شاپا: 2251-8320

دوره 10 شماره 37 (1397)

مقاله پژوهشی


سیاست‌های دولت پهلوی اول در مقابله با بیماری‌های مقاربتی

سیده‌ مرضیه حسینی, سیمین فصیحی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 7-19
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.26353

وضعیت نظام بهداشت و سلامت عمومی در آستانه روی کارآمدن پهلوی اول بسیار اسفناک بود. شیوه‌های درمان عقب مانده بود و پزشکی نوین به دلیل فقدان زیرساخت‌های لازم، امکان رشد و اثر‌گذاری در حوزه سلامت و درمان، خاصه امراض مسری و مقاربتی را نیافته بود. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که دلیل شیوع گسترده این بیماری‌ها چه بود و دولت نوگرای رضاشاه چه اقداماتی در جهت پیشگیری و درمان امراض مقاربتی انجام داد. نوشتار پیش رو در پاسخ به سؤال فوق، با تکیه بر منابع دسته اول، یعنی اسناد و مجلات و نشریات و اتخاذ رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، به واکاوی سیاست‌های دولت ‌نوگرای رضاشاه در حوزه بهداشت و مبارزه با بیماری‌های آمیزشی می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد رویکرد تجددخواهانه و غرب‌گرایانه حاکمیت تغییراتی در حوزه بهداشت و مبارزه با بیماری‌های آمیزشی ایجاد کرد. دولت در این راستا کوشید با ابزارهای فرهنگی از قبیل نشر کتب و روزنامه‌ها، برگزاری کلاس‌های آموزشی، تبلیغات، استفاده از فیلم و همچنین سیاست‌هایی چون گسترش مراکز درمان امراض مقاربتی، ارائه خدمات درمانی رایگان، ایجاد پست‌های صحی، تحدید فواحش وتصویب قوانین بازدارنده، مانع از شیوع این امراض شود. علی‌رغم این تلاش‌ها، آمیختگی موانع فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مانع از موفقیت چشم‌گیر دولت شد. پیشروبودن دولت رضاشاه در امر پزشکی نوین بدون وجود زیرساخت‌های جدی در عصر قاجار، با ایجاد مشکلات و محدودیت‌هایی از جمله فقدان نیروی کار به ویژه در ولایات، کمبود دارو و مراکز درمانی و فقدان راه‌های ارتباطی مناسب، خدمات‌رسانی به مردم را مشکل کرده بود. به علاوه مقاومت‌های فرهنگی در کنار عدم آگاهی و بی‌سوادی گسترده مردم که دسترسی به خدمات آموزشی در حوزه پیشگیری از امراض مقاربتی را با دشواری مواجه ساخته بود، از دلایل مهم عدم موفقیت دولت در کنترل امراض آمیزشی بود.

بررسی کتاب الشکوک رازی بر جالینوس

محمد‌رضا رجب‌نژاد, شهربانو اسدی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 21-30
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.24219

زمینه و هدف: در دوره نهضت ترجمه و پیش از آن اندیشه‌های طبی و فلسفی یونان باستان به نوعی قطعی قلمداد می‌شد، از جمله ویژگی‌های دوره تألیف، نوآوری‌هایی در طب و ایجاد شک و تردید در برخی باورهای علوم یونان است. این پژوهش به ایرادهایی که رازی درباره موضوع طب به جالینوس در کتاب «الشکوک رازی» می‌گیرد، می‌پردازد. از آن جهت که برای نخستین‌بار در دوره تمدن اسلامی، برخی از اندیشه‌های جالینوس در کتاب یادشده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، بررسی و تحلیل کتاب رازی از جایگاه و اهمیت ویژه‌ایی برخوردار است.


مواد و روش‌ها: این پژوهش در راستای بیان استقلال نظری دانشمندان اسلامی، به‌ ویژه رازی، به روش پیمایش کتابخانه‌ای با تکیه بر منابع اصیل تاریخ پزشکی انجام گرفته است.


