شاپا: 2251-8320

دوره 1 شماره 1 (1388)

سخن سردبیر


سخن سردبیر

محمود عباسی

مجله تاریخ پزشکی, دوره 1 شماره 1 (1388), 30 April 2016 , صفحه 7-10
https://doi.org/10.22037/mhj.v1i1.12294

تاريخ، آينه تمام‌نماي رويدادهاي پيشين در طول حيات بشري است و مي‌تواند به منزله رهنمودي ارزشمند براي نيل به آينده‌اي استوار و درخشان به شمار ‌رود. نگرش ژرف‌بينانه و پژوهش‌مدار به گذشته و بررسي سير تحول دانش بشري در گذشته، مي‌تواند ابزاري مهم براي كسب آگاهي از تجربيات پيشينيان جهت رسيدن به اهداف والا باشد.


از آنجا كه تاريخ هر ملّتي بيانگر ارزش‌هاي ديني، علمي، اخلاقي، هنري و... آن ملّت است، از اين رو تاريخ هر ملّتي بيانگر هويت آن ملت و ترسيم‌گر خط‌مشي گذشتة آن مي‌باشد كه در جهت نيل به افق‌هاي بلند آينده آن ملت تأثير گذار است. به فراموشي سپردن تاريخ، در حقيقت به فراموشي سپردن هويت و ارزش‌هاي ملّی است؛ و پاسداشت هويت هر سرزميني از ضروريات آن سرزمين است.


....

مقاله پژوهشی


پزشكي در ايران باستان

زهره زرشناس

مجله تاریخ پزشکی, دوره 1 شماره 1 (1388), 30 April 2016 , صفحه 11-35
https://doi.org/10.22037/mhj.v1i1.12296

تاريخ نشان داده است ملت‌هايي زنده مانده‌اند كه ريشه‌هاي فرهنگي‌شان عميق‌تر و دانش و معنويت آنان پربارتر بوده است. سرزمين ايران از ديرباز مركز برخورد انديشه‌ها و بروز بارورترين دانشگاه‌هاي بشري و زادگاه نامدارترين دانشمندان و متفكران جهان بوده و همواره سهم بزرگي در ارتقاء دانش و پيشرفت علم در ميان ملل گوناگون داشته است. در تاريخ پزشكي، كه به نظر مي‌رسد قديم‌ترين تاريخ جهان باشد، نيز از ايرانيان و خدمات آنان به اين علم بسيار ياد شده است. در كتاب مقدس زردشتيان، اوستا، از سه گروه درمانگري يا پزشكي نام برده شده است: كارد پزشكي (-Av. Kar∂tō. Baēšaza)، گياه پزشكي (-Av.urvarō.baēšaza) و مانسر پزشكي يا روان‌درماني (Av.Mąθrō.baēšaza-) (بارتول‌ما [Bartholmae]، 1961م، ص 454). در اين كتاب ثريته (Av. θrita-) از خاندان سام (Av. Sāma-) نخستين درمانگر يا پزشك است و اهوره مزدا، خداي بزرگ ايرانيان پيش از اسلام، كاردي مرصّع به او عنايت مي‌كند تا با آن عمل كارد پزشكي را انجام دهد. به طور كلي در ايران پيش از اسلام تمامي انواع درمان‌ها از جمله عمل جراحي رواج داشته و حتي بيشتر اعمال جراحي نخستين بار در ايران انجام شده است. از وضعیت پزشکی در دوران هخامنشیان و اشکانیان به واسطه نوشته‌های مورخان یونانی آگاهی‌هایی در دست است و از پزشکی دوره ساسانیان اطلاعات خوبی باقی مانده است. در اين پژوهش به بخش كوچكي از سهم بزرگ ايرانيان باستان در گسترش و ارتقاء دانش بشري، يعني به پزشكي و روش‌هاي بهداشتي و درماني در ايران باستان و تجربيات علمي و عملي ايرانيان در اين باره، پرداخته مي‌شود.

در این جستار نخست به آموزش و پرورش و استادان و شاگردان رازی نگاهی می‌افکنیم و آنگاه او را در مقام بزرگ‌ترین پزشک ایران و جهان اسلام می‌بینیم. سپس از برخی کتاب‌های رازی پرتوی می‌گیریم و برپایه آنها از خدمت‌هایش به طب جهانی سخن می‌گوییم. همچنین رازی را با بقراط، پدر طب و نیز با جالینوس می‌سنجیم و به بهره‌گیری‌هایش از آثار آنان اشارتی داریم و سپس به نقد بزرگان پزشکی در آثار رازی نظر می‌دوزیم و در همین‌جا درمی‌یابیم که او از تصحیح لغزش‌های خود هم سرباز نمی‌زده است و با وجود خرده‌گیری‌هایش بر بقراط و جالینوس از روش درمانگری آنان بهره گرفته و بدان تکامل بخشیده است. از تجربه‌گرایی رازی به ویژه در کتاب محنة‌الطبیب او پرده برداشته‌ایم و سپس روشن ساخته‌ایم که چگونه رازی در سدة چهارم هجری / دهم میلادی تجربة سنجشی را به کار می‌برده است. آنگاه به برخی از داستان‌های بیماران رازی پرداخته و از تأکید ورزی‌اش بر تشخیص افتراقی ـ تطبیقی بیماری‌ها در کتاب محنة‌الطبیب گفت‌وگو کرده‌ایم و به دیدارش در حال ثبت مشاهده‌های بالینی شتافته و با این کار به جستار خویش پایان داده‌ایم.

