شاپا: 2251-8320

دوره 2 شماره 2 (1389)

سخن سردبیر


سخن سردبیر

محمود عباسی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 2 (1389), 30 April 2016 , صفحه 7-10
https://doi.org/10.22037/hmj.v2i2.12280

پژوهش در تاریخ، ضمن آشکارسازی هویت گذشته فرد و اجتماع، همچون چراغی فروزان، حیات آینده را نیز از انوار تابانش روشن می‌کند.

تاریخ‌پژوهان با شناخت اصول و عقاید گذشتگان و یادگیری علل توفیق و یا انحطاط آنها، این توانایی را می‌یابند که امروزِ خود را ساخته و فردایی بهتر را ترسیم نمایند. امام علی (ع) در نامه 49 نهج‌البلاغه در این رابطه فرموده‌اند که: «اگر از گذشته عبرت گیری، آنچه را مانده، حفظ خواهی نمود».

تاریخ پزشکی یکی از قدیمی‌ترین شعب تاریخ علوم به‌شمار می آید. از همان روزی که بشر درصدد رفع آلام خود برآمده، تاریخ طب آغاز شده و از این رو در مورد قدمت طب نمی‌توان تاریخی قائل شد، چرا که از تمدن‌های بسیار دور، اطلاعاتی دقیق در دست نداریم. آنچه به یقین می‌توان گفت این است که اولین فردی که توانسته درد را از خود و دیگران رفع نماید، اولین طبیب بشر بوده است و به همین دلیل تاریخ طب و طبیب همواره با هم توأم‌اند، هر چند که از لحاظ تعریف از یکدیگر مجزا هستند؛ تاریخ طب توصیف اصول و عقاید پزشکی و پیشرفت‌های علم طب در ادوار مختلف و به معنای کلی‌تر تاریخ تحول طب و تاریخ اطباء شرح حال زندگانی پزشکان است. آنچه در تاریخ پزشکی مشهود است این است که در طی قرون متمادی در اغلب تذکره‌ها و تواریخ، شرح حال اطباء به همراه آثار و تألیفات و عقاید آنها یک جا ذکر شده است؛ چنانکه «الفهرست» ابن ندیم، «طبقات الأطباء» ابن جلجل، «تاریخ الحکماء» قفطی، «عیون الأنباء ابن أبی أصیبعه» و «مطرح الأنظار» رکن الحکماء فیلسوف‌الدوله این‌گونه عمل نموده‌اند. در واقع تاریخ طب و اطباء و به تبع آنها تاریخ بیمارستان‌ها و گرایش‌های دیگر همچون چشم پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، دامپزشکی و... تا قریب یکصد سال قبل در یک جا جمع بوده و در قرن اخیر، تاریخ آنها از یکدیگر مجزا گردیده است.

....

مقاله پژوهشی


گیاه ‌درمانی و پزشکی در ایران باستان

محمد فرید سراج الدینی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 2 (1389), 30 April 2016 , صفحه 11-33
https://doi.org/10.22037/hmj.v2i2.12281

سرزمین ایران در اعصار مختلف تاریخ همواره از کانون‌های مهم علوم گوناگون به‌خصوص داروسازی و کشت و پرورش گیاهان دارویی بوده است. دانش پزشکی در ایران باستان پیش از دوره اوستایی وجود داشته است و با ظهور زرتشت که خود از پزشکان برجسته بوده است، گسترش این دانش و همچنین علوم مختلف، دامنه وسیع‌تری یافت که دامنه وسعت آن، تمدن‌های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار داده است، اما تأثیرپذیری اقوام و ملل دیگر از دانش ایرانیان، متأسفانه مرجع مهم باستانی در تاريخ طب ایران برجای نمانده است و در گذر حوادث تلخ تاریخی مانند هجوم یونانیان و نابود کردن و به آتش کشیدن پایگاه‌های فرهنگی و اسناد تاریخی، امروزه بسیاری از موارد تاریخی این مرز و بوم به محاق گراییده است. از جمله این موارد، می‌توان به تاریخ پزشکی ایران باستان اشاره کرد که به‌جز مواردی اندک در اوستا و چند کتاب پهلوی و اشاره‌هایی محدود در آثار یونانیان، متأسفانه تاکنون مرجع و سند یا کتابی در باب پزشکی ایران برجای نمانده است. از این‌رو، تاریخ پزشکی ایران زمین به‌علت کمبود منابع مکتوب به سه دوره محدود شده است: دوره نخست، از عصر پیش اوستایی و اوستا تا ظهور ساسانیان؛ دوره دوم، از آغاز تا انقراض امپراطوری ساسانی و دوره سوم، از آغاز اسلام تا عصر حاضرکه از آن به دوران طلایی دانش ایرانی یاد می‌شود. نوشتار حاضر، پژوهشی مختصر در باب دوره نخست دانش پزشکی در ایران است که با استناد به اوستا از نخستین پزشک آریایی ـ فریدون ـ شروع می‌شود و تا آغاز امپراطوری ساسانی ادامه می‌یابد.