یافته‌ها: ایرادهایی که رازی بر دیدگاه‌های طبی جالینوس وارد دانسته و همچنین نظرات مخالف با رازی در مورد این کتاب، بیان می‌شود. با بررسی‌های انجام‌شده مشخص گردید که کتاب «الشکوک» به طور کامل به زبان فارسی ترجمه نشده است و تنها چند تصحیح بر آن انجام گرفته است. دو نمونه از تصحیحات، متعلق به مهدی محقق و مصطفی لبیب عبدالغنی می‌باشد. سه نسخه از کتاب الشکوک رازی علی جالینوس در کتابخانه‌ ملک به شماره 4573 (که اکنون در اختیار کتابخانه آستان قدس رضوی است)، کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 9014 و کتابخانه ملی به شماره 2915085 که از روی نسخه موجود در ملک استنساخ شده‌اند، موجود می‌باشد.


نتیجه‌گیری: کتاب الشکوک می‌تواند به عنوان یک منبع معتبر علمی و تاریخی در اختیار محققانی که قصد مطالعه در مورد جالینوس و حتی خود رازی دارند، مورد استفاده قرار گیرد. از این اثر می‌توان مقالات ارزشمندی در موضوع‌های گوناگون طبی و فلسفی به رشته تحریر درآورد.

زمینه و هدف: رواج خرافات به ویژه پس از حمله مغول (قرن هفتم قمری) در ایران شیوع فراوان یافت و از ساحت مذهبی به حوزه‌های علمی نیز تسری یافت. در این میان، دانش طب بیش از دیگر علوم، دستخوش خرافه‌گرایی گردید و آثار و کتب گوناگونی با موضوعات «علوم غریبه» یا «اوراد طبی» تألیف گردید. ما در این مقاله کوشیده‌ایم با تکیه بر سه دستنویس فارسی، که در فاصله قرن‌های هفتم تا دوازدهم قمری تألیف شده است، به تحلیل و بررسی ریخت‌ خرافات طبی بپردازیم. از رهگذر این بررسی مهم‌ترین دلایل، مخاطبان و نوع خرافه‌های طبی واکاوی خواهد شد.


مواد و روش‌ها:‌ این پژوهش به صورت کتابخانه‌ای انجام گرفته است. علاوه بر کتاب‌های تاریخی، در این پژوهش از سه دستنویس فارسی ـ عربی استفاده شده است که دو دستنویس در کتابخانه نور عثمانیه ترکیه و یک دستنویس در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود.


یافته‌ها: این پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین عوامل گسترش خرافه‌های طبی، ناآشنایی با علل و عوامل اصلی بیماری‌ها، تلاش برای بی‌ثمر نشان‌دادن طب و نابسامانی‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. ریخت کلی خرافه‌ها مبتنی بر استفاده از عناوین و الفاظ نامفهوم، تلقین‌ها و کاربردهای ویژه، بهره‌گیری از اعداد و حروف در زمان و مکان خاص و تلاش برای جلب اعتماد و ایمان مخاطب است.


نتیجه‌گیری: بررسی مشابهت‌ها و ریخت کلی باورهای خرافی طبی نشان می‌دهد که عنصر این خرافه‌ها تمرکز بر «شبیه‌سازی» است. بدین‌معنا که متولیان خرافه‌ها کوشیده‌اند از طریق ایجاد مشابهت میان خرافه‌ها و باورهای دینی خردگریز ـ به ویژه در باب زنان و کودکان ـ واقع‌نمایی اوراد خود را تبثیت کنند و به تدریج خرافه‌ها را به عنوان جایگزین کارآمد و متافیزیکی روش‌های تجربی طبی معرفی کنند.

