شاپا: 2008-8620

دوره 2 شماره 4-3 (1389)

List of Articles

Cover Page Table of Contents

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3570

 

فصلنامه فقه پزشکی

علمی ـ پژوهشی

سال دوم، شماره‌ 3 و 4، تابستان و پاییز 1389

ارگان رسمی انجمن علمی حقوق پزشکی ایران

صاحب امتیاز:

گروه فقه پزشکی مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی

مدیر مسؤول:

دکتر سیدمصطفی محقق داماد

سردبیر:

دکتر سعید نظری توکلی

دبیر اجرایی:

دکتر محمود عباسی

هیأت تحریریه:

دکتر علیــرضا زالــی؛ دانشگاه علــوم پزشکی شهیــد بهشـتی

آیــت الله محمـــد امــــامی کاشـــانی؛ مــدرسه عــالی شهید مطهری

آیـــت الله دکتــــر سیـــدمصطـفی محـقق دامـــاد؛ فرهنگستــــان علـــوم

حجــــت‌الاســــلام والمسلمیــــن دکتــــر عبدالعــلی توجـهی؛ دانشگاه شـــاهد

حجـــت‌الاســــلام و المسلمیــــن دکتـــر محمـــدرضا رضانیـــامعــلم؛ قــوه قضائیـــه

دکتــر ابراهیــم مـــوسی؛ دانشگاه ویرجیـــــنیا، دکتــر علیــرضا فیـــض؛ دانشـــگاه تهـــران

دکتـر لادن عباسیان؛ دانشگاه علـوم پزشکی تهـران، دکتـر جلیـل قنواتی؛ دانشگاه تهران(پردیـس قم)

پروفســور عبدالعــزیز ساشادینا؛ دانشگاه ویـرجینیا، دکتر ایـرج فاضل؛ دانشگاه علـوم پزشکی شهید بهشتی

دکتـرمحمـود عباسی؛ دانشـگاه علوم پزشکی شهیـد بهشتی، دکتـر باقـر لاریجانی؛ دانشگاه علـوم پزشکی تهران

دکتر مرضیه وحید دستجری؛ دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر مهرزاد کیانی؛ دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

دکتــر محمـدتقــی رفیـعی؛ دانشــگاه تهــران (پــردیــس قــم)، دکتــر مصطـفی الموسوی؛ دانشگاه کویـــت

دکتــر ابوالفضـــل محســــن؛ دانشـــگاه ویــرجیــنیا، دکتــر سیـد حسیــن صفـــایی؛ دانشـــگاه تهــران

دکتر محمد روشن؛ دانشگاه شهیـد بهشتی، آیت الله سید محمـد بجنـــوردی؛ دانشــگاه تربیــت معلم

حجت‌الاســــــلام والمسلمیـــــن دکتــــر محمـــد جــــواد ابـــوالقـــاسمی؛ سازمــان سمــت

دکتـر علی اصغــــــر یــــزدانی؛ مرکـــــز تحقیـــقات اخــــلاق و حقــــوق پـــــزشکی

حجت‌الاســلام والمسلمیــــــن دکتـــــر سیـــد طه مــرقـــاتی؛ سازمان سمــــت

دکتــــر سیــــدعبــــاس سادات حسیـــنی؛ دانشـــگاه شهیــد صــدوقی یزد

دکتــر علی‌اکبـــر ولایتــی؛ دانشــگاه علــوم پزشـکی شهیــد بهشــتی

 



 

 

 


اعضای شورای سیاست‌گذاری فصلنامه‌

دکتر محمود عباسی، دکتر سعید نظری توکلی، دکتر مهرزاد کیانی، دکتر شبنم بزمی

دکتر فرزانه غفاری، دکتر امیر سماواتی پیروز، دکتر محمدرضا رهبرپور

 



 


