شاپا: 2251-8320

دوره 10 شماره 35 (1397)

مقاله پژوهشی


بررسی و اولویت‌بندی گیاهان دارویی مؤثر بر تقویت حافظه از دیدگاه طب سنتی ایرانی

رضا میرحیدری, سیدسعید اسماعیلی صابر, محمدرضا شعیری, محمد غلامی فشارکی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 35 (1397), 11 May 2019 , صفحه 7-19
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i35.21077

زمینه و هدف: حافظه یکی از عملکردهای مغز است که برای انجام امور روزمره، یادگیری و ادامه حیات لازم است. در سال‌های اخیر، استفاده از گیاهان دارویی برای درمان فراموشی و تقویت حافظه، موضوع بسیاری از پژوهش‌های پزشکی بوده است. هدف این مطالعه بررسی و اولویت‌بندی گیاهان دارویی تقویت حافظه درکتب طب سنتی ایرانی می‏باشد.

مواد و روش‌ها: در این تحقیق کتابخانه‌ای، ابتدا از کتاب قانون، 33 مفرده دارویی (ماده ساده گیاهی، معدنی، حیوانی) با واژگان کلیدی که مرتبط با تقویت مغز، حافظه، ذهن، حواس، فهم، اثر بر نسیان، نافع برای مغز و فساد ذکر بود، استخراج گردید، سپس از بین این مفردات، 12مفرده گیاهی که اختصاص بیشتری به حافظه داشت، انتخاب و تأثیر آن‌ها بر تقویت حافظه، در کتاب‌های القانون فی الطب، الحاوی فی الطب، الشامل فی الصناعة الطبیه، مخزن الادویه، تحفة المومنین، الابنیه عن حقایق الادویه و المعتمد فی الادویة المفرده مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس توصیف هر مفرده گیاهی در کتاب‌ها، امتیاز ویژه‌ای به هر یک تعلق گرفت و مجموعه امتیازات، مورد ارزیابی نهایی قرار گرفت.

یافته‌ها: 12 گیاه دارویی تقویت حافظه به ترتیب بیشترین امتیاز عبارتند از: 1ـ کندر؛ 2ـ بلادر؛ 3ـ سعد، زنجبیل، عود؛ 4ـ هلیله کابلی؛ 5ـ دارفلفل، آمله، وج، خردل؛ 6ـ صبر، روغن گل.

نتیجه‌گیری: مطالعات متعدد نشان داده که گیاهان بر روی یادگیری و حافظه اثرات مطلوبی دارند. به نظر می‌رسد بررسی اثربخشی گیاهان دارویی تقویت حافظه یادشده به ویژه مفردات با امتیاز بالاتر، نیازمند تحقیقات بالینی در افراد سالم و بیماران با اختلال حافظه می‌باشد که در صورت تأیید، کمک مؤثری به تقویت حافظه افراد سالم و درمان بیماران می‌نماید.

تبیین چگونگی عملکرد داروهای قاعده‌آور خوراکی از دیدگاه طب سنتی ایران

عطیه‌سادات دانش, ملیحه شفیعی, فاطمه نوجوان

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 35 (1397), 11 May 2019 , صفحه 21-31
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i35.20619

زمینه و هدف: داروهای قاعده‌آور در طب سنتی ایران «مدر حیض» یا «مدر طمث» نامیده می‌شوند و برای درمان مواردی از احتباس حیض تجویز می‌شوند. این داروها معادل Emmenagogue در طب رایج می‌باشند. وقوف کامل به درمان‌های طب سنتی ایران نیازمند درک عمیق از چگونگی عملکرد داروها در این مکتب طبی می‌باشد. هدف از این مقاله تبیین چگونگی عملکرد داروهای قاعده‌آور در طب سنتی ایران و رسیدن به یک سری قوانین کلی برای چگونگی تأثیر آن‌ها در ایجاد خونریزی قاعدگی می‌باشد.

