مقالۀ پژوهشی


بررسی اثر ذهن‌آگاهی معنوی بر استرس ادراک‌شده و کیفیت زندگی در زنان

علی مسعودی مقدم, رسول قاسمی, سمیرا دانیالی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.44011

سابقه و هدف: استرس ادراک‌شده و کیفیت زندگی بر سلامت روان و جسم تأثیر می‌گذارند. ذهن‌آگاهی می‌تواند استرس را کاهش دهد و کیفیت زندگی را بهبود بخشد. پژوهش‌های پیشین فواید ذهن‌آگاهی را در جمعیت‌های مختلف نشان داده است، اما مطالعات کمی به عوامل استرس‌زای منحصربه‌فردی که زنان متأهل در ایجاد تعادل بین نقش‌های خانوادگی و اجتماعی با آن مواجه هستند، پرداخته‌ است. در این مطالعه تأثیرات یک برنامۀ ۴۰ روزۀ ذهن‌آگاهی معنوی بر استرس ادراک‌شده و ابعاد مختلف کیفیت زندگی در زنان متأهل ارزیابی شد.   

روش کار: این پژوهش از نوع آزمایشی با استفاده از روش پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. صد زن متأهل ۲۰ تا ۴۵ ساله در تهران، به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله (50n=) و کنترل (50n=) قرار گرفتند. گروه مداخله ۴۰ روز سخنرانی برخط و جلسات مراقبۀ عملی را به پایان رساندند ولی گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. ارزیابی‌های قبل و بعد از مداخله با استفاده از مقیاس استرس ادراک‌شده (PSS) و پرسش‌نامۀ 36SF- بود. متون این ذهن‌آگاهی از سکوت ذهن، رهاسازی از افکار، سکون، آرامش، مراقبۀ نوری و صلح با خویشتن تشکیل شده است. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ذهن‌آگاهی معنوی می‌تواند بهبود قابل‌توجه و معناداری در هر هشت زیرمقیاس 36SF- ایجاد کند و نیز نتایج آنکوا نشان‌دهندۀ کاهش قابل‌توجه استرس درک‌شده در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل (52/6F= و 050P=) بود.

نتیجهگیری: برنامۀ ۴۰ روزۀ ذهن‌آگاهی معنوی به‌طور مؤثری استرس ادراک‌شده را کاهش و جنبه‌های جسمی، روانی و اجتماعی کیفیت زندگی را در زنان متأهل افزایش داد. این یافته از فنون ذهن‌آگاهی معنوی به‌عنوان راهبردی مؤثر برای مقابله با استرس و افزایش کیفیت زندگی حمایت می‌کند. به‌طور کلی، یافته‌های این مطالعه می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای راهبرد‌هایی با هدف بهبود سلامت روانی و جسمی زنان متأهل از طریق فنون ذهن‌آگاهی باشد.

سابقه و هدف: بهزیستی را می‌توان داشتن یک زندگی خوب توصیف کرد؛ این یکی از مزایایی است که گردشگران وقتی نیاز به رشد شخصی را از طریق سفرهای هدفمند برآورده می‌کنند، از آن برخوردار می‌شوند. مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و گردشگری معنوی، فرصت‌هایی را برای افزایش بهزیستی، عمدتاً از طریق آرام‌کردن اضطراب و پریشانی و برآوردن نیازهای ذهنی شرکت‌کنندگان فراهم می‌کند. هدف این مطالعه پاسخگویی به این پرسش بوده است که بهزیستی روانی، اجتماعی و معنوی چه تأثیری بر تاب‌آوری گردشگران جوان دارد؟   

روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بر اساس روش جمع‌آوری داده توصیفی - پیمایشی است. جامعۀ آماری تمامی گردشگران شهر شیراز بودند که در دامنۀ سنی 15 تا 29 قرار داشتند و در تابستان سال 1402 در زمان جمع‌آوری اطلاعات در شهر شیراز حضور داشتند. حجم نمونۀ آماری بر اساس جدول لین، با سطح معناداری 95%، 384 نفر برآورد شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلف مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌ است.

