سخن سردبیر


سخن سردبیر

سید مصطفی محقق‌ داماد

مجله اخلاق زیستی, دوره 3 شماره 8 (1392), 24 September 2016 , صفحه 7-9
https://doi.org/10.22037/.v3i8.13965

در حوزه جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی همواره با این سؤال روبرو بوده‌ایم که پدیده‌های اجتماعی و عاملان اجتماعی تا چه اندازه تحت تاثیر یا تاثیرگذار بر روند اخلاق در جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم به‌ویژه جامعه‌ای که مبتنی بر موازین اسلامی و اصول اخلاقی است؟ اخلاق‌گرایان بر این باورند که اخلاق در تمام سطوح فردی و اجتماعی جریان دارد و اگر پدیده‌های اجتماعی جنبه‌های ناپسند و منفی داشته باشند به نوعی می‌توان ریشه‌های بی‌اخلاقی را در آن، پیدا کرد. به عبارت دیگر آیا می­توان گفت که ناهنجاری­های اجتماعی ناشی از فروپاشی اخلاق در جامعه است یا میزانی از مسائل و ناهنجاری­ها در جامعه مربوط به موضوعات اخلاقی است. ارتباط وثیقی بین این دو مقوله وجود ندارد یا حداقل هنوز اجماعی بر این مسئله صورت نگرفته است.

....

مقاله پژوهشی


امروزه شاخص‌های سلامت به‌عنوان عاملی مهم در توسعه کشورها محسوب می‌شود و می‌تواند در بالا بردن سطح شاخص‌های توسعه‌ای مؤثر باشد. در ارتباط با نقش این عامل در بهبود شرایط و وضعیت اقتصادی در سطح ملی، مطالعات نظری و کاربردی متعددی انجام شده است، لکن این موضوع در سطوح منطقه‌ای مورد مطالعه قرار نگرفته است. در همین راستا تحقیق حاضر با هدف تحلیل تأثیر شاخص‌های سلامت در توسعه منطقه‌ای ایران انجام شده است. بدین‌جهت و به لحاظ نظری و کاربردی دو مسأله اساسی مطرح شده است: اولاً) به لحاظ نظری، آیا شاخص‌های سلامت به‌عنوان عاملی در توسعه منطقه‌ای قابل شناسایی است؟ ثانیاً) با توجه به مبانی نظری پیشین، میزان و نحوه اثرگذاری متغیرهای نماینده سلامت بر توسعه منطقه‌ای در ایران چگونه بوده است؟ با هدف پاسخگویی به این پرسش‌ها، ابتدا برای تببین مبانی نظری، طراحی الگوی تحلیلی و تصریح مدل به اسناد علمی و منابع اطلاعاتی مکتوب مراجعه شده و تلاش شده است چارچوب نظری جامعی در این ارتباط فراهم گردد. در ادامه و در پاسخ به پرسش دوم و به‌منظور آزمون معناداری تأثیر شاخص‌های سلامت در توسعه منطقه‌ای در ایران و نیز اندازه‌گیری این اثر، از روش آمار استنباطی و تکنیک داده‌های تلفیقی[i] به‌عنوان یکی از روش‌های اقتصادسنجی استفاده شده است. با تعیین شش عامل به‌عنوان متغیرهای مستقل، نتایج مدل نشان‌دهنده آن است که از میان شاخص‌های نماینده سلامت، تنها شاخص امید به زندگی بر سطح توسعه منطقه‌ای در ایران اثر معنادار و مثبت داشته است. در کنار این
متغیر همچنین عواملی از جمله سطح تولید، سرمایه انسانی و مشارکت اجتماعی ـ به نمایندگی از سرمایه اجتماعی ـ در سطح استان‌ها اثرات مثبت و معناداری را بر سطح توسعه منطقه‌ای به جای گذارده‌اند.


پی‌نوشت‌ها

[i]. Panel Data  GLS

برساخت پیام‌های سلامت و پزشکی در رسانه و تاثیر آن بر آگاهی مردم

سید مجتبی رضوی طوسی, رمضان آذر همایون, سجاد یاهک, اسماعیل غلامی‌پور

مجله اخلاق زیستی, دوره 3 شماره 8 (1392), 24 September 2016 , صفحه 43-77
https://doi.org/10.22037/.v3i8.13967

مقدمه: بخشی از رسالت رسانه‌ها آگاهی‌بخشی عمومی و بالابردن کیفیت زندگی شهروندان است. در این پژوهش تلاش کردیم با بررسی نظریه‌های مختلف تاثیر اجتماعی رسانه و تاثیر رسانه‌های بر تغییر رفتار فردی بررسی کنیم که استراتژی فعلی سازمان صدا و سیما در انجام این وظیفه به صورت پخش پیام‌های سلامتی در میان دیگر آگهی‌های تجاری و عمومی تا چه میزان مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. همچنین این پیام‌ها از نظر مخاطبان بر رفتارهای آن‌ها تاثیر داشته است یا خیر.

