مسعود مطلبی, سید مصطفی ابطحی, علی حسن‌نیا

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 96-109
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.48487

سابقه و هدف: سلامت اجتماعی یکی از ابعاد کلیدی سلامت انسان است که نقش مهمی در کیفیت زندگی اجتماعی دارد. توانمندسازی یکی از عوامل تأثیرگذاری است که می‌تواند موجب ارتقای سلامت اجتماعی گردد. هدف این پژوهش، ارائۀ الگوی توانمندسازی در جهت ارتقای سلامت اجتماعی و ارتباط آن با امید به زندگی زنان افغان ساکن ایران بود.   

روش کار: این مطالعه با بهره‌گیری از روش پژوهش کیفی از نوع نظریۀ داده‌بنیاد و مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته با بیست نفر از زنان افغان ساکن ایران طی سال‌های 1395 ـ 1400، که توانمند و امیدوار به زندگی بودند، صورت گرفت. مصاحبه با استفاده از کدگذاری روی متن انجام شد. در این مطالعه همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: پس از اجرای مصاحبه و کدگذاری باز و محوری در مرحلۀ کیفی، نتایج پژوهش نشان‌دهندۀ 100 کد انتخابی کلی بود که عبارت است از: شرایط علّی (نحوۀ ارتباط سالم با جامعه، توانایی تعامل مؤثر با جامعه، رضایتمندی از روابط بین‌فردی و ایفای نقش در اجتماع)، شرایط مداخله‌ای (حمایت‌نشدن از طرف اجتماع، خرافات، پنهان‌کاری و نداشتن مهارت حل مسئله)، مقولۀ محوری (سلامت اجتماعی ضامن امید به زندگی)، راهبردها (اعتماد به نفس در زنان افغان، تقویت راهبردهای سازگاری، باورهای منطقی، درک متقابل، استقلال در انجام فعالیت‌ها در جامعه و امیدواری) و پیامد (امید به زندگی زنان افغان).

نتیجهگیری: یافته‌های پژوهش بیانگر این است که ارتقای سلامت اجتماعی زنان افغان در الگوی توانمندسازی آنان در ایران منوط به تحقق عوامل و مؤلفه‌هایی تحت عنوان نحوۀ ارتباط سالم با جامعه، توانایی تعامل مؤثر با افراد دیگر و محیط اجتماعی، رضایتمندی از روابط بین‌فردی، ایفای نقش و پذیرش در اجتماعِ مطالعه‌شده است. بنابراین، به جامعه‌شناسان و مددکاران اجتماعی، متخصصان حوزۀ مطالعات زنان و سیاست‌گذاران اجتماعی توصیه می‌شود با سرمایه‌گذاری در حوزۀ سلامت اجتماعی اتباع به‌ویژه زنان در جهت ایجاد جامعه و خانواده گام بردارند.

بررسی فقهی و علمی آثار تذکیة چهارپایان حلال‌گوشت

سید عباس حسینی, عبدالحسین رضائی راد, محمدرحیم حاجی حاجیکلائی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 110-122
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.45278

سابقه و هدف: از مهم‌ترین مسائلی که بیش از چهارده قرن در فقه اسلامی بر آن تأکید فراوان شده، مسئلۀ تغذیۀ حلال و پاک و از میان آنها روش بهره‌برداری از چهارپایان جهت تغذیۀ سالم و پاک است. از منظر فقهی مهم‌ترین شرط بهره‌برداری از فرآورده‌هایی مانند گوشت و پوست چهارپایان حلال‌گوشتی که مبتلا به حرمت عَرَضی نشده‌اند، تذکیۀ شرعی است. مطالعۀ حاضر با هدف شناخت آثار و فوائد تذکیه از منظر فقهی و تطبیق با یافته‌های علمی انجام شد.   

روش کار: در این نوشتار که به شیوۀ توصیفی - تحلیلی صورت گرفته است، پس از بیان احکام شرعی تذکیه، حکمت و فایدۀ تشریع این احکام از منظر علمی در حد توان بررسی شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، مهم‌ترین آثار طریقۀ شرعی تذکیۀ چهارپایان عبارت است از: خون‌گیری کامل حیوان، کاهش احساس درد و استرس، سلامت روحی و بهداشت روانی و تقویت بازار اسلامی.

