مقاله اصیل


مقدمه: احیا قلبی پیشرفته و برخورد با ایست قلبی از موضوعات مهمی است که دستیاران طب اورژانس باید با آن آشنایی کامل داشته باشند. هدف از انجام این طرح مقایسه دو روش آموزش حضوری و استفاده از سرویس های پیام رسان (که قابلیت به اشتراک گذاری صوت و تصویر را دارند مانند واتساپ) است.


روش مطالعه: در این مطالعه دستیاران طب اورژانس برای آموزش احیای قلبی ریوی، به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه کنترل آموزش حضوری به صورت طرح سناریو انجام شد و در گروه دوم آموزش احیا به صورت طرح سناریو در گروه پیام رسان نرم افزار واتساپ، به صورت غیر حضوری انجام شد. پیش آزمون و پس آزمون از هر دو گروه انجام شد. نمرات آزمون ها مورد محاسبه وآنالیز آماری قرار گرفت.


یافته ها: بررسی مقایسه فراوانی جنسی، مقایسه میانگین سال دستیاری، مقایسه فراوانی گذراندن دوره  CPR، و میانگین سنی دو گروه مورد بررسی اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد. همچنین میانگین درصد نمره آزمون CPR در بین دو گروه مورد بررسی قبل و پس از آموزش اختلاف معنی داری را نشان نداد. اما میانگین درصد نمره آزمون CPR در گروه مداخله قبل و پس از آموزش اختلاف معنی داری را نشان داد. میانگین درصد نمره آزمون CPR در گروه کنترل قبل و پس از آموزش اختلاف معنی دارد. همچنین در صورتی که پس آزمون را به عنوان متغیر وابسته و دو گروه را به عنوان متغیر مستقل و پیش آزمون را به عنوان کوواریانس وارد فرمول ANCOVA کنیم بین دو گروه در پس آزمون اختلاف معنی دار مشاهده می شود. (P-value= 0.002)


نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر سناریو در مورد احیا بالغین به روش بحث گروهی با نرم افزار پیام رسان بر روی دستیاران  موثرتر است. برای مطالعات آتی بررسی با حجم نمونه بزرگتر و در مدت زمان طولانی تر پیشنهاد می شود.

بررسی شکایت افتادن از تخت بیمارستانی حین درمان ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس در طی سال های از سال 1390 الی 1398

اقدس شادمهر, علیرضا درودچی, محمد زارع نژاد, زهرا زارعی, نوید کلانی, لهراسب طاهری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e4
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37991

مقدمه: سقوط در بین بیماران بستری در بیمارستان شایع است، صدمات ناشی از سقوط هزینه های مراقبت های بهداشتی را افزایش می دهد. متأسفانه، شواهد گزارش نسبتاً کمی در مورد عوامل مؤثر در سقوط بستری و یا اثربخشی برنامه های پیشگیری از سقوط بیمارستان وجود دارد. از این رو این مطالعه با هدف تعیین مهمترین عوامل موثر بر شکایت افتادن از تخت بیمارستانی حین درمان ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس در طی سالهای از سال 1390 الی 1398 انجام شد.


روش مطالعه: این مطالعه از نوع  توصیفی- مقطعی و گذشته نگر بود. تمامی پرونده های شکایت افتادن از تخت بیمارستانی حین درمان ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس در طی سال های از سال 1390 الی 1398 مورد بازنگري قرار گرفت و اطلاعات موجود در آنها بر اســاس چک لیست تهیه شده جمع آوري و ثبت شد. پس از جمع آوري داده ها اطلاعات به صورت Sheet Code در آمد و توســط نرم افزار SPSS  نسخه 21 و آرزمون های آماری توصیفی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.


یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد سقوط بیشتر در مردان و در رده سنی بالاتر از 70 سال رخ داده است،همچنین بیشترین موارد سقوط از تخت در شیفت صبح اتفاق افتاده (9/45%) شاهد سقوط در اکثریت موارد، پرستاران (7/55%) بودند و (7/55%) از بیماران پس از سقوط به‌تنهایی قادر به بر خواستن نبوده است. آسیب های ناشی از این اتفاق هم آسیب های جسمی و روانی برای بیمار و خانواده وی داشته و هم هزینه های درمانی سیستم سلامت را افزایش می دهد و در مواقعی حتی آسیب ها بسیار سنگین و گاهی جبران ناپذیر است.


نتیجه گیری:   با توجه به امار بالای میزان وقوع سقوط بیمار و اینکه شناسایی بیماران در معرض خطر ، عامل مهمی در پیشگیری از سقوط است، لازم است اموزش های لازم به پرستاران و سایر مراقبین داده شود همچنین پیشنهاد میشود با استفاده از ابزار های موجود بیماران در خطر ارزیابی شوند. همچنین میتوان با ارائه برنامه ی اموزشی به بیماران و خانواده انها بروز این چنین حوادث را تا حد امکان کاهش داد.

بررسی ارتباط شکستگی های صورت و جمجمه با پیامد آسیب های مغزی در بیماران ضربه به سر مراجعه-کننده به اورژانس مرکز آموزشی درمانی پورسینا از سال 1394 تا 1396

پیمان اسدی, سید مهدی ضیاء ضیابری, بهزاد زهره وندی, علی خلیقی سیگارودی, عنایت الله همایی راد, سما دباغ, فاطمه اسدی شکفتی, سیامک ریماز

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e5
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37917

مقدمه: آسیب های تروماتیک مغزی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر و ناتوانی است. آسیب های تروماتیک مغزی دارای مکانیزم های آسیب چند عاملی هستند و اغلب  همراه با دیگر آسیب ها می باشند. بخش زیادی از بیماران دچار آسیب های تروماتیک مغزی دچار آسیب های صورت نیز هستند. به دلیل نزدیکی آناتومیکی صورت و جمجمه انتظار می رود که بیماران مبتلاء به آسیب صورت در معرض خطر بیشتری برای صدمات مغزی باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شکستگی های صورت وجمجمه با پیامد مغزی در بیماران ضربه به سر انجام شد.


روش اجرا: این یک مطالعه تحلیلی- مقطعی است. جمعیت مورد مطالعه بیماران دچار شکستگی جمجمه وصورت ناشی از ضربه سر می باشد. شکستگی جمجمه وصورت در دو دسته مندیبولار و قسمت میانی صورت طبقه بندی شدند. پیامد مغزی به صورت کانکاشن و آسیب های اینتراکرانیال در نظر گرفته شد. سن، جنسیت، مکانیزم تروما، زمان و نوع شکستگی، علائم بالینی همراه و سطح هوشیاری بیماران ثبت گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار STATA   مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.


نتایج: از 1625 بیمار دچار ضربه به سر 958 (60درصد) دچار شکستگی صورت و جمجمه شدند. 700 نفر(71درصد) دچار آسیب های مغزی به دنبال ضربه به سر شدند، که تنها 29درصد آنها فاقد پیامد مغزی بودند. 50 درصد از پیامدهای مغزی به دنبال شکستگی استخوان صورت و جمجمه با هم و شکستگی استخوان جمجمه 29درصد و شکستگی صورت 21 درصد از کل پیامدهای مغزی را شامل شدند. اکثر بیماران دچارکانکاشن مغزی بودند. درد موضعی شایعترین علامت همراه بود (2/75 درصد). به طورکلی 36درصد از کل شکستگی های صورت و 88درصد از شکستگی های جمجمه منجر به پیامد مغزی شدند.


نتیجه گیری: ارتباط مستقیمی بین شکستگی استخوان های جممجمه و صورت با پیامدهای مغزی در بیماران ضربه به سر وجود دارد و کانکاشن شایعترین پیامد مغزی در این بیماران بود. اقدامات اورژانسی و به موقع در بیماران با شکستگی استخوان های جمجمه و صورت الزامی است تا از پیامدها و آسیب های مغزی حاصل از آن کاست.

