سرمقاله


تغذیه انحصاری با شیر مادر یکی از مؤثرترین، ایمن‌ترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین مداخلات سلامت عمومی برای ارتقای بقا، رشد، تکامل و سلامت مادام‌العمر کودکان محسوب می‌شود. شواهد علمی نشان می‌دهد که هزار روز نخست زندگی، دوره‌ای سرنوشت‌ساز در برنامه‌ریزی زیستی سلامت انسان است و شیر مادر، به دلیل برخورداری از ترکیبات تغذیه‌ای و ایمنی‌شناختی منحصربه‌فرد، نقشی اساسی در کاهش مرگ‌ومیر شیرخواران، پیشگیری از بیماری‌های عفونی و مزمن، تکامل سیستم ایمنی، رشد شناختی و بهبود عملکرد عصبی ایفا می‌کند. افزون بر این، شیردهی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان، بیماری‌های قلبی‌عروقی، دیابت نوع ۲ و سایر اختلالات متابولیک، سلامت مادران را نیز به‌طور قابل‌توجهی ارتقا می‌دهد. در کنار مزایای زیستی، شیردهی موجب تقویت پیوند عاطفی مادر و کودک، ارتقای سلامت روان، کاهش هزینه‌های نظام سلامت و حمایت از توسعه پایدار از طریق کاهش مصرف منابع و آثار زیست‌محیطی می‌شود. با وجود این شواهد مستحکم، استمرار تغذیه انحصاری با شیر مادر همچنان با چالش‌های اجتماعی، فرهنگی، شغلی و ساختاری روبه‌رو است. ازاین‌رو، تحقق اهداف جهانی در زمینه تغذیه شیرخواران مستلزم اتخاذ سیاست‌های جامع، حمایت‌های قانونی از مادران شیرده، ایجاد محیط‌های دوستدار شیردهی در جامعه و محیط‌های کاری، و ارتقای آگاهی عمومی است. این سخن سردبیر با تأکید بر رویکردی مبتنی بر شواهد، تغذیه انحصاری با شیر مادر را نه‌تنها یک انتخاب تغذیه‌ای، بلکه راهبردی مؤثر برای ارتقای ایمنی، سلامت نسل آینده و توسعه پایدار نظام سلامت معرفی می‌کند.

پژوهشی/ اصیل پژوهشی


چکیده

صنعت فولاد به ‌عنوان یکی از صنایع با مصرف انرژی بالا، در کنار اتلاف حرارتی قابل توجه با الزامات فزاینده زیست ‌محیطی نیز  روبرو است. هدف این پژوهش تدوین، ارزیابی و اولویت ‌بندی استراتژی ‌های کاهش مصرف انرژی با رویکرد مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در کوره‌ های فولادسازی با استفاده از یک رویکرد تصمیم‌گیری ترکیبی شامل ماتریسSWOT، فرآیند تحلیل سلسله‌ مراتبی فازی (Fuzzy AHP) و ماتریس برنامه ‌ریزی استراتژیک کمی (QSPM) است. روش تحقیق از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری پژوهش را ۲۰ نفر از خبرگان شامل ۱۰ متخصص فرآیند فولادسازی (ترمودینامیک و احیا) و ۱۰ متخصص در حوزه محیط‌زیست(آلاینده‌هاو توسعه پایدار) با میانگین حداقل 12 سال سابقه کار شاغل در شرکت های فولادسازی واقع درمنطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیج فارس تشکیل می‌دهند. در این راستا، پس از شناسایی عوامل داخلی و خارجی، هفت معیاراصلی ازجمله هزینه، راندمان، سازگاری زیست ‌محیطی، عمر مفید، زمان اجرا، قابلیت اجرا و ریسک اجرایی جهت وزن ‌دهی تعیین شدند. نتایج تحلیل فازی‌AHP نشان داد که معیار سازگاری زیست ‌محیطی با وزن نهایی 387/0 بیشترین اهمیت در میان معیارهای تصمیم‌گیری دارد. براساس تقاطع عوامل داخلی و خارجی در ماتریس SWOT، مجموعه ای از استراتژی ها در چهار دسته WT,SO,ST,WO استخراج شد. نتایج ارزیابی گزینه ‌ها در ماتریس QSPM نشان داد که استراتژی های تهاجمی (SO)بالاترین امتیاز جذابیت را دارد و استراتژی SO2 (توسعه فناوری‌ های بازیافت حرارت اتلافی با بهره‌ گیری از حمایت ‌های دولتی )با امتیاز نهایی جذابیت 42/6 در رتبه نخست قرار گرفت. اجرای این رویکرد  می‌تواند به کاهش شدت مصرف انرژی و هم راستایی راهبرد های فولادسازی با اهداف توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی کمک کند.