مواد و روش‌ها: داروهای مدر حیض از کتب معتبر طب سنتی ایران استخراج شدند، کیفیت و عملکرد آن‌ها مطالعه و جمع‌آوری شد و مجموع یافته‌ها در قالب یک قانون کلی در این مقاله ارائه گردید.

یافته‌ها: داروهای مدر حیض با دو عملکرد باعث ایجاد خونریزی قاعدگی می‌شوند: یکی آنکه با تغییراتی که روی خون اعمال می‌نمایند، آن را آماده خروج می‌سازند و دیگر آنکه مسیر خروج خون را باز می‌نمایند. لازمه آماده‌سازی خون برای خروج، ایجاد تسخین و تلطیف و تحریک خون می‌باشد و لازمه این افعال گرم‌بودن کیفیت غالب داروست. لازمه بازکردن مسیر این است که دارو مفتح باشد و لازمه تفتیح وجود جوهر لطیف غالب در دارو است. در این میان تنها مفرده‌ای که به گونه دیگر عمل می‌کند، «خُلّر» است که با تولید خون سوداوی و ایجاد اکراه در طبیعت، آن را وادار به اخراج این خون از بدن می‌سازد.

نتیجه‌گیری: داروهای مدر حیض همگی دارای جوهر لطیف و کیفیت گرم می‌باشند و تنها در مواردی که احتباس حیض به سبب غلظت و سردی خون است، کاربرد دارند، لذا به سایر مفرداتی که این خصوصیات را ندارند، اما موجب جاری‌شدن حیض در موارد احتباس حیض با اسباب دیگری می‌شوند، مدر حیض گفته نمی‌شود.

مروری بر صُداع در طب ایرانی

مجید تلافی نوغانی, حسن نامدار

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 35 (1397), 11 May 2019 , صفحه 33-48
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i35.21664

زمینه و هدف: در حوزه علت‌شناسی، تشخیص و درمان بیماری سردرد کارهای زیادی انجام گرفته است، اما کماکان از سردرد با عنوان یک اختلال شایع، ناتوان‌کننده و با هزینه اقتصادی قابل توجهی یاد می‌شود. می‌توان از ظرفیت‌های طب سنتی جهت یاری‌نمودن طب رایج در برخورد با این معضل بهره برد.

مواد و روش‌ها: فصول مرتبط با صداع با روش نمونه‌گیری هدفمند و مبتنی بر معیار از منابع طب ایرانی، «القانون فی الطب»، «کامل الصناعه»، «الحاوی»، «ذخیره خوارزمشاهی»، «شرح قرشی»، «شرح الاسباب و العلامات»، «معالجات عقیلی» و «اکسیر اعظم» مطالعه و جمع‌بندی گردید. همچنین کتاب سردرد، دسته‌بندی بین‌المللی سردرد و برخی دستورالعمل‌های درمانی مورد بررسی قرار گرفت. نهایتاً نتایج مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: صداع در طب سنتی ایران بر اساس جزء درگیر در سر، مشارکتی‌بودن یا نبودن، بدنی یا غیر بدنی‌بودن سبب درد، محل و شدت درد، عوارض ایجاد شده و ساز و کار ایجاد درد، دسته‌بندی می‌گردد. بر این اساس بیش از 27 نوع سردرد در منابع ذکر شده است که انواع سوء مزاجات ساده و مادی، خوذه و شقیقه، صداع ناشی از ضعف یا قوت حس سر از آن جمله است. جهت یاری در تشخیص می‌توان از ملاک‌های تقسیم‌بندی سردرد در طب سنتی بهره برد. این موارد شامل اصلی یا مشارکتی‌بودن، مادی یا ساذج‌بودن، حار یا باردبودن، نوع ماده، وجود یا عدم وجود یبوست، ضعف سیستم مغزی یا حساسیت بیش از حد آن می‌گردد. درمان مؤثر انواع سردرد با رفع سبب هر یک از انواع میسر می‌گردد، اما برخی تدابیر در اکثر اقسام صداع موجب تخفیف علائم خواهد شد. این موارد شامل قلّت أکل و شرب، افزایش مدت زمان خواب شب، سکون و آرامش و قلت کلام، پرهیز از محرکات اخلاط و بخارات در بدن، پرهیز از غذاهای نفاخ و بخارزا، و پرهیز از مصرف ترش مزه‌ها می‌شود.

