مقاله پژوهشی


هوش اخلاقی ابزاری برای تبیین شهروندی بوم‌شناختی (مطالعه موردی شهروندان کلانشهر تبریز)

محمدباقر علیزاده اقدم, حسین بنی‌فاطمه, محمد عباس‌زاده, سعید سلطانی بهرام

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 125-153
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13938

زمینه و هدف: با گسترش صنعت و تکنولوژی و بهره برداری هر چه بیشتر از طبیعت و ضعف در اجرای برنامه‌ها و طرح‌های اکولوژیکی، وظیفه‌مندی و مسؤولیت‌پذیری انسان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. مسؤولیت‌پذیری، عامل پیونددهنده دو مفهوم شهروندی بوم‌شناختی و هوش اخلاقی است.

روش: در این پژوهش ارتباط شهروندی بوم‌شناختی و هوش اخلاقی با استفاده از روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که با بهره‌گیری از پژوهش‌های خارجی طراحی و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی مؤلفه‌های آن مشخص و بومی‌سازی شده است. جامعه آماری تحقیق، شهروندان بالای 15 سال شهر تبریز در سال 94 هستند که 670 نفر از آنان با استفاده از فرمول کوکران و به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شده‌اند.

یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که وضعیت شهروندی بوم‌شناختی از وضعیت خوبی در بین شهروندان تبریزی برخوردار است. همچنین در میان ابعاد یازده‌گانه شهروندی بوم‌شناختی، همه ابعاد از میانگین متوسط به بالایی برخوردار هستند، اما بعد عضویت در انجمن‌های زیستی دارای کم‌ترین میانگین بوده است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می‌دهد که بین هوش اخلاقی و مؤلفه‌های آن با شهروندی بوم‌شناختی ارتباط مثبت و معنی‌داری وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون نشان می‌دهد که از میان ابعاد چهارگانه هوش اخلاقی، دو بعد «مسؤولیت‌پذیری» و «دلسوزی» توانسته‌اند 25/4 درصد واریانس مربوط به شهروندی بوم‌شناختی را تببین کنند.

بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین هوش اخلاقی به عنوان عاملی است که می‌تواند در پیش‌بینی رفتارهای شهروندی بوم‌شناختی نقش مؤثری داشته باشد.

زمینه و هدف: با توجه به ظهور رویکرد مثبت‌نگر به سلامت روانی در سال‌های اخیر، بهزیستی روانشناختی به عنوان رشد استعدادهای واقعی هر فرد، توجه مجامع علمی را به خود جلب نموده است که در این میان شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن دارای اهمیت اساسی است. با توجه به اهمیت بهزیستی روانشناختی و متغیرهای مرتبط با آن، پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط بین هوش اخلاقی و خودکارآمدی با بهزیستی روانشناختی انجام شد.

روش: روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه فرزندان شهید، جانباز و ایثارگر دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه بودند (160 نفر) که با استناد به جدول مورگان و استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 116 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش سه پرسشنامه بودند که روایی و پایایی آن‌ها بررسی و تأیید گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از آزمون t، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه، تحلیل مسیر و t مستقل استفاده گردید.

یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن بودند که میانگین خودکارآمدی دانشجویان بالاتر از میانگین مورد انتظار قرار داشت (p<0.01) و در دو متغیر دیگر تفاوت معنی‌داری وجود نداشت؛ هر سه متغیر پژوهش، همبستگی مثبت و معنی‌داری با یکدیگر داشتند (p<0.01)؛ هوش اخلاقی و خودکارآمدی به طور مستقیم بر روی بهزیستی روانشناختی تأثیر داشتند (p<0.01)؛ هوش اخلاقی علاوه بر تأثیر مستقیم بر بهزیستی روانشناختی، از طریق خودکارآمدی نیز به طور غیر مستقیم بر آن تأثیرگذار بود، میانگین هوش اخلاقی پسران به طور معنی‌داری بالاتر از دختران قرار داشت (p<0.05)؛ در دو متغیر دیگر نیز اختلاف معنی‌داری بین دو جنس مشاهده نگردید.

بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، هوش اخلاقی و خودکارآمدی تأثیر معناداری بر بهزیستی روانشناختی داشتند. بنابراین مد نظر قراردادن اخلاقیات در دانشگاه و تلاش در جهت ارتقای خودکارآمدی دانشجویان، می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای بهزیستی روانشناختی آن‌ها گردد.

مقاله مروری


بررسی و تبیین مسأله پیامدگرایی و تکلیف‌گرایی در آموزه‌های اسلامی

محسن شیراوند, مختار رنجکش

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 7-25
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13928

یکی از مباحث بسیار مهم در اخلاق هنجاری بررسی و تبیین مسأله غایت‌گرایی و وظیفه‌گرایی است. اندیشمندان بسیاری در غرب و عالم اسلام (تا حدودی) بر روی این مسأله متمرکز شده و تحقیقاتی نیز از خود بر جای گذاشته‌اند. مسأله غایت‌گرایی و وظیفه‌گرایی از جمله مسائل ارزشمندی است که می‌تواند سرآغاز انجام پژوهش‌های کاربردی در آموزه‌های دین مبین اسلام، بالاخص در حیطه اخلاق گردد. این‌که گزاره‌های اخلاقی دین اسلام ناظر بر پیامدگرایی یا تکلیف‌گرایی است، خود امری بسیار مهم است که می‌طلبد پژوهش‌هایی در این زمینه انجام پذیرد. در بسیاری از آموزه‌های اخلاقی دین اسلام، از جمله آیات قرآن کریم، احادیث معصومین (ع) و حتی کلام بزرگان، صریحاً به وظیفه‌گرایی اشاره شده و در برخی آموزه‌ها، به پیامدگرایی تصریح شده است. ما در این پژوهش به دنبال بررسی این نکته مهم هستیم که آموزه‌های اخلاقی دین مبین اسلام، سوءگیری ناظر بر غایت دارد یا وظیفه. علاوه بر آن پیگیری این مسأله مهم که اسلام در بحث تربیت اخلاقی، غایت را به عنوان تکلیف اصلی در نظر گرفته یا وظیفه را معیار عملکرد تلقی کرده، امری مهم است. جهت نیل به این هدف، با روش اسنادی و تحلیلی به بررسی این موضوع در متون دینی با محوریت قرآن کریم، پرداخته شده است. از جمله نتایج این پژوهش، تفکیک بین دو حوزه از تعالیم اسلامی، یعنی حوزه ارتباط با پروردگار و حوزه ارتباط با جامعه و مردم است که در اولی، آموزه‌ها ناظر به تکلیف‌اند و در دومی ناظر به غایت و نتیجه.

صلح جهانی در پرتو اصول ثابت اخلاقی، از نظر هانس کونگ و علامه‌ طباطبایی

محمد جواد ذرّیه, زهرا آبیار, علی ارشد ریاحی

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 27-47
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13929

امروزه مسأله تحقق صلح جهانی از مهم‌ترین دغدغه‌های بسیاری از اندیشمندان محسوب می‌گردد. توجه به اخلاق و اصول مشترک اخلاقی به عنوان راهبردی معرفت‌شناسانه در حوزه گفتمان‌سازی صلح جهانی است. منظور از اصول اخلاقی مشترک این است که بپذیریم، حداقل برخی از اصول اخلاقی، از کلیت و ثبات برخوردارند و می‌توان بر پایه آن اصول، سنگ ‌بنای صلحی پایدار را رقم زد. هانس کونگ، به عنوان الهی‌دان معاصر، با ایده «اخلاق جهان‌شمول» در پرتو فطرت و خدامحوری درصدد دستیابی به حداقلی از ارزش‌ها و اصول اخلاقی مشترک میان انسان‌هاست، تا در پرتو آن صلح جهانی تأمین شود. علامه طباطبایی نیز ثبات و قوام جامعه و ضمانت اجرای قانون را بدون اخلاقی که توسط توحید و ایمان به خدا، ضمانت شده باشد، امکان‌پذیر نمی‌داند. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین دیدگاه دو الهی‌دان عالم اسلام و مسیحیت، علامه طباطبایی و هانس کونگ، با روی‌آوردی تطبیقی به تبیین مواضع وفاق این دو دیدگاه می‌پردازیم.