مقدمه: امروزه آزمایشات پاراکلینیکی نقش مهمی در تشخیص و درمان بیماران ترومایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی درخواست های غیرضروری آزمایشات روتین در بیماران با ترومای شکم و قفسه سینه در اورژانس بیمارستان بعثت شهر همدان انجام گرفت.


روش مطالعه: در این مطالعه­ی مقطعی به روش سرشماری، تعداد 400 بیمار با ترومای شکم و قفسه سینه مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان بعثت همدان در سال 1399 انتخاب شد. سپس تعداد و نوع آزمایشات و تاثیر آنها بر پیامد بیماری مورد بررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23  و آزمون های کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شد.


یافته‌ها: در مطالعه حاضر، میانگین سن بیماران 92/18±05/46 سال و 5/75% مرد و 5/24% زن بودند. فراوانی آزمایشات ضروری( . 81.7% آزمایشات ضروری و 94.8% آزمایشات غیر ضروری دارای نتیجه منفی بودند. بین تعداد آزمایشات غیر ضروری درخواستی با نوع تروما، روز و شیفت مراجعه ارتباط معنی دار مشاهده نشد. اما بین تعداد آزمایشات غیر ضروری درخواستی با سن ، جنس ، مدت بستری در بیمارستان ، پیامد نهایی ارتباط معنی­دار مشاهده شد(P<0.001).


نتيجه‌گيري:  در این مطالعه برای بیماران با ترومای شکم و قفسه سینه درخواست آزمایشات غیر ضروری  بیش از درخواست آزمایشات ضروری بود. برنامه ریزی برای بهینه سازی سیستم فعلی درخواست آزمایشات ، همکاری بین پزشکان و متخصصان آزمایشگاهی می تواند نامناسب بودن آزمایشات را به حداقل برساند.


 

مقدمه: تهیه یک آرام‌بخش مطلوب برای بیماران تحت تهویه مکانیکی در ICU همچنان یک چالش است. میدازولام مدت‌ها به‌عنوان یک داروی سداتیو برای بیماران ICU در سراسر دنیا استفاده می‌شد. دکسمدتومدین یک سداتیو جدید است که برای آرام‌بخشی این بیماران دارای ثبات همودینامیکی بهتر بوده و اثرات سوء تنفسی ندارد.


روش کار: مطالعه ی حاضر به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور متقاطع بر روی 33 بیمار تحت تهویه مکانیکی بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد.  جهت انجام مداخله ابتدا همه بیماران داروی دکسمدتومدین (PrecedexTM 200mcg/2ml, Hospira, USA ) با دوز اولیه 1 µg/kg در عرض 10 دقیقه دریافت کرده و سپس انفوزیون آن با دوز 0.5 µg/kg /h   به مدت 24 ساعت ادامه یافت. پس از 24 ساعت اول، برای بیماران داروی میدازولام با دوز 0.05 mg/kg آغاز و سپس با دوز  0.1 mg/kg/h  به مدت 24 ساعت تجویز شد. دوز داروهای ارام بخش به صورت تیتره افزایش یافت تا بیماران به بازه هدف سدیشن با RASS  در محدوده 0 تا 1- برسند. ارزیابی بیماران از نظر متغیرهای قلبی، عروقی، کیفیت ونتیلاسیون شاخص‌های ABG در ساعات پایه، 12 و24 پس از شروع سدیشن ثبت گردید.


یافته ها: 28 نفر (8/84 درصد) از آن بیماران مرد و 5 نفر (2/15 درصد) زن بودند. میانگین سنی بیماران 74/69±12/36 سال بود. فشار خون سیستولیک (p<0.005) و دیاستولیک (p=0.003)، میانگین فشار خون شریانی (p=0.02) و ضربان قلب (p=0.003) بیماران در زمان 24 در گروه میدازولام بصورت قابل توجهی بالاتر بود. همچنین درصد اشباع اکسیژن بیماران دو گروه در زمان های 12 و 24 اختلاف معنادار داشت به طوری که این متغیر زمان 12 در گروه دکسمدتومدین (p=0.03) و در زمان 24 در گروه میدازولام (p=0.001) بطور معناداری بیشتر بود. دو گروه از نظر شاخص‌های ABG یکسان بودند.


نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که داروی دکس مدتومدین اثرات همودینامیک بهتری نسبت به میدازولام دارد. همچنین اثرات دو داروی دکس مدتومدین و میدازولام بر روی مکانیک ریه یکسان است.

بهینه سازی فرایند ارائه خدمت در بخش اورژانس با استفاده از نقشه برداری جریان ارزش و شبیه سازی؛ یک مطالعه کیفی

کامران حیدری, محمود رضا احمدی, محمدمهدی فروزانفر, بهروز هاشمی, سعید صفری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e10
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38410

مقدمه: ایجاد تغییرات در هر یک از بخش‏های مراکز درمانی علاوه بر هزینه‏ های مالی بسیار بالا، نیازمند هماهنگی‏های قانونی و پذیرش ریسک‏های زیاد جهت جلوگیری از کاهش کمیت و کیفیت ارائه خدمات درمانی است. این مطالعه با هدف بررسی بهینه سازی ارائه خدمات در بخش اورژانس با استفاده از روش نقشه برداری جریان ارزش و شبیه سازی صورت پذیرفت.


روش کار: در این مطالعه کیفی ابتدا فرایندهای بخش اورژانس بیمارستان شهدای تجریش، با استفاده از روش نقشه‏برداری جریان ارزش ترسیم شدند و مدلی گرافیکی برای شبیه سازی فرایندها ساخته شد. برای انجام شبیه‏سازی علاوه بر توالی عملیات، زمان لازم برای انجام هر فعالیت، زمان های انتظار، منابع موجود و غیره به ‌عنوان ورودی های مدل شبیه سازی استخراج شدند. در ادامه، پس از تعیین میانگین زمان‏های بدست آمده، سناریوهای مورد نظر تیم اورژانس بر اساس اصول‏ سلامت ناب بر روی مدل شبیه‏سازی شده اجرا شدند تا با مقایسه خروجی های هر سناریو، سناریوی بهینه تعیین شود.


یافته ها: بر اساس نقشه حرکت بیمار، سفر بیمار در بخش اورژانس از اولین ویزیت آغاز و تا ترخیص ادامه می یابد. در این بین مراحلی مانند، درخواست مشاوره یا ویزیت توسط سایر سرویس ها، درخواست آزمایش، درخواست تصویر برداری، و درخواست دارو  صورت می پذیرد. نتایج آنالیز حرکت 60 بیمار نشان داد، در این بخش زمان اولین ویزیت تا اولین آزمایش به طور میانگین 5/58 دقیقه، زمان درخواست اولین آزمایش تا انجام آن به طور میانگین 4/28 دقیقه، زمان بین اولین ویزیت تا درخواست سی تی اسکن به طور میانگین 8/45 دقیقه، زمان بین درخواست سی تی اسکن تا انجام آن به طور میانگین 3/16 دقیقه، زمان بین اولین ویزیت تا درخواست دارو به طور میانگین 2/46 دقیقه، و نهایتا فاصله زمانی بین اولین ویزیت تا ترخیص به طور میانگین 275 دقیقه (4 ساعت و 35 دقیقه) می باشد. جریان کلی اورژانس ممکن است توسط موارد ذیل بهینه شوند: داشتن یک پزشک و پرستار ارشد برای همه بیماران در یک واحد نظارت؛ داشتن سیستم های اطلاعاتی در محل که اجازه می دهد ظرفیت و جریان در اورژانس و کل بیمارستان قابل مشاهده باشد؛ داشتن مناطق بیمار که از موقعیت های مرکزی قابل مشاهده است، در حالی که از حریم خصوصی نیز محافظت می شود؛ دسترسی آسان به بخش مراقبت های حاد، رادیولوژی و سایر فضاهای مراقبت حاد؛ دسترسی آسان به سوابق بالینی گذشته از بیمارستان ها و سیستم های مراقبت اولیه.


