Articles


چالش های انتقال خون در نوزادان نارس و راهکارهای ارتقای ایمنی بیمار در NICU

آیناز اسمی

مجله انجمن آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه ایران, دوره 2 شماره 128 (1403), 3 مهر 2026,

نوزادان نارس به دلیل ناپایداری همودینامیک حجم خون محدود و شیوع بالای انمی بیشترین دریافت کنندگان فراورده های خونی در بخش مراقب ویژه نوزادان NICU هستند. با وجود ضرورت انتقال خون در این گروه شواهد نشان می‌دهد که این مداخله می تواند با پیامد های نامطلوبی مانند نکروز انتروکولیت، عفونت های بيمارستاني و نیترات متابولیکی همراه باشد . این مطالعه  با هدف بررسی چالش های انتقال خون در نوزادان نارس و مرور راهکارهای ارتقا ایمنی بیمار درNICU انجام شده است . پژوهش حاضر به صورت مرور روایتی با جستجو در پایگاه هایPubMed ,Scopus وSID طی سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ انجام شد و مقالات مرتبط با پیامد های انتقال خون در نوزادان نارس و مداخلات بهبود ایمنی بیمار انتخاب و تحلیل گردید . نتایج نشان داد که انتخاب صحیح اندیکاسیون انتقال خون ، استفاده از آستانه های هموگلوبین مبتنی بر شواهد ، پایش دقیق قبل و بعداز تزریق ، آموزش تیم درمانی و اجرای پروتکل های استاندارد از مهمترین عوامل پیشگیری از عوارض هستند.

مقاله اصیل


میزان فراوانی پیامدهای نهایی در مراجعه‌کنندگان ترومایی ارجاعی توسط اورژانس پیش بیمارستانی با فرم سرپائی

حامد شفیعی , سید یاسر فرواغی قمی , محمد رضا زارعی, امیر همتا , فاطمه خزائی

مجله انجمن آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه ایران, دوره 2 شماره 128 (1403), 3 مهر 2026,

مقدمه: سیستم اورژانس پیش بیمارستانی دارای کدهای مشخص کشوری می‌باشد که دراعزام تکنسین‌های اورژانس به مأموریت جهت گزارش کوتاه به مرکز هدایت عملیات استفاده می‌گیرد. در زمان حضور واحد تیم اورژانس پیش بیمارستانی در محل حادثه، در مواردی که نیاز به اعزام بیماران توسط آمبولانس نباشد، این گونه بیماران بعد از معاینه و تکمیل فرم 1029، از بیماران خواسته می شود تا خودشان راسا بصورت سرپائی به یکی از واحد های اورژانس بیمارستانهای شهر ، مراجعه نمایند. این مطالعه با هدف بررسی میزان فراوانی پیامدهای نهائی در این دسته از بیماران مبتلا به تروما ارجاعی با فرم 1029 بعد از پذیرش در واحد اورژانس بیمارستان شهید بهشتی قم، انجام شد.. روش ها : پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی می‌باشد. جامعه پژوهش در این مطالعه را بیماران مراجعه‌کننده با فرم سرپایی اورژانس 115 به اورژانس مرکز بهشتی تشکیل داده اند. داده ها به صورت سر شماری تصادفی از بررسی پرونده بیماران دارای فرم اورژانس پیش بیمارستانی 115 در واحد مدارک پزشکی مرکز شهید بهشتی در طی سال‌های 1392 الی 1395 جمع‌آوری شد. یافته‌ها: مطالعه نشان داد 13.41 درصد بیماران تحت عمل جراحی سرپائی قرا گرفتند،  و 6.33 درصد برای بیشتر از 12 ساعت  در اورژانس بستری شدند و 5 . 52 درصد در واحد مراقبت های ویژه بستری شدند. 10.78 درصد به اتاق عمل بیمارستان ارجاع شدند رابطه معنی داری بین متغیرهای جنس، سن و پیامد نهایی در بین بیماران ترومایی مراجعه‌کننده با فرم اورژانس دارای کد 1029 به بخش اورژانس مرکز شهید بهشتی وجود دارد (P=0.0001). اما بین متغیرهای زمان حضور اورژانس و منتظر ماندن در اورژانس و پیامد نهایی رابطه معنی داری مشاهده نشد (p=0.741 و p=0.552). بحث : این پژوهش با توجه به نتایج به دست آمده بیان می‌دارد که استفاده از کد 1029 برای 50% بیماران که نیاز به یک درمان سرپایی دارند و وضعیت حاد اورژانسی ندارند مناسب است ولی برای سایر بیماران(حدود 23% )بیماران که نیاز به مداخلات درمانی و اقدامات تشخیصی بیشتری داشتند مناسب نمی باشد.

