Editorial


سخن سردبیر

محمود عباسی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 7-10
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14436

در علم پزشکی تجربه مقدم بر هر چیز دیگری است. پزشکی تنها درک علمی از بدن و عملکردهای آن نیست، بلکه هدف اصلی این علم افزایش سلامتی افراد بشر است. پزشکی و علمی که تنها موجب افزایش دانش ما گردد قطعاً پزشکی نیست، زیرا این علم فقط با تمرکز بر تشخیص و درمان بیماریها نمی تواند سلامت جامعه انسانی را ارتقاء بخشد و این هدف تنها با کسب تجربه از تعریف شواهد بالینی و همه گیر بر پایه بینش ها و برداشت هایی از تئورهای زیست شناسی، شیمی، فیزیک و تئوری تکامل تدریجی محقق خواهد شد.

در اخلاقیات، هم تجربه حرف اول را می زند و هدف غائی آن بهبود کیفیت زندگی افراد بشر است و نه افزایش شناخت نسبت به اخلاقیات. زیرا علمی که تنها دانسته های ما را در مورد اخلاقیات افزایش دهد و کمکی به بهبود زندگی و اخلاق انسانها نکند، اخلاق محسوب نمی شود. این علم تنها با تمرکز بر رفتار یا تصمیم های فردی نمی تواند به ما کمک کند تا از زندگی بهتری برخوردار شویم زیرا این هدف تنها با کسب تجربه از بینش ها و شواهد مرتبط تاریخی، روانشناسی، جامعه شناسی و زیست شناسی به حقیقت می پیوندد.

....

Cover Page and Table of Contents


Review Article


نقش اخلاق پزشکی در نظام جامع سلامت

علیرضا زالی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 11-32
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14439

گسترش روزافزون دانش بشری و ارتقای فنآوری های زیست پزشکی و افزایش توانمندی های پزشکان در تشخیص و درمان انواع بیماری ها با مباحث فراوان و چالش برانگیزی به ویژه از حیث مسائل اخلاقی همراه بوده است. شناخت عمیق و دقیق این مسائل توجه بیشتر پزشکان و اندیشمندان حوزه های گوناگون به ویژه اخلاقيون را به اخلاق پزشکی به عنوان راهکاری جدید در نظام جامع سلامت برانگیخته است. با وجود تحولات فنآوری های پزشکی، هنوز نگرانی هایی راجع به قدرت پزشکان در تصمیم گیری هایی که به طور مستقیم بر سلامت و حیات افراد تأثیر گذار است، وجود دارد. این نگرانی ها به ظهور جنبش هایی با مضمون حقوق بیماران و نیز حق اجتماع در خصوص مشارکت در تصمیم گیری های پزشکی انجامیده است. از طرفی باید به مواردی اشاره کرد که در سیاستگذاری نظام جامع سلامت مؤثرند، به عنوان نمونه؛ با تحول تکنولوژی، منابع مورد نیاز تغییر می کنند، جمعیت و به ویژه جمعیت افراد سالخورده در حال افزایش  است، همچنین زمان لازم برای ورود نیروی کار به جمع شاغلان افزایش یافته است. در نتیجه افراد بیشتری در انتظار بهره برداری از منابع بوده و شمار کمتری از کل جمعیت درگیر تولید منابع هستند. بنابراین پرداختن به مباحث مهمی همچون نیازهای جوامع بشری، ملاحظات اخلاقی مطرح در زیست فنآوری و پژوهش های پزشکی، تخصیص منابع محدود و کلان، معیارهای مهم اخلاقی در تصمیم گیری ها، ارائه راهکارهای بنیادی و آموزش اخلاق پزشکی یکی از ضرورت های اساسی است که می بایست در نظام جامع سلامت مورد توجه قرار گیرند.

اخلاق در پژوهش های بالینی

فریدون عزیزی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 33-47
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14440

توسعه تحقيقات باليني در قرن گذشته سبب پيشرفت‌هاي قابل توجهي در پيشگيري، تشخيص و درمان بيماري‌ها شده است. همزمان با رشد پژوهش‌هاي باليني، اهميت دادن به رعايت اصول اخلاقي در تحقيق مورد عنايت خاص قرار گرفته است. بيانيه هاي بين المللي و رهنمودها و قوانين ملي و منطقه اي فراواني براي اين مقوله وضع و منتشر شده اند. با همه تاكيدي كه بر رعايت حرمت انسان ها، حفظ حقوق و رفاه افراد و احتراز از ايجاد خطرات احتمالي براي آنها شده است، مواردي از نقض اخلاق در تحقيق در جوامع مختلف وجود دارد و هيچ مقرراتي نتوانسته حقوق انسان ها را به طور كامل حفظ نمايد و رعايت اصول اخلاقي و انساني را به طور كامل تضمين كند. تقويت مباني ديني و اخلاقي و نگرش مثبت به رعايت حرمت انسان ها در محيط هاي پژوهشي ضروري است.