بررسی وضعیت بهداشتی و پزشکی دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه پولاک

فاطمه‌سادات جلالی چیمه, سهیلا ترابی فارسانی, فیض‌اله بوشاسب گوشه

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 43-58
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.24652

زمینه و هدف: وضعیت سلامت و بهداشت همگانی ایرانیان در حدود یکصد سال پیش، آن‌گونه که بررسی تاریخ اجتماعی ایران به ویژه در حوزه پزشکی و سلامت همگانی جامعه نشان می‌دهد، چندان مطلوب نبوده است. هدف ما از نگارش پژوهش حاضر، بررسی وضعیت بهداشتی و پزشکی دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه پولاک بوده است.


مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانه‌ای و اغلب بر یک مطالعه تاریخ تحلیلی استوار بوده است.


یافته‌ها: ایرانِ دوره قاجار مقصد بسیاری از سیاحان، تاجران، مأموران دولتی و افراد کنجکاوی بود که به دلایل مختلف به ایران سفر و بسیاری از آن‌ها مشاهدات خود را ثبت کردند. این سفرنامه‌ها به دلیل توجه به جزئیات خوراک، پوشاک، آموزش، علوم، امور مذهبی، رفتار و آداب معاشرت و امثال آن، برای شناخت دوره قاجار از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد، از جمله مواردی که در این سفرنامه‌ها مورد اشاره قرار گرفته است، وضعیت بهداشت و پزشکی ایران در عصر قاجار می‌باشد.


نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهداشت فردی و عمومی در دوره قاجار، چندان رعایت نمی‌شده و طب سنتی شیوه اصلی درمان در آن دوره بوده است، اما با ورود پزشکی نوین به ویژه از دوره ناصرالدین‌شاه، به تدریج مورد استقبال مردم قرار گرفت و شیوه‌های درمانی جدید در طب سنتی نفوذ کرد و رفته‌رفته بر آن پیشی گرفت.


 

زمینه و هدف: باورهای کهن پزشکی بخشی از تاریخ علم هستند. بررسی‌های جدید، برخی از این باورها را تأیید و بعضی را رد می‌کند و برخی از این باورها هنوز از دیدگاه علمی بررسی نشده‌اند. شعر پارسی از قرن ششم به بعد، به دلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی، بیانگر مضامین علمی مانند پزشکی، ریاضی و نجوم گشت. برخی از این مضامین مربوط به تأثیرات اجرام فلکی در جسم و روح انسان است و پیوند پزشکی و نجوم را در باورهای کهن نشان می‌دهد. هدف این نوشتار آن است که ضمن آشکارساختن گوشه‌ای از باورهای پزشکی کهن در آینه شعر فارسی، زمینه‌ای برای پژوهش‌هایی فراهم آورد که درستی یا نادرستی این دستاوردهای فکری را از منظر دانش پزشکی جدید تعیین نماید و با پیوند ژرف‌نگری گذشتگان و دیدگاه‌های علمی معاصر، افقهایی از تاریخ پزشکی ایران نه‌تنها باز نموده شود، بلکه با دانش جدید بررسی گردد.


مواد و روش‌ها: این پژوهش یک بررسی توصیفی ـ تحلیلی است که از رهگذر مطالعه کتابخانه‌ای در اشعار قرن ششم تا هشتم با رویکردی به اشعار انوری، خاقانی، نظامی، مسعود سعدسلمان، سنایی، عطار، امیرخسرو دهلوی، حافظ و اوحدی انجام شد و پس از طبقه‌بندی موضوعی یافته‌ها، مضامین پزشکی مربوط به «ماه» عنوان‌بندی و با ذکر شواهد شعری تحلیل شد، سپس منابع جدید بررسی و با شواهد شعری تطبیق داده شد.


یافته‌ها: شعرپارسی بیانگر باور ایرانیان در مورد تأثیرات «ماه» در جسم و روح انسان است. این تأثیرات را می‌توان در چهار عنوان اصلی مطرح کرد: 1ـ تأثیر نور ماه در بیماری‌های عصبی؛ 2ـ تأثیرات مثبت و منفی ماه هنگام قرارگرفتن در برج عقرب؛ 3ـ تأثیرات ماه هنگام قِران با خورشید؛ 4ـ تأثیرات ماه هنگامی که در برج جوزا قرار می‌گیرد.


