مقاله پژوهشی/ اصیل


پرستار متعهد: این بیمار اشتباه است

محبوبه شالی، سودابه جولایی، عباس هوشمند، حمید حقانی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 11-30
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11050

زمینه و هدف: شناسایی درست هویت بیمار یک گام کلیدی در انجام روش‌های درمانی ایمن به شمار آمده و تعهد حرفه‌ای پرستاران تأثیر مهمی در ارتقای مراقبت ایمن از بیمار دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تعهد حرفه‌ای پرستاران در وقوع خطا، در شناسایی هویت بیمار صورت گرفته است.

روش: در این مطالعه مقطعی ـ همبستگی، 300 پرستار به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه تعهد حرفه‌ای پرستار و پرسشنامه خطا در شناسایی هویت بیمار استفاده شد. داده‌ها توسط نرم‌افزار آماری SPSS و آزمون پیرسون تحلیل شد.

یافته‌ها: دامنه سنی پرستاران 50-22 سال و اکثریت زن (86/7 درصد) و 64‌% متأهل بودند. میانگین وقوع خطا در شناسایی هویت بیمار در 3 ماهه اخیر توسط هر پرستار 9 (پایین) و میانگین نمره تعهد حرفه‌ای 86 (متعهد) به دست آمد. ارتباط آماری معناداری بین میانگین وقوع خطا در شناسایی هویت بیمار و تعهد حرفه‌ای پرستاران دیده شد (0/049>p).

بحث و نتیجه‌گیری: مشاهده بروز خطا در پرستاران متعهد، بیانگر اجتناب‌ناپذیری آن در سیستم درمانی است. بنابراین اتخاذ راهکارهایی برای گزارش خطا و کمک‌گرفتن از سایر اعضای تیم مراقبت در پیشگیری و کاهش بروز خطا می‌تواند تأثیرگذار باشد.

بررسی موانع گزارش خطا از دیدگاه پرستاران شاغل در مراکز درمانی

روح‌ا... زابلی، عباس عباس‌زاده، مصطفی شهابی‌نژاد

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 31-53
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11052

زمینه و هدف: خطاهای کاری از موارد غیر قابل اجتناب در تمامی مشاغل است. ارائه خدمات سلامت در مراکز درمانی نیز آمیخته با ایجاد خطر، در نتیجه وقوع خطاهای پزشکی برای دریافت‌کنندگان آن می‌باشد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف شناسایی موانع گزارش‌دهی خطاهای کاری توسط پرستاران شاغل در بیمارستان‌های شهر کرمان در سال 1393 انجام گردیده است.

روش: این مطالعه از نوع توصیفی ـ مقطعی است. جامعه مورد مطالعه عبارت از پرستاران و بهیاران شاغل در بیمارستان‌های شهر کرمان می‌باشند. برای سنجش موانع گزارش خطای پرستاران از پرسشنامه پنج گزینه‌ای لیکرت استفاده شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری با استفاده از نرم‌افزار 17 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: موانع عدم گزارش‌دهی خطاهای پزشکی توسط پرستاران به ترتیب مربوط به حیطه‌های مدیریتی (1/07±3/67)، پیامدهای گزارش‌دهی (1/08±3/56)، اخلاقی (1/03±3/51)، فرایندهای گزارش‌دهی (1/11±3/26) و محیطی (1/05±3/3) بود. همچنین بین میزان تحصیلات، نوع بخش، نوع اشتغال (رسمی، قراردادی، طرح) و نوع بیمارستان با عدم گزارش‌دهی خطا توسط پرستاران ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد (0/05<P).

بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده ضرورت توجه و اقدام مدیران در جهت برطرف‌نمودن یا کاهش موانع گزارش‌دهی خطا بر اساس اولویت تلاش آنان برای بهبود فرهنگ ایمنی بیمار می‌باشد.

