شاپا: 2345-2455

دوره 5 شماره 4 (1396)

سرمقاله


تقديرگرايي در مراسم اربعين

آرزو کرمپوريان, داود خراساني زواره, زهره قميان

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 184 - 181
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20725

در بین برخی جوامع عقیده بر این است که هرگاه اراده خداوند بر عذاب و نابودی قومی قرار می‌گیرد، بلایای طبیعی و بیماری‌ها نازل می‌شود. درحالی‌که باید اذعان داشت که وقوع کلیه مخاطرات طبیعی و بیماری‌ها یک رخداد محسوب می‌شوند که با برنامه‌ریزی و آمادگی می‌توان از عواقب آن پیشگیری کرد. احتمال وقوع پدیده‌های طبیعی و بروز بیماری‌ها در هر مکانی حتی در اماکن مقدس نیز وجود دارد که مرگ‌ومیر پیش‌آمده در منا و همین‌طور سقوط جرثقیل در مکه مکرمه را می‌توان ذکر کرد که هر دو در صورت رعایت آمادگی و برنامه‌ریزی و یا توجه به ایمنی غیر سازه‌ای قابل‌پیشگیری بودند. به نظر می‌رسد داشتن باور تقدیرگرایانه نسبت به حوادث و بیماری‌ها در زائرین اربعین نیز در صورت کاهش درک از خطر، آسیب‌پذیری در برابر حوادث را افزایش می‌دهد. این در صورتی است ‌که با اتکا به دستورات دینی مبنی بر ضرورت ارتقای سلامت و ایمنی و آموزش اقدامات پیشگیرانه و آمادگی در بعد فردی و اجتماعی، در تجمعات انبوه مذهبی به‌ویژه اربعین، می‌توان با افزایش سطح آگاهی افراد، موجب افزایش شناخت خطر و کاهش بار بیماری‌ها و حوادث گردید.

 

 

How to cite this article:

Karampourian A, Khorasani-Zavareh D, Ghomiyan Z. Fatalisma at the Arbaeen Ceremony. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):181-84.

 

 

پژوهشی/ اصیل پژوهشی


بررسي رابطه بلندمدت بين توسعه اقتصادي و سوانح جاده‌اي در کشور

پريسا بازدار اردبيلي, پیمان پژمان زاد

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 200 - 193
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20718

 

سابقه و هدف: سوانح جاده‌اي و تلفات ناشي از آن‌يکي از چالش‌هاي جوامع بشري است که هزينه‌هاي اقتصادي زيادي را بر اقتصاد برخي کشورها تحميل نموده است. هدف اين مقاله بررسي رابطه بلندمدت بين توسعه اقتصادي و سوانح جاده‌اي کشور طي سال‌هاي 94-1369 مي‌باشد.

روش بررسي: براي مدل‌سازي تعيين رابطه بلندمدت بين توسعه اقتصادي و سوانح جاده‌اي کشور از الگوي خود رگرسيون برداري و نرمافزارهاي ميکروفيت و ايويوز استفاده‌شده است. جهت بررسي پايايي و هم انباشتگي متغيرها، مرتبه جمعي بودن متغيرهاي الگو تعيين گرديده و سپس تعداد وقفه‌هاي بهينه مدل، مشخص ميشوند. در گام بعدي تعداد بردارهاي هم انباشتگي الگو، تعيين‌شده و سپس الگوي مطلوب مشخص ميگردد. جهت بررسي ميزان توضيح دهندگي تغييرات متغير تعداد سوانح جادهاي بر توسعه اقتصادي کشور، روش تجزيه واريانس خطاي پيش‌بيني استفاده‌شده است.

يافتهها: مثبت بودن ضريب لگاريتم توليد ناخالص داخلي سرانه (10/29) در برآورد مدل حاكي از اين است كه رشد اقتصادي (افزايش درآمد سرانه) با ميزان تصادفات بيشتري در بخش جاده همراه بوده است و نيز با توجه به ضريب منفي متغير مجذور لگاريتم توليد ناخالص داخلي سرانه، حكايت از آن دارد كه در مراحل بعدي رشد اقتصادي ميزان تصادفات جادهاي كاهش مي‌يابد. همچنين نتايج نشان مي‌دهد كه بين متغير ضريب جيني که نشاندهنده نابرابري توزيع درآمد در کشور مي‌باشد و تصادفات جادهاي يک رابطهي مثبت (66/0) و معنا دارا وجود دارد. با توجه به ضريب مثبت طول جادههاي کشور (53/0)، ميتوان دريافت كه اين متغير با ميزان تلفات جادهاي رابطهي مثبت دارد. همچنين از نتايج برآورد مدل چنين استنباط ميشود كه بين جمعيت (POP) و ميزان تصادفات جادهاي رابطهي مستقيم (21/4) برقرار است و بيانگر اين است كه همراه با رشد جمعيت شمار تصادفات جادهاي افزايش پيداکرده است.

