مقالۀ پژوهشی


سابقه و هدف: تاب‌آوری توانایی انسان در سازگاری با تعارضات اجتماعی و رویدادهای استرس‌زای زندگی است و در زندگی دانشجویی از اهمیت بسیاری برخوردار است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف الگویابی ساختاری تأثیر ذهن‌آگاهی و امید به زندگی بر تاب‌آوری با نقش میانجی باورهای دینی در میان دانشجویان انجام شده است.   

روش کار: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، توصیفی - همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا در ترم بهمن سال 02-1401 به تعداد 550 نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه­ای، 225 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل چهار پرسش‌نامۀ ذهن‌آگاهی (بیر، اسمیت و آلن)، امید به زندگی (اشنایدر و همکاران)، تاب­آوری (کانر و دیویدسون) و باورهای دینی (نجفی) بود. به‌منظور تحلیل داده­ها، از نرم‌افزارهای آماری  SPSSنسخۀ 28 و PLS3 در سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده­اند.

یافتهها: نتایج نشان می‌دهد که بین ذهن‌آگاهی با تاب‌آوری (219/0=β)، امید به زندگی با تاب‌آوری (551/0=β) و ذهن‌آگاهی با باورهای دینی رابطۀ مستقیم معنی­داری وجود داشت (339/0=β)؛ ولی بین باورهای دینی با تاب­آوری (096/0=β) و بین امید به زندگی با باورهای دینی رابطۀ مستقیم معنی­داری وجود نداشت (124/0=β). علاوه‌براین، بین ذهن‌آگاهی با تاب‌آوری دانشجویان با نقش میانجی باورهای دینی (033/0=β) و نیز بین امید به زندگی با تاب­آوری دانشجویان با نقش میانجی باورهای دینی رابطۀ غیرمستقیمی وجود نداشت (012/0-=β).

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های به‌دست‌آمده پیشنهاد می‌گردد با برگزاری کارگاه‌های آموزشی زمینۀ بهبود ذهن‌آگاهی، امید به زندگی و باورهای دینی در میان دانشجویان فراهم شود؛ زیرا بهبود این متغیّرها، افزایش تاب‌آوری را به دنبال خواهد داشت.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تأکید بر ارزش‌های مشترک معنوی بر کاهش تعارض زناشویی و طلاق عاطفی زنان در معرض طلاق

ناهیده نادری مقدم, فهیمه خالقی, سیده سارا صدیقی, سعیده جباری, امیر پناه علی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 17-29
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.42967

سابقه و هدف: با افزایش نرخ طلاق در ایران، نیاز به مداخلات درمانی مؤثر برای کاهش تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی احساس می‌شود. ازاین‌رو، مطالعۀ حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) با تأکید بر ارزش‌های مشترک معنوی بر کاهش تعارض زناشویی و طلاق عاطفی زنان در معرض طلاق انجام شد.   

روش کار: این مطالعۀ نیمه‌تجربی در نیمۀ دوم سال ۱۴۰۰ انجام شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس، ۲۰ نفر از شرکت‌کنندگان در مراکز مشاورۀ خانوادۀ شهر زنجان انتخاب شدند که به‌صورت تصادفی در دو گروه ۱۰ نفره (مداخله و کنترل) قرار گرفتند. گروه مداخله 10 جلسۀ ۶۰ دقیقه‌ای (دو بار در هفته به‌مدت پنج هفته) درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تأکید بر ارزش‌های مشترک معنوی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت و هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد (پس از پایان مطالعه، مداخله برای گروه کنترل ارائه شد). برای سنجش نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون از پرسش‌نامۀ تعارض زناشویی (براتی و سنایی) و مقیاس طلاق عاطفی (گاتمن) استفاده شد. برای مقایسۀ میانگین نمرات تعارض زناشویی و طلاق عاطفی بین گروه درمان و کنترل از آزمون تی مستقل در نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۴ استفاده شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تأکید بر ارزش‌های مشترک معنوی در کاهش نمرات تعارض زناشویی و طلاق عاطفی در گروه درمان نسبت به گروه کنترل مؤثرتر بود. میانگین نمرات تعارض زناشویی از ۱۷۲/۵۰±۱۸/۲۳ به ۱۴۷/۲۵±۱۵/۶۸ در گروه درمان کاهش معنی‌دار داشت (001/0P< و 85/0d=)، در حالی که گروه کنترل تغییر معنی‌داری نشان نداد. علاوه‌براین، میانگین نمرۀ طلاق عاطفی زنان از ۳۵/۲±۱۶ به ۱/۹۳±۱۲ در گروه درمان کاهش یافت (001/0P< و 82/0d=)، در حالی که گروه کنترل مجدداً تغییر معنی‌داری نشان نداد.

نتیجهگیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تأکید بر ارزش‌های مشترک معنوی به‌عنوان رویکرد روان‌درمانی مؤثر، می‌تواند تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی را در زنان در معرض خطر طلاق کاهش دهد.

سابقه و هدف: افکار خودکشی از نوجوانی شروع می‌شود و در صورت ‌مداخله‌نکردن، به خودکشی منجر می‌شود. سرمایۀ روا‌ن‌شناختی از متغیّرهای مهم در این امر است که می‌توان با آموزش‌های روان‌شناختی آن را بهبود بخشید. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت‌نگری بر اساس آموزه‌های دینی بر مؤلفه‌های سرمایۀ روان‌شناختی (خودکارآمدی، خوش‌بینی، امیدواری و تاب‌آوری) در دانش‌آموزان دختر دارای افکار خودکشی انجام شد.   

روش کار: این پژوهش کاربردی و از نظر روش، نیمه‌آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری تمامی دانش‌آموزان دختر دورۀ متوسطۀ دوم شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 04-1403 بودند. نمونۀ‌ آماری شامل 30 نفر بود که از میان چهار مدرسه از کل مدارس دخترانۀ متوسطۀ دوم به‌روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار داده شدند. همۀ شرکت‌کنندگان پرسش‌نامۀ افکار خودکشی بک و همکاران را برای غربالگری و پرسش‌نامۀ سرمایۀ روان‌شناختی مک‌گی را به‌عنوان پیش‌آزمون تکمیل کردند. آزمودنی‌های گروه آزمایش مداخلۀ مثبت‌نگری بر اساس آموزه‌های دینی ملکی و گلندوز و سرداری را به‌مدت 10 جلسۀ 90 دقیقه‌ای، به‌صورت یک جلسه در هفته دریافت کردند. پس از پایان مداخله، اعضای گروه‌های آزمایش و گواه پرسش‌نامه سرمایۀ روان‌شناختی را به‌عنوان پس‌آزمون تکمیل کردند. داده‌های پژوهش با استفاده از شاخص‌های آمار استنباطی شامل تحلیل کوواریانس چندمتغیّری و تک‌متغیّر به دست آمد و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 26 تجزیه ‌و تحلیل شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد آموزش مثبت­نگری بر اساس آموزه­های دینی بر مؤلفه‌های سرمایۀ روان‌شناختی تأثیر معناداری داشت (01/0>P). در سرمایۀ­ روان‌شناختی 65% از نمرات خودکارآمدی، 84% از نمرات امیدواری، 80% از نمرات تاب­آوری و 89% از نمرات خوش‌بینی تحت تأثیر آموزش مثبت‌نگری بر اساس آموزه­های دینی قرار داشت (01/0 >P).

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، آموزش مثبت‌نگری بر اساس آموزه‌های دینی مداخله‌ای کارآمد برای بهبود سرمایۀ روان‌شناختی نوجوانان دختر است.

اثربخشی هنردرمانی مبتنی بر رویکرد اسلامی بر شاخص‌های افسرده‌خویی در مبتلایان به دیس‌تایمی

الناز عزیزی, عفت ‏السادات افضل توسی, حمید رضائیان فرجی, رضا پیرزه

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 44-61
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.47389

سابقه و هدف: درمان دیس‏تایمی از چالش‌برانگیزترین موضوعات بهداشت روانی است. با توجه به هزینه‌های متعدد ناشی از آن، بازبینی پیشینۀ پژوهشی برای دستیابی به سودمندترین درمان‌ها ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی هنردرمانی مبتنی بر رویکرد اسلامی بر شاخص‌های افسرده‏خویی در مبتلایان به دیس‌تایمی انجام شد.   

