سرمقاله


واکسیناسیون یکی از مؤثرترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین مداخلات بهداشت عمومی برای پیشگیری از بیماری‌های واگیر، کاهش ناتوانی و مرگ‌ومیر و ارتقای سلامت پایدار جوامع است. اهمیت واکسیناسیون در شرایط جنگی دوچندان می‌شود؛ زیرا جابه‌جایی گسترده جمعیت، اختلال در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، تخریب زیرساخت‌ها، ناامنی، کمبود منابع و دسترسی محدود به مناطق درگیر می‌تواند زمینه‌ساز کاهش پوشش واکسیناسیون و بروز همه‌گیری‌های قابل پیشگیری شود. از سوی دیگر، واکسیناسیون با ایجاد ایمنی جمعی، علاوه بر حفاظت از کودکان واکسینه‌شده، از گروه‌های آسیب‌پذیری که امکان دریافت واکسن ندارند نیز محافظت می‌کند و از این رو، یک مسئولیت اجتماعی و راهبردی برای بقای جوامع محسوب می‌شود. بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۵، اگرچه بخش عمده‌ای از کودکان جهان واکسن‌های ضروری را دریافت کرده‌اند، میلیون‌ها کودک همچنان از واکسیناسیون محروم هستند و بخش قابل توجهی از آنان در مناطق ناپایدار، جنگ‌زده و کم‌برخوردار زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی، دسترسی فعال به کودکان، تداوم برنامه‌های ایمن‌سازی، مقابله با اطلاعات نادرست و بازسازی اعتماد خانواده‌ها به نظام سلامت از الزامات اساسی محسوب می‌شود. تداوم موفق برنامه واکسیناسیون کودکان در ایران در دوران جنگ، نشان‌دهنده اهمیت آمادگی و تاب‌آوری نظام سلامت در حفظ خدمات حیاتی است. بنابراین، تضمین واکسیناسیون کودکان در شرایط جنگی باید به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبردهای ایمنی، پیشگیری از بیماری و حفاظت از نسل آینده مورد توجه قرار گیرد.

پژوهشی/ اصیل پژوهشی


چالش‌ها و موانع ارتقای فعالیت‌های پژوهشی و فناورانه اعضای هیئت علمی

فرزاد ملکی; اختر صیادی, حسن غریب نواز; ساناز سهرابی زاده, رضا سعیدی, محمد حسین پناهی

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 14 شماره 1 (1405), 16 اکتبر 2026, صفحه 5-15
https://doi.org/10.22037/iipm.v14i1.53304

سابقه و هدف: امروزه تحقیق و پژوهش، از ارکان اصلی توسعه‌یافتگی کشورها محسوب می‌شوند. وابستگی سیاست‌گذاری‌، برنامه‌ریزی‌ و تصمیم‌گیری‌های کلان، اهمیت ارزیابی و حمایت از فعالیت‌های پژوهشی را بیش از گذشته روشن ساخته است. از این رو مطالعه کنونی با هدف تبیین چالش‌ها و موانع ارتقای فعالیت‌های پژوهشی و فناورانه‌ اعضای هیئت علمی انجام گرفته است.

روش کار: مطالعه کنونی از انواع مطالعات کیفی بود و با رویکرد تحلیل محتوا (Content analysis) انجام پذیرفت. به‌منظور دستیابی به اهداف پژوهش، 11 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با اساتید دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1401 انجام گرفت. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر احتمالی انجام شد و مصاحبه‌ها تا رسیدن داده‌ها به حد اشباع ادامه یافت. این کار به نحوی انجام گرفت تا اصل حداکثر تنوع رعایت شود و افراد غنی از اطلاعات وارد مطالعه گردند. پژوهشگران در نهایت با بهره‌گیری از رویکرد گرانهایم و لاندمن، به تحلیل واحد‌های معنایی تا دستیابی به درونمایه‌های اصلی مطالعه ادامه دادند.