نتیجه گیری: به نظر می رسد با استفاده از ترسیم نقشه حرکت بیماران در بخش اورژانس و مدل سازی های هوشمند بتوان به راهکارهایی در خصوص بهینه سازی ارائه خدمات بیماران و همچنین ارتقاء ایمنی بیماران رسید.

مقایسه ی کارایی تشخیصی امتیاز آلوارادو و سونوگرافی در موارد آپاندیسیت حاد: یک مطالعه مقطعی تحلیلی

سمیرامیس پورمتعبد, حامد مساوات, عباس مرادی, رسول سلیمی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e11
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.36090

مقدمه: آپاندیست حاد یکی از شایع ترین علل درد شکمی و از فوریت­های جراحی مراجعین بخش اورژانس است. تشخیص صحیح و به هنگام آپاندیسیت و به دنبال آن اقدام به موقع و مناسب می­تواند میزان مرگ و میر و ناتوانی ناشی از آن را به طور چشمگیری کاهش دهد. با توجه به شیوع بالای موارد آپاندکتومی منفی، هدف اط مطالعه­ی حاضر، مقایسه­ی کارایی تشخیصی امتیاز آلوارادو و سونوگرافی در موارد آپاندیسیت حاد بود.


روش مطالعه: این مطالعه­ی مقطعی تحلیلی بر روی بيماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان بعثت همدان طی سال 1398-1397 که با تشخیص نهایی آپاندیسیت حاد تحت عمل جراحی آپاندکتومی قرار گرفته بودند، انجام شد. داده­های این مطالعه با روش بررسی پرونده ها جمع آوری شد و نمونه­­گیری با روش در دسترس انجام شد. داده­های استخراج شده از پرونده­ی بیماران شامل علائم و نشانه­های معاینه بالینی، یافته­های آزمایشگاهی، نتیجه­ی سونوگرافی و یافته­های پاتولوژی بعد از عمل جراحی آپاندکتومی بود. نمره­ی آلوارادو بر اساس یافته­های بالینی و آزمایشگاهی محاسبه شد. نتیجه نهایی نمره دهی آلوارادو  و سونوگرافی  با نتیجه گزارش پاتولوژی به عنوان استاندارد طلایی مقایسه و تجزیه، تحلیل شد و شاخص­های حساسیت، اختصاصیت، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی و دقت محاسبه گردید.


یافته‌ها: از 100 بیمار مورد بررسی 51 نفر زن و 49 نفر مرد بودند. میانگین سن بیماران 99/13 ± 24/24 سال بود. در مقایسه با گزارش پاتولوژی حساسیت، اختصاصیت، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی و دقت معیار آلوارادو در تشخیص آپاندیسیت حاد به ترتیب 9/92%، 0/75%، 8/89%، 3/33 و 5/84% و برای به ترتیب سونوگرافی 0/60%، 0/50%، 5/89%، 0/15% و 8/58% بود.


نتيجه‌گيري: در بیماران مشکوک به آپاندیسیت حاد، معیار آلوارادو در تصمیم گیری­های کلینیکی آپاندیسیت حاد بسیار کمک کننده است و کارایی تشخیصی آن بیش­تر از سونوگرافی است. با این حال با کمک گرفتن از هر دو روش تشخیصی، ممکن است دقت تشخیصی افزایش یابد.

مقدمه: گزارش واکنش های ناشی از انتقال خون در بیماران ترومایی در مدیریت بهتر بیماری موثر است.  در این مطلعه میزان واکنش های حاد مرتبط با تزریق خون دربیماران ترومایی دریافت کننده خون در مرکز آموزشی و درمانی بعثت شهر همدان بررسی گردید.


روش مطالعه: دراین مطالعه مقطعی، به روش نمونه گیری در دسترس پرونده پزشکی 245 نفر از از بیماران ترومایی بالای 18 سال در بیمارستان بعثت شهرهمدان در سال 1399 از نظرسابقه­ی واکنش­های آلرژیک ،نوع فراورده تزریقی خون، علایم حیاتی و.. بررسی شد. از SPSS نسخه 23 و آزمون تی زوجی و آزمون مونته­کارلو جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد مقدار P.Value<0.05 معنی­دار در نظر گرفته شد.


یافته ها: میانگین سن بیماران مورد مطالعه  34/17±53/41 سال، 80 درصد مرد، 20 درصد زن، 91 درصد ترومای بلانت، 9 درصد نافذ بود. از مجموع 245 بیمار ، 13 نفر(3/5 درصد) دچار واکنش­ شدند ( 7/3 درصد آلرژی و 6/1 درصد تب­زای غیرهمولیتیک ). میانگین درجه­ی حرارت، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و تعداد تنفس بیماران ترومایی دریافت کننده خون، نسبت به قبل از دریافت خون به طور معنی­داری افزایش و تعداد نبض کاهش یافته بود. بین واکنش تزریق خون در بیماران ترومایی با نوع تروما، سن بیماران، جنسیت، گروه خونی، Rh و وجود یا عدم وجود بیماری زمینه­ای ارتباط معنی­دار مشاهده نشد.


نتیجه گیری:  واکنش آلرزیک و تب­زای غیرهمولیتیک در بیماران ترومایی دارای بیشترین شیوع بود. به نظر می­رسد لذا شناخت علل آن و راهکارهای کاهش میزان آنها دربیماران ترومایی نیاز به مطالعات بیشتری دارد.

نگرش و عملکرد اعضای تیم احیای قلبی ریوی در رابطه با کار گروهی؛ یک مطالعه توصیفی مقطعی

حمیدرضا حریریان, الهه بهرامی, هادی حسنخانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e13
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38349

مقدمه: يكي از صلاحيت هاي مورد نياز پرستاران و پزشکان جهت ارائه مراقبت موثر در شرایط اورژانسی، مهارت كار تيمي است. این مطالعه با هدف بررسی نگرش و عملکرد اعضای تیم احیای قلبی ریوی بخش های اورژانس در رابطه با کار گروهی حین احیا انجام شد.


روش‌کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی مقطعی است که از مهر تا بهمن 1399 و در 7 بیمارستان آموزشی شهر تبریز انجام شد. 147 پرستار و 126 پزشک از  بخشهای اورژانس به روش تصادفی در این مطالعه وارد شدند. از پرسشنامه های اطلاعات فردی اجتماعی، نگرش نسبت به کار گروهی و عملکرد گروهی استفاده شد. نتایج با استفاده از نرم افزار spss 21 تحلیل شد.


نتایج:  میانگین سنی پرستاران 19/5±25/31 و پزشکان 68/5±17/36 بود. اکثریت پرستاران (5/41%) و پزشکان (5/32%) بیش از 20 بار در عملیات CPR شرکت کرده بودند. میانگین نمره نگرش پرستاران 23/9±98/120 و پزشکان 29/9±95/119 بود و نگرش کلی ایشان نسبت به کار گروهی موافق بود (001/0=P). میانگین نمره عملکرد پرستاران 49/2± 14/46 و پزشکان 14/2± 48/46 در سطح مطلوب ارزیابی شد (001/0=P).