روش کار: روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل و مرحلۀ پیگیری سه‌ماهه بود. تمامی مبتلایان به دیس‌تایمی مراجعه‌کننده به کلینیک روان‏پزشکی بیمارستان شهید بهشتی زنجان در سال 1402 جمعیت آماری پژوهش را تشکیل دادند که از میان آنان با نمونه‌گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و به‌شیوۀ انتصاب تصادفی در دو گروه مساوی 15 نفری گمارش شدند. گردآوری اطلاعات با پرسش‌نامۀ افسردگی بک و همکاران انجام شد. هنردرمانی با رویکرد اسلامی طی 12 جلسه (هر هفته یک جلسه، به‌مدت 90 دقیقه) برای گروه آزمایش اجرا شد، اما گروه کنترل این برنامه را دریافت نکرد. تحلیل داده‌ها با روش‌های آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه‏گیری تکراری و با نرم‌افزار SPSS نسخۀ 24 انجام شد. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: میانگین نمرۀ کل افسرده‌خویی (565/204=F و 613/0=2η) در گروه آزمایش پس از انجام مداخله نسبت به گروه کنترل، به‌طور معناداری بهبود یافت (05/0>P). هنردرمانی با رویکرد اسلامی بر کاهش شاخص‏های افسرده‏خویی در آزمودنی‏های گروه آزمایش، برخلاف گروه کنترل سودمند بود (05/0>P) و تأثیرات این برنامه بر افسرده‏خویی در مرحلۀ پیگیری تداوم داشت (05/0<P).

نتیجهگیری: این یافته‏ها بیش از پیش نقش سازۀ هنر را در ارتقای بهداشت روانی روشن می‏سازد و لزوم استفاده از درمان مبتنی بر متون اسلامی را به‌منظور تعدیل شاخص‌های خلقی در مراجعان آشکار می‏سازد.

اثربخشی آموزش مفاهیم قرآن بر مسئولیت‌پذیری، هدفمندی و سبک زندگی نوجوانان

سکینه عبدالهی موسالان, علی مصطفائی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 62-76
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.48056

سابقه و هدف: نوجوانی یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی فرد است که در آن پایه‌های شخصیتی، اخلاقی و اجتماعی او شکل می‌گیرد. بنابراین، داشتن برنامه و منابعی اصیل جهت تربیت صحیح و ارائۀ الگوهای سالم برای هدایت نوجوانان به‌سمت مسئولیت‌پذیری، هدفمندی و سبک زندگی سالم ضروری به نظر می‌رسد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش مفاهیم قرآن بر مسئولیت­پذیری، هدفمندی و سبک زندگی نوجوانان صورت گرفت.   

روش کار: روش اين پژوهش نيمه‌آزمایشی به‌صورت پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعۀ آماری پژوهش دانش‌آموزان‌ دختر مقطع متوسطۀ شهر میرآباد در سال تحصیلی 03-1402 به تعداد 356 نفر بود. بعد از فراخوان و ثبت نام، از میان افراد ثبت‌نام‌شده با روش نمونه‌گیری تصادفی 18 دانش‌آموز (9 نفر گروه آزمایش و 9 نفر گروه کنترل) انتخاب شدند؛ اما به‌دلیل دسترسی نداشتن به بعضی از اعضای گروه کنترل در پس‌آزمون، تعداد آنان به شش نفر کاهش یافت. آموزش در 10 جلسۀ 90 دقیقه‌ای و دو روز در هر هفته در مدرسه انجام شد. برای جمع‌آوری داد‌ه‌ها از پرسش‌نامۀ استاندارد مسئولیت‌پذیری (پرسش‌نامۀ روان‌شناختی کالیفرنیا)، پرسش‌نامۀ هدفمندی در زندگی اسچیر و همکاران و پرسش‌نامۀ سبک زندگی (LSQ) استفاده شد و در نهایت اطلاعات پرسش‌نا­مه‌های گردآوری‌شده با نرم‌افزار SPSS نسخۀ 27 تحلیل شد و آزمون‌های کولموگروف - اسمیرنوف و شاپیرو - ویلک برای بررسی طبیعی‌بودن متغیّرهای پژوهش، آزمون ام‌باکس جهت بررسی همگنی ماتریس کوواریانس و مفروضۀ همگنی شیب رگرسیون انجام گرفت. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیّری نشان داد آموزش مفاهیم قرآنی بر مسئولیت‌پذیری      (01/ 0>P و 98/11=(1و14)F) و هدفمندی دانش‌آموزان دختر متوسطه‌ اثربخش بود اما بر سبک زندگی (05/ 0P> و 67/2=(1و14)F) دانش‌آموزان دختر متوسطه‌ اثربخش نبود.

نتیجهگیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، آموزش مفاهیم قرآن بر مسئولیت‌پذیری و هدفمندی دانش‌آموزان دختر تأثیر دارد و موجب می‌شود که دانش‌آموزان درک بهتری نسبت به وظایفشان در قبال خود، خانواده و جامعه پیدا کنند و نیازها و خواسته‌هایشان را به‌صورت دقیق مشخص و اولویت‌بندی نمایند. از طرفی آموزش مفاهیم قرآن بر سبک زندگی دانش‌آموزان اثربخش نبود و این معنادار نبودن با توجه به نمرات بالای آزمودنی‌ها در آزمون سبک زندگی می‌تواند به این معنی باشد که دانش‌آموزان از همان ابتدا سبک زندگی سالم و استاندارد داشته­اند، فقط متأثر از آموزش مفاهیم قرآن، هدفمندتر و مسئولیت‌پذیرتر شده‌اند.

از تردید تا تولد: تجربۀ زیستۀ زنان در تصمیم به انصراف از سقط جنین

فاطمه ملکشاهی, ثریا معصومی بخشایشی, الهام فتحی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 77-89
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.49140

سابقه و هدف: سقط جنین پدیده‌ای چندبُعدی است که تصمیم‌گیری دربارۀ آن در بستری از عوامل فردی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی شکل می‌گیرد. بر خلاف تصور رایج از آن به‌عنوان انتخابی صرفاً فردی، شواهد نشان می‌دهد این تصمیم با تعارضات وجدانی و معنوی عمیقی همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی تجربۀ زیستۀ زنان از فرایند انصراف از سقط جنین و تبیین ابعاد روانی، اخلاقی و معنوی این تصمیم بود.   

روش کار: این مطالعۀ کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. داده‌ها از طریق ۱۶ مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافتۀ عمیق با زنانی که در فاصلۀ ۷ ماه تا 5/3 سال گذشته از تصمیم به سقط جنین منصرف شده بودند، گردآوری شد. شرکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند از شهرهای مختلف ایران انتخاب شدند. در این پژوهش همۀ اصول اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: تحلیل داده‌ها به استخراج شش مضمون اصلی منجر شد: ۱) بهت تا بار گناه (شوک، اضطراب، احساس گناه و نگرانی از آسیب به جنین)، ۲) درک مادران از جنین: انسان کامل یا موجودی ناتمام، ۳) دوراهی بین وجدان و واقعیت (تعارض بین باورهای دینی - اخلاقی و فشارهای اقتصادی - اجتماعی)، ۴) تجربۀ احساس گناه و شرم مادرانه در فرایند تصمیم‌گیری، ۵) از بارداری ناخواسته تا پذیرش الهی (نقش قضا و قدر و باورهای دینی در انصراف از سقط) و ۶) دوگانۀ آرامش و اضطراب پس از تولد کودک.

نتیجهگیری: تجربۀ زیستۀ زنان نشان داد که انصراف از سقط جنین تصمیمی پیچیده و آمیخته با ابعاد روانی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی است. این یافته‌ها بر ضرورت طراحی مداخلات حمایتی و مشاوره‌ای چندبُعدی متناسب با شرایط زنان دارای بارداری ناخواسته تأکید می‌کنند.