زمینه و هدف: فراشناخت اخلاقی نشان‌دهنده دانش افراد از ماهیت، اصول و فرایندهای اخلاقی است. فراشناخت اخلاقی تحت تأثیر متغیرهایی مانند استدلال اخلاقی، رفتار اخلاقی است. هدف این پژوهش بررسی رابطه استدلال اخلاقی، رفتار اخلاقی و سلامتی پرستاران با فراشناخت اخلاقی آنان بود.

روش: این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش را پرستاران شاغل در بیمارستان‌های 15 خرداد و شهید مفتح شهرستان ورامین، در سال 1393 تشکیل می‌دادند. در مجموع 90 پرستار به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه‌های استدلال اخلاقی، رفتار اخلاقی، سلامت و فراشناخت اخلاقی را تکمیل نمودند. تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام، با استفاده از نرم‌افزار SPSS 19 انجام شد.

یافته‌ها: بین استدلال اخلاقی (0/35=r)، رفتار اخلاقی (0/42=r) و سلامت (0/29=r) با فراشناخت اخلاقی رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (0/01≤p). سه متغیر نام‌برده توانستند 37/2 درصد از واریانس فراشناخت اخلاقی را پیش‌بینی کنند، سهم رفتار اخلاقی بیش از دو متغیر دیگر بود.

بحث و نتیجه‌گیری: رفتار اخلاقی، سلامت و استدلال اخلاقی مهم‌ترین متغیرهای پیش‌بینی ‌کننده فراشناخت اخلاقی بودند. بنابراین توصیه می‌شود، برنامه‌ریزان و مشاوران در برنامه‌ریزی برای بهبود فراشناخت اخلاقی پرستاران متغیرهای نام‌برده را در نظر داشته باشند.

توریسم حقوقی، ملاحظات اخلاقی و گزینش قانون حاکم در فرایند سقط جنین

سیدمحمد طباطبائی‌نژاد، محمدحسین عرفان‌منش، محمود عباسی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 77-106
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11076

سقط جنین یکی از چالش‌های اخلاقی و حقوقی دنیای امروزی است که بخش عظیمی از تحقیقات علمی در زمینه مطالعات انسانی و تجربی را به خود معطوف ساخته است. بارزترین شاخصه این مطالعات، اختلافات عمیق میان اندیشمندان است که در طیف وسیعی از «جوازِ مطلق» تا «مطلقاً ممنوع» تبلور یافته است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی پدیده توریسم حقوقی در ارتباط با سقط جنین از منظر اخلاقی و حقوقی و چگونگی برخورد نظام‌مند با آن در چارچوب قواعد حقوق بین‌الملل است.

حرکت آزادانه انسان‌ها فرای مرزها این امکان را فراهم می‌آورد تا اشخاص خود را از قابلیت اِعمال قوانینی که بر رفتار آن‌ها حکومت دارد برهانند و خود را در معرض اِعمال قوانینی قرار دهند که انطباق بیشتری با تمایل آن‌ها دارد. این اقدام که توریسم حقوقی نامیده می‌شود بیانگر گریز خانواده (مادر) از مرزهای کشور محل اقامت خود برای سکنای موقت در کشوری دیگر برای سقط جنین است.

از این رو توریسم حقوقی می‌تواند به مفهوم تقلب نسبت به قانون تعبیر شود. به طوری که آثار چنین اقدامی تحت قانونی که به صورت عادی بر عمل مورد نظر حاکم می‌باشد، مورد شناسایی قرار نگیرد. برخی از نظام‌های حقوقی به منظور جلوگیری از توسعه این عمل، امتیازات و قواعد مرتبط با سقط جنین را محدود به اتباع خود نموده‌اند. در حقوق ایران توجه به برخی زمینه‌ها مانند سقط جنین ناشی از رابطه نامشروع به عنف و اصلاح قوانین ماهوی و تلطیف محدودیت‌ها در کنار همکاری و معاضدت‌های بین‌المللی می‌تواند مناسب‌ترین راه برای برخورد با این پدیده باشد.