نتیجهگیری: با بررسی آثار متعدد فقهی و علمی، می‌توان گفت که برخی از احکام تذکیه به جهت افزایش کیفیت گوشت، دفع ضررهای جسمانی و در جهت سلامت انسان تشریع شده و برخی دیگر به جهت دفع آثار منفی اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و روحی و روانی است که در این صورت، یافتن حکمت برخی از احکام تذکیه، به استفاده از ابزار آزمایشگاهی و علمی منحصر نمی‌شود.

تحلیل فقهی شخصیت جسمی جنین در زایمان مناسبتی

اعظم نظری, حسین صابری, حمید مسجدسرائی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 1 (2026), 24 مهٔ 2026, صفحه 123-136
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i1.45841

سابقه و هدف: گاه والدین تمایل دارند که تولد فرزندشان در تاریخ خاصی ثبت شود؛ به همین منظور بدون وجود دلیل پزشکی موجه، تقاضای زایمان زودهنگام را دارند که از نظر علم پزشکی دخالت در تاریخ زایمان، عوارض و مخاطراتی را برای جنین به همراه دارد. پرسش پژوهش این است که آیا می‌توان برای انجام زایمان مناسبتی با دخالت در زمان وقوع زایمان، حیات و سلامتی جنین را به مخاطره انداخت؟   

روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی است. در این مطالعه برای استخراج و تدوین مطالب از آیات و روایات بهره گرفته شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: تغییر تاریخ زایمان به‌منظور هم‌زمانی با مناسبت‌های خاص، می‌تواند حق حیات و حق سلامتی جنین را به‌شدت به مخاطره بیندازد و پیامدهای جدی برای سلامتی او به دنبال داشته باشد.

نتیجهگیری: مطالعات و بررسی‌های علمی حاکی از این است که تغییر عمدی تاریخ زایمان می‌تواند خطرات جدی و بالقوه‌ای برای سلامت و حیات جنین به همراه داشته باشد. والدین با انتخاب دلخواه زمان تولد، حق ندارند سلامت جسمی جنین را به مخاطره اندازند. بنابراین، تغییر تاریخ زایمان به منظور هم‌زمانی با مناسبت‌های خاص با اصول پزشکی و فقهی سازگار نیست.

مقالۀ مروری


سابقه و هدف: با توجه به اینکه افزایش جمعیت و فرزندآوری در سبک زندگی دینی نیاز به الگویی شایسته دارد و کامل‌ترین الگو برای ما در این زمینه کتاب آسمانی قرآن کریم است؛ این مطالعه با هدف تطبیق آیات قرآن کریم در زمینۀ جمعیت و فرزندآوری با دانش روز بهداشت باروری در قالب مطالعه‌ای مروری انجام شد.   

روش کار: این مطالعۀ مروری با جست‌وجو در قرآن کریم و پایگاه‌های معتبر داخل کشور مانند پایگاه سخنرانی مذهبی، دانشنامۀ اسلامی، تدبر در قرآن، پایگاه جامع قرآن، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، بنیاد قرآن و عترت، پارس قرآن، شهر قرآن، درس‌هایی از قرآن، پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن و دانشنامۀ اینترنتی قرآن انجام شد. دو پژوهشگر مستقل جست‌وجو را با کلیدواژه‌های فارسی و عربی قرآن، سوره، آیه، جمعیت، فرزندآوری، ازدواج، تکامل جنین، سقط، بارداری، زایمان، وضع حمل، شیردهی و آمیزش بدون محدودیت زمانی تا 14 آبان 1403 انجام دادند. همچنین، دو پژوهشگر به‌طور مستقل نام آیات، شمارۀ آیه، متن عربی و فارسی آیات و پیام آیات را بررسی کردند و دسته‌بندی موضوعی بر اساس پیام‌های آیات در حوزۀ جمعیت و فرزندآوری انجام شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: تقسیم‌بندی موضوعی آیات سوره‌های مرتبط در شش حوزۀ ازدواج، فرزندآوری، آمادگی قبل از آمیزش و انعقاد نطفه، مراحل تکامل جنین، دوران شیردهی و سقط انجام شد. برخی از آیات به‌سبب پیام‌های آیه در بیش از یک حوزه قرار گرفتند. بر اساس نتایج پژوهش، پرتکرارترین آیات در حوزۀ ازدواج و فرزندآوری بود.

