شاپا: 2251-8320

دوره 2 شماره 3 (1389)

سخن سردبیر


سخن سردبیر

محمود عباسی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 7-10
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12255

مطالعه تحلیلی تاریخ طب قدیم در مشرق زمین که به حق باید آن را گاهواره تمدن دانست و توجه به پزشکی ایران باستان و دوران تمدن اسلامی که سهم بزرگی در پیشبرد پزشکی داشته، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و در این رهگذر باید توجه خویش را به مباحثی معطوف داشت که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.


در سیر مطالعه تاریخ پزشکی ضرورت دارد تا ضمن بررسی روند تندرستی و بیماری انسان‌ها و کلیه فعالیت‌های مربوط به آن در ازمنه سابق به تاریخ زندگانی افرادی که عهده‌دار حفظ و انتقال این امر خطیر بوده‌اند نیز توجه شود.


از نکات مهم دیگر در بررسی روند تاریخ پزشکی این است که نباید قضاوت درباره نظرات پزشکی قرون گذشته را با معیارهای علمی امروز انجام داد، بلکه لازم است خود را در وضع زمانی و مکانی دوره مورد نظر قرار داد و فلسفه حاکم بر آن عصر را دریافت تا بتوان به درستی نظرات مزبور را فهمید. از این رو می‌توان به‌خوبی درک کرد که چرا طب بابلی بیشتر صفت کهانت و جادویی داشته، طب یونانی بیشتر جنبه فلسفی و طب قرون وسطی نیز رنگ مذهبی بخود گرفته و طب دوره تجدد جنبه علمی و تجربی یافته است؛ از این لازم است که تاریخ‌نگاران پزشکی بی‌طرفانه به ثبت و ضبط تاریخ پزشکی بپردازند و حتی‌المقدور از پیش‌داوری‌ها و تعصبات و انحراف شخصی به دور باشند. نقش ارزنده آنها در این است که گذشته‌ای را که دیگر وجود ندارد، دوباره برای ما ترسیم می‌نمایند و با استناد بر منابع و مدارک به دست آمده، آن را برای ما زنده می‌کنند؛ هر چند برخی بر این باورند که توجه به علوم قدیمی و تتبع در آن از جمله پزشکی و تاریخ آن در زمان کنونی ضرورتی ندارد. جرج سارتن از مورخین معروف تاریخ علم اذعان دارد که متأسفانه بسیاری از دانشمندان برای تتبعات تاریخی ارزش قائل نیستند و آن را سرگرمی کم اهمیتی می دانند. دلیلی که اقامه می کنند این است که بهترین قسمت‌های علوم قدیم اقتباس گردیده و جزء علوم روز شده است، بقیه قابل فراموشی است و به عبث نباید حافظه خود را با آن خسته کنیم و بارش را زیاد نماییم.


...

مقاله پژوهشی


پیشینة تاریخی مبارزه با بیماری سل در جهان و ایران

محمد حسين عزيزي

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 11-36
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12257

پيشينة بيماري سل به‌عنوان يك بيماري مرگبار در جهان، به دورة باستان برمي‌گردد. در تمدن‌هاي كهن، سل يك ناخوشي شناخته شده بوده است. نمونة آن، قانون حمورابي مربوط به تمدن ميان‌رودان (بين‌النهرين) است، كه به بيش از دو هزار پيش از ميلاد بازمي‌گردد. درگذشته، پزشكان نامي مانند بقراط، جالينوس، رازي، ابن سينا و اطباي هند، چين و مصر در نوشته‌هاي پزشكي خود، سيماي باليني سل را ترسيم كرده‌اند. با اين همه، عامل عفوني بيماري سل، تا دهه‌هاي پاياني سدة نوزدهم ميلادي که «روبرت كخ»، باسيل سل را كشف كرد، همچنان ناشناخته مانده بود. در پي آن، تهيه واكسن ب.ث.ژ، ابداع آزمون تشخيصي مانتو و سپس پيدايش داروهاي ضد سل، سبب مهار بيشتر اين بيماري شده است، اما برخلاف اين پيشرفت‌ها، همانند بيماري آبله ريشه‌كن نشده و بيماري سل به‌ويژه، در كشورهاي در حال گسترش، هنوز ادامه يافته است. دو دشواري كنوني براي مهار آن، مقاومت باسيل سل به داروهاي رايج و بروز اين بيماري در مبتلايان به عفونت اچ.آی. وي (ويروس مولّد ايدز) است. آنچه در اين نوشتار آمده، تاريخچة مختصر سل در جهان و ايران، با تأكيد بر رويدادهايي است که در مبارزه با آن، در سده‌هاي نوزدهم و بيستم ميلادي رخ داده است.