پایگاه‌های اطلاعاتی که این فصلنامه در آن نمایه می‌شود:

www.indexcopernicus.com

www.ISC.gov.ir

www.SID.ir

index Medicus for the WHO Eastern Meditrerranean Region

 



 


هیأت اجرایی

مدیر داخلی: دکتر محسن فدوی

مدیر هماهنگی و اجرایی: لیلا خانی

مدیر فنی: دکتر مهروز اسلام‌پناه

کارشناس اجرایی: راحله رضایی

طراحی جلد: الهه خانی

حروف‌نگاری و صفحه‌آرایی: رقیه نوری

ویراستار فارسی: مسعود کلانتری

ویراستار انگلیسی: بهرام مشایخی

کارشناس اداری: لیلا خانی

 



 


شماره‌ ثبت: 325/124 تاریخ: 28/1/86

شماره‌ شاپا: 8620-2008

شمارگان: 1000 نسخه

بها: 5000 تومان

ناشر: مؤسسه‌ فرهنگی ـ حقوقی سینا

با همکاری مرکز نشر دانشگاهی

 



 


نشانی: خیابان ولیعصر، روبروی توانیر، بن بست شمس، پلاک 8

مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی

تلفن: 88640124                                 دورنگار: 88781036

 



 

 


www.elm.ac.ir

Email: elm@sbmu.ac.ir

مقالات این شماره

بررسی و تحلیل فقهی و حقوقی آراي قضایی در زمینه حقوق بيمار................ 11

محمدعلي خيراللهي

چالش‌های اجرایی قواعد نفي عسر و حرج، لا ضرر و اضطرار در سقط درمانی.. 39

امید آسمانی، محمدعلی خورسندیان، فرزاد محمودیان

ملاحظاتی تاریخی درباره ماهیت بیماری‌های مُبطلِ نکاح در فقه امامیه.............. 71

علی تولّائی

مبانی ضمانت و برائت پزشک در صورت ارتکاب خطا از دیدگاه فقه امامیه...... 85

حسینعلی سعدی، محمد حسن احمدی، حسین خدایار

نسب پدری کودک تولدیافته از اهدای جنین در فقه و حقوق ایران................ 127

فاطمه طاهرخانی


بررسی امکان تطبيق عنوان محاربه بر انتقال گسترده ویروس عامل ايدز ............ 157

از منظر فقه پزشکی

سیدرضا احسانپور

بررسي تأثير اضطرار در مشروعيت و عدم مشروعیت خودكشي...................... 173

محمدجواد عنایتی راد

Editoral

Saeid Nazari Tavakoli

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3569

هرچه زمان به پیش می‌رود، اهمیت تحقیقات میان رشته‌ای در دو حوزه علوم انسانی و علوم تجربی بیشتر و بیشتر می‌شود. نیازهای جدید، خود بخود مسائل جدیدی را به دنبال خواهند داشت که دست‌یابی به پاسخ برای آن‌ها جز با یاری متخصصان علوم مختلف امکان پذیر نخواهد بود.

چندی پیش، آرزوی فرزند‌دار کردن زن و شوهرهایی که سال‌ها در انتظار داشتن فرزند، به هر اقدامی که احتمال چنین شانسی را برای آن‌ها ایجاد می‌کرد، دست زده بودند، مؤسسات درمانی را وا داشت تا با بهره گیری از روش‌های مختلف کمکی تولید مثل و با آخرین توان علمی و تکنیکی خود، زمینه عملی شدن چنین آرزویی را فراهم کنند.