نتیجه‌گیری: دسته‌بندی و روش تشخیص سردرد در طب ایرانی و طب رایج با هم تفاوت دارد، اما درمان‌های غیر دارویی هم‌جهت می‌باشد. با استفاده از مطالب مطرح در طب سنتی می‌توان بیماران مبتلا به سردرد را در بهبود سردرد یاری نمود.

تدابیر سردرد مشارکتی معده در مکتب طب سنتی ایران و بررسی شواهد مرتبط در طب رایج

مجید سلطانپور غریبدوستی, سیامک افشین مجد, علی دواتی, الهام عمارتکار

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 35 (1397), 11 May 2019 , صفحه 49-68
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i35.21777

زمینه و هدف: سردرد شیوع بالایی دارد. مکتب طب سنتی ایران، گنجینه ارزشمندی از دانش و تجربیات دانشمندان کشورمان می‌باشد و حاوی راه‌کارهای ارزشمندی در حوزه اصلاح سبک زندگی جهت درمان بیماری‌ها به نام علم تدابیر است. هدف مطالعه شناسایی تدابیر سردرد مشارکتی معده، از انواع سردردهای مطرح‌شده در کتب حکما می‌باشد.

مواد و روش‌ها: تحقیق به صورت کتابخانه‌ای انجام گرفته و با بررسی کتب معتبر مکتب طب ایرانی و نیز بررسی مقالات پزشکی و کتب معتبر مرتبط طب رایج، یافته‌ها گزارش شده‌اند.

یافته‌ها: تدابیر سردرد مشارکتی معده در طب ایرانی در شش سرفصل اصلی شامل هوا، خوردن و آشامیدن، حرکت و سکون، خواب و بیداری، احتباس و استفراغ، رویکردهای روانی عنوان شدند و با یافته‌های طب رایج مقایسه گردیدند.

نتیجه‌گیری: تدابیر سردرد مشارکتی معده در مکتب ایرانی به نحوی مورد تأیید علم روز پزشکی نیز می‌باشد و استفاده از این تدابیر می‌تواند در پیشگیری، درمان یا کاهش تعداد حملات سردرد، کاهش طول مدت سردرد، کاهش شدت سردرد، افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سردرد مفید باشد و در نهایت باعث کاهش هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم انواع سردردهای اولیه گردد.

زمینه و هدف: ابن سینا به عنوان یکی از فلاسفه مشهور اسلامی نقش چشم‌گیری در طرح دیدگاه‌های مربوط به انسان به طور کلی و تربیت اخلاقی به طور خاص داشته است. از آنجایی یکی از گام‌های درونی‌کردن تربیت اخلاقی، آموزش آن از دوره‌های پایین آموزشی می‌باشد، لذا پژوهش حاضر به بررسی میزان توجه کتاب‌های درسی دوره ابتدایی به تربیت اخلاقی از دیدگاه ابن سینا پرداخته است.

مواد و روش‌ها: روش پژوهش، تحلیل محتوا از نوع آنتروپی شانون بوده است. جامعه آماری، کتاب‌های پایه ششم دوره ابتدایی شامل 9 جلد در سال تحصیلی 97-1396 و نمونه آماری نیز هشت عنوان کتاب می‌باشد.

ملاحظات اخلاقی: صداقت در استفاده از منابع و بررسی و تحلیل کتاب‌های درسی از جمله ملاحظات اخلاقی بوده است.

یافته‌ها: نتایج به دست‌آمده نشان داد كه به اهداف تربیت اخلاقی توجهی نشده و در راستای روش‌های تربیت اخلاقی بیشترین فراوانی و میزان توجه مربوط به «نصیحت» و «آموزش حرفه و صنعت برای کسب درآمد از راه حلال» و کم‌ترین فراوانی مربوط به «شناخت کامل نفس و خصوصیات آن»، «آموزش روش‌های پیشگیرانه»، «آموزش انفاق برای حل مشکلات مالی و اقتصادی افراد جامعه» و «آموزش روش ازدواج صحیح و مناسب برای داشتن زندگی سالم» بودند.