واژگان کلیدی: صنعت فولاد، مصرف انرژی، برنامه‌ریزی استراتژیک، Fuzzy AHP،SWOT، QSPM

- تاثیر شیفت شب کاری بر فشار خون و شاخص توده بدنی در بین کارکنان بهداشتی درمانی شهر تهران

سعید بشارتی, مرجان سیستانی; شیرین اسماعیلی; اعظم رحیم زاده کلاله, مینا معافی, اعظم ایرانی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 4 (1404), 17 مرداد 2026, صفحه 21-29
https://doi.org/10.22037/iipm.v13i4.50689

سابقه و هدف: فشار خون بالا یکی از مهم‌ترین مشکلات سلامتی بوده که شیوع آن در بین کارکنان مراقبت‌های بهداشتی نگران‌کننده است. هدف از این مطالعه تاثیر شیفت کاری شب بر فشار خون و شاخص توده بدنی در بین کارکنان درمانی در شهر تهران بود.روش کار: این مطالعه مقطعی با 282 نفر از کارکنان بهداشتی و درمانی بیمارستان دکتر مسیح دانشوری شهر تهران انجام شد. فشار خون به صورت انفرادی در حالت استراحت کامل و در زمان استراحت اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه جمع‌آوری و  تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS انجام شد.

یافته ­ها: در این مطالعه، 282 نفر از کارکنان مراقبت‌های بهداشتی (138 مورد بالینی شامل پرستاری و 144 مورد شامل کارکنان امنیتی، خدماتی و اداری) در تهران شرکت کردند. نتایج حاصل از بررسی شیفت کاری شب و فشار خون نشان داد که بطور معناداری فشار خون بالا در کارکنان با شیفت کاری شب بیشتر بود (01/0 p value<). از بررسی شیفت کاری شب و BMI خون نشان داد که BMI بالای 25 در کارکنان با شیفت کاری شب بیشتر از کارکنان بدون شیفت کاری شب بود (01/0 p value<). ازکارکنان با مدارک تحصیلی پایین‌تر و با سابقه کار بالاتر بیشتر در معرض ابتلا به فشار خون بالا بودند.

نتیجه‌گیری:  نتایج حاصل  تاثیر شیفت شب کاری بر فشار خون و شاخص توده بدنی در بین کارکنان بهداشتی درمانی شهر تهران را نشان داد.

سابقه و هدف: هدف این مطالعه، تقویت فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته (AOPs) با استفاده از نانوذرات بود. در این راستا، توسعه یک فرایند اکسیداسیون پیشرفته مبتنی بر فوتوکاتالیست می‌تواند راهکاری مناسب برای حذف این آلاینده‌ها تحت تابش نور باشد..