در جستجوی حکمت؛ حلقه مفقوده طبابت امروز

محمود عباسی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 49-71
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14443

سالها دل طلــب جـــام جم از ما میکرد 

                                              وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون اسـت       

                                                طلب از گمشــدگان لــب دریا میکرد

مشـکل خویش بر پیــر مغـــان بردم دوش        

                                              کـو به تاییـــد نظر حل معــــما میکرد

دیدمش خرم و خندان قـدح باده به دســت        

                                              و انــدر آن آینه صد گونه تماشا میکـرد

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم        

                                              گفت آن روز که این گنـبد میـــنا میکرد

بــی دلــی در همـه احوال خـــدا با او بود        

                                               او نمیدیدش  و از دور خدا یــا میکرد

این همـه شعــبده خویش که میکرد این جا      

                                              سامری پیش عصـا و یــد بیضا  می کـرد

گفــت آن یار کز او گشت ســر دار بلنـــد           

                                               جرمش این بود که اسرار هویدا میکــرد

فیـــض روح القــدس ار باز مــدد فرمایــد      

                                               دیگران هم بکنند آن چه مسیحا  میکــرد

گفتمــــش سلسـله زلف بتان از پــی چیست              

                                                گفت حافظ گله ای از دل شـیدا  میکرد

ملاحظات‌ اخلاقي‌ در قطع‌ حمايت‌ از حيات‌ مردگان‌ مغزي‌

سعيد نظري‌ توكلي

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 73-92
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14444

توسعه‌ شهرنشيني‌ به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ فرصت‌ زندگي‌ بهتر را فراهم‌ مي‌سازد، سلامت‌ روحي‌ و جسمي‌ انسان‌ را با خطرهاي‌ فراواني‌ نيز مواجه‌ كرده‌ است‌. هرچند حفظ‌ سلامت‌ و درمان‌ انسان‌هايي‌ كه‌ سلامت‌ آن‌ها با بروز بيماري‌ به‌ خطر افتاده‌، وظيفه‌ اصلي‌ جامعه‌ پزشكي‌ است‌؛ اما پزشكان‌ در روند درمان‌ بيماران‌ گاه‌ با رخدادهايي‌ روبرو مي‌شوند كه‌ عمل‌ به‌ آن‌ وظيفه‌ ذاتي‌ را مورد ترديد قرار مي‌دهد.

شكي‌ نيست‌ كه‌ دانش‌ پزشكي‌ با وجود برخورداري‌ از تكنولوژي‌ برتر، همچنان‌ در درمان‌ برخي‌ از بيماري‌ها ناكام‌ است‌. اين‌ ناكامي‌ ما را با دو پرسش‌ اخلاقي‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ حقوقي‌ مواجه‌ مي‌سازد: آيا عدم‌ اقدام‌ به‌ درمان‌ بيماراني‌ كه‌ بر اساس‌ داشته‌هاي‌ موجود پزشكي‌ قابل‌ درمان‌ نيستند، كاري‌ پسنديده‌ است‌؟ آيا خودداري‌ از ادامه‌ درمان‌ بيماراني‌ كه‌ روش‌هاي ‌مختلف‌ درماني‌ بر آنان‌ مؤثر نيست‌، روا است‌؟ پاسخ‌ مثبت‌ يا منفي‌ به‌ اين‌ دو پرسش‌، به‌ دنبال‌ خود بحثي‌ حقوقي‌ را در مسؤولت‌ و عدم‌ مسؤولت‌ پزشكان‌ و كادر درماني‌ كه‌ از درمان‌ خودداري‌ كرده‌ يا از ادامه‌ درمان‌ باز مي‌ايستند، در پي‌ خواهد داشت‌.

بررسي‌هاي‌ انجام‌ شده‌ در اين‌ مقاله‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ پذيرش‌ روح‌ براي‌ انسان‌ در نظام‌ اخلاقي‌ و البته‌ حقوقي‌ اسلام‌، ما را به‌ اين‌ نتيجه‌ خواهد رساند كه‌ تا يقين‌ به‌ جدايي‌ روح‌ از جسم‌ (مرگ‌) به‌ وجود نيايد، انسان‌ محكوم‌ به‌ حيات‌ است‌. در چنين‌ حالتي‌، نه‌ تنها حفظ‌ حيات‌ انسان‌ امري‌ پسنديده‌ و اجتناب‌ از آن‌ ناپسند است‌، بلكه‌ كادر درماني‌ در صورت‌ خودداري‌ از درمان‌ يا اجتناب‌ از ادامه‌ آن‌، مسؤول‌ خواهند بود.