در چنین فضایی، اگر به زن و شوهرهای نابارور که سال‌ها در حسرت داشتن یک فرزند، می‌سوختند گفته می‌شد که شما با مدد روش‌های درمان ناباروری، دارای دو یا سه کودک (چند قلو) شده‌اید، خبری مسرت بخش بود. چند قلوزایی که یکی از پیامدهای متعارف درمان باروری است، رفته رفته از یک فرصت به یک تهدید تبدیل شده است. به همان اندازه که آگاهی از فرزنددار نشدن، سلامت روانی و گاه جسمی زن و شوهر را به خطر می‌اندازد، با خبر شدن از این که صاحب چند فرزند شده‌اند نیز به همان اندازه، بلکه بیشتر، آنان را با مشکلات فراوانی روحی – روانی روبرو می‌کند. مشکلات اقتصادی و نگرانی از تهیه نیازمندی‌های مختلف کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت این کودکان، ناتوانی از تربیت جسمی چند قلوها، همه و همه سبب می‌شود تا کابوس چند قلویی به مراتب وحشت انگیز تر از درد بی فرزندی باشد.

در مواجهه با چنین واقعیتی، محققان پزشکی و متخصصان درمان ناباروری کوشیده‌اند تا تعدادی از جنین‌های اضافی‌ای که به منظور بالا رفتن میزان موفقیت درمانگری، خود عامل تولید آن بوده‌اند را پیش از سیزده هفتگی از بین ببرند.

کاهش جنین که از جمله اقدامات ضروری پس از درمان ناباروری است، هرچند به ظاهر پدیده‌ای است پزشکی، اما در برابر ما انبوهی از پرسش‌های اخلاقی، حقوقی و فقهی قرار می‌دهد که پاسخگویی به آن‌ها جز از راه تعامل و همفکری با عالمان علم اخلاق، حقوق دانان و فقیهان امکان پذیر نیست.

جنین‌های تولید شده اضافی تا چه میزان واجد فردانیت و سپس شخصانیت هستند و بر این اساس، اصل کرامت انسانی که از جمله اصول بنیادین اخلاقی است از چه زمان و با ملاحظه چه شرایطی، حکم به روایی کاهش تعداد آن‌ها می‌کند و آیا درمانگران، همچنین درمان شوندگان از چنین حقی برای جلوگیری از به فعلیت یافتن این انسان‌های بالقوه برخوردارند.

از سوی دیگر، آیا پزشکان درمانگر، در برابر تولید جنین‌های اضافی، همچنین کاهش آن‌ها مسؤولیتی دارند. زن و شوهر نابارور حق خودداری از پذیرش پیشنهاد کاهش جنین را دارند یا درمانگران می‌توانند بدون رضایت آن‌ها نیز دست به چنین اقدامی بزنند.

اما پیش از همه این‌ها، اقدام به کاهش جنین‌های اضافی، با توجه به مستندات موجود در منابع فقه اسلامی، امری جایز (مشروع) یا حرام (نامشروع) است. وجود ضرورت‌های فردی یا اجتماعی تا چه میزان می‌توانند در حکم به مشروعیت کاهش جنین‌های اضافی مؤثر باشند. در تبیین مشروعیت اقدام به کاهش جنین‌های اضافی از سوی کادر درمانی و پذیرش یا درخواست انجام آن از سوی زن و شوهر تا چه میزان می‌توان به قاعده فقهی نفی عسر و حرج استناد کرد. سرانجام، جواز چنین اقدامی تا چه میزان در نفی مسؤولیت مدنی درمانگران در پرداخت دیه سقط جنین مؤثر است.

مواجهه با انبوهی از این دست پرسش‌ها به خوبی اهمیت پژوهش‌های میان رشته‌ای در حوزه‌های اخلاق پزشکی، حقوق پزشکی و فقه پزشکی را روشن می‌سازد. اما وجود درک چنین اهمیتی تنها نمی‌تواند ما را برای پاسخگویی به آن‌ها به حرکت درآورد؛ چرا که تلاش برای حل این مشکلات و زدودن ابهام از مسائل مرتبط با حوزه‌های پزشکی، افزون بر ضرورت آگاهی کامل از جنبه‌های موضوع شناختی این‌گونه مسائل، نیازمند اشرافی همه جانبه به آموزه‌های فقه اسلامی، استفاده روشمند از منابع چهارگانه فقهی، همچنین قواعد و اصول شرعی ـ عقلی مورد استفاده در استنباط احکام شرعی است.