نتیجه‌گیری: از آنجایی که دیدگاه‌های تربیت اخلاقی ابن سینا به عنوان یکی از مرجع‌های عملی در کشورهای اسلامی مطرح می‌شود و با توجه به نتایج پژوهش که حکایت از کم‌توجهی مؤلفه‌های تربیت اخلاقیِ مورد نظر ابن سینا دارد، انتظار می‌رود در بازنگری کتاب‌های درسی، مؤلفه‌های مربوط به تربیت اخلاقی ابن سینا لحاظ شود.

تبیین شواهد تاریخی مبنی بر تعامل معماری سنتی با طب سنتی

وحیده رحیمی‌مهر, حشمت‌اله متدین, مهرزاد مهربانی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 10 شماره 35 (1397), 11 May 2019 , صفحه 79-94
https://doi.org/10.22037/mhj.v10i35.21375

زمینه و هدف: به رغم دامنه وسیع میراث برجای‌مانده از آثار معماری، از اندیشه‌های علمی و فنی این آثار و منابع کسب از سایر علوم، شواهد و مدارکی موجود نیست و مناسبت معماری با طب سنتی به دلیل گستره وسیع این علوم و مطالعات میان‌رشته‌ای محدود دو قلمرو، آشکارا تبیین نشده است و این مناسبت تنها با بررسی آثار معماری و بدون در نظرگرفتن میراث علمی به دست نخواهد آمد. کمبود و ناشناخته‌بودن این منابع منجر به در پرده‌ماندن یا اظهار نظرهای یکسویه برخی پژوهشگران از علوم پشتیبان و سطح دانش طبی معماران شده است. هدف از انجام این تحقیق تبیین شواهد مبتنی بر پیوند معماری با طب سنتی از روزن متون علمی گذشته است تا ابعاد مختلفی از زوایای پنهان اندیشه‌های طبی در شکل‌گیری معماری و پیوند صاحبان این دو قلمرو روشن گردد.

مواد و روش‌ها: این مطالعه با روش توصیفی ـ تحلیلی به انجام رسیده است. همچنین روش در بخش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی است به طوری که ابتدا وجوه مشترک معماری و طب سنتی بیان گردیده و سپس شواهد مبتنی بر پیوند معماری و طب و مصادیق آن، با استفاده از منابع تاریخی و نرم‌افزار جامع طب سنتی نسخه 1/5 مورد بررسی قرارگرفته است. لازم به ذکر است که روش تجزیه و تحلیل یافته‌ها در این پژوهش، کیفی است.

یافته‌ها: شواهد کتبی و مصادیق کاربرد طب در معماری دو موضوع را درباره چگونگی ارتباط دو علم نشان می‌دهد: 1ـ مشورت از طبیبان در فرایند ساخت؛ 2ـ آگاهی معماران از اصول طبی. چنانچه معماران به یکی از این دو صورت سعی داشته‌اند با تأثیرگذاشتن بر هوا به عنوان مهم‌ترین اصل در حفظ سلامتی و اعراض نفسانی (حالات روحی)، به سلامتی انسان کمک کنند.

نتیجه‌گیری: با نگاهی به رویکرد پیشگیرانه طب و تدابیر اندیشیده‌شده در معماری گذشته، می‌توان راه‌کارها و استانداردهایی متناسب با معماری معاصر ارائه داد که به کیفیت محیط کمک کند و این مهم تنها با آموزش اصول طب سنتی به معماران و یا مشورت از طبیبان در ساخت بنا میسر می‌گردد.