اصل اثر دوگانه و کاربردهای آن در اخلاق پزشکی

علیرضا والی اصل, محسن جاهد

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 49-73
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13930

اصل اثر دوگانه، که پیشینه تاریخی آن به زمان آکوئیناس برمی‌گردد، یکی از اصول اساسی در فلسفه اخلاق است که در اخلاق کاربردی مورد توجه جدی قرار گرفته است. این اصل، راه و روشی برای حل مشاجرات اخلاقی است که در آن‌ها یک عمل دو اثر ـ یا بیشتر ـ دارد که یکی از آن‌ها خوب و دیگری بد است. بر اساس این اصل، فاعل اخلاقی هیچ گاه مجاز نیست عامدانه عمل بدی را برای رسیدن به نتایج خوب انجام دهد، اما گاهی ـ مشروط به شرایطی ـ مجاز است که عمل خوبی را انجام دهد، علی‌رغم این‌که می‌داند این عمل نتایج بدی را نیز به صورت ناخواسته به دنبال خواهد داشت. در تاریخ فلسفه اخلاق صورت‌بندی‌های مختلفی از این اصل ارائه گردیده و استدلال‌های گوناگونی برای آن اقامه شده و نیز اشکالات فراوانی بر آن وارد شده است. کاربردهای این اصل را می‌توان در اخلاق پزشکی، اخلاق صلح و جنگ و بسیاری دیگر از مسائل اخلاق کاربردی مشاهده نمود. در این مقاله پس از تعریف و ارائه شرایط اِعمال این اصل، دلایل موافقان و مخالفان آن، طرح و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

مبانی حق بر محیط زیست در فقه امامیه

ایران سلیمانی, مسعود راعی, سیدحسین واعظی

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 75-100
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13936

حق بر محیط زیست بحث نوپیدایی در ادبیات حقوق بشری و اصطلاحی است برای تبیین حق همگان در بهره‌برداری از محیط زیست که در آن جامعه بشری و محیط زیست طرف تکلیف هستند که برای دستیابی و شناسایی این حق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شد. یافته‌های تحقیق این است که ظرفیت‌های موجود در فقه به گونه‌ای است که بتوان به اثبات حق بر محیط زیست به عنوان حق جمعی پرداخت که هم قابل اقامه و هم قابل مطالبه است؛ به استناد ادله فقهی پذیرش نگاه امانت‌گونه به محیط زیست آثار متعددی از جمله تحقق مسؤولیت مشترک در همگان نسبت به محیط زیست می‌باشد. فقه امامیه در صیانت از محیط زیست از طریق حق‌انگاری از آموزه‌های زیادی برخوردار است که در سایه مؤلفه‌های معنوی همچون رعایت عدالت و پرورش انسان‌های متعهد و توحیدمحور و معادباور محقق می‌گردد. این تحقیق از سال 1391 شروع و در سال 1394 به اتمام رسیده است که مقالات متعددی نیز از آن استخراج و در مجلات و همایش‌ها چاپ گردیده است، از جمله قرآن و محیط زیست، بررسی پایه اصلی حق بر محیط زیست در فقه امامیه و حقوق و قوانین محیط زیست.

