مقالات مروری


شیردهی در زمان ابتلا به کوید 19

الهام ساداتی, پریسا هنرپیشه, صدرا منتظری, فریبا قربانی

فصلنامه نفس, دوره 8 شماره 3 (1400), 28 September 2021,

همه گیری جهانی کوید 19 و فاصله گذاری اجتماعی متعاقب آن منجر به تغییرات فراوانی در مدیریت نغذیه نوزادان با شیر مادر شد و شیردهی مستقیم مادران مبتلا به کوید به نوزادانشان با تردیدهایی مواجه شد. برخی از پروتکل ها جداسازی مادر مبتلا از نوزاد خود را پیشنهاد دادند . در حالی که برخی دیگر شیردهی مادرمبتلا به نوزادش را با رعایت احتیاطات بهداشتی ایمن می دانستند. با نظر به اینکه شیردهی باعث بهبود ارتباط عاطفی مادر و نوزاد و افزایش کیفیت شیردهی و کاهش استرس مادر می شود و در سلامت مادر و نوزاد نیز نقش اثبات شده ای دارد فهم تاثیرات همه گیری بر روی توانایی شیردهی مادران مبتلا بسیار اهمیت دارد. در مطالعات انجام شده مشخص شد که در بسیاری از مادران موانع بیشماری ناشی از فاصله گذاری همه گیری ایجاد شده است و حتی در مواردی منجر به توقف شیردهی علیرغم تمایل مادر شده است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) تماس مادر و نوزاد و شروع شیردهی را بلافاصله بعد از تولد پیشنهاد می کند. علیرغم اینکه بسیاری کشورها از شیوه نامه های WHO  پیروی می کنند، سایر کشورها سیاست های کنترل و پیشگیری ازعفونت را به صورت جداسازی مادر و نوزاد پس از زایمان و محدود کردن شیردهی مستقیم و یا تدارک استفاده از شیر دوشیده شده مادر اجرا می کنند. بر اساس داده های حاصل از مطالعات کوید 19 مشخص شده که دوره بیماری در اطفال خفیف تراست هرچند احتمال بالقوه بیماری شدید در نوزادان وجود دارد. آنچه واضح است جداساری مادر و نوزاد آسیب های جبران ناپذیری از جمله قطع شیردهی و کاهش ایمنی نوزاد در برابر بیماری های عفونی را در پی دارد و حتی می تواند باعث جایگزینی شیرمادر یا سایر موارد شود ضمن اینکه جداسازی کاهش مواجهه با ویروس طی بستری در بیمارستان و پس از ترخیص را تضمین نمی کند. درمجموع سیاست های محافظه کارانه برای مادران مبتلا و نوزادانشان ممکن است باعث ازیاد بیماری های قابل پیشگیری در نوزادان گردد. با توجه به آنچه گفته شد در این مقاله مطالعات انجام شده در زمینه فواید و مضرات شیردهی مادران مبتلا مورد بررسی قرار گرفت و توصیه می شود با توجه به مزایای تغذیه با شیر مادر ، با رعایت پروتکل های بهداشتی شیردهی ادامه یابد.

پیامدهای قلبی مهارکننده‌های ناقل سدیم-گلوکز 2 در بیماران دیابتی نوع 2 مبتلا به نارسایی قلبی با کسر جهشی حفظ شده

سیما نورعلی, شادی شفقی, فرح نقاش زاده, ندا بهزادنیا, محمدصادق کشمیری, حکیمه شیخ زاده, بابک شریف کاشانی

فصلنامه نفس, دوره 8 شماره 3 (1400), 28 September 2021,

نارسایی قلبی یک سندرم بالینی است که منجر به اختلال در پر شدن بطن یا خروج خون از قلب می‌شود. تا 40 درصد از بیماران نارسایی قلبی، همزمان به دیابت نوع 2 مبتلا هستند و نسبت مشابهی نیز تظاهرات اختلال تحمل گلوکز دارند که هر دو باعث افزایش مرگ و میر می‌شوند. مهارکننده‌های ناقل سدیم 2 ( مانند امپاگلیفلوزین)، دسته جدیدی از داروهای کاهنده‌ قند خون هستند که توانایی خود را در بیماران در معرض خطر و مبتلا به دیابت نوع 2 ثابت نموده‌اند.

