مقاله اصیل


بررسی علل شکایات بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس

Farhad Rahmati, Hossien Gholamalipoor, Behrooz Hashemi, Mohammad Mehdi Forouzanfar, Fatemeh Hosseini

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 59-63
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8370

مقدمه: بررسی علل شکایات از کادر درمانی و تلاش در رفع آن ها گامی در جهت رضایت هرچه بیشتر بیماران و افزایش بازدهی  بیمارستان میباشد، در این مطالعه بر آن شدیم به بررسی علل شکایات مراجعین بخش اورژانس بیمارستان شهدا تجریش بپردازیم. روش کار: مطالعه مقطعی حاضر از ابتدای شش ماهه نخست سال 1391 تا پایان شش ماهه اول سال 1393 در بخش اورژانس مركز آموزشی درمانی شهدای تجریش، تهران، ایران انجام پذیرفت. کلیه مراجعه کنندگان به بخش اورژانس بیمارستان که شکایت یا هر گونه مشکل خود را بصورت حضوری، مکتوب یا تلفنی به واحد شکایات مستقر در واحد اورژانس ابلاغ نموده بودند وارد مطالعه شدند. از طریق چک لیست از قبل طراحی شده نوع، منبع، نحوه ارائه، موضوع و نتیجه بررسی شکایت جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 و تست های آماری مربع کا و تست دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. سطح معناداری p کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد. يافته ها: مجموعا 123 عنوان شکایت در واحد شکایات بخش اورژانس ثبت شد. در 31 مورد (25/2درصد) حق با بیمار، در 41 مورد (33/3 درصد) حق با بیمارستان و  در 51 مورد (41/5 درصد) نتیجه شکایات بی نتیجه باقی ماند. در  23 مورد (18/7 درصد) شکایت بصورت کتبی، در 17 مورد (13/8 درصد) تلفنی و در 83 مورد (67/5 درصد) حضوری بود که ارتباط معنا داری بین آنها و نتیجه بررسی وجود نداشت (0/277=p). شکایت (25/2 درصد) توسط خود بیمار و 92 شکایت (74/8 درصد) توسط همراهان بیمار ثبت شد که ارتباط معنا داری با نتیجه بررسی نداشتند (0/747=p) . ارتباط معنی داری بین نوع (0/025=p) و موضوع شکایت (0/001>p) و نتیجه نهایی بررسی وجود داشت. نتيجه گيری: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که بیشترین شکایات در بخش اورژانس مربوط به گروههای جراحی و پرستاری بوده و از شایعترین علل نارضایتی کیفیت ضعیف ارائه مراقبت ها و برخورد نامناسب کارکنان گزارش شده است. در تمام شکایت های طرح شده از سرویس جراحی اعصاب، داخلی و واحد پذیرش حق به بیمار داده شد و در مقابل تمام شکایات مربوط به واحد تریاژ و آزمایشگاه، بیمارستان محق شناخته شده است.

اثر شستشوی با محلول های مختلف بر میزان بروز عفونت زخم

Majid Zamani, Fatemeh Sadeghi Panah, Mehrdad Esmailian, Reza Azizkhani, Zahra Yoosefian, Mojtaba soltani

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 64-69
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8729