داد و ستد علمی ایران و کشورهای اسلامی با غرب در زمينه علوم پزشكي

محمد حسين عزيزي

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 93-118
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14445

پس از ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادي، طي چند دهه به تدريج خاورميانه و بخش پهناوري از ناحيهءمديترانه در قلمرو تمدن اسلامي قرار گرفت.

 آنچه طب اسلامي خوانده می شود در واقع  يكي از درخشان‌ترين و مشهورترين جنبه‌هاي تمدن اسلامي به شمار مي رود كه در طول تاريخ در بستر تمدن آن بالندگي و استمرار يافته است.(1) اسلام با تشويق مسلمانان به آموختن دانش، گسترش و تكامل علم و صنعت را تسهيل كرد(2) و دانش پزشكي نزد مسلمانان از اهميت بسيار برخوردار بوده است. كاربرد واژه «حكيم» نشان دهنده اعتبار معنوي پزشكان در فرهنگ اسلامي بوده است. (3)

تصميم گيري اخلاقي در جراحي مبتني بر دستگاه راس

سید رضا موسوی, زهره مهدیخواه

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 119-127
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14448

مقوله اخلاق و تاثير آن بر اعمال جراحي از اهميت فزاينده اي برخوردار است. شناخت الگوها و مكاتب اخلاقي و كمك گرفتن از آنها جهت تصميم گيري باعث مي شود كه راهكار مناسب جهت بهره مند شدن از تكنيك های صحيح به دست آید و در نتيجه رضايت فردي و اجتماعي را بدنبال داشته باشد.

اين مقاله در ضمن معرفي دستگاه اخلاقي راس بعنوان يك مكتب در حوزه اخلاق، تلاش مي كند كه در ابتدا امكان بهره مندي از گزاره هاي اخلاقي در نمونه هاي رايج چند معياره را پديد آورد و بالاخره در حوزه تصميم گيري در قالب گردآوري ارزشهاي مورد انتظار ناشي از اجراي وظايف هفتگانه راس و مشتقات آن متجلي گردد.

نگرشي بر مطالب مرتبط با شبيه سازي در آثار استاد شهيد مطهري (ره)

محمد ربانی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 129-140
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14449

استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) به عنوان يكي از متفكران برجسته و كم نظير جهان اسلام آثار گسترده، بديع و ارزنده اي در عرصه معارف اسلامي از خود بجا گذاشته است. احاطه استاد شهيد بر منابع اسلامي، بهره مندي از قدرت تفكر و خلاقيت بالا، تماس مداوم با اقشار تحصيل كرده از جمله پزشكان، درك مناسب از متقاضيات زمان و آينده نگري، سبب شده تا تراوشات فکری وآثار قلمی استاد حاوی نکات بدیع و ارزشمندی در حوزه های بین رشته ای معارف اسلامی و دانش های نوین از جمله پزشکی باشد که در این مقاله به برخی موضوعات مرتبط با شبیه سازی پرداخته خواهد شد.

شبیه سازی به عنوان یکی از دستاوردهای نوین علم پزشکی توانسته افقهای تازه ای را در پیش چشمان بشر بگشاید. اما همزمان با اعلام نتایج موفق این فناوری موضعگیری های متفاوت و بعضاً سرسختانه ای در مقابله با آن از سوی دانشمندان علوم مختلف شکل گرفت.

در اين مقاله با بررسي و مرور عمده آثار استاد شهيد مرتضي مطهري (ره)، به دنبال تبیین ادله مشروعیت این عمل از نگاه این متفکر بزرگ و تدوین آراء ایشان در مقابل ایرادات وارده بر شبیه سازی،‌ هستیم. بدین منظور اهم مطالبي كه در سخنان استاد مطهری به نحوي به موضوع شبيه سازي مرتبط می باشند را تحت عنواین زیر مطرح کرده و به تییین آن می پردازیم:

1- ساختار انسان از جنبه هاي تشريحي و فيزيولوژيك

2- وجوب كفايي طبابت و لزوم كسب دانش پزشكي

3-لزوم بهره گيري از پيشرفت هاي نوين بشر در دانش پزشكي

4- قانون مندي جسم و روح انسان

5- احكام فقهي مربوط به پزشكي از قبیل اعتماد به نظر متخصصان متعهد در فقه، تزاحم احکام،‌پزشک غیر همجنس و..

