دوره 18 (1405)

مقاله پژوهشی


بررسی ساختار و محتوای رسالة في علم سِیاسَةالخَیل منسوب به وهب بن مُنَبّه

بابک عباس بیگی, مرضیه ریاحی‌نژاد

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.48626

زمینه و هدف: نسخه خطی سِیاسَةُ ‌الخَیل منسوب به وهب بن مُنَبّه، یکی از متون کمتر شناخته‌شده، اما مهم در سنت بیطاری اسلامی به‌ شمار می‌رود. این اثر که با ساختاری روایی و بهره‌گیری از عناصر اسرائیلیاتی نوشته شده، اطلاعات ارزشمندی در زمینه شناخت بیماری‌های اسب، تربیت و درمان آن ارائه می‌دهد. با این حال، تفاوت‌های سبکی، واژگانی و نبود آثار مشابه از وهب بن مُنَبّه، انتساب این متن را با چالش‌های نسخه‌شناختی و تاریخی مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی اصالت انتساب این اثر صورت گرفته است.

روش: این پژوهش با رویکرد تاریخی ‌تحلیلی و به روش توصیفی ‌اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شده است. داده‌های پژوهش با بررسی نسخه‌ خطی شماره BnF Arabe 2817 در کتابخانه ملی فرانسه گردآوری و محتوای آن با دیگر آثار دام‌پزشکی دوره اسلامی و نیز آثار منسوب به وهب بن مُنَبّه، تطبیق و تحلیل شده است.

ملاحظات اخلاقی: در اجرای این مطالعه، تمامی داده‌ها و منابع به دقت بررسی و مستندسازی شده و اصول امانت‌داری علمی و اخلاق پژوهش رعایت شده است.

یافته‌ها: با وجود ارزش محتوایی سِیاسَةُ‌ الخَیل در تاریخ دام‌پزشکی اسلامی، شواهد نسخه‌شناختی و تحلیلی نشان می‌دهد که این اثر احتمالاً در دوره‌ای متأخرتر تألیف شده و با آثار مسلم وهب بن مُنَبّه هم‌راستا نیست؛ بنابراین، انتساب این اثر به وهب بن مُنَبّه مورد تردید جدی است.

نتیجه‌گیری: سِیاسَةُ‌ الخَیل را باید در بستر گفتمان دینی روایی و تولید دانش تجربی در قرون متأخر اسلامی بررسی کرد و نیابد آن را اثری اصیل از وهب بن مُنَبّه در نظر گرفت.

میراث تصویری مقیاس‌محور در آثار پیشگامان تاریخ جراحی مدرن: مطالعه موردی الزهراوی و پاره

انسیه رستمی‌ثانی, علیرضا طاهری

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-19
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.50263

زمینه و هدف: تاریخ تصویری جراحی در نسخ کهن با قدمت چندین هزار ساله منعکس‌کننده تکامل توأمان هنر و پزشکی است. برخی جزئیات مانند ساختار، مقیاس، اجزا و کارکرد صرفاً از طریق تصویر قابل انتقال بوده و تصویرسازی علمی همواره اطلاعات دقیق و گویایی به دست داده است. به گفته بسیاری از مورخان، ابوالقاسم خلف بن عباس الزهراوی (قرن چهارم ق./ دهم م.) یکی از بزرگترین پزشکان جهان اسلام و از پیشگامان تاریخ جراحی مدرن در رساله ارزشمند خود با عنوان «التصریف لمن عجز عن‌التألیف» (اولین دایرةالمعارف مصور پزشکی)، بر ناتوانی نوشتار در برابر تصویر در انتقال دقیق مفاهیم، ابزارها و اطلاعات مقیاس‌محور و شکل‌گرایانه علومِ مختلف از جمله علم پزشکی تأکید کرده است. 600 سال بعد از وی، آمبروز پاره، پزشک نظامی فرانسوی و از اعضای انجمن جراح ـ آرایشگران پاریس نیز تکنیک‌های خلاقانه‌ای در ابزار و روش‌های درمانی ابداع کرد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی و مطالعه میراث تصویری مقیاس‌محور تصویرسازی پزشکی در رساله‌های الزهراوی و پاره در انتقال دانش و تکنیک‌های جراحی است.

روش: در این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی برای جمع‌آوری داده‌ها، از روش نمونه‌گیری لایه‌ای و هدفمند استفاده شده است.