بررسی دلایل نارضایتی بیماران از اقامت در بخش مراقبت های ویژه (ICU) بیمارستان بقیه الله در سال 1403-1404

شکیبا صحرادوست, دکتر, دکتر رضا قنبرپور, دکتر عباس طاهر, دکتر سیدمهدی صابری

مجله انجمن آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه ایران, دوره 2 شماره 128 (1403), 3 مهر 2026,

زمینه و هدف: پایشICU    به دلیل وجود بیماران مبتلا به بیماری های تهدید کننده حیات از سایر بخش های بیمارستان متفاوت است. به دلیل عدم رضایتمندی بیماران از ICU جراحی و تمایل به ترخیص بیماران و مشکلات ناشی از آن، این تحقیق با هدف شناسایی نقاط ضعف موجود در سیستم انجام گرفت. روش کار: این مطالعه ی توصیفی- مقطعي با هدف بررسي میزان رضایتمندی بیماران از خدمات ارائه شده بیمارستاني در ICU جراحی بیمارستان بقیه الله اعظم(عج) (1403-1404) انجام گرفت. پس از اخذ مجوز، بيماران بستری در ICU جراحی، پرسشنامه طراحی شده را تکمیل کردند. سپس اطلاعات جمع آوري شده به وسيله نرم افزار آماري SPSS v.24 مورد آناليز و تجزيه وتحليل قرار گرفت. یافته­ ها: پس از تایید روایی و پایایی پرسشنامه، نتایج حاصل از بررسی ۳۸۷ بیمار، نشان داد که بالاترین میزان نارضایتی در افراد به ترتیب مربوط به رعایت سکوت و آرامش صوتی (۳۰٪)، نحوه توضیحات درمانی توسط پرسنل (۱۹٪)، برخورد پرسنل با پریشانی بیمار و حمایت عاطفی (12%) و دفعات و سهولت دسترسی به پزشک(11%) بود. نتیجه ­گیری: بیماران از رضایت نسبتا خوبی از کلیه حیطه های مورد بررسی برخوردار بوند. مهم ترین مشکلات بارز گزارش شده توسط بیماران مربوط به سروصدای زیاد فضا، کاستی توضیحات تشخیصی و درمانی و حمایت عاطفی کادر درمان در بخش مراقبت های ویژه بوده اند که نیازمند بررسی و چاره اندیشی برای حل این مشکلات هستند.

بررسی مقایسه‌ای اثرات ایزوفلوران و سووفلوران بر فشار خون شریانی در بیماران تحت جراحی‌های هپاتوبیلیاری: یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی یک سوکور

kasra karvandian, راحله ارجمند کرمانی

مجله انجمن آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه ایران, دوره 2 شماره 128 (1403), 3 مهر 2026,

