بهداشت عمومی؛ بهداشت محیط؛ بهداشت حرفه ای؛ مدیریت خدمات بهداشتی؛ آموزش بهداشت؛ اقتصاد بهداشت؛ اپیدمیولوژی

سرمقاله


بهداشت یکپارچه (One Health) نگرشی جامع به سلامت

احمدرضا یزدانبخش

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 1-2
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.52417

سلامت انسان مفهومی جدا از سلامت حیوانات و محیط زیست نیست، بلکه این سه مؤلفه به ‌طور تنگاتنگ و جدایی‌ناپذیر به یکدیگر وابسته‌اند. چالش‌های نوین سلامت از جمله بیماری‌های نوپدید و بازپدید، مقاومت میکروبی، تغییرات اقلیمی، تخریب اکوسیستم‌ها، آلودگی‌های محیطی و تهدیدهای امنیت غذایی نشان می‌دهند که مسائل سلامت ماهیتی پیچیده، چندعاملی و فرابخشی دارند و دیگر نمی‌توان آنها را با رویکردهای سنتی و تک‌رشته‌ای مدیریت کرد. در پاسخ به این واقعیت، مفهوم «سلامت یکپارچه» (One Health) به عنوان رویکردی علمی و هماهنگ مطرح شده است که بر همکاری میان حوزه‌های سلامت انسان، دامپزشکی، محیط زیست و سایر رشته‌های مرتبط تأکید دارد.هدف سلامت یکپارچه ایجاد تعادل پایدار و بهینه‌سازی سلامت انسان‌ها، حیوانات و اکوسیستم‌ها است. سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان جهانی بهداشت این رویکرد را به عنوان یکی از مهم‌ترین راهبردهای جهانی برای پیشگیری، شناسایی و کنترل تهدیدهای سلامت معرفی کرده‌اند. تجربه همه‌گیری کووید-۱۹، شیوع آنفلوانزای پرندگان، ابولا و مرس اهمیت این رویکرد را بیش از پیش آشکار ساخته است. شواهد علمی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از بیماری‌های عفونی انسان منشأ حیوانی دارند و تخریب زیستگاه‌ها، کاهش تنوع زیستی و افزایش تماس انسان با حیات وحش خطر انتقال عوامل بیماری‌زا را افزایش می‌دهد. از این ‌رو، حفاظت از محیط زیست و سلامت حیوانات بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت عمومی محسوب می‌شود. سلامت یکپارچه بر نقش کیفیت آب و هوا، امنیت غذایی، تنوع زیستی و تعامل مسئولانه انسان با محیط زیست تأکید دارد و راهکاری ضروری برای دستیابی به توسعه پایدار و آینده‌ای سالم برای نسل‌های حاضر و آینده به شمار می‌رود. مجله بهداشت در عرصه با شعار بهداشت یکپارچه رویکرد خود را مبنی بر اعتقاد به ضرورت همگرایی میان علوم پزشکی، دامپزشکی، بهداشت عمومی، علوم محیط زیست، اپیدمیولوژی، بهداشت مواد غذایی، و سایر حوزه های مرتبط برگزیده است.

پژوهشی/ اصیل


زمینه و اهداف: تولید بیوهیدروژن از لجن فاضلاب، راهکاری دوگانه برای تأمین انرژی پایدار و مدیریت مؤثر پسماند به شمار می‌رود. هدف از این پژوهش، امکان‌سنجی به کارگیری روش ترکیبی فرایند تخمیر تاریکی و سلول الکترولیز میکروبی با هدف افزایش بازده تولید هیدروژن و ارتقای همزمان کارآمدی مرحله آبگیری لجن فاضلاب شهری است.

مواد و روش‌ها: نمونه‌های لجن اولیه و لجن مازاد بیولوژیکی از تصفیه‌خانه جنوب تهران (واحدهای 1 تا 4) برداشت شدند و مورد پیش تصفیه حرارتی قرار گرفتند. سپس به سامانه‌های فرایند تخمیر تاریکی و ترکیبی فرایند تخمیر تاریکی و سلول الکترولیز میکروبی تک مرحله‌ای منتقل شدند. بازده تولید بیوهیدروژن و کارایی فرایند آبگیری بر اساس پارامترهای مقدار pH، اسیدهای چرب فرار، میزان تولید هیدروژن، مقاومت ویژه فیلتراسیون، زمان مکش موئینه‌ای و ویژگی‌های ساختار مواد پلیمری برون سلولی بررسی شد. این پژوهش با پایبندی کامل به اصول و ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل انجام شد.

