مقاله پژوهشی


آگاهی از حقوق بیمار و رعایت آن از دیدگاه بیماران و پرستاران: مطالعه‌ای در مراکز جراحی محدود شهرستان کرمان در سال 1392

محمود نکوئی مقدم, محمدرضا امیر اسماعیلی, راحیل قربانی‌نیا, طاهره شریفی, سيد سعيد طباطبائي

مجله اخلاق زیستی, دوره 4 شماره 11 (1393), 18 September 2016 , صفحه 31-56
https://doi.org/10.22037/.v4i11.13831

امروزه به رغم تلاش‌های کادر درمانی و امکانات وسیع، میزان نارضایتی و شکایت بیماران رو به افزایش است. بی‌شک بخش عمده‌ای از رضایتمندی بیماران به رعایت حقوق آنان توسط کادر درمانی مربوط می‌شود، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی و رعایت حقوق بیمار، در مراکز جراحی محدود کرمان انجام شد. در این مطالعه توصیفی ـ مقطعی، 384 بیمار بستری و کلیه پرستاران شاغل در مراکز جراحی محدود مشارکت کردند. داده‌ها از طریق دو پرسشنامه جمع‌آوری گردید. طبق نتایج، میزان آگاهی از منشور حقوق بیمار 80/2 درصد در سطح خوب و میزان رعایت منشور فوق 52/6 درصد در سطح مطلوب بود که بین میزان آگاهی و رعایت، ارتباط آماری معناداری وجود داشت. همچنین مشخص شد سطح آگاهی، با جنسیت و مرکز درمانی و نوع بیمه، و میزان رعایت با نوع بیمه ارتباط آماری دارند. بیشترین و کم‌ترین میزان رعایت به ترتیب مربوط به گویه حق دریافت خدمات مطلوب سلامت و حق دریافت اطلاعات کافی بود. این نتایج نشان می‌دهد علیرغم آگاهی مطلوب، میزان رعایت حقوق بیمار در حد مطلوبی نیست، بنابراین ممكن است عواملي غير از آگاهي هم دخيل باشند، لذا پیگیری موارد نقض حقوق بیماران، تصویب قوانینی برای تضمین رعایت آن و پایش اجرای این قوانین، جهت ارتقای رضایتمندی بیماران ضروری است.

مقدمه: امروزه شهرنشینی به شکل غالب و قطعی زندگی انسان‌ها بدل شده است. وجود برخی از آسیب‌ها و مشکلات اجتماعی ـ فرهنگی در شهرهای ما تا حدی بالاتر از استانداردهای جهانی است و این امر نه فقط اسباب ناراحتی و عدم آسایش شهروندان در کوتاه‌مدت است، بلکه می‌تواند در درازمدت بر روند توسعه عمومی کشور و حتی بر سیاست‌های کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... نیز تأثیر منفی بر جای بگذارد. اهمیت اخلاق و حقوق شهروندی به اندازه‌ای است که رابطه نزدیکی با جایگاه حاکمیت پیدا می‌کند و حتی برخی از کارشناسان بر این باورند که اگر در جامعه‌ای حقوق و اخلاق شهروندان نهادینه نشده باشد، رابطه مردم و حاکمیت دچار تزلزل می‌شود.

با توجه به این نکات، ایجاد و نهادینه کردن اخلاق و حقوق شهروندی برای ما ضرورتی اساسی است. لذا هدف از این پژوهش بررسی میزان آگاهی شهروندان از حقوق، تعهدات و اخلاق شهروندی و همچنین انتظارات آنان از دولت بوده است.