نتیجه گیری: با توجه به اینکه در شرایط اورژانسی همانند CPR ارتباط و هماهنگی اعضای تیم احیا نقش بسزایی در نتیجه‌ی عملیات دارد، میتوان نتیجه گرفت که ترویج و تشویق نگرش و عملکرد مثبت نسبت به کار تیمی، آموزش­های تیمی و ایجاد آمادگی ذهنی برای کار گروهی در اعضای تیم احیا، می­تواند راهکاری ارزشمند و کم هزینه در زمینه افزایش بازده کاری این افراد و نهایتا ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران باشد.

بررسی علل بستری سالمندان در بیمارستان امام خمینی شهر جیرفت در سال 1397

یاسین سهرنی, الهه سالارپور, احسان گروهی ساردو, سینا حیدری, حسین رفیعی, اطهره فلاحی, حبیبه وزیری نسب, شیوا کارگر, سلمان دانشی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e14
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37897

مقدمه: با افزایش سن، شیوع بیماری­ها به ویژه بیماری­های مزمن در سالمندان افزایش پیدا می­کند، و به همین دلیل سالمندان عمده­ترین دریافت کنندگان خدمات حوزه سلامت هستند.این مطالعه با هدف تعیین علل بستری سالمندان در بیمارستان امام خمینی شهر جیرفت انجام شد.


روش کار: این پژوهش به صورت مقطعی –توصیفی صورت گرفت. 358 سالمند مراجعه کننده به بیمارستان بیمارستان امام خمینی (ره) شهر جیرفت، در سال 1397 به صورت نمونه گیری طبقه­ای تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز از پرونده­ی بیماران استخراج و در چک لیست محقق ساخته ثبت گردید. داده­ها با نرم افزار آماری SPSS  نسخه‌ی 20 و آزمون­های آماری توصیفی وتحلیلی تجزیه و تحلیل شد.


یافته ها: یافته­های این مطالعه نشان داد که 152 نفر (5/42درصد) از نمونه­های پژوهش در محدوده سنی 69-60 بودند. بیشترین شکایت اصلی نمونه­های پژوهش به ترتیب تنگی نفس (5/14درصد)، درد قفسه سینه (5/11درصد) و کاهش بینایی (2/11درصد) بود. بیشترین علل بستری نمونه­های پژوهش به ترتیب شامل کاتاراکت (2/11درصد)، آنژین صدری (1/8درصد) و نارسایی قلب (1/6 درصد) گزارش شد.


نتیجه گیری: بیشترین علت بستری بیماران، کاتاراکت و آنژین صدری بود به نظر می­رسد که قرار دادن برنامه­های آموزشی و غربالگری مورد نیاز در این زمینه در برنامه مراقبت­های سلامت سالمندان ضروری باشد.

مقدمه: ارزیابی شدت آسیب و عوامل موثر بر پیش آگهی بیماران ترومایی منجر به مدیریت بهتر می شود. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط تعداد لکوسیت ها و سطح هوشیاری در بیماران ترومایی انجام شد.


روش مطالعه: این مطالعه­ی توصیفی – مقطعی بر روی پرونده­ی 126 نفر از بیماران بستری شده با تروما بستری در بخش اورژانس بیمارستان بعث همدان در سال 1399-1400 انجام گردید. قبل از تجویز هر گونه دارویی ، نمونه خون جهت تعیین شمارش لکوسیت ها با سل کانتر اخذ شد. و در همان لحظه سطح هوشیاری بر اساس مقیاس گلاسکو (GCS) ثبت و ارتباط بین این دو بررسی گردید.


یافته‌ها: تعداد کل بیماران ترومایی 126 نفر ( 5/67درصد مرد و 5/32درصد زن) بود. میانگین سن آنها 78/12±71/37 سال بود. موارد تروما اکثرا از نوع بلانت(6/78درصد) و مالتیپل تروما(2/45درصد) بود. فراوانی لکوسیتوز 8/27درصد با میانگین شمارش لکوسیتی3470 ±9526 در میکرولیتر خون بود. بین سطح هوشیاری و شمارش لکوسیت12 ساعت پس از بستری همبستگی معنی­دار مشاهده شد(r=0.663, P<0001). همچنین بین شمارش لکوسیت با پیامد تروما ارتباط معنی­داری مشاهده شد(P<0.001). از نظر پیامد، 8/81 درصد بیماران با حال خوب ترخیص شدند و 1/7درصد فوت نمودند.


نتيجه‌گيري: در بیماران ترومایی، بین شمارش لکوسیت های خون محیطی و سطح هوشیاری همبستگی مثبت دیده شد. با توجه به ارتباط بین تعداد گلبول سفید خون با پیامد نهایی بیماران ترومایی،در مطالعات تکمیلی می توان از این بیومارکر جهت تعیین پیش آگهی نسبی بیماران استفاده نمود.

مقدمه: ﺑﻴﻤــﺎرى کووید ١٩ ﭼﺎﻟﺸــﻰ ﺑــﺰرگ ﺑــﺮاى ﺳــﻼﻣﺖ ﺷــﻐﻠﻰ اﺳــﺖ. اﻓــﺮاد در ﺑﺴــﻴﺎرى از ﻣﺸــﺎﻏﻞ، ﺑــﺎ ﺧﻄــﺮ ﺑــﺎﻻى اﺑﺘــﻼ ﻣﻮاﺟــﻪ ﻫﺴــﺘﻨﺪ و ﺑــﺪون ﺷــﻚ ﭘﺮﺳــﻨﻞ ﺑﻬﺪاﺷــﺘﻰ بخصوص پرستاران اورژانس که در ﺧــﻂ ﻣﻘــﺪم ﻣﺒــﺎرزه ﺑــﺎ ﺷــﻴﻮع اﻳــﻦ ﺑﻴﻤــﺎرى ﻗــﺮار دارﻧــﺪ و ﻧــﻪ ﺗﻨﻬــﺎ اﺳــﺘﺮس ﻛﺎرى ﺑﺎﻻﻳــﻰ را ﺗﺠﺮﺑــﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﻨــﺪ، ﺑﻠﻜــﻪ در ﻣﻌــﺮض ﺧﻄــﺮ ﺑــﺎﻻى اﺑﺘــﻼ ﺑــﻪ وﻳــﺮوس ﻗــﺮار دارﻧــﺪ، ﻛــﻪ اﻳــﻦ اﻣــﺮ آﻧﻬــﺎ را در ﻣﻌــﺮض ﻣﺸــﻜﻼت رواﻧــﻰ از جمله اضطراب و فرسودگی شغلی ﻗــﺮار ﻣﻰ دﻫــﺪ .


 روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی در سال 1399 به روش سرشماری بر روی کلیه پرستاران مشغول به کار در  اورژانس های دانشگاه علوم پزشکی زاهدان(150) نفر ،  در  بیمارستان های علی بن ابی طالب- بیمارستان خاتم- بیمارستان بوعلی زاهدان و علی اصغر  در اپیدمی کرونا انجام گرفت ، ابزار گردآوری اطلاعات در دو بخش بود که بخش اول آن شامل پرسشنامه ای برای سنجش اضطراب در بیماران  کرونا (CDAS)  و بخش دوم آن شامل پرسشنامه مسلش (Maslach) برای سنجش فرسودگی شغلی استفاده شده است .


یافته ها: نتایج مطالعه به ما نشان داد که 7/63 % پرستاران اورژانس دارای اضطراب میباشند و ارتباط آماری معناداری با سن پایین، جنسیت زن، تعداد فرزند کمتر، سنوات کاری کمتر، استخدام به صورت طرحی، داشتن بیماری زمینه ایی، فوت یکی از اعضای خانواده به علت کرونا و با فرسودگی نیز ارتباط داشت و میانگین نمره فرسودگی شغلی برابر با 61/23 ± 81/77 (24 الی 116) بود و فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با جنسیت زن، تعداد فرزند کمتر، سنوات کاری کمتر، استخدام به صورت طرحی، فوت یکی از اعضای خانواده به علت کرونا و با اضطراب نیز ارتباط داشت.