نگاهی گذرا بر کتاب قولنج رازی و رسالة قولنج پورسينا

محمد ابراهيم ذاکر

مجله تاریخ پزشکی, دوره 1 شماره 1 (1388), 30 April 2016 , صفحه 65-89
https://doi.org/10.22037/mhj.v1i1.12298

گزارة واژة قولنج يا کوليک در گذر روزگار به درازاي تاريخ پزشکي دچار دگرگوني‌هايي گسترده شده است. چندين سده مفهوم آن بر يک بيماري آمده است که پيامدهاي بنيادين آن درد شکم و بندآمدن و رانده‌نشدن پس‌مانده‌هاي گوارشي (پيخال) از روده‌ها مي‌باشد. ولي امروزه آن را تنها بر دردهاي شکمي با اندازه‌هاي گوناگون نام‌گذاري مي‌کنند که در برگيرندة فتق بسته و آماس‌هاي گوناگون شکمي و التهاب روده‌ بزرگ و بسته‌ شدن و گره‌‌خوردگي‌هاي رودة کوچک است.‌ در این گفتار کوشش بر آن است تا به گونه‌ای کوتاه به بررسی و سنجش بیماری قولنج از دیدگاه رازی و پورسینا پرداخته شود و هم‌نوایی و اختلاف گفتگوهایشان، نازک‌بینانه گزارش شود؛ بنابرین هنگامی که کتاب قولنج رازی و رسالة قولنج پورسینا، زیر ذره‌بین برده شود، بی‌گمان نخستین پرسش این است که چگونه اين بزرگان پزشکی ایرانی توانسته‌اند، پايه‌های تشخيص بالينی بيماری قولنج را اين چنين بنگارند؛ که در پزشکی جهان امروزین استواری و ارزش خود را هنوز نگاهداشته است. ایشان انگیزه‌های گوناگون پیدایش بیماری قولنج را به گستردگی بازگو می‌کنند. پورسینا بیش از هشتاد انگیزه را برای رخداد آن یاد می‌کند. ایشان افزون بر یادکرد نشانه‌های این بیماری، نازک‌بینانه و بسیار زیبا به تشخیص افتراقی آن از درد گرده و یا سنگ گرده و پیشابدان و از دل‌پیچ زردابی و از زخم روده (سحج) می‌پردازند. هر کدامشان گونه‌های قولنج را در دسته‌بندی متفاوت با یکدیگر ولی نزدیک به هم بازگو می‌کند که با بیش هزار سال اختلاف با ما بسیار شگفت‌انگیز است. در پایان به درمان با داروهای تکی و ترکیبی هر کدام از گونه‌ها می‌پردازند و نیز راه‌های پیشگیری از پدیدآمدن آن را به گستردگی می‌نگارند.

در این مقاله سعی شده است تا با پرداختن اجمالی به تاریخچۀ چشم پزشکی، به معرفی مختصر دانشمندان بزرگ دورۀ اسلامی و آثار برجستۀ ایشان در این فنّ، پرداخته شود تا برتری اطبای دورۀ اسلامی نسبت به طبّ یونانی و نوآوری‌های آنان در این زمینه آشکار شود. در همین راستا از پزشکان بزرگی چون ابن‌ماسویه، حنین بن‌ اسحاق، علی‌بن عیسی، ابو روح جرجانی و دیگران یاد شده و اجمالاً آثار ایشان معرفی، و در صورت لزوم، مورد بررسی قرار گرفته است. در ضمن، به دانشمندان و آثار طراز دوم چشم پزشکی نیز اشاره شده تا دورنمایی از سیر تطوّر و تحول این حرفه، بالاخص در دورۀ صفویه و بعد آن، به دست آید؛ همچنین، تصاویری که در نسخه‌های خطی از تشریح چشم و نظریۀ فرایند بینایی در دست است، در این مقاله نمایانده شده و به برخی ابزار و آلات درمانی و جراحی چشم نیز اشاره شده است. در آخر، با توجه به اهمیّت آثار هشتگانه‌ای که در یک مجموعۀ نفیس خطی در قاهره موجود است، به معرفی مختصر این نسخه و آثار مندرج در آن پرداخته‌ایم؛ چرا که این آثار تأثیر بسیار عمیقی در پیشرفت چشم پزشکی در دورۀ اسلامی داشتند و تصاویری که در این مجموعه ترسیم شده، در نوع خود بی‌نظیر و بسیار نفیس هستند.

