مقالات مروری


تحول در مدیریت سرطان ریه سلول غیر کوچک: نقشه راهی برای پزشکی شخصی‌سازی‌شده

پریسا مشایخی, میرداود عمرانی, فاطمه محمدی, مهسا بوگری

فصلنامه نفس, دوره 13 شماره 1 (1405), 2 ژوئن 2026,

سابقه و هدف: سرطان ریه سلول غیرکوچک همچنان یکی از دلایل اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان در سراسر جهان است، بااین‌حال پیشرفت‌های چشمگیر در پزشکی شخصی‌سازی‌شده نتایج درمانی بیماران را در ۱۵ سال گذشته به طرز چشمگیری بهبود بخشیده است. در این مقاله مروری مبانی مولکولی و ژنتیکی که این تغییر پارادایم را هدایت می‌کنند از جمله تغییرات انکوژنیک کلیدی مانند جهش‌های EGFR، بازآرایی‌های ALK و جهش‌های KRAS، و روش‌های تشخیصی پیشرفته شامل توالی‌یابی نسل جدید و بیوپسی‌های مایع که برای شناسایی آن‌ها به کار می‌روند  بررسی می‌شوند. این مقاله همچنین استراتژی‌های درمانی شخصی‌سازی‌شده، با تمرکز بر اثربخشی بالینی درمان‌های هدفمند و ایمونوتراپی‌ها و نقش حیاتی بیومارکرهای پیش‌بینی‌کننده مانند بیان PD-Lو بار جهشی تومور را موردبررسی قرار می‌دهد. درحالی‌که پزشکی شخصی‌سازی‌شده مدیریت سرطان ریه  سلول غیرکوچک  را متحول کرده است چالش‌های بزرگی مانند مقاومت دارویی، محدودیت‌ در بیوپسی بافتی، پیچیدگی‌ در تفسیر داده‌ها و نابرابری‌های قابل‌توجه در مراقبت‌های بهداشتی استفاده  از آن را محدود می‌کنند. چشم‌اندازهای آینده بر امید به اهداف درمانی نوظهور، توسعه فناوری‌های تشخیصی پیشرفته مانند هوش مصنوعی و یکپارچه‌سازی اومیکس، غلبه بر مقاومت های دارویی و تضمین دسترسی عادلانه به این نوآوری‌های نجات‌بخش تأکید دارند.این بررسی نشان می‌دهد که با وجود چالش‌های موجود، تلفیق فناوری‌های نوین و رویکردهای درمانی پیشرفته، آینده امیدوارکننده‌ای را برای بیماران مبتلا به سرطان ریه سلول غیر کوچک رقم خواهد زد.

واژه «آشنگ» در متون پهلویِ ایران پیش از اسلام، دلالتی دوگانه بر «سرفه» و «بیماری ریوی» دارد که در متونی چون وندیداد، دینکرد و شایست نشایست در بافت‌هایی آیینی، فقهی و پزشکی بازنمایی شده است. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، نشانه‌های بالینی منسوب به «آشنگ» در این متون را با معیارهای تشخیصی دو بیماری شایع تنفسی سل ریوی و برونشیت مزمن در پزشکی نوین مقایسه می‌کند. یافته‌ها حاکی از آن است که برخی از نشانه‌های توصیف‌شده در متون پهلوی (سرفه پایدار، خلط خونی، تب لاغرکننده و تنگی نفس مزمن) با تظاهرات بالینی سل ریوی مطابقت قابل توجهی دارد، در حالی که نشانگان سرفه مزمن همراه با خلط در فقدان تب شدید بیشتر به برونشیت مزمن نزدیک است. با این حال، علت‌شناسیِ روایت‌شده در این متون (ناشی از «آلودگی اهریمنی» و «ناپاکی آیینی») با زیست‌شناسی مدرن هم‌پوشانی چندانی ندارد و باید آن را بخشی از جهان‌بینی دینیِ زردشتی دانست. مقاله نتیجه می‌گیرد که مفهوم «آشنگ» احتمالاً نوعی «خوشه نشانگانی»[1] بوده است که چندین بیماری تنفسی را دربرمی‌گرفته و تمایز میان آن‌ها تنها با نگاه بالینی معاصر امکان‌پذیر است.

 

[1]. syndrome cluster

مقالات پژوهشی اصلی


بررسی بیان ژن BAX در بیماران تحت سی‌تی‌اسکن ریه با و بدون استفاده از شیلد بیسموت در مقایسه با افراد سالم

نغمه بهرامی, محمد ورهرام, مهدی کاظم پور دیزجی, عبدالرضا محمدنیا

فصلنامه نفس, دوره 13 شماره 1 (1405), 2 ژوئن 2026,

مقدمه و هدف:

سی‌تی‌اسکن ریه به دلیل استفاده از پرتوهای یونیزان می‌تواند اثرات زیستی متعددی بر سلول‌های بدن ایجاد کند. این پرتوها قادرند از طریق ایجاد آسیب در ساختار DNA و تولید رادیکال‌های آزاد، مسیرهای مولکولی مرتبط با مرگ برنامه‌ریزی‌شده سلولی (آپوپتوز) را تحت تأثیر قرار دهند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان ژن BAX در بیماران تحت سی‌تی‌اسکن ریه با و بدون استفاده از شیلد بیسموت و مقایسه آن با افراد سالم بود.