مروری بر تکامل نظریۀ بینایی در آثار دانشمندان دورۀ اسلامی

یوسف بیگ‌ باباپور

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 37-66
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12258

تمدن اسلامي ـ ایرانی، نه تنها ارثية يونان را از انهدام و فراموشي نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشيد و به اروپا داد، بلكه پايه‌گذار بسیاری از علوم گرديد که البته آن نیز مدیون ترجمه هایی بود که توسط دانشمندانی چون حنین بن اسحق و ابن ماسویه و دیگران انجام شد. یکی از شاخه های این علوم، فرایند بینایی است که افتخار بسط و توجیه علمی و سپس تکامل آن از آنِ دانشمندان دورۀ اسلامی، بالاخص ابن هیثم است. دانش بينايی و چشم پزشكی در ميان روميان و يونانيان چندان پيشرفته نبود. دانشمندان دورۀ اسلامی آن‌چه را كه اين دو ملت در اين زمينه می‌دانستند، گرفتند و به صورتی محدود، ولی موفقيت‌آميز تكميل كردند. همچنین یکی دیگر از مباحث مطرح در آثار دورۀ اسلامی محوریت دوربینی و نزدیک‌بینی است که به زعم ایشان، عاملی به نام «روح باصره» توسط مجرای توخالی (عصب مجوّف) خلف چشم به دِماغ (مغز) رسیده و از آنجا دوباره به چشم بازمی‌گشت. چهار عامل اصلی بود که سبب دوربینی و نزدیک‌بینی می‌شد: غلظت بیش از حدّ روح باصره، لطافت و صافی بیش از حدّ آن، کم شدن و سپس زیاد شدن آن... . در این مقاله سعی شده تا با نگاهی به پیدایش فرایند بینایی و طرح آن به صورت ابتدایی در آثار اطبای یونانی و سیر تکامل آن در آثار دورۀ اسلامی، به ارزش کار دانشمندانی چون ابن هیثم پرداخته شود. همچنین عامل بینایی در دوربینی و نزدیک بینی نیز از جمله مباحثی است که به طور علمی اوّل بار در آثار دورۀ اسلامی مطرح و دنبال شده است.

پزشکی و سیر تحول درمان در ایران باستان

حميد كاوياني پويا

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 67-98
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12259

در بین اقوام و مللی که در زمینة پزشكي و بهداشت و سلامت انسان‌ها به تکاپو پرداخته و در این میان به دستاوردهای قابل ملاحظه‌ای دست یافتند، ساکنان اولیه‌ی فلات ایران نقش بارز داشته و از ملل پیشرو محسوب می‌گردند، به گونه‌ای که این ساکنان فلات ایران، مردمانی بودند که آنها را باید نخستین جراحان دنیای قدیم و نخستین پزشکانی به شمار آورد که به سلامت انسان‌ها اندیشیده و برای تأمین سلامت افراد کوشیدند. آریاییان فلات ایران نیز با توجه به اینکه از مذهب و مرامی برخوردار بودند که پلیدی و آلودگی را اهریمنی و پاکیزگی و سلامت را اهورایی می‌پنداشتند برای مقابله با نیروهای اهریمنی و قرار گرفتن در ردیف پیروان اهورا دست به طبابت و معالجة بیماران برده و از نخستین ملت‌هایی بودند که در زمینة پزشکی و دستیابی به درمان بیماری‌ها و علاج دردها به تکاپو پرداخته و با گذر ایام بر دانش و آگاهی خود در این زمینه افزودند و با فراورده‌هاي خود در زمينة علوم پزشكي و همچنين از طريق تعاملات با اطباي برخي ممالك آن روزگار، دستاوردها و ابداعات نويني به جهان آن روز عرضه نمودند؛ به‌طوری‌که نخستین مراکز درمانی و آموزشی در ایران تأسیس گردید و بزرگ‌ترين پزشكاني كه در جهان اسلام، پس از پايان يافتن دنياي باستان، ظهور يافته و سبب رونق علوم پزشكي گشتند، از ايرانيان بودند.

