شاپا: 2345-2455

دوره 2 شماره 1 (1393)

پژوهشی/ اصیل پژوهشی


بررسی نقش عوامل خطر انسانی در شدت سوانح ترافیکی در راه های درون و برون شهری کشور

محمود بختیاری, حمید سوری, الهه عینی, مسعود صالحی, محمد رضا مهماندار

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 1-8
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6467

سابقه و هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش عوامل انسانی در ایجاد سوانح ترافیکی در محورهای درون شهری و برون شهری کشور انجام شده است.

روش بررسی: اطلاعات کلیه افراد آسیب­دیده در اثر حوادث ترافیکی به صورت سرشماری، ثبت شده (فرم‌های کام 114) در سیستم (فاوا)، که شامل 592168 نفر بودند بررسی شدند. عوامل خطر انسانی منجر به حوادث ترافیکی تعیین و نسبت شانس (Odds ratio) هر یک از عوامل خطر در رخداد حوادث ترافیکی با استفاده از مدل رگرسیونی با شانس‌های متناسب و تعدیل عوامل مداخله­گر احتمالی مانند سن، و جنسیت و وضعیت روشنایی در راه های درون و برون­شهری برآورد شد.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سنی در جامعه مورد بررسی 0/14 ±1/34 سال بود. در بین عوامل انسانی دخیل در سوانح ترافیکی بالاترین درصد به بی­توجهی به مقررات به میزان 9/69 درصد اختصاص داشت. نسبت شانس قرار گرفتن در یکی از طبقات جرح یا فوت در محورهای درون شهری برای افرادی که مصرف مشروبات الکلی داشته‌اند 5/6 برابر همین مقدار برای افرادی بوده که این عامل خطر را نداشته‌اند (65/8 -88/ 4 CI: و 5/6. (OR= همچنین در محورهای برون­شهری نیز بالاترین نسبت شانس را در بین دیگر نسبت‌ها) 29/3 – 22/1 CI:و 73/1 (OR= به خود اختصاص داد.

نتیجه‌گیری: با اینکه مصرف نوشیدنی‌های الکلی بیشترین تأثیر را بر شدت حوادث ترافیکی رخ داده­شده را دارد اما با توجه به شیوع کم این عامل و در نتیجه خطر قابل انتساب کمتر نسبت به دیگر عوامل، به نظر می‌رسد بهتر است برنامه‌های پیشگیری را بیشتر متمرکز بر عوامل با شیوع بالا مانند بی­توجهی به مقررات و عجله و شتاب بی­مورد نمود.

 

بررسی کارایی فرآیند انعقاد الکتریکی در حذف باکتری­های بیماری­ زا از فاضلاب بیمارستانی پیش از تخلیه به آب‌های پذیرنده

محمدرضا مسعودی نژاد, مریم خشیج, محمد سلطانیان

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 9-14
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6468

سابقه و هدف: با توجه به رشد فزاینده جمعیت و گسترش صنعت کشاورزی درسال­های اخیر، تصفیه فاضلاب­ها کاری اجتناب ناپذیر می­باشد. در این راستا با استفاده از فرآیند انعقاد الکتریکی و الکترودهای آلومینیوم اقدام به حذف باکتری­های موجود در فاضلاب بیمارستانی گردید.

روش بررسی: مطالعه حاضر مطالعه مقطعی در مقیاس آزمایشگاهی و در سیستم ناپیوسته می­باشد که برای بررسی درصد حذف توده باکتری‌ها در فاضلاب بیمارستانی به وسیله جریان مستقیم الکتریکی روی فاضلاب بیمارستانی انجام گرفت. در این تحقیق تأثیر متغیرهای ولتاژ (10، 20، 30 ولت)، و زمان (10، 20، 30 دقیقه) و نوع الکترود (آلومینیوم) بر کارایی حذف باکتری‌ها ارزیابی گردید.

یافته‌ها: نتايج برآمده از آزمايش­ها نشان داد كه با افزايش زمان تماس و ولتاژ، كارايي حذف به سبب تولید سریع محصولات ناشی از هیدرولیز افزایش می‌یابد. همچنین تغییرات زمان و ولتاژ می‌تواند آثار متفاوتی بر کارایی حذف توده باکتری‌ها داشته باشد.

نتيجه گيري: نتایج به­دست­آمده از این مطالعه نشان می‌دهد که انعقاد الکتریکی روش سریع برای حذف باکتری‌ها از فاضلاب بیمارستانی می­باشد.