نتیجه‌گیری: باورهای پزشکی ـ نجومی مطرح‌شده در شعر فارسی بیانگر بخشی از تاریخ علم، بینش و تجربیات ایرانیان است و دیرینگی و گستردگی آن را در ذهن و فکر مردم این سرزمین نشان می‌دهد و نباید تنها به طرح آن‌ها از دیدگاه کارکردهای ادبی بسنده کرد، بلکه باید اشاره به این باورها را در شعر فارسی، از منظر تاریخ علم و دانش پزشکی جدید نیز نگریست تا درستی یا نادرستی آن آشکار گردد. تأثیرات پزشکی ماه که در شعر فارسی بیان شده است، مانند تأثیر منفی بر بیماری‌های عصبی، وضع روحی و اخلاقی، منع فصد و حجامت هنگام قِران ماه و خورشید و هنگام قرارگرفتن ماه در جوزا با یافته‌های جدید علمی همچون اثر تغییراتی که ماه و تأثیرات سیارات بر یکدیگر در میدان مغناطیسی زمین ایجاد می‌کند و تأثیرات نور ماه بر گردش خون، تأیید شده است. این گونه بررسی‌های تطبیقی نه‌تنها ژرف‌اندیشی گذشتگان و اهمیت تجربه را نشان می‌دهد، بلکه می‌تواند افق‌های گسترده‌تری را در آسمان دانش پیش چشم آورد.

مقاله مروری


بررسی اهمیت ارتباط نهادهای سلامت و درمانی با مراکز آموزشی در تمدن اسلامی (موردکاوی بیمارستان نظامیه نیشابور در قرن 5 و 6 قمری)

مهدی شفائی, فرهاد عباسعلیزاده, علیرضا رنجبری, علیرضا حسینی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 75-88
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.21704

زمینه و هدف: بررسی تاریخ بیمارستان‌ها در ایران و اسلام، بخشی از مطالعات مهم حوزه تکامل نهادهای سلامت و درمان در تمدن اسلامی است. با گسترش اسلام در تمامی زمینه‌ها به ویژه حوزه طب، حکومت‌ها معمولاً در برخی از دوره‌های تاریخ اسلام و ایران، به اهمیت دانش پزشکی پی برده و به ایجاد مراکز درمانی مجهز در بیشتر سرزمین‌ها اقدام کرده‌اند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت بیشتر تکامل نهادهای سلامت و درمان در ایران به ویژه بیمارستان نظامیه نیشابور و نقش آن در گسترش علم طب است.


مواد و روش‌ها: این مقاله با رویکرد تحلیلی ـ تاریخی و کتابخانه‌ای ـ اسنادی به بررسی متون و اسناد و تبیین روند ایجاد، رشد و تکامل این بیمارستان و نقش آن در ارتقای بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در تمدن اسلامی با تکیه بر کتاب‌هایی مانند دانشنامه جهان اسلام می‌پردازد.


ملاحظات اخلاقی: در نقل و تحلیل و استنباط مطالب به ویژه در مراجعه به کتب مرجع، جنبه‌های اخلاقی و ادبی موضوع رعایت گردیده است.


یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد بیمارستان مذکور که به عنوان یک ضرورت علمی و حاکمیتی به شمار می‌رفته، یکی از مهم‌ترین مراکز آموزشی و درمانی در شمال شرق ایران نیز بوده است که تعدادی از برجسته‌ترین پزشکان‌، دوره‌ای از فعالیت علمی و طبی خود را در آنجا گذرانده‌اند، به طوری که این مراکز علاوه بر وظیفه درمان و مراقبت از بیماران، وظایف دیگری نظیر تربیت دانشجویان طب و ایفای نقش مراکز تحقیقاتی و پژوهشی (کتابخانه تخصصی) را نیز پوشش می‌دادند. ابعاد و نحوه تأثیر این نظامیه‌ها در تکامل نهادهای سلامت و درمان را می‎توان در افراد برجسته حوزه طب و آرای ایشان خلاصه کرد که توسط مدارس نظامیه به جامعه پزشکی تقدیم گردیدند، چراکه این مدارس، مهم‌ترین نقطه تحول تحقیقات در حوزه طبی جهان اسلام بوده و بنیان چرخه‌های مطالعاتی این حوزه با تربیت پزشکان چیره‌دست تحکیم یافته است که ابتدا سعی در درمان بیماری داشته و سپس به روش‎های پیشگیری و شیوع بیماری‎ها اهتمام می‌ورزیدند.


نتیجه‌گیری: همواره بخش‌های آموزشی یا به اصطلاح امروزی «بخش‌های آزمایشگاهی و تحقیقاتی دانشگاهی» جزء لاینفک بیمارستان‌ها بوده است، چراکه این زیرمجموعه‌ها علاوه بر پذیرش و مداوای بیماران، طبابت را با روش‌ها و متدهایی انجام می‌دادند که گاهی علمی و گاهی نیز به صورت تجربی بود و این امر سبب می‌شد بسیاری از طالبان علم و طبابت از گوشه و کنار جهان در جستجوی علوم مرتبط با این سبک و متد باشند.

بررسی کتاب طب منظوم اثر عبدالکریم اعرج متخلص به عجزی (قرن هشتم قمری)

مریم کمالوند, احمدرضا یلمه‌ها, مریم محمودی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 89-102
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.21300

زمینه و هدف: نسخ خطی یکی از گران‌بهاترین آثار هر ملتی به شمار می‌رود. یکی از این آثار ارزشمند و نفیس، نسخه منحصر به فرد طب منظوم اثر حکیم عبدالکریم اعرج متخلص به عجزی است که با شماره 757 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار با خط نستعلیق کتابت شده است. هدف از شناسایی این اثر آشنایی با مفاهیم پزشکی قرن 8، بیماری‌ها و روش درمان آن‌ها است.


مواد و روش‌ها: این تحقیق بر اساس روش مروری ـ کیفی جامعه مورد مطالعه، منظومه طبی «طب منظوم عجزی» پس از رؤیت و استخراج ویژگی‌های آن با روش تحلیل محتوا، تحلیل و بررسی شده است. سپس با روش تصحیح علمی و مطابق اصول نگارش امروزی تدوین شده است. بیماری‌های نام‌برده‌شده در این اثر به صورت جدول در پایان پژوهش موجود است. سپس به بررسی کمی و کیفی این منظومه با یکی از مهم‌ترین منظومه‌های طبی پیش از این اثر پرداخته است.


یافته‌ها: نسخه منحصر به فرد «طب منظوم» حاوی اطلاعات طبی قرن هشتم است. این اثر شامل کلیات و مقدمات علم طب، بیان احکام ادویه مفرد، احکام تغذیه، معرفی حدود 135 بیماری از سر تا پا و علاج آن‌ها، بیان انواع تب و راه‌های درمان آن‌ها، انواع گزیدگی و سخنان مفید برای طبیبان است. همچنین به اخلاق پزشکی به خوبی در این منظومه اشاره شده است.


نتیجه‌گیری: سراینده این منظومه به علت طبیب‌بودن از اطلاعات طبی لازم و دانش ادبی کافی برای سرایش این منظومه برخوردار بوده است. او علاوه بر تجربیات خود از آثار معتبر طبی گذشته نیز برای درمان بیماری‌ها و ساختن انواع داروها بهره برده است. از ویژگی‌های این منظومه انتقال مفاهیم پزشکی به صورت ساده و موجز است. این منظومه در مقایسه با منظومه مشابه پیش از آن، از نظر کمیت و کیفیت بیان مطالب و مفاهیم پزشکی درخور توجه است. شناخت و معرفی این منظومه راهی برای بهره‌بردن از سرمایه‌های علمی ـ ادبی آن بایسته است.

