سخن سردبیر


در قرن بیستم فناوری‌های زیستی و مهندسی ژنتیک کاربردهای بسیاری در حوزه‌های مختلف به خصوص حوزه سلامت، کشاورزی و محیط زیست داشته‌اند. ظهور این فناوری‌ها با طیفی از تحولات از اصلاح ژنتیکی، تولید موجودات تراریخته (Genetically Modified Organisms) تا تراانسان‌گرایی همراه گردیده است.

مطابق با اصل احتیاط (Precautionary Principle) هنگامی که تهدیدات و زیان‌هایی به واسطه استفاده از یک فناوری برای سلامت انسان یا محیط زیست متصور است که این مضرات از نظر علمی احتمالی و نامعلوم هستند، لحاظ‌نمودن اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه الزامی است (1). با این حال، کاربرد فناوری‌های زیستی باعث برخاستن چالش‌های اخلاقی و حقوقی متعددی شده است که پیامدها و عواقب آن به صورت پیشرونده‌ای گریبان‌گیر بشریت و محیط پیرامون وی گردیده است.

طی دهه گذشته محصولات غذایی دستکاری ژنتیکی‌شده (تراریخته) GMOs که با استفاده از فناوری‌های زیستی مدرن تولید می‌شوند، توجهات جهانی را به خود معطوف داشته است تا حدی که آسیب‌های ناشی از این محصولات سبب توسعه ابزارهایی برای ارزیابی خطرات آن‌ها و حتی شکل‌گیری کمپین‌های ملی برای مخالفت با تولید و واردات این محصولات گردیده است (2). عمده محصولات تراریخته تجاری‌سازی‌شده شامل دانه‌های سویا، ذرت، پنبه و دانه‌های روغنی، مانند کلزا است. در «اصلاح ژنتیکی» ژن‌های بیگانه‌ای وارد ساختار وراثتی گیاهان و جانوران نمی‌شود و به طور طبیعی نیز در محیط زیست صورت می‌پذیرد، مانند پیوندزدن گونه‌های گیاهی همسان، اما «محصولات تراریخته» حاصل ورود ژن‌های بیگانه با روش مهندسی ژنتیک در ساختار یک گیاه یا جانور می‌باشند (3).

همگام با این تحولات، دستکاری در ژنوم انسان با مقاصدی مانند شبیه‌سازی و روبات‌های هوشمند باعث شکل‌گیری جریانی به نام تراانسان‌گرایی (Transhumanism) گردیده است. امریکا مهد اندیشه‌های ترابشرگرایانه است که اندیشمندان و نظریه‌پردازان با گرایش‌ها و جریان‌های متعدد در آن ظهور پیدا کرده‌اند و با گذشت زمان بر تنوع آن‌ها افزوده می‌شود. با این حال، در سایر کشورهای جهان همچون روسیه، انگلیس، فرانسه و آلمان، انجمن‌ها و بنیادهای مختلفی در زمینه ترابشرگرایی شکل گرفته و فعالیت می‌کنند. پیروان تراانسان‌گرایی مردم‌سالار از یکسو بر شأن انسان و حق استفاده از فناوری برای پیشرفت بشریت و از سوی دیگر برای حفاظت از آزادی‌های فردی و حمایت از ارزش‌هایی، چون همبستگی و عدالت اجتماعی تأکید دارند (4).

این جریان‌ها بر لحاظ‌نمودن مسائل اخلاقی و حقوقی در سیاست‌های سلامت برای استفاده از فناوری‌های زیستی در راستای به حداکثررسانی منفعت عموم و به حداقل‌رسانی خطرات و آسیب‌های ناشی از این فناوری‌ها، توجیه و مشارکت عموم و عدالت در بهره‌گیری از این فناوری‌ها دلالت دارد (5).