 نتیجه گیری : براساس یافته های این مطالعه مشخص شد که شیوع هر دو متغیر یعنی اضطراب ناشی از کرونا و فرسودگی شغلی بالا بوده و ارتباط معناداری بین این دو وجود دارد.

مقدمه: آسم یک بیماری مزمن است که عمدتاً با خس خس، سرفه و تنگی نفس دورهای ناشی از واکنش بیش از حد راه هوایی و التهاب مشخص می شود. هدف از انجام این مطالعه تعیین ارتباط نتایج حاصل از دو روش شمارش اعداد طی یک نفس و حداکثر شدت جریان بازدم در ارزیابی عملکرد ریوی بیماران دچار حمله حاد آسم مراجعه کننده به اورژانس، می باشد.


روش کار: در این مطالعه مقطعی روی33 بیمار با شکایت حمله حاد آسم قبل و بعد از درمان اولیه، پیک فلومتری و سپس SBC (Single Breath Counting) انجام گردید. چک لیستی شامل سن، جنس، تعداد تنفس، اشباع اکسیژن خون، شدت حمله آسم ، SBC و  PEFR (Peak Expiratory Flow Rate) قبل و بعد از درمان تکمیل شد. آنالیز آماری جهت بررسی ارتباط بین داده ها توسط SPSS v.26 انجام گردید.


نتایج: 33 بیمار شامل13 خانم و20 آقا با میانگین سنی 58/10±39/32 بررسی شدند. در آنالیز آماری ارتباط خطی معنی دار مستقیم قوی بین مقادیر SBC و PEFR قبل و بعد از درمان، درصد تغییرات اشباع اکسیژن و بین درصد تغییرات SBC با PEFR دیده شد.( به ترتیب  r=0.932 و  r=0.915وr=0.892) و ارتباط خطی معنی دار معکوس بین PEFR و SBCبا شدت آسم دیده شد (P<0.05) ارتباط خطی معنی دار معکوس بین SBC  با درصد تغییرات تعداد تنفس وجود ندارد(r=-0.279 P>0.05 ).


نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می‌توانند نشان دهنده کفایت SBC جهت جایگزینی PEFR در بررسی عملکرد ریوی بیماران بزرگسال مراجعه کننده به اورژانس با حمله آسم باشند.

بررسی اپیدمیولوژیک تروما در اطفال زیر 5 سال مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا بیرجند در سال 1400

رزیتا خاتمیان, مولود فوگردی, زهرا سروش, افسانه شهبازی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e19
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38580

مقدمه : تروما از مهمترین علل قابل پیشگیری مرگ و میر و ناتوانی کودکان در جهان و ایران محسوب می شود. با توجه به آسیب پذیری کودکان، آگاهی از اطلاعات اپیدمیولوژیک تروما در این گروه سنی به برنامه ریزی دقیق جهت پیشگیری از حوادث کمک می کند. لذا این مطالعه با هدف بررسی اپیدمیولوژی تروما در کودکان زیر 5 سال مراجعه کننده به اورژانس انجام شد.


روش کار : این مطالعه اپیدمیولوژیک توصیفی بر روی 415  نفر از کودکان زیر 5 سال مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام رضا بیرجند در سال 1400 صورت گرفت. با استفاده از چک لیستی اطلاعات مربوط به سن، جنس، تعداد فرزندان خانواده، میزان تحصیلات مادرو پدر، وضعیت تاهل والدین، شغل و سن مادر، وجود فرد دارای بیماری ناتوان کننده در خانواده و محیط زندگی و در بخش دوم علت ، زمان و مکان وقوع حادثه، الگو تروما، محل آناتومی آسیب دیده، به روش مصاحبه با همراه کودک پرسیده شد و در آخر پیامد تروما هنگام ترخیص بیمار بررسی شد، سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss 20  مورد آنالیز توصیفی قرار گرفتند. یافته ها: اطلاعات 415 کودک جمع آوری شد.249 مورد پسر(60 %)، 164 نفر(5/39 %) در سن 5 سالگی، 332 مورد(80 %) غیر تک فرزند، 220 مورد(53 %) بین ساعت 16 تا 24، 223 مورد (7/53 %) محل وقوع تروما در خانه، 238 مورد(3/57 %) سقوط، 364 مورد(7/87 %) ترومای بلانت، 186 مورد(8/44 %) عضو آسیب دیده سر و صورت بوده است.394 مورد(9/94 %) والدین زندگی مشترک،132 مادر (8/31 %) و 128 پدر (8/30 %) تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند، 361 مادر(78 %) خانه دار بودند، و 242 مادر(3/58 %) سن بالاتر از 35 سال داشتند.در 404 خانواده(3/97 %) فرد دارای بیماری ناتوان کننده وجود نداشته است و 241 مورد(1/58 %) در خانه ویلایی سکونت داشتند. 344 مورد(9/82 %) با بهبودی کامل از بیمارستان ترخیص گشتند. نتیجه گیری: با توجه به این که بیشترین محل وقوع حادثه در منزل و به علت سقوط بوده است، میتوان با ایمن کردن بیشتر منازل و آگاهی بیشتر والدین از خطرهاي پیش روي کودکان جلوگیري نمود.

مقدمه:BNP در شرايط پاتولوژيکي خاصي نظير افزایش فشار خون، نارسایی کلبوی، انفارکت ميوکارد، فيبريلاسيون دهليزي،  COPD،ARDS ، سیروز و... بالا مي رود. تعدادي از آنها از جمله شرايط باليني مطرح کننده و نيز عارضه ي hypertensive emergency مي باشند.لذا در این مطالعه بر آن شدیم تا تاثیر این متغیر را به عنوان یک متغیر تشخیصی در بیماران با فشار خون اورژانس مورد بررسی قرار دهیم.


روش کار:در این مطالعه آینده نگر 100 نفر از ميان بيماران مراجعه كننده به مرکز اورژانس بیمارستان عدالیتان مشهد كه پس از ترياژ و ويزيت اوليه دارای فشار خون مساوی یا بیشر از 110/180 بودند وارد مطالعه شدند. جهت بررسی آسیب ارگانهای هدف و تشخیص احتمالی فشار خون اورژانس توسط متخصص یا دستیار طب اورژانس مورد بررسی و معاینه قرارگرفت و آزمایشات لازم برای آنان به عمل آمد. برای این منظور در بیماران سطح سرمی BUN، Cr ،TPI چک و مورد معاینه و ارزیابی کامل عصبی قرار گرفت تا وجود نقص فوکال یا ژنرالیزه عصبی و یا وجود پاتولوژی (ICH –ایسکمی) در سی تی اسکن مغز تعیین شود. همچنین چشم بیماران از نظر آسیب عروق شبکیه با افتالموسکوپ مورد معاینه و نوار قلب از آنان گرفته شد.  نتایج بیماران به دو گروه فشار خون اورژانس و فشار خون غیر اورژانس تقسیم شد. به این شکل که در صورت وجود معیارهای فشار خون اورژانس(آسیب ارگانهای هدف)در گروه اختلال عملکرد ارگان هدف(EOD) یا گروه hypertensive emergency (HE) و در غیر این صورت در گروه بدون EOD یا گروه hypertensive urgency  (HU) قرار گرفتند. تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از spss نسخه 16 و آزمون های آمارهای توصیفی و استنباطی صورت گرفت.