مقدمه: مدیریت زخم های حاد و مزمن در دهه اخیر تغییرات زیادی داشته اما توجه بسیار کمی بر نوع محلول مورد استفاده در شستشوی زخم شده است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف مقایسه بروز عفونت زخم در سه روش شستشوی زخم با نرمال سالین، آب مقطر و آب معمولی در مراجعین به اورژانس طراحی شد. روش کار: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور با پیگیری 10 روزه می باشد. در پژوهش حاضر موارد زخم های سطحی مراجعه کننده به اورژانس، به طور تصادفی توسط یکی از محلول های نرمال سالین، آب مقطر و آب معمولی شستشو داده شدند. تمامی بیماران با آنتی بیوتیک مشابه ای مرخص شدند و پس از 48 ساعت و 10 روز بیماران از نظر بروز احتمالی علایم پیگیری شدند. پیامدهای مورد ارزیابی شامل بروز عفونت و بهبودی طی 48 ساعت ابتدایی و 10 روز پس از ترخیص در نظر گرفته شد. يافته ها: در مطالعه حاضر 1200 بیمار وارد شدند (57/0 درصد مرد، میانگین سنی 11/0±25/5 سال). 43 (3/5 درصد) بیمار در پیگیری 48 ساعته علائم عفونت را نشان دادند. از این بین 10 (2/5 درصد) بیمار در گروه تحت درمان با نرمال سالین، 15 (3/7 درصد) بیمار در گروه آب مقطر و 18 (4/4 درصد) بیمار در گروه شستشو با آب معمولی بودند (0/32=p). سیزده (3/2 درصد) بیمار در گروه نرمال سالین، 20 (4/9 درصد) فرد در گروه آب مقطر و 23 (5/6 درصد) بیمار در گروه تحت درمان با آب معمولی از مصرف آنتی بیوتیک ممانعت کرده بودند (0/24=p). شیوع عفونت در بیمارانی بیشتر بود که از مصرف آنتی بیوتیک ممانعت کرده بودند (0/001>p). در نهایت نیز پیگیری 10 روزه نشان داد تمامی بیماران بهبودی یافته و هیچ علامتی از بروز عفونت در آنها مشاهده نشد. نتيجه گيری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد شیوع عفونت در سه روش شستشوی زخم با نرمال سالین، آب مقطر و آب معمولی مشابه هم می باشد. بنابراین استفاده از آب آشامیدنی ممکن است به عنوان یک روش جایگزین در شستشوی زخم در نظر گرفته شود.

تدوین خط مشی های ضروری بخش اورژانس بر اساس استانداردهای اعتبار بخشی حاکمیت بالینی

Mehrdad Esmailian, Mohammad Nasr Esfahani, Ali Motallebi Nahyeh

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 70-75
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8940

مقدمه: نقش طرح اعتبار بخشی در بهبود وضعیت بخش های اورژانس مساله ای است که در مطالعات کمتر بدان توجه شده است. بر این مبنا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی نقش خط مشی ها و راهکارهای تدوین شده بر مبنای امتیاز اعتبار بخشی بر بهبود اجرای فرآیندهای بخش اورژانس طراحی گردید. روش کار: مطالعه کوهورت حاضر در بخش  اورژانس مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) اصفهان بین سال های 1391 تا 1392 انجام پذیرفت. در بیمارستان مذکور بر مبنای شاخص های حاکمیت بالینی و ارزیابی های انجام شده در سال 1391 نواقص موجود در وضعیت بخش اورژانس شناسایی گردید. پس از اولویت بندی این نواقص، تغییرات لازم اعمال گردید. در نهایت نیز اثربخشی این اقدامات در مرداد ماه 1392 مورد ارزیابی قرار گرفت. يافته ها: در بررسی سال 1391 مشخص گردید که در روند انجام 23 فرآیند بالینی و غیر بالینی نقص وجود دارد. در این دوره 6 (26/1 درصد) فرآیند به کلی اجرا نمی شد و 17 (73/9 درصد) فرآیند بدون خط مشی بوده و به صورت نامنظم اجرا می شد. نمره کل ارزشیابی فرآیندهای بالینی و غیر بالینی بخش اورژانس قبل از اجرای برنامه اعتبار بخشی 43 از مجموع 230 نمره قابل اکتساب بود (18/7 درصد نمره قابل اکتساب). این امتیاز پس از اجرای طرح، به 222 رسید که معادل 96/5 درصد حداکثر نمره قابل اکتساب بود. این افزایش نسبت به زمان قبل از اجرای طرح، از لحاظ آماری نیز معنی دار بود (0/001>p). نتيجه گيری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد تدوین خط مشی ها و راهکارهای ارتقاء فرآیند های بخش اورژانس بر مبنای برنامه اعتبار بخشی منجر به توسعه و پیشرفت در ارائه خدمات بخش اورژانس می گردد.