واکاوی جایگاه دانش پزشکی در رده‌بندی علوم اسلامی

محمدابراهیم ذاکر

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 99-118
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12260

بررسی جایگاه دانش پزشکی در طبقه‌بندی علوم اسلامی نشان‌دهندة ارزش والای این دانش در دیدگاه نظریه‌پردازان و اندیشمندان اسلامی می‌باشد؛ چنان‌چه نگاهی به روند تاریخی آن در پیش از اسلام بیندازیم، خواهیم دید که همواره همة ملت‌ها با هر فرهنگ و تمدن، توجهی ویژه به این دانش داشته‌اند و جایگاهی ویژه در رده‌بندی علوم به آن اختصاص داده‌اند. هدف بنیادین این نوشتار واکاوی فرهنگ‌نامه‌های تدوین شده در دوران شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی تا پایان سدة پنجم هجری است که بیش از شش دانشنامه را دربر می‌گیرد. در ضمن نویسنده نیم‌نگاهی به روند دایره‌المعارف‌نویسی در گذر تاریخ داشته است.

کالبدشناسی اعصاب مغزی در متون کهن فارسی؛ «ذخیره خوارزمشاهی» اسماعیل جرجانی

محمد علی محجل شجاء, آر. شین تابس, محمد اردلان, ماریوس لوکاس, گارابود اکنویان, جورج ای. سالتر, جری دبلیو. اوکس, مترجمین: الهام اختری, حمیدرضا حسنلو

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 119-138
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12261

اسماعیل جرجانی یکی از تأثیرگذارترین پزشکان و آناتومیست‌های ایرانی قرن دوازدهم میلادی است که بخش عمده دست نوشته‌هایش را در اواخر عمر پس از 70 سالگی به رشته تحریر درآورده است. کتاب جامع مرجع پزشکی جرجانی، با عنوان ذخیره خوارزمشاهی در حدود سال 1112م. نگارش یافته و قدیمی‌ترین دائرة المعارف پزشکی نوشته شده به زبان فارسی به شمار می‌آید. این کتاب یکی از کتاب‌های مرجع دانشجویان رشته پزشکی آن دوران بوده است. در این مقاله، شرح حال جرجانی به رشته تحریر درآمده و تفاسیر و تعابیری از توصیفات مشروح وی در خصوص اعصاب مغزی مربوط به حدود یک هزاره قبل ارائه گردیده است. دانشوران ایران باستان و دوران اسلامی از پیشگامان علوم مربوط به اعصاب مغزی به شمار می‌آیند. برخی از این توصیفات چنان روشن و رسا توسط جرجانی ارائه شده‌اند که سال‌های متمادی فراروی دانشمندان و محققین اروپایی در دوره پس از رنسانس قرار داشته‌اند.

توسعه بهداشت در اواخر دوره قاجار

محسن گنج‌بخش زمانی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 139-155
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12262

اين نوشتار در پيوند با مقاله قبلي در شماره پيشين اين نشريه، مقدمه‌اي كوتاه بر نخستين كوشش‌هاي ايرانيان براي توسعه اوضاع بهداشت عمومي و شهري به روايت اسناد به‌دست آمده از آرشيو اسناد تاريخي وزارت امور خارجه مي‌باشد.