نتيجهگيري: نتايج به‌دست‌آمده از يافتههاي پژوهش حاكي از آن است كه فرضيه كوزنتس براي ايران تأييد ميگردد. اين بدان معناست كه در مراحل اوليه رشد اقتصادي، نرخ سوانح جادهاي افزايش پيدا ميكند و درنهايت به سبب پيشرفتهاي تكنيكي، افزايش ميزان سرمايهگذاري در بخشهاي مرتبط و آموزشهاي مناسب، اين نرخ در سطوح بالاي درآمد سرانه كاهش پيدا ميكند.


 

How to cite this article:

Bazdar Ardebili P, Pejmanzad P. The role of long-term relationship of economic development with road incidents in Iran. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):193-200.

 

بررسي موانع ايمني عابران پياده و محدوديت‌هاي پياده‌روي در تهران- مطالعه کيفي

ترانه يوسفي نژادي, حميد سوري

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 192 - 185
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20719


سابقه و هدف:امروزه ايجاد محيط مناسب و ايمن براي تردد عابران موردتوجه خاص برنامه ريزان حمل‌ونقل شهري قرار دارد. پياده‌روي ساده‌ترين و طبيعي‌ترين شکل جابجايي است و براي سلامتي، کاهش آلودگي هوا و کاهش ترافيک توصيه مي‌شود، اما چالش‌هاي بسياري در اين حوزه وجود دارد. مطالعه باهدف بررسي موانع ايمني عابران پياده و محدوديت‌هاي پياده‌روي در تهران اجرا شد.

روش بررسي:  مطالعه با روش کيفي و از طريق انجام مصاحبه‌ نيمه ساختاريافته با 30 نفر از شهروندان شهر تهران در مناطق مختلف تهران انجام گرفت. ملاحظات اخلاقي مطالعه شامل معرفي پژوهشگر، ذکر انگيزه انجام مطالعه، محرمانه ماندن نام مصاحبه‌شونده و اخذ رضايت مصاحبه‌شونده جهت ضبط مکالمات بود. مصاحبه‌ها، پس از پياده‌سازي به روش تحليل محتوا مورد تحليل قرار گرفتند. روش نمونه‌گيري به‌صورت هدفمند بود و افراد در گروه‌هاي سني مختلف از عابران پياده و هم رانندگان انتخاب شدند. جهت اعتبار داده‌ها از معيارهاي مقبوليت، انتقال‌پذيري، همساني يا قابليت تصديق و تأييد پذيري يا قابليت اعتماد استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 10 تحليل شدند.

يافتهها: هفت موضوع اصلي شامل عوامل کالبدي-  فضايي، ايمني، امنيت، فرهنگي، قوانين پشتيبان حقوق عابران، فيزيولوژيک و رفتاري و اقليمي از مطالعه استخراج شد.

نتيجهگيري:  بر پايه يافته‌هاي مطالعه، تفکيک دقيق و صحيح مسير عابر پياده از سواره، ايمن‌سازي مسير حرکت پياده، کف سازي مناسب و برداشتن موانع در پياده‌روها، ايجاد مبلمان شهري، افزايش جاذبه‌هاي شهري، بهسازي محيط‌زيست و ايجاد فضاي تميز و مطلوب، ايجاد پل‌هاي استاندارد روگذر و زيرگذر عابران پياده مي‌تواند برافزايش پياده‌روي و ايمني عابران پياده تأثير مثبت داشته باشد.

 

How to cite this article:

Yousefinezhadi T, Soori H. Study of Obstacles and Restrictions of Pedestrians for Commuting on Foot in the City of Tehran: A Qualitative Study. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):185-92.

خطرات فضاي فيزيکي خانه و سقوط سالمندان

منیژه ایران فر

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 242 - 237
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20720


سابقه و هدف: سقوط دومين علت مرگ‌ومير ناشي از مصدوميت‌هاي غيرعمدي در سراسر جهان و يکي از شايع‌ترين و جدي‌ترين عامل مصدوميت منجر به ناتواني، بستري شدن و مرگ‌وميردربين سالمندان است. همه خانه‌ها حداقل يک عامل خطر سقوط را دارند. مطالعه حاضر باهدف شناسايي خطرات فضاي فيزيکي خانه و سقوط سالمندان اجرا شد.

