سرمقاله


ایمنی ترافیک؛ از رویکردهای تک‌بعدی تا حکمرانی مبتنی بر سیستم‌های پیچیده

علی دل پیشه

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 3 (1404), 28 ژوئیهٔ 2026, صفحه 1-4

حوادث ترافیکی همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت عمومی در جهان و ایران به شمار می‌روند و سالانه حدود ۱.۳ میلیون نفر را به کام مرگ می‌کشانند. شواهد موجود نشان می‌دهد که باوجود اجرای برنامه‌های متعدد، کمپین‌های آگاهی‌بخش و اقدامات قانونی، روند کاهش مرگ‌ومیرهای ناشی از تصادفات در ایران همچنان رضایت‌بخش نیست. این موضوع بیانگر آن است که سوانح ترافیکی را نمی‌توان با رویکردهای تک‌بعدی یا مداخلات منفرد کنترل کرد. امروزه این پدیده به‌عنوان یک مسئله پیچیده شناخته می‌شود که حاصل تعامل عوامل انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، محیطی، زیرساختی و مدیریتی است. بر اساس رویکرد سیستمی و «ماتریس هادون»، ارتقای ایمنی ترافیک مستلزم هماهنگی میان تمامی اجزای نظام ایمنی، از کیفیت خودرو و راه‌ها گرفته تا فرهنگ رانندگی، اجرای قانون، برنامه‌ریزی شهری، خدمات اورژانس و حکمرانی مؤثر است. الگوهای اخیر تصادفات در تهران، از جمله سهم بالای تصادفات بزرگراهی و آسیب‌پذیری عابران پیاده، بر ضرورت اتخاذ سیاست‌های مبتنی بر شواهد و مداخلات میان‌رشته‌ای تأکید می‌کند. در این راستا، مجله ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت‌ها با ترویج پژوهش‌های نوآورانه و رویکردهای مبتنی بر تفکر سیستمی، به دنبال فراهم‌سازی شواهد علمی لازم برای سیاست‌گذاری مؤثر، کاهش بار مصدومیت‌ها و ارتقای ایمنی جامعه است. این شماره بر اهمیت گذار از راه‌حل‌های مقطعی به حکمرانی یکپارچه، همکاری بین‌بخشی و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده در مدیریت سوانح ترافیکی تأکید دارد.

مروری ساده/ غیرسیستماتیک


سابقه و هدف: فناوری CRISPR/Cas9 به‌عنوان ابزاری نوین برای اصلاح دقیق گیاهان، امکان ایجاد تغییرات هدفمند در ژنوم را بدون انتقال پایدار ژن‌های خارجی فراهم می‌کند. کاملینا، گیاهی روغنی از خانواده Brassicaceae، به دلیل مقاومت به تنش‌ها و کیفیت مناسب روغن اهمیت دارد، اما وجود اسید اروسیک در برخی ژنوتیپ‌ها مصرف غذایی آن را محدود می‌کند. این مطالعه با مرور شواهد علمی، ایمنی غذایی و زیست‌محیطی کاملینای ویرایش‌شده از طریق خاموش‌سازی ژن FAE1 با فناوری CRISPR/Cas9 را بررسی می‌کند.

روش کار: این مطالعه به‌صورت مرور روایی انجام شد. مقالات علمی از پایگاه‌های PubMed، Scopus و Web of Science و همچنین گزارش‌های EFSA، FDA و OECD در بازه زمانی 2013 تا 2025 بررسی شدند. پس از غربالگری، مطالعات مرتبط با ویرایش ژن FAE1، کاهش اسید اروسیک، ایمنی غذایی، مخاطرات زیست‌محیطی و اثرات خارج از هدف CRISPR/Cas9 انتخاب و تحلیل شدند. در نهایت 30 مقاله علمی و 6 سند بین‌المللی در مرور نهایی وارد شد.

یافته‌ها: بررسی مطالعات نشان داد که خاموش‌سازی ژن FAE1 موجب کاهش قابل‌توجه اسید اروسیک و سایر اسیدهای چرب بسیار بلندزنجیر در دانه کاملینا می‌شود. نتایج مطالعات ژنومیک، پروتئومیکس و متابولومیکس نشان داد که این تغییر ژنتیکی عمدتاً محدود به مسیرهای متابولیکی هدف بوده و تاکنون شواهد معتبری از تولید ترکیبات سمی جدید، افزایش آلرژی‌زایی یا بروز مخاطرات زیست‌محیطی قابل‌توجه گزارش نشده است. همچنین احتمال وقوع جهش‌های خارج از هدف در سامانه‌های نوین CRISPR/Cas بسیار محدود گزارش شده است.

نتیجه‌گیری: بر پایه شواهد موجود، خاموش‌سازی FAE1 در کاملینا تاکنون نشانه‌ای از بروز خطرات جدید و اختصاصی عمده نشان نداده است؛ با این حال، به دلیل محدود بودن داده‌های مستقیم در زمینه مطالعات تغذیه‌ای بلندمدت، ارزیابی‌های چندنسلی و داده‌های محیطی مزرعه‌ای، انجام مطالعات تکمیلی برای استحکام بیشتر ارزیابی ریسک ضروری است.