روش: در این پژوهش 994 نفر از شهروندان تهرانی بالای 18 سال به روش نمونه‌گيري خوشه‌اي سه مرحله‌اي انتخاب شدند. در مرحله اول از بين بلوک‌هاي شهر تهران تعدادي به روش تصادفي انتخاب گردید. در مرحله دوم تعدادي از خانوارهاي ساکن اين بلوک‌ها به روش تصادفي مشخص شدند و در مرحله سوم با يک نفر از اعضاي خانوار که شرايط لازم براي مصاحبه را دارا بود (شرط سني و تحصيلي به قيد قرعه) مصاحبه و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع‏آوری گردید.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که میان سه بعد حقوق قانونی و مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی شهروندان با تعهدات شهروندان در قبال دولت در سطح اطمینان 95 درصد رابطة مثبت و مستقیمی وجود دارد و در مجموع شاخص حقوق شهروندان با تعهدات و اخلاق شهروندی در قبال دولت در سطح اطمینان 95 درصد رابطة مثبت و مستقیمی دارد. به عبارت دیگر هر چقدر میزان حقوق شهروندان افزایش یابد، تعهدات و اخلاق شهروندی در قبال دولت بیشتر نمایان می‌شود و تأثیر افزایشی و مثبتی خواهد گذاشت.

نتیجه‌گیری: اخلاق و تعهد شهروندی فرآیندی است که باید آن را همچون هدفی اساسی در نظر گرفت و به صورتی تدریجی ایجاد کرد. این انتظار که اخلاق و فرهنگ به صورت خودکار و با تغییرات اساسی به‌وجود بیاید انتظاری کاملاً بیهوده است و نتیجه منفی آن انفعال و کنار گذاشتن اندیشه و ابتکار برای ایجاد و ساختن فرهنگ مزبور است.

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که فرهنگ و پیشینه تمدنی چندهزار ساله دارد و منابع برای کار در این حوزه بسیار زیاد است. اما باید اذعان کرد که کمتر به این منابع توجه شده و اگر هم مورد توجه قرار گرفته‌اند کمتر برای استخراج موارد کاربردی و تبدیل کردن آنها به راهکارهای قابل استفاده تلاش شده است. مهمترین منابع قابل استفاده برای ایجاد اخلاق شهروندی در کشور را می‌توان در دین، سنت، تنوع محلی، قومی و زبانی، اخلاق مدنی و اخلاق سیاسی یافت.

مقدمه: در همه حرف و مشاغل موجود درجه‌ای از تعهد استمرار و هنجاری از ارکان و لوازم عمده دلبستگی، رضا‌مندی، شوق، انگیزش به کار، سرمایه‌گذاری بلندمدت در حرفه و کیفیت کار و خدمات می‌باشد. علی‌الخصوص نزد اطباء که یکی از مهمترین نقش‌ها را به عنوان نقش پزشک در جامعه احراز کرده‌اند برخورداری از چنین خصوصیت فردی و ویژگی شخصیتی، عامل تأثیر‌گذاری بر انگیزه‌های شغلی و کیفیت کاری آنان محسوب می‌شود. در مقاله حاضر که بر اساس یافته‌های یک مطالعه تجربی در باب تأثیرات عوامل اجتماعی بر تعهد استمرار و هنجاری پزشکان در شهر تهران تدوین شده است، سعی گردیده برخی از عوامل اجتماعی که در مبانی نظری و تجربی مربوط به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر تعهد استمرار و هنجاری نظیر جامعه‌پذیری حرفه‌ای و درونی‌سازی هنجارهای اجتماعی، التزام و تعهد شغلی، سرمایه‌گذاری بلندمدت در شغل مربوطه، رضایت شغلی و نظایر آن مطرح‌اند، مورد تدقیق و بررسی علمی قرار گیرند.

روش: با استفاده از روش تحقیق پیمایش و با استعانت از قواعد آماری مربوط به تعیین حجم نمونه، حدود 396 پزشک (عمومی، متخصص، فوق تخصص و دندانپزشک) با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای احتمالی، از میان 44202 پزشک شاغل به طبابت در شهر تهران، انتخاب و با استفاده از تکنیک پرسشنامه محقق‌ساخته، داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز جمع‌آوری گردید. اطلاعات ماخوذه از طریق نرم‌افزار SPSS پردازش و مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: با توجه به یافته‌های تحقیق، رضامندی شغلی، فشار شغلی و انگیزش رابطه معنی‌داری را با تعهد استمرار پزشکان و متغیرهای رضامندی شغلی، حمایت اجتماعی و انگیزش رابطه معنی‌داری را با تعهد هنجاری پزشکان نشان می‌دهند. مع‌الوصف میزان تعهد استمرار و هنجاری بر حسب سن و جنس تغییر نمی‌کند. بیشترین همبستگی را در تعهد استمرار و هنجاری به ترتیب متغیرهای رضایت، حمایت اجتماعی و فشار شغلی به خود اختصاص داده‌اند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که رضامندی، حمایت اجتماعی و فشار شغلی در حرفه حدود 35 درصد از تغییرات مربوط به تعهد استمرار و هنجاری پزشکان تحت مطالعه را تبیین می‌نمایند.