نتیجهگیری: در آیات قرآن توجه زیادی به جمعیت و فرزندآوری شده است. تمام مطالبی که در قرآن در حوزۀ جمعیت و فرزندآوری به آن اشاره شده، علم روز دنیا در حوزۀ بهداشت باروری آنها را اثبات کرده است که این نشان‌دهندۀ جامع و کامل بودن کتاب قرآن و همچنین علم مطلق خداوند است.

سابقه و هدف: سلامت معنوی یکی از اجزای اساسی سلامت جامع‌نگر محسوب می‌شود. سلامت معنوی صرفاً پدیده‌ای ذهنی نیست و تحقق آن مستلزم بروز رفتارهای صحیح است. هدف این پژوهش تبیین «نظر کردن به زن در شُرف خواستگاری» به‌عنوان رفتاری پایه‌ای در تأسیس سلامت معنوی فرد و جامعه و همچنین بررسی مبانی نظری آن در دیدگاه امامیه بود. علاوه‌براین، حساسیت بنیان سلامت معنوی نسبت به دستورهای اسلامی نیز واکاوی شد.   

روش کار: این پژوهش از نوع کتابخانه‌ای و روش توصیفی - تحلیلی است. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از قوانین و آموزه‌های فقهی اسلام مسئلۀ «نظر به زن در فرایند خواستگاری»؛ که غالباً تجربۀ ‌دینی تکرارناپذیر و دغدغۀ بسیاری از متدینین در حوزۀ سلامت معنوی است، بررسی شود. در ضمن برای جست‌وجوی نظر دانشمندان فقه، از نرم‌افزارهای نور نیز کمک گرفته شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: سلامت معنوی با تعریف جامع مشتمل بر ابعاد چهارگانۀ ارتباط فرافردی، درون‌فردی، میان‌فردی و برون‌فردی و از منظر اسلام، مستلزم عمل به احکام فقهی است. خواستگاری نقطۀ آغاز تشکیل بنیان خانواده و عاملی در جهت تقویت سلامت معنوی است که حساسیت ویژه‌ای دارد. تمامی فقها در این امر اتفاق نظر دارند که احکام نگاه به زن در مرحلۀ خواستگاری، متفاوت از نگاه به زن نامحرم است و برخی نگاه‌های حرام در حالت عادی، در این شرایط جایز شمرده می‌شود؛ اختلاف ‌نظر موجود صرفاً در قلمرو شمول این حکم است. روایات مربوط به نگاه به زنِ خواستگاری‌شده در شش دستۀ موضوعی طبقه‌بندی شده که دسته‌ای حاوی اطلاق و دسته‌ای دیگر مشتمل بر قیود خاص است. در این پژوهش، تعارضات بین این روایات بررسی و رفع شد و در نهایت، رفتار صحیح شرعی در خصوص نگاه‌کردن به زن خواستگاری‌شده در چارچوب سلامت معنوی تبیین گردید.

نتیجهگیری: تحقق مسیر رشد و سعادت، مستلزم بازتعریف و اجرای برنامه‌های عملی اسلام در حوزۀ سلامت معنوی است. این امر برنامه‌ریزی برای مبانی نظری سلامت را می‌طلبد که بر فهم صحیح و به‌کاربستن این مبانی در زندگی روزمره استوار است تا دستیابی به سعادت و سلامت معنوی میسر گردد. دیدگاه اسلامی در این مسئله، رویکردی متوازن ارائه می‌دهد و راهکار آن، تسهیل مسیر نیل به سعادت معنوی است.