یافته‌ها: سوابق علمی مشارکت‌کنندگان از 12 تا 32 سال متغیر بود. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها در نهایت 350 کد اصلی به‌دست آمد که به شکل‌گیری پنج درونمایه‌ اصلی منتج شد. تحلیل و تفسیر یافته‌ها نشان داد که موانع انجام فعالیت‌های پژوهشی دارای دو درونمایه اصلی به نام‌های موانع زیرساختی و سازمانی بود و چالش‌های فردی، مدیریتی و ارتباطی نیز سه درونمایه‌ اصلی بخش چالش‌ها را تشکیل دادند. در مجموع، 11 طبقه اصلی و 21 طبقه فرعی، مفاهیم اساسی این مطالعه را تشکیل دادند.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان از گستره‌ وسیع موانع و چالش‌های مؤثر بر فعالیت‌های پژوهشی دانشگاهیان به‌ویژه اعضای هیئت علمی داشت. ازین رو، توجه به نقش مرجع دانشگاه‌ها در حد مسائل مختلف سلامت جامعه، این مطالعه بر اهمیت بالای سرمایه‌گذاری و مدیریت صحیح فضای پژوهشی در دانشگاه‌ها تأکید ورزید.

سابقه و هدف: صنایع پتروشیمی به دلیل استفاده از مواد قابل اشتعال و فرآیندهای پیچیده، از صنایع پرخطر محسوب می‌شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت سیستم مدیریت ایمنی، امداد، نجات و آتش‌نشانی صنعتی واحد الفین پتروشیمی بندر امام بر اساس الزامات استانداردهای NFPA 30:2024 و NFPA 600:2020 انجام شد.

روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–تحلیلی بود. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ای 30 گویه‌ای در چهار بعد «تجهیزات اطفای حریق ثابت»، «دانش و آمادگی پرسنل»، «شاخص‌های ریسک عملیاتی» و «آمادگی و کارایی واکنش اضطراری» جمع‌آوری شد. جامعه پژوهش حدود 80 نفر بود که 30 نفر به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t تک‌نمونه‌ای و تحلیل شکاف در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد و امتیاز 5 به‌عنوان سطح مطلوب در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین امتیاز تجهیزات اطفای حریق ثابت، آمادگی و کارایی واکنش اضطراری، شاخص‌های ریسک عملیاتی و دانش و آمادگی پرسنل به‌ترتیب 12/3، 05/3، 04/3 و 58/2 بود که همگی به‌طور معناداری کمتر از سطح مطلوب 5 بودند (P<0.001). بیشترین شکاف مربوط به دانش و آمادگی پرسنل (42/2-) و کمترین شکاف مربوط به تجهیزات اطفای حریق ثابت (88/1-) بود. شاخص انطباق نیز به‌ترتیب 00/53، 25/51، 00/51 و 50/39 درصد به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که اگرچه واحد مورد مطالعه از ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های پایه ایمنی برخوردار است، اما در هیچ‌یک از ابعاد ارزیابی‌شده به سطح مطلوب تعریف‌شده در چارچوب ابزار پژوهش دست نیافته است.

اولویت‌بندی راهکارهای کاهش حوادث در شرکت پالایش گاز پارسیان شهرستان مُهر با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی

سید هادی سجادی سجادی, صابر قاسمی, ناصر صبوری نژاد, شیرمحمد بهادر

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 14 شماره 1 (1405), 16 اکتبر 2026, صفحه 44-56
https://doi.org/10.22037/iipm.v14i1.52709

سابقه و هدف: حوادث شغلی در صنایع فرایندی، به‌ویژه نفت و گاز، از چالش‌های مهم با پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیست‌محیطی هستند. پژوهش حاضر با هدف اولویت‌بندی راهکارهای کاهش حوادث شغلی در شرکت پالایش گاز پارسیان شهرستان مُهر، با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) انجام شده است.

