نامه به سردبیر


چرا القانون الصغیر از ابن سینا نیست؟

حامد آرضايي

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-4
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.41683

نویسندگان مقاله «القانون الصغیر فی الطب و نویسنده آن» ادله‌ای برای نفی انتساب این کتاب به ابن سینا آورده‌اند و به منابعی رجوع نموده‎اند. در همین راستا، منابع و ادله‌ای افزون‌تر تقدیم می‌گردد:

1ـ کتاب «الکفاية فی الطب» بر اساس دو نسخه‌ای که در متن مقاله یاد شده، به همت شادروان دکتر محمدعلی لسانی فشارکی تصحیح و در سال 1400 شمسی منتشر و بر روی جلد آن ذکر شده که این کتاب به «القانون ‌الصغیر» و «الکافی فی ‌الطب» نیز شناخته‌شده است (1). همچنین این کتاب در سال 2022 با تصحیح و مقدمه دکتر أحمد عبدالباقي حسين در کشور اردن و در دار ورد الأردنية للنشر والتوزيع به طبع رسیده است.

2ـ علاوه بر طبع «القانون الصغیر» به تصحیح احمد فرید المزیدی (2) که دو نسخه مورد استفاده خود را به خوبی معرفی نکرده (بدان اکتفا شده که هر دو دست‌نویس از نسخه‌های عکسی کانون مخطوطات قاهره هستند (2)، حال در اصل متعلق به کدام کتابخانه و به کدام شماره نمی‌دانیم)، یک نسخه‌برگردان از دست‌نویس ولی افندی به شماره 2529 نیز به همت دکتر قدیرجان کشکینبورا با مقدمه‌ای درباره محتوای کتاب، در سال 2020 در برلین طبع شده است (3). شایان ذکر است که این نسخه ضمن 5 دستنویس یادشده در فهرست رمضان ششن نیست.

3ـ اینکه در فهرست دست‌نویس‌های طبی ترکیه نام «القانون الصغیر» ذیل ابن سینا آمده و نه ابن مندویه، ضرورتاً بدین‌معنا نیست که در تمام نسخه‌ها نام ابن سینا بر کتاب درج شده باشد، چراکه ممکن است فهرست‌نویس، انتساب مشهور را اصل قرار داده باشد. در این میان، به نسخه کتابخانه فاتح به شماره 3695 رجوع شد که نام نویسنده در صفحه عنوان «أبو علی بن سینا البخاری» درج شده و متن و ترقیمه (مورخ 983 ق.) فاقد نام نویسنده است (4). در دست‌نویس کتابخانه رئیس الکتاب به شماره 103/4 که در سال 670 در مراغه کتابت شده نیز نام کتاب «القانون الأصغر» یاد شده و تألیف شیخ رئیس ابوعلی بن سینا دانسته شده است (5). متن و انجامه فاقد نام مؤلف است و در صفحه آغاز نسخه نیز با خطی متفاوت از خط کاتب نگاشته شده: «القانون الصغیر للشیخ الرئیس أبي علی بن سینا» (5). دست‌نویس کتابخانه ولی افندی نیز نام کتاب را القانون الصغير في الطب و نام نویسنده را «الريیس أبي علي الحَسن(کذا) بن سينا البخاري» نوشته است.(3) دو دست‌نویس از القانون الصغیر نیز در کتابخانه اسکوریال اسپانیا نگهداری می‌شود. در دست‌نویس شماره 868، کتاب با عبارت «قال الرئيس الفاضل الجليل أبو علي بن سینا رحمه الله» آغاز می‌شود. در دست‌نویس شماره‌ 873 نیز دقیقاً همین عبارت آمده است (7-6)، سایر دست‌نویس‌ها بایستی جداگانه بررسی شوند.

4ـ کنیه ابن مندویه نیز مانند ابن سینا «ابوعلی» بوده است (8). در نسخه‌هایی از الکافی فی الطب یا همان القانون الصغیر ابن مندویه آغاز دست‌نویس این‌گونه است: «قال أبو علی أحمد بن عبد الرحمن بن مندویه» (1) ممکن است این تشابه کنیه نیز در اشتباه در یادکرد مؤلف اصلی نقش داشته باشد.

5ـ سبک ادبی نگارش القانون الصغیر با نگارش‌های علمی و طبی ابن سینا تفاوت شایان توجهی دارد.

6ـ یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ابن سینا ساختاربندی منظم دانش پزشکی در کتاب القانون است. او به نحوی مباحث پزشکی کهن را با رویکردی منطقی طبقه‌بندی کرده که چه بسا همین امر باعث رواج چشم‌گیر کتاب او در مدارس پزشکی شرق و غرب شده است (10-9)، حال اینکه کتاب القانون الصغیر از این ساختاربندی و طبقه‌بندی دقیق مباحث در کتاب القانون بهره‌ای ندارد.

7ـ نگرش‌های فلسفی ابن سینا با محتوای این اثر تفاوت آشکار دارد. در این رابطه دکتر رافائلا وایت (Raphaela Veit) مقاله‌ای نگاشته که ابتدا در سال 2013 در همایشی در واربورگ ارائه و سپس ضمن کتاب «فلسفه و پزشکی در عصر سازنده اسلامی» در سال 2018 منتشر شد (10). ایده کلی مقاله این است که نویسنده القانون الصغیر بسیار به اندیشه‌های جالینوس وابسته است، حال اینکه ابن سینا، به ویژه در مواضع مرتبط با فلسفه طبیعی نقاد اندیشه‌های جالینوسی است. در ادامه با مقایسه تفصیلی کتاب القانون في الطب و القانون الصغیر و قانونچه تفاوت مبانی فلسفی ارسطویی القانون بوعلی با محتوای دو کتاب دیگر نشان داده می‌شود (10).

8ـ تفاوت دیدگاه‌های نویسنده القانون الصغیر با دیدگاه‌های ابن سینا آشکار است. برای نمونه:

ـ در حالی که مناقشه‌ای شناخته‌شده نزد فیلسوفان درباره قلب‌محوری و مغزمحوری میان دو سنت ارسطویی و جالینوسی جریان داشته و ابن سینا نیز در آثار خود به تفصیل بدان ورود کرده و نظریه خاصی ارائه کرده (12-11)، نویسنده القانون الصغیر در جایی که به قلب می‌پردازد تنها به این عبارت اکتفا کرده است: «وهو أوّل عضوٍ يُخلَق، علی رأي أرسطاطاليس وجالينوس» (1).