ارزشیابی مواجهه شغلی کارگران با مونومر وینیل کلراید در دو صنعت پلاستیک­ سازی تهران

رعنا طایفه رحیمیان, منصور رضازاده آذری, محمد جواد جعفری, حمید سوری, بهزاد سرانجام, الهه توکل, محمد کریمی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 15-22
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6469

سابقه و هدف: رشد صنعت پلاستیک در چند دهه اخیر بسیار چشمگیر بوده است. پلیمر وینیل کلراید یکی از پرکاربردترین پلاستیک‌ها در جهان می­باشد که در طی فرایندهای حرارتی، مونومر وینیل کلراید آزاد می­گردد. این مطالعه با هدف ارزشیابی مواجهه شغلی و تخمین میزان ریسک مواجهه کارگران با مونومر وینیل کلراید انجام گردید.

روش‌بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی می­باشد که بر روی 100 نفر از کارگران دو کارخانه پلاستیک سازی شهر تهران (A,B) انجام پذیرفت. برای تعیین غلظت مونومر وینیل کلراید در هوای تنفسی، نمونه­های هوا توسط روش بهینه شده موسسه ملی بهداشت و امنیت شغلی آمریکا به شماره 1007 انجام گردید. پارامترهای شرایط جوي هوا شامل دما، فشار، سرعت جریان و رطوبت نسبی همزمان با نمونه­برداری اندازه گیری شد. ارزیابی ریسک کمی کارگران بر اساس دو معیار مرگ و میر استاندارد شده و ریسک بروز سرطان انجام شد. تجزیه و تحلیل یافته­ها با نرم­افزار آماری SPSS  نسخه 19 انجام گرفت.

یافته­ ها: پارامترهای جوی در کارخانه­ های A و B به ترتیب برای رطوبت نسبی 71/16±77/43 و 45/14±16/37 درصد، دمای هوا 34/3±95/20 و 20/2±05/21 سانتی‌گراد، فشار هوا 54/0±48/87 و 64/0±41/87 کیلو پاسکال و سرعت جریان هوا 08/0±13/0 و 06/0±10/0 متر بر ثانیه اندازه­گیری شد. میزان مونومر وینیل کلراید در هوای استنشاقی کارگران کارخانه­ های A و B به ترتیب 51/0±01/1 و 20/0±36/0 بر حسب ppm اندازه­ گیری شد. میزان ریسک کمی بر اساس مرگ و میر استاندارد شده در افراد مواجهه یافته 03/0±06/1 برابر جمعیت بدون مواجهه با برآورد شد. میزان ریسک بروز سرطان بر اساس معیار های محاسباتی سازمان سیستم اطلاعات جامع ریسک به ازای هر 1000 نفر جمعیت مواجهه یافته محاسبه گردید که همبستگی آماری بین دو میزان ریسک برابر 88/0=2R بدست آمد.

نتیجه ­گیری: مواجهه فردی 31 درصد کارگران بیشتر از حد آستانه تماس شغلی (ppm1) بوده است. در تحقیق حاضر، میانگین مواجهه فردی با مونومر وینیل کلراید در مقایسه با مطالعات سال­های گذشته انجام شده کمتر و قابل قیاس با مطالعات اخیر می­باشد. نتایج این مطالعه به وضوح مخاطرات شغلی کارگران را در شرایط رکود تولید فعلی خاطر نشان می­ سازد و از این رو به‌کارگیری سیستم­های کنترلی فنی مهندسی به ویژه با رونق اقتصادی پیش بینی شده در سال­های آتی، برای تأمین سلامت و تندرستی کارگران الزامی می­ باشد.

تعیین سطح یکپارچگی ایمنی در یک واحد تولید هیدروژن با استفاده از روش تجزیه و تحلیل لایه­ های حفاظتی

شیماسادات لاجوردی, محمدجواد جعفری, ایرج محمدفام

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 23-30
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6470

سابقه و هدف: بحران خطرات موجود در فرآیندهای شیمیایی ايجاب می‌کند كه در برابر آن‌ها از چندین لایه حفاظتی استفاده گردد. در همين راستا تجزیه و تحلیل كفايت و مقاومت لایه‌هاي حفاظتي مورد استفاده، يك ضرورت است. در اين مطالعه سطح ايمني لايه هاي حفاظتي موجود در يك سیستم تولید هیدروژن ارزيابي شده است.

 

روش بررسی: براي ارزيابي لايه های حفاظتي از روش تجزیه و تحلیل لایه های حفاظتی ترجیحی استفاده شد. در اين مطالعه رویدادهای دارای اثر شدید، علل آغازین و فرکانس­ آن­ها، لایه­های حفاظتی مستقل و احتمال شكست در زمان مورد نياز، همچنین احتمال رویدادهای میانی و سطح یکپارچگی ايمني در بررسی قرار گرفتند.