ربع رشیدی آشکارترین نمونه سعی و همت دست اندرکاران اصلاحات غازان‌خان پادشاه مغول در عرصه تعالی و رشد و پویایی فرهنگ ایرانی در چارچوب اندیشه‌های عصر ایلخانی به شمار می‌آید که توسط خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به عنوان شهر دانشگاهی با برنامه‌های وسیع فرهنگی، اقتصادی و رفاهی در نخستین سال‌های قرن هشتم هجری ایجاد شده و اگر چه در مقایسه با تأسیس دانشگاه کمبریج در سال 1209 میلادی، چندین دهه دیرتر به امر تعلیم و آموزش پرداخته ولی به گواهی تاریخ نسبت به بیشتر دانشگاه‌های معتبر اروپا از نظر تقدم زمانی پیشتاز است. مقاطع آموزشی در ربع رشیدی را می‌توان به 5 مقطع تقسیم نمود: 1. بیت‌التعلیم 2. آموزش حرفه‌ای 3. مدارس عالی 4. دارالشفا 5. خانقاه. خواجه رشیدالدّین فضل‌الله همدانی رجل سیاسی، دانشمند، طبیب آخر قرن هفتم و بزرگ‌ترین مورخ ایرانی عالم به جمیع علوم عصر زمانه خویش در سال 648 هـ . ق.، در همدان به دنیا آمد. رشیدالدّین که در برخی تواریخ به او «رشیدالحق» و «رشیدالدوله» نیز گفته‌اند علم طب را نزد خانواده خویش در همدان فرا گرفت. وی نخستین بار به عنوان طبیب به دربار آباقا خان راه یافت. در عهد ارغون شاه، مرتبه و پایه وی ترقی یافت تا جایی که در سال 697 هـ .ق.، غازان‌خان رتبت نیابت امور جهانبانی و منصب وزارت و صاحب دیوانی را به رشیدالدّین فضل‌الله و خواجه سعدالدین ساوجی سپرد (امیدیانی، 1378).

بررسي تحليلي اطلاعات پزشكي در نشريات ادواري فارسي دوره قاجار

منصوره باقري, رؤيا برادر, مرضيه سلطاني

مجله تاریخ پزشکی, دوره 1 شماره 1 (1388), 30 April 2016 , صفحه 147-169
https://doi.org/10.22037/mhj.v1i1.12301

این پژوهش با هدف بررسي تحليلي اطلاعات پزشكي در نشريات ادواري بهداشتي و پزشكي دوره قاجار، مطالب پزشكي را در مجله حفظ‌الصحه، مجله دانش، روزنامه شكوفه، مجله صحت، مجله صحيه و امور خيريه، مجله طبابت، مجله طب كنوني و مجله  ناصري مورد بررسي قرار مي‌دهد. روش مورد استفاده در پژوهش تحليل محتوا است كه براساس مراجعه به بخش نشريات كتابخانه‌ها و مراكز اسنادي صورت گرفته است. نتيجه‌گيري پژوهش حاكي از آن است كه از 2452 عنوان مقاله در نشريات مورد بررسي، 313 مقاله به مسائل پزشكي و بهداشتي اختصاص يافته است كه در مقوله‌هاي بهداشت، بيماري‌ها، تغذيه، داروشناسي، علم پزشكي و كاركنان پزشكي دسته‌بندي شده است. بيشترين بسامد متعلق به مقوله علم پزشكي و موضوع خدمات درماني با 14/3 درصد و كمترين بسامد به مقوله كاركنان پزشكي و موضوع داروسازان با 0/2 درصد مي‌باشد. بسامد مطالب حاكي از آن است كه در اين دوره تاريخي، اطلاعات پزشكي بيشتر حالت خبري داشته است و كمتر به نقد و تفسير آن پرداخته شده است. عنوان سرفصل‌های اطلاعات پزشكي به كار رفته در اين نشريات به ترتيب عبارت است از خبر با 52/7 درصد، گزارش با 42/5 درصد، سرگذشت نامه با 3/5 درصد، نقد و تفسير با 1/3 درصد به ترتيب در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند.

وبا و اقدامات دولت پهلوی اول براي مقابله با شيوع آن (1304 تا 1320)

سيد محمد حسين منظورالأجداد, رقيه قاسمي

مجله تاریخ پزشکی, دوره 1 شماره 1 (1388), 30 April 2016 , صفحه 171-188
https://doi.org/10.22037/mhj.v1i1.12302

اين مقاله بر آن است تا به توصيف وضع بيماري وبا در دوره پهلوی و شيوه‌هاي مقابله دولت با آن بپردازد. اگرچه وبا بيماري بومي ايران نبود اما از كشورهاي همسايه به ايران وارد مي‌شد و به سبب نابساماني وضع قرنطينه‌ها و عدم رعايت بهداشت به شدت گسترش مي‌يافت. در دوره سلطنت رضاشاه سه بار ايران با شيوع اين بيماري مواجه شد و دولت براي مبارزه با بيماري مزبور به تجهيز انستيتوپاستور ياري رساند و با ايجاد قرنطينه‌هاي بحري و بري و صدور و انجام توصيه‌هاي بهداشتي كوشيد تا زمينه گسترش اين بيماري را از بين برده و به درمان بيماران بپردازد.