پژوهشی/ اصیل پژوهشی


تبیین چالش‌های مؤثر بر ایمنی و خطر مصدومیت در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس: یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون

زهرا قبادی, عذرا غفاری, علی جعفری, وحید عباسی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 3 (1404), 28 ژوئیهٔ 2026, صفحه 22-33
https://doi.org/10.22037/iipm.v13i3.52549

سابقه و هدف: بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) به دلیل اختلالات حرکتی، شناختی، روانی و مشکلات درمانی، در معرض خطر مصدومیت قرار دارند. این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های مؤثر بر ایمنی و خطر مصدومیت از دیدگاه بیماران انجام شد.

روش کار: این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بر روی بیماران مبتلا به ام اس (18 تا 65 سال) مراجعه‌کننده به مراکز درمانی اردبیل انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری (11 مصاحبه) ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی رعایت شد.

یافته‌ها: تحلیل داده‌های مصاحبه‌ها نشان داد تجربه زیسته بیماران مبتلا به ام اس ماهیتی چندبعدی و پیچیده دارد. در کدگذاری باز، 34 واحد معنایی در شش دسته اصلی استخراج شد که بیشترین سهم مربوط به چالش‌های روانی–احساسی (9 کد)، جسمی–حرکتی (8 کد)، درمان و دسترسی به خدمات سلامت (7 کد)، روابط بین‌فردی و مسائل اجتماعی (6 کد) و مشکلات مالی (2 کد) بود. در کدگذاری محوری، یافته‌ها در شش مقوله اصلی شامل مشکلات مالی، مشکلات جسمی–حرکتی، چالش‌های احساسی، روابط بین‌فردی، چالش‌های جامعه‌محور و اقدامات تأمینی برای درمان سازمان‌دهی شدند. این چالش‌ها با افزایش خطر سقوط، محدودیت خودمراقبتی، کاهش پایبندی به درمان، اختلال عملکرد روزانه و کاهش ایمنی بیماران همراه بودند و نشان دادند که ام اس پدیده‌ای زیستی، روانی، اجتماعی و اقتصادی است که خطر آسیب و مصدومیت را افزایش می‌دهد.

نتیجه‌گیری: ام اس با چالش‌های روانی، جسمی، اجتماعی و درمانی، ایمنی بیماران را تهدید می‌کند. ارتقای ایمنی مستلزم رویکردی جامع شامل حمایت روانی و اجتماعی، توانبخشی، آموزش خودمراقبتی، بهبود دسترسی به خدمات درمانی و پیشگیری از سقوط و مصدومیت است

توسعه و اعتبارسنجي الگوي استقرار نظام مديريت ايمني در بيمارستان‌هاي آموزشي ايران: يك مطالعه آميخته

مهوش قلي پور, کامران حاجی‌نبی, لیلا ریاحی, سید جمال‌الدین طبیبی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 3 (1404), 28 ژوئیهٔ 2026, صفحه 34-48
https://doi.org/10.22037/iipm.v13i3.52703

سابقه و هدف: بیمارستان‌های آموزشی به دلیل پیچیدگی عملیاتی با مخاطرات ایمنی متعددی مواجه‌اند. فقدان یک الگوی جامع بومی، استقرار نظام‌مند مدیریت ایمنی را با چالش روبه‌رو کرده است. این پژوهش با استفاده از روش آمیخته، به توسعه و اعتبارسنجی الگوی استقرار نظام مدیریت ایمنی در بیمارستان‌های آموزشی ایران پرداخت.

روش کار: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آمیخته (کیفی–کمی) است. در بخش کیفی، 14 نفر از خبرگان حوزه سلامت و اساتید متخصص با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی (اشباع در مصاحبه دوازدهم) انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه گردآوری و با روش نظریه داده‌بنیاد تحلیل شد. پایایی بازآزمون و توافق بین کدگذاران به‌ترتیب 90 و 82 درصد بود. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کارکنان درمانی و بیماران بستری در 10 بیمارستان آموزشی واقع در 9 شهر ایران طی سال‌های 1400 تا 1402 بود. با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و بر اساس جدول مورگان، 337 نفر انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و مدل با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS اعتبارسنجی شد..

یافته‌ها: نتایج تحلیل کیفی به شناسایی 33 کد در قالب پنج محور اصلی شامل عوامل علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها منجر شد. نتایج تحلیل کمی نیز نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است (GOF=0.495، IFI=0.95، CFI=0.95 و SRMR=0.074) همچنین، مقادیر AVE (>0.50) و CR (>0.70) روایی همگرا و پایایی سازه‌های مدل را تأیید کردند.

نتیجه‌گیری: استقرار موفق نظام مدیریت ایمنی در بیمارستان‌های آموزشی مستلزم تعامل همزمان عوامل فردی سازمانی و مالی است. مدل اعتبارسنجی شده چارچوبی مستند وکاربردی برای کاهش خطاهای پزشکی و ارتقای ایمنی در بیمارستان‌های آموزشی ایران ارائه می‌دهد.