 

يافته­ ها: نتایج نشان داد که کاهش خطرپذیری ضروری مابین 1-10 و 2-10 بوده و یک سطح یکپارچگی ايمني ثانویه به عنوان الزام تعیین گرديد. همچنين مشخص شد نیازی به انجام یک مطالعه آنالیز کمی ریسک نیست.

 

نتيجه­ گيری: با توجه به زمان بر بودن اجراي روش تجزیه و تحلیل لایه های حفاظتی ترجيحي، به نظر می‌رسد ترکیب این روش با یک ابزار نرم­افزاری، می‌تواند روش را کارآمدتر ساخته و بر سرعت و دقت كار بينجامد. 

 

 

اپيدميولوژي سوختگي زنان استان آذربايجان غربي در سنين باروري طي سال‌های 91-1389

حمید رضا فرخ اسلاملو, داود خراسانی زواره, سیما اشنویی, شبنم مختارپور

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 31-38
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6471

سابقه و هدف: سوختگي يکي از انواع آسیب‌هاست که هم تهديدي براي مرگ بوده و هم ناتواني و عوارض ناشي از آن کيفيت زندگي را کاهش داده و به خصوص در زنان سنين باروري از اهميت بالایي برخوردار است. در اين پژوهش اپيدميولوژي سوختگي متوسط تا شديد زنان استان آذربايجان غربي که به بستري شدن در بخش سوختگي بيمارستان امام خميني (ره) اروميه انجامیده است، بررسي شد.

روش بررسی: پژوهش از نوع مقطعي بوده که داده هاي موجود در پرونده بستري کليه زنان در سنين باروري (49-15 ساله) بخش سوختگي بيمارستان امام خميني اروميه در طول سال‌های 1391-1389 به صورت سرشماري در مطالعه قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از چک ليست جمع آوري و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 در تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

یافته­ ها: در طول دوره مطالعه، از 939 زني که به دليل سوختگي بستري شده بودند، 5/54% در سنين باروري و 7/5% باردار بودند. ميزان بروز سوختگي 9/1 مورد به ازاي هر 10000 نفر زن سنين باروري در طول دوره مورد مطالعه بودند. نفت سفيد (2/31%) و وسايل گاز سوز خانگي (2/21%) بيشترين عوامل منجر به سوختگي و 2/29% از بيماران به قصد خودکشي اقدام به سوزاندن خود و از اين بين 5/57% از افراد بستري شده، جان خود را از دست داده بودند.

نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد که سوختگي از گسترش بالايي برخوردار بوده و از مشکلات سلامت زنان در استان آذربايجان غربی می‌باشد. سوختگي در زنان با توجه به مورتاليته بالا، اولويت پيشگيري و اقدامات درماني به موقع براي بيماران آسيب ديده می‌باشد.

 

اعمال نا ایمن رانندگان تاکسی به عنوان یکی از علل اصلی حوادث ترافیکی در شهر تهران

جواد عدل, ناصر دهقان, مجتبی عباس زاده

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 39-46
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6472

سابقه و هدف: تصادفات رانندگی به عنوان یک دغدغه جهانی در حال گسترس در کشورهای در حال توسعه است. از آن جایي كه بیشتر تصادفات ترافيكي تاكسي­ها ناشی از مسافران آن­ها نبوده و به رانندگان تاكسي و دیگر وسايل نقليه در خيابان­ها و افراد پياده رو مربوط مي­گردد، در اين مطالعه اعمال ناایمن رانندگان تاکسی­های خطی تهران، به عنوان گروه بزرگی از رانندگان حرفه­ای بررسی شده است.

روش بررسی: به دلیل وجود نظم تقریبی در کار رانندگان تاکسی­های خطی نسبت به بقیه به ویژه از لحاظ ساعات و طول مدت کار روزانه، به عنوان جامعه مورد مطالعه در اين پژوهش انتخاب شد. چک لیست اعمال ناایمن با 30 سوال تهیه و توسط افراد آموزش دیده با سوار شدن در تاکسی به عنوان مسافر تکمیل گردید.  نتایج  با  نرم افزار SPSS 18 و آزمون تی تست و ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: یافته­ها نشان داد که بیشتر رانندگان تاکسی­های خطی تهران (2/57 درصد)  دارای ارزان­ترين اتومبيل­های توليد داخل يعنی پرايد و پيکان هستند. فراوانی کل اعمال نا ايمن رانندگان تاکسی­های خطی تهران در حدود 5/52 درصد است و بيش از 46 درصد از اعمال ناایمن رانندگان بررسی شده دارای فراوانی بالای 80 درصد هستند. نيمی از رانندگان تاکسی های خطی شهر تهران از کمربند ايمنی  استفاده نمي­کنند و اکثر قريب باتفاق آنها (6/95%) نسبت به بستن کمربند ايمنی توسط مسافران بی توجه هستند. کيلومتر شمار 4/35  درصد از تاکسی های مشاهده شده خراب بود و این نکته بسیار مهمی در مبحث داوری های ادراکی رانندگان می­باشد.