ـ نویسنده القانون الصغیر در بخش تشریح دِماغ، سه بطن برای دماغ در نظر می‌گیرد: مقدّم را سبب تخیّل و وسط را فکر در ذوات اشیا و پسین را حفظ و یادآوری اشیا می‌داند (1). این در حالی است که ابن سینا در بخش قوای ادراکی باطنی کتاب القانون و همچنین کتاب‌های الشفاء و الإشارات والتنبيهات و النجاة، این نگاه سه‌گانه‌انگار را نقد کرده و با عرضه دیدگاه جایگزینی مبنی بر وجود پنج قوه ادراکی باطنی، کوشش می‌کند جایگاه آن‌ها را نیز بیان نماید (14-13).

ـ ابن سینا در قانون تفسیر خاصی از دو بخش علمی و عملی طب دارد و با عباراتی بر تعبیر خود اصرار می‌ورزد (8)، حال اینکه نویسنده القانون الصغیر بدون توجه به آن دقت نظرهای منطقی سینوی، در معرفی دانش پزشکی صرفا بدین بسنده کرده که طب به علم و عمل تقسیم می‌شود (1).

ـ ابن سینا به عنوان یک منطقدان به «تعریف» اهمیت ویژه‌ای می‌دهد، نگارش کتاب خاصی درباره تعریفات خود گواه این مدعا است (15). از همین رو است که تعریف ابن سینا از دانش پزشکی تا سده‌های بعد همواره مورد نقد و بررسی اندیشمندان و نظریه‌پردازان پزشکی بوده است (16). در مقابل، نویسنده القانون الصغیر این تعریف را از پزشکی می‌آورد: «دانستن اموری که تندرستی را حفظ و جلب می‌کند، دانستن اموری که بیماری را حفظ و جلب می‌کند و اموری که احوالی را که نه به تندرستی و نه به بیماری منسوب است، حفظ یا جلب می‌کند» (1).

نویسندگان مقاله به‌درستی اشاره نموده‌اند که بوعلی با ایده جالینوسی احوالِ میان تندرستی و بیماری سر سازگاری ندارد. با چشم‌پوشی از این بخشِ عبارت، باز هم این تعریف فاصله زیادی با تعریفی منطقی از دانش پزشکی دارد. تعریفی مانند عبارت بوعلی سینا که علم به کلیاتِ قاعده‌مانند و جزئیاتِ نظری دانش پزشکی را به همراه موضوع و غایت آن، در خود مستتر دارد (14).

9ـ در مقاله یاد شده است که ابن مندویه کتابی با عنوان «علاج شقاق البواسير» را به نام شخصی با نامِ استاذ الرئیس (کذا) تألیف کرده است، سپس با ارجاع به کتابی متأخر (أعیان الشیعه) از این سخن می‌رود که احتمالاً این شخص همان ابن سینا بوده است تا از این رهگذر نسبتی میان این دو دانشمند یافت شود. این احتمال را نگارنده مدخل ابن مندویه در دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی نیز مطرح کرده است (17)، این در حالی است که «الأستاذ الرئیس» لقب ابوالفضل ابن العمید قمی ادیب و دانشمند نام‌آور سده چهارم قمری است که در مصادر تاریخی آن دوره، از جمله کتاب صوان الحکمة احوال او را می‌توان یافت (18). وانگهی ابن مندویه را شاگرد ابن سیار ابوماهر شیراز درگذشته حدود 350 قمری و هم‌درس و هم‌طبقه با علی بن عباس اهوازی، دانسته‌اند. اگر او در هنگام وفات استادش ابن سیار، دستِ کم 30 سال داشته بوده، بایستی حدود سال 320 متولد شده باشد، یعنی دست کم سن او 50 سال از ابن سینا بیشتر بوده است. در این شرایط نوشتن چنین کتابی برای ابن سینا منتفی به نظر می‌رسد. از آنجایی که ابن مندویه در سال 372 قمری، یعنی دو سال پس از ولادت ابن سینا در بخارا، همزمان با تأسیس بیمارستان عضدی بغداد به عنوان پزشکی نامور بدانجا فراخوانده شد (17)، بعید به نظر می‌رسد میان این دو دانشمند در سال‌های بعد نیز دیداری رخ داده باشد.

همه این ادله و منابع، به‌ علاوه استدلال‌های مقاله «القانون الصغیر فی الطب و نویسنده آن» و موارد دیگری که ذکر آن در این مختصر نمی‌گنجد، انتساب این کتاب به بوعلی سینا را منتفی می‌کند و در سایه یافته‌های نسخه‌شناسی و اینهمانی متن الکافی فی الطب با کتاب مورد بحث، بایستی تألیف کتاب را از ابن مندویه دانست.

از استادان و پژوهشگران گرامی آقایان دکتر قدیرجان کشکینبورا، دکتر محسن ناصری، دکتر محمدجواد اسماعیلی، دکتر آرمان زرگران و سرکار خانم دکتر شهرزاد ایران‌نژاد که هر یک به نحوی با در دسترس قراردادن منابع این نگاشته مرا رهین منت خود نموده‌اند، بسیار سپاسگزارم.

مقاله پژوهشی


دانش پزشکی در عصر صفوی: بررسی و تحلیل آماری

جمال موسوی, یونس کرامتی, مسلم احمدی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-15

زمینه و هدف: سلامت به عنوان یکی از نیازهای اساسی زندگی همواره مورد توجه بشر بوده و برای حفظ آن و رهایی از بیماری به دانش پزشکی روی آورده و در رشد و گسترش آن تلاش نموده است. صفویان نیز بنا به اهمیت و جایگاه این دانش در جامعه، توجه ویژه‌ای به آن داشتند، اما به رغم تحقیقات متعدد درباره دانش پزشکی در عصر صفویان، بررسی و تحلیل آماری تألیفات این حوزه از علم مورد غفلت واقع شده است.

روش: پژوهش حاضر به روش تحلیلی به بررسی وضعیت آماری آثار پزشکی در عصر صفویه پرداخته است. برای یافتن آماری نسبتاً دقیق از آثار پزشکی صفویان، این دوره اجمالاً به سه دوره (ظهور، شکوفایی و زوال) تقسیم و آثار علمی دانشمندان هر دوره با توجه به زیست علمی آن‌ها، نخست بر اساس شمار و سپس به صورت درصد در جداول و نمودارهایی ترسیم گردیده است. در نهایت با نشان‌دادن آمار تولید محتوا بر حسب هر یک از دوره‌های سه‌گانه می‌توان وضعیت کمّی تولیدات پزشکی را بررسی کرد.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش صداقت و امانتداری در استفاده از منابع تاریخی و فهرست‌نگاری‌ها کاملاً رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در عصر صفویه رشد کمّی آثار پزشکی در ارتباط مستقیم با نگرش جامعه و سیاست‌های درباریان بوده است. از همین رو، صفویان توانستند با ایجاد ثبات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در دوره دوم، رشد کمّی این آثار را به نسبت دوره نخست و دوره سوم رقم بزنند.