روش کار: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از خبرگان ایمنی و بهداشت حرفه‌ای، کارشناسان HSE شرکت پالایش گاز پارسیان، بازرسان کار و کارشناسان رسمی دادگستری در حوزه حوادث ناشی از کار بود که هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه مقایسه زوجی AHP جمع‌آوری و با میانگین هندسی تجمیع شدند. معیارها شامل اثربخشی کاهش ریسک، هزینه-فایده، قابلیت اجرا، انطباق قانونی و پذیرش کارکنان و گزینه‌ها شامل کنترل‌های مهندسی، مدیریتی، آموزش و ایمنی رفتاری و تجهیزات حفاظت فردی بود. تحلیل داده‌ها با Expert Choice 11 انجام شد. روایی با نظر پنج متخصص HSE و پایایی با نرخ ناسازگاری (CR) بررسی شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل AHP نشان داد که کنترل‌های مهندسی با وزن نهایی ۴546/۰ در رتبه اول، کنترل‌های مدیریتی با وزن 2507/۰ در رتبه دوم، آموزش و ایمنی رفتاری با وزن 1618/۰ در رتبه سوم و تجهیزات حفاظت فردی با وزن 1221/۰ در رتبه چهارم قرار گرفتند. نرخ سازگاری قضاوت‌ها برابر 0413/۰ به دست آمد که کمتر از آستانه قابل‌قبول 1/۰ است و بیانگر سازگاری مطلوب مقایسه‌هاست.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کنترل‌های مهندسی مؤثرترین راهکار برای کاهش حوادث شغلی در پالایشگاه گاز پارسیان است. این نتیجه با اصول سلسله‌مراتب کنترل خطر همسو بوده و بر ضرورت تخصیص منابع به اصلاحات مهندسی، در کنار تقویت کنترل‌های مدیریتی و آموزش‌های هدفمند، تأکید دارد. یافته‌ها می‌تواند به مدیران و متخصصان ایمنی در انتخاب مؤثرترین راهکارهای کاهش حوادث شغلی در صنعت نفت و گاز کمک کند.

سابقه و هدف: ایمنی شغلی و پیشگیری از حوادث در صنایع فرایندی، به‌ویژه در واحدهای پتروشیمیایی که با مواد خطرناک و سامانه‌های به‌هم‌پیوسته سروکار دارند، مستلزم شناسایی نظام‌مند خطرات و انتخاب روش‌های ارزیابی ریسک متناسب با ماهیت فرایند است. این پژوهش با هدف توسعه یک چارچوب تلفیقی سلسله‌مراتبی جهت ارزیابی ریسک در سامانه‌های فرایندی صنایع پتروشیمی انجام شد.

روش کار: پژوهش از نظر رویکرد، در چارچوب پژوهش طراحی علم می‌باشد و مبانی چارچوب از طریق مرور نظام‌مند ادبیات و استانداردهای مرتبط استخراج شد. بر اساس معیارهای کاربردپذیری در فرایندهای صنعتی، پشتوانه علمی و استانداردی، پوشش ابعاد مختلف ارزیابی ریسک و قابلیت تلفیق، پنج تکنیک HAZOP، FMEA، FTA، ETA و Bow-Tie برای چارچوب انتخاب شدند. در ادامه، سامانه فرایندی به گره‌های عملکردی شامل مجموعه مرتبطی از تجهیزات، خطوط، جریان‌های فرایندی و اجزای کنترلی و حفاظتی تفکیک و بر اساس ویژگی‌ها و نیاز تحلیلی هر گره، تکنیک یا ترکیب مناسب تعیین شد. چارچوب پیشنهادی در واحد تولید تری‌اتیل‌آلومینیوم (TEAL) به‌عنوان یک سامانه فرایندی مرتبط با زنجیره تولید پلی‌الفین‌ها پیاده‌سازی شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که در هشت گره فرایندی، ۱۷ مورد به‌کارگیری تکنیک ثبت شد؛ به‌گونه‌ای که HAZOP در پنج، FMEA در چهار، FTA و Bow-Tie هرکدام در سه و ETA در دو گره به‌کار گرفته شدند. در مطالعه‌ موردی حاضر، به‌کارگیری منطق گره‌محور به‌جای انتخاب یکنواخت روش، امکان تطبیق ترکیب تکنیک‌ها با ویژگی‌های هر بخش از سامانه را فراهم کرد و می‌تواند به کاهش شکاف‌های تحلیلی میان شناسایی خطر، تحلیل علل و پیامدها و ارزیابی موانع حفاظتی کمک کند.

