پژوهشی/ اصیل


بررسی غلظت ذرات معلق در هوای مجتمع پردازش و دفع پسماند آرادکوه و هوای اطراف

فرزانه آرمان, انوشیروان محسنی بندپی, عباس شاهسونی, محسن سعدانی, مهرنوش ابطحی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 1, 16 October 2021 , صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i1.33776

زمینه و اهداف: مدیریت پسماند اگرچه خود از روش‌های کاهش اثرات زیست محیطی و بهداشتی فعالیت‌های انسانی است اما در بعضی موارد می‌تواند همراه با ایجاد معضلات محیط زیستی و گاهی بهداشتی باشد. آگاهی از کیفیت و کمیت آلاینده‌های منتشره از مدیریت پسماند، راهکارهای کاهشی و اصلاحی آن را موثرتر خواهد کرد. در این مطالعه غلظت ذرات معلق در مجتمع آرادکوه و محدوده اطراف آن بررسی شده است.


مواد و روش‌ها: ذرات معلق PM2.5 و PM10 در این مطالعه با دستگاه داست آنالیزر اندازه گیری شد و نمونه برداری از 4 نقطه داخل مجتمع آرادکوه و ۴ نقطه خارج از آن انجام شد. زمان نمونه برداری تابستان ۱۳۹۹ و در ۷ روز از دو هفته متوالی بود. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزارهای اکسل و SPSS25 انجام شد. ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل اجرای مطالعه رعایت شد.


 


یافته‌ها: آزمون آماری بین مقادیر میانگین ذرات معلق PM2.5 در محل‌های  نمونه‌برداری اختلاف معنی‌دار نشان داد (05/0>p). میانگین ذرات معلق در پردازش بیشتر از بقیه نقاط بود. هرچند میانگین PM10 در نقاط مختلف باهم اختلاف معنی‌دار نداشتند. مقادیر اندازه گیری شده در بیشتر مواقع از استاندارد هوای پاک ایران تخطی داشته است.


نتیجه‌گیری: نتایج نشاندهنده مقادیر بالای ذرات معلق در مجتمع آرادکوه و محدوده اطراف است. باتوجه به نتایج این مطالعه نمی‌توان منشاء یابی مناسبی برای ذرات قائل بود ولی به‌نظر می‌رسد عوامل دیگری همچون فعالیت‌های ترافیکی، گردوغبار محلی و منابع ناشناخته دیگری بر میزان غلظت ذرات معلق تاثیر می‌گذارد. اقدام محیط زیستی داخل مجتمع و محدوده اطراف آن جهت کاهش آلودگی هوا به‌ویژه ذرات معلق ضروری به‌نظر می‌رسد.

‌زمینه و اهداف: بیوتروریسم یک مسئله مهم بهداشتی در سطح جهان می­باشد که بهترین روش دفاع، شناسایی سریع و آمادگی لازم در برخورد با حملات بیوتروریستی است. لذا مطالعه حاضر باهدف بررسی میزان آگاهی و آمادگی سازمانی مراقبین سلامت در برخورد با حملات بیوتروریستی انجام گرفت.


مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی بود که به‌صورت سرشماری و با مشارکت آگاهانه کل مراقبین سلامت مرکز بهداشت شهرستان بوکان به تعداد 105 نفر انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش­نامه محقق ساخته در سه بخش: جمعیت شناختی، آگاهی (16 سؤال) و آمادگی سازمانی (14 سؤال) بود. روایی پرسش­نامه توسط گروه اساتید هیئت‌علمی دانشکده بهداشت و ایمنی شهید بهشتی تائید و جهت تعیین پایایی از روش ضریب آلفای کرونباخ در دو حیطه آگاهی و آمادگی سازمانی با ضریب آلفای (9/70% و 4/76%) در 20 نفر از مشارکت‌کنندگان مورد تائید و استفاده قرار گرفت سپس از نرم‌افزار SPSS ورژن 21 جهت تحلیل داده­ها استفاده شد.


یافته‌ها: میزان آمادگی سازمانی مراقبین سلامت در برخورد با حملات بیوتروریستی 6/23% و میزان آگاهی نسبت به بیوتروریسم و دفاع بیولوژیک 5/89% (بیشترین سهم در حیطه مقابله بیوتروریستی 5/89% و کمترین سهم در حیطه تشخیص بیوتروریسم 6/67%) بود. بین میزان آگاهی با سابقه خدمت (022/0 = P) همبستگی مستقیم و معنادار آماری مشاهده شد.


نتیجه‌گیری: میزان آمادگی سازمانی مراقبین سلامت در مقابله با حملات بیوتروریسمی بسیار پایین بود. لذا نتایج پژوهش می‌تواند در مدیریت سیاستگزاران سلامت در راستای مداخلات آموزشی جهت ارتقاء مشارکت، عملکرد و یکپارچه­سازی نیروهای خط مقدم مقابله با بیوتروریسم در جامعه کمک‌کننده باشد.