در نهایت اتخاذ سیاست‌هایی برای اخلاق‌مداری و قانونمندی با در نظرگرفتن تفاهم‌نامه‌هاي قابل قبول بین‌المللی، در چارچوب حقوق شهروندی ضرورت دارد تا ضمن ارزیابی خطرات و جلوگیری از آسیب‌های ناشی از به کارگیری فناوری‌های زیستی نوین، سلامت و خوب‌زیستی انسان را از طریق توسعه و پیشرفت جوامع به ارمغان بیاورد.

مقاله پژوهشی


زمینه و هدف: تراانسان‌گرایی جنبش و نظام فکری است که از استفاده فناوری به منظور ارتقای توانایی جسمانی و شناختی بشر حمایت می‌کند. این پژوهش با هدف شناخت و تحلیل جریان تراانسان‌گرایی انجام شده است.

مواد و روش‌ها: این پژوهش تحلیلی به صورت هدفمند با استفاده از منابع و آثار اندیشمندان تراانسان‌گرای کشورهای مختلف به ویژه امریکا و فرانسه صورت گرفته است. به این منظور تاریخچه، باورها، اهداف و نحله‌های گوناگون این جریان فکری و همچنین انتقادات مختلف وارد بر آن را مورد تحلیل قرار می‌دهد.

یافته‌ها: جنبش تراانسان‌گرایی در قرن بیستم به طور جدی آغاز شد. این جریان فکری با پیشرفت‌های فناورانه پیوند خورده و آمال و عقاید پیروان آن تحت تأثیر فناوری‌های نوین به ویژه فناوری‌های همگرا شکل گرفته است. نحله‌های اکستروپینیسم و تکنوپروگرسیسم بیشترین حامیان را در میان تراانسان‌گرایان دارند. از مهم‌ترین اهداف فردی و جمعی تراانسان‌گرایان می‌توان به افزایش بنیادین طول عمر، ارتقای توانایی‌های حسی، جسمانی، شناختی و اخلاقی بشر، برقراری صلح و امنیت در جوامع بشری و جاودانه‌کردن گونه بشر با کمک فناوری‌های نوین اشاره کرد. باورهای تراانسان‌گرایان منتقدانی از طیف‌های مختلف دارد. برخی انتقادات متوجه ذات و اصل اندیشه ارتقا و بهبود بشر می‌باشد و برخی دیگر متوجه خطرات و عواقب این فناوری‌ها هستند.

نتیجه‌گیری: ارتقاجویی افراطی و گاه آرمانی موجود در اندیشه تراانسان‌گرایی از ارزش‌های انسانی فاصله گرفته و انسان را با طبیعت خود و محیط زیست پیرامونش بیگانه می‌سازد. از این رو بسیاری از نگرانی‌های مخالفان مبتنی بر واقعیت‌های گذشته و کنونی زندگی بشر و جامعه جهانی است و ملاحظات اخلاقی و عدالت‌خواهانه مورد تأکید برخی تراانسان‌گرایان امری است که اجرای آن در عمل دشوار، بلکه غیر ممکن می‌نماید.

ارتباط بین مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی و تاب‌آوری با میانجی‌گری امیدواری

فاطمه میرشکار, ناصر ناستی‌زایی

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 23-34
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.23926

زمینه و هدف: تاب‌آوری سازه‌ای است كه در سال‌های اخیر به عنوان یكی از متغیرهای مرتبط با سلامت و بهزیستی انسان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی و تاب‌آوری با میانجی‌گری امیدواری انجام شده است.

مواد و روش‌ها: این مطالعه همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری، روی 215 نفر از دبیران متوسطه دوم ناحیه یک شهر زاهدان، ایران، در سال تحصیلی 98-1397 انجام شد. نمونه‌گیری به شیوه تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم و جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از سه پرسشنامه‌ تاب‌آوری Conner و Davidson (2003 م.)، امیدواری Snyder و همکاران (1991 م.) و مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی اقتباس از افخمی روحانی و همکاران (1393 ش.) استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای SPSS 16 و لیزرل استفاده شد.

یافته‌ها: بین مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی، امیدواری و تاب‌آوری همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود داشت (p<0/001). مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم و از طریق میانجی‌گری امیدواری بر تاب‌آوری اثر مثبت داشت.