مواد و روش‌ها:

در این مطالعه مورد-شاهدی، نمونه‌های خون محیطی از سه گروه شامل بیماران سی‌تی‌اسکن‌شده با شیلد بیسموت، بیماران بدون شیلد و افراد سالم جمع‌آوری شد. استخراج RNA و سنتز cDNA انجام گرفت . میزان بیان ژن BAX با استفاده از روش Real-Time PCR اندازه‌گیری و داده‌ها با استفاده از ژن مرجع نرمال‌سازی شدند. تحلیل آماری نتایج به‌منظور مقایسه میانگین بیان ژن بین گروه‌ها انجام گرفت.

نتايج:

نتایج نشان داد که میزان بیان ژن BAX در هر دو گروه بیماران تحت سی‌تی‌اسکن ریه، چه با استفاده از شیلد بیسموت و چه بدون آن، در مقایسه با افراد سالم کاهش یافته است و این کاهش از نظر آماری معنی‌دار بود. کاهش بیان این ژن در بیماران می‌تواند بیانگر تغییر در تنظیم مسیرهای آپوپتوزی در پاسخ به دوزهای کم پرتو یونیزان مورد استفاده در تصویربرداری پزشکی باشد.

نتيجه گيري:

بر اساس یافته‌های این مطالعه، می‌توان نتیجه گرفت که سی‌تی‌اسکن ریه حتی در دوزهای تشخیصی قادر است موجب تغییر در بیان ژن‌های مرتبط با آپوپتوز از جمله ژن BAX شود و استفاده از شیلد بیسموت اگرچه نقش حفاظتی در کاهش دوز دریافتی دارد، اما به‌طور کامل از بروز تغییرات مولکولی جلوگیری نمی‌کند. انجام مطالعات تکمیلی بر روی سایر ژن‌های دخیل در مسیر آپوپتوز تأکید می‌کند.

کلمات کلیدی:

سی‌تی‌اسکن ریه ، ژن BAX ، شیلد- بیسموت

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تنگی نفس و اجتناب تجربه‌ای در افراد دچار آسم

مونا علیپور شهیر, احمد کربلایی محمد میگونی, مریم کلهرنیا گل کار

فصلنامه نفس, دوره 13 شماره 1 (1405), 2 ژوئن 2026,

در این پژوهش هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تنگی‌نفس و اجتناب تجربه‌ای در افراد دچار آسم بود. پژوهش حاضر کمی و با توجه به هدف، کاربردی است. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی و طرح آن به صورت پیش‌آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه افراد دچار آسم مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی و کلینیک‌های شهر کرج در زمستان 1403 بود. حجم نمونه 45 نفر که به شیوه‌ی دردسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در گروه‌های 15 نفره به عنوان 2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل جایگذاری شد. سپس پرسشنامه‌های تنگی‌نفس و اجتناب تجربه‌ای(MEAQ) به تمامی شرکت کنندگان ارائه گردید و نتایج به عنوان پیش‌آزمون درنظر گرفته شد، در مرحله‌ی بعد یکی از گروه‌ها به مدت 8 هفته جلسات درمانی طرحواره درمانی بر اساس پروتکل درمانی یانگ و همکاران(2003) و دیگری به مدت 8 هفته جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر اساس پروتکل سگال و همکاران(2003) دریافت کردند. بعد از گذشت دوره درمان‌ها، پرسشنامه‌های نام‌برده مجددا به تمامی شرکت‌کنندگان ارائه شده و نتایج بدست آمده به عنوان پس‌آزمون درنظر گرفته شد و پس از 1 ماه از پایان مداخلات نیز به منظور پیگیری نتایج، پرسشنامه‌های مذکور مجددا توسط شرکت‌کنندگان پاسخ داده شد و نتایج دوره‌ی پیگیری نیز مورد بررسی قرار گرفت. داده‌های پژوهش با استفاده از بسته نرم‌افزاری 27  SPSS تحلیل گردید. یافته‌های حاصل از اندازه‌گیری مکرر نشان داد که در ارتباط با متغیر تنگی‌نفس بین اثربخشی طرحواره‌درمانی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تفاوت معناداری وجود ندارد اما شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تاحدودی میزان تاثیر بیشتری داشته است؛ همچنین در بین اثربخشی دو مداخله بر اجتناب تجربه‌ای نیز تفاوت معناداری گزارش نشده است. بنابراین طرحواره‌درمانی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود و کاهش تنگی‌نفس و اجتناب تجربه‌ای افراد دچار آسم اثربخش هستند.

