مقالات پژوهشی اصلی


زمینه: ظهور و جایگزینی متوالی واریانت‌های SARS‑CoV‑2، مراقبت ژنومی را به یکی از ارکان پایش کووید-۱۹ تبدیل کرد. بیمارستان دکتر مسیح دانشوری به‌عنوان یکی از مراکز ارجاعی بیماری‌های تنفسی در ایران، طی موج‌های مختلف همه‌گیری پذیرای شمار زیادی از بیماران مبتلا به کووید-۱۹ بود. این مطالعه با هدف توصیف پویایی زمانی واریانت‌های آلفا، دلتا و اومیکرون در نمونه‌های بیماران بستری این مرکز و بررسی ارتباط نوع واریانت با سن و جنس بیماران انجام شد.

روش: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، ۱۵۵ نمونه تنفسی آرشیوی واجد معیارهای کنترل کیفیت، جمع‌آوری‌شده از ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ در بیمارستان دکتر مسیح دانشوری بررسی شد. تعیین توالی کل ژنوم با فناوری Oxford Nanopore انجام شد. دودمان‌ها با Pangolin و کلادهای ژنومی با Nextclade تعیین شدند. سن با تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون Kruskal-Wallis و ارتباط جنس با نوع واریانت با آزمون کای‌دو ارزیابی شد.

یافته ها: میانگین سن بیماران ۵۸ سال (انحراف معیار ۳/۱۹) بود، ۸۶ نفر (۵/۵۵٪) مرد و ۶۹ نفر (۵/۴۴٪) زن بودند. از ۱۵۵ نمونه، ۲۱ نمونه (۵/۱۳٪) آلفا، ۵۹ نمونه (۱/۳۸٪) دلتا و ۷۵ نمونه (۴/۴۸٪) اومیکرون بودند. در مجموعه مطالعه، آلفا در ابتدای بازه آزمایش، سپس دلتا و در ادامه اومیکرون مشاهده شد.

 نتیجه‌گیری: مجموعه نمونه‌های تعیین توالی‌شده، تغییر متوالی آلفا به دلتا و سپس اومیکرون را نشان داد، بدون آن‌که تفاوت معناداری در سن یا جنس بیماران بین واریانت‌ها مشاهده شود. به دلیل تک‌مرکزی بودن مطالعه، انتخاب هدفمند نمونه‌های مناسب برای توالی‌یابی با اولویت Ct پایین‌تر و نامتوازن بودن نمونه‌گیری زمانی، فراوانی واریانت‌ها نباید به‌عنوان برآورد شیوع در جمعیت عمومی تفسیر شود.

تبیین چارچوب ادراکی معماری داخلی شواهدمحور در ارتقای کیفیت محیط داخلی و تجربه کاربران

رضا نقدبیشی, شبنم محمدیان

فصلنامه نفس, دوره 13 شماره 3 (1405), 3 سپتامبر 2026,

زمینه:بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) از حساس‌ترین محیط‌های درمانی است و کیفیت معماری داخلی آن می‌تواند بر کیفیت محیط داخلی، تجربه والدین، کارایی کادر درمان و حمایت از فرایند مراقبت اثرگذار باشد. با این حال، رابطه میان مؤلفه‌های معماری داخلی، ادراک کاربران و الزامات طراحی مبتنی بر شواهد در بسیاری از فضاهای درمانی به‌صورت نظام‌مند تبیین نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبارسنجی مؤلفه‌های طراحی داخلی شواهدمحور با تمرکز بر ارتقای کیفیت ادراک‌شده محیط داخلی و تجربه کاربران بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان انجام شد.

روش:این پژوهش با رویکرد عمل‌گرایی و طرح ترکیبی اکتشافی متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، مؤلفه‌های طراحی از طریق تحلیل مضمون منابع و استانداردها استخراج و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری شدند و پایایی کدگذاری از طریق توافق بین‌کدگذاران تأیید شد. در مرحله کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته ۲۸ گویه‌ای در میان ۸۳ نفر از کاربران دارای تجربه مستقیم حضور یا فعالیت در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (۴۵ نفر والد و همراه و ۳۸ نفر از کادر درمان) توزیع شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (0.879) و ضریب گاتمن (0.727 تا 0.941) تأیید شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شدند.

یافته‌ها: تحلیل عاملی اکتشافی با کفایت نمونه‌برداری مناسب (KMO=0.737) ساختار چهاربعدی شامل سازمان فضایی سلسله‌مراتبی، زیست‌پذیری محیطی، انعطاف‌پذیری ساختاری و فضایی و انسان‌گرایی فضایی را تأیید کرد. در میان این ابعاد، سازمان فضایی بالاترین اهمیت و انعطاف‌پذیری پایین‌ترین میانگین را به خود اختصاص داد. همچنین، نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد الگوی ادراک والدین و همراهان با کادر درمان تفاوت معناداری دارد که این تفاوت عمدتاً در ابعاد انعطاف‌پذیری و انسان‌گرایی فضایی مشاهده شد.

نتیجه‌گیری:یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد طراحی داخلی شواهدمحور در بخش‌های مراقبت ویژه نوزادان باید فراتر از الزامات عملکردی، بر سازمان فضایی، کیفیت‌های محیطی، انعطاف‌پذیری و نیازهای انسانی کاربران نیز تمرکز داشته باشد. چارچوب چهاربعدی ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای طراحی، ارزیابی و بهبود فضاهای NICU و ارتقای تجربه کاربران و کیفیت محیط درمانی مورد استفاده قرار گیرد.