نتیجه‌گیری: هر چه قدر پزشکان از لحاظ رضایت‌مندی در سطح بالایی قرار داشته باشند به همان نسبت نیز از تعهد استمرار و هنجاری بالاتری برخوردار خواهند بود. اطرافیان پزشک، شرایط اجتماعی جامعه، ویژگی‌های خاص مربوط به شغل از جمله منابعی هستند که رضایت را تولید می‌کنند. در پژوهش حاضر همچنین نتایج نشان داد که هر چه پزشکان از لحاظ احترام به هنجارها و ارزش‌های جامعه و میزان درونی‌کردن هنجارهای حرفه‌ای در سطح بهتری قرار داشته باشند، از لحاظ داشتن تعهد استمرار و هنجاری نیز در سطح بهتری خواهند بود و در نتیجه جامعه‌ای سالم‌تر خواهیم داشت.

ناامنی غذایی و سرمایه اجتماعی

کمال کوهی

مجله اخلاق زیستی, دوره 4 شماره 11 (1393), 18 September 2016 , صفحه 165-196
https://doi.org/10.22037/.v4i11.13836

مقدمه: امنیت غذایی یکی از فاکتورهای اصلی تأمین‌کننده سلامت فردی و اجتماعی است و ضامن توسعه و پیشرفت جامعه محسوب می‌شود و از چنان اهمیتی برخوردار است که بانک جهانی و فائو هدف توسعه هزاره سوم را امنیت غذایی معرفی نموده است. در همین راستا، مقاله حاضر می‌کوشد میزان ناامنی غذایی خانوارهای شهر تبریز و نقش سرمایه اجتماعی در کاهش آن را مورد مطالعه قرار دهد.

روش: تحقیق به روش پیمایشی در سال 1391 انجام شد و جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوارهای شهر تبریز تشکیل دادند که تعداد آنها بالغ بر ۳۷۸۳۲۹ خانوار بود. از این تعداد، 426 خانوار بر اساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل پایایی متغیرهای ناامنی غذایی و سرمایه اجتماعی نشان‌دهنده پایایی بالایی است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از نرم افزار spss نسخه 22 استفاده شده است.

یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که میزان ناامنی غذایی در خانوارهای شهر تبریز در سطح پایین (10/4 از 100) قرار داشته و تحلیل همبستگی پیرسون نیز حاکی از آن است که ابعاد سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و شبکه روابط اجتماعی با ناامنی غذایی همبستگی منفی و معکوسی داشته است. در بین ابعاد سه­گانه سرمایه اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی و مشارکت اجتماعی وارد مدل نهایی شده و توانسته­‌اند نزدیک به 19 درصد از تغییرات ناامنی غذایی را تبیین نمایند. بعد اعتماد اجتماعی از مدل نهایی خارج شده و تأثیر معناداری در تبیین تغییرات ناامنی غذایی ایفا نمی‌کند.

نتیجه‌گیری: در میان ابعاد سه‌گانه سرمایه اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی و مشارکت اجتماعی تعیین‌کننده‌های مناسبی برای کاهش ناامنی غذایی خانوارهای شهر تبریز محسوب می‌شوند. همچنین شبکه روابط اجتماعی در زمره عمده‌ترین و مهمترین عامل کاهش ناامنی غذایی خانوارها به شمار می‌رود.