روش بررسي: به‌منظور رعايت ملاحظات اخلاقي، رضايت آگاهانه از نمونه‌ها اخذ و اطمينان بر محرمانه ماندن اطلاعات انجام شد. مطالعه از نوع تحليلي،  شاهد - موردي، بر روي 120 سالمند مراجعه‌کننده به بخش‌هاي اورژانس مراکز آموزشي – درماني با علت سقوط منجر به مصدوميت اجرا شد. اطلاعات با استفاده از چک‌ليست فضاي فيزيکي داخلي و حياط خانه محل زندگي سالمند گردآوري شد . داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS  نسخه 17 و محاسبه نسبت شانس مورد تجزيه‌وتحليل قرار گرفت .

يافته ها: ميانگين سن سالمندان موردمطالعه 9.69 ±88/78  سال بود.  بيشترين تعداد سقـــوط (26مورد) در بين گــروه مــورد در رده سني 89– 80  سال بود. نداشتن نرده در دو سمت پله‌ها (14/2=OR) و پله‌هاي بدون نرده داخل خانه و حياط (93/1=OR)، عدم استفاده از صندلي در توالت(72/1=OR)، عدم نصب دستگيره و ميله در حمام و توالت (48/1=OR) و عدم استفاده از کف‌پوش غير لغزنده در حمام و توالت (41/1=OR) به‌عنوان عوامل خطر فضاي فيزيکي خانه براي سقوط سالمندان شناسايي شدند.

نتيجهگيري: با شناسايي عوامل خطر فضاي فيزيکي خانه مي‌توان در طراحي و اعمال مداخلات لازم در آينده متناسب با عامل يا عوامل خطر به‌منظور پيشگيري و کاهش ميزان سقوط در جامعه سالمندان، به‌مثابه سرمايه‌هاي اجتماعي، برنامه‌ريزي کرد.

How to cite this article:

Iranfar M. Physical Hazards of Residences and Elderly Fall. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):237-42 .


تحليل پويا حوادث صنايع فرآيندي: مقايسه مدل پاپيوني و شبکه بيزين

اسماعيل زارعي, ايرج محمدفام, محمد علي آزاده, مصطفي ميرزايي

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 212 - 201
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20727


سابقه و هدف: حوادث صنايع فرايندي ساليانه خسارات جبران‌ناپذيري از ابعاد انساني، اقتصادي، اجتماعي، زيست‌محيطي و حتي سياسي بر کشور تحميل مي‌کند. براي پيشگيري از بروز اين‌گونه حادثه شناسايي، ارزيابي و تحليل علل به وجود آورنده آن‌ها با رويکردهاي نوين جهت طراحي استراتژي‌هاي پيشگيرانه يک ضرورت محسوب مي‌شود. اين مطالعه باهدف تحليل پويا حوادث فرآيندي با مقايسه مدل سنتي پاپيوني و روش نوين شبکه بيزين طراحي و اجرا گرديد.

روش بررسي: سناريو حوادث موردنظر ابتدا با مدل پايپوني به‌طور کيفي و کمي مورد مدل‌سازي قرار گرفت و سپس با استفاده از الگوريتم ارائه‌شده، مدل علت – پيامد سناريو حادثه در شبکه بيزين مدل‌سازي شد. از توانايي‌هاي شبکه بيزين: استدلال قياسي، استدلال استقرايي و  به‌روزرساني احتمال جهت تحليل پويا سناريو حادثه استفاده گرديد.

يافتهها:  نتايج استدلال استقرايي جهت تخمين احتمال وقوع سناريو و پيامدهاي نهايي آن در شبکه بيزين نسبت به مدل پاپيوني دقيق‌تر است. شبکه بيزين قادر به انجام استدلال قياسي جهت به‌روز‌رساني احتمال وقوع رويدادهاي ريشه‌اي از طريق بهره‌گيري از داده-هاي پيش‌درآمد حوادث، در نظر گرفتن وابستگي شرطي بين رويدادهاي ريشه‌اي، بين موانع ايمني و مدل‌سازي نقص‌هاي شرطي با علل مشترک بود، درحالي‌که مدل پايپوني قادر به انجام آن‌ها نبود.

نتيجهگيري: در اين مطالعه براي اولين بار روشي جهت ساخت مدلي پويا و کمي معرفي شد که اين امکان را فراهم مي‌سازد که خطرات  ايمني اين‌گونه صنايع به‌طور مداوم و پويا شناسايي، ارزيابي و پايش گردد. پياده‌سازي اين مدل در صنايع فرايندي مي‌تواند ريسک بروز حوادث صنعتي را به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي بکاهد و سطح ايمني را ارتقاء دهد.