نقش مداخله آموزشی بر سطح آگاهی و نگرش در حیطه بیوتروریسم

Siavash Hamzeh pour, Nazli Khajehnasiri

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 76-81
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8946

مقدمه: بیوتروریسم به عنوان یک مسئله مهم بهداشتی توجه زیادی را در سال های اخیر به خود اختصاص داده است. تاکنون تأثیر آموزش بر روی آگاهی و نگرش دانشجویان علوم زیستی در رابطه با عوامل بیوتروریسم در ایران صورت نگرفته است، لذا در این پژوهش تصمیم بر ارزیابی اثر آموزش بر آگاهی و نگرش دانشجویان علوم زیستی نسبت به بیوتروریسم را مورد مطالعه گرفته شد. روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش مداخله ای قبل و بعد می باشد که بر روی دانشجویان گرایش های مختلف زیست شناسی انجام پذیرفت. با استفاده از یک پرسشنامه سطح آگاهی دانشجویان قبل و پس از مداخله آموزشی در خصوص آشنایی با ماهیت بیوتروریسم، عوامل سببی بیوتروریسم، روشهای تشخیصی عوامل بیوتروریسم، مدیریت در حوادث بیوتروریستی و بیولوژیک و تمایل و علاقه به کار در حوادث بیولوژیکی و بیوتروریستی مورد سنجش قرار گرفت. سپس نقش مداخله آموزشی بر وضعیت آگاهی و تمایل دانشجویان برحسب جنسیت مورد مطالعه قرار گرفت. يافته ها: در نهایت 120 دانشجوی کارشناسی مورد پرسشگری و آموزش قرار گرفتند (60 درصد زن؛ میانگین سنی 3/2 ±21 سال). امتیاز آگاهی دانشجویان دختر و پسر قبل از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری نداشت (0/05<p). اما پس از مداخله آموزشی مشخص گردید که امتیاز آگاهی زنان به صورت معنی دار در هر چهار حیطه ماهیت بیوتروریسم (0/0001>p)، عوامل سببی (0/001>p)، تشخیص عوامل بیوتروریسم  (0/0001>p) و مدیریت سوانح بیوتروریستی (0/0001>p) افزایش معنی داری پیدا کرد در حالی که این تغییرات در مردان معنی دار نبود (05/0<p). شایان ذکر است پس مداخله آموزشی میزان تمایل زنان و مردان برای کار و تحقیق در حیطه بیوتروریسم افزایش یافت (0/0001>p) که این افزایش نیز در زنان بیشتر از مردان مشاهده شد (0/0001>p). نتيجه گيری: مداخله آموزشی باعث بهبود سطح آگاهی در حیطه ماهیت بیوتروریسم، عوامل سببی آن، روشهای تشخیصی و مدیریت در حوادث بیوتروریستی در بین دانشجویان مونث گردید. با این وجود پایین بودن سطح آگاهی و تمایل دانشجویان نشاندهنده نیاز به آموزش بیشتر در این زمینه می باشد.

تاثیر اجراء روش مدیریتی FOCUS-PDCA بر بهبود شاخص تعیین تکلیف بیماران بخش اورژانس

Hossien Jabbari beirami, Yalda Mousazadeh, Solmaz Pourranjbari, Mohammad Asghari Jafarabadi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 82-87
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8950