6- اسلام و مقتضيات زمان: عدم بن بست در مسايل مستحدثه

7- استقبال از افق هاي نو در پزشكي

8- توليد موجودات با روش هاي غيرمتداول

با توجه به موارد فوق الذکر با استفاده از آثار استاد مطهری و دیگر محققان مسلمان می توان نکات بنیادی و کاربردی مهمی در حوزه های مرتبط با شبیه سازی بویژه مسائل اخلاقی و حقوقی استخراج و تدوین نمود و در عرصه عمل نیز آز آنها بهره گرفت. همچنین بیان این نظرات از طرف متفکری برجسته چون شهید مطهری،‌ دلیل روشنی بر پویایی فقه شیعه می باشد.

Development Of Ethic In Human From Islamic Scientist’s And Modern Psychologist’s Perspectives

Tahereh Seghatoleslam, Omidvar Rezaei, Ali Khoshkar, Maryam Mousavi

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 141-155
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14450

The necessity of learning ethic in medical sciences constitutes the basis for relation between a physician and his/her patient, and shall be discussed from various aspects. Psychologists and psychiatrists have had varying approaches to ethic from semantics perspective and the formation and stages therefore.

This article initially discusses Ethic in terms of semantics and development stages therof. In semantics, ethic substantially very from its synonym “morality”, which has constitutional and learning aspects.

In studying the nature of human and the merits of ethic from Koran perspective, psyche is a synonym to soul. Otherwise, soul constitutes the established principle and the origin of ethics. Islamic scientists such as Farabi and Avecina consider ethic as human soul, which is the characteristic distinguishing human from animal; and ethic is product of rational soul.

However, from the modern perspectives, psychology structure includes emotions, cognitions and social behavior. And ethic is originated from cognition and social behavior. And, ethic is originated from cognition and shapes social behavior.

Lock and Rousseau have given active role to social environment in ethic. Freud considers the first years of life as the origin of ethic., Piageut and Kolberg find mental maturity, i.e. abstract thinking as the demonstration of understanding real ethic; this is the social ethic that individual believes in after going thorough certain stages, and that its pursuit will be followed by justice and international peace throughout the world . In both perspectives, ethic constitute the basis for social relations, including physician and patient behaviors to wards each other.

مشروعیت رحم جایگزین در اندیشه فقهی

حمید رحمانی منشادی

akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics, Vol. 2 No. 3 (1387), 15 October 2016, Page 157-195
https://doi.org/10.22037/mej.v2i3.14451

پیشرفتهای دانش پزشکی در روش های نوین باروری باعث شده تا دگرگوني هايی در فرايند توليد مثل انسان پديدار شود. به موازات توانايي بهره گيري از اين روشها در علوم تجربي، مسائل جدید و پیچیده ديگري نيز در رشته هاي علوم انساني مانند روان شناسي، جامعه شناسي، فلسفه، فقه و حقوق ايجاد شده است كه ضرورت دارد تا متخصصان اين دانشها به آنها بپردازند و آثار استفاده از اين روشها را بر پاية مباني خود, مطالعه و ارزيابي كنند و راهكارهاي متناسب با آنها را ارائه دهند.

رحم جایگزین یکی از این روشها است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان وفقها قرار گرفته است. در این تحقیق سعی شده تا با تبیین ادله جواز و عدم جواز این روش و تحلیل فتاوا حکم شرعی جانشینی در بارداری روشن شود.

مواردی که رحم جایگزین مورد استفاده قرار می گیرد مختلف است، از این رو دست یابی به حکم ‏فقهی واحدی که همه آنها را در بر گیرد، دشوار یا ناممکن است. بنابراین گریزی نیست جز ‏آنکه هر یک از این موارد به شکلی مجزا بررسی و حکمی متناسب با آن استنباط شود.

به علت عدم توجه به این نکته در بعضی از تحقیقات انجام شده در مورد این موضوع, تنها یک حالت ‏رحم جایگزین (اغلب جایگزینی کامل) مورد بررسی قرار گرفته است و در بعضی از موارد نیز ‏حکمی واحد برای تمامی صور رحم جایگزین بیان شده است.

در این تحقیق سعی شده است تا با بررسی دقیق تمامی حالات قابل تصور در روش رحم جایگزین و ‏استخراج تمامی مسائل فقهی نهفته در آن, حکم فقهی متناسب با یکایک موارد بکارگیری رحم ‏جایگزین تبیین شود.