 

How to cite this article:

Zarei E, Mohammadfam I, Azadeh A, Mirzaei-Aliabadi M. Dynamic Process Accident Analysis: Comparison of Bow tie and Bayesian Network Models. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):201-12 .

پيش‌بيني تاب‌آوري مديران بحران وزارت راه و شهرسازي بر اساس تنظيم شناختي هيجاني

کوروش قنبري, مينا نظري کمال, نفيسه غايبي, راحله سموعي

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 218 - 213
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20731


سابقه و هدف: مديريت بحران و بلايا نيازمند ويژگي‌ها و توانايي‌هايي براي کنترل و اداره شرايط استرس زا و بحراني است. تاب‌آوري و مديريت هيجان‌ها ازجمله توانايي‌هاست که مي‌تواند براي مديران بحران در کنترل چنين شرايطي نقش تعيين‌کننده داشته باشد. اين مطالعه باهدف پيش‌بيني تاب‌آوري مديران بحران وزارت راه و شهرسازي بر اساس تنظيم شناختي هيجاني انجام‌شد.

روش بررسي: مطالعه از نوع توصيفي همبستگي است که بر روي 136 نفر از مديران بحران وزارت راه و شهرسازي به روش نمونه‌گيري در دسترس انجام شد. به‌منظور رعايت ملاحظات اخلاقي، پس از اخذ رضايت کتبي از شرکت‌کنندگان، مقياس سنجش تاب‌آوري کونور و ديويدسون  و تنظيم شناختي هيجاني گارنفسکي اجرا گرديد. اطلاعات توسط ضريب همبستگي پيرسون و اسپيرمن و رگرسيون خطي چندگانه به شيوه گام‌به‌گام تحليل گرديد.

يافتهها: تحليل داده‌ها نشان داد که مؤلفه‌هاي تنظيم شناختي هيجاني پيش‌بيني کننده تاب‌آوري در مديران بحران بود. مديران بحراني که مؤلفه‌هاي تنظيم شناختي هيجاني سازگار داشتند، از تاب‌آوري بيشتري و مديران بحراني که مؤلفه‌هاي تنظيم شناختي هيجاني ناسازگار داشتند، از تاب‌آوري کمتري برخوردار بودند (R2=0/342).

نتيجهگيري: يافته‌هاي اين مطالعه در تفهيم لزوم توانمند بودن مديران بحران براي رويارويي با شرايط و موقعيت‌هاي غيرمترقبه و بحراني مفيد خواهد بود. سازمان‌هاي مرتبط با مديريت بحران در ارزيابي مديران مي‌توانند از اين نتايج بهره بگيرند.

 

How to cite this article:

Ghanbari K, Nazari Kamal M, Ghaebi N, Samouei R. Prediction of Resilience and Emotional Management Based on Cognitive Emotional Regulation in Crisis Management of the Iranian Ministry of Roads and City Planning. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4): 213-18

 

ميزان آگاهي دانشجويان بهداشت حرفه‌اي نسبت به علائم ايمني مواد شيميايي سيستم هماهنگ جهاني

داوود محمودي, سعيد نظري, ميکائيل درخشاني, علي دليلي, صادق حضرتي, جليل نظري

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 226 - 219
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20733


سابقه و هدف: مواد شيميايي خطراتي از قبيل خورندگي، انفجار و اشتعال‌زايي دارند. استفاده از علائم ايمني بر کاهش اعمال ناايمن مؤثر بوده و ضروري است که دانشجويان آگاهي صحيحي از علائم ايمني معتبر و رايج در برخورد با مواد شيميايي داشته باشند. مطالعه حاضر باهدف بررسي ميزان آگاهي دانشجويان بهداشت حرفه‌اي نسبت به علائم ايمني مواد شيميايي سيستم هماهنگ جهاني طراحي و انجام شد.

روش بررسي: مطالعه حاضر توصيفي- تحليلي از نوع مقطعي بود که در سال 1395 با نمونه‌گيري تصادفي در بين 160 نفر دانشجوي بهداشت حرفه‌اي دانشگاه‌هاي علوم پزشکي تبريز و اردبيل  طراحي و انجام گرفت. گردآوري اطلاعات از طريق دو نوع پرسشنامه با و بدون راهنما، طبق سيستم هماهنگ جهاني انجام شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه 17 تجزيه‌وتحليل شدند.