نتايج:دو گروه از نظر سن و جنسیت اختلاف آماری معناداری نداشتند(P>0.05). بر اساس آزمایش انجام شده بروی نمونه های گرفته شده از بیماران، در گروه مورد 6144.81±3052.42 و در گروه شاهد 4835.42 ± 3135.02  بود.نتایج آزمون آماری  T testنشان داد بین دو گروه اختلاف آماری وجود ندارد(P=0.941).بر اساس محاسبات انجام شده با نقطه برش 180 از BNP با حساسیت 100% و اختصاصیت 41% می توان آسیب کلیه را از BNP پیش بینی کرد.این نقطه برش اگرچه اختصاصیت بالای نیست و یا ارزش اخباری مثبت بالای ندارد ولی دارای حساسیت و ارزش اخباری منفی قابل قبولی است، هدف ایجاد تستهای غربالگری همین موضوع است.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه ما نشان داد تست BNP اختصاصیت یا ارزش اخباری مثبت بالایی نداشت ولی دارای حساسیت و ارزش اخباری منفی قابل قبولی است که هدف از ایجاد تستهای غربالگری همین موضوع است. با این حال این تست می تواند به عنوان مکمل برای سایر معاینات و آزمایشات قلبی – عروقی و کلیوی مورد استفاده قرار بگیرد.

سطح سرمی PRO.BNP در بیماران مبتلا به حمله حاد بیماری انسدادی مزمن ریه با و بدون وجود نارسایی قلبی

احسان بلوردی, مجتبی توسلی, مجید جلال یزدی, نگار مروت دار, مریم پناهی, مهدی فروغیان, رضا اخوان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e21
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38585

هدف: بیماري انسدادي مزمن ریوي یکی از شایعترین اختلالات تنفسی است. مطالعات مختلفی برای ارزیابی قدرت پیشگویی ProBNP در بیماری های قلبی انجام شده است. هدف از این مطالعه مقایسه سطح سرمی PRO.BNP در بیماران مبتلا به حمله حاد بیماری انسدادی مزمن ریه با و بدون وجود نارسایی قلبی بود.


روش کار: اين مطالعه مقطعی بر روی 112 بیمار مراجعه کننده به اورژانس عدالتیان بیمارستان امام رضا (ع) دانشگاه علوم پزشکي مشهد در سال 1395 و 1396 انجام شد. سطح سرمی PRO.BNP اندازه گیری شد. بیماران با استفاده از دستگاه اکوکاردیوگرافی image point HX توسط یک کاردیولوژیست با سابقه تحت اکوکاردیوگرافی و بررسی Ejection Fraction قرار گرفتند. در نهایت بیماران در دو دسته دچار نارسایی قلبی و بدون نارسایی قلبی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد مقایسه قرار گرفتند.   


یافته­ ها: 75 بیمار (96/66درصد ) بدون نارسایی قلبی و 37 بیمار(04/33 درصد) مبتلا به نارسایی قلبی بودند. خصوصیات پایه از جمله سن، جنسیت، استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. با این حال میانگین دفعات بستری در بیماران با نارسایی قلبی 6/1 ± 2/3 نوبت و بدون نارسایی قلبی 8/0 ± 7/1 نوبت بود (001/0P=). میانگین PRO.BNP در بیماران با نارسایی قلبی (0/6660 ± 1/16702 پیکوگرم در دسی لیتر) به طور معنی داری بیشتر از بیماران بدون نارسایی قلبی (2/161 ± 8/1396پیکوگرم در دسی لیتر) بود (001/0P=).  


نتیجه ­گیری: سطح PRO.BNP در بیماران دچار COPD با نارسایی قلبی به طور معناداری بالاتر است و در این بیماران تعداد دفعات بستری در بیمارستان به طور معناداری بیشتر است.

بررسی ارتباط سطح هموگلوبین با میزان مرگ و میر در بیماران ضربه به سر مراجعه کننده به اورژانس مرکز آموزشی درمانی پورسینای رشت در سال 1396

ظهیر ریحانیان , پیمان اسدی, سیامک ریماز, احسان کاظم نژاد لیلی, عبدالکریم شیخ پور, وحید شیرزاد سیبنی , بهزاد زهره وندی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e22
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38641

مقدمه: آسیب های تروماتیک مغزی به عنوان یکی از علل اصلی مرگ و میر و ناتوانی در سراسر جهان به شمار می روند. کم خونی ممکن است منجر به پیامدهای بدتری در بیماران دچار آسیب های تروماتیک مغزی شود. با توجه به اینکه تاکنون مطالعات محدودی در رابطه با  نقش آنمی و تزریق خون در احیای اولیه در بیماران مبتلا به آسیب های تروماتیک مغزی صورت پذیرفته است، هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین سطح هموگلوبین و میزان مرگ و میر در بیماران دچار این عارضه می باشد.


روش مطالعه: این یک مطالعه تحلیل-مقطعی گذشته نگر است. جمعیت مورد مطالعه بیماران با آسیبهای تروماتیک مغزی بستری شده در واحد اورژانس بیمارستان پورسینای شهر رشت در سال 1396 میباشد. بیماران براساس میزان هموگلوبین خون، در دو گروه دارای آنمی (10) و  فاقد آنمی (10Hb>) طبقه بندی شدند. سن، جنس، اطلاعات بالینی، اقدامات درمانی انجام شده، طول مدت بستری و میزان مرگ و میر در این دو گروه ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت. همچنین به منظور تعیین عوامل خطر مرگ و میر در بیماران با آسیبهای تروماتیک مغزی، متغیرهای فوق به همراه یافته های آزمایشگاهی در دو گروه از بیماران دارای بقا و فوت شده مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21 و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی انجام شد.


یافته ها: مجموع افراد شرکت کننده در مطالعه  نفر شامل 249 (8/83 درصد) مرد و 48 (2/16 درصد) زن با میانگین سنی 3/22±8/41 سال بودند. 120 (4/40 درصد) نفر از بیماران آنمی داشتند. بیماران فاقد آنمی از میانگین سطح هوشیاری بالاتری در مقایسه با بیماران دارای آنمی برخوردار بودند (001/0 > P). درصد آنمی بر حسب استفاده از پرسور و وضعیت بیمار در هنگام ترخیص در دو گروه مورد مطالعه از لحاظ آماری دارای تفاوت معنی دار بود(0001/0 > P). تعداد پکد سل های دریافتی در دو گروه از بیماران با و بدون آنمی از لحاظ آماری تفاوت معنی دار داشت (0001/0 > P). آنالیز چندگانه براساس مدل رگرسیون لوجستیک نشان داد که مدت زمان بستری، افت فشار خون، تزریق خون و کاهش دمای بدن به عنوان عوامل مرتبط با مرگ و میر می باشند.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اگرچه آنمی به عنوان یک متغیر پیش بینی کننده مرگ و میر نمی باشد اما تزریق خون از عوامل مهم مرتبط با مرگ و میر در بیماران دچار آسیب تروماتیک مغزی است.