ملاحظات اخلاقی: در پژوهش حاضر اصول اخلاق پژوهش شامل اصالت متون، صداقت و امانتداری در استنادها به دقت رعایت شده است. تمامی مستندات با ذکر دقیق مراجع و رعایت حقوق مؤلفان ارائه گردیده است.

یافته‌ها: با توجه به دستاوردهای بی‌بدیل الزهراوی و پاره در طراحی ادوات ابداعی جراحی، بدعت‌گذاری، مستندسازی و آموزش علم تشریح و تکنیک‌های جراحی مدرن، مى‌توان گفت که مهندسى پزشکى و پزشکی قانونی امروز مديون مساعی و نبوغ ایشان است.

نتیجه‌گیری: دستاوردها و تأثیرگذاری هر دو جراح فوق در طراحی ابزار جراحی، اندام‌های مصنوعی، داروشناسی، دندان‌پزشکی و روش‌های نوین درمانی به واسطه نوشته‌ها و تصویرسازی‌های علمی در تألیفات مهم ایشان و میراث برگرفته از آن، نقش مسلم و غیر قابل‌جایگزینی هنر را در انتقال مفاهیم علم پزشکی نشان می‌دهد.

زمینه و هدف: معماری و سلامتی دو مفهوم به هم پیوسته هستند که از دیرباز در تمدن‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته‌اند. در طب سنتی ایران، ارتباط بین محیط زندگی و سلامتی انسان حایز اهمیت است. در این بین مصالح ساختمانی به ‌عنوان عناصر اصلی تشکیل‌دهنده محیط زندگی، نقشی تعیین‌کننده‌ در تأمین یا تهدید سلامتی افراد دارند و به نظر می‌رسد انتخاب مصالح ساختمانی مناسب یکی از عوامل کلیدی در طراحی محیط مصنوع است. این مقاله در صدد است تا با توجه به منابع طب سنتی ایران تأثیر مصالح ساختمانی را بر سلامت انسان بررسی کند.

روش: این تحقیق کیفی به روش تحلیل محتوا و با استناد به شواهدی در منابع معتبر طب سنتی به بررسی تأثیر مصالح ساختمانی بر جنبه‌های مختلف سلامتی از دیدگاه طب سنتی ایران پرداخته است تا به الگو و اصولی جهت انتخاب مصالح مناسب دست یابد.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش صداقت و امانتداری از منابع و اسناد تاریخی رعایت شده است.

یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مصالح ساختمانی با توجه به کیفیت‌های چهارگانه و خواص ذاتی خود می‌توانند بر گرمی و سردی و خشکی و تری مزاج فرد، آب و هوا، میزان رطوبت و دمای محیط تأثیر بگذارند و در نتیجه سلامتی ساکنان را تحت تأثیر قرار دهند؛ به گونه‌ای‌که مصالح زیربنایی، مصرفی و تأسیسات ساختمانی به طور مستقیم با تأثیر بر هوا و آب مورد استفاده انسان سلامتی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. همچنین با توجه به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خود و با تاثیر غیر مستقیم بر خشک شدن بنا، زمان بهره‌برداری از آن را افزایش یا کاهش می‌دهند و بر روحیه انسان موثراند.

نتیجه‌گیری: به ‌کارگیری مصالح هماهنگ با اصول مزاج‌شناسی می‌تواند موجب ارتقای کیفیت زندگی و پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها شود. بنابراین با تطبیق مصالح ساختمانی بر اساس مؤلفه‌های مورد تأکید طب سنتی شامل مزاج مواد و افراد، کاربری فضا و وضعیت فرد که در رأس همه آنها اقلیم به ‌عنوان عامل کلیدی قرار دارد، می‌توان محیطی سلامت‌محور و شفابخش برای افراد فراهم کرد. در این راستا به نظر می‌رسد استفاده از مصالح گرم‌تر مانند چوب طبیعی در طراحی داخلی برای افرادی با مزاج سرد و استفاده از مصالحی با مزاج سردتر نسبت به چوب طبیعی مانند گچ یا مصنوعات چوبی برای افرادی با مزاج گرم مناسب‌تر است. همچنین استفاده از مصالحی با جذب آب کم مانند سرامیک‌های پرسلان و آجر‌های نسوز برای افراد با مزاج تر و استفاده از آجر رسی و سرامیک‌های معمولی برای افراد خشک مزاج مناسب‌تر به نظر می‌رسد.

روند صدور مجوزهای قابلگی در دوره قاجار (1304-1230 ش.)