نتیجه‌گیری: بنا بر یافته‌ها، توصیه می‌گردد تا مدیران سازمان‌ها با رعایت شاخص‌های احترام به کرامت انسانی شامل توانمندسازی و مشارکت کارکنان و نیز تمرکز بر رفتار و عملکرد مثبت و انتقال صحیح اطلاعات بر میزان امیدواری و تاب‌آوری کارکنان بیفزایند.

زمینه و هدف: آگاهی و حساسیت اخلاقی جزء تفکیک‌ناپذیری از فرایند تصمیم‌گیری اخلاقی است که می‌تواند عملکرد پرستاران را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین آگاهی، حساسیت و عملکرد اخلاقی پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان‌های دانشگاهی، استان البرز انجام گرفته است.

مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی، روی 190 نفر از پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان‌های دانشگاهی استان البرز در سال 1397 انجام یافته است. نمونه‌گیری به روش تمام‌شماری انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های آگاهی اخلاقی در حرفه پرستاری، حساسیت اخلاقی و عملکرد پرستاری در مورد اخلاق حرفه‌ای استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی‌تست، همبستگی پیرسون و رگرسیون و به وسیله نرم افزار SPSS 24 تحلیل شد.

یافته‌ها: ارتباط معناداری بین آگاهی و حساسیت اخلاقی (0/001>p)، آگاهی و عملکرد اخلاقی (0/004=p) و حساسیت و عملکرد اخلاقی (0/001=p) پرستاران مشاهده شد. میزان آگاهی، حساسیت و عملکرد اخلاقی پرستاران در حد متوسط بود. آگاهی اخلاقی به میزان 8/6 درصد و حساسیت اخلاقی به میزان 28/7 درصد توانستند تغییرات متغیر عملکرد اخلاقی را پیش‌بینی نمایند.

نتیجه‌گیری: یاقته‌ها نشان داد که حساسیت اخلاقی پیش‌بینی‌کننده مهم‌تری برای عملکرد اخلاقی نسبت به آگاهی اخلاقی می‌باشد. نظر به این‌که با افزایش میزان آگاهی و حساسیت اخلاقی پرستاران، عملکرد اخلاقی آنان بهبود می‌یابد، به مدیران مراکز درمانی توصیه می‌شود، برنامه‌های آموزشی نظری و عملی اخلاق حرفه‌ای را در دستور کار خود قرار دهند.

استقلال عمومی و گرایش خودمراقبتی در جامعه ایران

کامران محلوجی, فروزان اکرمی

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 45-54
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.24007

زمینه و هدف: تحقیقات در حوزه آمایش خودمراقبتی شاید یکی از کلیدهای عبور از بحران مدیریت سلامت باشد و آسیب‌شناسی آن می‌تواند بروز بسیاری از بحران‌های حوزه سلامت را پیش‌بینی نماید. این امر مستلزم پاسخ به این سؤال است که چه عواملی در شکل‌گیری گرایش عمومی جامعه به سوی خودمراقبتی نقش دارند. از این رو این مطالعه به چگونگی تأثیر عوامل اجتماعی بر شکل‌گیری گرایش عموم به سوی سبک‌های مختلف خودمراقبتی می‌پردازد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تحلیلی پس از جستجو و مرور هدفمند متون، مطالعه و بررسی کنش متقابل درمانگر و جامعه و تأثیر برآیند کلی آن بر ساختار نظام سلامت، سبکی از خودمراقبتی به نام خودمراقبتی تدافعی استدلال می‌گردد.