یافتهها: نتایج نشان می‌دهد که بین بهزیستی اجتماعی و تاب‌آوری گردشگران جوان رابطۀ معنی‌داری وجود داشت. علاوه‌براین، بین بهزیستی معنوی و تاب‌آوری و همچنین بین بهزیستی روانی و تاب‌آوری رابطه وجود داشت و با افزایش میزان بهزیستی روانی، تاب‌آوری گردشگران جوان افزایش یافت.

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده، با توجه به مشکلات عدیده‌ای که وجود دارد و تهدیداتی که زندگی جوانان را در معرض خطرات متعدد قرار می‌دهد، می‌توان با برنامه­ریزی در جهت افزایش تاب‌آوری جوانان گام برداشت و در این میان فراهم‌آوردن زمینۀ بهزیستی جوانان از طریق گردشگری، تأثیر قابل توجهی دارد که امروزه کمتر به آن پرداخته می‌شود.

مدیریت سوگ و داغ‌دیدگی مادران فرزند فوت‌شده در اثر سرطان با رویکرد آموزه‌های قرآن

فاطمه قاسمی آتنی, منوچهر پهلوان, ماجده قلی‌پور

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 31-47
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.45617

سابقه و هدف: فقدان محبوب تنش‌زاترين واقعه‌اي است که هر فرد مي‌تواند در زندگي خود تجربه کند. سخت‌ترين و دردناک‌ترين تجربۀ داغ‌ديدگي، از دست دادن فرزند است که سوگي بي‌مانند محسوب می‌شود که از انواع ديگر سوگ شديدتر است و منجر به ايجاد نشانه‌هاي جدي‌تري مي‌شود که مدت بيشتري نيز باقي مي‌ماند. پژوهشگران در مطالعۀ حاضر به‌ دنبال پاسخ به این سؤال بوده‌اند که چه شرایط و زمینه‌هایی موجب مدیریت سوگ و داغ‌دیدگی مادران فرزند فوت‌شده در اثر سرطان بر اساس آموزه‌های قرآن می‌شود؟   

روش کار: روش پژوهش حاضر‌ نظریۀ زمینه‌ای از نوع کیفی بود. جامعۀ آماری این پژوهش تمامی مادران فرزند فوت‌شده در اثر ابتلا به سرطان در شهر ساری بود که از میان آنان ‌21 نفر به‌روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و بر اساس اصل اشباع و مصاحبۀ عمیق و نیمه‌ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل مصاحبه‌های انجام‌شده از روش تحلیل نظام‌مند اشتراوس و كوربين و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد که ‌56 کد از میان 387 مفهوم شناسایی شد. درنهایت، ‌56 کد اولیه در قالب ‌10 مقولۀ ذیل  استخراج گردید: اعتقاد به آزمایش الهی، اعتقاد به مالکیت خداوند، نگرش مثبت به زندگی، بینش صحیح به مرگ، ایجاد انگیزه، اجتناب‌ناپذیری مرگ، حفظ تعادل روانی، تقویت ایمان و باورهای مذهبی، آرامش‌آموزی و آموزش غلبه بر اضطراب.

نتیجهگیری: دین و معنویت به افراد کمک می‌کند تا با ناملایمات بیرونی و درونی بهتر مقابله کنند. عمل به باورهای دینی و معناجویی عوامل مهمی در فرایند غم و اندوه هستند و می‌توانند از فرد داغ‌دیده در نحوۀ مواجهه با سوگ و استرس‌ها محافظت کند.

پیش‌‏بینی بی‏‌ثباتی ازدواج بر مبنای کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی، الگوی ارتباطی و همدم‌طلبی/ دوری‌گزینی در زوجین

شهاب‏‌الدین عبدالهی, غلامرضا ثناگوی محرر, سیده بهاره میرفتحی بازکیائی, مهدیه محمدی گیسکی, نرگس خاتون رحیمی, مجتبی علیزاده, مهدیس گالشی علی‌‏آبادی, مریم طارق طیب

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 48-61
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.43823

سابقه و هدف: پایداری ازدواج از مهم‌ترین نشان‌دهنده‌های عملکرد مطلوب خانواده و زندگی زناشویی تلقی می‌شود و بی‏ثباتی ازدواج تأثیرات مخرب بی‌شماری بر سلامت روان‌شناختی هر یک از زوجین دارد. ازاین‌رو، این پژوهش با هدف بررسی نقش پیش‌بینی‌کنندگی کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی، الگوی ارتباطی و همدم‌طلبی/ دوری‌گزینی با بی‌ثباتی ازدواج در زوجین انجام شد.   

روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان متأهل ساکن در خوابگاه‌های متأهلی دانشگاه تهران در سال 1402 بودند که 360 نفر از آنان به‌‌روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسش‌نامه‌های بی‌ثباتی ازدواج، کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی، الگوی ارتباطی و همدم‌طلبی/ دوری‌گزینی را تکمیل کردند. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانۀ گام‌به‌گام استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد بین همدم‌طلبی (16/0-=r)، کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی (31/0-=r) و الگوی ارتباطی (48/0-=r) با بی‌ثباتی ازدواج همبستگی منفی و معنادار و بین دوری‌گزینی (32/0=r) با بی‌ثباتی ازدواج همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین، تحلیل رگرسیون آشکار کرد که 56% از واریانس بی‌ثباتی ازدواج بر مبنای متغیّرهای کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی، الگوی ارتباطی و دوری‌گزینی قابل تبیین است.

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، هرچه زوجین کمال‌گرایی معنوی/ مذهبی منسجم‌تری داشته باشند و توانایی آنان در برقراری ارتباط و همدم‌طلبی بالاتر باشد، زندگی مشترکشان از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود.

سابقه و هدف: با افزایش طول عمر افراد، اهمیت رفتارهای ارتقادهندۀ سلامت با در نظر گرفتن حفظ عملکرد افراد و بالا رفتن کیفیت زندگی آنان، به‏طور مستمر بیشتر نمایان می‏شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جهت‌گیری مذهبی و سرمایۀ روان‌شناختی در پیش‌بینی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دانشجویان انجام گرفت.   

روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان دورۀ کارشناسی ارشد دانشکدۀ روان‏شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال 03- 1402 بودند که از میان آنان با روش نمونه‌گیری دردسترس تعداد 150 نفر انتخاب شدند. گردآوری داده‏ها با پرسش‌نامۀ جهت‌گیری مذهبی (آلپورت و راس)، پرسش‌نامۀ سرمایۀ روان‌شناختی (لوتانز) و پرسش‌نامۀ کیفیت زندگی - فرم کوتاه (وار و همکاران) انجام شد. برای تحلیل داده‏ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی با نرم‏افزار آماری SPSS نسخۀ 26 استفاده شد. سطح معناداری نیز 05/0 در نظر گرفته شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد به‌ترتیب بین جهت‌گیری مذهبی درونی (48/0=r و 015/0>P) و جهت‌گیری مذهبی بیرونی (28/0=r و 034/0>P) با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در افراد نمونه همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت. این رابطه بین نمرۀ کل سرمایۀ روان‌شناختی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در دانشجویان، مثبت و معنادار بود (63/0=r و 004/0>P). نتایج رگرسیون نیز حاکی از این بود که به‌ترتیب جهت‌گیری مذهبی %26 و سرمایۀ روان‏شناختی 31% از واریانس کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را تبیین کرده‏اند.  

نتیجهگیری: سرمایۀ روان‌شناختی و جهت‌گیری مذهبی نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دانشجویان دارند. بنابراین، سیاست‌گذاران حوزۀ سلامت و درمانگران لازم است به این موضوع توجه ویژه‏ای داشته باشند.

طراحی و تولید پارچۀ مشکی با قابلیت دفع انرژی گرمایی نور خورشید

علی خدیوی, بهزاد عابدی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 75-87
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.44396

سابقه و هدف: پژوهش­های علمی برای تولید پارچه­های جدید با قابلیتهای خاص از مدتها پیش شروع شده است و امروزه با پیشرفت فنّاوری پارچه­های هوشمند تولید میشود. هدف از مطالعۀ حاضر طراحی و تولید آزمایشگاهی پارچۀ مشکی با قابلیت دفع انرژی گرمایی نور خورشید بود.   