پزشکان دوره اسلامی بیشتر برای درمان بیماری‌ها از گیاهان دارویی و سایر درمان‌های غیر جراحی استفاده می‌کردند؛ به همین دلیل در میان نگاشته‌های علوم پزشکی متون مرتبط با ابزار و وسایل جراحی در تاریخ علوم پزشکی دوره اسلامی نسبت به سایر نگاشته‌های این دوره کمتر دیده می‌شود. این پژوهش که به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و به روش کتابخانه‌ای انجام شده است، مقدمه‌ای بر ابزارشناسی جراحی در دوره اسلامی است که در آن تاریخچه و سیر نگاشته‌های این موضوع و دانش جراحی در دوره اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که نگاشته‌های مرتبط با دانش جراحی و ابزارآلات آن در علوم پزشکی دوره اسلامی در مقایسه با سایر شاخه‌های آن، جایگاه ویژه‌ای داشته و البته در دوره‌های مختلف دارای فراز و فرودهایی بوده است. به‌علاوه مؤلف مقاله حاضر نتیجه می‌گیرد که دانش جراحی به‌عنوان شاخه‌ای از علوم پزشکی در دوره اسلامی از زوایای گوناگون به گسترش این علوم کمک کرده و این مددرسانی در بررسی نگاشته‌های علوم پزشکی این دوره در زمینه ابزارآلات جراحی مشهود است.

نقش شهر طلیطلة اندلس در انتقال طب اسلامی به اروپا

عبدالناصر کعدان, محمود عنجرینی, مترجمان: فرزانه غفاری, هانیه مرتضی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 2 (1389), 30 April 2016 , صفحه 55-67
https://doi.org/10.22037/hmj.v2i2.12283

سرزمین اندلس را می‌توان مهم‌ترین چهارراه انتقال علوم طب عربی و اسلامی به اروپا دانست. این موقعیت منحصر به فرد به این حقیقت برمی‌گردد که شهر طلیطله در ابتدای قرن یازدهم میلادی مرکز مهم فرهنگ عربی و اسلامی بود. مترجمین اندلسی در انتقال این حرکت بزرگ علمی از جمله پزشکی، نقش به‌سزایی داشتند. ریموند طلیطلی، جرارد کریمونی، مرقس طلیطلی و دومنگو گونسالوو از مترجمینی بودند که آثار ارزشمندی از کندی، ابن سرابیون، رازی، زهراوی، ابن سینا، ابن وافد، ابن جزار و... را از زبان عربی به زبان لاتین ترجمه کردند. آنها دروازه‌های گنج‌های علمی عربی و یونانی را به روی اروپای لاتین گشودند و این راه را برای آیندگان نیز ترسیم نمودند.

طرح مسأله طب اسلامي با نگاهي همه‌‌سو نگر و با الهام از آموزه‌هاي امام علی بن موسی الرضا (ع) ضرورت و اهميتي خاص دارد تا به دور از افراط و تفريط با پاي نهادن در جاي پاي رهنمودهاي پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت مكرمشان عليهم‌السلام و به ‌ويژه با خوشه‌چيني از خرمن آموزه‌هاي پزشكي حضرت ثامن‌الحجج عليهم‌السلام تصويري روشن‌تر از سامانة طب اسلامي ارائه شود و همان‌گونه كه در صلوات شعبانيه آمده است نه پيشاپيش و نه دور و وامانده از حركت معصومين عليهم‌السلام بلكه همراه كاروان هدايت آنها حركت كنيم كه:

«المتقدم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق.»

ابن‌جزله یکی از اطبای بسیار مهم و طراز اوّل دورة اسلامی در قرن پنجم هجری قمری است که شهرت جهانی یافته و در اروپا به‌عنوان یک پزشک حاذق و طراز اوّل از او یاد می‌کنند. آثار وی الگو و منبع بسیاری از آثار بعد از خود شد. مهم‌ترین اثر او تقویم‌الأبدان است که یکی از آثار برجسته علمی در شیوة طبّ مجدول به‌شمار می‌رود. در این کتاب به بیش از یکصد بیماری اشاره شده و طرز درمان‌های گوناگون هر یک طی جداولی آورده شده است. طبّ مجدول یکی از شیوه‌های ابداعی دانشمندان دورة اسلامی است که با تقویم‌الصحة ابن ‌بطلان بغدادی در حفظ تندرستی و صحّت شروع شده و در تقویم‌الأبدان ابن‌ جزله به حد اعلای پختگی و کمال رسیده است.