هرچند در سال‌های اخیر اشتیاق فراوانی در فقه پژوهان جوان برای یافتن پاسخ‌های مناسب درباره مسائلی از این دست، وجود دارد؛ اما در این میان، وجود دو مشکل اساسی ما را با پژوهشی‌هایی نه چندان قابل اعتماد روبرو کرده است. از یک سو، محققان علوم انسانی، از دانش کافی نسبت به حوزه موضوع شناختی این مسائل برخوردار نبوده، جامعه پزشکی نیز با وجود تلاش‌های گروهی از پزشکان علاقه‌مند، عادت به تبیین موضوعات خود به زبانی قابل فهم برای غیر پزشکان نکرده است. از سوی دیگر، فقه پژوهان جوان نیز صرف نظر از این که دانشگاهی باشند یا حوزوی، اشراف لازم به منابع فقهی، همچنین آگاهی کامل از چگونگی ارجاع فروع بر اصول را در این گونه مسائل ندارند.

بدین سبب، گرچه حجم مقالات و تحقیقات انجام شده در حوزه فقه پزشکی به شکل غیر قابل انتظاری زیاد شده است، اما با تأسف فراوان باید اعتراف کرد که ارزش کیفی این پژوهش‌ها نه تنها ارتقاء پیدا نکرده است که آفت رونویسی و بازنویسی از آثار دیگران و عدم پایبندی به ارزش‌های اخلاق حرفه‌ای پژوهش، سبب کاهش آن نیز شده است. در کنار آن، نباید از وجود مدعیانی غافل ماند که به واسطه داشتن دغدغه‌های ارزشمند دینی به خود اجازه می‌دهند، بدون داشتن دانش کافی و آگاهی از معارف فقه اهل البیت، درباره موضوعات فقه پزشکی اظهار نظر کرده، گاه رأی فقهی صادر کنند.

روشن است که برای تشخیص سره از ناسره، نیازمند اساتید و فرزانگانی هستیم که با حوصله و سعه صدر و بدون هیچ چشم‌داشتی به ارزیابی منصفانه این گونه آثار همت گمارند؛ اما وجود اشتغالات فراوان، همچنین تردید در ضرورت انجام چنین پژوهش‌هایی، سبب شده است که دامنه اساتید ارزیاب نیز به کمترین میزان ممکن برسد.

وجود چنین مشکلاتی بر سر راه تحقیقات میان رشته‌ای فقه پزشکی، کار ما را در فصلنامه نوپای فقه پزشکی دشوارتر از پیش کرده است که «عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». از این رو، تعداد کم مقالات با کیفیت مناسب، نبود ارزیابان حرفه‌ای در حوزه مسائل نوظهور پزشکی، همچنین عدم برخورداری از امکانات مادی و عدم بهره مندی از حمایت‌های معنوی لازم، موجب شده است تا انتشار شمارگان‌های فصلنامه فقه پزشکی با سرعت کمتری انجام شود. از این رو ضمن پوزش از اندیشمندان گرامی، بر آن هستیم تا این فصلنامه را تا رسیدن به وضعیت مطلوب به صورت دو فصلنامه منتشر کنیم.

اطمینان خاطر دارم که در آینده‌ای نه چندان دور، با همت نخبگان، فرهیختگان و اساتید معزز حوزه و دانشگاه، شاهد بالندگی و پویایی دانشجویان و طلاب محترم در تدوین آثار شایسته و بایسته در حوزه فقه پزشکی خواهیم بود.