یافته‌ها: سامانه ترکیبی موجب افزایش قابل توجه بازده تولید هیدروژن در pH برابر 6، در لجن اولیه 38/13 و در لجن مازاد بیولوژیکی 19/66 میلی‌لیتر بر گرم جامدات فرار نسبت به فرایند تخمیر تاریکی گردید. همچنین، این سامانه سبب تخریب لجن و آزادسازی آب محبوس گردید؛ به‌طوری که کارایی آبگیری پذیری لجن خروجی از آن ارتقا یافت.

نتیجه‌گیری: به کارگیری سامانه ترکیبی به همراه پیش تصفیه حرارتی، ضمن افزایش بازده تولید بیوهیدروژن، عملکرد فرآیند آبگیری لجن فاضلاب شهری را بهبود می‌بخشد و می‌تواند به عنوان راهکاری کارآمد برای مدیریت بهینه لجن فاضلاب و تأمین انرژی پاک مطرح شود.

بررسی رابطه حمایت اجتماعی و عوامل شخصیتی با مصرف دخانیات در دانشجویان

سید کمال میرکریمی, مریم مقصودلو, نویسا سادات سید قاسمی, فاطمه نوری

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 19-27
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.47973

زمینه و اهداف: سوء مصرف مواد یک موضوع مهم بهداشتی، پزشکی و اجتماعی در دنیای امروز است و با اطمینان می‌توان ادعا کرد که همه جوامع به درجات مختلف از آن متاثر می‌شوند. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه حمایت اجتماعی و عوامل شخصیتی با مصرف دخانیات در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد.

مواد و روش‌ها: این مطالعه مقطعی با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تسهیم به نسبت بر روی 115 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1403 انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از چک لیست ثبت مشخصات فردی و پرسشنامه‌های استاندارد 1) صفات شخصیتی پنج عاملی NEO، 2) حمایت اجتماعی درک شده (MSPSS) و چک لیست مصرف دخانیات انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌های تک متغیره و مدل‌های چند متغیره رگرسیون، همبستگی پیرسون، آزمون t، کای دو استفاده شد. سطح معنی‌داری کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد. رعایت ملاحظات اخلاقی در تمامی مراحل اجرای مطالعه در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: تنها سازه توافق‌پذیری (0/027=P) و حمایت خانواده (0/007=P) با مصرف دخانیات رابطه معنادار داشت. سابقه مصرف در خانواده (0/37=β) پیش‌بین مصرف دخانیات در دانشجویان شناسایی شد و از میان متغیرهای شخصیتی و حمایت اجتماعی، توافق‌پذیری (0/027=β) و حمایت خانواده (0/021=β) به عنوان عوامل پیش‌بین مهم تعیین شدند.

نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه دانشجویان به دلیل جدایی از محیط‌های خانوادگی و اجتماعی جزء گروه‌های پرخطر طبقه‌بندی می‌شوند، توجه به نیازهای آنها هم از سوی خانواده و هم در تأمین فضای آموزشی و فرهنگی مناسب در خوابگاه‌ها ضروری است.

بررسی کارایی فرآیند انعقاد تشدید یافته با استفاده از سیلیکای ‌فعال در تصفیه آب و حذف اسیدهای هیومیک

انوشیروان محسنی بندپی, فاطمه سلیمانی, محمد رفیعی, عباس اکبرزاده

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 28-36
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.47232