نتیجه‌گیری: مطابق با منحنی نمودارها و داده‌های کمّی جداول مشخص است که هرگاه ضرورت اجتماعی و انسانی در جامعه صفویان نسبت به دانش پزشکی در همه ارکان فرهنگی و تمدنی دیده شده، شاهد رشد کمّی آثار و نگاشته‌های دانشمندان در این حوزه بوده‌ایم و اگر سیاستگذاران و حکام صفوی مقدمات رشد دانش پزشکی را فراهم نمی‌کردند، شاخص منحنی‌ها در آثار و تألیفات رو به پایین می‌بود.

رهیافتی بر آموزش اخلاق حرفه‌ای پزشکی در عصر عباسیان

صدیقه قاسم‌پور, شکراله خاکرند, معصومه دهقان

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-16
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.39252

زمینه و هدف: در عصر عباسیان که یکی از دوره‌های درخشان تاریخ پزشکی در تمدن اسلامی به شمار می‌رود، با فراهم‌شدن بسترهای لازم از سوی خلفا و گسترش دانش پزشکی، آموزش آن نیز مورد توجه قرار گرفت و به شیوه‌های مختلف و منعطفی صورت گرفت. آموزش اخلاق در کنار ابتدایی‌ترین آموزش‌های دینی و غیر دینی از مکتب‌خانه‌ها تا دارالعلم‌ها مورد توجه بود. بیمارستان‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز آموزشی بالینی بودند. یکی از موضوعات مهمی که از همان ابتدا مورد توجه جامعه پزشکی این عصر واقع شد، همگامی اخلاق با علم پزشکی بود. آموزش اخلاق در هر دو شیوه نظری و بالینی صورت می‌گرفت.

روش: پژوهش حاضر بر آن است که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به بررسی آموزش اخلاق پزشکی در عصر عباسیان بپردازد.

ملاحظات اخلاقی: در پژوهش حاضر جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در عصر عباسیان، آموزش نظری اخلاق پزشکی مطالب درسی ارتباط تنگاتنگی با اخلاق داشتند و در آموزش بالینی نیز رفتار اساتید، الگوی عملی و عینی دانشجویان جهت فراگیری اخلاق این حرفه بود، علاوه بر آن ساخت بناهای عام‌المنفعه به ویژه بیمارستان‌ها، اوقاف‌هایی که بر مکاتب و بیمارستان‌ها گذاشته می‌شد، به صورت ضمنی تأکید بر بحث اخلاق در حرفه پزشکی و درمانگری و آموزش این مهم در این نهادهای آموزشی و درمانی بوده است.

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد در عصر عباسیان، داشتن اخلاق جزء الزامات شخصیتی هر پزشکی بود و اساساً پزشک بایستی حکیم می‌بود تا به نحو مطلوبی می‌توانست به تدریس و طبابت اقدام کند. از دیگر نتایج پژوهش این بود که هرچند قبل از ورود علاقمندان به دانش پزشکی، آزمون‌هایی گرفته نمی‌شد و آموزش در آن آزاد بود، اما پس از گذراندن دوره‌های لازم، از دانش‌آموختگان این رشته آزمون تخصصی و اخلاقی گرفته می‌شد و پس از موفقیت به آن‌ها اجازه طبابت داده می‌شد.

بررسی اثر عصاره آبی و الکلی گل همیشه بهار (Calendula Officinalis) در مهار رشد عوامل قارچی جداشده از مبتلایان به کاندیدیازیس دهانی در شرایط آزمایشگاهی

زهرا رفعت, معصومه فغانی, حمید نشاندار اصلی, داود روستائی, یاسمن رحیم آبادی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.41857

زمینه و هدف: امروزه تعداد زیادی از داروهای ضد قارچی در دنیا تولید می‌شوند، اما مسأله اصلی مقاومت به این داروها است و به همین دلیل یافتن داروهای جدید و موادی که اثر ضد قارچی داشته باشند، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه‌های مختلف بوده است. در این تحقیق به بررسی اثرات ضد قارچی عصاره گل همیشه بهار بر روی گونه‌های کاندیدایی جداشده از مبتلایان به کاندیدیازیس دهانی پرداخته می‌شود.

روش: در این مطالعه تجربی عصاره‌های آبی و الکلی گل همیشه بهار با روش خیساندن تهیه شدند. حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MFC) عصاره‌های آبی و الکلی گل همیشه بهار علیه ایزوله‌های کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا گلابراتا، کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا تروپیکالیس و کاندیدا کروزه‌ای به روش میکرودایلوشین (پروتکل CLSI M27-A3) تعیین گردید.

ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: MIC و MFC عصاره آبی گلبرگ گیاه همیشه بهار برای کاندیدا آلبیکنس 512 میکروگرم بر میلی‌لیتر و برای کاندیدا گلابراتا 1024 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود، در حالی که MIC و MFC عصاره الکلی برای کاندیدا کروزه‌ای و کاندیدا گلابراتا 16 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود. همچنین برای کاندیدا تروپیکالیس و کاندیدا پاراپسیلوزیس نسبت به عصاره آبی و عصاره الکلی حساسیتی مشاهده نشد، به علاوه کاندیدا کروزه‌ای به عصاره آبی و کاندیدا آلبیکنس به عصاره الکلی مقاوم بودند.

نتیجه‌گیری: کاندیدا گلابراتا نسبت به هر دو نوع عصاره گل همیشه بهار حساس بود و عصاره الکلی نسبت به عصاره آبی در غلظت کمتری قادر به مهارکردن رشد ایزوله‌های کاندیدا گلابراتای مورد آزمون بود.

تحولات پزشکی در هند از نگاه سیّاحان ایرانی (قرن 13ق/19م)

ژاله تاج الدینی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.38602

زمینه و هدف: در این مقاله با استفاده از گزارش‌های برخی ایرانیان نواندیش که در آغاز قرن نوزدهم میلادی در هند حضور داشتند، با بعضی تحولات پزشکی هند، تحت تأثیر پزشکان انگلیسی آشنا می‌شویم. بنا به وضع نابسامان طبابت در دوره قاجار که دیگر از روش‌های علمی طب سینایی در آن خبری نبود و درمانگری گرفتار عوام‌زدگی شده‌ بود، این نویسندگان سعی کردند با تشریح برخی ابعاد پزشکی نوین، به ارتقای دانش پزشکی در ایران کمک کنند.