یافته‌ها: در این مطالعه خودمراقبتی تدافعی با چهار گرایش سیاسی ـ اجتماعی، بنیادی، اعتقادی و اقتصادی استدلال گردید. تحلیل کنش متقابل درمانگر و جامعه و تأثیر برآیند کلی آن بر ساختار نظام سلامت از منظر تاریخ پزشکی در هر دوران، با میانجی‌گری مکانیسم‌های دفاعی و تأثیر آن بر ادراک و استقلال عمومی، سبکی از خودمراقبتی به نام خودمراقبتی تدافعی را نمایان می‌سازد که بیانگر بازگشت انسان به پزشکی سنتی، مشارکت در مراقبت از خود و تلاش برای احیا و توسعه آن در زندگی خود است. تمایل به مشارکت عموم در سلامت خود، تخصصی‌شدن خدمات سلامت عمومی و پزشکی‌زدگی از خاستگاه‌های خودمراقبتی تدافعی به شمار می‌روند.

نتیجه‌گیری: لازم است تا در راستای اهداف اخلاقی ارتقای سلامت عمومی و کاهش نابرابری در پیامدهای سلامت، گرایش و استقلال عموم مورد توجه قرار گرفته و به رسمیت شناخته شود.

مدل علی شایستگی‌های اخلاقی دبیران مقطع متوسطه مورد مطالعه: شهر شیراز

محمدحسن صیف, سعید مظلومیان, سیدمحمدباقر حسینی, طیبه محمدی‌نیا

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 55-68
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.22380

زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم اخلاق در سازمان‌ها از جمله مراكز آموزشی و رسالت مربیان برای آموزش نسل‌های بعد، این پژوهش با هدف ارائه مدل علی شایستگی‌های اخلاقی در معلمان شهر شیراز انجام شده است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی ـ همبستگی، 330 نفر از معلمان مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 96-1395 با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اخلاق حرفه‌ای Gregory (1990 م.)، اخلاق حرفه‌ای، فردی و سازمانی قهرمانی (2010 م.)، رضایت شغلی Smith (1969 م.) سبک مدیریت (1982 م.) Salzman و Anderkolk، بیگانگی سازمانی صداقتی‌فرد (2007 م.)، عدالت سازمانی Niehoff و Moorman (1993 م.) استفاده شد. تحلیل داده‌ها به روش تحلیل مسیر و به وسیله نرم‌افزارهای SPSS و Lisrel انجام گرفت.

یافته‌ها: متغیرهای رضایت شغلی، عدالت سازمانی، سبک مدیریت و بیگانگی سازمانی، علاقه به کار، مشارکت در کار، پشتکار ـ جدیت، روابط سالم انسانی و عوامل فردی تأثیر معنی‌داری بر شایستگی‌های اخلاقی دبیران داشتند (p=0/01). 38‌% از واریانس شایستگی‌های اخلاقی توسط متغیرهای برون‌زای نام‌برده تبیین گردیده و مدل علی شایستگی‌های اخلاقی معلمان از برازش خوبی برخوردار بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که متغیرهای برون‌زا و با میانجی‌گری عوامل فردی بر شایستگی‌های اخلاقی تأثیر مثبت و معنادار می‌گذارند. از آنجایی که رعایت رفتارهای اخلاقی در یک سازمان در قدم اول به میزان ارج‌گذاری به ارزش‌های اخلاقی در سیاست‌های كلی و اقدامات مدیریتی آن سازمان بستگی دارد، به مدیران مدارس توصیه می‌شود تا با اتخاذ تدابیر لازم زمینه مناسب برای بروز هنجارها و شایستگی‌های اخلاقی را فراهم نمایند.

مطالعه تطبیقی محرمانگی اطلاعات مبتلایان به اچ‌آی‌وی در قوانین ایالت‌های مختلف آمریکا

سیدرضا احسان‌پور, هادی عظیمی گرکانی, مدیحه هاشم‌پور

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 69-87
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.24005

