شاپا: 2345-2455

دوره 9 شماره 2 (1400)

نامه به سردبیر


پژوهشی/ اصیل پژوهشی


روند يابي پس لرزه هاي بزرگ با هدف کاهش تلفات و مصدومين ناشي از زمين لرزه (مطالعه موردي، زمين لرزه 16 فروردين1396 سفيدسنگ در شمال شرق ايران)

سید محمود فاطمی عقدا, علي ساكت, حسین صادقی, احمد فهیمی فر

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 101 - 92
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.29037

سابقه و هدف: بررسی تجارب مرتبط با زمین‌لرزه‌های گذشته بویژه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه مانند ایران حاکی از این نکته است که علاوه بر تلفات و مصدومیت‌های ناشی از رخداد زمین‌لرزه اصلی، پس‌لرزه‌های بزرگ این زمین‌لرزه‌ها نیز معمولا در افزایش پیامدهای یاد شده موثرند. در این پژوهش با هدف کاهش تلفات و مصدومیت‌های ناشی از رخداد پس‌لرزه‌های بزرگ به ارائه روشی کاربردی در زمینه پیش‌بینی این پس‌لرزه‌ها پرداخته شد.


روش بررسی: روش بررسی بکار گرفته شده در این پژوهش بر مبنای تحلیل آماری داده‌های مربوط به پارامترهای مبنایی پس‌لرزه‌های اولیه از جمله زمان رخداد، عمق‌کانونی و بزرگی آن‌ها با هدف شناسایی زمان رخداد پس‌لرزه‌های بزرگتر برای اطلاع رسانی و تخلیه به موقع افراد بازمانده در سازه‌های نامقاوم است. در اين پژوهش از تئوري سكون‌لرزه‌اي(فاصله زمانی بین رخداد پس‌لرزه‌ها) و تحليل داده‌های نرمال شده عمق و بزرگی پس‌لرزه‌هاي اوليه براي شناسايي زمان و میزان آسیب‌پذیری ناشی از رخداد پس‌لرزه‌هاي بزرگ براي زمين‌لرزه فروردین ماه 1396 سفید سنگ در شمال شرق ايران استفاده شد.


نتایج: تحلیل داده‌ها در این پژوهش حاکی از این نکته است که رابطه مشخصی بین فاصله زمان بین بزرگی و سکون‌لرزه‌ای پس‌لرزه‌های اولیه وجود دارد که این رابطه می‌تواند مبنای تحلیل مورد نظر درخصوص پیش‌بینی زمان رخداد پس‌لرزه بزرگ قرار گیرد.


نتیجهگیری: نتايج حاصل از اين پژوهش حاكي از آن است كه با تحلیل همزمان داده‌های نرمال شده عمق و بزرگی برمبنای سکون‌لرزه‌ای بین پس‌لرزه‌ها می‌توان به پيش بيني دقيقي از زمان و آسیب‌پذیری ناشی از پس‌لرزه‌های بزرگ دست یافت. 


How to cite this article: Fatemiaghda SM, Saket A, Sadeghi H, Fahimifar A. Large Aftershock Routing to Reduce Earthquake Fatalities and Injuries (Case Study, Sefidsang Earthquake on April 5, 2017 in Northeastern of Iran). Irtiqa imini pishgiri masdumiyat. 2021;9(2):92-101.

سابقه و هدف: ایجاد و تقویت رفتارهای ایمنی، یکی از روش‌های مهم در پیش‌گیری از وقوع حوادث و آسیب‌های شغلی است؛ بنابراین، شناسایی عواملی که منجر به کاهش و یا افزایش رفتارهای ایمنی می‌شوند در جلوگیری از بروز آسیب‌های شغلی، شبه حوادث و حوادث شغلی بسیار مؤثر و ضروری هستند. از این‌رو، هدف از انجام مطالعه‌ی حاضر، بررسی نقش تعدیل‌کنندگی حمایت اجتماعی در رابطه‌ی عدم امنیت شغلی، ابهام نقش و گرانباری نقش با رفتارهای ایمن در کارکنان عملیاتی یک شرکت صنعتی در اهواز بود.