مطالعات زیادی اثر این دسته‌ی دارویی بر کاهش حوادث قلبی و بستری شدن در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و بیماری عروقی آترواسکلروتیک همزمان، بیماران دیابتیک با عوامل خطر متعدد قلبی و یا بیماران نفروپاتی دیابتی بررسی کرده‌اند.

این مطالعه مروری نشان می‌دهد که در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و خطر حوادث قلبی عروقی بالا، امپاگلیفلوزین علاوه بر مراقبت استاندارد، بستری شدن در بیمارستان ناشی از نارسایی قلبی و مرگ ناشی از حوادث قلبی عروقی را کاهش می‌دهد.

مقالات پژوهشی اصلی


بیان متفاوت miR-146 در خون محیطی بیماران مبتلا به COPD، در مقایسه با افراد سالم

ندا معطر حسینی, عبدالرضا محمدنیا, فرزانه حسینی, نغمه بهرامی

فصلنامه نفس, دوره 8 شماره 3 (1400), 28 September 2021,

-

مقدمه:  بیماری انسداد ریوی مزمن (COPD ) با ماندگاری و التهاب بیش از حد ، ضایعات آلوئولار، کاهش سریع در عملکرد ریه و محدودیت جریان هوا مشخص می شود. miRNA های متعددی نقش مهمی در تنظیم فرآیندهای التهابی  مانند   COPD  دارند. در این مطالعه به بررسی بیان متفاوت  miR-146  در خون محیطی  بیماران  COPD نسبت به افراد سالم پرداختیم.

مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی-مقطعی تعداد 30 نمونه خون محيطي  بيماران  مبتلا به  COPD و 30  نمونه  خون سالم انتخاب که اين 2 گروه از لحاظ متغيير زمينه­هاي سن با هم مطابقت داشتند و  تست  Real TimePCRجهت سنجش ميزان تغييرات بيان miR-146  انجام شد.

نتیجه: در این مطالعه از نظر بيومارکر miR-146 درخون محيطي گروه افراد بيمار در 17 نفر از 30 نفر مثبت بود و در گروه افراد سالم 4 نفر از 30  نفر بود. با توجه به نتایج بدست آمده در این تحقیق میزان miR-146 در افراد مبتلا به COPD نسبت به افراد سالم افزایش بیان داشته است.

بحث و پیشنهادات:  تشخیص و درمان های مبتنی بر میکرو RNA ممکن است یک استراتژی مفید برای بهبود بیماری آسم وCOPD  باشد بعلاوه با توجه به اهمیت COPD در سالهای اخیر مطالعه و عوامل تاثیر گذار در بیماری حائز اهمیت میباشد. پیشنهاد می شود مطالعه ای مشابه با ابعاد و حجم نمونه وسیع انجام شود و همچنین عوامل دخیل دیگر نیز بررسی شود تا بتوان به رویکردهای درمانی خاص و پرداخت هزینه های غیر ضروری و از بستری شدن های طولانی مدت اجتناب شود.

مطالعه جمعیت‌ شناختی مرگ‌ و میر ناشی از بیماری‌های دستگاه تنفسی در ایران در دوره زمانی 97-1390

محمد ترکاشوند مراد آبادی, واحد سروش

فصلنامه نفس, دوره 8 شماره 3 (1400), 28 September 2021,

چکیده                                    

مقدمه: بیماری­های دستگاه تنفسی یکی از علت‌های اصلی بار بیماری و مرگ در جهان و ایران است. در این پژوهش به مطالعه جامع مرگ ناشی از بیماری دستگاه تنفسی در کشور ایران در دوره زمانی 1390 تا 1397 بر اساس متغیرهای جمعیت‌شناختی پرداخته شده است.