نتیجه‌گیری: این چارچوب می‌تواند مبنایی روش‌شناختی برای تقویت فرایند شناسایی و پیشگیری از سناریوهای حادثه در سامانه‌های پیچیده پتروشیمیایی فراهم سازد.

مروری ساده/ غیرسیستماتیک


حکمرانی داده‌های سلامت در عصر هوش مصنوعی: چالش‌ها، الزامات و دلالت‌های سیاستی برای نظام‌های سلامت ایمن و داده‌محور

قدرت طاهری, Sara Emamgholipour, Masoumeh Safari, Zahra Kamyab

ارتقای ایمنی و پیشگیری از مصدومیت ها, دوره 14 شماره 1 (1405), 16 اکتبر 2026, صفحه 31-43
https://doi.org/10.22037/iipm.v14i1.53170

سابقه و هدف: حکمرانی داده‌های سلامت به‌عنوان یکی از ارکان اساسی نظام اطلاعات سلامت، نقش مهمی در کیفیت، دسترس‌پذیری، اشتراک‌گذاری و استفاده مجدد از داده‌ها و در نتیجه توسعه کاربردهای داده‌محور و هوش مصنوعی ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی ابعاد نظری، نهادی و اجرایی حکمرانی داده‌های سلامت و تحلیل وضعیت محیط داده‌ای ایران در ارتباط با توسعه هوش مصنوعی در سلامت انجام شد.

روش کار: مطالعه حاضر با رویکرد مرور حیطه‌ای و براساس چارچوب شش‌مرحله‌ای آرکسی و اومالی انجام شد. همچنین، برای ارزیابی وضعیت محیط داده‌ای ایران از شاخص موجودی داده‌های باز (ODIN) و شاخص عملکرد آماری (SPI) بانک جهانی استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد حکمرانی داده‌های سلامت مفهومی چندبعدی است و علاوه بر کیفیت، امنیت و دسترسی به داده‌ها، مؤلفه‌هایی نظیر فراداده، تعامل‌پذیری، استفاده ثانویه از داده، حریم خصوصی، شفافیت و پاسخگویی را در بر می‌گیرد. همچنین، رابطه‌ای دوسویه میان حکمرانی داده و هوش مصنوعی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که حکمرانی مؤثر داده پیش‌نیاز توسعه سامانه‌های هوش مصنوعی قابل اعتماد است. بر اساس شاخص ODIN، ایران در سال ۲۰۲۲ رتبه ۱۳۵ از میان ۱۹۵ کشور را کسب کرد. در حوزه‌های سلامت، امتیاز «امکانات سلامت»، «پیامدهای سلامت» و «سلامت باروری» به‌ترتیب ۳۵، ۲۵ و ۴۵ بود. همچنین، امتیاز کلی ایران در شاخص SPI برابر 5/63 و پایین‌ترین امتیاز مربوط به زیرساخت داده 50 بود.

نتیجه‌گیری: چالش اصلی حکمرانی داده در ایران صرفاً تولید داده نیست، بلکه ارتقای پوشش، استانداردسازی، تعامل‌پذیری، دسترس‌پذیری و استفاده مجدد از داده‌هاست. توسعه هوش مصنوعی در سلامت مستلزم تقویت زیرساخت‌های حکمرانی داده، استانداردهای فراداده، سازوکارهای اشتراک‌گذاری امن داده و چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی مرتبط است..