بیماری ایدز، پدیده‌ای نوظهور است که چالش‌های بسیاری را در حوزه‌های مختلف حقوقی و بهداشتی موجب شده است. از جمله موضوعات در مرز مباحث حقوقی و پزشکی مرتبط با ایدز، حفظ محرمانگی اطلاعات بیماران مبتلا به اچ‌آی‌وی و ایدز می‌باشد. حفظ محرمانگی اطلاعات این گروه از آن جهت حائز اهمیت است که تمایل ایشان به انجام آزمایش تشخیص ابتلا به اچ‌آی‌وی را بیشتر کرده و مآلاً موجب افزایش مراقبت‌های بعدی در خصوص انتقال ویروس به دیگری می‌گردد. تقریبا تمامی ایالات در آمریکا دارای مقررات عمومی و یا خاص مرتبط با حفظ محرمانگی اطلاعات این افراد هستند. در برخی ایالات ضمانت اجرای کیفری نیز برای حمایت از حق مزبور در نظر گرفته شده است. با این حال گزارش دهی از تعداد مراجعان مبتلا به اداره بهداشت ایالتی در برخی موارد الزامی است. همچنین اطلاع رسانی به شریک جنسی فرد مبتلا توسط متصدیان آزمایش‌های تشخیص اچ‌آی‌وی در برخی ایالات انجام می‌گیرد.

تحلیل و نقد دیدگاه دان مارکوس درباره نادرستی سقط جنین از منظر اخلاقی

محدثه مولوی, علیرضا آل‌بویه

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 89-106
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.23340

زمینه و هدف: در مخالفت با سقط جنین از منظر اخلاقی، استدلالات متفاوتی ارائه شده است. هدف این مقاله نقد و بررسی استدلال مارکوس مبتنی بر آینده‌ای شبیه آینده ما و ارائه تقریری نو از استدلال وی برمبنای کل‌نگری به انسان می‌باشد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تحلیلی پس از جستجو و مرور هدفمند متون، به تبیین دیدگاه مارکوس درباره نادرستی سقط جنین پرداخته شده و نقدهایی که دیگران بر این دیدگاه کرده‌اند، بررسی و تحلیل شده است. در نهایت با نقد جدیدی بر استدلال مارکوس بر مبنای دیدگاه کل‌نگر به انسان، تقریر نویی از این استدلال ارائه گردیده است.

یافته‌ها: مارکوس از جمله فیلسوفان اخلاق است که با استدلال «آینده‌ای شبیه آینده ما» از زاویه جدیدی به مخالفت با سقط جنین پرداخته است. بر اساس استدلال وی، سقط جنین به دلیل این‌که جنین را از آینده‌ای شبیه آینده ما محروم می‌سازد، به لحاظ اخلاقی مجاز نیست. بنابراین استدلال، کشتن هر حیوانی غیر از انسان نیز جایز نیست، زیرا ممکن است آینده برخی پستانداران بالفعل در سیاره ما، مشابه به آینده ما باشد. همچنین بر اساس نظریه شخصانیت نیز تنها دلیل نادرستی سقط جنین، انسان‌بودن نیست. حال اگر بر مبنای کل‌نگری، انسان را آمیزه‌ای از دو بعد جسم و روح بدانیم، در این صورت ما همچنان مجاز به سقط جنین نیستیم، چون جنین را هم از آینده‌ای مادی شبیه آینده خودمان و هم از آینده معنوی وی محروم می‌نماییم.

نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه گرفت که اگرچه ادعای مارکوس با چالش‌هایی رو به رو است، اما می‌توان با تقریری نو به رفع این چالش‌ها پرداخت و آن را قابل دفاع کرد.

مشروعیت هیپنوتیزم و همسویی آن با اصول اخلاق زیستی

سیدرضا اسدی وانانی, محمد محسنی دهکلانی, سعید ابراهیمی, عباسعلی سلطانی

مجله اخلاق زیستی, دوره 8 شماره 30 (1397), 12 May 2019 , صفحه 107-117
https://doi.org/10.22037/bioeth.v8i30.24190

زمینه و هدف: اگرچه هیپنوتیزم یک مسأله بحث‌برانگیز است، اما اکثر پزشکان و روانشناسان آن را یک روش درمانی مؤثر و قدرتمند برای محدوده وسیعی از شرایط از قبیل اختلالات شخصیتی، اضطراب و درد می‌دانند. مطالعه تحلیلی حاضر به تحلیل مشروعیت هیپنوتیزم بر اساس فقه اسلامی و اصول اخلاق زیستی می‌پردازد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تحلیلی، متون و مقالات مرتبط منتشرشده به صورت هدفمند جستجو و بررسی شد و سپس دلایل قائلین به نوپدید و مستحدثه‌بودن هیپنوتیزم، مشروعیت آن بر مبنای فقه اسلامی و همسویی آن با اصول چهارگانه اخلاق زیستی مورد تحلیل و بحث قرار گرفت.