حسن زندیه, فاطمه نیکوصحبت بوجار

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-18
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.46044

زمینه و هدف: در روند مدرن‌سازی پزشکی در ایران، حرفه قابلگی که مستقیماً با سلامت زنان و سیاست‌های جمعیتی دولت مرتبط بود، به‌ تدریج تحت نظارت و قانونمندی قرار گرفت. با تصویب قانون طبابت در سال ۱۲۹۰ شمسی و تأسیس نهادهایی چون دارالولاده، دارالامهات و دارالمعلمات، قابله‌ها موظف به گذراندن دوره‌های آموزشی و دریافت مجوز رسمی شدند. این پژوهش روند ضرورت صدور مجوزهای قابلگی از سال ۱۲۳۰ تا ۱۳۰۴ شمسی را بررسی می‌کند تا نشان دهد چگونه نظارت دولتی و آموزش نظام‌مند موجب تثبیت جایگاه قابله‌ها در ساختار بهداشت و درمان و بهبود شاخص‌های سلامت زنان شد.

روش: روش این پژوهش با توجه به ماهیت تحقیقات اسنادی، توصیفی ـ تحلیلی می‌باشد.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش الزامات اخلاقی شامل صداقت، امانت ‌داری و اصالت متون رعایت شده است.

یافته‌ها: پیش از این، پژوهش‌هایی در زمینه قابلگی در دوره قاجار صورت گرفته، اما به صورت مجزا به روند صدور مجوزها و پیشینه آن نپرداختند. در اواخر دوره قاجار، عدم رشد جمعیت و میزان بالای مرگ ‌و میر نوزادان و مادران موجب برخی اقدامات اصلاحی جهت بهبود وضعیت بهداشت شد که از آن جمله تصویب قانون طبابت و ایجاد برخی نهاد‌ها و مراکز درمانی و نظارت بر آن‌ها بود. در این روند قابلگی به عنوان حرفه‌ای که به صورت مستقیم با سلامت مادر و نوزاد ارتباط داشت، مورد توجه و نظارت قرار گرفت و پس از سنجش و آموزش مورد نیاز، مجوزهایی برای قابله‌ها صادر شد.

نتیجه‌گیری: بررسی این اسناد نشان می‌دهد، روند یکسان و قانونمند برای صدور مجوزها قابلگی و مامایی وجود داشته و این اقدامات در تثبیت جایگاه قابله‌ها و کاهش مرگ ‌و میر نقش مؤثری داشته است.

تحولات بهداشت و درمان تبریز در دوره گذر به عصر مدرن

محمد رضایی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.50115

زمینه و هدف: آشنایی با پیشرفت‌های غرب در عرصه‌های مختلف از جمله طب زمینه‌ساز تحولاتی در ایران شد. این روند از اوایل قاجار و به دنبال آشنایی با دستاوردهای اروپا در بهداشت و درمان آغاز گردید، اما تأثیرات آن، هرچند اندک، در فاصله مشروطیت تا اواسط پهلوی آشکار شد. علی‌رغم این آشنایی و تلاش‌هایی مانند اعزام محصل به خارج از کشور و توسعه آموزش، وضعیت بهداشت عمومی و خدمات درمانی بهبود چشم‌گیری نیافت.

روش: منبع اصلی پژوهش حاضر، مطبوعات، خاطرات، اسناد و کتبی است که در این دوره از رشد چشم‌گیری برخوردار بودند. همچنین، از پژوهش‌های نوین بهداشتی و پزشکی چند دهه اخیر نیز بهره گرفته شده است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی بوده و داده‌ها به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در این مقاله اصل صداقت و امانت‌داری رعایت شده است.

یافته‌ها: تحلیل اطلاعات نشان می‌دهد که با وجود رواج طب جدید، توسعه اندک مراکز درمانی، ارتقای آموزش بهداشت و تربیت نیروی انسانی، بهبود محسوسی در بهداشت و درمان ساکنان شهر تبریز حاصل نشد. با این‌حال این دوره را می‌توان عصر گذار به رویکردهای نوین بهداشتی و درمانی دانست که زمینه‌ساز تحولات آتی شد.

نتیجه‌گیری: مقاله حاضر با واکاوی وضعیت بهداشت و درمان شهر تبریز در بازه زمانی انقلاب مشروطه تا پایان سلطنت پهلوی اول، دستاوردها و کاستی‌های این دوره را به تصویر می‌کشد. یافته‌ها حاکی از آن است که فعالیت‌های این عصر گذار، با تمرکز هر چند اندک بر سه حوزه کلیدی ارتقای آموزش پزشکی، توسعه زیرساخت‌های بهداشتی ـ درمانی و فعالیت‌های خیریه در کنار توجه به بهداشت شهری، نقشی بنیادین در ارتقای سلامت عمومی در ادوار بعدی ایفا کرده است.