مواد و روش کار: تحقیق حاضر بر اساس تحلیل ثانویه داده‌های علت مرگ و جمعیت انجام شده است. داده‌های علت مرگ بر اساس طبقه‌بندی بین­المللی بیماری­ها (ICD10) از نظام ثبت جاری مرگ سازمان ثبت‌احوال کشور در طی سال‌های 1390 تا 1397 استخراج شده و گروه مرگ ناشی از بیماری دستگاه تنفسی از آن جدا گردیده است. داده­های جمعیت از سرشماری­های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ گرفته شده و سایر سال‌های منفرد از طریق درون‌یابی و برون‌یابی استخراج شده است. برای تجزیه­وتحلیل داده­ها از نرم‌افزارهای Excel, GIS و شاخص­های درصد، میزان و نسبت جنسی استفاده شده است.

یافته ­ها: به طور متوسط سالانه  34 مرگ ناشی از بیماری دستگاه تنفسی به‌ازای هر 100000 نفر جمعیت وجود دارد. فوت ناشی از این بیماری به‌سرعت در حال افزایش و در طی 7 سال بیش از یک‌سوم (36 درصد) افزایش­یافته است. میزان مرگ ناشی از این بیماری در بین مردان بیشتر از زنان بوده و سرعت افزایش نیز در مردان بیشتر است. مرگ به علت این بیماری با افزایش سن افزایش می­یابد به‌ویژه از گروه سنی ۷۵ ساله به بالا کشندگی این بیماری افزایش می­یابد.

بحث و نتیجه­ گیری: گذار اپیدمیولوژیک در کشور ایران طی شده و بروز بیماری‌های غیرعفونی و غیر واگیر در کشور افزایش‌یافته است. بالا بودن مرگ ناشی از بیماری تنفسی در کشور و افزایش بیش از سی‌درصدی آن نیازمند توجه بیش‌ازپیش به این بیماری است. این بیماری و مرگ­های ناشی از آن بر حسب سن و جنس و استان محل سکونت متفاوت می­باشد؛ ازاین‌جهت برای کاهش و کنترل این بیماری و مرگ­های حاصل از آن نیازمند برنامه­ریزی ویژه سن، جنس و استان است.

یکی از مهم­ترین پیامدهای اختلالات روان‌شناختی تأثیر آن بر روی عملکرد سیستم ایمنی[1] بدن است. سیستم ایمنی بعد از مواجه شدن بدن با آسیب بافتی یا عفونت میکروبی واکنش نشان می‌‌دهد و شروع به کار می‌کند. هدف این پژوهش ،اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی ، افسردگی و اضطراب کرونا در بیماران دارای نقص ایمنی با دریافت واکسن بود. این پژوهش از جمله طرح هاي نیمه تجربی با دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماري پژوهش کلیه مبتلایان به ویروس نقص ایمنی بود که در بازه زمانی خرداد تا مهر1400 به مرکز بیماري هاي رفتاري تهران مراجعه کردند. از جامعه مذکور، تعداد 40 نفربا توجه به حجم جامعه انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه گواه و آزمایش ( هر گروه 20 نفر)جایگزین شدند. داده ها با استفاده از آزمون کولموگروفاسمیرنف و تحلیل کوواریانس وازطریق نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج نشان دادکه درمان پذیرش­ و تعهد بربهبود انعطاف پذیری روانشناختی­،اضطراب کرونا وافسردگی  بیماران دارای نقص سیستم ایمنی اثربخش بوده است.

پس زمینه: سفره خانه ها و کافه های عرضه قلیان و سیگار از جمله مکان هایی هستند که هوای داخل آن دارای غلظت بالایی از آلاینده های مختلف است (1) در حالی که مطالعات مختلف نشان می دهند که قلیان و دود سیگار حاوی مقدار قابل توجهی فلزات سنگین هستند. این مطالعه با هدف پایش بیولوژیکی سطح فلزات سنگین در نمونه های ادرار کارگران کافه ها و ارتباط آن با عملکرد ریه و علائم تنفسی آنها در شهر تهران طراحی شده است.