چکیده مقدمه: جراحی‌های کبد، به‌ویژه هپاتکتومی، با خطر بالای خونریزی، مرگ‌ومیر و عوارض پس از عمل همراه هستند. با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در تکنیک‌های جراحی و بیهوشی، مدیریت همودینامیک بیماران هپاتوبیلیاری همچنان چالش‌برانگیز است. داروهای بیهوشی استنشاقی مانند سووفلوران و ایزوفلوران نقش مهمی در حفظ پایداری فشار خون حین عمل دارند، اما تفاوت‌های عملکردی آن‌ها می‌تواند بر ایمنی و پیامدهای بالینی بیماران تأثیرگذار باشد. از این‌رو، بررسی مقایسه‌ای این دو دارو در زمینه حفظ فشار خون متوسط (MAP) در بیماران تحت جراحی‌های هپاتوبیلیاری ضروری به نظر می‌رسد. مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی‌شده و یک‌سوکور، ۶۰ بیمار تحت جراحی‌های هپاتوبیلیاری به‌طور تصادفی در دو گروه دریافت‌کننده سووفلوران و ایزوفلوران قرار گرفتند. فشار خون غیرتهاجمی (NIBP) با استفاده از کاف فشارسنج هر ۵ دقیقه یک‌بار اندازه‌گیری شد. همچنین فشار خون تهاجمی (IBP) از طریق تعبیه خط شریانی (آرترلاین) به‌صورت پیوسته در طول جراحی ثبت گردید و مقادیر فشار خون سیستولیک، دیاستولیک و فشار متوسط شریانی (MAP) در فواصل زمانی ۵ دقیقه‌ای ثبت شدند. در پایان جراحی، مقادیر فشار خون سیستولیک، دیاستولیک و MAP و تغییرات آن‌ها بین دو گروه مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفتند. نتایج: در این مطالعه، ۶۰ بیمار به‌طور مساوی در دو گروه دریافت‌کننده ایزوفلوران و سووفلوران قرار گرفتند. ویژگی‌های دموگرافیک و بالینی اولیه شامل سن، جنس، شاخص توده بدنی، مدت جراحی و بیماری‌های زمینه‌ای بین دو گروه تفاوت معناداری نداشتند. هر دو گروه در طول زمان کاهش معناداری در MAP، فشار سیستولیک و دیاستولیک نشان دادند (پی مقدار =0001/0).   با این حال، میزان کاهش MAP و فشار سیستولیک در گروه ایزوفلوران به‌طور معناداری بیشتر از گروه سووفلوران بود (پی مقدار=03/0 و 01/0 به‌ترتیب). در مورد فشار دیاستولیک، تفاوت بین‌گروهی معنادار نبود (پی مقدار =84/0).  بر اساس داده‌های ارائه‌شده در شکل ۱، هر دو گروه به‌صورت مستقل در طول زمان کاهش معناداری در MAP  نشان دادند (پی مقدار =0001/0).  نتیجه گیری: مطالعه ی حاضر نشان داد که هم ایزوفلوران و هم سووفلوران باعث کاهش قابل توجه فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی در بیماران تحت عمل جراحی هپاتوبیلیاری میشوند اگرچه کاهش فشارخون متوسط شریانی و فشارخون سیستولیک در ایزوفلوران بیشتر از سووفلوران بود. شایان توجه است که اگرچه اختلالات همودینامیک در هیچ یک مشاهده نشد، سووفلوران ثبات قلبی عروقی بیشتری را نسبت به ایزوفلوران تضمین می کند. کلمات کلیدی: بیهوشی استنشاقی، جراحی های کبد، ایزوفلوران، سووفلوران، فشارخون شریانی.

گزارش مورد


در این گزارش، مدیریت بیهوشی یک بیمار ۵۴ ساله بی‌خانمان با مصرف مزمن تریاک در شرایط جراحی اورژانسی شانه تشریح می‌شود. بیمار با تنگی نفس، درد قفسه سینه و دررفتگی قدیمی شانه که به آبسه با آمفیزم زیرجلدی تبدیل شده بود مراجعه کرد. سی‌تی‌اسکن قفسه سینه، آمفیزم سانتری‌آسینار و پاراسپتال دوطرفه، عفونت فعال برونشیولی، گشادشدگی نای و یک دیورتیکول نای را نشان داد که مجموعاً خطرات بیهوشی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دادند. در ارزیابی پیش‌بیهوشی، ناپایداری همودینامیک، آمفیزم شدید، عفونت فعال راه‌هوایی، دیورتیکول نای و وابستگی مزمن به اپیوئیدها به‌عنوان عوامل پرخطر هم‌افزا شناسایی شدند. استراتژی بیهوشی بر القای با دوز کاهش‌یافته میدازولام، لیدوکائین، پروپوفول و فنتانیل و حفظ تنفس خودبه‌خودی در طول عمل استوار بود. لوله‌گذاری تراشه با لارنگوسکوپی ویدئویی بدون استایلت انجام شد و تلاش شد فشارهای راه‌هوایی در حد فیزیولوژیک باقی بماند تا از هایپراینفلاسیون دینامیک، پنوموتوراکس و پارگی دیورتیکول نای پیشگیری شود. سیر حین عمل و پس از عمل بدون عارضه قابل توجه سپری شد و بیمار پس از دریافت آنتی‌بیوتیک‌های وسیع‌الطیف ترخیص گردید، هرچند به‌دلیل بی‌خانمانی امکان پیگیری طولانی‌مدت وجود نداشت.