مقاله پژوهشی/ اصیل


چگونگی تعامل اساتید در محیط‌های آموزش بالینی از دید دانشجویان پزشکی

مینا احمدیان

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 11-39
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7183

مقدمه: از آنجا که تأثیر آموزش محيط بالینی بيشتر از برنامه درسي آموزش نظری است و از آنجا که دانشجويان آنچه را كه اساتيدشان انجام مي‌دهند،‌ تكرار مي‌كنند نه آنچه را كه اساتيدشان مي‌گويند چگونگی تعامل استاد در محیط‌های آموزش بالینی از دید دانشجوی پزشکی، با عنایت به نقش الگویی استاد در انتقال ویژگی‌های حرفه‌ای‌گری پزشکی به دانشجوی خود، موضوع ارزشمندی برای بررسی است. از این رو پژوهش حاضر، ابعاد تعامل پنج‌گانه استاد طی برنامه درسی باليني را از دید دانشجویان، بررسی و رتبه‌بندی نموده است.

روش: توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری نیز کلیه دانشجويان کارآموز و کارورز دانشگاه شاهد در سال 2-91 بودند (175=N) که حسب فرمول کوکران و جدول کرجسی و مورگان، 123 نفر نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته سنجش ابعاد تعاملی استاد پزشكي بود که روایی صوری و محتوایی آن حسب نظر متخصصان و پایایی آن نیز طی آلفای کرانباخ برابر با 0/95 بود.

يافته‌ها: میانگین پایین‌تر از متوسط، تعامل استاد با دانشجو (2/63) و نیز میانگین بالاتر از متوسط تعامل استاد با بيمار (3/29) در برنامه درسي باليني، معنادار بوده است، ولی میانگین نحوه تعامل استاد با همكار (3/16)، با مردم (2/95) و با خود (3/00)، غیر معنادار بود. رتبه‌بندی استنباطی میانگین ابعاد تعامل استاد، به ترتیب با بيمار (3/72)، همکار (3/44)، خود (3/18)، مردم (2/71) و دانشجو (1/95) بوده است (0/05≥P).

نتيجه‌گيري: ضرورت تقويت دانش و مهارت عملی تعامل استاد پزشکی به خصوص با دانشجوی خود و نیز با مردم، با خود و با همکار مبین توجه صرف استاد به تعامل مطلوب صرف با بيمار در محیط‌های آموزش بالینی است. تعامل کم‌تر از میانگین با دانشجو، می‌تواند، ناخواسته منشأ آموزش‌هایی نامناسب از سوی استاد برای دانشجوی بالینی باشد.

عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به سزارین درزنان باردار

افسانه توسلی, فریده کلاری, اشرف ظفری دیزجی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 145-170
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7232

جامعه سالم و موفق در گرو داشتن مادرانی سالم و آگاه است. در این میان انتخاب نوع زایمان در حفظ سلامتی مادران نقش بسیار ارزنده‌ای دارد. زنان را باید آزاد گذاشت که در طول بارداری و زایمان به انتخاب‌های آگاهانه دست بزنند. نقش پزشک فقط کمک به زن است نه این‌که او را کنترل کند و به جای او تصمیم بگیرد. بنابر اصول کلی اخلاق پزشکی در راستای احترام به حق استقلال اشخاصی که خود قادر به تصمیم‌گیری هستند، کادر پزشکی باید تمامی اطلاعات لازم را در اختیار بیماران قرار داده تا آنان بتوانند آزادانه و آگاهانه برای خویش تصمیم بگیرند. همچنین کادر درمانی باید در معالجه و درمان بیماران، اصل «ارزیابی خطرها و فواید» روش درمانی و برقراری تعادل بین این دو را رعایت نمایند. سزارین یک نوع زایمان است که در سال‌های اخیر توجه بسیاری از زنان باردار را، بدون آگاهی از نحوه و عواقب آن به خود جلب نموده است. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی گرایش زنان به سزارین انتخابی در سال‌های اخیر انجام گرفته است. روش تحقیق نیز به صورت پیمایشی است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران بالغ بر 200 نفر زن برآورد شد. جامعه آماری شامل زنان باردار سه ماهه سوم باردای مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های منطقه یک تهران است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه مي‌باشد، تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح (آمار توصیفی و آمار استنباطی) صورت گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که بین انتخاب سزارین با آگاهی از عوارض سزارین، تشویق پزشکان، ترس از زایمان طبیعی، الگو‌برداری، حفظ زیبایی بدن، طبقه اقتصادی و اجتماعی زنان ارتباط معنی‌داری وجود دارد، بین انتخاب سزارین با آگاهی از فواید زایمان طبیعی و کمرنگ‌شدن وظایف مادری ارتباط معناداری وجود ندارد.