زمینه و اهداف: کدورت و مواد آلی طبیعی (NOM) از مهم‌ترین آلاینده‌های مؤثر بر کیفیت آب هستند و می‌توانند کارایی فرآیندهای تصفیه را کاهش دهند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کارایی فرآیند انعقاد تشدید یافته با استفاده از کلرورفریک همراه با سیلیکای فعال در تصفیه آب و حذف اسیدهای هیومیک انجام شد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه از روش سطح پاسخ (RSM) با طرح مرکب مرکزی (CCD) و جارتست برای ارزیابی تأثیر پارامترهای کدورت اولیه، TOC اولیه، قلیائیت و غلظت منعقدکننده کلرورفریک و سیلیکای فعال بر فرآیند انعقاد استفاده شد. برای حذف کدورت و اسید هیومیک از نمونه‌های سنتتیک آب دارای کدورت اولیه NTU 5-45 و  TOCاولیه mg/L 2-12 و کلرورفریک در غلظت mg/L 5-25 و سیلیکای‌فعال با غلظت mg/L SiO2 2-10 مورد استفاده قرار گرفتند. در انجام این پژوهش و استفاده از منابع، رعایت موازین اخلاقی انجام گردید.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داده که مدل درجه دوم پیشنهادی برای کارایی حذف کدورت با ضریب همبستگی 0/9909=R2 و برای کارایی حذف TOC با ضریب همبستگی 0/0098=R2 مناسب بودن رفتار فرآیند را پیش‌بینی می‌نماید و در شرایط بهینه کدورت اولیه NTU 10، TOC به میزان mg/L ۸، قلیائیت mg/L CaCO3 140 و غلظت کلرورفریک mg/L 25 به همراه mg/L SiO2 10 راندمان حذف کدورت و TOC، %81 و 83/75% بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که استفاده هم‌زمان از کلرورفریک و سیلیکای فعال موجب افزایش چشمگیر در راندمان حذف کدورت و TOC می‌شود و نسبت به فرآیند متداول تصفیه با کلرورفریک، کارایی بالاتری را نشان می‌دهد.

پیش‌بینی‌کننده‌های استرس، اضطراب و افسردگی در کارکنان نظامی: یک تحلیل رگرسیون چند متغیره

یوسف علی محمدی, اسماعیل صمدی‌پور, مجتبی سپندی, محسن صفاری, مهدی راعی

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 37-48
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.50912

زمینه و اهداف: سلامت روان کارکنان نظامی به دلیل مواجهه با عوامل استرس‌زای متعدد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مؤثر بر استرس، اضطراب و افسردگی در کارکنان یکی از مراکز نظامی ایران با استفاده از رگرسیون چند متغیره انجام شد.

مواد و روش‌ها: این مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی 420 نفر از کارکنان مرکز نظامی با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استانداردDASS-21، کیفیت زندگی SF-12، کیفیت خواب و رضایت شغلی MSQ و حمایت اجتماعی MSPSS جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با رگرسیون چند متغیره در نرم‌افزار Stata نسخه 14 انجام و سطح معنی‌داری در این مطالعه (0/05>P) در نظر گرفته شد. رعایت ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل انجام پژوهش در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: ارتباط معکوس و معنی‌دار (0/05>P) بین کیفیت خواب، کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی با افسردگی، اضطراب و استرس وجود داشت. همچنین ارتباط وضعیت تأهل و سابقه کار با استرس و افسردگی و ارتباط سطح تحصیلات با استرس معنی‌دار (0/05>P) بود. لازم به ذکر است متغیرهای سن، درآمد و رضایت شغلی در هیچ یک از مدل‌ها رابطه معناداری با متغیرهای استرس، اضطراب و افسردگی نشان ندادند.

نتیجه‌گیری: عوامل روانی- اجتماعی شامل کیفیت زندگی، کیفیت خواب و حمایت اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روان کارکنان نظامی دارند. طراحی مداخلات چند بعدی با تمرکز بر این عوامل می‌تواند در ارتقای سلامت روان این قشر مؤثر باشد.

زمینه و اهداف: هپاتیت B یکی از مهم‌ترین بیماری‌های ویروسی قابل انتقال است که همچنان تهدیدی جدی برای سلامت عمومی در ایران محسوب می‌شود. شکاف‌های موجود در سطح دانش و نگرش گروه‌های جوان، به ویژه دانشجویان، می‌تواند در تداوم چرخه انتقال بیماری نقش داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین سطح دانش، نگرش و عملکرد دانشجویان استان کرمانشاه نسبت به هپاتیت B و بررسی عوامل جمعیت‌شناختی و تحصیلی مرتبط با آنها در چارچوب رویکرد ایمنی زیستی بود.