روش بررسی: روش پژوهش، علی- همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان عملیاتی یک شرکت صنعتی در اهواز به تعداد 430 نفر در سال 1398 بود. برای تعیین حجم نمونه به دلیل نداشتن واریانس جامعه و اطلاع نداشتن از موفقیت یا عدم موفقیت متغیرها از جدول مورگان استفاده شد که بر این اساس نمونه پژوهش برابر با 217 نفر به‌دست آمد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استانداردی هم‌چون عدم امنیت شغلی، ابهام و تعارش نقش، گرانباری نقش، رفتارهای ایمن و حمایت اجتماعی استفاده شد که پایایی آن‌ها از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از بسته نرم‌افزار آماری برای علوم اجتماعی نسخه 24 و روش حداقل مجذورات جزیی استفاده گردید.


یافتهها: بین عدم امنیت شغلی، ابهام نقش و گرانباری نقش با رفتارهای ایمن رابطه منفی و معنادار و بین حمایت اجتماعی با رفتارهای ایمن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/p<0). نتایج تحلیل رگرسیون هم‌زمان نشان داد که هر سه متغیر حمایت اجتماعی، عدم امنیت شغلی و ابهام نقش می‌توانند 6/37 درصد از کل واریانس رفتارهای ایمن را پیش‌بینی نمایند (01/p<0). با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌گری حمایت اجتماعی، هر سه رابطه (رابطه‌ی بین عدم امنیت شغلی، گرانباری نقش و ابهام نقش با رفتارهای ایمن) تحت تأثیر این نقش قرار دارند (96/T-value>1). شاخص‌ نیکویی برازش که نشان‌دهنده قابل‌قبول بودن این میزان برای برازش مطلوب الگو است قابل‌قبول بوده و نشان‌دهنده تأیید الگوی پژوهش می‌باشد (7/0< آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی).


نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که عدم امنیت شغلی، ابهام نقش، گرانباری نقش و حمایت اجتماعی از عوامل تعیین‌کننده مهم رفتارهای ایمنی می‌باشند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که برای حذف یا کاهش رفتارهای ناایمن، سازمان‌ها باید شرایط کاری مطلوبی را ایجاد کنند که در آن، تعادل زندگی کاری و بهزیستی کارکنان موردتوجه قرار گیرد.


How to cite this article: Parizadeh S, Arshadi N. The Moderating Role of Social Support on the Relationship of Job Insecurity, Role Ambiguity, & Role Overload with Safe Behaviors in Operational Employees of an Industrial Company in Ahwaz. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):112-23.

بررسي تأثير برنامه گرم کردن بر پيشگيري از آسيب هاي دانشجويان دانشگاه افسري امام علي (ع)

سجاد محمدیاری, مهدی اصلانی, علی قارداشی, احمدرضا ظهرابی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 132 - 124
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.32975

سابقه و هدف: موارد بسیاری از بروز آسیب‌های جسمانی ورزشکاران در ابتدای رقابت ورزشی گزارش‌شده است که علت تعداد زیادی از آن‌ها را گرم نبودن مناسب بدن و عدم آمادگی ذهنی روانی و جسمانی فرد برای شرکت در رقابت بیان کرده‌اند. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر برنامه گرم کردن بر پیشگیری از آسیب های دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) بود.


روش بررسی: تعداد 80 نفر از دانشجویان دانشگاه افسری امام علی به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تقسیم شدند و به مدت یک‌ترم تحصیلی آسیب های آن‌ها ثبت گردید. از روش‏ آماری خی‏دو برای مقایسه میزان بروز آسیب دو گروه استفاده شد.


نتایج: نتایج آزمون خی دو نشان داد بین میزان بروز کلی آسیب دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معنی داری وجود داشت (01/0 =p)، همچنین آزمون خی دو نشان داد بین میزان بروز آسیب زانو و مچ پا در آزمودنی های دو گروه اختلاف معنی‏داری وجود داشت (هر دو 001/0 = p) در کل آزمودنی های گروه تجربی به طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل آسیب دیدند (05/0>P).


نتیجه‏ گیری: نتایج نشان داد پروتکل تمرینی تحقیق حاضر بر پیشگیری از آسیب های دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) تأثیر دارد بنابراین اساتید و مربیان تربیت‌بدنی دانشگاه‌های افسری می‌توانند از پروتکل تمرینی تحقیق حاضر برای پیشگیری از آسیب دانشجویان استفاده نمایند.


How to cite this article: Aslani M, Mohammadyari S, Ghardashi A, Zohrabi AR. The Effect of 8 Weeks Warm up Program on the Prevention Injury in Emam Ali Military University Students. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):124-32.