مؤلفه‌های سلامت روان از منظر صحیفۀ سجادیه و نسبت آن با دیدگاه روان‌شناسان

حسین رهنمائی, زینب رهنمائی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 90-103
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.46047

سابقه و هدف: بیشتر مطالعات علمی دربارۀ رابطۀ دین و سلامت روان، بر فهم دیدگاه رهبران یا متون دینی متمرکز است؛ برخی از این آثار به‌صورت میان‌رشته­ای و با تأکید بر دیدگاه صحیفۀ سجادیه است. این نوشتار به بررسی دیدگاه‌های امام سجاد (ع) دربارۀ حیات طیّبه و نسبت‌سنجی آن با دیدگاه روان‌شناسان دربارۀ سلامت روان پرداخته است تا به شناخت بهتر و عمیق‌تر دیدگاه اسلام دربارۀ سلامت روان کمک کند و هم‌زبانی بین علم و دین را تعمیق بخشد.   

روش کار: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد. ابتدا دیدگاه روان‌شناسان شاخص دربارۀ سلامت روان بررسی و مؤلفه‌های مورد نظر ایشان، استخراج گردید. سپس بیانات امام سجاد (ع) دربارۀ حیات طیّبه و سایر عناوین مرتبط با سلامت روان از صحیفۀ سجادیه و سایر منابع معتبر استخراج و دسته‌بندی شد و مؤلفه‌های مورد نظر امام با مؤلفه‌های مدنظر روان‌شناسان مقایسه شد تا نسبت بین رویکرد دین با رویکرد روان‌شناسان و میزان هم‌پوشانی تعاریف ایشان با یکدیگر معلوم گردد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتایج نشان داد که مفاهیم و رهنمودهای صحیفۀ سجادیه در زمینۀ سلامت روان، اگرچه هم‌پوشانی قابل توجهی با مؤلفه‌های مدنظر روان‌شناسان مثل تعادل عاطفی و هیجانی، روابط مطلوب، رضایت از زندگی، خودشکوفایی، هدفمندی، معناداری زندگی و تاب‌آوری دارد، تفاوت‌هایی نیز با آنها دارد که مهم‌ترین آنها رویکرد این دو دسته نسبت به انسان است. رویکرد صحیفۀ سجادیه خدامحورانه و رویکرد اصلی روان‌شناسان انسان‌مدارانه است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که صحیفۀ سجادیه می‌تواند مبنای غنی و ارزشمندی برای استخراج و تبیین آموزه‌های اسلامی در زمینۀ سلامت روان باشد.

نتیجهگیری: تعالیم امام سجاد (ع) تأمین‌کنندۀ سبک زندگی متعالی است که علاوه بر تأمین سعادت اخروی، مؤلفه‌های زندگی دنیوی سالم خدامحورانه‌ای ارائه می‌دهد که علاوه بر اشتمال بر اغلب مؤلفه‌های مدنظر روان‌شناسان و هم‌پوشانی با آنها، به ابعاد الهی و تعالی معنوی انسان‌ها نیز نظر دارد.

مقالۀ مروری


سابقه و هدف: پیری و جوانی، دو چهرۀ طبیعی از چرخۀ حیات بشری، نه‌تنها در زیست‌شناسی بلکه در آیینۀ تعالیم قرآن و عترت نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. این پدیده‌ها که از منظر الهی بخشی از سنت خلقت و فرصتی برای تعالی معنوی و اجتماعی معرفی شده‌اند، شایستۀ نگاهی عمیق‌تر هستند. این پژوهش با هدف کاوش پیامدهای پیری و جوانی جمعیت، از دریچۀ ژنتیک مولکولی و حکمت دینی، به‌دنبال ارائۀ الگویی جامع برای سلامت جامعه بوده است.   

روش کار: در این مطالعه با بهره‌گیری از رویکردی میان‌رشته‌ای، آیات نورانی قرآن کریم و روایات ارزشمند عترت در کنار آخرین دستاوردهای زیست‌شناسی پیری و جوانی تحلیل شد. بررسی کیفی متون دینی و مطالعات علمی، بستری برای تلفیق دانش الهی و بشری فراهم آورده است. مؤلف مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌ است.