روش: مطالبی که چند تن از نویسندگان ایرانی در سفرنامه‌ها و گزارش‌هایشان درباره جنبه‌هایی از تغییر و تحول در پزشکی هند در قرن نوزدهم میلادی ثبت کرده‌اند، زمینۀ نگارش این مقاله را فراهم ساخت. در مجموع این مقاله به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای نگاشته شده است.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش موازین مرتبط با اصول اخلاقی همچون محرمانه‌بودن، رضایت شخص و آزادبودن شرکت‌کنندگان در همکاری و یا عدم همکاری در روند پژوهش رعایت گردید.

یافته‌ها: گزارشی درباره چگونگی پیشگیری از بیماری آبله با استفاده از روش مایه‌کوبی در هند در آغاز قرن نوزدهم، تأثیر حمایت حکومت از کشفیات پزشکی بر تشویق دانشمندان، نحوه تعامل پزشک با بیمار، عوامل مؤثر بر بهبود کارکرد پزشکی و تضعیف «طب یونانی» در سایه حضور طب نوین غربی در هند، از جمله یافته‌های این پژوهش است.

نتیجه‌گیری: ایرانیانی که در آغاز قرن نوزدهم از هند دیدن کردند، کوشیدند با بازگوکردن پیشرفت‌های پزشکی اروپا که در شبه‌قاره کمابیش استفاده می‌شد، از جمله توفیق در پیشگیری آبله، استفاده از داروهای جدید، نظارت حکومت بر کار پزشکان و... جامعه ایرانی را با پزشکی نوین آشنا سازند. بی‌شک این گزارشات در گرایش به طب نوین و تجدید نظر در روش‌های سنتی درمان در ایران، در قرن 13 قمری مؤثر بود.

بررسی علل اعتیاد شاعران عصر صفویه به مواد مخدر

حسن الهیاری, مهشید سادات اصلاحی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.39021

زمینه و هدف: یکی از مسائل اجتماعی دوره صفویه اعتیاد فراگیر به مواد افیونی بود که بروز انحرافات و آسیب‌های اجتماعی از پیامدهای جدی آن به شمار می‌رفت. این پدیده، اگرچه در میان عوام و درباریان امری رایج محسوب می‌شد و هر کدام از آن‌ها به نحوی گرفتار این بیماری بودند، اما در میان شاعران این عصر نمایان‌تر بوده است. این پژوهش درصدد آن است که ضمن بررسی استعمال مواد افیونی در میان شعرای عصر صفوی علل گرایش آن‌ها به مواد مخدر را بررسی نماید.

روش: این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای و مراجعه به منابع مکتوب عصر صفوی به خصوص متون تذکره انجام شده است.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش صداقت و امانتداری در استفاده از منابع تاریخی کاملاً رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد مصرف انواع مواد مخدر، از جمله تریاک، خشخاش، بنگ، فلونیا، کوکنار، چرس و بَرش (بارش) در میان شعرای عصر صفوی رواج گسترده‌ای داشته است و بسیاری را به کام مرگ کشانده است.

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد موج گسترده تمایل شعرا به مواد مخدر در عصر صفوی به منظور تقویت قوه تخیل جهت سرودن اشعار خویش بوده است. این یافته زمانی تقویت می‌شود که بدانیم سبک شعری عصر صفوی سبک هندی بود که به صورت ویژه برای استفاده از مضامین دور از ذهن نیاز به خیال‌پردازی داشت، بدین‌ترتیب می‌توان گفت شعرا به این مواد به عنوان ابزار بهبود کیفیت کار خویش می‌نگریسته‌اند. علاوه بر این، فرمان منع مسکرات به عنوان عاملی عمومی نیز در این گرایش بی‌تأثیر نبوده است. با این حال گسترش این عارضه مشکلات فراوانی را برای سلامتی این شعرا ایجاد کرده بود.

تأملی بر رویکرد عقل گرایانه و شریعت مدارانه، در متون شاخص دورۀ تمدن اسلامی در زمینه مبانی اخلاق و حقوق پزشکی

مرتضی دارابی نیا, طاهره شاکری, مصطفی معلمی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-15
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.38939

زمینه و هدف: مبانی اخلاق و حقوق پزشکی ، همواره در کتب اخلاق پزشکی و یا آثار متضمن آن، در تمدن اسلامی با رویکردهای مختلف محل توجه و بحث بوده است. تبیین داده های این آثار و رویکرد پزشکان و باید و نبایدهای اخلاق و حقوق پزشکی، برای ایجاد تمدن نوین اسلامی اهمیت دارد. هدف از این مقاله بررسی رویکرد عقل گرایانه و شریعت مدارانه در آثار برخی از پزشکان در زمینه مبانی اخلاق و حقوق پزشکی است.

مواد و روش‌ها: این یک پژوهش اصیل بنیادی، با روش توصیفی- تحلیلی،  متمرکز بر متون شاخص اخلاق و حقوق پزشکی در دورۀ تمدن اسلامی، بویژه" کتاب الماء" نوشته ابومحمد ازدی، است.  با جستجوی مستقیم کلیدواژه های ادب الطبیب، آداب الاطباء، حقوق بیمار، ابومحمد ازدی  و مطالعه مکرر "کتاب الماء"، مفاهیم مرتبط با هدف پژوهش استخراج، دسته بندی، تحلیل و سپس مکتوب گردید. برای ارایه پیشینه پژوهش نیز کلیدواژه ها در پایگاه‌های اطلاعاتی Magiran ، Noormags ، SID ، Scopus ، PubMed جستجو شدند.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش تمامی اصول اخلاقی و امانتداری در ارجاع دهی به مستندات بطور کامل رعایت شده است.

یافته‌ها:  دو رویکرد عقل گرایانه و شریعتمدارانه، ناظر به اخلاق و حقوق و آداب پزشکی در بین پزشکان ادوار تمدن اسلامی که از شهرت فوق العاده ای در تاریخ و اخلاق پزشکی نیز برخوردارند، قابل مشاهده است. هریک از این دو رویکرد نمایندگانی دارد. رازی  با تکیه بر عقل و محمد ازدی و قطب الدین شیرازی با توجه­ای ویژه به شریعت، نمایندگان دو رویکرد عقل گرایانه و شریعتمدارانه هستند.  