زمینه و هدف: کتاب «الابنیه عن حقایق الادویه» اثر ابومنصور هروی برگیرنده کلمات تخصصی در شاخه داروشناسی است، گرچه این اثر یک فرهنگ دارویی می‌باشد، ولی از آن می‌توان بیماری‌ها و ساختار دانش پزشکی در قرون چهار و پنجم قمری را استخراج نمود. مسأله اصلی این پژوهش متکی بر این موضوع و نیز چگونگی توجه هروی به بیماری‌ها سامان یافته است. این پژوهش با هدف شناخت جایگاه این اثر در حوزه بیماری‌شناسی در تاریخ پزشکی انجام شده است.

مواد و روش‌ها: این پژوهش یک بررسی کتابخانه‌ای در حوزه مطالعات تاریخ پزشکی متکی بر کتاب «الابنیه‌ عن حقایق‌الادویه» و با روش تحلیل محتوای کیفی و کمی انجام شده است.

ملاحظات اخلاقی: در مراجعه به متون، صداقت و امانت‌داری، استناد به متون مورد استفاده، پرهیز از جانبداری در استنباط از متون یا تحلیل‌ها رعایت شده است.

یافته‌ها: در این بررسی، اهمیت کتاب داروشناسی «الابنیه» نشان داده شده است. همچنین اطلاعات اولیه به منظور تدوین جدول شاخه‌های بیماری‌ها و نیز تدوین مجموعه اصطلاح‌شناسی (Terminology) بیماری‌ها در اندیشه هروی فراهم آمد.

نتیجه‌گیری: با توجه به اصطلاحات تخصصی شناسایی‌شده در مورد بیماری‌ها در این کتاب، بیشترین حجم اصطلاحات به ترتیب مربوط به بیماری‌های پوست و مو، ناراحتی‌های روده، بیماری‌های اعصاب حسی و حرکتی، عوارض کبدی، مشکلات تنفسی و بیماری‌های زنان و کم‌ترین حجم مربوط به بیماری‌های مشترک انسان و حیوان است.

ترس از بیماری و میل به حیات جاویدان یکی از دغدغه‌های بشر از گذشته تاکنون بوده است. نیاز همه اقشار جامعه و فرمانروایان به خدمات پزشکان موجب شده از کهن‌ترین دوره‌های تاریخی حرفه پزشکی مورد توجه حاکمان قرار گیرد و همواره قوانینی جهت حفظ حقوق بیماران و پزشکان تدوین شود. آثار بر جای‌مانده از دو تمدن کهن و همجوار بین‌النهرین و ایران بیانگر پیشینه و قانونمندی حرفه پزشکی در این منطقه است. تمرکز اصلی این پژوهش بر این نکته است که دستمزدها و جرائم پزشکی در قانون‌نامه حمورابی و متون اوستایی چه تفاوت‌ها و تشابهاتی دارند. حمورابی شاه بابل، با وضع برخی قوانین مانند حق معالجه که از آن به عنوان کهن‌ترین تعرفه پزشکی یاد می‌شود، منزلت پزشکان را بالا برد و در مورد خطاهای پزشکی مجازات‌هایی را تعیین کرد که از جزای نقدی تا قطع عضو وحتی مرگ پزشک را شامل می‌شد. در ایران باستان پزشکی بر بنیان آموزه‌های زرتشتی و با تأکید بر اخلاق‌مداری قرار داشت. متون اوستایی به دستمزدها و مجازات‌های تعیین‌شده در مورد خطاهای پزشکی اشاره دارند که بر اساس آن، بیشتر مجازات‌ها با جزای نقدی همراه بوده‌اند. پژوهش انجام‌شده به روش کتابخانه‌ای حاکی از آن است که پزشکان در هر دو تمدن از حقوق و جایگاه اجتماعی برخوردار بودند و به هنگام خطاهای پزشکی برابر قانون مجازات می‌شدند. قوانین حمورابی در بحث مجازات‌ها از شدت عمل بیشتری برخوردار بودند. قوانین پزشکی در ایران باستان بیشتر بر اصول اخلاقی استوار بود. بررسی پیشینه قوانین پزشکی در تمدن‌های باستان می‌تواند تأکیدی بر لزوم و اهمیت قانونمندی و پیروی از اصول اخلاقی در این حرفه به شمار آید.