مواد و روش ها: لیست کافه های تهران فراهم شد و بر اساس مصرف و عدم مصرف قلیان/ سیگار به ترتیب به (NSC) - (CSC) - (WPC) تقسیم شدند. سپس 10 کافه به طور تصادفی از هر گروه انتخاب شد. نمونه گیری پس از توضیح اهداف مطالعه و کسب رضایت از مدیر و کارکنانش انجام شد. چک لیستی از اطلاعات دموگرافیک  و سابقه مصرف سیگار تکمیل شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: 96 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. در هر گروه 32 نفر شامل کافه های قلیان (WPC)، کافه های سیگار (CSC) و کافه های غیرسیگاری (NSC) وجود داشت. همه افراد مورد مطالعه مذکر بودند. آنها شش روز در هفته روزانه حدود 10 ساعت در کافه کار می کردند. غلظت فلزات سنگین در گروه های قلیان و سیگار به طور معنی داری بیشتر بود و شاخص های تنفسی در این گروه ها به طور معنی داری کمتر از گروه غیرسیگاری بود.

نتیجه گیری: قرار گرفتن در معرض دود سیگار سطح ادرار فلزات سنگین را افزایش می دهد و ظرفیت تنفسی افراد را کاهش می دهد که این امر می تواند در آینده بسیار بیماری زا باشد. اطلاع رسانی جامع در مورد حقوق بشر باید در این زمینه ارائه شود و ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی باید به درستی اجرا شود.

کلمات کلیدی: استعمال دخانیات، فلزات سنگین، ظرفیت ریه، دود سیگار دست دوم

دلالت: اجرای ناقص قوانین منع استعمال دخانیات در اماکن عمومی مصوب سال 2005 در ایران که با ضمانت اجرایی به طور دقیق اجرا نشده است؛ این امر می تواند توسط قانونگذاران در نظر گرفته شود و بازرسی های اماکن را افزایش دهد، زیرا این قانون برای بهبود سلامت عمومی طراحی شده است و سهل انگاری می تواند جبران ناپذیر باشد.

تاثیر آموزش ذهن آگاهی برابعاد روانشناختی بیماران قلبی-عروقی در ایام کرونا

مونا علیپور شهیر, آتنا اصفهانی خالقی, مهدی عرب زاده, بهاره علیپور شهیر

فصلنامه نفس, دوره 8 شماره 3 (1400), 28 September 2021,

 زمینه: با توجه به شیوع بالای بیماری های قلبی-عروقی و وجود مشکلات روانی و جسمانی در این بیماران و تشدید این چالش ها در دوره همه گیری ویروس کرونا، اجرای مداخلات مناسب در این زمینه ضروری است؛ بنابراین این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر ابعاد روانشناختی بیماران قلبی-عروقی صورت گرفت.

روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و روش آن به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه بیماران قلبی-عروقی مراجعه کننده به بیمارستان قلبی شهید رجایی و بیمارستان شریعتی شهرستان کرج در سال 1400در دوره شیوع ویروس کرونا بوده است. حجم نمونه 30 نفر  از بیماران قلبی-عروقی که به شیوه ی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی(به تعداد مساوی) در گروه‌های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس به منظور ارزیابی رضایت از زندگی، بهزیستی فاعلی و خلق مثبت از پرسشنامه شادکامی آکسفورد OHI استفاده گردیده است. در مرحله بعد جلسات ذهن آگاهی مبتنی بر پروتکل ون سون و همکاران 2011 در قالب 10 جلسه ی 90 دقیقه‌ای  برای گروه آزمایش ارائه گردید. پس از پایان آموزش نیز بار دیگر آزمون شادکامی آکسفورد OHI برای هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا گردید. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS 22  پردازش شد.

یافته ها: نتایج حاصل از یافته های تحلیل کواریانس چند متغیره نشان دادند که آموزش ذهن آگاهی در بهبود ابعاد روانشناختی در بیماران قلبی-عروقی در ایام کرونا موثر بوده است و از نظر رضایت از زندگی، خلق مثبت و بهزیستی فاعلی در مرحله پس آزمون بین گروه ها تفاوت معناداری دیده میشود. بدین ترتیب فرضیه پژوهش مورد تایید قرار گرفتند.

نتیجه گیری: بنابراین ذهن آگاهی می تواند ابعاد روانشناختی بیماران قلبی-عروقی را در ایام کرونا بهبود بخشد و رضایت از زندگی ، بهزیستی فاعلی و خلق مثبت در آنها را افزایش دهد.