مواد و روش‌ها: پژوهش مقطعی روی ۵۰۵ دانشجو دانشگاه‌های کرمانشاه از رشته‌ها و مقاطع مختلف با حفظ اخذ رضایت آگاهانه، محرمانگی داده‌ها و انطباق با بیانیه هلسینکی انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد دانش، نگرش و عملکرد (KAP) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۸ و با استفاده از آزمون‌های t مستقل، آنالیز واریانس، کای‌ دو، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک چند متغیره انجام شد. سطح معنی‌داری (P<0/05) در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین نمره دانش، نگرش و عملکرد در دانشجویان رشته‌های علوم زیستی به طور معنی‌داری بالاتر از دانشجویان رشته‌های غیرزیستی بود (P<0/001). جنسیت، رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی به عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های مستقل شناسایی شدند (P<0/014). همچنین بین نمرات دانش و نگرش- عملکرد همبستگی مثبت و قوی مشاهده شد (r=0/65).

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده ناهمگنی معنی‌دار در سطح دانش، نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به هپاتیت  Bاست. طراحی مداخلات آموزشی هدفمند، مبتنی بر ایمنی زیستی و متناسب با ویژگی‌های جمعیت شناختی و رشته تحصیلی دانشجویان می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای سواد سلامت و پیشگیری از هپاتیت B ایفا کند.

زمینه و اهداف: فوران چاه‌های نفت و گاز، مهم ترین ریسک در صنعت حفاری محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل علل ریشه‌‌ای و ارزیابی مخاطرات فوران چاه‌های نفت و گاز با متد FTA و اولویت‌‌بندی عوامل کنترلی موثر با روش تصمیم‌گیری چند معیاره در میدان گازی پارس جنوبی در سال 1402 صورت گرفته است.

مواد و روش‌ها: پژوهش توصیفی- کاربردی حاضر در یک دکل حفاری خشکی انجام شد. شناسایی علل ریشه‌ای فوران چاه با استفاده از روش تحلیل درخت خطا (FTA) و بر اساس نظرات 10 نفر از کارشناس صورت گرفت. تحلیل کمی درخت خطا و محاسبه احتمال فوران چاه با استفاده از نرم‌افزار  Cara‑FaultTreeانجام شد. اولویت‌بندی عوامل کنترلی شناسایی ‌شده با بهره‌گیری از روش تصمیم‌گیری چند معیاره انجام گرفت. در انجام این پژوهش و استفاده از منابع، رعایت موازین اخلاقی انجام گردید.

یافته‌ها: تعداد 24 رویداد پایه‌ای و میانی شناسایی گردید. خطای انسانی با مقدار 0/01 ای بیشترین مقدار احتمال شکست از میان رویدادهای بررسی شده بوده است. احتمال فوران هیدروکربنی چاه برابر با ۴-۱۰´ 8/2 است. مؤلفه‌های فرو ریزش دکل حفاری، حوادث طبیعی و خرابی سیستم جلوگیری‌کننده فوران به ‌ترتیب با ضرایب ‎۴- ۱۰´ 1/224، 7- ۱۰´ 5/508 و ‎8- ۱۰´ 7/65 به ‌عنوان عوامل اصلی بروز حادثه فوران چاه در این پژوهش شناسایی شدند.

نتیجه‌گیری: کارایی و قابلیت اطمینان لایه حفاظتی به عنوان راهکار اساسی برای مقابله با این تهدید در چاه‌های نفت و گاز پیشنهاد می‌شود.

بررسی فرآیند برون‌سپاری واحدهای پاراکلینیک بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403

ثنا شعبان, حامد دهنوی, سعید غلامزاده, فرید زایری, احسان زارعی, امیر مسعود آزاد, عباس دانش‌کهن

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 69-81
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.49980

زمینه و اهداف: برون‌سپاری خدمات سلامت راهکاری برای افزایش کارایی و بهبود رضایتمندی گیرندگان خدمت است. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت فرایند برون‌سپاری واحدهای پاراکلینیکی در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر اساس الگوی بانک جهانی انجام شد.