درک پرستاران از جوّ اخلاقی حاکم بر بیمارستان‌های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

فریبا برهانی, سیدحبیب الله حسینی, عباس عباس‌زاده, محمود عباسی, الهام فضل‌جو

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 41-65
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7184

جوّ اخلاقی بیمارستان نوعی از جوّ سازمانی است که متشکل از روابط بین فردی پرسنل درمان و ارتباطات پرسنل با بیماران و خانواده آن‌ها می‌باشد. از آنجایی که جوّ اخلاقی می‌تواند تحت تأثیر عوامل و شرایط مختلف کاری و سیاست‌های مدیریتی باشد، احتمال می‌رود که از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی درک پرستاران نسبت به جوّ اخلاقی حاکم بر بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد طراحی و اجرا گردیده است. این مطالعه توصیفی مقطعی و با استفاده از پرسشنامه جوّ اخلاقی بیمارستان اولسون، بر روی 370 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های مربوطه در سال 1391 اجرا شد. یافته‌های مطالعه نشان داد که میانگین درک پرستاران از جوّ اخلاقی حاکم بر بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد (0/78±3/22) می‌باشد. مطلوب‌ترین جوّ در حیطه مدیران (0/98±3/56) و نامطلوبترین جوّ در حیطه پزشکان (0/87±2/83) به دست آمد. همچنین جوّ اخلاقی با جنسیت (0/05=P) و تأهل (0/001=P) رابطه معناداری داشت. با توجه به نمره جوّ اخلاقی کسب‌شده در این مطالعه که از سایر مطالعه‌های انجام‌گرفته در این زمینه در ایران کم‌تر می‌باشد و با توجه به اهمیت موضوع جوّ اخلاقی و عواقب ناشی از نقص در این جوّ ، لذا لازم است تا مسؤولین و سیاستگزاران بیمارستان‌ها برنامه‌ریزی‌های مناسبی را جهت حاکم‌نمودن جوّ اخلاقی مطلوب‌تر بکار بندند.

مقدمه: حریم خصوصی بیمار یک متغیر مهم در تعیین سطح رضایتمندی و درک بیماران از کیفیت خدمات مراقبتی است، و اکثر مطالعات انجام‌شده در این زمینه، در بخش اورژانس و در گروه‌های سنی غیر سالمند بوده است. هدف از این مطالعه تعیین میزان رعایت حریم بیماران سالمند و میزان رضایتمندی آنان از رعایت حریم در بیمارستان‌های منتخب استان اصفهان است.

روش: این مطالعه از نوع مقطعی است، نمونه شامل 330 نفر از بیماران سالمند بستری در بیمارستان‌های منتخب شهر اصفهان و کاشان بود که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه «حریم خصوصی و رضایت بیماران از رعایت آن» که در مطالعات قبلی روایی و پایای آن (با ضریب آلفای کرونباخ 0/84) تأیید شده بود، جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها  با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کروسکال والیس، من ویتنی یو و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد.

یافته‌ها: میانگین رعایت حریم کلی، در 15/2 درصد از بیماران در سطح ضعیف، 5/68 درصد در سطح متوسط و تنها در 16/4 درصد در سطح خوب بود. میزان رعایت حریم بیمار در بعد فیزیکی (64/2 درصد)، در بعد اطلاعاتی (70%) و در بعد روانی اجتماعی (72/7 درصد) از بیماران در سطح متوسط قرار داشت. رضایتمندی بیماران در کلیه ابعاد مربوط به رعایت حریم در سطح متوسط بود.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که میزان رعایت حریم و رضایتمندی بیماران سالمندان در اکثر ابعاد در سطح متوسط قرار دارد. بنابراین لازم است به رعایت حریم بیماران و آموزش پرسنل بهداشتی ـ درمانی در این باره بیشتر توجه شود.

بررسی میزان درماندگی اخلاقی پرستاران شاغل در مراکز آموزشی ـ درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1392

عباس عباس‌زاده, فریبا برهانی, محمدجواد حسین‌آبادی فراهانی, عرفان قاسمی, نادره نادری‌روش

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 121-143
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7190

درماندگی اخلاقی[i]پدیده‌ای شایع در حرفه پرستاری می‌باشد که می‌تواند سبب تعارض در زمینه مراقبت و رویارویی با بیمار و ارائه مراقبت با کیفیت شود که همین موضوع می‌تواند در روند دستیابی به اهداف سیستم مراقبتی مداخله ایجاد کرده و در نهایت بر الگوی سلامتی جامعه نیز تأثیرات سویی داشته باشد.دراین مطالعه توصیفی، 153 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفته‌اند. جهت بررسی داده‌ها از پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه استاندارد درماندگی اخلاقی کورلی استفاده شده است. پایایی پرسشنامه از طریق ضریب همبستگی درون رده‌ای مورد بررسی قرار گرفته، که برابر با 0/88 بوده است. همچنین جهت تعیین ثبات درونی ابزار از ضریب الفای کرونباخ استفاده شده که برابر 0/87α= بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمره درماندگی اخلاقی پرستاران 16/6± 44/8 بوده است که نشان‌دهنده سطح متوسط درماندگی اخلاقی می‌باشد. با توجه به پیامدهای درماندگی اخلاقی در پرستاران، آشنایی بیشتر با این پدیده و ارائه راهکارهایی برای مقابله با آن ضروری به نظر می‌رسد.