روش کار: انتخاب فرایند مناسب برای تصفیه میکروپلاستیک‌ها و نانوپلاستیک‌ها به هدف کیفی آب، اندازه ذرات، حضور مواد آلی طبیعی و محدودیت‌های انرژی و هزینه بستگی دارد. ترکیب چند فناوری کاراتر از واحد منفرد است. روش‌های متداول شامل جذب سطحی، بیوچار، کربن فعال، انعقاد-فلوکولاسیون، شناورسازی، میکروفیلتراسیون، اولترافیلتراسیون، نانوفیلتراسیون و اسمز معکوس هستند که ذرات را متمرکز می‌کنند؛ بنابراین، استفاده از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته برای حذف این تهدیدات ثانویه ضروری است.

یافته‌ها: این فوتوکاتالیست در ترکیب با فلوکولاسیون توسط آلوم، تعداد میکروپلاستیک‌های فاضلاب ورودی تصفیه‌خانه الف را از 3979±420 به 454±4 عدد و در تصفیه‌خانه ب از 4651±135 به 561±6 عدد در خروجی نهایی کاهش داد. در شرایط بهینه، کاهش تعداد میکروپلاستیک‌ها در کل فرایند به 7/87-6/88% رسید که به جداسازی و تخریب ساختار پلیمری PET و PP نسبت داده شد. همچنین، استفاده از فوتوکاتالیست Co₃O₄/g-C₃N₄ پس از فلوکولاسیون، کاهش جرم میکروپلاستیک‌ها را به‌عنوان شاخصی از تخریب فوتوکاتالیستی، حدود 68% برای PET و 1/66% برای PP نشان داد. بنابراین، این روش ترکیبی علاوه بر جداسازی مؤثر میکروپلاستیک‌ها از فاز آبی، با ایجاد تخریب فوتوکاتالیستی، موجب کاهش جرم و تغییر ساختاری بخشی از پلیمرها نیز شد.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد ترکیب انعقاد و نانوکامپوزیت Co₃O₄/g-C₃N₄ برای فعال‌سازی PMS، تخریب میکروپلاستیک‌های PET و PP تحت تابش UVC را ممکن ساخت. نتایج XRD و FESEM بارگذاری Co₃O₄ و تشکیل اتصال ناهمگون Z-شکل را تأیید کردند و بهبود انتقال الکترون و تولید گونه‌های واکنش‌پذیر را نشان دادند.

مروری ساده/ غیرسیستماتیک


چارچوب ملی پیشنهادی برای مدیریت مواجهه شغلی با پرتوهای غیریونساز در ایران: تحلیل شکاف‌ها و گزینه‌های سیاستی

روح اله حاجی زاده, امیرحسین منتظری, مهرانا اثنی‌عشریه

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 13 شماره 4 (1404), 17 مرداد 2026, صفحه 30-43
https://doi.org/10.22037/iipm.v13i4.52402

سابقه و هدف: گسترش کاربرد فناوری‌های مبتنی بر پرتوهای غیریونساز در محیط‌های شغلی، از جمله صنایع، مراکز درمانی و سامانه‌های مخابراتی، موجب افزایش مواجهه با این پرتوها شده و ضرورت تدوین چارچوب‌های سیاستی و مدیریتی برای کنترل مؤثر مواجهه و حفاظت از سلامت شاغلان را برجسته کرده است.

روش کار: این پژوهش به‌صورت توصیفی-تحلیلی و با رویکرد سیاست‌پژوهی انجام شد. داده‌ها از طریق مرور منابع علمی، استانداردها و دستورالعمل‌های بین‌المللی گردآوری شد. مخاطرات پرتوهای فرابنفش، لیزر، میدان‌های الکترومغناطیسی و امواج رادیوفرکانسی از نظر منابع مواجهه، اثرات بیولوژیکی، حدود مجاز، روش‌های پایش و راهکارهای کنترلی تحلیل و نقش کنترل‌های مهندسی، اداری و تجهیزات حفاظت فردی بررسی گردید.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که کارکنان صنایع جوشکاری، مراکز درمانی، واحدهای دارای تجهیزات لیزری، سامانه‌های مخابراتی و صنایع الکترونیک با سطوح بالاتری از پرتوهای غیریونساز مواجه هستند. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده شامل نبود برنامه‌های پایش مستمر، کمبود آموزش تخصصی، ضعف اجرای کنترل‌های مهندسی و عدم رعایت حدود مجاز مواجهه بود. همچنین، کنترل‌های مهندسی، محصورسازی منابع تابش، سیستم‌های ایمنی، پایش منظم و آموزش کارکنان به‌عنوان راهکارهای مؤثر کاهش مواجهه شناخته شدند. تحلیل اسناد ملی نیز شکاف‌های عمده‌ای در هماهنگی بین‌بخشی، ثبت مواجهه‌های شغلی و ایجاد نظام پایش یکپارچه نشان داد.