روش کار: این پژوهش از نوع آزمایشگاهی بود. در این مطالعه، دو نوع پارچۀ مشکی 100% پشمی ساخت ایران به اندازۀ 5/0 در 5/0 متر به‌عنوان پارچۀ نمونه تهیه شد. پس از قرارگرفتن میکروکره‌های شیشه‌ای توخالی روی پارچه، آزمایش‌ها در اتمسفر هوا با نرخ گرمایش 10 درجۀ سانتی‌گراد در دقیقه تا حداکثر دمای 700 درجۀ سانتی‌گراد انجام شد. نمونه‌ها روی صفحۀ داغ با دمای سطح 50 درجۀ سانتیگراد قرار گرفت و در فواصل زمانی مختلف تابش حرارتی پارچه‌ها با حالت اولیه با استفاده از تصاویر حرارتی مقایسه شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌‌اند.

یافتهها: در مطالعۀ حاضر چهار گروه نمونه بررسی شد که شامل پارچۀ معمولی بدون میکروکره‌های شیشه‌ای توخالی و پارچه با 5%، 15% و 25% میکروکره­های شیشه‌ای توخالی بود. مقادیر مقاومت حرارتی نشان داد که پارچۀ معمولی دارای 87/0، پارچه با 5% میکروکره­های شیشه‌ای توخالی دارای 05/1، پارچه با 15% میکروکره­های شیشه‌ای توخالی دارای 18/1 و پارچه با 25% میکروکره­های شیشه‌ای توخالی دارای مقاومت حرارتی 52/1 بودند. از طرف دیگر مقدار P نشان می­دهد که احتمال اینکه تفاوت مشاهده‌شده بین گروه‌ها تصادفی باشد، بسیار ناچیز است. علاوه‌براین، نتایج نشان داد که افزایش میکروکره­های شیشه‌ای توخالی موجب افزایش مقاومت حرارتی ‌شد. درنهایت افزودن میکروکره­های شیشه‌ای توخالی به پارچه در هر سه سطح (5%، 15% و 25%) مقاومت حرارتی را افزایش داد و بیشترین افزایش مربوط به میکروکره­های شیشه‌ای توخالی 25% بود. بر اساس آزمون آماری، این تفاوت‌ها به‌طور آماری معنی‌دار است (05/0P<).

نتیجهگیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که پوشش نانوذرات رنگدانه روی میکروکره‌های شیشه‌ای توخالی منجر به یک مادۀ مرکب هسته - پوسته می‌شود که به دفع اشعه‌های خورشیدی و جذب‌نشدن آن روی پارچه کمک می­کند. ازاین‌رو، توسعۀ میکروکره­های شیشه‌ای توخالی و بررسی خواص نوری آنها بسیار ارزشمند است.

مقایسۀ اثربخشی درمان چندبُعدی معنوی ‌خداسو با رویکرد اسلامی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ایمن‌سازی بر سبک ‌زندگی و اختلال خواب مادران کودکان مبتلا به اوتیسم

عارفه حسنوند, احمد میرگل, عصمت سوادی, نرگس میرانی سرگزی, آزیتا باقری, علی دوانی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 88-106
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.47004

سابقه و هدف: مادران دارای کودکان طیف اوتیسم روزانه با مشکلات روانی و اجتماعی زیادی روبه‌رو هستند که سبک‌ زندگی و خواب آنان را دچار اختلال کرده و اندک پژوهشی به بررسی این مهم پرداخته است. بنابراین، هدف از این مطالعه مقایسۀ اثربخشی درمان چندبُعدی معنوی‌ خداسو با رویکرد اسلامی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ایمن‌سازی بر سبک ‌زندگی و اختلال خواب مادران کودکان مبتلا به اوتیسم بود.   

روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری تمامی مادران کودکان مبتلا به اوتیسم شهرهای شیراز و زاهدان در سال 1403 بودند که از میان آنان 60 نفر به‌روش نمونه­گیری دردسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه مداخله و یک گروه گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ استاندارد اختلالات خواب لینچ و همکاران و پرسش‌نامۀ سبک‌ زندگی لعلی و همکاران استفاده شد. گروه ­مداخلۀ اول، درمان چندبُعدی معنوی خداسو را طی 12 و گروه مداخلۀ دوم، شناخت‌درمانی مبتنی بر ایمن‌سازی را طی 10 جلسۀ 90 دقیقه­ای (هر هفته دو جلسه) به‌صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌فزار SPSS نسخۀ 26 و آزمون کوواریانس، واریانس و آزمون تی انجام شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج حاکی از این است که بین گروه مداخلۀ درمان چندبُعدی معنوی خداسو با رویکرد اسلامی، گروه مداخلۀ شناخت‌درمانی مبتنی بر ایمن‌سازی و گروه کنترل در پس‌آزمون متغیّر سبک ‌زندگی (000/0P= و 07/10F=) و اختلالات خواب (005/0P= و 81/5F=) تفاوت معنی‌داری وجود داشت. همچنین اندازۀ اثر برای متغیّر سبک ‌زندگی و اختلالات خواب در دو گروه مداخلۀ اول و دوم و گروه کنترل به‌ترتیب  82% و 9/63% بود.

نتیجهگیری: یافته‌های مطالعۀ حاضر نشان داد گروه درمان چندبُعدی معنوی خداسو با رویکرد اسلامی نسبت به شناخت‌درمانی مبتنی بر ایمن‌سازی تأثیر بیشتری بر سبک ‌زندگی و اختلالات خواب مادران دارای کودک اوتیسم داشت؛ بنابراین می­توان از آن به‌عنوان روشی مؤثر بهره برد.

سابقه و هدف: در کنار تأکید آموزه‌های دینی بر حفظ حقوق حیوانات و رعایت احکام ویژه­ای که در فقه اسلام دربارۀ ذبح حیوان پیش‌بینی شده است، امروزه بیهوش‌کردن حیوان به‌منظور ذبح آن به‌عنوان شیوه‌ای جدید در بسیاری از کشورها رواج یافته است. با توجه به نوظهور بودن این موضوع، این سؤال مطرح می‌شود که آیا از دیدگاه فقهی، ذبح با استفاده از روش‌های بیهوشی جایز است یا خیر و تأثیر نوع ذبح بر سلامت انسان در حکم فقهی مؤثر است؟   

روش کار: این پژوهش با روشی توصیفی - تحلیلی به بررسی موضوع حاضر پرداخته است. برای گردآوری داده‌ها از منابع معتبر کتابخانه‌ای مانند کتب فقهی و حقوقی و نیز برخی مقالات علمی نمایه‌شده در پایگاه‌های معتبر استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده مبتنی بر پرسش تحقیق و در جهت اهداف تحقیق صورت گرفته است. مؤلفان مقاله تضاد منافعی دربارۀ این پژوهش گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نمی‌توان به‌طور مطلق حکم کرد که ببیهوش‌کردن حیوان قبل از ذبح جایز است یا جایز نیست؛ بلکه حکم آن با توجه به روش بیهوشی متغیّر است. یکی از نکات مهم این است که بررسی این حکم بدون استفاده از مطالعات دامپزشکی و تبیین آثار بیهوشی بر حیوان و گوشت آن پس از ذبح امکان‌پذیر نخواهد بود.

نتیجهگیری: اگر استفاده از ابزار و روش بیهوشی منجر به مرگ حیوان شود و حکم میته را پیدا کند، قطعاً جایز نیست و در غیر این صورت، با توجه به آزار حیوان و ضرر و صدمات واردشده بر گوشت و صدمه به سلامت انسان به واسطۀ بیهوشی، باید این عمل را مکروه و اباحه به معنای عام دانست.

مقالۀ مروری


ارزیابی عامل‌های محتوایی درمان‌بخش نماز در اسلام

فاتح سهرابی, عباس مسجدی آرانی, امیر‌سام کیانی‌مقدم, مرتضی عبدالجباری, جعفر سارانی یازتپه

پژوهش در دین و سلامت , دوره 11 شماره 4 (2025), 7 دی 2026, صفحه 123-136
https://doi.org/10.22037/jrrh.v11i4.43984

سابقه و هدف: نماز یکی از مهم‌ترین الگوهای فرهنگی در جامعۀ اسلامی و دومین رکن آن است و از آنجایی که امروزه تأکید بیشتری بر بافت‌های فرهنگی در حیطۀ روان‌درمانی می‌شود و توصیه شده است که مسائل فرهنگی با روان‌درمانی‌ها تلفیق شود، به همین دلیل هدف این مطالعه بررسی و شناسایی عوامل محتوایی بود که در نماز می‌توانند اثربخش باشند و بینش و قضاوت فرد را دربارۀ مشکلات و مسائل مربوط به سلامت ‌روان تحت تأثیر قرار دهند.   