سنتز و کاربرد فتوکاتالیست TiO2/SiO2/rGO در تخریب فتوشیمیایی اریترومایسین از محلول¬های آبی

شکوه السادات خالو, معصومه قلخانی, اسماعیل سهولی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 1, 16 October 2021 , صفحه 22-34
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i1.35034

زمینه و هدف: استفاده گسترده از آنتی‌بیوتیک‌ها و انباشت این مواد در آب و فاضلاب، موجب ظهور مسائل متعدد زیست‌محیطی و بهداشتی ‌گردیده است. هدف این مطالعه بررسی کارایی فتوکاتالیست جدید TiO2/SiO2/rGO در حذف اریترومایسین به‌عنوان نماینده‌ای از آنتی‌بیوتیک‌ها از محلول‌های آبی می‌باشد.


 مواد و روش­ها: مطالعه حاضر، از نوع تجربی-کاربردی می‌باشد. نانوکامپوزیت TiO2/SiO2/rGO به‌عنوان فتوکاتالیست به روش سل-ژل سنتز شد و مشخصه یابی اجزای کامپوزیت و ساختار نهایی آن با استفاده از تکنیک‌های مختلف نظیر FE-SEM, XRD, FT-IR و TEM انجام شد. اثر متغیرهای pH، غلظت فتوکاتالیست، غلظت هیدروژن پراکسید و مدت‌زمان تماس در فرایند حذف فتوشیمیایی اریترومایسین موردمطالعه قرار گرفت. غلظت باقیمانده آلاینده با استفاده از روش اسپکتروسکوپی مرئی-فرابنفش در طول موج 298 نانومتر تعیین و راندمان حذف محاسبه گردید. در کلیه مراحل پژوهش، موازین اخلاقی رعایت و هیچگونه دخل و تصرفی از طرف محقق در مراحل انجام پژوهش صورت نگرفته است.


یافته­ ها: نتایج مشخصه­یابی، سنتز نانوذرات TiO2 و SiO2 با ابعاد 20 تا 25 نانومتر بر سطح نانوورقه‌های اکسیدگرافن کاهیده شده را تائید کردند. فرایند تخریب فتوکاتالیستی 25 میلی‌گرم بر لیتر اریترومایسین در 7 =pH ، 30 میلی‌گرم نانوکامپوزیت، 5 میلی‌گرم در لیتر هیدروژن پراکسید و مدت‌زمان تابش 140 دقیقه، به صورت کامل حاصل گردید. شایان ذکر است، تخریب آلاینده در شرایط فوق و صرفا در حضور فتوکالیست نانو TiO2 به میزان کمتر از 4% انجام گرفت.


 نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که فرایند تخریب فتوکاتالیزوری اریترومایسین با استفاده از نانوکامپوزیت سنتزی TiO2/SiO2/rGO یک روش کارامد در حذف این آنتی بیوتیک از محیط های آبی می‌باشد و شرایط اجرای فرایند در مقایسه با روش­های مشابه مقرون به­صرفه­تر است.

بررسی ارتباط سواد سلامت با تأثیر مداخله آموزشی بر مصرف صبحانه در دانش‌آموزان دختر دبیرستانی شهر یاسوج

علی رمضانخانی, محتشم غفاری, سهیلا خداکریم, مریم دادخواه

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 1, 16 October 2021 , صفحه 35-52
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i1.35096

زمینه و اهداف: صبحانه نقش مهمی در حفظ سلامت نوجوانان دارد. سواد سلامت یکی از بزرگ‌ترین تعیین‌کننده‌های امر سلامت است و همواره در مسیر بین آموزش و بهداشت قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سواد سلامت با تأثیر مداخله آموزشی بر مصرف صبحانه در دانش‌آموزان انجام گردید.


مواد و روش‌ها: این مطالعه نیمه تجربی روی ۴۴۰ دانش‌آموز باسواد سلامت بالا و پایین با رعایت معیارهای اخلاقی (تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، مجوز مقامات وزارت آموزش و پرورش و رضایت کتبی شرکت کنندگان) انجام شد. شش مدرسه که از نظر شرایط اجتماعی و اقتصادی یکسان بودند و از نظر موقعیت مکانی در همسایگی هم نبودند، انتخاب شد. بعد از سنجیدن سواد سلامت با پرسشنامه HELMA، به ‌صورت تصادفی سه مدرسه زیر گروه مداخله و سه مدرسه زیرگروه کنترل (زیرگروه سواد سلامت بالا-مداخله، سواد سلامت بالا-کنترل، سواد سلامت پایین-مداخله، سواد سلامت پایین- کنترل) در نظر گرفته شد. پرسشنامه TPB مصرف صبحانه قبل و بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله آموزشی بین چهار زیرگروه توزیع شد. مداخله‌ آموزشی با روش سخنرانی، بحث گروهی، پرسش و پاسخ انجام گردید.


یافته‌ها: میانگین نمره سازه‌های TPB در زیرگروه‌های مداخله نسبت به زیرگروه‌های کنترل بعد از مداخله افزایش قابل‌توجهی یافته است به ‌طوری‌که این نسبت معنی‌دار بوده است. میزان اثر مداخله آموزشی در زیرگروه‌ مداخله باسواد سلامت بالا بیشتر از زیرگروه مداخله باسواد سلامت پایین بوده است.


نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که مداخله آموزشی در افراد باسواد سلامت بالا نسبت به افراد باسواد سلامت پایین دارای اثربخشی بیشتری می‌باشد.

زمینه و اهداف: سبک و استاندارد زندگی، میزان مصرف کالاها و خدمات و اقتصاد به عنوان مهمترین عوامل در میزان تولید پسماند خانگی مطرح می­باشند. مطالعه­ی حاضر با هدف بررسی تغییرات الگوی تولید پسماند خانگی قبل و بعد از شیوع کرونا در استان مازندران انجام شد.


مواد و روش­ها: در مطالعه­ی مقطعی- توصیفی حاضر، پرسشنامه­ی الکترونیکی آنلاین چند مرحله­ای توسط حساب کاربری نویسندگان به افرادی که به شبکه­های اجتماعی و اینترنت دسترسی داشتند از 2 تا 28 دی 1399 ارسال و تکمیل شد. جهت بررسی پایایی پرسشنامه از آزمون - باز آزمون و ضریب آلفای کرونباخ استفاده و داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 33 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد. اخلاق در پژوهش و محرمانه بودن پاسخ ها در نخستین صفحه آورده شد.


یافته ­ها: بین محیط زندگی و پسماند تولیدی قبل و بعد پاندمی اختلاف معناداری وجود داشته است و بین میزان پسماند تولیدی در بین خانواده­ها دفعات و حجم خرید تفاوت معنی­داری مشاهده نشده است (05/0>P). آنالیز یک طرفه­ی آنوا نشان داد بین دفعات بیرون گذاشتن پسماند تولیدی قبل و بعد از قرنطینه برای پارامترهای جنس و سطح تحصیلات و شغل شرکت کنندگان و حجم پسماند تولیدی اختلاف معناداری مشاهده نشده است.


نتیجه­ گیری: نتایج نشان داد میزان تولید پسماند خانگی در دوران شیوع کرونا در استان مورد مطالعه برخلاف کشورهای مختلف  بین 20 تا 80 درصد افزایش یافته بود، اختلاف معناداری در میزان تولید پسماند خانگی بعد از پاندمی مشاهده نشده است که می­تواند ناشی از اثرات تورمی و شاخص قیمت مصرف کننده در مواد غذایی باشد.

زمینه و اهداف: فن‌آوری الکتروشیمی جزء فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته در تصفیه آب محسوب می‌شود. سودمندی سیستم الکتروشیمیایی برحسب انرژی مصرفی در کیلوگرم ماده حذف‌ شده محاسبه می‌شود که مهم­ترین عامل اقتصاد الکتروشیمیایی محسوب می‌شود. هدف این تحقیق کاربردی–تحلیلی انتخاب مناسب‌ترین الکترود برای تصفیه آب آشامیدنی توسط راکتور ناپیوسته الکترشیمیایی با الکترودهای استیل، آلومینیوم، آهن و مس است.


مواد و روش‌ها: نمونه آب آشامیدنی شهری وارد راکتور ناپیوسته الکتروشیمیایی شد و کارایی حذف در حالت مختلف متغییرهای زمان (5-40 دقیقه)، جنس الکترودها (استیل-آهن، آلومینیوم-آلومینیوم و مس-مس) و چگالی جریان (03/0-0/0 میلی‌آمپر بر سانتی‌متر مربع) مورد بررسی قرارگرفت. سودمندی سیستم الکتروشیمیایی براساس قانون فارادی برحسب انرژی مصرفی در کیلوگرم ماده حذف‌شده محاسبه‌گردید. تعیین غلظت سولفات، نیترات و کلسیم طبق روش‌های 4500-SO42- E، 4500NO3- B  و 3500Ca B انجام‌گرفت. نمونه‌های آب با رعایت ملاحظات اخلاقی براساس دستورالعمل هلسینکی آزمایش گردیدند.   


یافته‌ها: درصد حذف قلیائیت، سولفات، نیترات و کلسیم در فاصله 2 سانتی‌متر و مدت 20 دقیقه در چگالی جریان 02/0 میلی‌آمپر بر سانتی‌متر مربع در الکترودهای استیل-آهن برحسب درصد به‌ترتیب 3/44، 35، 3/26 و 6/50، در الکترودهای آلومینیوم-آلومینیوم به‌ترتیب 26، 18، 8/36 و 7/40 و در الکترودهای مس-مس 8/32، 33، 6/32 و 5/34 به ‌دست ‌آمد. بیش‌ترین حذف سولفات، نیترات و کلسیم به ‌ترتیب با الکترودهای مس-مس(2/61درصد)، آلومینیوم-آلومینیوم(3/66درصد) و استیل-آهن(58درصد) به دست ‌آمد. 


نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان ‌دادند که میزان حذف کلسیم، نیترات و سولفات  از آب آشامیدنی با افزایش چگالی جریان و زمان افزایش می­یابند. بهترین حذف کلسیم، نیترات و سولفات از آب آشامیدنی در سه سیستم الکتروشیمیایی بررسی‌ شده مدت زمان 40 دقیقه و چگالی چریان 02/0 به دست آمد.