زبان آیینه بدن: شناخت دلائل و علائم زبان، مهارتی برای تشخیص در طب ایرانی

زهرا مجیدی, مریم محمدی عراقی, میثم شیرزاد

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 37 (1397), 3 December 2019 , صفحه 103-123
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i37.22174

زمینه و هدف: زبان اندامی گوشتی است که رگ‌ها و اعصاب، بسیار بیش از اندازه آن بدان می‌رسند. از آنجا که جرم آن نازک و عضوی است متخلخل و بخارپذیرنده، از تغییر کیفیات و اخلاط بدن به ویژه معده زودتر متأثر می‌گردد. بدین‌سبب رنگ آن از نشانه‌های مهمی است که به علامت‌شناسی بدن کمک می‌کند که در این میان تأثیر تغییرات عارضی دماغ، معده و کبد بر آن قوی‌تر است. هدف از این مطالعه، شناخت زبان و اثرات بیماری‌های مختلف بر آن می‌باشد تا با شناخت دقیق آن به الگویی جدید در دسته‌بندی و درمان یافت.


مواد و روش‌ها: بدین‌منظور متون معتبر طب ایرانی از قبیل اکسیر اعظم، طب اکبری و خلاصه التجارب مورد بررسی قرار گرفتند. مطالب مربوط به زبان ذیل عنوان «زبان» و اثرات بیماری‌های مختلف بر زبان جمع‌آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.


یافته‌ها: بررسی منابع طبی نشان داد، به طور کلی اثراتی که بر زبان دیده می‌شود، بیشتر ناشی از سه عضو مغز، معده و کبد است. آسیب در این ارگان‌ها موجب تغییر در رنگ، طعم، شکل و میزان رطوبت زبان می‌شود. دلایل مأخوذ از حال زبان که دلالت بر بیماری‌های دماغ می‌کند، مشتمل بر این تغییرات است: سفیدی بر نسیان، زردی و سیاهی بر قرانیطس (ورم گرم دماغ)، و زردی رو و سبزی زیر زبان بر مصروعیت فرد دلالت دارد. همچنین ضخامت یا لاغری زبان، غلبه رطوبت یا خشکی را نشان می‌دهد. علائم و نشانه‌های تشخیصی زبان ناشی از بیماری دیگر اعضا نیز در مقاله به تفصیل بحث شده است.


بحث: تغییرات جالبی که هر یک از اختلالات طبی به ویژه در سه عضو یادشده بر زبان باقی می‌گذارد، آن را به عنوان یک آزمون تشخیصی سهل‌الوصول، سریع و غیر آزارنده برای بیمار مطرح می‌کند. علاوه بر تغییرات در رنگ و شکل ظاهری زبان که ممکن است توسط بیمار کشف شود و پزشک آن را مورد واکاوی قرار دهد. برخی علائم و نشانه‌ها مانند احساس گرمی و سردی، تغییر در نوع سخن‌گفتن یا احساس سنگینی از جمله تظاهراتی هستند که ممکن است چندان توجه بیمار را به خود جلب نکند، اما مداقه پزشک حاذق و اخذ شرح حال هدایت‌کننده مسیر تشخیص را هموار می‌کند.


نتیجه‌گیری: می‌توان با بررسی زبان به عنوان نماد کوچکی از وضعیت اخلاط بدن اطلاعات ذی قیمتی به دست آورد. از این رو مرور مطالعات انجام‌شده با توجه به زبان به عنوان یک ابزار کمکی می‌تواند راه‌های جدیدی برای بهبود روند تشخیص و درمان از دیدگاه طب ایرانی باز کند.