در این مقاله ضمن معرفی مختصر ابن ‌جزله و آثارش، بیشتر سعی شده است تا نوآوری‌های ابن ‌جزله در تدوین و تألیف کتب طبی، بالأخص طبّ مجدول و تأثیری که وی به آثار پس از خود داشته، برجسته و پررنگ نشان داده شود. در پایان مقاله، نسخ خطی موجود از آثار ابن ‌جزله نیز فهرست‌وار ذکر شده تا زمینة تحقیق برای محققین فراهم گردد.

شكل‌‌گيري و فرايند اقتدار امپراطوري هخامنشي در جهان باستان، پديده‌اي بود كه جنبه‌هاي زيادي از تاريخ سياسي، اجتماعي و علمي دنياي قديم را تحت تأثير قرار داد. در جنبه سياسي منجر به تشكيل حكومتي فراگير و مقتدر شد كه پهنه وسيعي از شرق را زير پرچم واحدي گرد آورد و با تأمين امنيت نسبي، زمينه‌هاي تعامل مؤثر بين فرهنگ‌هاي مختلف را فراهم آورد.

اما وجود چنين تمركزي در قدرت، با فعاليت آزاد گروه‌هاي مذهبي به جاي مانده از گذشته، از جمله مغان زرتشتي كه بزرگان دربار ماد بودند، در تعارض قرار گرفت و بروز دشمني ويژه پادشاهان هخامنشي با آنان باعث گشت تا عرصه فعاليت آنها محدود گردد.

اين نوشتار بر اين است كه توضيح دهد اولاً مغان و پيشوايان مذهبي، وارثان چه جنبه‌هايی از فرهنگ و علوم ايران باستان بوده و ثانياً ايجاد محدوديت براي آنها چگونه باعث انتقال دانش طبي ايرانيان قديم به دنياي غرب و يونان شد.

تحولات بهداشتی در اواخر دوره قاجاریه (به روایت اسناد)

محسن گنج بخش زمانی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 2 شماره 2 (1389), 30 April 2016 , صفحه 145-171
https://doi.org/10.22037/hmj.v2i2.12287

در دوره قاجاريه ما شاهد رويكردي جديد نسبت به پزشكي و بهداشت در سير تحولات اجتماعي ايران مي‌باشيم كه در برخي موارد از طريق تأسيس  نهادهايي نظير مدرسه دارالفنون اين تحولات شتاب بيشتري به خود مي‌گرفت اما در عين حال با توجه به چالش‌هاي فراواني كه ناشي از گفتمان سنتي در برابر اين رويكرد نوپا به وقوع مي‌پيوست، روند تحول‌خواهي در عرصه‌هاي علمي با مشكلات جدي مواجه مي‌گرديد به خصوص آنكه تحولات علمي و نوانديشانه در دوره قاجاريه عمدتاً در ميان طيف انگشت‌شماري از نخبگان فكري و سياسي در جريان بود.

حال اين نوشتار مي‌كوشد تا بخش اندكي از موانع موجود بر سر راه تحولات بهداشتي و پزشكي در ايران دوره قاجاريه را از نگاه اسناد به دست آمده مورد بازيابي قرار دهد. موانعي كه از جانب فرهنگ سنتي عموم مردم، طبيبان سنتي و حكام محلي در تقابل با رويكرد پزشكي مدرن ايجاد مي‌گرديد و اين محدوديت‌ها، روند نوخواهي در عرصه‌هاي علمي را كندتر مي‌نمود. همچنين لازم به ذكر است در تأليفي (در دست چاپ) از نگارنده همين مقاله، تحولات پزشكي در ايران دوره قاجاريه با تفصيل بيشتري مورد بررسي قرار گرفته است.

نخستین انجمن تاریخ علوم و پزشکی در ایران به نام «انجمن ایرانی تاریخ علوم و طب» به همت جمعی از دانشوران و پزشکان، در سال 1341ش/ 1961م در تهران برپا شده است. هدف اصلی این انجمن، بررسی تاریخ علوم مختلف و دانش پزشکی در ایران و شناساندن آثار علمی دانشمندان و پزشکان برجسته ایرانی در طول تاریخ بوده است. در این مقاله، افزون بر «پیشینه انجمن ایرانی تاریخ علوم و طب»  نخست، به طور گذرا به تاریخچه پزشکی، به ویژه پزشکی نوین در ایران پرداخته شده است.