 

Jurisprudential and legal analysis Judicial opinions regarding patient rights

Mohammad ali Kheirollahi

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 12-39
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3571

A case which is observed in the judicial decisions on the patients’ rights is a physician who causes the patient’s death upon his treatment. In a case, the physician doing positional anesthesia observes that the patient is shocked and dies and considering what has been mentioned in the decisions issued by the Supreme Court, the accused is sentenced to the payment of one complete blood money to the heirs of the dead person for quasi intentional murder. From one perspective, the physician has caused the death and the title “principle” is applied to him; although if the physician is highly skilled and proficient according to the medical and technical rules and no fault is ascribed to him and also since the physician has not obtained discharge from the patient or his guardians before treatment and the patient has given permission for the treatment not wasting, the physician may be deemed liable. On the other part, the theory of some jurisprudents like Ibn Idris is observed to this effect that if we see that it is said that “one who engages in treatment should obtain discharge from the patient or his guardian, otherwise he will be liable” is applied to a situation where the patient is minor or mad and has not capacity for permission and the discharge should be obtained from his guardian; but if the patient is mature and wise and he has himself instructed the physician to treat him, there will be no liability against the physician, whether the guardian has given discharge to the physician or not and our reason for this is the principle of discharge.

Background: Abortion has never been a mere medical issue; rather, because of its widespread effects on the personal, social, economic, political and cultural matters has been almost globally noticed by governments in some way. The Therapeutic Abortion Act ratified by Islamic Assembly of Iran in 2005 followed by instruction of the Forensic Medicine Organization confirms this claim. Although, basically (ethically, religiously and legally) abortion is considered forbidden, but the Islamic jurisprudents following them, the Iranian legislator have regarded abortion as permissible in certain circumstances, due to the imposition of suffering and hardship on the religiously responsible persons and/or due to certain individual, social and other pathologies. Although the abortion due to “denegation of hardship” has been stipulated in the Act and the 5th part of the legal definitions of the Forensic Medicine Instruction, but the issue of the mother’s hardship that is the most basic topic discussed by this paper   needs to be clarified more. Therefore, in this article it has been tried to examine some practical challenges of using Islamic rule of “denegation of hardships” (La Haraj) and some other implied rules of “compulsion” (Izterar) and “denegation of harmfulness” (La Darar).

Method: the study is a deep library-based one accompanied by some real case analysis through comparing with jurisprudential-legal principles and rules.

Historical Remarks about the Nature of the Diseases Invalidating Marriage Contract in Shiite Jurisprudence

Ali Tavallaei

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 72-85
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3573

Validity or invalidity of the marriage of a diseased man and the status of the marriage portion and inheritance of his wife is one of the issues disputed over between Madani and Iraqi Jurisprudents in second century. In Traditions narrated from Imams (A.S) marriage contract concluded in case of disease with having any sexual intercourse is a circumstantial evidence of the patient's intent to damage the heirs and would be null and the wife would be entitled to no marriage portion and inheritance. Although there is no dispute over the nullity of marriage in the aforesaid case, determining the nature and type of disease is an issue that should be discussed in details. Expressions like “عند الموت” and “مات فی مرضه” are used In Quran and Sunna has led Jurisprudents to infer on the nature of this term and to name it the "death disease" and have disagreed about the explanation of its nature. Some jurisprudents have argued that the meaning of this disease is a disease that in medical terms would result in death certainly or frequently: A frightening disease. Even in jurisprudential texts, some samples of this disease have been determined according to the ancient medicine. By a historical view, different opinions and forms of disease have been explained in this paper.

In light of historical view, this perspective may be supported that a disease invalidating the marriage contract is an incurable disease that from the medical point of view would results in death within a short time

Disease, Marriage, Shiite Jurisprudence, Death, sexual Intercourse

Fundamentals of quittance and responsibility in case of committing an error in Shiite Jurisprudence

Hosseinali Sa’di, Mohamad Ahmadi, Hossein khodayar

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 86-127
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3574

Saving patients' lives is an important duty for physicians. Regardless of the level of a physician’s skills, there is always a possibility of damage or loss in patients’ life. In jurisprudence, there is a dispute as to whether a physician is responsible if he commits medical mistakes in the course of treatment. Some scholars believe that a physician is always responsible for damages related to his professional mistakes whether he has obtained permission or not. They base their arguments on the generality of the related narrations of ajir (hired) and juridical rules such as Itlaf (destruction), Tasbib (causing damages), La darar (denegation of harmfulness) and Qorur (deception).

