پژوهشی/ اصیل


نقش عوامل محیطی در انتقال ویروس SARS- CoV- 2 و راهکارهای کاهش آن

غلامرضا گودرزی, نیلوفر نیسی, یاسر طهماسبی بیرگانی, الهام نژاد صادقی, زینب بابلی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 4 (1400), , صفحه 1-9
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i4.37774

زمينه و اهداف: دانش محدود در مورد مکانیسم انتقال ویروس SARS-CoV-2 و عوامل تاثیر گذار بر آن یک چالش در مقیاس جهانی است. با توجه به شیوع بالای اپیدمی کووید-19، انتقال هوایی ویروس نسبت به دیگر راه‌های انتقال مورد توجه بیشتر می‌باشد. بنابراین در این مطالعه به بررسی نقش انتقال هوایی این ویروس، نمونه برداری از هوای داخلی بخش بستری بیماران کرونایی بیمارستان سینا اهواز انجام شد.


مواد و روش‌ها: در هر یک از محل­های نمونه برداری، از دو نقطه با فاصله‌ی کمتر یا مساوی 1 متر از تخت بیماران (در اتاق بیماران) و فاصله بیش از 3 متر از تخت بیماران (در راهرو و ایستگاه پرستار) نمونه هوا به دو روش فعال و غیر فعال جمع آوری و در زنجیره‌ی سرما به آزمایشگاه منتقل شد. سپس با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز رونویسی معکوس (RT- PCR) برای حضور یا عدم حضور ویروس مورد بررسی قرار گرفتند. در تمام مراحل، ملاحظات اخلاقی مد نظر قرار گرفت.


 يافته‌ها: از کل نمونه‌های هوای (21 نمونه) جمع‌آوری‌ شده برای حضور ویروس SARS-CoV-2، 52/9% نمونه‌ها (2 نمونه) مثبت شدند که هر 2 نمونه مثبت در اتاق بیماران و توسط روش نمونه­برداری فعال هوا ثبت شدند. تجزیه و تحلیل چند متغیره نشان داد که از بین پارامترهای مورد مطالعه، بیشترین همبستگی بین حضور ویروس در نمونه‌های هوا با دما، رطوبت نسبی، غلظت ذرات موجود در هوا به دست آمد.


نتيجه‌گيري: تحقیق بیانگر وجود بیوآئروسل‌های SARS-CoV-2 در هوای داخل بیمارستان می‌باشد.

زمينه و اهداف: با توجه به اهمیت آموزش در پیشگیری از ابتلا به ایدز، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پیشگیری‌کننده از ایدز در میان زنان شهر تهران انجام شد.


مواد و روش‌ها: این مطالعه نيمه تجربي در سال 1399 روی 100 نفر (دو گروه 50 نفره) از زنان که با روش نمونه‌گیري در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. داده‌ها در دو مرحله (قبل و دو ماه بعد از مداخله) با استفاده از پرسشنامه مبتنی بر سازه‌های مدل اعتقاد بهداشتی جمع‌آوری گردید. براساس نتایج پیش‌آزمون، مداخله آموزشی طراحی و در 5 جلسه 1 ساعته برای گروه مداخله اجرا شد. داده‌ها با آزمون‌های آماری کای اسکوائر، تی‌مستقل و تی‌زوجی در نرم‌افزار ‏SPSS- 23‏ تحلیل شدند. در تمام مراحل، ملاحظات اخلاقی مد نظر قرار گرفت.


 يافته‌ها: متغیرهای جمعیت شناختی بین دو گروه کنترل و مداخله تفاوت معناداری نداشتند (p>0.05). قبل از مداخله سازه‌های مدل اعتقاد بهداشتی دو گروه تفاوت معناداری نداشتند (p>0.05)، اما پس از مداخله نمرات سازه‌های آگاهی (p=0.001)، حساسیت درک‌شده (p=0.02)، شدت درک‌شده (p=0.012)، منافع درک‌شده (p=0.03) و خودکارآمدی (p=0.001) در گروه مداخله افزایش و نمرات موانع درک‌شده (p=0.05) کاهش یافت، در حالیکه در گروه کنترل پس از مداخله نمرات هیچکدام از سازه‌ها تفاوت معناداری پیدا نکرد (p>0.05).


نتيجه‌گيري: با افزایش آگاهی و حساسیت زنان نسبت به ایدز و شناخت موانع و منافع رفتارهای پیشگیری کننده، ضمن تلاش برای افزایش خودکارامدی، به این نتیجه می‌رسند که با انجام رفتارهای سالم و پیشگیری، از ابتلا به ایدز، حافظ سلامت خود باشند.