توریسم سقط جنین موجب می‌شود تا به جای قانون مبدأ که چنین اقدامی را ممنوع می‌دارد، قانون کشور دوم که سقط جنین را مجاز و یا حتی برای آن امتیازاتی هم در نظر می‌گیرد، حاکم گردد. این امر ملاحظات اخلاقی که در نظام حقوقی سقط جنین وجود دارد و امکان اعمال قواعد تعارض قوانین را با ابهام و اشکال مواجه می‌کند.

کاهش جنین و مسؤولیت‌های ناشی از آن در نظام حقوقی ایران

محمود عباسی، سیدطه مرقاتی، ابراهیم تقی‌زاده، لیلا دلیری

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 107-141
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11077

از آنجا که کاهش جنین محصول پیشرفت علم و تکنولوژی پزشکی در زمینه درمان ناباروری است و سابق بر این موضوعیتی نداشته، به همین دلیل حکم شرعی و فقهی مشخصی برای آن وجود ندارد.

الزام پزشکان متخصص ناباروری برای اقدام به چنین اعمال پزشکی، درمانی، این چالش فقهی و حقوقی را در پی دارد که اساساً این اقدام از سوی پزشک، مسؤولیت‌هایی را از جنبه مدنی، کیفری و انتظامی برای وی به دنبال خواهد داشت یا خیر؟ از این رو با توجه به اهمیت و ضرورت مقوله کاهش جنین و نیز با توجه به لزوم آگاهی از حقوق، تکالیف و مسؤولیت‌های محتمل مرتبط با آن، در مطالعه حاضر سعی بر آن است تا موضوع مسؤولیت‌های سه‌گانه پزشک در ایران، ناشی از عمل کاهش جنین، مورد واکاوی قرار گیرد.

بر این اساس، در ابتدا به تعریف کاهش جنین، انواع آن، روش‌های رایج و نیز رویکرد نظام حقوقی دیگر کشورها در این خصوص پرداخته و سپس به بحث مسؤولیت‌های سه‌گانه پزشک ورود کرده و در ذیل معرفی هریک از مسؤولیت‌های مدنی، کیفری و انتظامی، مسؤولیت‌های پزشک ناشی از عمل کاهش جنین مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

ارتباط نگرش معنوی و امیدواری با کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به بیماری مزمن

مریم حیدری سنگلجی، مریم رسولی، اعظم شیرین‌آبادی فراهانی، نزهت شاکری، مهناز ایلخانی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 143-163
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11186

زمینه و هدف: میزان بقای کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن، در سال‌های اخیر افزایش یافته و تمرکز بر ارتقای کیفیت زندگی آنان به جای مداخلات فوری، توصیه می‌شود. این مطالعه ـ همبستگی با هدف تعیین ارتباط بین نگرش معنوی و امیدواری با کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به بیماری مزمن انجام شده است.

روش: جامعه پژوهش، نوجوانان مبتلا به بیماری‌های مزمن بودند که در بخش‌های مختلف بیمارستان‌های مرکز طبی کودکان، مفید، انستیتو کانسر و مسیح دانشوری

بستری شده یا به درمانگاه‌های مذکور مراجعه نمودند. 134 نوجوان به روش نمونه‌گیری آسان و براساس معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها، شامل «پرسشنامه ویژگی‌های جمعیت شناختی»، «مقیاس نگرش معنوی نوجوانان»، «مقیاس امیدواری نوجوانان» و «سیاهه کیفیت زندگی کودکان» بود که روایی و پایایی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم‌افزار 19 SPSS تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: در این پژوهش، 134 نوجوان 18-13 ساله مبتلا به بیماری‌های مزمن مورد مطالعه قرار گرفتند که میانگین و انحراف معیار سن آن‌ها 2/033±15/03 بود. نگرش معنوی (0/05>p و 0/184=r) و امیدواری نوجوانان (0/05>p و 0/176=r) با کیفیت زندگی آن‌ها ارتباط مثبت معنی‌دار داشت. همچنین بین نگرش معنوی و امیدواری (0/05>p و 0/406=r) ارتباط معنی‌دار وجود داشت. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که نگرش معنوی، نوع پذیرش در بیمارستان و تحصیلات پدر، 14/6 درصد از تغییرات کیفیت زندگی را تبیین می‌کنند.

بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که عواملی مانند هدفمندبودن در زندگی، اعتقاد به خدا و خوش‌بینی به عنوان اجزای تشکیل‌دهنده نگرش معنوی و امیدواری، سبب ارتقای کیفیت زندگی در نوجوانان مبتلا به بیماری‌های مزمن می‌گردد.

اثربخشی معنادرمانی گروهی برعزت نفس و شادکامی دختران نوجوان شهر قم

زهرا سروریان، محمداحسان تقی‌زاده

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 187-207
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11522

زمینه و هدف: نوجوانی یکی از حساس‌ترین و بحرانی‌ترین مراحل زندگی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر معنادرمانی بر عزت نفس و شادکامی نوجوانان شهر قم انجام شده است.

روش: پژوهش از نوع تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون بود. جامعه آماری، دانش‌آموزان دختر دبیرستانی در سال تحصیلی 93-92 بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، از میان آن‌ها 40 نفر انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه شادکامی مونش، در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون، و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.

یافته‌ها: با استفاده از آزمون تی، میانگین نمرات عزت نفس و شادکامی پس از معنادرمانی در گروه مداخله افزایش معنی‌دار داشت (0/001=p). با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره، نمرات کلی عزت نفس (0/001=p)، عزت نفس عمومی (0/037=p)، عزت نفس تحصیلی و عزت نفس خانوادگی (0/001=p) بین دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی‌دار داشت، اما نمره عزت نفس اجتماعی بین دو گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنی‌داری نداشت (0/84=p). همچنین با استفاده از تحلیل کوواریانس یک‌طرفه، معنادرمانی موجب افزایش معنی‌دار میزان شادکامی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل گردید (0/008=p).

بحث و نتیجه‌گیری: معنادرمانی با کمک به نوجوانان در کشف خود واقعی، انتخاب ارزش‌های فردی و یافتن معنای زندگی، عزت نفس و شادکامی را افزایش می‌دهد.

مقاله مروری


اتانازي از منظر وظیفه‌گرایی دین‌باور

محمدجواد موحدي، غلامحسين توکلی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 9 شماره 34 (1394), , صفحه 165-186
https://doi.org/10.22037/mej.v9i34.11187

اتانازي، سقط جنين و پيوند اعضا، سه مسأله کلاسيک در اخلاق پزشکي می‌باشند که از ديرباز تاکنون مطرح بوده و همواره به لحاظ پزشکي، اخلاقی، حقوقي و فقهی، مسائل و چالش‌هاي بي‌شماري را ایجاد کرده‌اند که متخصصان حوزه‌های پیشگفت را ناگزير به يافتن راه حل و پاسخگويي نموده است. در اين ميان، بحث پيرامون اتانازي که به مراقبت‌هاي پايان حيات مربوط است، از اهميت خاصي برخوردار شده است، زيرا برخي از کشورهاي جهان درصدد قانوني‌کردن اين عمل هستند و در بعضي از کشورها هم‌اکنون اتانازی به صورت قانوني در حال انجام است. اين مقاله، اتانازي را از منظر وظیفه‌گرایی دین‌باور، با توجه به پاره‌ای از مهم‌ترين اصول و مباني اخلاقي دين اسلام، مورد مداقه قرار داده تا روايي انواع مختلف آن را بررسي کند. در اين بررسي نشان می‌دهیم که هيچ‌کدام‌یک از انواع اتانازي را نمي‌توان بر پايه اصول اخلاق اسلامی مجاز دانست.