نتيجه گيري: برابر نتایج مطالعه حاضر فراوانی اعمال ناایمن در بین رانندگان تاکسی شهر تهران بسیار بالا می­باشد و بنابراین انجام برنامه­های مداخلاتی موثر در راستای ارتقای نگرش ایمنی و کنترل اعمال ناایمن رانندگان تاکسی ضروری است.

 

بررسي حذف فلوراید از آب آشاميدني به روش الکتروکواگولاسیون: رآكتور ناپيوسته

شهرزاد علیان زاده, گیتی کاشی, سید مصطفی خضری, علی ماشینچیان مرادی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 47-54
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6473

سابقه و هدف: کاربرد روش الکتروکواگولاسیون برای حذف آلاینده های شیمیایی در سال‌های اخير روبه گسترش است. هدف در اين تحقيق امكان و تعيين درصد حذف فلوراید، عامل فلوئوروزیس دندانی و استخوانی، از آب آشاميدني وسیله رآکتور ناپیوسته الکتروکواگولاسیون مركب از الكترودهاي آلومینیومی است.

روش بررسی: نمونه آب آشاميدني داراي فلوراید در رآکتور ناپیوسته پلاستیکی با آرایش الکترودها به صورت تک قطبی تهيه گرديد. کارايي حذف در حالت مختلف متغيرهاي pH (4، 7 و 10)، زمان واکنش (5، 10، 15، 30 و 45 دقيقه)، فاصله الكترود (2 سانتي متر)، غلظت فلوراید (mg/L 2، 4، 6 و 12) و چگالي جريان (mA/cm2 5/1، 3 و 5/4) بررسي شد.

یافته‌ها: مقدار حذف mg/L 2 فلوراید در فاصله 2 سانتي متر، چگالي جريان mA/cm2 5/4 و زمان واکنش 30 دقيقه در pH هاي 4، 7 و 10 به ترتيب 5/96%، 100% و 5/90% در رآکتور الکتروکواگولاسیون بدست آمد. مقدار حذف mg/L 12 فلوراید در فاصله 2 سانتي متر، چگالي جريان mA/cm2 5/4 و زمان واکنش 30 دقيقه در pH هاي 4، 7 و 10 به ترتيب 7/60%، 64% و 56% در رآکتور الكتروکواگولاسیون بدست آمد.

نتیجه گیری: یافته‌ها نشان دادند که میزان حذف فلوراید با افزایش چگالی جریان و مدت زمان واکنش افزایش می‌یابد. با افزایش غلظت فلوراید، زمان مورد نیاز برای دستیابی به کارایی حذف مناسب نیز افزایش می‌یابد. نتایج نشان دادند که الکتروکواگولاسیون فرایندی موثر برای فلوئور زدایی از آب آشامیدنی محسوب می‌شود. 

مقایسه همبستگی شاخص ­های استرس گرمایی دمای تر گویسان ، استرین فیزیولوژیکی و استرین فیزیولوژیکی برپایه ضربان قلب با ضربان قلب و دمای تمپان کارگران یک کارخانه شیشه

محمدجواد جعفری, غزال حورفراست, سوسن صالح پور, سهیلا خداکریم, ناصح حیدرنژاد

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 55-64
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6475