 

مقاله مروری


توانبخشی و اصول چهارگانه اخلاق زیستی

شاهین سلطانی, محمود عباسی, محمد کمالی

مجله اخلاق زیستی, دوره 4 شماره 11 (1393), 18 September 2016 , صفحه 11-29
https://doi.org/10.22037/.v4i11.13830

توانبخشی فرایند پویا و سلامت مداری است که به فرد دارای ناتوانی و بیمار کمک می‌کند تا به کیفیت زندگی قابل قبول، احترام به خود و استقلال دست یابد. حوزه توانبخشی مملو از مسائل اخلاقی می‌باشد که برخی از آن‌ها را می‌توان فقط مختص به این حوزه دانست. در نظام سلامت، این مسائل اخلاقی نوعی چالش در انتخاب یک مورد از چندین فعالیت مراقبتی موجود، که به لحاظ اخلاقی نیز قابل دفاع هستند، انگاشته می‌شوند. زیربنای کلیدی یک مسأله اخلاقی به طور عمده به تعارضات میان دو یا چند ارزش و اصول اخلاقی قابل دفاع برمی‌گردد. این تعارضات هنگامی به وجود می‌آید که در یک موقعیت بالینی خاص چندین فعالیت مراقبت سلامت جایگزین وجود داشته باشد. راه حل منطقی مسائل اخلاقی در توانبخشی نیازمند بنیان‌نهادن مفاهیم اخلاقی در قلمرو سیاسی در یک مفهوم وسیع و همچنین اتخاذ سیاست‌هایی است که نتایج آن از کانال گفتگوها و مذاکرات رسمی عمومی به دست آمده باشد.

موانع زیست ارتقایی در خانواده از منظر اسلام

دادخدا خدایار, مهدی قائمی راد, ابراهیم فلاح

مجله اخلاق زیستی, دوره 4 شماره 11 (1393), 18 September 2016 , صفحه 57-94
https://doi.org/10.22037/.v4i11.13833

بحران معنویت یکی از آثار و پیامدهای عصر مدرن است. به رغم پیشرفت‌های چشمگیر در علوم پزشکی، روز به روز بر آسیب‌ها و بیماری‌های روحی ـ روانی افزوده می‌شود و به تبع آن بیماری‌های جسمی نیز گسترش می‌یابد. مطالعات و تجربیات بشر نشان می‌دهدکه برای رشد و تزریق معنویت، ضرورت دارد شناخت، توجه، عمل و روی‌آوردن به دین و احکام آن در اولویت قرار گیرد. اسلام یکی از کانون‌ها و هسته‌های مهم تولید و صدور معنویت را نهاد مقدس خانواده می‌داند.

فلسفه تشکیل خانواده در اسلام به عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی ایجاد محبت، نشاط، قداست، معنویت، سلامت، آرامش، آسایش و رشد برای اعضای خود و جامعه است، اما موانع، آفات و آسیب‌هایی باعث می‌شود تا این کانون مقدس در فرایند تشکیل و استمرار خود نه تنها باعث تعالی و ارتقای فضائل و معنویات نگردد، بلکه نتیجه عکس داده و از هم‌گسیخته شود. به همین منظور هدف در این مقاله آن است تا بر اساس شاخص‌های اسلامی، اهم آفات و انحرافاتی که مانع رشد معنویت خانواده می‌شود احصاء و بررسی و تحلیل گردد. فرض بر این است که مسائلی چون ازدواج‌گریزی، خودداری از تولید نسل، کاهش روابط خانوادگی، اسراف و تجمل‌گرایی، تغییر در سبک خواب و بیداری و... به دلیل ضعف در شناخت‌ها، باورها و ارزش‌های اخلاقی و دینی و تعمد سازمان‌یافته رسانه‌ای و تبلیغاتی مخالفان بدخواه از موانع مهمی است که دامنگیر بسیاری از خانواده‌های مسلمان گشته و به کاهش ارزش‌های معنوی منجر شده است. این نوشتار با روش مطالعه کتابخانه‌ای و اسنادی انجام و ارائه گردیده است.