نتیجه گیری: این دو رویکرد از دید پژوهشگران معاصر یا مغفول مانده و یا با یکسان انگاری، از آن عبور کرده اند. اندیشه ایجاد تمدن نوین اسلامی توجه به دو رویکرد یادشده را اجتناب‌ناپذیر می سازد.    

بررسی جایگاه گمیز در بهداشت ایران باستان

سیده‌زهرا آدابی‌نیا, طاهره شاکری; سید محمد هاشمی مهر; جمال رضایی اوریمی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.38416

زمینه و هدف: بهداشت، سلامت فردی و اجتماعی در ایران باستان، مقام ویژه‌ای داشته و گمیز (ادرار گاو)، به عنوان ماده‌ای ضد عفونی و تطهیرکننده، در نزد ایرانیان باستان مطرح بوده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی جایگاه گمیز به عنوان یک پاک‌کننده طبیعی در بهداشت ایران باستان است.

روش: این پژوهش، به روش کتابخانه‌ای و تحلیل محتوا، بر اساس منابع تاریخی و مذهبی با واژگان کلیدی گمیز، مطهرات طبیعی، ایران باستان و بهداشت صورت پذیرفت. واژگان کلیدی، به زبان فارسی و انگلیسی، در پایگاه‌های Scopus، Science Direct، Google Scholar، SID جستجو و یافته‌ها پس از جمع‌آوری، کدگذاری و طبقه‌بندی، مکتوب گردید.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش، جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: گمیز از مطهرات ایران باستان بوده و برای تطهیر جسم و روح انسان، محیط، ظروف، البسه، اجساد و اماکن آلوده، کاهش انتقال بیماری و موارد طبی استفاده می‌شدند. گمیز در بیشتر آیین‌های مذهبی، از جمله پادیاب، پلشت‌بری و برشنوم کاربرد داشته و گاهی آن را مؤثرتر از آب می‌دانستند.

نتیجه‌گیری: با استناد به منابع کهن ایران باستان، گمیز، ماده‌ای پاک و ضد عفونی‌کننده شمرده می‌شد و اغلب در کنار آن، شستشو با آب پاک نیز مطرح بوده است، هرچند گمیز در مراسم مذهبی زرتشتیان، ماده‌ای پاک کننده و پلشت‌بر محسوب می‌شد، ولی در جوامع علمی امروز آن را جزء ضد عفونی‌کننده‌ها نمی‌دانند. در دین اسلام نیز با اینکه گمیز پاک است، ولی عنصر تطهیرکننده نیست. تحقیقات عملی و آزمایشگاهی بیشتر در جهت تأیید یا رد خاصیت ضد عفونی‌کننده گمیز توسط متخصصان مربوطه، می‌تواند بازگوکننده نظریه جدیدی باشد

زمینه و هدف: سقط جنین یکی از موارد خاص پزشکی است که از گذشته تاکنون پزشکان در پی ردیابی علل و عوامل رخ داد این حادثه برای مادر و جنین می‌باشند. شاید بتوان گفت تنها بیماری که مادر و جنین را به صورت مشترک و بدین‌گونه همزمان درگیر می‌کند، سقط است. مطالعات حاکی از آن است که مادر، جنین و نیز رویداد خارجی از عوامل تأثیرگذار در سقط جنین به شمار می‌روند. در حقیقت تا قبل از پیشرفت‌های امروز بشر دلایلی را به صورت مشترک برای این رخداد در نظر گرفته است. عواملی که شاید برخی از آن‌ها برای مادران و جنین‌های دیگر نیز پیش می‌آمد، اما چنین اثر مخربی را بر آن‌ها نمی‌گذاشت. اهمیت سقط جنین را همچنین می‌توان در رویکرد مذهبی ادیان مختلف که تحقیقات گسترده‌ای درباره شرایط و چگونگی آن صورت گرفته است، یافت. پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی گزینشی منابع پزشکی در تمدن اسلامی علاوه بر تبیین و تحلیل دانش و نگرش حکیمان مسلمان درباره سقط جنین، دستورالعمل، تجویز و روش‌های درمانی پزشکان را به منظور جلوگیری از این پیشامد مورد مطالعه و واکاوی قرار دهد.

روش: نوشتار پیش رو با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر روش کتابخانه‌ای، گردآوری داده‌های تاریخی از متون دست اول پزشکی صورت گرفته است.

ملاحظات اخلاقی: در مطالعه پیش رو، جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: مطالعات نشانگر آن است که پزشکان مسلمان بخش قابل توجهی از متون تولیدی خود را به موضوع بیماری‌های زنان و بارداری اختصاص داده‌اند. مبحث سقط به سبب اهمیت آن از موضوعات شاخص در حوزه پزشکی زنان بوده است که پزشکان در تحقیقات طبی خود به انواع سقط، علل و شرایط آن و روش‌های درمانی محافظت از جنین اشاره کرده‌اند.

نتیجه‌گیری: سقط جنین، یکی از موضوعات مهم در متون پزشکی مسلمانان است. انواع سقط، علل آن، روش‌های پیشگیری و درمان و تجویز انواع داروهای کاربردی و سقط درمانی از نکات مهمی است که مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این موضوع در پزشکی نوین می‌توان از نظرات و آرای پزشکان مسلمان در این حوزه بهره برد.

نوآوری های ابن سینا در زمینه تسهیل زایمان

پریسا عربی, سعید چنگیزی آشتیانی, مهدی صالحی, محسن شمسی, نازیلا نجدی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-10
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.38254

زمینه و هدف: زایمان یکی از مهم‌ترین وقایع طبیعی زندگی زنان است و درد پدیده‌ای شایع و جزء اجتناب‌ناپذیر از زایمان می‌باشد، لذا از قرون گذشته کوشش‌های فراوانی برای تسهیل زایمان توسط اطبا انجام پذیرفته که مطالعه حاضر با هدف مروری بر نوآوری‌های ابن سینا به عنوان پزشکی که طب بالینی را همراه با مشاهده مورد تأکید قرار داده، انجام و نظریات وی با علم پزشکی نوین مقایسه شده است.

روش: در این پژوهش مروری با استفاده از اسناد و مدارک کتابخانه‌ای و جستجوی الکترونیک با استفاده از واژگان کلیدی Medical History Labor، Persian medicine، Facilitation Methods، Pregnancy، Avicenna و طب ایرانی در پایگاه‌های اطلاعاتی Scopus، PubMed، Proquest، Blackwel، Ovid Google Scholar و Ebsco روش‌های تسهیل زایمان از دیدگاه ابن سینا بررسی و با یافته‌های علم پزشکی نوین مقایسه گردیده است.