سابقه و هدف:استرس گرمایی یکی از اصلی‌ترین و شایع‌ترین مشکلات در محیط­های کاری است. فشار گرمایی بیش از حد می­تواند به نشانه­های مختلف کلینیکی از جمله سردرد، تهوع و استفراغ بینجامد. هدف از این مطالعه مقایسه رابطه همبستگی شاخص­های استرس گرمایی دمای تر گویسان، استرین فیزیولوژیکی و استرین فیزیولوژیکی برپایه ضربان قلب با پارامترهای فیزیولوژیکی دمای تمپان و ضربان قلب در یک صنعت شیشه است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی 72 نفر کارگر مرد در یک کارخانه شیشه انجام گرفت.پارامتر­های جوی دمای خشک، دمای تر طبیعی و دمای گوی­سان اندازه­گیری و شاخص­های استرس گرمایی برآورد شد. دمای تمپان و ضربان قلب نیز اندازه­گیری شدند. داده‌ها با استفاده از تجزیه و تحلیل آماری ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن ورگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ ها: همبستگی بین دمای تمپان و ضربان قلب با شاخص­ها معنی­دار بود(05/0p-value<). میزان همبستگی بین شاخص دمای تر گویسان با ضربان قلب و دمای تمپان به ترتیب (208/0) و (214/0)، بین شاخص استرین فیزیولوژیکی با ضربان قلب و دمای تمپان (423/0) و (701/0) و بین شاخص استرین فیزیولوژیکی برپایه ضربان قلب با ضربان قلب و دمای تمپان به ترتیب (579/0) و (068/0) می­باشد.

نتیجه گیری: شاخص استرین فیزیولوژیکی نسبت به شاخص­های دیگر همبستگی بیشتری با پارامترهای فیزیولوژیکی اندازه گیری شده در این مطالعه دارد بنابراین شاخص استرین فیزیولوژیکی برای ارزیابی استرس گرمایی در بین کارگران به عنوان بهترین شاخص معرفی می­شود.

  

 

وضعیت مصدومان سوانح و حوادث مراکز پزشکی، آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1391

محمد عبدالوند, ایاد بهادری منفرد, سهیلا خداکریم, احمدرضا فرسار, علی گل محمدی, آزاده صفایی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 2 شماره 1 (1393), 16 July 2014 , صفحه 65-72
https://doi.org/10.22037/meipm.v2i1.6476

مقدمه: سوانح و حوادث از مهم­ترين علل ابتلا و ميرايي در جهان محسوب مي­شوند. ايران يكي از كشورهاي با ميزان بالاي سوانح و حوادث به شمار مي­رود. هدف از اين مطالعه بيان بررسی وضعیت مصدومان ناشی از سوانح و حوادث مراجعه کننده به اورژانس مراکز پزشکی و بیمارستان­های زیرپوشش معاونت امور بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است.

روش بررسی: مطالعه حاضر يك مطالعه مقطعي است. همه مراجعين با علت سوانح و حوادث كه از اول فروردين تا آخر اسفند 1391 به اورژانس بيمارستان­هاي زیر پوشش معاونت امور بهداشتی دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي مراجعه کرده بودند، بررسي شدند. طبقه بندي اطلاعات سوانح و حوادث بر اساس ويرايش دهم طبقه بندي جهاني بيماري­ها صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 صورت گرفت.

یافته­ ها: در مجموع 248438 نفر بررسي شدند. 7/67% از افراد مرد و 3/32% زن بودند. ضربات (41 درصد)، حوادث ترافیکی (17 درصد) و سقوط (5/9 درصد) به ترتيب شايع­ترين علل گزارش شده سوانح و حوادث بودند. وقوع صدمات بيشتر در گروه­های سني 15 تا 24 ساله و 25 تا 34 ساله (4/50 درصد) بود. بیشتر حوادث در مناطق شهری اتفاق افتاده بود. در مجموع 722 مورد مرگ به دنبال سوانح و حوادث ثبت گرديد. ارتباط معنی­داری بین نوع حادثه و محل حادثه، جنس و نوع حادثه، گروه سنی و محل حادثه، گروه سنی و نوع حادثه (p<.001) ملاحظه گردید.

نتیجه­ گیری: حوادث ترافیکی بخش بزرگی از سوانح و حوادث را تشكيل مي­دهند. مردان، جوانان و گروه­هاي مولد جامعه مهم­ترين قربانيان حوادث به شمار مي­روند. آمار فوتی‌ها و معلول‌ها نشانگر میزان واقعی فوتی‌ها و معلول‌ها نمی­باشد. مداخله دست‌اندرکاران پیشگیری از حوادث به ویژه در پیشگیری حوادث در خیابان‌ها و منازل، ضروری نظر می‌رسد. بهبود سیستم ثبت مصدومان و فرایندهای مربوطه برای امکان بهره­برداری بهتر از اطلاعات لازم به نظر می‌رسد. اطلاع رسانی وضعیت مصدومان ناشی از سوانح و حوادث به دست‌اندرکاران پیشگیری از حوادث، آموزش به گروه­هاي هدف به ویژه آموزش قوانين و مقررات رانندگي، در كاهش سوانح و حوادث مفيد خواهد بود.