نتیجه‌گیری: مدیریت ایمنی پرتوهای غیریونساز نیازمند چارچوبی یکپارچه و پیشگیرانه مبتنی بر شناسایی خطر، ارزیابی مواجهه، پایش مستمر، آموزش و کنترل‌های مهندسی است. توسعه استانداردهای بومی، تقویت نظارت تخصصی و ارتقای نظام پایش از الزامات اساسی حفاظت از سلامت کارکنان محسوب می‌شود.

سابقه و هدف: بیماری‌های قلبی-عروقی سالانه حدود 8/19 میلیون مرگ ایجاد می‌کنند که 85٪ آن ناشی از سکته قلبی و مغزی است. التهاب سیستمیک و سندرم متابولیک از عوامل کلیدی بروز حوادث ایسکمیک هستند. با وجود پتانسیل محافظتی آلفا-لینولنیک اسید (ALA)، محدودیت‌های تغذیه‌ای و اکسیداتیو وجود دارد. هدف این مطالعه، تلفیق شواهد غنی‌سازی آنزیمی روغن‌های خوراکی با ALA برای پیشگیری از حوادث قلبی-عروقی است.

روش کار: جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، SpringerLink و ScienceDirect (Elsevier) با کلیدواژه‌های مرتبط با ALA، لیپاز، غنی‌سازی آنزیمی، التهاب سیستمیک، سندرم متابولیک و پیشگیری از CVD انجام شد. جستجوی اولیه ۷۲۷ رکورد را شناسایی کرد که پس از حذف موارد تکراری و غربالگری سه‌مرحله‌ای (عنوان، چکیده و متن کامل)، ۶۸ مطالعه و سند واجد شرایط برای مرور نهایی انتخاب شدند.

یافته‌ها: غنی‌سازی آنزیمی با لیپازهای sn-1,3 اختصاصی و فناوری‌های تثبیت، روغن‌های غنی از ALA با پایداری اکسیداتیو بالا تولید می‌کند. ALA با مهار مسیر TLR4/MyD88/NF-κB و فعال‌سازی PPARα/PPARγ، TNF-α، IL-6 و CRP را کاهش می‌دهد. مصرف ≥۳ گرم در روز ALA لیپوپروتئین‌های آتروژنیک و Lp(a) را کاهش داده و از حوادث ایسکمیک پیشگیری می‌کند. روغن کاملینا مناسب‌ترین بستر و کانولا عملی‌ترین گزینه برای مداخلات جمعیتی است، هرچند افزایش خفیف LDL و پلی‌مورفیسم‌های FADS1/FADS2 باید مدنظر باشند.

نتیجه‌گیری: غنی‌سازی آنزیمی روغن‌های خوراکی با ALA می‌تواند راهبردی ایمن، غیرتهاجمی و قابل‌اجرا برای پیشگیری از حوادث قلبی‌عروقی در بهداشت عمومی باشد. بااین‌حال، تأیید اثربخشی و ایمنی آن نیازمند کارآزمایی‌های بالینی فاز ۳، توسعه سامانه‌های کپسوله‌سازی پایدار و تدوین چارچوب‌های نظارتی برای اجرای گسترده این رویکرد است.