پی‌نوشت‌ها

[i] .Moral Distress

سنجش میزان آگاهی پرستاران پیرامون نحوه انتقال خبر ناگوار به بیماران و همراهان آن‌ها

مریم روانی‌پور, سحر غلامی, فائزه جهانپور, مریم هاشمی, سمیه حسینی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 171-191
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7233

مقدمه: یکی از ابعاد ارتباط در بالین فرآیند انتقال خبر ناگوار می‌باشد. اطلاع‌رسانی خبر ناگوار از جزئیات روانشناختی ظریفی برخوردار است که گوینده آن ناگزیر از توجه به آن‌هاست. از این رو پژوهشگر اقدام به انجام این مطالعه با هدف سنجش میزان آگاهی پرستاران پیرامون نحوه انتقال خبر ناگوار به بیماران و همراهان آن‌ها در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر در سال 1391 نمود.

روش: در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی که به صورت مقطعی انجام گرفت، میزان آگاهی پرستاران شاغل در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر پیرامون نحوه انتقال خبر ناگوار به بیماران و همراهان آن‌ها سنجیده شد. جمع‌آوری داده به وسیله‌ی پرسشنامه‌ای محقق ساخته روا و پایا شده‌، انجام شد. داده‌ها از طریق آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که بیشتر پرستاران از آگاهی خوبی برخوردار بودند. همچنین تفاوت معناداری بین گروه‌های جنسیتی (0/004=p)، گروه‌های سنوات کاری (0/041= p) و بخش محل کار (0/031=p) در میزان آگاهی دیده شد، اگرچه در میزان آگاهی برحسب علاقه به شغل (0/104=p) و سمت (0/189=p) تفاوت معناداری دیده نشد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج کسب‌شده از این مطالعه و همچنین با تأکید بر اهمیت مسأله انتقال خبر ناگوار می‌توان امیدوار بود که با تدوین برنامه‌های آموزشی مناسب در این زمینه، به نتایج مطلوب‌تری نیز دست یافت.

مقاله مروری


تخصیص منابع مالی نظام مراقبت سلامت: دیدگاه اخلاقی

احسان شمسی کوشکی, مینو علی‌پوری سخا, حکیمه مصطفوی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 67-95
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.7185

کلیه نظام‌های مراقبت سلامت در دنیا با مشکل محدودیت منابع مواجه هستند، لذا تخصیص عادلانه منابع از چالش‌های مهم هر نظام سلامت و بخش اصلی در فرآیند تصمیم‌گیری محسوب می‌شود. جهت برقراری عدالت در نظام مراقبت‌های سلامت و تخصیص عادلانه منابع نیازمند بکارگیری معیارهای اخلاقی در توزیع منابع هستیم. این مقاله با هدف مروری بر روش‌های تخصیص منابع مالی نظام مراقبت‌های سلامت از دیدگاه اخلاقی تدوین شده است. با استفاده از پایگاه‌های اطلاعاتی (PUBMED و Google Scholar) همچنین کتب و مقالات، به بررسی روش‌های مورد استفاده جهت تخصیص منابع مالی نظام مراقبت‌های سلامت پرداختیم. به نظر می‌رسد ترکیب مناسبی از شاخص‌های جمعیت، مرگ‌ومیر، هزینه‌های اضافی مربوط به مناطق دورافتاده و روستایی و شاخص‌های اقتصادی اجتماعی می‌تواند به بهبود عدالت در تخصیص و توزیع منابع مالی نظام مراقبت‌های سلامت منجر شود.

سخن سردبیر


سخن سردبیر

محمود عباسی

مجله اخلاق پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 8 شماره 29 (1393), 1 十月 2014, صفحه 7-10
https://doi.org/10.22037/mej.v8i29.12064

اگرچه طیف وسیع آموزه‌های اخلاقی و قواعد حقوقی به مثابه توشه‌ای ارزشمند در تضمین حقوق بیماران و وجهی موکد در نیل به مراتب والای منازل عدالت در سلامت در افق سیاست‌های کلان سلامت کشور به شمار می‌روند، لیکن بدون تردید، نقص کارکردی و نقض عملی، آفتی است که شهد شیرین این توشه را در کام دریافت‌کنندگان خدمات سلامت، تلخ و زهرآلود می‌کند و در درجات شدیدتر، عدالت را در حالی که مترسک آن در شهر می‌چرخد، فرسنگ‌ها آن طرف‌تر پشت میله‌های تبعیض به صلابه می‌کشد. بر این اساس، ارزیابی مستمر نظری و رصد میدانی شاخص‌ها علاوه بر این‌که مقدمه‌ای بر ارائه و اجرایی‌سازی راهبردهای ارتقای همه‌جانبه عدالت در حوزه سلامت جامعه خواهد بود، طراحی تضمینات کافی جهت برون‌رفت از عوامل خنثی‌کننده یا معارض با رویکردهای عدالت محور را میسر می‌سازد....