چهار دهه مرگ‌ سل در ایران: تحلیل جمعیت‌شناختی و مقایسه جایگاه ایران در جهان

محمد ترکاشوند مرادآبادی, بیگرد شریف زاده

فصلنامه نفس, دوره 13 شماره 1 (1405), 2 ژوئن 2026,

زمینه و هدف: با وجود کاهش بار جهانی بیماری‌های عفونی و انگلی، این دسته از بیماری‌ها همچنان از عوامل اصلی مرگ‌ومیر در جهان محسوب می‌شوند؛ به‌ویژه سل که به‌عنوان یکی از کشنده‌ترین بیماری‌های عفونی شناخته می‌شود. هدف از این مطالعه، بررسی روند تغییرات مرگ‌ومیر ناشی از سل در ایران و مقایسه جایگاه آن در جهان است.

روش‌ و داده: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده، یک مطالعه تحلیل ثانویه است. داده‌های مرگ‌ومیر ناشی از سل به تفکیک سن، جنس، مناطق جهان، ایران و استان‌ها از پایگاه داده‌های «مطالعه بار جهانی بیماری‌ها» (GBD) استخراج شد. شاخص مورد استفاده، نرخ مرگ‌ومیر استاندارد شده به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و ترسیم جداول و نمودارها از نرم‌افزارهای Excel و GIS بهره گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که نرخ مرگ‌ومیر ناشی از سل در زنان از ۶٫۸ به ۰٫۹ و در مردان از ۱۵٫۲ به ۱٫۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر کاهش یافته است که این امر بیانگر کاهش ۸۷ درصدی در زنان و ۹۳ درصدی در مردان است. شتاب کاهش نرخ مرگ در دهه‌های نخست (۱۳۶۰–۱۳۸۰) چشمگیرتر بود. بار مرگ عمدتاً در میان مردان و گروه سنی ۵۵ سال و بالاتر متمرکز بود. همچنین بین سطح توسعه استان‌ها و نرخ مرگ سل همبستگی معکوس و معناداری وجود داشت؛ به‌طوری‌که استان‌های توسعه‌یافته‌تر نرخ مرگ کمتری را تجربه کردند (ضریب همبستگی برای مردان r=-0.504 و برای زنان r=-0.547). در سال ۱۴۰۲، استان‌های سیستان و بلوچستان و گلستان بالاترین نرخ‌ها را داشتند، در حالی که استان‌های گیلان، مازندران، اصفهان و فارس پایین‌ترین نرخ‌ها را به خود اختصاص دادند. برآوردها حاکی از آن است که نرخ مرگ‌ومیر سل در ایران در سال‌های اخیر به‌طور معناداری از میانگین جهانی و حتی بسیاری از کشورهای با درآمد بالا پایین‌تر بوده است.

نتیجه‌گیری: ایران طی چهار دهه گذشته عملکردی موفقیت‌آمیز در کنترل مرگ‌ومیر ناشی از سل داشته است. با این وجود، وجود نابرابری‌های جغرافیایی و تمرکز بار بیماری در مردان، سالمندان و استان‌های کمتر توسعه‌یافته نشان می‌دهد که هنوز ظرفیت‌هایی برای کاهش بیشتر نرخ مرگ این بیماری در کشور وجود دارد.

گزارش مورد


پیشینه: ترومبوآمبولی وریدی یکی از مهم‌ترین عوارض در بیماران بی‌تحرک یا دارای عوامل خطر ترومبوز است. داروهای ضدانعقاد مستقیم مانند ریواروکسابان نقش اساسی در پیشگیری از این عوارض دارند، اما اثربخشی آن‌ها به شدت وابسته به مصرف منظم و صحیح دارو است. عدم پایبندی به درمان می‌تواند خطر  ایجاد و عود ترومبوز و بروز آمبولی ریه را افزایش دهد.

معرفی بیمار: بیمار مرد ۴۰ ساله‌ای با درد ناگهانی قفسه سینه و هموپتزی به اورژانس مراجعه کرد. بیمار سابقه شکستگی تیبیا چهار هفته قبل داشت و تحت درمان با ریواروکسابان بود، اما مصرف دارو را طی چند روز قطع کرده بود. در معاینه، کاهش صدا در قاعده ریه راست وجود داشت. D-dimer افزایش یافته و سونوگرافی داپلر وجود ترومبوز ورید عمقی را تأیید کرد. CT آنژیوگرافی ریه، آمبولی سگمنتال در هر دو ریه همراه با افیوژن پلور راست را نشان داد. بیمار تحت درمان با هپارین قرار گرفت و سپس مجدداً درمان با ریواروکسابان آغاز شد. پس از سه ماه درمان ضدانعقادی، بهبود کامل حاصل شد و ارزیابی‌های تکمیلی، اختلالات افزایش انعقادپذیری را رد کرد.

نتیجه گیری :این مورد نشان می‌دهد که قطع یا مصرف نامنظم ریواروکسابان می‌تواند به بروز ترومبوز و آمبولی ریه منجر شود. آگاهی‌بخشی به بیماران درباره ضرورت پایبندی دقیق به درمان ضدانعقادی برای پیشگیری از عوارض خطرناک ترومبوآمبولیک ضروری است.