پژوهشی/ اصیل


حذف ترکیبات نفتی از آب با استفاده از باکتری‌های جداسازی شده از خاک آلوده به سوخت دیزل

رمضانعلی دیانتی تیلکی , کبری ذبیح زاده, معصومه اسلامی فر

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.32788

زمینه و اهداف: حذف غلظت­های کم هیدروکربن های نفتی از آب به روش های فیزیکی- شیمیائی با محدودیت های زیادی روبرو می باشد. لذا هدف از این تحقیق، جداسازی و شناسائی باکتری­ها از خاک آلوده به ترکیبات نفتی (TPH)  و تعیین میزان حذف ترکیبات نفتی از آب با استفاده از باکتریهای جداسازی شده می­باشد.


مواد و روش­ها: غلظت­های 100 ، 500 و 1000پی پی ام TPH در آب مورد آزمایش قرار گرفت. باکتری­ها از خاک آلوده به گازوئیل شناسائی و جداسازی شدند و به صورت جداگانه در محیط کشت حاوی آب دارای غلظت­های معین TPH قرار گرفتند.  در زمان­تماس های 2، 5، 7  و 14 روز مقدار کل ترکیبات نفتی باقیمانده در آب  به روش استاندارد اندازه­گیری شد. یافته ­ها: برای غلظت 100 پی پی ام TPH در آب ، طی 48 ساعت زمان تماس، بیشترین حذف TPH بوسیله آلکالیژنز فکالیس به میزان 65 درصد و کمترین حذف مربوط به سودوموناس آئروژینوزا به میزان حدود 20درصد بود. میزان حذف TPH توسط انتروباکتر و آلکالیژنز در غلظت ppm 500 و زمان تماس مشابه، به ترتیب حدود 40 و 20 درصد و برای غلظت ppm 1000 در زمان تماس 48 ساعت بیشترین حذف به میزان حدود 30 درصد مربوط به باکتری  انتروباکتر بود. در زمان تماس  14روز  حداکثر میزان حذف حدود 90 درصد (برای غلظت­های ppm 100 و 500 ) وحدود 50 درصد (برای غلظت ppm 1000) بود.نتیجه ­گیری: با استفاده از باکتریهای جداسازی شده از خاک آلوده می توان غلظت­های کم ترکیبات نفتی را از آب حذف نمود.

بررسی دانش، نگرش و رفتار بهداشت موادغذایی لبنیات در مراقبین سلامت شهرستان ارومیه

سحر زمانی اهری, ژیلا محمدرضایی, مرادعلی زارعی پور, محمد سعید جدگال, سعید دشتی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 12-20
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.36493

زمينه و اهداف: توجه به بهداشت مواد غذایی لبنیات بسيار حائز اهميت بوده و باعث پیشگیری از بیماریهای مشترک بین انسان وحیوان می شود با توجه به اینکه مراقبین سلامت به عنوان الکوی سلامت در جامعه هستند این مطالعه با هدف بررسی دانش، نگرش و رفتار بهداشت موادغذایی لبنیات در مراقبین سلامت انجام گرفت.


مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی ، 300 نفر از مراقبین سلامت شاغل در مراکز بهداشت شهرستان ارومیه در سال 1399، به روش سرشماری، انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل 3 قسمت: مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه وضعیت مصرف انواع لبنیات، پرسشنامه دانش، نگرش و رفتار بود. اختیاری بودن شرکت کنندگان در مطالعه، محرمانه ماندن اطلاعات و کسب مجوز و کد اخلاق از کمیته تحقیقاتی از ملاحظات اخلاقی  پژوهش بود. داده ها با نرم افزارSPSS 20 و توسط آزمون هاي آنالیز واریانس، توکی وآزمون های همبستگی پیرسون  تحليل شدند.


یافته ها: میانگین  و انحراف معیار سنی مراقبین سلامت مورد مطالعه61/7±76/36 بود نتایج نشان داد بیشتر مراقبین سلامت دانش خوب(7/51%)، نگرش متوسط (4/50%) و رفتار خوب(2/45%) نسبت به بهداشت مواد غذایی لبنیات داشتند.  از طرفی همبستگی معناداری بین دانش، نگرش و رفتار بهداشت مواد غذایی لبنیات مشاهده شد. (05/0>p).


نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاضر مداخلات آموزشی متناسب با  محتوای آموزشی بهداشت مواد غذایی لبنیات  جهت افزایش و تداوم دانش، نگرش و رفتار مراقبین سلامت باید انجام شود.