مقدمه: اورژانس بيمارستان از جايگاهي حساس و استثنايي برخوردار است و توقف طولاني مدت بيمار در این بخش امكان ارائه­ خدمات به ساير بيماران نيازمند را كاهش خواهد داد. لذا، این مطالعه با هدف ارزیابی توانایی روش مدیریتی FOCUS-PDCA در کاهش زمان انتظار فرایندها و ارتقای شاخص تعیین تکلیف بیماران اورژانس ظرف مدت 6 ساعت طراحی شد. روش کار: در یک مطالعه مداخله­ای قبل و بعد، تاثیر اجرای روش مدیریتی FOCUS-PDCA بر زمان انتظار فرایندها و شاخص تعیین تکلیف بیماران بخش اورژانس بیمارستان سینای تبریز در مدت 5 ماه مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا تیمی از صاحبان فرایند تشکیل و فرایندهای مشکل­دار را شناسایی و راه­حل­های عملی برای رفع آن ها ارائه گردید. سپس این راه­ حل ها از طریق تدوین برنامه­های عملیاتی مناسب به اجرا در آمدند و در نهایت تاثیرات اجرای این اقدامات بر فرایندهای مذکور با استفاده از نرم افزار SPSS 11.5 و آزمون t  مستقل مورد آنالیز آماری قرار گرفت. يافته ها: پس از گذشت 5 ماه از انجام مداخلات، میانگین زمان انتظار برای دریافت مشاوره از  1/28 دقیقه به 17 دقیقه (0/001>p) و میانگین زمان آماده شدن جواب آزمایش از 26/70 دقیقه به 66/37 دقیقه (0/006=p) کاهش یافت. تعداد بیماران با اقامت بالای 6 ساعت در اورژانس که در اردیبهشت ماه 101 نفر بود  به 52 نفر در آبان ماه (0/002=p) کاهش یافت. شاخص تعیین تکلیف بیمار در کمتر از 6 ساعت نیز از 94/71 درصد در اردیبهشت ماه به  96/87 درصد در آبان ماه ارتقا یافت. نتيجه گيری: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه فوق به نظر میرسد که اجرای شیوه مدیریتی FOCUS-PDCA  تاثیر مثبتی بر کاهش زمان انتظار فرایندها و بهبود شاخص تعیین تکلیف بیماران بخش اورژانس داشته باشد.

نامه به سردبیر


گزارش کوتاه


بررسی کیفیت شرح حال بیماران ترومایی بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) شهرستان ارومیه

Gholamreza Faridaalaee, Behzad Boushehri, Neda Mohammadi, Omid Safari

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 88-92
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.7456

مقدمه: شیوه صحیح تکمیل پرونده ها تاثیر قابل توجهی در کاهش میزان خطای پزشکی داشته و باعث تشخیص صحیح و درمان به موقع بیماران می شود. پرونده پزشکی منبع مهم اطلاعاتی در مورد بیمار، بیماری، عملکرد پزشک و تشخیص و درمان صحیح وی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت شرح حال پرونده بیماران ترومایی مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه انجام شده است. روش کار: در یک مطالعه مقطعی، پرونده بالینی بیماران ترومایی مراجعه کننده به بخش اورژانس بيمارستان امام خميني (ره) شهرستان ارومیه طی آبان ماه سال 1392 با هدف بررسی میزان و کیفیت تکمیل پرونده ها مورد بررسی قرار گرفت.  پرونده بالینی کلیه بیماران از نظر ثبت دقیق مکانیسم تروما؛ اندازه، محل و عمق تشریحی ضایعات جلدی؛ ثبت علائم حیاتی؛ برنامه تشخیصی و  درمانی مورد ارزیابی و استخراج اطلاعات قرار گرفت. بر اساس سیستم تقسیم بندی و امتیاز دهی لیکرت، کیفیت ثبت اطلاعات به سه وضعیت ثبت نشده، ثبت شده با کیفیت مطلوب و ثبت شده با کیفیت نامطلوب تقسیم بندی شد. اطلاعات مذکور در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. يافته ها: در این پژوهش پرونده 795 بیمار ترومایی بستری شده در بخش اورژانس مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت (66/7 مرد). بیشترین میزان ثبت کامل اطلاعات مربوط به مکانیسم تروما (92/5 درصد) و کمترین آن مربوط به برنامه تشخیصی (9 درصد) بود. بیشترین میزان ثبت ناقص اطلاعات نیز به ترتیب مربوط به محل ضایعات حاصل از تروما (7/71 درصد)، تعداد ضایعات (34 درصد) و عمق تشریحی و شدت تروما (34 درصد) بود. بیشترین موارد عدم ثبت اطلاعات مربوط به برنامه تشخیصی(91 درصد) گزارش گردید. در 142 (17/8 درصد) پرونده فقط 1 مورد، در 241 (30/3 درصد) پرونده 2 مورد و در 277 (34/8 درصد) پرونده 3 مورد از آیتم ها ناقص ثبت شده بود و ثبت اطلاعات در 135 (16/9 درصد) پرونده در تمامی موارد ناقص بود. در کل در 82 درصد پرونده ها یک تا چند نقص در ثبت موارد مورد نظر وجود داشت. نتيجه گيری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، وضعیت و کیفیت ثبت اطلاعات مربوط به بیماران ترومایی در واحد اورژانس مورد مطالعه در سطح چندان مطلوبی قرار نداشت. بطوریکه بیشترین میزان ثبت ناقص اطلاعات مربوط به محل ضایعات حاصل ازتروما و بیشترین میزان عدم ثبت اطلاعات مربوط به برنامه تشخیصی بود.