یافتهها: قرآن کریم با توصیف مراحل زندگی انسان، از شور جوانی تا شکنندگی پیری، بر احترام به سالمندان و بهره‌برداری هوشمندانه از توان جوانان تأکید دارد. پیری، هرچند با کاهش قوای جسمانی همراه است، به‌عنوان گنجینه‌ای از تجربه و حکمت ستایش شده است. زیست‌شناسی مولکولی نیز با رمزگشایی فرایندهای ژنتیکی و سلولی، این دگرگونی‌ها را تأیید می‌کند. این هم‌افزایی نشان می‌دهد که چگونه نسل‌های جوان و سالمند می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

نتیجهگیری: تلفیق حکمت قرآنی و عترت با دانش زیست‌شناسی، افق نوینی برای مدیریت جمعیت می‌گشاید. این الگو با ارج نهادن به سالمندان و هدایت انرژی جوانان، جامعه‌ای متعادل، سالم و سرشار از معنویت می‌سازد که در آن هر نسل، پله‌ای برای تعالی دیگری است.

تبیین شخصیت و الگوی رفتاري حضرت زينب كبري (س) با رویکرد سلامت‌محور در بُعد اجتماعی

مریم صف‌آرا, عطیه سلطان محمدی, مهدی فانی

پژوهش در دین و سلامت , دوره 12 شماره 2 (1405), 15 ژوئیهٔ 2026, صفحه 114-127
https://doi.org/10.22037/jrrh.v12i2.42293

سابقه و هدف: سلامت اجتماعی یکی از ابعاد اصلی سلامت است که بدون لحاظ‌کردن این بُعد از سلامت نمی‌توان ارزیابی صحیحی از سلامت فرد داشت. حضرت زینب (س) به‌عنوان الگویی کمال‌یافته مبتنی بر وجوه اسلامی - معنوی، نمای جامعی از انسان سالم در بُعد سلامت اجتماعی در تمام اعصار ارائه می‌دهد. ازاین‌رو، بر اساس ضرورت همانندسازی و الگوبرداری انسان از شخصیت‌های جامع در جهت حصول سلامت اجتماعی و نیز اهمیت معرفی و تبیین آن شخصیت‌ها، در پژوهش حاضر به تبیین شخصیت حضرت زینب (س) در بُعد سلامت اجتماعی پرداخته شد.   

روش کار: این پژوهش با روش ترکیبی کیفی و توصیفی با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. در پژوهش حاضر 115 مقاله و پژوهش علمی و 20 کتاب از منابع تاریخی و روایی مربوط به حضرت زینب (س) بررسی شد و برای تحلیل داده‌ها از رویکرد تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن استفاده شد. با مرور منابع علمی و پژوهشی اقوال، سبک زندگی و نحوۀ عملکرد حضرت زینب (س) در دوران حیاتشان با استفاده از کتب و منابع و با مراجعه به پایگاه‌های نشریات مگیران، سیویلیکا، گوگل اسکولار، نورمگز و بانک اطلاعات و نشریات ایران به بررسی شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده‌اند.

یافتهها: نتايج حاصل از تجزيه و تحليل متون در باب سلامت اجتماعی حضرت زینب (س) شامل 16 زیرطبقه مشتمل بر «دیدگاه فرهنگی»، «فعال اجتماعی»، «منصف»، «حق‌طلبی»، «صدیقه»، «مشاور»، «موثقه»، «مشکل‌گشا»، «ایثار»، «شجاعت»، «مجاهد»، «مقتدا»، «شهره»، «یاور»، «حامی» و «پرستار»؛ و شش طبقه مشتمل بر «امینه»، «شجیعه»، «اسوه»، «ناصره»، «فرهیخته» و «عادله» به دست آمد.

نتیجهگیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که شخصیت حضرت زینب (س) دارای جامعیت صفات مبتنی بر سلامت اجتماعی است. این الگوی فرازمانی و فراجنسیتی، در این بُعد از سلامت ذیل محورهای عاطفی، رفتاری و فرهنگی کنشگر اجتماعی متوازن و متعالی بوده است و بر این اساس می‌توان گفت شخصیت حضرت زینب (س) یکی از عالی‌ترین نمونه‌های بشری در بُعد سلامت اجتماعی فرا روی همۀ اعصار برای الگوبرداری است.