بررسی میزان ابتلا به افسردگی در دستیاران دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در دوران همه گیری بیماری کوید-19؛ یک مطالعه مقطعی

مریم ضیایی, امیر صدرا محمدی, محجوبه کیخا, علی عبدالرزاق نژاد, علیرضا بهمنی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e23
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38825

مقدمه: بیماری کووید ١٩ از شهر ووهان ، استان هوبی کشور چین آغاز شد و پس از مدت کوتاهی در سرتاسر کشور چین و بسیاري از کشورهاي دیگر انتقال یافت. قرارگرفتن در محیط آلوده به ویروس کووید-19 باعث بروز اختلالات روانشناختی گستردهاي از جمله اضطراب، افسردگی، استرس و مشکلات خواب در بسیاري از کادر درمانی بیمارستانها و دانشجویان شده است. به طور خاص دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی به دلیل فشار تحصیلی، قرار گرفتن در معرض عفونت و آلودگی، شب کاري و کمبود خواب فشار روانی قابل توجهی را در دوران کرونا تجربه کردند که سلامت روانی آنها را تحت تأثیر قرار داد, در طول همه گیري کرونا ویروس 2019 دانشجویان پزشکی از جمله دستیاران تخصص که دوران اموزشی خود را در بیمارستان ها طی میکردند و باید کشیک‌های طولانی را با دستمزدهای ناچیز را تحمل کنند، وضعیت را بُغرنج‌ تر می‌کند. بر آن شدیم با توجه به اهمیت موضوع به بررسی میزان افسردگی و عوامل موثر بر افسردگی در میان دستیاران بیمارستان علی ابن ابیطالب و بیمارستان خاتم الانبیا زاهدان بپردازیم.


روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی بوده و بصورت سرشماری از بین کلیه دانشجویان مقطع تخصص  با هر سن و جنسی که در دوران پاندمی کووید در بیمارستان های علی بن ابیطالب و  بیمارستان خاتم زاهدان در سه ماهه اخر سال 1400 , مشغول به فعالیت بودند انجام شد ,ابزار گردآوری اطلاعات جهت درجه بندی افسردگی  چک لیست و پرسشنامه همیلتون   بود و به بررسی فاکتورهایی از قبیل  جنسیت، سطح تحصیلات، محل اقامت، رشته تحصیلی، وضعیت تأهل، مراقبت مستقیم از بیماران کووید ۱۹، بیمارستان محل اشتغال در ایجاد افسردگی در دستیاران پرداخته شد , داده های جمع اوری شده  توسط نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.


یافته ها: این پژوهش به روش سر شماری بر روی تمام دستیاران مشغول به آموزش در  بیمارستان های آموزشی علی بن ابیطالب و خاتم الانبیا زاهدان  انجام شد, دستیاران در بازه سنی 29 تا 60 سال با میانگین(انحراف معیار) سنی 38/34 (866/5) سال وارد مطالعه شدند., که 33 نفر مرد و 47 نفر زن بودند ,نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین نمره افسردگی دستیاران برابر با 52/17 است که نشان از افسردگی متوسط در دستیاران می باشد , ارتباط معناداری بین مجرد بودن (p-value=0.011)  و مراقبت مستقیم از بیماران کووید-19 (p-value=0.003)   در افسردگی مشاهده شده است .


نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان از میزان شیوع بالای افسردگی در دستیاران در اپیدمی کووید بود و بالا بودن میزان افسردگی در دستیاران زن، دستیاران مجرد، دستیاران رشته تحصیلی زنان و زایمان، دستیاران غیر بومی و دستیاران دارای ارتباط مستقیم با بیماران کووید -19 برجسته تر است .

مقاله مروری


پریشانی اخلاقی و مولفه های مرتبط با آن در پرسنل بخش اورژانس؛ یک مطالعه مروری

حمید زمانی مقدم, مجید وطن خواه, مرضیه حق بین, سمانه عبیری, لهراسب طاهری, روحیه فرزانه

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e3
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37946

مقدمه: پریشانی اخلاقی یکی چالش های اخلاقی پنهان در حین ارائه خدمات مراقبتی پرستاران است که در شرایط عدم امکان اجرای کار درست علیرغم آگاهی از درستی آن پیش می آید. این چالش در بین پرستاران بخش هایی که شرایط حاد تری دارند نظیر بخش اورژانس بیشتر است. این تحقیق، با هدف مرور نظام مند پیرامون پریشانی اخلاقی و مولفه های مرتبط با آن در مطالعات انجام شده بر روی پرسنل بخش اورژانس، صورت گرفت.


روش کار: این پژوهش مبتنی بر یک مرور نظام‌مند می باشد که ارزیابی کیفیت مقاله ها با استفاده از چک لیست استاندارد STROBE، صورت گرفت. مطالعات اولیۀ انجام شده، از طریق مقاله هایی که در پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی زبان؛SID ،Iranmedex،Magiran و پایگاه های انگلیسی زبان؛ Science Direct، PubMed، ProQuest،Cochrane Library،Embase،Scopus و موتور جستجوگر Google Scholar؛ مورد بررسی قرار گرفت. به منظور دستیابی به متن کامل مقاله هایی که از کلید واژه های فارسی؛ پریشانی اخلاقی، تنیدگی اخلاقی، تنش اخلاقی، دیسترس اخلاقی، اضطراب اخلاقی، آشفتگی اخلاقی و عبارات مرتبط با اورژانس به صورت ترکیب واژگان استفاده گردید؛ همچنین از روش های جستجوی بولین و عملگرهای And و OR و کلید واژه های MeSH  شامل؛  Moral Distress, Ethical Distress, Ethical unease, Ethical disquiet, Emergency  استفاده  شد.


یافته ها: در مرحلۀ اولیه، 466 تحقیق مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. سپس پژوهشگران به بررسی مقاله هایی که جستجو شده بود پرداختند و در نهایت پس از حذف موارد تکراری، نامرتبط، مطالعات کیفی، مرور روایتی و نامه به سردبیر؛ 18 تحقیق در جهت نگارش این پژوهش، استفاده گردید. از میان مطالعه های مورد بررسی، محل انجام 11 مقاله ایران بود که 11/61 دصد کل مطالعات را نشان میدهد؛ سایر مطالعات در تایوان، چین، آمریکا، اندونزی و سوئیس انجام شده است. میانگین پریشانی اخلاقی پرستاران بخش اورژانس در سطح متوسط و ارتباط معنادار با مولفه هایی همچون سابقه و حجم کار از یافته های این مطالعات بود.


نتیجه گیری: مجموعه مطالعات انجام شده بر روی پرستاران بخش اورژانس، برای نشان دادن میزان پریشانی اخلاقی تعداد قابل اطمینانی می باشد، اما این میزان مطالعه برای دستیابی به الگویی از مولفه ها و متغیر های مرتبط با پریشانی اخلاقی، قابل اطمینان نیست. برای این منظور علاوه بر پژوهش های بیشتر بر روی این گروه از پرستاران، می توان با الغای خصوصیت از پرستاران بخش اورژانس، مروری نظام مند بر کل مطالعات انجام شدر در زمینه پریشانی اخلاقی بر روی جامعه پرستاری انجام داد تا به نتایج دقیق تری دست یافت.

مقدمه: آسیب عضلات اسکلتی در رابدومیولیز می تواند موجب رهایش محتویات میوسیت های آسیب دیده به جریان خون و  آسیب حاد کلیه به عنوان یک عارضه جدی شود. در این سندرم سطح کراتین کیناز سرم و میوگلوبین ادرار بطور قابل توجهی افزایش می یابد. دانش بهتر در مورد پاتوفیزیولوژی رابدومیولیز و آسیب حاد کلیه ناشی از آن می تواند  از طریق افزایش گزینه های درمانی موجب حفظ عملکرد کلیه ها شود.


روش مطالعه: این مطالعه مروری بر اپیدمیولوژی، پاتوفیزیولوژی، علل، مکانیسم های تاثیر گذار، تشخیص و مدیریت آسیب حاد کلیه به دنبال رابدومیولیز تمرکز دارد. هر شکلی از آسیب عضلانی می تواند باعث رابدومیولیز شود. سن، تروما، سوء مصرف دارو و عفونت ها به عنوان شایع ترین علل بروز رابدومیولیز معرفی شده است .