روش: در تحقیق حاضر از روش پیمایش با ابزار پرسشنامه و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای، افراد نمونه در شهر تهران انتخاب شده‌اند: پاسخگویی که 15 سال به بالا و بیننده تلویزیون باشند به عنوان افراد نمونه در خانوارها انتخاب شدند. 825 نفر مورد تحقیق قرار گرفتند.

یافته ­ها: یافته ­ها نشان داد که شهروندان تهرانی به طور میانگین سه ساعت و بیست دقیقه از وقت خود را به تماشای تلویزیون می‌گذارند. آنان توجه زیادی به پیا‌م‌های سلامت پخش شده از سیما دارند و در حدود 91 درصد پاسخگویان اظهار کرده‌اند در حد زیاد و خیلی زیاد از پخش پیام­های سلامت و مفید و مؤثر­بودن آن رضایت دارند. 29/9 آنان کارتون یا برنامه‌های عروسکی و فیلم‌های داستانی را موثر می‌دانند. تلفیق دو کارکرد آموزشی و خبری به صورت اخبار پزشکی نیز با 17 درصد از نظر پاسخ‌گویان دارای اهمیت است.

نتیجه‌گیری: رسانه و خصوصا تلویزیون به‌عنوان رسانه فراگیر نقش مهمی در ایجاد ترغیب، تشویق و تلقین برخی رفتارها، عادات و گرایش­ها دارد می­توان در حوزه سلامت و بهداشت و گسترده کردن آموزش‌های بهداشتی در سطح جامعه از طریق رسانه به این مهم تاکید کرد.

مقدمه: ام اس بیماری جوانی و جوانان است، بسیاری از بیماران در بهترین سال‌های عمر خود با چنین بیماری دست به گریبان هستند. این بیماری صعب‌الاعلاج و مزمن است. هدف این مقاله بررسی متغیرهای جمعیت‌شناختی (زمینه‌ای) افراد مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس است.

روش: روش مطالعه در این تحقیق پیمایش است. تكنيك جمع‏آوري اطلاعات مصاحبه و ابزار تحقیق پرسشنامه بوده است. در پرسشنامه اين تحقيق از سؤالات بسته استفاده شده است. در این مطالعه به روش نمونه گیری تصادفی از 177 نفر مبتلا عضو انجمن ام اس مصاحبه به عمل آمده است.

یافته‌ها: 9/72 درصد بیماران زنان و 27درصد آنان را مردان تشکیل می‌دهند. 44 درصد مجرد، 30 درصد متاهل، 15 درصد مطلقه و 2 درصد بیوه بودند. طیف سنی پاسخگویان 21 تا 54 سال است و میانگین سنی آنها 33 سال بوده است. اکثریت بیماران (58/6 درصد) دارای تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم هستند و تنها 3/2 درصد آنها دارای تحصیلات لیسانس و بالاتر هستند. 61/1 درصد از مبتلایان متعلق به پایگاه طبقاتی متوسط و پایین‌تر از متوسط قرار دارند. پایگاه اقتصادی اجتماعی نیز همبستگی متوسط رو به ضعیف معکوسی با وضعیت بیماری دارد. بین سن و وضعیت بیماری رابطه مستقیم و ضعیفی برقرار است. همچنین رابطه جنسیت و وضعیت تاهل با وضعیت بیماری رد شد.

نتیجه‌گیری: در این پژوهش به ویژگی‌های جمعیت شناختی افراد مبتلا به بیماری   ام اس پرداخته شد. عوامل بروز وتشدید بیماری ام اس هنوز به‌طور قطعی مشخص نشده است، یافتن علل اجتماعی و جامعه شناختی آن نیز بالتبع مشکل می‌نماید.

بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی بوم‌شناختی با ردپای بوم‌شناختی مورد مطالعه: شهروندان تبریز

بهجت یزدخواستی, فتانه حاجیلو, محمدباقر علیزاده اقدم

مجله اخلاق زیستی, دوره 3 شماره 8 (1392), 24 September 2016 , صفحه 101-132
https://doi.org/10.22037/.v3i8.13971