تعيين عوامل منجر به عمل هاي مجدد در بخش(تروما) مراقبت هاي ويژه جراحي مغز و اعصاب بيمارستان لقمان به منظور بهبود کيفيت

رضا گوهرانی, علیرضا قاسمی بیجقینی, محمدرضا حاجی اسماعیلی, سعدی بنار, احمد علی بابایی, سید پوژیا شجاعی, مهدی امیر دوسرا, نوید شفیق, سعیده ناطقی نیا

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 143 - 133
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.32883

سابقه و هدف: جراحی مجدد مغز و اعصاب به دلایل مختلفی از جمله عوارض جراحی اولیه ، جراحی مجدد برنامه ریزی شده ، جراحی مجدد اورژانسی یا برنامه ریزی نشده انجام می شود، سبب افزایش بار مالی بیمارستان و بیمار، پیش آگهی ضعیف و افزایش مدت اقامت در بیمارستان و بخش مراقبت های ویژه برای بیمار می شود. بیماران جراحی مغز و اعصاب از جمله بیمارانی هستند که جراحی مجدد در آنها نیازمند ارزیابی است. تعیین عوامل منجر به جراحی مجدد در بخش مراقبت های ویژه جراحی مغز و اعصاب دلایل  این جراحی های مجدد را تعیین می کند و کیفیت سیستم را برای جلوگیری از جراحی های مجدد قابل پیشگیری بهبود می بخشد.


روش بررسي: در این مطالعه مقطعی گذشته نگر، اطلاعات بیماران تحت جراحی مجدد از جمله نوع بیماری، جراحی اولیه و دلایل عمل مجدد مشخص شد سپس فراوانی هر یک از سه متغیر به صورت جفت بررسی شد. کلیه جراحی های مجدد و بازگشت به اتاق عمل طی 5 سال متوالی و همچنین اطلاعات کلیه بیماران از جمله اطلاعات دموگرافیک ، بیماری زمینه ای ، سیگار و الکل ، علت جراحی اولیه و جراحی مجدد ، سابقه پزشکی ، نوع عمل ، عوارض جراحی ، مراقبت های بعد از عمل مورد بررسی قرار گرفت.


یافته ها: در این مطالعه مشخص شد که سن ، جنس ، تشخیص اولیه ، فاصله بین جراحی و بستری مجدد ، بیماری زمینه ای ، بستری در ICU  با بروز جراحی مجدد مغز و اعصاب ارتباط ندارد. متغیرهای مرتبط با وقوع جراحی مجدد مغز و اعصاب شامل جراحی باز ، بیماری مغزواعصاب از جمله Cerebrovascular ، مدت زمان جراحی اول ، اولین جراحی اورژانسی ، مدت بیهوشی بیشتر در اولین عمل ، میزان خونریزی و نیاز به packed cell، نیاز به دریافت FFP ، برخی از عوارض بیمارستان بودند.


نتیجه گیری: با تعیین عواملی که باعث جراحی مجدد جراحی مغز و اعصاب می شود ، در صورت امکان از چنین جراحی هایی جلوگیری می شود و هزینه ها و بار بیمارستان کاهش می یابد ، همچنین بیماران از عوارض و مرگ و میر کمتری رنج خواهند برد.


How to cite this article: Goharani R, Ghasemi AR, Hajiesmaeili MR, Banar S, Alibabaei A, Shojaei SP, Dosara MA, Shafigh N, Nateghinia S. Determining the Factors Leading to Reoperations in the (Trauma) Intensive Care Unit of Neurosurgery of Loghman Hakim Hospital to Improve the Quality. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):133-43.

بررسي تأثير و ارائه ي مدل مناسب مديريت دانش در کاهش حوادث و خطرات در صنعت ساخت وساز

یعقوب علیپور, محمدحسن جوادی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 152 - 144
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.32662

سابقه و هدف: پژوهش حاضر در راستای بررسی تأثیر به‌کارگیری مدیریت دانش بر روی بهبود ایمنی در صنعت ساخت‌وساز و ارائه‌ی مدل مدیریت دانش مناسب برای این بهبود انجام ‌شد.