ملاحظات اخلاقی: در پژوهش حاضر جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: ابن سینا در کتاب سوم قانون که مربوط به شناخت و درمان بیماری‌های بدن است، فصولی را به بهداشت باروری و عوارض بارداری، ناباروی، علل و درمان آن، جنسیت جنین و جنین‌شناسی، اداره زایمان و دشوارزایی، تدبیر دوره نفاس، سقط و شرایط و مدیریت آن اختصاص داده است و از روش‌های غیر دارویی مانند ماساژ و رایحه‌درمانی برای تسهیل زایمان استفاده شده که با مقایسه آن‌ها با پروتکل‌های کنونی شباهت‌های زیادی در این خصوص مشاهده می‌گردد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نظرات ابن سینا در خصوص روش‌های تسهیل زایمان می‌توان آن‌ها را به عنوان پیش‌فرضیات کارازمایی‌های بالینی مورد بررسی و در صورت تأیید از آن‌ها بهره برد تا ضمن احیای طب کهن و تاریخ پزشکی ایران از طریق ارائه روش‌های تسهیل زایمان باعث بهبود شرایط باروری و زایمان گردد.

گیاهان دارویی طب سنتی و کلاسیک مؤثر در تسکین دردهای مفاصل

فاطمه ربیع‌زاده, احمدرضا اخوت

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023,

زمینه و هدف: هزینه‌های گزاف و کاهش کیفیت زندگی ناشی از انواع بیماری‌های مفاصل مانند نقرس، آرتروز و رماتیسم‌های مفصلی جوامع زیادی را درگیر نموده و متولیان مراقبت‌های بهداشتی و سلامتی تمام تلاش خود را برای بهبود وضعیت این بیماران به کار گرفته‌اند. مطالعات گوناگون تأثیر گیاهان طب سنتی را در درمان این بیماری‌ها تا حد قابل قبولی تأیید کرده و اصلاح پاتوفیزیولوژی آرتریت منجر به افزایش استفاده از این گیاهان شده است.

روش: در این پژوهش از کتب مرجع طب سنتی، از جمله کتاب‌های تقویم‌الابدان و مخزن‌الادویه به منظور استخراج گیاهان دارویی سنتی مؤثر در درمان درد مفاصل و از کتب تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی و شرح تطبیقی گیاهان دارویی کهن برای شناخت آن‌ها استفاده شد. همچنین با محاسبات آماری و تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق نرم‌افزارهای مرتبط، تأثیر مصرف این گیاهان در درمان درد مفاصل مورد بررسی قرار گرفت.

ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: انواع بیماری‌های مفاصل و گیاهان دارویی مؤثر در درمان این بیماری‌ها معرفی شد و مشخص گردید که گیاهان خانواده Asteraceae (آفتابگردان) با 38 درصد، Liliaceae (لاله‌ای‌ها) با 29 درصد و Apiaceae (چتریان) با 21 درصد بیشترین گونه‌های گیاهان دارویی مفید در درمان درد مفاصل هستند.

نتیجه‌گیری: در منابع طب سنتی به درد مفاصل ناشی از سردي و درد مفاصل ناشی از گرمي اشاره شده است. بر این اساس زماني كه درد مفصل عارض مي‌گردد، استخوان سرد، خشك و جاذب رطوبت است. تأثیر گیاهان دارای طبيعت گرم و خشك 65 درصد، سرد و خشك 12 درصد، گرم و تر 5 درصد، سرد و تر 5 درصد است. بنابراین مناسب‌ترین گیاهان برای معالجه دردهای مفصلی گیاهانی با طبع گرم و خشک هستند که متعادل‌کننده مزاج‌های بلغم (سرد و تر) می‌باشند. همچنین ارتباط طب سنتی و طب کلاسیک و نیز روش‌های نوین تهیه داروهای مناسب برای درمان بیماری‌های مفاصل بررسی شد. معرفی بیش از 100 گونه دارویی نشان داد که تعداد زیادی از این گیاهان از مطالعات طب کلاسیک جا افتاده است که می‌تواند شانس معالجه دردهای مفصلی با طب کلاسیک را بالا برد.

مروری بر عملکرد خلافت عباسیان در اجرا و تحقق اخلاق پزشکی (656-132 ق.)

صدیقه قاسم‌پور, شکراله خاکرند, معصومه دهقان

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/mhj.v15i48.40107

زمینه و هدف: اخلاق پزشکی یکی از موضوعات مهم در دانش و حرفه پزشکی به شمار می‌رود که نقش مهمی در نظام‌مندشدن و اعتلای علمی این حرفه و به تبع در حیات افراد جامعه دارد. در عصر عباسیان (656-132 ق.)، همزمان با پیشرفت‌های علمی در گستره تمدن اسلامی، تلاش فراوانی در تحقق اصول اخلاق پزشکی و ساختارمندشدن آن توسط حکیمان و حاکمان انجام گرفت. توجه به جایگاه و اهمیت پزشکان این عصر، زمینه را برای ازدیاد متقلبان این حرفه فراهم ساخته بود که سلامتی و جان بیماران را به خطر می‌انداختند. از این رو نهاد خلافت عباسیان با ارائه تدابیر و اقدامات متعددی با افراد متخلف واردشده در این حرفه مقابله کرد و بستر را جهت اعتلای اخلاق در حرفه پزشکی فراهم ساخت.

روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی است. برای جمع‌آوری اطلاعات ابتدا منابع دست اول در بازه زمانی عصر عباسیان مورد بررسی قرار گرفته شده است. در این راستا ابتدا کتاب‌های تاریخ عمومی و حسبه‌نگاری‌ها مورد بررسی واقع شده‌اند، سپس منابع پزشکی این عصر مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین از منابع جدید جهت تکمیل اطلاعات استفاده شده است.

ملاحظات اخلاقی: در سراسر پژوهش حاضر صداقت و امانتداری علمی به طور کامل رعایت شده است.

یافته‌ها: دستاوردهای پژوهش نشان داد که توجه به آموزش اخلاق پزشکی، گسترش مراکز خدمات درمانی، توجه به اهمیت و جایگاه علم و دانش پزشکان و تقویت موقعیت اجتماعی آنانی که علمشان به اثبات رسیده بود، آزمودن و نظارت بر کار آن‌ها از طریق دستگاه‌های نظارتی ذی‌صلاح، از جمله عملکرد نهاد خلافت عصر عباسیان بود که زمینه را برای تربیت و پرورش اخلاقی پزشکان فراهم می‌کرد.