پروژه ژنوم انسان و چالش‌های اخلاقی و حقوقی در جوامع انسانی

علي متولي‌زاده اردكاني

مجله اخلاق زیستی, دوره 6 شماره 19 (1395), 22 September 2016 , صفحه 101-124
https://doi.org/10.22037/.v6i19.13937

پروژه ژنوم انسان به عنوان بزرگ‌ترین پروژه علمی تاریخ بشر و متحول‌کننده‌ترین عامل تغییر در جهان‌بینی و ساختار اجتماعی جوامع انسانی شناخته شده است. نتایج این پروژه علمی که به دست‌یافتن دستور ساخت ژنتیک انسان و دیگر موجودات زیستی (ویروس، باکتری، گیاه و حیوان) شده است، در حوزه‌های علوم تجربی به ویژه پزشکی تأثیرات شگرف گذاشته است و حوزه‌های علوم انسانی از جمله حقوق، اخلاق، فلسفه و روانشناسی را تحت تأثیر خود قرار داده است. نظر به اهمیت موضوع در حال حاضر مراکز علمی و پژوهشی متعددی در حوزه‌های مختلف علوم انسانی در مراکز تحقیقاتی جهان به ویژه در حوزه‌های حقوق و اخلاق کارگروه‌های تخصصی برای بررسی تبعات استفاده از تکنولوژی‌های جدید ژنومیک در جوامع انسانی به وجود آورده‌اند. متخصصین و دانشمندان حقوق و اخلاق در سطح جهان بر این نکته اجماع فکری دارند که با توجه به قدرت تکنولوژی‌های ژنتیک و ژنومیک در حوزه تشخیص قبل از تولد، تعیین جنسیت قبل از تولد، تشخیص و درمان بیماری‌ها قبل از تولد و در طول زندگی، ارتقای جسمی و غیر جسمی در نسل حاضر و نسل‌های بعدی انسانی، به تأخیرانداختن زمان مرگ افراد، تعیین اطلاعات ژنتیک افراد و خویشاوندان و پیش‌بینی آینده افراد در حوزه بیماری‌ها و توانمندی آن‌ها در حوزه‌های متفاوت جسمی و غیر جسمی... در آینده نزدیک کلیه بنیان‌های اخلاقی و حقوقی که در جوامع بشری برای قرن‌ها حتمی فرض می‌شده است، مجدداً باید مورد ارزیابی قرار گیرند. بنابراین آشنایی دانشجویان و اساتید و پژوهشگران حوزه حقوق و اخلاق به نتایج پروژه ژنوم و کاربردهای تکنولوژی‌های ژنتیک در جامعه ایران یک نیاز اساسی است.

استفاده از مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده در دهه‌های اخیر مرسوم شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات سوء مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده بر سلامت انسان از منظر اخلاق زیستی می‌باشد. اورانیوم ضعیف‌شده اثرات مخربی بر محیط زیست، آب، خاک و سلامت موجودات زنده به خصوص انسان دارد. علاوه بر نظامیان که درمیدان جنگ می‌تواند به آن آلوده شوند، غیر نظامیانی که پس از پایان درگیری‌های نظامی به مناطق آلوده (محل زندگی خود) باز می‌گردند، قربانیان اصلی آن به شمار می‌روند. به دلیل ماندگاری آن در طبیعت و خسارات و آسیب‌های فراوانی که کاربرد این نوع مهمات برای محیط زیست و نوع بشر به دنبال دارد و عنایت به این مسأله که غیر نظامیان بیش از نظامیان قربانی آن می‌باشند به نظر می‌رسد استفاده از مهمات حاوی اورانیوم ضعیف‌شده از دو دیدگاه سودگرایانه و خیر عمومی غیر موجه و غیر اخلاقی می‌باشد. به علاوه کاربرد این نوع مهمات مغایرت کامل با اصول حقوق بشردوستانه دارد. تلاش برای ممنوعیت به کارگیری این نوع مهمات منجمله به شمارآوردن آن در زمره سلاح‌های کشتار جمعی قدم مؤثری در پیشگیری از اثرات مخرب آن می‌باشد.