نظرسنجی کارورزان پزشکی در مورد وضعیت آموزشی بخش اورژانس

Fatemeh Heydari, Mitra Amini, Ali Mannani, Samira Esfandiari, Mohammad Kalantari Meibodi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 93-97
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8457

مقدمه: بخش اورژانس از بخش‌های حساس و ویژه هر بیمارستان محسوب می‌شود و آموزش بالینی دانشجویان در این بخش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجایی که دانشجویان در این بخش مهارت و آمادگی لازم را در برخورد با شرایط بحرانی کسب می‌کنند، برای رسیدن به آموزش بالینی کارامد همواره باید شرایط موجود پایش گردیده و ضعف و کاستی‌های آن برطرف شود. لذا مطالعه حاضر با هدف نظرسنجی کارورزان از وضعیت آموزش در بخش اورژانس طراحی شده است. روش کار: در اين مطالعه مقطعی 100 کارورز دانشگاه علوم پزشکی شیراز از ابتدای مهرماه سال 1392 لغایت ابتدای مهرماه 1393 با استفاده از چک لیستی طراحی شده، مورد سؤال قرار گرفتند. چک لیست مورد استفاده شامل دو قسمت اطلاعات دموگرافیک و قسمت مربوط به نظرسنجی بود. سوالات مربوط به نظرسنجی به چهار بخش شامل: وضعیت کنونی، میزان فراگیری اصول تئوری، میزان مهارت کسب شده و در نهایت سؤالاتی پیرامون رتبه آموزشی بخش اورژانس در بین سایر بخش ها و تغییر طول دوره آموزشی بخش اورژانس بود. اطلاعات حاصل با استفاده از نرم آماری SPSS 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. يافته ها: یکصد کارورز مورد ارزیابی قرار گرفتند (55 درصد زن). متوسط سن افراد شرکت کننده ض/5±24/7 سال (حداقل 23 و حداکثر 26) بود. نظر اکثریت کارورزان درباره سطح کنونی نحوه آموزش معاینه، بیان تشخیص و گذاشتن دستورات درمانی در حد یادگیری موارد کلیدی بود در حالی که نحوه آموزش توسط اساتید بر بالین با کاستی مواجه بود. در مورد میزان فراگیری اصول تئوری معاینه و تشخیص موارد مورد مطالعه، نظر اکثریت کارورزان جز در مورد برخورد با بیمار دچار کاهش سطح هوشیاری در حد قابل قبول بود. اما در مورد میزان فراگیری اصول تئوری درمان، نظر اکثریت کارورزان بر وجود نواقص و کاستی‌ بجز در درمان مشکلات آلرژیک و حساسیت بود. رتبه آموزشی بخش اورژانس در بین بخش‌های گذرانده از نظر اکثریت کارورزان در حد متوسط بود. در نهایت 60 درصد کارورزان با افزایش، 4 درصد با کاهش و 36 درصد با ثابت ماندن طول دوره آموزشی بخش اورژانس موافق بودند. نتيجه گيری: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر میزان رضایت‌مندی کارورزان از آموزش در بخش اورژانس بیمارستان‌های نمازی و شهید فقیهی شیراز در حد متوسط بود. نظر اکثریت کارورزان بر وجود نقص در آموزش اساتید بر بالین و کفایت آموزش های تئوری بود. این در حالی است که از میزان و کفایت آموزش مهارت های عملی رضایتمندی قابل قبولی مشاهده گردید.