بومی سازی و روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه بررسی استرس شغلی معلمان

مهناز صارمي, زهرا سادات نوری انور, سهیلا خدا کریم, شهناز طباطبایی, علی رمضانخانی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 21-30
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.36742

زمینه و اهداف: تدریس یکی از مشاغل پرتنش جهان محسوب می‌شود. منابع استرس در شغل معلمی، متنوع و در بعضی موارد اختصاصی است. با توجه به عدم وجود پرسشنامه به روز و کارآمد برای ارزیابی استرس شغلی معلمان فارسی زبان، این مطالعه با هدف بومی سازی و بررسی ویژگی­های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه بررسی استرس شغلی معلمان انجام شد.


مواد و روش‌ها: این مطالعه مقطعی-تحلیلی در سال 1396 در شهر تهران انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی دولتی شاغل در شهر تهران بود که تعداد 575 نفر از آنها با روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شدند. برای بررسی روایی صوری و محتوایی از دو روش کیفی و کمی استفاده شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه و روایی سازه آن از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. تمامی مراحل مطالعه حاضر طبق موازین اخلاقی اجرا گردید.


یافته­ ها: شاخص روایی محتوا 95/0 و  نسبت روایی محتوای کلی پرسشنامه 1 بدست آمد. آلفای کرونباخ پرسشنامه 93/0 و مقدار همسانی درون خوشه‌ای 85/0 بود. ساختار نهایی پرسشنامه استرس شغلی معلمان در زبان فارسی دارای  24 سوال در 4 عامل شامل بارکاری، روابط بین فردی، استرس ناشی از تکنولوژی و قدرشناسی از زحمات می­باشد.


.نتیجه­ گیری: نسخه‌ی فارسی پرسشنامه استرس شغلی معلمان، به عنوان ابزاری معتبر و پایا برای بررسی میزان و منابع استرس شغلی معلمان توصیه می‌شود

ارزیابی استرس شغلی در بین آتش‌نشانان و بررسی ارتباط بالقوه آن با اختلالات اسکلتی عضلانی

رجبعلی حکم آبادی, حسین صادقی, فاطمه فصیح رامندی , علی کریمی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 31-43
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.36111

زمینه و اهداف: استرس شغلی یکی از شایع­ترین مشکلات بهداشتی مرتبط با کار در سراسر جهان است که با بسیاری از خطرات جسمانی ارتباط دارد، لذا این مطالعه با هدف ارزیابی استرس شغلی در بین آتش نشانان و بررسی ارتباط آن با اختلالات اسکلتی عضلانی انجام گرفت. 


مواد و روش­ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در یکی از مراکز آتش­نشانی شهر تهران انجام گرفت. جهت ارزیابی استرس شغلی و اختلالات اسکلتی عضلانی بترتیب از پرسشنامه استرس شغلی HSE  و پرسشنامه اختلالات اسکلتی عضلانی کرنل استفاده گردید. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 انجام گرفت. ملاحظات اخلاقی در تمام مراحل اجرای مطالعه رعایت شد.


یافته­ ها: میانگین سن و زمان کار بترتیب83/5 66/32 سال و 1/2 14/9 ساعت در روز بود. کمترین و بیشترین میزان بعد استرس شغلی برابر 83/8 و 58/22 و میزان استرس شغلی کل برابر 29/107 محاسبه گردید. اختلالات اسکلتی عضلانی در بین آتش نشانان شیوع بالایی داشت و بترتیب در نواحی زانو، شانه، کمر و گردن بود. بین نمره کلی استرس شغلی و ابعاد نقش، حمایت مسئولین، حمایت همکاران، تقاضا و تغییرات با اختلالات اسکلتی عضلانی ارتباط معناداری مشاهده گردید.


نتیجه­ گیری: استرس شغلی و اختلالات اسکلتی عضلانی در بین کارکنان آتش نشانانی شیوع بالایی داشت و ارتباط معنادار آماری بین استرس شغلی و اختلالات اسکلتی عضلانی مشاهده گردید بنابراین استرس شغلی ممکن است در آتش نشانان به عنوان یک عامل توسعه اختلالات اسکلتی عضلانی محسوب گردد لذا برای کاهش استرس شغلی و پیشگیری از اختلالات اسکلتی عضلانی، یک سیستم مراقبتی برای آتش نشانان نیاز می­باشد.

ارزیابی ریسک نسبی اثرات تحریکی در تراشکاران مواجهه یافته با میست مایعات فلزکاری منتخب از شهر تهران

الهام عسگری گندمانی , رضوان زنده‌دل , معصومه وهابی شکرلو, علیرضا ابراهیمی حریری, فهیمه حاجی اسمعیل حجار, مسعود میرزایی

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 54-62
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.36025

زمینه و اهداف: مواجهه شغلی با میست مایعات فلزکاری باعث بروز اثرات تحریکی در مجاری تنفسی می‌گردد. هدف مطالعه حاضر ارزیابی ریسک نسبی اثرات تحریکی در مواجهه شغلی با میست مایعات فلزکاری در تراشکاری است.