در اين بخش كوتاه تعداد محدودي از اسناد حاوي دستورالعمل‌هاي مربوط به لزوم انجام يك سري اقدامات بهداشتي در اواخر دوره قاجاريه ذكر مي‌شود كه خود گوياي نخستين تلاش‌هاي رسمي و دولتي براي ساماندهي نسبي اوضاع بهداشت عمومي و شهري در ايران مي‌باشد.

معرفی یکی از مهم‌ترین اختصارات «المسائل في الطب» حنین بن اسحاق

محسن ناجی نصرآبادی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 157-168
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12263

ابو زید حنین بن اسحاق (194ـ260 ق.) از مترجمان معروف و چیره‌دست دوره اسلامی بود که به زبان‌های سریانی، یونانی و عربی تسلط داشت. او کتاب‌‌هايی چند در زمینه دانش طب به زبان ‌عربی ترجمه و تألیف کرد. کتاب «المسائل في ‌الطب» از جمله آثار این اندیشمند است. این اثر، پیش‌در‌آمد علم طب است و در‌ آن، کلیات و جزئیاتی را طرح کرده که در واقع، از اصول و بنیان‌های آغازین طب به ‌شمار می‌رود.


به سبب اهمیت و توجه پزشکان به کتاب «المسائل» حنین شروح و اختصارات چندی در سده‌های متعدد فراهم آمده است.


از مهم‌ترین اختصارات کتاب «المسائل» از آنِ سعید بن عبدالعزیز ‌بن عبدالله بن محمد بن ابراهیم بن عبدالمؤمن بن طیفور بن دوست، ابو‌سهل نیلی است. از اختصار ابوسهل نیلی چندین نسخه خطی شناخته شده است.


ابوسهل پس از بیان مقدمه‌ای مختصر به معرفی کتاب در سه فصل می‌پردازد:


فصل اول: در تعریف مسائل مربوط به طبیعت.


فصل دوم: در قوانینی که در پرتو آن‌ها قدرت داروها و کیفیت کاربرد آن‌ها مشخص می‌شود.


فصل سوم: در شناخت نبض، تب و ورم‌ها.

بررسی موضوع بیهوشی در پزشکی ایران باستان

عبدالحسن کاظمي, مصطفی کاظمی, بهرام صمدی راد, مجید خلیلی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 3 (1389), 30 April 2016 , صفحه 169-190
https://doi.org/10.22037/mhj.v2i3.12264

مردمان دوران باستان برای ایجاد بیهوشی از عوامل مختلفی استفاده می‌نمودند که در دانش پزشکی ایران باستان استفاده از الکل (شراب) به تنهایی و یا همراه بنگ و همچنین داروهای گیاهی دیگر جهت ایجاد خواب‌آلودگی، رخوت، کرخی و بیهوشی مورد توجه بوده است. در متون پزشکی کهن ایران، نشانه‌های بسیاری در مورد آشنایی پزشکان و علمای این دیار با داروی بیهوشی، اجزای دارو و نحوه استفاده از آن به چشم می‌خورد و دامنه شهرت داروی بیهوشی و آشنایی با آن به عرصه بیان و گفتار ادیبان و شعرای این مرز و بوم هم کشیده شده است. در متون ادبی ایران باستان و همچنین ایران پس از اسلام در اعمال پادشاهان، پهلوانان، عیاران و شاهدان استفاده از داروی بیهوشی و یا به تعبیر موجود در متون «بیهوش دارو» به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد سابقه آشنایی ایرانیان با خاصیت بیهوش‌کنندگی بنگ به گذشته‌های قبل از زرتشت و تدوین اوستا و ضمایم آن مانند «ارتای ویراف نامک»، نیز می‌رسیده است؛ زیرا در احوالات داریوش هخامنشی اشاراتی به «بیهوش دارو» شده است؛ البته در اساطیر مربوط به سلسله پیشدادیان و کیانی نیز از «بیهوش دارو» سخن به میان آمده است کما اینکه مضامین مشابهی در متون پزشکی، اساطیر و متون ادبی سایر ملل شرق مانند هندوستان، اعراب، چین و جنوب شرقی آسیا نیز در این زمینه وجود دارد.