نتیجه‌گیری: در عصر عباسیان علاوه بر توجه دستگاه خلافت جهت تحقق اخلاق در حرفه پزشکی، پزشکان تربیت‌شده نیز سعی می‌کردند با همه بیماران بدون در نظرگرفتن تفاوت‌های ظاهری اخلاق‌مدارانه رفتار کنند. آن‌ها حتی نسبت به بیمارانی که به لحاظ شرایط روحی و اجتماعی در موقعیت حساس‌تری قرار داشتند، بی‌توجه نبودند و تلاش می‌کردند همانند دیگر بیماران با آن‌ها برخوردی شایسته داشته باشند و اقداماتی را در راستای کاهش دردها و آلام آن‌ها انجام دهند.

مؤلفه‌های مؤثر در نامگذاری داروهای مرکب در سه کتاب قرابادین صالحی، قرابادین کبیر و قرابادین اعظم

محسن باغبانی, مهدیه اسدی, فرزانه زارع

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023,

زمینه و هدف: نام داروهای مرکب در طب ایرانی، گرچه از الگوی واحدی پیروی نمی‌کنند و تفاوت‌های ظاهراً فراوانی با هم دارند، اما در عمل از مؤلفه‌های مشابهی ساخته شده‌اند. علیرغم اهمیت این موضوع، پژوهش مستقلی پیرامون آن وجود ندارد و همین امر ضرورت انجام این مطالعه را آشکار می‌سازد. از این رو پژوهش حاضر تلاش دارد مؤلفه‌های مؤثر در نامگذاری داروهای مرکب را گردآوری و بررسی نماید.

روش: این پژوهش از نوع گذشته‌نگر و کمّی است که با روش تحلیل محتوا، مهم‌ترین مشخصه‌های نامگذاری داروهای مرکب در سه کتاب قرابادین صالحی، قرابادین کبیر و قرابادین اعظم استخراج و دسته‌بندی شده است.

ملاحظات اخلاقی: تمام اصول اخلاقی از جمله اصالت نسخه‌ها و حقوق معنوی نویسندگان پذیرفته و سپس در مطالعه حاضر منعکس گردید.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که هشت مؤلفه مهم در نامگذاری داروها دخیل هستند که از آن میان، مؤلفه‌های دسته دارویی، نام مفرده و نام اشخاصی که دارو به آن‌ها نسبت داده شده، بیشتر از بقیه کاربرد دارند.

نتیجه‌گیری: تعدد الگوهای نامگذاری داروهای مرکب که منجر به تشتت فراوان در نام داروها شده است، نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

تبیین کارکرد اجتماعی ـ بهداشتی سلفدان: اثر تاریخی در موزه جواهرات ملی

حسین احمدزاده نودیجه

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-21

زمینه و هدف: سِلفدان ظرفی است که برای انداختن آب دهان، دماغ و اخلاط سینه در طول تاریخ توسط اشخاص مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در حال حاضر، به دلیل عدم آگاهی عموم جامعه نسبت به پیشینه تاریخی، کارکرد اجتماعی و بهداشتی سلفدان، نگاه منفی نسبت به این اثر شکل گرفته و از آن به مثابه یک شئ غیر بهداشتی یاد می‌شود که اشخاص کاهل و تنبل در جامعه از آن استفاده می‌کنند. به دلیل همین نگاه منفی و کلیشه‌ای نسبت به سلفدان، تا مدت‌ها در موزه جواهرات ملی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، متصدیان خزانه جواهرات از توضیح این اثر به بازدیدکنندگان اجتناب می‌ورزیدند و حتی نام این اثر را به اشتباه تلفظ می‌کردند.

روش: جستار حاضر با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و روش کتابخانه‌ای و اسنادی و با تکیه بر «نظریه مرکزی» نوربرت الیاس نگاشته شده است.

ملاحظات اخلاقی: در مطالعه پیش رو، جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: این مقاله درصدد است نگاه کلیشه‌ای نسبت به سلفدان مبنی بر اینکه شئ‌ایی غیر بهداشتی و تنها مختص به شاهان و طبقات ممتاز بوده است را به چالش بکشد و این فرضیه را مطرح سازد که در گذشته ابتدا به خاطر حفظ شؤونات اجتماعی و نزاکت شخصی و سپس به منظور پرهیز از شیوع بیماری‌های واگیردار از سلفدان استفاده می‌شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که چرا در عصر کنونی نسبت به سلفدان، علیرغم کارکرد اجتماعی و بهداشتی آن در طول تاریخ، نگاه منفی شکل گرفته است؟ همچنین با تکیه بر منابع دست اول تاریخی و اسناد منتشرنشده موجود در موزه جواهرات ملی به تصحیح صورت آوایی و الفبایی این اثر تاریخی ـ موزه‌ای می‌پردازد.

نتیجه‌گیری: برخلاف نگاه کلیشه‌ای نسبت به کارکرد منفی سلفدان، این شئ در گذشته بیشتر کارکردی اجتماعی ـ بهداشتی داشته و با توجه به شیوع بیماری‌های واگیردار نظیر سل و به منظور رعایت هنجارهای اجتماعی برای جلوگیری از انداختن آب دهان ابتدا در دربار و سپس در جامعه استفاده می‌شده است.

بررسی آموزه‌های حکیم سیداسماعیل جرجانی برای مدیریت سلامت روان

محسن کیهان سلطانی حسینی, فاطمه علیجانیها, محسن ناصری, جمال شمس, فرزانه غفاری

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023, صفحه 1-13

زمینه و هدف: حکمای طب ایرانی توصیه‌های شش‌گانه‌ای برای حفظ سلامتی دارند که از بین ‌آن‌ها مدیریت اعراض نفسانی یا حالات روحی روانی، به عنوان یکی از مؤثرترین و سریع‌ترین راهکارها برای ارتقای سلامتی ذکر شده است. حکیم سیداسماعیل جرجانی، در کتاب ذخیره خوارزمشاهی و نیز کتاب خفی‌ علائی، توصیه‌های موجزی برای کنترل اعراض نفسانی ارائه نموده که تحت عنوان طب روحانی ذکر شده است. هدف از این پژوهش، ارائه برخی راهکارهای کاربردی جهت مدیریت هیجانات و ارتقای سطح سلامتی در زندگی مدرن امروزی با تأکید بر توصیه‌های حکیم جرجانی می‌باشد.