On the other hand, some others believe that physicians are never responsible for such damages. They base their arguments on the Ihsan (beneficence) rule and Bara’ah (quittance) principle. They argue that physicians have not undertaken achieving the improvement result and they are merely responsible for treatment of the patients.

According to Bara’ah principle, physicians could be released from such responsibility. In other words, they are always responsible unless they obtain quittance from their patients. This argument is based on the general rules of al-osr wal-haraj (denegation of hardships) in the society along with Sokuni’s narration. In addition, the necessity of commitment to conditions is another reason for this argument. Exploring the grounds of responsibility (al-ziman) and the grounds for their release from al-ziman the latter argument proves to be more acceptable. Therefore physicians should obtain permission from the patients or their guardians before taking medical actions and also the veterinary should obtain quittance from the owner of animal. Theses evidences are stronger and they are not responsible after obtaining quittance.

Keywords

Physician, responsibility, quittance, permission, rule, isqat, talaf, ihsan, ibra’

Paternal parentage of the child born by embryo donation in Jurisprudence and Law of Iran

Fatemeh Taherkhani

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 128-157
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3575

Although passing the Method of Embryo Donation to Sterile Spouses Act in 2003 was a positive step toward regularizing one of assisted reproduction methods, but it may be criticized due to some vagueness in its content, lack of sanction, and referring many essential issues to bylaw.  One of the most important problems of this Act is that it does not clarity parentage and the legal effects of embryo donation causing confusion in the financial and non financial rights of the child. There are a lot of disagreements in jurisprudence and Law on this issue and each offers defendable principles to prove its case. Some consider the sperm donor, and some others consider the legal father as the real father of the child. Still others believe that these children are fatherless. Based on the result of the discussion, regarding the philosophy of enacting laws, intention of donors and recipients of embryos, and most importantly considering the best interest of the child which has been greatly emphasized in Islam, and also stated in the international conventions, the Iranian legislator should consider the recipients of the embryo as the legal parents of the child noting a kind of abstractive and presumed parentage.

Keywords

Embryo donation, paternal parentage, legal husband, sperm donor

Study on the Possibility of Applying Moharaba to Widespread Transmission of AIDS Virus

Reza Ehsanpour

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 158-174
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3576

AIDS is a prevalent disease of our century. Fortunately its limited ways of transmission has caused it to be able to be controlled by adopting preventive methods. Transmission of HIV is therefore considered as a crime. The point is here:  May the widespread transmission of AIDS be regarded as an instance of Moharaba (insurgency)? The appearance of evidences does not confirm this view, as most jurists deem necessary the condition of drawing out weapon for Moharaba.   However, the author believes that a new interpretation of the Quran verse about Moharaba besides logical and step-by-step examination of the jurists' opinion may lead us to the opinion opposing that of most jurists.

Keywords

AIDS, Transmission, Moharaba, Ifsad Fi al-Arz (Corruption on earth).

 

Discussing the Impact of Emergency on the Justification and Justification of Suicide

Mohammad Javad Enayati Rad

مجله علمی - پژوهشی فقه پزشکی, دوره 2 شماره 4-3 (1389), 3 October 2010 , صفحه 175-193
https://doi.org/10.22037/mfj.v2i4-3.3577

It does not seem unlikely the permissibility of suicide in cases of mutual trouble -that has the more important criteria- and also where one is distressed and is suffering from a terminal disease, since the verses and traditions indicating the illegality of suicide are either unrelated to these cases and/or the subject of the reasons for emergency and the emergency rule includes these cases contrary to the majority opinion and the reason and traditions of the learned do not denounce the suicide.

 

Keywords

Suicide; Emergency; intrude; method