روش بررسی: اين پژوهش ازنظر هدف، پژوهشی کاربردی است و بر اساس روش گردآوری داده‌ها، توصيفی-پيمايشی می‌باشد. با توجه به اینکه جامعه‌ی آماری این پژوهش تمامی متخصصین حوزه‌ی مدیریت ساخت‌و‌ساز کشور هست، تعداد اعضای جامعه‌ی آماری نامحدود در نظر گرفته شد. پس از بررسی ادبیات پژوهش و مصاحبه با سه نفر از خبرگان امر، 6 پارامتر اصلی "فرهنگ‌سازی، کسب، نشر، خلق، به‌کارگیری و ذخیره" به‌عنوان پارامترهای مؤثر مدیریت دانش بر بهبود ایمنی شناسایی شدند. برای بررسی همبستگی بین این پارامترها و مدیریت دانش در بهبود ایمنی و بررسی فرضیه‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون t تک گروهی استفاده شد. داده‌های لازم از طریق توزیع پرسشنامه جمع‌آوری شدند. تعداد  384  نفر به‌عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و به روش تصادفی نمونه‌گیری صورت گرفت. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی محتوایی و به‌منظور ارزیابی پایایی تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار این آلفا برابر با 948/0 به دست ‌آمد که نشانگر قابل‌اعتماد بودن پرسشنامه‌ی توزیع‌شده است. تمامی محاسبات در نرم‌افزار SPSS انجام شدند.


یافتهها: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که به‌کارگیری مدیریت دانش در بهبود ایمنی صنعت ساخت‌وساز تأثیر مثبتی در کاهش حوادث و خطرات خواهد داشت. ازنظر متخصصین امر لازم است اجرا و توسعه‌ی همه‌ی مراحل شش‌گانه‌ی مدیریت دانش ایمنی در بهبود ایمنی موردتوجه قرار گیرد.


نتیجهگیری: درنهایت، مدلی بر اساس نتایج پژوهش میدانی و نظرات خبرگان تهیه شد که دارای 6 مرحله‌ی اصلی (فرهنگ‌سازی، کسب، نشر، خلق، به‌کارگیری و ذخیره) هست که در آن فرهنگ‌سازی به‌عنوان مرحله‌ی ابتدایی و پایه مدیریت دانش در جهت بهبود ایمنی در نظر گرفته شود.


How to cite this article: Alipouri Y, Javadi MH. Investigating the Effect and Presenting an Appropriate Model of Knowledge Management in Reducing Accidents and Hazards in the Construction Industry. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):144-52.

تاثير هشت هفته تمرين مقاومتي با و بدون محدوديت جريان خون بر فاکتور شبه انسولين-1، پپتيد قطعه اگرين ترمينال و ترکيب بدن سالمندان

محمد رسول ذورقی, آمنه برجسته یزدی, رامبد خواجه ای, امیر رشیدلمیر

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 164 - 153
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.33522

سابقه و هدف: تغییرات در دوره سالمندی باعث ایجاد برخی مشکلات در افراد سالمند می‌شود که این تغییرات می‌تواند آناتومیکی یا فیزیولوژیکی باشد. هدف‌پژوهش حاضرتاثیر هشت‌هفته تمرینات مقاومتی با و بدون محدودیت‌جریان خون بر فاکتورشبه‌انسولین-1، پپتید قطعه اگرین‌C ترمینال و ترکیب بدن سالمندان بود.


روش بررسی:روش پژوهش‌حاضر نیمه‌تجربی وباطرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون بود. جامعه آماری دراين تحقيق، مردان شهرمشهد بودند که براساس معیارهای ورودبه تحقیق پس از غربالگری اولیه، تعداد 45 نفر به صورت تصادفی با دامنه سنی 83/2 ±11/64‌(سال) و قد 36/5 ± 44/173(سانتیمتر)، وزن 99/5  ± 34/81(کیلوگرم)، شاخص توده‌بدنی 51/1 ± 03/27، توده‌جربی 26/2  ± 68/26 (درصد) وتوده عضلانی 07/4 ± 36/53  درسه گروه‌تمرین مقاومتی با(15نفر) و بدون(15نفر) محدودیت‌ جریان ‌خون و گروه کنترل (15نفر) تقسیم شدند. داده‌ها بااستفاده ازآزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه وآزمون‌تعقیبی‌توکی در‌سطح معنی‌داری 05/0≥P ونرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.


یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میزان سرمی IGF-1 افزایش معنی داری بین‌گروه‌های تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون نسبت به گروه کنترل داشت (001/0=P، 02/49=F). همچنین تمرین مقاومتی بامحدودیت جریان‌خون تاثیربیشتری بر افزایش سطوح 1-IGF(41/253=ES ، 61/22=PC) نسبت به‌گروه تمرین مقاومتی بدون محدودیت جریان خون داشت(200=ES ، 31/1=PC). نتایج همچنین نشان داد میزان سرمی پپتیدC بین گروه‌های تمرین مقاومتی باوبودن محدودیت جریان خون با گروه کنترل کاهش معناداری وجودداشت (001/0=P ، 93/39=F) اما بین گروه‌های تجربی تفاوتی معنی‌داری وجود نداشت (493/0=F، 09/0=P). نتایج همچنین نشان داد تمرین با و بدون محدودیت جریان خون سبب کاهش توده چربی ( 001/0=P، 95/16=F) و شاخص توده بدن (001/0=P، 30/44=F) نسبت به گروه کنترل شد اما بین گروه‌های تجربی تفاوتی وجود نداشت (00/1=P، 46/0=F).


نتیجه گیري: تمرینات مقاومتی با و بدون محدودیت جریان‌خون سبب افزایش1- IGF و کاهش پپتید CAF، توده چربی و شاخص توده بدن سالمندان می‌شود.


How to cite this article: Zoraqi MR, Barjaste Yazdi A, Khajei R, Rashidlamir A. Effect of Eight Weeks of Resistance Training with Limitation of Blood Flowing on Insulin-1 Factor, Agerin C Cerpinal Perpetrate and Elderly Composition. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):153-64.

تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی بر سطوح پلاسمایی رزیستین و آدیپونکیتن در مردان میانسال

حسین نیک کار, امیر رشید لمیر, رامبد خواجه ای, آمنه برجسته یزدی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 9 شماره 2 (1400), 8 September 2021 , صفحه 176 - 165
https://doi.org/10.22037/iipm.v9i2.32911

سابقه و هدف  : بیماری های قلبی عروقی یکی از علل اصلی مرگ­ میر در جهان ­است. هدف ازپژوهش حاضرتاثیرهشت هفته تمرین ترکیبی برسطوح آدیپونکتین ورزیستین درمردان میانسال پس ازانجام عمل بای­پس عروق­ کرونری بود.


روش بررسی: روش پژوهش­ حاضرنیمه ­تجربی و باطرح پیش­ آزمون، پس ­آزمون بود. جامعه آماری­ کلیه بیماران بای­پس عروق­ کرونری  شهرمشهد بودند. در مطالعه حاضرنمونه پژوهشی شامل 26 مرد میانسال پس ازعمل بای­پس عروق کرونرتشکیل دادندکه براساس معیارهای ورودبه تحقیق، در2گروه درتجربی (14) وکنترل (12) قرارگرفتند. داده­ ها با استفاده از آزمون ت ­زوجی وتی­ همبسته در­سطح معنی­ داری 05/0≥P  تجزیه و تحلیل شد.


یافته ها: نتایج آزمون آماری تی همبسته نشان­ داد سطوح آدیپونکتین درگروه تمرین ­ترکیبی به ­دنبال هشت هفته تمرین ترکیبی  به طورمعنی داری افزایش یافت(001/0=P)، اما درگروه کنترل کاهش غیرمعنی داری داشت (577/0=P). همچنین نتایج آزمون تی­ مستقل نشان داد سطوح آدیپونکتین گروه تمرین­ ترکیبی به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل بالاتر بود(0001/0=P). همچنین دررابطه با شاخص رزیستین، نتایج آزمون تی­ همبسته نشان داد سطوح این شاخص درگروه تمرین ترکیبی پس از هشت هفته اجرای پروتکل تمرین به طور معنی داری کاهش یافت (005/0=P). اما درگروه کنترل افزایش غیرمعنی داری مشاهده شد (720/0=P). همچنین نتایج آزمون تی ­مستقل نشان داد سطوح رزیستین  گروه ­تمرین­ ترکیبی به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش داشت(0006/0=P).


نتیجه گیري: پژوهش­ حاضر نشان­ داد تمرینات ترکیبی سبب تغییرات مثبت برفاکتورهای قلبی­ عروقی می­ شود و به ­عنوان روشی غیردارویی جهت درمان این بیماری­ ها استقاده شود.


How to cite this article:


Nikkar H, Rashidlamir A, Khajei R, Barjeste A. The Effect of Eight Weeks of Combined Rehabilitation Training on Plasma Levels of Resistin and Adiponectin in Middle-Aged Men after Coronary Artery Bypass Grafting. Irtiqa Imini Pishgiri Masdumiyat. 2021;9(2):165 -76.