بررسی سبک مقابله مذهبی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با تاکید بر تعالی معنوی
akhlāq-i pizishkī i.e., Medical Ethics,
Vol. 8 No. 30 (1393),
2 December 2014
,
Page 135-156
https://doi.org/10.22037/mej.v8i30.7611
Abstract
با توجه به اینکه تعالی معنوی تلاش فرد برای ساختن معنایی وسیع از هدف نهایی مرگ و زندگی است و همچنین مقابله مذهبي به عنوان روشي تعريف شده است كه از منابع مذهبي مانند دعا و نيايش، توكل و توسل بر خداوند براي مقابله با استرسها استفاده ميكند. بنابراین به منظور بررسی سبک مقابله مذهبی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با تأکید بر تعالی معنوی، مطالعهای در دانشگاه پيام نور مركز اردبيل صورت گرفت و تعداد 400 نفر از دانشجويان به عنوان نمونهي آماري به شيوهي تصادفي انتخاب گرديد. روش پژوهش از نوع مطالعات توصيفي- همبستگي بود. دادهها به صورت ميداني و با استفاده از دو پرسشنامه جمعآوري گرديد. پرسشنامهها شامل 1) مقیاس سنجش تعالی معنوی و 2) مقیاس 14 سؤالی مقابله مذهبی بودند. نتايج تحليل نشان داد كه: ميانگين تعالی معنوي و مؤلفههاي آن شامل وحدت، پیوند معنوی (به جز در بین دانشجویان مذکر)، و کامروایی معنوی هم در بين دانشجويان مؤنث و هم در بين دانشجويان مذكر از حد وسطهاي احتمالي (ميانگين مفهومي) متناسب خود به طور معنيداري بالاتر است. اما وضعیت پیوند معنوی در نزد دانشجویان پسر (با میانگین: 23/4 و انحراف معیار:3/4) در حد متوسط است. از بین دانشجويان مورد مطالعه، 5 درصد داراي سبک مقابلهای منفی و 95 درصد دارای سبک مقابلهای مثبت هستند و اما متغیرهای تعالی معنوی توان تبیین معنیدار سبکهای مقابلهای را نداشت. البته این میتواند ناشی از این باشد که اغلب دانشجویان دارای سبک مقابلهای مثبت بودهاند و پیش بینی در جامعهی همگن، اغلب معنیدار نمیباشد.
- تعالی معنوی؛ دانشجویان دانشگاه پیام نور؛ مقابله مذهبی؛ وحدت و پیوند معنوی
How to Cite
References
حسني واجاري، كتايون؛ بهرامي احسان، هادي. (1384)، نقش مقابله مذهبي در خوشبختي معنوي در تبيين سلامت روان. مجله روان شناسي، 3، 248-260.
سيد موسوي، پريسا؛ وفايي، مريم؛ رسول زاده طباطبايي، كاظم؛ نادعلي، حسين. (1387)، رابطه راهبردهاي مقابله مذهبي با تعالي پس ضربه اي و درماندگي در دانشجويان. روانشناسي معاصر، 1، 92-101.
شعاع كاظمي، مهر انگيز. (1388)، رابطه مقابله هاي مذهبي و سلامت روان در بيماران مبتلا به تصلب چندگانه بافت (MS). فصلنامه روان شناسي كاربردي، 1،57-66.
صمدي، پروين. (1385)، «هوش معنوي». انديشه هاي نوين تربيتي، دوره 2، شماره 3 و 4، 99-114.
محمدي، شهناز. (1386) ، مقايسه مكانيسم هاي مقابله اي، فرسودگي شغلي و سلامت روان در بين دبيران ايران و هند. فصلنامه نوآوري آموزشي، 16، 60-96.
نوبخت فرد، سحر. (1388)، بررسي تاثير مقابله درمانگري بر افسردگي، افكار خودكار و بهزيستي رواني دانشجويان دختر خوابگاههاي دانشگاه اروميه. پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي عمومي، دانشگاه اروميه.
Amram, Y., & Dryer, C. (2007), The Development and Preliminary Validation of the Integrated Spiritual Intelligence Scale (ISIS). Palo Alto , CA: Institute of Transpersonal Psychology Working Paper. Available on http ://www. Geocities . com/isisfindings/.
Carver, J. (2002), Coping stress and social resources among with unipolar depression. Journal of Personality and Social Psychology, 4, 51-55.
Cavanagh, G. (1999), Spirituality for managers: context & critique. Journal of organizational change management, 12(3): 186-199.
Emmons, R. A. (2000), Is Spirituality intelligence? Motivation, Cognition, and the psychology of ultimate Concern. The International Journal for the Psychology of Religion, 10 (1), 3-26.
Hamer, D.D. (2004), The God Gene. New York: Anchor Books.
Hynes, M. H. (1996), Health, an Islamic perspective.On- line religion in japan. Osaka University. Japan, College of Economics Kanto University.
Kim, Y., Seidlitz, L. (2002), Spirituality moderates, the effect of stress on emotional and physical adjustment. Department of Psychiatry, University of Rochestre Medical Center.
Koenig, H. G., Weiner, D.K., Peterson, B. L., Meador, K. G., & Keefe, F. G. (1997), Religious Coping in thenursing home: a biopsychosocial model. International Journal of Psychiatry in Medicine, 27(4),365-374.
Krejcie, R. V., & Morgan, D. W. (1970), Determining sample size for research activities. Educational psychological Measurement, 30, 607- 610.
Lazarus, R.S., Folkman, S. (1984), Stress, appraisal and coping. New York: Springer.
Nagas, Y., Uchiyama, M., Kaneita, Y., Li. L., Tatsuhiko, K., Takahashi. S., Konno. M., Mishima, K., Nishikawa, T., Ohida, T., (2009), Coping strategies and their correlates with depression in the japaneses general population. Psychiatry Research. 168: 57-66.
Pargament, K. I., Koenig, H. G., & Perez, L. M. (2000). The many methods of religious coping: development and initial validation of the RCOPE. Journal of Clinical Psychology, 56, 519-543.
Piedmont, R. L. (1999), Dose spirituality represent the sixth factor of personality? Spiritual transcendence and the five-factor model. Journal of personality, 67, 985-1013.
Smith, B.T., mccullugh, E.M., Pool , J. (2003), Religiousess and depression evidence for amain effect and the moderating influence of streesful life events. Psychorull, 129(4), pp. 614-636.
Spilka, B., Hood, R. W., Hunsberger, B., Gorsuch, R. (2003), The psychology of Religion. 3rd ed. New York: The Guilford press.
Wigglesworth, C. (2004), “Spiritual Intelligence & Why it Matters”. Conscious Pursuits, Inc. (CPI).
- Abstract Viewed: 697 times