اولویت‌بندی روش‌های کاهش آلودگی گردوغبار صنعتی در صنعت فولادسازی با استفاده از مدل ترکیبی AHP-TOPSIS

حسن نسلایه, صابر قاسمی, حمیدرضا آثارپاک, فاطمه ادیم

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 3 (1404), 28 ژوئیهٔ 2026, صفحه 49-60
https://doi.org/10.22037/iipm.v13i3.52687

سابقه و هدف: آلودگی گردوغبار یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست ‌محیطی و بهداشتی در صنعت فولادسازی است که علاوه بر کاهش کیفیت هوای محیط کار، پیامدهای نامطلوبی بر سلامت کارکنان، محیط‌زیست، بهره‌وری تولید و هزینه‌های عملیاتی دارد. انتخاب فناوری مناسب برای کنترل گردوغبار مستلزم ارزیابی همزمان معیارهای فنی، اقتصادی، زیست‌ محیطی و اجرایی است؛ موضوعی که با روش‌های تک‌معیاره به‌خوبی قابل انجام نیست. هدف این پژوهش، اولویت‌بندی روش‌های کاهش آلودگی گردوغبار صنعتی در صنعت فولادسازی با استفاده از مدل ترکیبی AHP-TOPSIS بود.

روش کار: در این پژوهش، ابتدا اهمیت نسبی معیارهای تصمیم‌گیری با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی تعیین و سپس گزینه‌های مختلف کنترل گردوغبار با استفاده از روش TOPSIS رتبه‌بندی شدند. همچنین به‌منظور ارزیابی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت با تغییر وزن معیارهای اصلی انجام شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که راندمان حذف گردوغبار مهم‌ترین معیار تصمیم‌گیری بوده و بگ‌فیلتر مناسب‌ترین فناوری کنترل گردوغبار شناخته شد؛ پس از آن، سیستم مکش موضعی و الکتروفیلتر در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. نتایج تحلیل حساسیت نیز نشان داد که تغییرات متعارف در وزن معیارها تأثیر قابل‌توجهی بر رتبه‌بندی نهایی گزینه‌ها نداشته و بیانگر پایداری مدل پیشنهادی است.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش می‌تواند چارچوبی علمی و کاربردی برای انتخاب فناوری‌های کنترل گردوغبار، ارتقای عملکرد زیست‌محیطی، بهبود ایمنی و بهداشت شغلی و حمایت از تصمیم‌گیری مدیران صنعت فولاد فراهم آورد.

ارزیابی ریسک مخاطرات زیست محیطی پارک ملی بمو براساس روش TOPSIS

عباس قائدی; حمیدرضا آثارپاک

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 3 (1404), 28 ژوئیهٔ 2026, صفحه 61-75

مقدمه: مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست، نقش کلیدی در حفاظت از اکوسیستم ها و تنوع ژنتیکی برای دستیابی به توسعه پایدار ایفا می کنند. پارک ملی بمو به عنوان یکی از ارزشمندترین مناطق چهارگانه تحت حفاظت در کشور، از این قاعده مستثنی نیست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی، تجزیه و تحلیل و اولویت بندی مخاطرات تهدیدکننده این پارک ملی انجام شده است.

مواد و روش ها: در این پژوهش، ابتدا با استفاده از بازدید میدانی و تکنیک دلفی، مخاطرات منطقه شناسایی شدند. بدین منظور، پرسشنامه هایی توسط ۵۰ نفر از متخصصان و کارشناسان محیط زیست تکمیل گردید. از میان ۲۵ مخاطره    شناسایی شده، ۲۰ مورد برای تحلیل نهایی پذیرفته شدند. سپس، رتبه بندی این مخاطرات با استفاده از روش TOPSIS و بر اساس سه شاخص شدت اثر، احتمال وقوع و احتمال کشف انجام پذیرفت.

یافته ها: نتایج نشان داد که مخاطره "کمبود محیط بان" با ضریب نزدیکی ۰٫872 بالاترین ریسک و مخاطره "کمبود علوفه" با ضریب نزدیکی ۰٫000 کمترین اولویت را در منطقه دارا هستند. سطح بندی ریسک ها نیز نشان داد که ۱۰ مخاطره در رده متوسط، ۵ مخاطره در رده بالا و ۵ مخاطره در رده پایین قرار می گیرند.

بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، مهمترین مخاطرات شناسایی شده عمدتاً ریشه در عوامل مدیریتی و ساختاری دارند. به طوری که کمبود محیط بان، ضعف در اجرای قوانین و کمبود اعتبارات به عنوان اولویت های اصلی شناسایی شدند. در مقابل، مخاطرات طبیعی مانند کمبود علوفه و آتش سوزی در اولویت های پایین تری قرار گرفتند که نشان دهنده تأثیرپذیری آن ها از ضعف های مدیریتی است. مهم ترین راهکارهای کنترلی و اصلاحی شامل جلوگیری از ورود دام های اهلی به پارک، تأمین علوفه مورد نیاز و ارتباط مؤثر با جوامع بومی و محلی می باشد.

واژه های کلیدی: مخاطرات محیط زیستی، پارک ملی بمو، تکنیک دلفی، روش TOPSIS.