بررسی میزان تطابق برچسب آفت‌کش‌های مصرفی کشاورزان شهرستان صحنه با سیستم هماهنگ جهانی طبقه‌بندی و برچسب‌گذاری GHS

فروزان مرادی امین‌آبادی, شکوه السادات خالو, محمدحسین وزیری, غزاله منظمی تهرانی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 4 (1400), , صفحه 19-28
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i4.37458

زمينه و اهداف: ساده‌ترین و دردسترس‌ترین ابزار انتقال اطلاعات ریسک‌های سلامتی، ایمنی و محیط زیستی آفت‌کش‌ها به کشاورزان، برچسب‌ها هستند. در این مطالعه میزان تطابق برچسب آفت‌کش‌های موجود در بازار مصرف‌ شهرستان ‌صحنه با الگوی سیستم هماهنگ جهانی GHS (Globally Harmonized System) بررسی شد.


مواد و روش‌ها: برچسب آفت‌کش‌های موجود در بازار مصرف بر اساس 7 عنصر مهم سیستم GHS شامل 1) نام و کد شناسایی آفت‌کش، 2) یک واژه اعلان (کلمه هشدار)، 3) عبارت خطر که ماهیت و شدت خطر را نشان می‌دهد، 4) عبارات احتیاط و کمک‌های اولیه، 5) هویت تأمین‌کننده، 6) پیکتوگرام‌ها، 7) برگه اطلاعات ایمنی (Safety Data Sheet) مورد بررسی و از لحاظ تطابق با الگوی هماهنگ جهانی داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در تمام مراحل، ملاحظات اخلاقی مد‌نظر قرار گرفت.


 يافته‌ها: از 186 برچسب بررسی شده تنها در 30% آنها نام و کد شناسایی آفت‌کش، کامل ثبت‌شده است. در 21% برچسب‌ها از کلمه هشدار استفاده ‌شده است. 76% برچسب‌ها حاوی عبارات ‌خطر بوده و در 91% برچسب‌ها عبارات احتیاطی و کمک‌های‌اولیه آورده‌ شده است. هویت تأمین‌کننده به میزان 98/7% مشخص شده و تنها در 2% از برچسب‌ها، پیکتوگرام سیستم GHS را دارند. هیچ یک از آفت‌کش‌ها برگه اطلاعات ایمنی حتی به صورت محتوای الکترونیک ندارند.


نتيجه‌گيري: روش برچسب‌گذاری کنونی نیاز به بازبینی و اصلاح دارد تا در ارائه هشدار به کشاورزان موثر باشد. لازم است قالبی یکسان و مطابق با سیستم GHS توسط هیئت نظارت بر آفت‌کش‌ها به کلیه شرکت‌ها ابلاغ و به‌صورت اجبار همراه باسیاست‌های تشویقی اجرا شود.

عوامل موثر بر میزان مواجهه خانوارها با هزینه‌های کمرشکن سلامت در شهرستان آبادان

علی قصوری, ریحانه گسکری, قاسم رکابدار

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 4 (1400), , صفحه 29-39
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i4.36878

زمینه و اهداف: میزان پرداخت از جیب خانوارها و بروز هزینه‌های کمر شکن سلامت، دو فاکتور مهم در محاسبات مربوط به برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خدمات سلامت است. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر میزان مواجهه خانوارها با هزینه‌های کمرشکن سلامت انجام شد.


مواد و روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 1396 انجام شد. 768 خانوار، در 77 خوشه 10 خانواری در سطح شهرستان آبادان مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده‌ها، پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS20، روش‌های آمار توصیفی، آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) و روش رگرسیون چندگانه، استفاده شد. ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل اجرای مطالعه رعایت شد.


یافته‌ها: براساس نتایج، 35/9% (276) از خانوارها با هزینه‌های کمرشکن سلامت مواجه می‌باشند، 96/1% (738) از خانوارها دارای پوشش بیمه‌ای بودند، سن خانوارها، سطح تحصیلات و محل زندگی از عوامل موثر بر هزینه‌های کمرشکن سلامت بودند (p<0.05). همچنین  63/9 %(491) از خانوارها  خدمات رایگان سیستم بهداشت اطلاع دارند. 61/3% (471) از خانوارها از راه‌های پیشگیری از بیماری‌ها اطلاع دارند.


نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که با کاهش سطح درآمد و افزایش بعد خانوار، خانواده بیشتر با هزینه‌های کمرشکن سلامت مواجه خواهد شد، لذا از طریق تقویت پوشش بیمه‌ای و کمک بیشتر دولت می‌توان میزان مواجهه خانوارها با هزینه‌های کمرشکن سلامت را کاهش داد.

عوامل مرتبط با بروز بیماری سل و میزان موفقیت درمان آن در شهرستان رامهرمز طی سال‌های 1399- 1386

اکبر بابایی حیدر آبادی, مانیا ارشدی, محمد حسین حقیقی زاده, محمد زبیدی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 4 (1400), , صفحه 40-48
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i4.37257

زمینه و اهداف: توقف اپیدمی بیماری سل در سال 2035 از اهداف توسعه پایدار می‌باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با بروز بیماری سل و میزان موفقیت درمان بیماری سل در شهرستان رامهرمز انجام شد.


مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی - مقطعی است که در سال 1400 انجام شد. جمعیت مورد مطالعه شامل بیمارانی بودند که از سال1386 تا سال 1399 در مرکز بهداشت شهرستان رامهرمز پرونده درمانی ثبت شده داشته‌اند و با رعایت اصل محرمانگی و حقوق بیمار وارد مطالعه شدند. سپس داده‌ها وارد نرم‌افزار SPSS16 شد و با استفاده از آزمون‌های توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف‌ معیار) و استنباطی(آزمون مربع کای) مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش ملاحظات اخلاقی رعایت گردید.


يافته‌ها: تعداد کل موارد سل شناسـایی شـده 154 نفر بود و به طور کلی متوسط میزان بروز سل در طی سال‌های 86  تا 99 در شهرستان رامهرمز برابر با 10/05 در صد هزار نفر بود. متوسط میزان بروز سل در مردان 10/58 و در  زنان 10/43 در صدهزارنفر بود. همچنین میزان بروز نوع سل ریوی 6/51 در صد در هزار  نفر و نوع خارج ریوی 3/72 درصد در هزار نفر  و میزان موفقیت درمان بیماری در بازه زمانی مورد مطالعه 90/9 درصد بود که گروه زنان و مردان متفاوت بود.


نتيجه‌گيري: بروزبیماری سل (سل ریوی اسمیر مثبت و سل خارج ریوی) و میزان موفقیت درمان آن در شهرستان رامهرمز تقریبا وضعیت مطلوبی داشته ولی از نظر تشخیص موارد سل ریوی اسمیر منفی وضعیت مطلوبی نداشته است.

زمينه و اهداف: ديابت يکي از شايع‌ترين بيماري‌هاي متابوليک با عوارض ناتوان‌کننده مي‌باشد. يکي از اقدامات جهت پيشگيري از عوارض آن کنترل چاقي مي‌باشد. اين مطالعه با هدف ارزيابي عوامل مرتبط با شاخص توده بدني بيماران ديابتي مراجعه‌ کننده به مرکز خدمات جامع سلامت شهداي هفت تير شهرستان فيروزکوه انجام شد.


مواد و روش‌ها: پژوهش از نوع توصيفي- تحليلي بود و تمامي بيماران ديابتي مراقبت شده در مرکز جامع خدمات سلامت شهداي هفت تير فيروزکوه در طي سال‌هاي 95 -98 که مراقبتشان در سامانه بهداشت ثبت بود به صورت سرشماري وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 آزمون کاي‌دو تحليل شد. در مراحل اجرا محرمانه بودن اطلاعات و اصول اخلاقي و حقوق معنوي در انتشار مقاله رعایت شد.


 يافته‌ها: از مجموع 242 نفر بيمار ديابتي مورد مطالعه 63/6% شرکت کنندگان زن و 36/4% مرد ، با ميانگين سنی 58/2 سال بود. 50 درصد (121نفر) چاق و 33/9 درصد (82 نفر) اضافه وزن داشتند. ميزان چاقي در زنان بيشتر از مردان بود (53/9% در مقابل 43/2%). 9/21 درصد (53 نفر) از بيماران، سابقه خانوادگي ديابت داشتند. بين متغيرهاي شاخص توده بدني با جنسيت، سن، سابقه خانوادگي و مدت زمان ابتلا به ديابت ارتباط آماري معني‌داري وجود نداشت (p>0.05).


نتيجه‌گيري: افزايش شاخص توده بدني شاخص پيش بيني بروز ديابت مي‌باشد و کنترل چاقي و اضافه وزن نقش زيادي در کنترل ديابت دارد لذا آموزش رژيم غذايي سالم بايد در برنامه هاي مراقبتی اين بيماران گنجانده شود.