روش کار: این مطالعه با رویکرد توصیفی - تحلیلی و به روش کتابخانه‌ای انجام شد. در این زمینه، ابتدا مفاهیم و اعمال مرتبط با نماز تعریف و سپس با بهره‌گیری از تعاریف علمی و چارچوب‌های روان‌شناختی به تبیین آن پرداخته شد. درنهایت، با استفاده از یافته‌های پژوهش‌های مرتبط، نتایج حاصل از مفاهیمِ استخراج‌شده بررسی شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی دربارۀ این پژوهش گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد که بعضی از زمینه‌های محتوایی مانند پذیرش، صبر، تقویت اراده، شفقت و مواجهه در نماز وجود دارند. این عوامل از جمله اموری هستند که در خلال نماز توصیه و تعریف شده و فرد برای اهتمام بیشتر بر آنها ترغیب شده است.

نتیجهگیری: در جهت توسعه و اهمیت بیشتر درمان‌های مبتنی بر فرهنگ، به نظر می‌رسد می‌توان از نماز به‌عنوان الگویی اثربخش در زمینۀ مشکلات روان‌شناختی با توجه به عامل‌های ذکرشده استفاده کرد.

سابقه و هدف: دین به‌ویژه در آموزه‌های اسلامی، دستورهایی ارائه می‌دهد که نه‌تنها مختص عبادت است، بلکه تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و سلامت اجتماعی افراد دارند. دین نظامی از باورها و ارزش‌ها است که می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر رفتارها، نگرش‌ها و سبک زندگی افراد در زمینۀ سلامت داشته باشد. مقالۀ حاضر به بررسی رابطۀ دین و سلامت از منظر دلالت‌های تضمنی آیات الاحکام ‌پرداخته و نقش آنها را در ارتقای کیفیت زندگی فردی و اجتماعی تحلیل کرده است.   

روش کار: این پژوهش به شکل کتابخانه‌ای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است. در این زمینه، از آیات قرآنی، تفاسیر و کتب مرجع اهل تسنن و شیعه استفاده شده و همچنین به جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی مانند مگیران و نورمگز پرداخته شده است تا معانی مختلف آیات الاحکام و کاربردهای آن بررسی و این معانی در متن کلام الله تحلیل شود. مؤلفان مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی دربارۀ این پژوهش گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: با تمرکز بر موضوعاتی مانند حجاب، اطعمه و اشربه، نکاح و صوم، این مقاله نشان داده است که چگونه دلالت‌های تضمنی آیات امر و نهی می‌توانند به تقویت سلامت فردی و اجتماعی کمک کنند؛ حجاب به حفظ سلامت اجتماعی زنان کمک می‌کند، درحالی‌که روشن‌سازی اصول خوردن غذاهای حلال بر تأمین سلامت جسمی تأکید دارد. نکاح نیز به ایجاد خانواده‌های سالم و روابط مستحکم عاطفی منجر می‌شود که خود عاملی برای تربیت نسل‌های آینده و تقویت سلامت اجتماعی است. همچنین، روزه‌داری نه‌تنها موجب پاک‌سازی جسم می‌شود، بلکه به ایجاد نظم و انضباط در زندگی افراد کمک می‌کند.

نتیجهگیری: استفاده از دلالت‌های تضمنی آیات الاحکام می‌تواند فهم عمیق‌تری از ارتباط دین و سلامت فراهم کند و به ایجاد جوامعی سالم‌تر و متعالی‌تر منجر شود. بدین ترتیب، این مقاله پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آینده در جهت تعمیق ارتباطات بین دین و سلامت داده است.