مواد و روش‌ها: مطالعه‌ای توصیفی- مقطعی با مشارکت ۳۰۱ نفر از کارکنان و ۱۵ پیمانکار واحدهای پاراکلینیکی برون‌سپاری ‌شده در سال ۱۴۰۳ انجام شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها دو پرسشنامه معتبر برگرفته از چک ‌لیست الگوی بانک جهانی بود. تحلیل داده‌ها با آمار توصیفی و نیز آزمون‌های آماری یو من- ویتنی، کروسکال والیس و تحلیل واریانس یک ‌طرفه (ANOVA) در نرم‌افزارSPSS  نسخه ۲۶ انجام شد. این پژوهش با پایبندی کامل به اصول اخلاقی انجام شد.

یافته‌ها: در گروه کارکنان، عدم توجه کافی به دغدغه‌ها در طراحی قرارداد (43/8 درصد)؛ آگاهی محدود درباره فرایند پایش و ارزیابی عملکرد (۴۲ درصد)؛ برگزاری نامنظم جلسات کاری (43/3 درصد) و تأخیر در پرداخت حقوق و مزایا (34/8 درصد) از جمله مشکلات اصلی بودند. در میان پیمانکاران، به مواردی چون آگاهی ناکافی از معیارهای انتخاب (53/3 درصد) و حمایت محدود کارفرما برای ارتقای توانمندی نیروی انسانی (33/3 درصد) اشاره شد. کارکنان داروخانه‌ نیز به ‌طور معناداری فرایند برون‌سپاری را همسوتر با الگوی بانک جهانی در مقایسه با سایر بخش‌ها ارزیابی کردند.

نتیجه‌گیری: توجه به دغدغه‌های ذینفعان و مشارکت دادن آنان در طراحی فرایندهای برون‌سپاری، آموزش مستمر، تقویت نظام پایش و ارزشیابی و طراحی مشوق‌های عادلانه می‌تواند به بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت‌مندی گیرندگان خدمت کمک کند.

تأثیر تدریس کتاب «انسان و محیط زیست» بر نگرش محیط‌زیستی دبیران پایه یازدهم شهرستان کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰3–۱۴۰2

نغمه سلیمانی کیا, نسترن کشاورز محمدی, نازیا ملک محمودی, مهشید نامداری

فصلنامه علمی پژوهشی بهداشت در عرصه, دوره 13 شماره 3 (1404), 10 ژوئن 2026, صفحه 82-89
https://doi.org/10.22037/jhf.v13i3.50511

زمینه و اهداف: آموزش محیط زیست، بنیادی‌ترین شیوه در حفاظت محیط زیست به عنوان یکی از مهمترین تعیین‌کننده‌های سلامت و توسعه پایدار است. نقش معلمین به عنوان الگوی‌های نگرشی و رفتاری دانش آموزان که آینده‌سازان هر کشوری هستند، بسیار حیاتی است. این مطالعه به تعیین تاثیر تدریس کتاب «انسان و محیط زیست» بر نگرش محیط‌زیستی دبیران پایه یازدهم شهرستان کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰3–۱۴۰2 می‌پردازد.

مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر مقطعی با رویکرد توصیفی– تحلیلی است. جامعه پژوهش کلیه دبیران پایه یازدهم شهرستان کرمان بودند. حجم نمونه 73 نفر درگروه دارای سابقه تدریس کتاب و 67 نفر در گروه بدون سابقه تدریس کتاب بود. گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ‌ساخته نگرش محیط زیستی است که روایی و پایایی آن (بالای 0/7) تأیید شده بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون T مستقل در نرم‌افزار SPSS نسخه 25  تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل پژوهش رعایت گردید.

یافته‌ها: میانگین نمره نگرش محیط زیستی دبیران با سابقه تدریس کتاب انسان و محیط زیست به طور معنی‌داری بالاتر از دبیران بدون سابقه تدریس بود (6/56 ± 94/52 در برابر 6/05 ± 89/96؛ P-value<0/001). کمترین تاثیر تدریس کتاب بر بهبود نگرش محیط زیستی دبیران در موضوع زباله و تنوع زیستی است.

نتیجه‌گیری: تدریس کتاب «انسان و محیط زیست» بر بهبود نگرش محیط زیستی دبیران اثرگذار است. پیشنهاد می‌شود با تقویت آموزش‌های ضمن خدمت و بازنگری محتوای کتاب برای افزایش اثربخشی در دستور کار سیاست‌گذاران آموزشی قرار گیرد.