يافتهها: نتايج مطالعه نشان داد ميانگين و انحراف معيار ميزان آگاهي دانشجويان بهداشت حرفه‌اي دانشگاه‌هاي تبريز و اردبيل از علائم ايمني مواد شيميايي با پرسشنامه بدون راهنما به ترتيب 7/31±3/58 و 9/32±4/46 درصد بودند، درحالي‌که اين مقادير براي پرسشنامه باراهنما، به ترتيب 3/12±8/82 و 6/11±8/77 درصد به دست آمدند. همچنين طبق نتايج مطالعه در هر دو دانشگاه بين درصد آگاهي دانشجويان در دو نوع پرسشنامه رابطه معني‌داري (05/0>P) به دست آمد.

نتيجهگيري: نتايج مطالعه نشان داد که ارائه آموزش در مورد علائم ايمني باعث افزايش درصد آگاهي دانشجويان در هر دو دانشگاه شده است. همچنين نتايج مطالعه گوياي پايين بودن ميزان آگاهي دانشجويان از برخي علائم مي‌باشد؛ بنابراين با توجه به نياز مبرم به آگاهي هر چه بيشتر دانشجويان بهداشت حرفه‌اي از علائم ايمني ، بدون نياز به آموزش‌هاي تخصصي، لزوم تجديدنظر در طراحي برخي از علائم ضرورت دارد.

 

How to cite this article:

Mahmoudi D, Nazari S, Derakhshani M, Dalili A, Hazrati S, Nazari J. The Occupational health Student’s Awareness towards the Globally Harmonized System for the Chemical Safety Signs. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):219 -26. 

بررسي ارتباط نگرش ايمني و استرس شغلي در کارگران دکل بند مخابراتي

جواد ملکوتی, وحید غریبی, محمدحسین ابراهیمی, فریده خسروی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 5 شماره 4 (1396), 13 March 2018 , صفحه 236 - 227
https://doi.org/10.22037/meipm.v5i4.20734


سابقه و هدف: کار در دکل‌هاي مخابراتي ازجمله شغل‌هاي پرمخاطره است که حوادث جبران‌ناپذيري مانند سقوط از ارتفاع را به همراه دارد. سنجش نگرش ايمني افراد دکل بند در شناسايي وضعيت ايمني موجود و اجراي راهکارهاي کنترلي مؤثر است. اثرات سوء استرس شغلي گسترده است. اين مطالعه باهدف بررسي ارتباط نگرش ايمني و استرس شغلي در کارگران دکل بند مخابراتي انجام شد.

روش بررسي: اين مطالعه از نوع توصيفي- تحليلي مقطعي بود که در سال 1395 و در بين دکل بندان يک شرکت پيمانکاري فعال در حوزه نصب و استقرار دکل‌هاي مخابراتي در سطح کشور انجام شد. از مجموع 93 نفر کارگر، تعداد 60 نفر از آن‌ها به‌صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. ابزار مورداستفاده به‌منظور جمع‌آوري اطلاعات شامل 3 بخش سؤالات جمعيت شناختي، نگرش ايمني و نيز پرسشنامه خود گزارشي استرس شغلي بود. جهت تجزيه‌وتحليل داده‌ها از آمار توصيفي، آزمون‌هاي آماري کاي اسکوتر، آزمونتي، تحليل واريانس و رگرسيون خطي با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.

يافتهها: 7/53 درصد دکل بندان داراي نگرش ايمني منفي و 3/46 درصد ديگر نيز داراي نگرش ايمني مثبت بودند. بين متغيرهاي عنوان شغلي، سن، تحصيلات، سابقه کار افراد و فعاليت منظم ورزشي با ميانگين نمره نگرش ايمني ارتباط معني‌داري وجود داشت (05/0>P). بين سطوح کيفي استرس شغلي و سطوح کيفي نگرش ايمني ارتباط معني داري يافت شد (03/0=P). بُعد «نقش» تأثير مثبت برافزايش نمره نگرش ايمني داشت (05/0>P).

نتيجهگيري: در فعاليت پرخطر دکل بندي، افرادي که به دلايل فردي و سازماني دچار استرس شغلي مي‌شوند در کاهش نگرش ايمني آنان اثر سوء مي‌گذارد. ابهام نقش و تضاد نقش مهم‌ترين علل کاهش نگرش ايمني است.


How to cite this article:

Malakuoti J, GHaribi V ، Ebrahimi M، Khosravi F. The Study of Correlation between Safety Attitudes and Occupational Stress among Telecom Tower Climbers. J Saf Promot Inj Prev. 2017; 5(4):227-36.