رویکرد تاریخ اجتماعی در مطالعات تاریخ پزشکی

مسعود سلمانی بیدگلی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-9
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.49045

زمینه و هدف: امروزه رویکرد تاریخ اجتماعی نقش مؤثری در تحلیل تاریخ پزشکی و درک صحیح مفاهیم و عملکردهای پزشکی در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایفا می‌کند. هدف این مقاله بررسی اهمیت و کاربرد رویکرد تاریخ اجتماعی در تاریخ‌نگاری پزشکی است.

روش: این مطالعه از روش‌شناسی کیفی و تاریخ‌نگاری مبتنی بر گفتمان تاریخ اجتماعی بهره برده است. داده‌های پژوهش از طریق بررسی آرشیوهای تاریخی، از جمله روزنامه‌ها، خاطرات پزشکان و اسناد موجود در پایگاه‌های داده معتبر گردآوری ‌و تحلیل تاریخی ـ اسنادی با بهره‌گیری از منابع اولیه و ثانویه و پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در زمینه تاریخ پزشکی و تأثیر زمینه‌های اجتماعی انجام شده است.

ملاحظات اخلاقی: این مطالعه بر اساس منابع تاریخی و پژوهش‌های میان‌رشته‌ای انجام شده و هیچ‌گونه دخالت مستقیم انسانی یا آزمون تجربی مبتنی بر شرکت‌کنندگان انسانی در آن وجود ندارد. تمامی منابع مورد استفاده با رعایت حقوق مالکیت فکری و اخلاق پژوهش در تحلیل‌ها به کار گرفته شده‌اند. پژوهشگران به حفظ امانتداری علمی و شفافیت در ارائه داده‌ها و استدلال‌های تاریخی متعهد هستند.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که رویکرد تاریخ اجتماعی، پزشکی را نهادی اجتماعی می‌داند که تحت تأثیر ساختارهای قدرت، باورهای فرهنگی و عوامل اجتماعی مانند طبقه، جنسیت و قومیت است. برای نمونه، تأثیر طبقه اجتماعی بر دسترسی به خدمات مراقبت‌های بهداشتی در دوره صفوی واضح است؛ طبقات پایین‌تر بیشتر به روش‌های درمان جایگزین و مراقبت‌های غیر رسمی متوسل می‌شدند. همچنین نقش تجربیات زیسته بیماران و ارائه‌دهندگان مراقبت، ابعاد مغفول تاریخ پزشکی را روشن می‌سازد.

نتیجه‌گیری: رویکرد تاریخ اجتماعی با گشودن افق‌های جدید پژوهشی، محققان را قادر می‌سازد تحلیل چندلایه و جامع‌تری از تاریخ پزشکی ارائه دهند و جایگاه عوامل اجتماعی، فرهنگی و ساختاری را در تغییرات پزشکی برجسته نمایند. پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده با تمرکز بر بسترهای بومی ایران و با بهره‌گیری از روش‌های میان‌رشته‌ای و داده‌های میدانی، تجربه زیسته جوامع مختلف را بهتر معرفی کنند. این رویکرد می‌تواند به بهبود سیاست‌ها و درک معاصر از سلامت و بیماری کمک نماید.

مقاله مروری


بررسی روش‌های دارورسانی پوستی در مدیریت سردرد از دیدگاه قانون ابن ‌سینا

محمد حسن اوتارخانی, مصطفی احمدی, سید علی مظفرپور, مائده رزقی

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-21
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.48437

زمینه و هدف: سردرد یکی از شایع‌ترین اختلالات نورولوژیک در جهان است. اگرچه داروهای مختلفی مانند مسکن‌ها، تریپتان‌ها، ضد افسردگی‌ها، ضد تشنج‌ها و بتابلاکرها برای کاهش شدت و دفعات سردرد به کار می‌روند، اما اثربخشی محدود و عوارض جانبی آن‌ها به ‌ویژه در دوزهای بالا، ضرورت بررسی روش‌های درمانی جایگزین را یادآور می‌شود. با وجود فرمولاسیون‌های متعدد موضعی درمان سردرد در کتب طب سنتی از جمله «قانون فی‌الطب» ابن ‌سینا، تنها تعداد کمی از مطالعات جدید به این راه دارورسانی برای درمان سردرد اشاره کرده‌اند. با توجه به فواید بی‌شمار این روش، هدف این مطالعه بررسی پرکاربرد‌ترین ترکیبات طبیعی موجود در فرمولاسیون‌های موضعی مدیریت سردرد در کتاب قانون ابن ‌سینا می‌باشد.