گزارش 120 مورد دررفتگی مفصل شانه در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس

Payman Asadi, Vahid Monsef Kasmaie, Seyyed Mahdi Zia Ziabari, Behzad Zohrevandi, Nadia sajedi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 98-101
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.8948

به خروج سر استخوان هومروس از حفره گلنویید استخوان اسکاپولا دررفتگی شانه اطلاق میگردد که 50 درصد کل دررفتگی های مفاصل بزرگ را به خود اختصاص داده است. با توجه به اهمیت عوارض و ناتوانی های ایجاد شده در اثر این نوع دررفتگی و در عین حال قابل پیشگیری بودن آن، مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به دررفتگی شانه طراحی شد. در یک مطالعه مقطعی گذشته نگر، تمامی بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس با شکایت دررفتگی شانه طی یک سال مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک و ویژگی های مربوط به نوع دررفتگی، وجود شکستگی همراه، مکانیسم ایجاد دررفتگی، سابقه قبلی دررفتگی و روش جااندازی مورد استفاده از پرونده بالینی بیماران استخراج و در چک لیست طراحی شده به همین منظور ثبت گردید. داده ها بعد از ثبت و جمع آوری، توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. بر این اساس، 120 بیمار با میانگین سنی 21/2 ± 39/3 سال در بخش اورژانس مرکز مورد مطالعه طی یک سال پذیرش شده بودند (2/79 درصد مرد). بیشترین نوع دررفتگی از نوع قدامی (95/8 درصد) و در سمت راست اتفاق افتاده بود (52/5 درصد) و شایعترین علت دررفتگی، افتادن روی دست باز عنوان شده بود (34/2 درصد). جااندازی در 39/3 درصد موارد به روش بسته و در 6/7 درصد به روش جراحی صورت گرفته بود. بر اساس نتایج حاضر در جمعیت مورد مطالعه اکثر بیماران مبتلا به دررفتگی شانه مردان جوانی بودند که به دنبال افتادن روی دست باز دچار دررفتگی قدامی شانه سمت راست شده بودند و با استفاده از روش بسته تحت سدیشن وریدی مورد جااندازی قرار گرفته بودند.

گزارش مورد


مرگ زودرس ناشي از هاری عليرغم دريافت ایمونوگلوبولین و واكسن

Mahmood Sadeghi, Masoome Bayani, Mohammad Montazeri

مجله طب اورژانس ایران, دوره 2 شماره 2 (2015), 23 May 2015 , صفحه 102-104
https://doi.org/10.22037/ijem.v2i2.7792

هاری یک بیماری ویروسی است که میزان کشندگی بالایی داشته و پس از ظهور علائم بالینی چه در انسان و چه در حیوان درمان پذیر نخواهد بود. افرادی كه مورد گاز گرفتگی توسط حیوانات مشکوک قرار می گیرند، در صورت مراجعه سریع به مراكزی که خدمات پیشگیرانه را ارائه می دهند، می توانند از ابتلای به بیماری هاری در امان قرار بگیرند. اما دوام و میزان ايمني در افرادي كه ایمونوگلوبولین و واكسن هاري را تزريق نموده‌اند،  مورد سؤال است. در اين مقاله، خانم 57 ساله‌اي معرفی می شود که توسط شغال مورد گزش قرار گرفته و عليرغم دريافت ایمونوگلوبولین و واكسن هاري فوت كرده است.

آموزشی