یافته ها: توجه به آسیب شناسی زمینه ای و مکانسیم های موثر در بروز آسیب حاد کلیه به دنبال رابدومیولیز می تواند نقش کلیدی برای اندازه گیری شدت آسیب، تریاژ و درمان بیماران داشته باشد. همچنین بررسی یافته های بیولوژیکی می تواند نقش کلیدی در شناسایی بیماران رابدومیولیز در معرض خطر آسیب حاد کلیه، پیش بینی مراحل مختلف آسیب ، کاهش مورتالیتی و موربیدیتی و بهبود پروتکل های درمانی داشته باشد.


نتیجه گیری: رابدومیولیز به عنوان یک چالش بالینی مهم معرفی شده است. علائم غیر اختصاصی، علل متعدد در بروز آن و همچنین مشکلات سیستمیک بیماران، موجب پیچیده بودن تشخیص و درمان شده است. آسیب شناسی ناشی از میوگلوبین در کلیه ها و مایع درمانی وسیع، سنگ بنای درمان می باشد. همه پزشکان باید از علل شایع، تشخیص و گزینه های درمانی آگاه باشند زیرا یکی از مهم ترین اهداف درمانی در این شرایط اجتناب از آسیب حاد کلیه ها می باشد.

مرور نظام مند بر نیازهای آموزشی حرفه مندان بخش اورژانس

مریم پناهی, سمیه احمدنژاد, روحیه فرزانه, مرتضی طالبی دولوئی, رضا اخوان, بیتا عباسی, فاطمه ملکی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e15
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.38512

مقدمه: نیازسنجی آموزشی نخستین گام در تدوین و توسعه برنامه های آموزشی ارتقا دهنده مهارت ها و دانش نیروی انسانی قلمداد می شود و می تواند عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی سازمانی و نیز توانمندسازی نیروهای انسانی ماهر و متخصص محسوب شود که در نظام سلامت از اهمیت بسزایی برخوردار است. یکی از بخش های مهم ارائه دهنده خدمات سلامت بخش اورژانس است که به دلیل فشردگی اطلاعات، پیچیدگی مسائل و نیاز به سرعت عمل بالا در این واحدها، ارتقای آموزش ها و مهارت ها در این بخش بسیار مهم و ضروری است. لذا در مقاله حاضر نیازهای آموزشی پزشکان و پرستاران بخش اورژانس؛ بر اساس مطالعات انجام شده؛ مورد کنکاش قرار گرفته است.


روش کار: این پژوهش مبتنی بر یک مرور نظام‌مند می باشد که ارزیابی کیفیت مقاله ها با استفاده از چک لیست استاندارد STROBE، صورت گرفته است. مطالعات اولیۀ انجام شده، از طریق مقاله هایی که در زمینه ارتقای آموزشی طب اورژانس و تربیت حرفه مندان بخش اورژانس و فوریت های پزشکی؛ در پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی زبان؛ SID ،Iranmedex ،Magiran و پایگاه‌های انگلیسی زبان؛ Science Direct، PubMed، ProQuest،Cochrane Library،Embase  ،Scopus  و موتور جستجوگر Google Scholar در بازه زمانی سالهای 2010 تا 2022 منتشر شده است، انجام گرفت. کلید واژه‌های فارسی؛ اورژانس، فوریت های پزشکی، آموزش، آموزش مداوم، نیازهای آموزشی، مهارت های مورد نیاز و عبارات مرتبط با اورژانس به صورت ترکیب واژگان  و لغات انگلیسی Emergency, Education, Continuing Education, Educational Needs, Needs Assessment با کمک روش های جستجوی بولین و عملگرهای And و OR مورد توجه بوده است.


یافته ها: در این مطالعه مرور سیستماتیک نیازهای آموزشی حرفه مندان بخش اورژانس بررسی گردید که پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی با کلیدواژه های متناسب، 21 مقاله که شرایط لازم را بر اساس معیارهای ورود داشتند، آنالیز شد. از میان مطالعه های مورد بررسی، بیشترین تعداد مطالعات استخراج شده در آمریکا(9مقاله) و ایران(8مقاله) انجام شده است. روش تحقیق بکار رفته در 18 مقاله، توصیفی-مقطعی بود و روشهای دلفی، مطالعه کیفی با انجام مصاحبه و تحلیل محتوا نیز بین مطالعات وجود داشت. 9 پژوهش در حوزه های اختصاصی و مابقی به طور کلی به نیاز سنجی پرداخته بودند. به لحاظ جمعیت هدف نیز پرستاران، پزشکان، دانشجویان و کارورزان، دستیاران، اعضای هیات علمی، کارکنان و مدیران؛ در این مطالعات، مشارکت داشته اند.


نتیجه گیری: آنالیز نتایج مطالعات از نیاز آموزشی به مهارتهای لازم در زمینه تشخیص صحیح و سریع، آموزش های لازم برای انجام اقدامات درمانی فوری، ارائه صحیح و استاندارد خدمات مراقبتی، مدیریت شرایط و موقعیت های بحرانی و مهارت های ارتباطی؛ حکایت دارد. اگرچه در طول یک دهه گذشته محققان پژوهش در آموزش تلاش زیادی برای شناسایی نیازهای آموزشی بخش اورژانس داشته اند با این حال به نظر می رسد علیرغم مطالعات بسیار بر روی بخش اورژانس، مطالعات نیازسنجی از انسجام لازم برای ارائه راهبردهای آموزشی کارآمد برخوردار نیست.

نامه به سردبیر


پیامد 500 مورد ابتلای همزمان به کووید 19 و ترومای متعدد؛ یک نامه به سردبیر

عبدالرضا بانیانی, پروین کاشانی, حمیدرضا حاتم آبادی, بهروز هاشمی, محمد مهدی فروزانفر, سروش بانیانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e7
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37716

بیش از دو سال از شروع پاندمی کرونا می گذرد و هنوز زوایای زیادی از این بیماری برای نظام سلامت مجهول مانده است. این بیماری بار مالی و جانی قابل توجهی را به کشورها تحمیل نموده و قسمت عمده ای از تحقیقات نظام سلامت را معطوف به خود ساخته است. بر اساس گزارشات رسمی، تا روز ۱۵بهمن ۱۴۰۰ در مجموع ۲۲۴ کشور جهان درگیر کرونا بوده اند که مجموع مبتلایان سراسر جهان ۳۸۹ میلیون نفر و در ایران ۶۴۳۸۰۰۰ نفر و مجموع جانباختگان جهان    ۵۷۳۲۰۰۰ نفر و در ایران  ۱۳۲۶۲۴ نفر رسیده است.

گزارش مورد


ترومای نافذ گردن با چاقو؛ گزارش یک مورد

حسین اسدی, امیر احمد عربزاده, مهزاد یوسفیان, فرهاد غیبتی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 9 شماره 1 (2022), , صفحه e2
https://doi.org/10.22037/ijem.v9i1.37745

مدیریت تروماي گردن یک موضوع چالش برانگیز در اورژانس می باشد. بیماران به ظاهر پایدار ممکن است دچار عوارض عروقی، حنجره اي یا نورولوژیك شوند. بیمار مرد 41 ساله است که به دنبال درگیری و اصابت چاقو به ناحیه II گردن در سمت راست، با اورژانس پیش بیمارستانی به بیمارستان منتقل شده است. محل تروما قسمت میانی سمت راست گردن بود. بیمار دچار افت هوشیاری نبود. تکلم خودبخودی داشت و راه هوایی بیمار باز بود. بیمار بعد از انجام اقدامات اولیه در بخش اورژانس به اتاق عمل منتقل شد و بعد از جراحی، چاقو از ناحیه گردن خارج شد. مدیریت بالینی و فراهم کردن بستر مناسب جهت تسریع در روند مداخلات می تواند در سیر پیش آگهی بیماران تاثیر مطلوبی داشته باشد.