مواد و روش­ها: در این مطالعه 65 نفر از تراشکاران مواجهه یافته با میست روغن به‌عنوان گروه مواجهه و 65 نفر از کادر اداری همان صنعت به‌عنوان گروه کنترل انتخاب گردیدند. جهت بررسی اثرات تحریکی میست روغن از پرسشنامه آژانس ایمني، بهداشت و محیط‌زیست/آزمایشگاه ایمني و بهداشت HSE/HSL و جهت پایش میزان مواجهه تنفسی با میست روغن از روش 5026 انستیتو ملی ایمنی و بهداشت آمریکا (NIOSH) استفاده شد. میزان ریسک نسبی علائم تحریکی نیز با استفاده از نرم­افزار MedCalc محاسبه شد. مطالعه حاضر دارای تاییدیه کمیته اخلاق بوده و با کسب رضایت از شرکت­کنندگان انجام‌شده است.


یافته­ ها: میانگین مواجهه وزنی-زمانی با میست روغن معدنی در کارگران تراشکاری 49/3 ± 10/7 میلی‌گرم در مترمکعب ارزیابی شد. تحریک حلق در ماشینکاران به‌طور معناداری بالاتر از گروه شاهد است (044/0 p-value=). ریسک نسبی عوارض تحریک در چشم، بینی، دهان و حلق در ماشینکاران اندکی بالاتر از افراد گروه شاهد محاسبه شد (05/0 p-value=).


نتیجه‌گیری: در این مطالعه مواجهه شغلی در 67٪ از کارگران تراشکاری بالاتر از حد توصیه‌شده در ایران است. ریسک اثرات تحریکی در مجاری تنفسی به‌ویژه حلق در ماشینکاران دارای مواجهه با میست مایعات فلزکاری نسبت به گروه کنترل بالاتر است. به همین دلیل ضرورت ارزیابی و کنترل مداوم مواجهه در جهت کاهش ریسک و پیشگیری از بروز بیماری‌های مزمن مدنظر قرار دارد.

بررسی عوامل موثر در بروز اختلالات اضطرابی و اضطراب فراگیر در کودکان شهر بوشهر در سال 1398

جمیله کیانی, عاطفه اسفندیاری, عرفان جوانمردی, شهرزاد درویشی, صدیقه خیراندیش, بهناز درویشی, اله کرم اخلاقی, ندا سادات بویر

فصلنامه بهداشت در عرصه, دوره 9 شماره 2, , صفحه 44-53
https://doi.org/10.22037/jhf.v9i2.34852

زمینه و اهداف: اختلالات اضطرابی، شایعترین اختلال روانی کودکان است که شیوع بالایی در ایران دارد. شناسایی علل و  تشخیص زود هنگام این گروه از اختلالات  می‌تواند اثرات طولانی مدت آن را به حداقل برساند.لذا هدف از این مطالعه بررسی عوامل‌ مؤثر در بروز اختلالات اضطرابی و اضطراب فراگیر درکودکان شهر بوشهر می‌باشد.


مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع مقطعی است که در سال ۱۳۹۸ در شهر بوشهر انجام شد. جامعه پژوهش، تمام کودکان ۴تا ۶ سال پیش دبستانی و مهدکودک های این شهر بودندکه به صورت خوشه ای از بین آنها ، نمونه ای به حجم  428 انتخاب شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه سنجش اضطراب اسپنس (فرم والدین) بود. به منظور توصیف و تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی (فراوانی و درصد) و آمار استبناطی (آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقيبي شفه) در سطح معنی‌داری 5 درصد در محیط نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ استفاده گردید.


یافته­ ها: تعداد اعضای خانواده (003/0=P-value)، تحصیلات پدر (00۱/0=P-value) و مادر (00۱/0=P-value)، وضعیت اشتغال پدر (0۳/0=P-value) و جدايي والدین از یکدیگر (00۲/0=P-value)، نوع سرپرست (00۱/0P-value<) و سابقه رویداد ناخوشایند               (00۱/0 P-value<) در بروز اضطراب فراگیر کودکان موثر بودند. همچنین  بروز همه انواع اختلالات اضطرابی مورد بررسی، سطح تحصیلات والدین ، سابقه رویداد ناخوشایند و تعداد اعضای خانواده (به جز در جراحات جسمانی) نقش داشته­اند.


نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این پژوهش، عوامل اجتماعی و فرهنگی خانواده نقش زیادی در اضطراب کودکان دارد. بنابراین لازم است آموزش‌های والدین جهت پیشگیری از ابتلا کودکان به اضطراب، مد نظر سیاست‌گذاران حوزه سلامت قرار گیرد.