روش: بررسی کتاب «قانون فی‌الطب» با جستجوی کلیدواژه‌هایی مانند صداع، شقیقه، دردسر، سردرد بیضه و خوذه انجام شد. سپس فرمولاسیون‌های موضعی مرتبط استخراج و ترکیبات تشکیل‌دهنده آن‌ها تحلیل گردید.

ملاحظات اخلاقی: اصل امانت و پرهیز از جانبداری در انتقال صحيح مطالب و مفاهيم رعایت گردیده است.

یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد با درک دقیق از نفوذ پوستی داروها، اشکال دارویی مانند ضماد، طلا، تدهین و نطول برای درمان انواع سردرد توصیه می‌شده و گیاهان دارویی مانند گل سرخ، مورد، بابونه، زعفران و بنفشه پرکاربردترین مفردات در جهت بهبود سردرد بوده‌اند. منشأ سردرد در طب ایرانی، چندعاملی بوده و روش‌های درمانی آن بر اساس نوع مزاج، علت زمینه‌ای و موقعیت درد، به صورت فردمحور و هدفمند تنظیم می‌شده است.

نتیجه‌گیری: طب سنتی و به ‌ویژه آثار ابن‌ سینا، منبعی ارزشمند برای توسعه درمان‌های مکمل سردرد است. با تحقیقات علمی بیشتر، می‌توان ایمنی و اثربخشی این فرمولاسیون‌ها را مورد ارزیابی قرار داد و در درمان‌های نوین به‌ کار گرفت.

شیوع بیماری همه‌گیر طاعون ژوستی‌نین در امپراطوری بیزانس

سید روح الله نعمت الهی, سیدعلیرضا گلشنی, حسین هژبریان

مجله تاریخ پزشکی - علمی پژوهشی, دوره 18 (1405), 4 آوریل 2026, صفحه 1-14
https://doi.org/10.22037/mhj.v18i.50545

زمینه و هدف: طاعون ژوستینیان (۵۴۱-۵۴۲ م.) یکی از مرگبارترین همه‌گیری‌های تاریخ بشر بود که قلمرو امپراتوری بیزانس را درنوردید. این پژوهش با هدف بررسی جامع ابعاد مختلف این بحران بهداشتی، از جمله منشأ و مسیر گسترش، تأثیرات جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی، به‌ ویژه بر امپراتوری بیزانس و همچنین واکنش‌های حکومتی و پیامدهای بلندمدت آن بر تحولات تاریخی انجام شد.

روش: مطالعه حاضر با رویکرد تاریخی ـ تحلیلی و تلفیق روش‌های کرونولوژی، تاریخ محیطی و تاریخ اجتماعی بیماری انجام شده است. داده‌ها از منابع دست ‌اولِ تاریخی و یافته‌های بین ‌رشته‌ایِ ژنتیک، باستان‌شناسی و زمین‌شناسی، با روش فیش‌برداری نظام‌مند، گردآوری و تحلیل شده‌اند.

ملاحظات اخلاقی: در این پژوهش، اصول اخلاقی پژوهش از جمله اصالت در استناد، صداقت علمی و امانتداری در استفاده از منابع و داده‌ها به‌ طور کامل رعایت شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که طاعون ژوستی‌نین احتمالاً از شهر پلوزیوم در مصر سرچشمه گرفت و از طریق شبکه‌های تجاری و نظامی به قسطنطنیه و سپس به سراسر مدیترانه، آناتولی، بین‌النهرین و سوریه گسترش یافت. عامل بیماری، باکتری Yersinia pestis بود که تا حدود سال ۷۵۰ میلادی به‌‌ صورت دوره‌ای شیوع یافت و حدود ۵۰ میلیون نفر (معادل ۲۶٪ جمعیت جهان در آن زمان) را به کام مرگ کشید.

نتیجه‌گیری: طاعون ژوستی‌نین تنها یک فاجعه بهداشتی نبود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ تمدنی اوایل قرون وسطی محسوب می‌شود. این همه‌گیری ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان باستان را دگرگون کرد، نقشی کلیدی در تضعیف امپراتوری بیزانس ایفا نمود و تأثیری عمیق و ماندگار بر مسیر تحولات تاریخی و به نوعی ورود به قرون وسطی در اروپا را داشت.