روش: در گام نخست آموزه‌های حکیم جرجانی در کتب ذکر‌شده، استخراج و به صورت تفکیک‌شده شرح و بررسی می‌شوند. همچنین شواهد مرتبط برگرفته از مطالعات جدید از بانک‌های اطلاعاتی معتبر نظیر PubMed و Scopus جستجو و ارائه ‌می‌گردد. در نهایت یافته‌ها با توجه به اهداف و سؤالات پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار ‌می‌گیرند.

ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه رعایت امانتداری لحاظ شده است.

یافته‌ها: ‌بهره‌گیری از روش‌های شادی‌بخش، به کارگیری کلام، نوا و موسیقی‌ نیکو، داستان‌ها و حکایات‌ پندآموز، ‌سرگرمی‌های مفید، تعاملات اجتماعی و ارتباطات خانوادگی، نوشیدنی‌های طبیعی متناسب و تقویت مهارت‌های روان‌شناختی در راستای افزایش تاب‌آوری، راهکارهای مدیریت سلامت روان برگرفته از توصیه‌های حکیم جرجانی است که در مطالعات جدید هم به آن توجه شده است.

نتیجه‌گیری: با توجه به شواهد و مطالعات جدید، به نظر می‌رسد ‌بهره‌گیری از راهکارهای حکمای طب ایرانی و کاربرد آن در زندگی، بتواند با مدیریت استرس‌های ناشی از سبک زندگی نامناسب و بیماری‌زای امروزی، باعث دستیابی به سلامت روان شود.

 

مقاله مروری


بررسی نقش درمانی عسل در تاریخ (مطالعه مروری)

شهرام دادگستر

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023,

زمینه و هدف: عسل به عنوان یکی از مهم‌ترین فراورده‌های دارویی زنبور عسل از گذشته تاکنون مورد توجه بسیاری از اقوام و ادیان بوده است. در طب سنتی شرقی نظیر آنچه در ایران، چین و هند رونق داشته، به ویژگی‌های ترمیم زخم، رفع بیماری‌های گوارشی، انرژی‌زایی و تقویت قوای بدن و... از عسل اشاره شده است. همچنین اقوام مختلف نظیر مایا در آمریکای جنوبی، یونان، مصر باستان و سایر ملل از عسل به عنوان شیرین‌کننده، درمان‌کننده و حتی خراج و ماده‌ای برای داد و ستد یاد شده است که ارزش این فراورده را نشان می‌دهد.

روش: در این مطالعه که یک بررسی کتابخانه‌ای و مروری می‌باشد، به بررسی نقش درمانی عسل در درمان بیماری‌ها در اقوام و ادیان مختلف بر اساس داده‌های منابع علمی خارجی پرداخته شده است.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش اصل امانت داری در انتشار مطالب از منابع علمی رعایت گردیده است.

یافته‌ها: به طور کلی می‌توان گفت بدون استثنا در تمامی منابع تاریخی اعم از متون مذهبی یا علمی از عسل به عنوان ماده‌ای شفابخش با قابلیت درمان بیماری‌های مختلف اشاره شده است. همچنین در بعضی از منابع مذهبی شرقی یا غربی از عسل یا زنبور عسل به عنوان ماده و موجودی ارزشمند و مقدس یاد شده است.

نتیجه‌گیری: در منابع طب سنتی و متون مذهبی عسل عامل شفا و درمان بیماری‌ها می‌باشد. همچنین در عصر حاضر به عسل توجه ویژه‌ای شده و در کشورهای اروپایی علاوه بر نقش تغذیه‌ای به اشکال مختلف دارویی فرموله و به بازار عرضه شده است. در این پژوهش بیشتر به جنبه دارویی و تاریخی عسل در ملل و اقوام مختلف پرداخته شده است.

شیوه‌های تشخیص و درمان فلج صورت در متون طب ایرانی

شهرام همایون‌کشی, مجید تلافی نوغانی, مریم ایرانزاد اصل

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 15 شماره 48 (1402), 4 July 2023,

زمینه و هدف: فلج صورت از جمله بیماری‌های شایعی است که سالیانه تعداد بسیاری را در سراسر جهان مبتلا می‌کند. علت وقوع این بیماری در طب رایج دقیقاً مشخص نیست، اما فاکتورهایی نظیر عوامل ژنتیکی، عفونت‌های ویروسی، ضربه‌های مغزی، تومور، دیابت و ام اس (Multiple Sclerosis) در این زمینه مؤثر شناخته شده‌اند. درمان‌های فعلی ضمن صرف هزینه بالا و ایجاد عوارض، اثربخشی کاملی ندارند. تاکنون تحقیق جامعی که بتواند ابعاد تشخیصی و درمانی این بیماری را در متون طب ایرانی بررسی نماید، اجرا نشده است، لذا مطالعه حاضر با هدف معرفی راهکارهای طب ایرانی برای توان‌بخشی و کاهش عوارض در بیماران مبتلا انجام شده است.

روش: مقاله حاضر یک مطالعه مروری است که به روش کتابخانه‌ای با مراجعه به کتب معتبر طب ایرانی، نرم‌افزار کتابخانه جامع طب نور و جستجوی واژگان کلیدی لقوه و فلج بلز (Bell’s Palsy) در پایگاه‌های Scopus، Pubmed، SID و Google Scholar انجام شده است.

ملاحظات اخلاقی: در مطالعه پیش رو، جنبه‌های اخلاقی مطالعه کتابخانه‌ای، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.

یافته‌ها: این بیماری با عنوان لقوه ذیل مباحث بیماری‌های دماغی و با نشانه‌های افتادگی پلک و ناتوانی در بستن چشم، عدم انطباق لب‌ها و افتادگی گوشه لب، عدم توانایی در مکیدن و فوت‌کردن، آبریزش دهان و عدم توانایی در کنترل آن در متون طب ایرانی مشهود است. لقوه‌ها به چهار نوع اصلی تقسیم شده و طیفی از روش‌های درمانی نظیر ضمادها، عطوسات، غرغره‌ها و... برای درمان آن به کار برده شده است.

نتیجه‌گیری: مرور منابع طبی، شرح و توصیف‌های ارائه‌شده توسط اطبای گذشته و مقایسه آن با منابع طبی رایج حاکی از انطباق بسیاری از یافته‌ها در زمینه تعریف، علائم و نشانه‌های بیماری لقوه و تأثیر عوامل مختلف نظیر سن، تغذیه، اقلیم و محل زندگی بر بروز این بیماری بوده است، لذا بهره‌گیری از تدابیر و درمان‌های پیشنهادی طب ایرانی می‌تواند افق‌های جدیدی پیش روی دانشمندان قرار دهد.