یافته‌ها: سه دیدگاه فقهی در مورد هیپنوتیزم و استفاده از آن وجود دارد. از نظر بعضی از فقها هیپنوتیزم در زمره سحر و جادو قرار دارد که انجام آن حرام است. برخی دیگر از فقها زمانی استفاده از هیپنوتیزم را جایز شمرده‌اند که ضرورتی ایجاب کند. دیدگاه سومی وجود دارد که آن را از مسائل نوپدید دانسته و بایستی حکم فقهی و اخلاقی در مورد آن استنباط شود. اصل احترام به اختیار انسان، اساساً در مورد هیپنوتیزم‌شونده با آنچه در شرع آمده است، در تعارض است، اما مبانی شرعی با سه اصل خیررسانی، ضررنرسانی و عدالت همخوانی دارد.

نتیجه‌گیری: نظر به نوپدیدبودن مسأله هیپنوتیزم، می‌توان نتیجه گرفت که بر اساس قاعده لاضرر در فقه اسلامی و اخلاق زیستی، کاربرد هیپنوتیزم در پزشکی در صورت ضرورت مجاز است.

زمينه و هدف: دنياي دیجیتال و فضای سايبری به سرعت در حال تغییر و تحول مي‌باشد. ظهور فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و رباتیک، چالش‌های اخلاقی جدیدي را در ارتباط با حفظ حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها به فضاي سايبر توسط كنترل‌كننده‌ها ایجاد نموده است. در این مطالعه ابتدا مقررات حفاظت اطلاعات عمومی (GDPR) توضیح داده شده و سپس ابعاد اخلاقی حفظ حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها و تأثیر آن بر حقوق شهروندی و مقررات ایران در فضای سایبری تحلیل می‌گردد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تحلیلی، با استفاده از روش کتابخانه‌ای به جمع‌آوری و مطالعه پژوهش‌ها و کتب انتشاريافته، ابعاد اخلاقی حفظ حریم خصوصی و حفاظت داده‌هاي سايبري مورد بحث و تحلیل قرار گرفت.

يافته‌ها: مطالعه مقررات حفاظت اطلاعات عمومی و تدوین قوانين موضوعه کشور بر اساس اصول شرعي نشان داد که با تركيب اين دو ديدگاه می‌توان راه را براي جلوگیری از سوءاستفاده و به حداقل‌رسانی ارتكاب جرم در فضاي سايبری كاهش داد. بنابراین اين ملاحظات اخلاقی و حقوقی می‌بایست در قوانين موضوعه اكثر كشورها و خصوصاً جمهوري اسلامي ايران، مبتنی بر مقررات حفاظت اطلاعات عمومی (GDPR) گنجانده شود.

نتيجه‌گيري: اين دغدغه‌ها و مسؤوليت‌های اخلاقي بایستی در آينده نه‌چندان دور در قوانين اكثر كشورها، خصوصاً جمهوري اسلامي ايران، توسط مقامات مذكور و مبتنی بر مقررات حفاظت اطلاعات عمومی (GDPR)، در قوانين موضوعه آن‌ها گنجانده شود. همچنین آموزش کارکنان درباره امنیت فضای سایبری، استفاده از نرم‌افزارهاي فعال امنیتی مرتبط و ارائه منابع آموزشی رایگان مي‌تواند در جلوگيري از جرم و سوءاستفاده فضاي سايبر خصوصاً در مسائل مالي تأثيرگذار باشد.