ردپاي بوم‌شناختي، به عنوان مبنایی برای بیان تفاوت آنچه که طبیعت به فرد عرضه می­كند تا براي زندگي مصرف کند، و آنچه شخص در زندگی مصرف می­کند، او را قادر مي‌سازد، با اتخاذ رفتار مسئولانه در قبال آن، اقدامات مناسب فردي و جمعی برای حفظ محیط زیست انجام دهد. افراد با کنترل میزان و نوع مصرف می‌توانند میزان ردپای بوم‌شناختی خود را کاهش دهند. این امر مستلزم داشتن آگاهی کافی در این زمینه است. جامعه آماری پژوهش حاضر شهروندان تبریز و نمونه آماری آن 443 نفر از افراد 15 تا 75 سال می‌باشند که با به‌کارگیری شیوه پیمایش و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، با استفاده از ابزار پرسشنامه و تکنیک مصاحبه مورد بررسی قرار گرفته‌اند نتایج حاصل نشان می­دهد میانگین سرمایه فرهنگی بوم‌شناختی شهروندان مورد مطالعه 43/82 درصد و میانگین ردپای بوم‌شناختی محاسبه شده 58/60 درصد در مقیاس به‌کار رفته است، با توجه به رابطه معنی‌دار بین متغیر مستقل با متغیر وابسته و مولفه‌های سازنده آن، پایین بودن میزان سرمایه فرهنگی بوم­شناختی در بالا بودن میزان ردپای بوم­شناختی شهروندان مورد مطالعه تاثیرگذار است.

بررسی تیپ شخصیتی (A وB) بیماران قلبی بستری شده در بیمارستان‌های شهر کرمان

سوده مقصودی, مهدیه نخعی

مجله اخلاق زیستی, دوره 3 شماره 8 (1392), 24 September 2016 , صفحه 133-156
https://doi.org/10.22037/.v3i8.13972

شیوع بالای بیماری قلبی و عروقی اهمیت مقابله با این بیماری را آشکار می‌سازد و به همین دلیل شناسایی و بررسی عوامل خطرساز زیستی و روان‌شناختی و پیشگیری و درمان در این حیطه ضروری به نظر می‌رسد. امروزه علاوه بر کشیدن سیگار، بیماری‌های غیرواگیر مانند کلسترول بالا، دیابت، فشار خون، چاقی و عدم تحرک و ورزش، تیپ شخصیتی و تأثیرپذیری از استرس‌های روزمره نیز عامل موثری در بیماری‌های قلبی شناخته می‌شوند. مطالعه حاضر تاثیر تیپ‌های شخصیتی در ابتلا به بیماری عروق کرونر را مورد بررسی قرار می‌دهد.

روش پژوهش پیمایشی و استفاده ار پرسشنامه و  نمونه آماری 100 نفر از بیماران قلبی زن و مرد بستری شده در بیمارستان‌های شهر کرمان می‌باشند.

یافته‌های تحقیق نشان داد که 55 درصد بیماران مرد و 45 درصد زن بودند، سن اغلب بیماران 41ـ60 سال و 82 درصد آنها دارای تیپ شخصیتی A بودند. تیپ شخصیتی A با مشخصاتی چون پرخاشگری، ناآرامی، سرعت در گفتار و حرکت‌ها و عجول بودن بیش از حد شناخته می‌شود و افراد را مستعد ابتلا به بیماری‌های عروق کرونر قلب می‌کند.

بررسی میزان گرایش دانشجویان به فست فودها و عوامل مؤثر بر آن

کمال کوهی, مرتضی مبارک بخشایش, رباب عبدی چایکندی

مجله اخلاق زیستی, دوره 3 شماره 8 (1392), 24 September 2016 , صفحه 157-185
https://doi.org/10.22037/.v3i8.13973

در سال‌هاي اخير مصرف فست فود به طور چشمگيري در بين نوجوانان و جوانان افزايش يافته است. تبعاتی که مصرف این نوع غذاها براي مصرف‌كننده و جامعه با خود به همراه دارد، موجب بروز برخي نگراني‌هاي اجتماعي شده است. امروزه دانشجویان به خاطر شرایط تحصیلی يكي از مهمترين گروه‌هاي در معرض خطر مي‌باشند تحقیق حاضر در نظر دارد با نگاهی جامعه‌شناختی گرایش دانشجویان به فست فودها را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه تبریز تشکیل می‌دهند و نمونه آماری مشتمل بر 372 نفر می‌باشد که از طریق فرمول کوکران به‌دست آمده است. روش نمونه‌گیری تحقیق به صورت تصادفی متناسب بوده، اطلاعات به‌دست آمده با تکنیک پیمایش، به‌صورت مقطعی و از طریق ابزار پرسشنامه گردآوری شده که روایی و اعتبار آن مورد تائید قرار گرفت. طبق نتايج به‌دست آمده فرض اساسی تحقیق مبنی بر تاثیرپذیری گرایش به استفاده از فست فود، از متغیرهایی نظیر: سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، آگهی‌های تبلیغاتی و دینداری مورد تایید قرار گرفت. بر طبق نتایج تحقیق همبستگی معکوسی بین سرمایه اجتماعی و دینداری با گرایش به استفاده از فست فود وجود دارد. یافته‌های تحقیق رابطه بین سن و گرایش به استفاده از فست فود را مورد تایید قرار نداد. نتایج تحلیل‌های چند متغیره نشان داد که، متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، آگهی‌های تبلیغاتی و دینداری در مجموع 0/22 از متغیر وابسته را مورد تبیین قرار می‌دهند.