سخن سردبیر


تعرفة خدمات پزشکی از پی گذر نیمی از سال!

شورای سردبیری

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 2-2

مدت‌های مدید است که بحث تعرفة خدمات پزشکی و  میزان آن ادامه دارد. خود ما در سرمقاله‌های «مجلة انجمن آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژة ایران» بسیار به این موضوع پرداخته‌ایم و هر بار از زاویه‌ای دیگر آن را مورد بررسی و موشکافی قرار داده‌ایم. اکنون سال 93 به نیمة دوم خود رسیده است و با عنایت به گذر شتابناک روزها و هفته‌ها دیر نیست روزی که ما خود را در تدارک آغاز سالی تازه‌ بازبینیم و چه تأسف‌بار خواهد بود اگر در آن زمان نیز همچنان خود را در کش و قوس بحث کشداری بیابیم که آغازش به زمان‌های دور در گذشته بازمی‌گردد. و به راستی چرا در این سرزمین که ما ریشه در خاک آن داریم هر مبحثی این‌گونه به درازا می‌کشد و نتایج تعیین کننده دیر و دور به دست می‌آید یا اصلاً به دست نمی‌آید؟! چرا باید نقد عمر این‌گونه در بحث‌های درازدامن و بی‌پایان از دست برود و لحظات عمر بی‌بازگشت ما به جای آنکه در مسیر تعالی و ترقی کشور صرف گردد در کج و پیچ بحث‌ها و خُرده‌بحث‌های مسائل به ظاهر صنفی تلف گردد؟...

مقاله اصیل


بررسي مقايسه‌اي اثر لوله‌هاي تراشه‌اي قابل انعطاف جايگزين لوله‌هاي تراشه‌اي رايج بر عوارض ناشي از لوله‌گذاری

محمد علیپور, سیدحسین ذوقی, مجید رضوی

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 3-9

مقدمه: بيهوشي عمومي معمولاً نیازمند گذاشتن یک لولة مناسب داخل تراشه‌ای در داخل نای است. در بعضی بیماران و یا در شرایط خاصی انجام لوله‌گذاری مشکل بوده و نياز به استفاده از وسايل كمكي توسط فرد ماهر است. پژوهشگران این مطالعه با استفاده از تجربیاتشان اقدام به ساختن لولة داخل تراشة قابل انعطافی از PVC  کردند که روش استفادة آسان‌تری دارد. اين مطالعه با هدف مقایسة عوارض ناشي از لوله‌گذاري با لولة تراشه‌اي رايج و لولة قابل انعطاف اختراعی توسط پژوهشگر این مطالعه انجام شد. مواد و روش‌ها: اين مطالعه به صورت كارآزمايي باليني انجام گرفت. 128 بیمار کاندید بیهوشی عمومی الکتیو به صورت تصادفي با لولة PVC رايج (53 =تعداد) یا لولة قابل انعطاف جدید (76=تعداد) لوله‌گذاری شدند. همة بیماران به روش يكسان تحت القا بيهوشي قرار گرفتند. اطلاعات آماری با نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. 05/0p<  معنی‌دار در نظر گرفته شد. نتایج: گلودرد در 39 نفر (6/73%) از گروه شاهد و 55 نفر (6/72%) از گروه مطالعه مشاهده نشد که تفاوت معناداری بین دو گروه نیست(433/0p=). همچنین از نظر بروز سرفه بین بیماران دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد.42 نفر (2/79%) از گروه شاهد و 69 نفر (8/90%) از گروه مطالعه دچار سرفه در ساعات مختلف ارزیابی بعد از عمل نشدند (272/0p=). هیچ‌یک از افراد مورد مطالعه دچار خشونت صدا نشدند.  بحث: لولة تراشة قابل انعطاف اختراعی توسط پژوهشگراین طرح از نظرکارآیی در انجام لوله‌گذاری و عوارض مشابه نمونه‌های خارجی رایج در بازار است ضمن اینکه از قیمت مناسب‌تر و روش استفادة آسان‌تر و عدم نیاز به وسایل جانبی مختلف برخوردار است.

بررسی درک از تغذیة انترال در پرسنل بخش‌های مراقبت‌های ویژة شهر کرمان در سال 1392

حکیمه حسین رضایی, سکینه سبزواری, اُم‌سلمه رودی, سعیده وارسته

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 10-18

مقدمه: سوء تغذیة یک مشکل شایع در میان بیماران بستري در بخش‌های مراقبت ویژه محسوب می‌شود. حمایت تغذیة‌ای در بخش مراقبت‌های ویژه به عنوان جزء جدایی‌ناپذیر مراقبت از بیمار پذیرفته شده است. با این حال، تغذیة در مقایسه با سایر مراقبت‌ها در اولویت پایین‌تری باقی مانده است. در حال حاضر اطلاعات کمی در ارتباط با درک از تغذیة انترال در پرستاران وجود دارد، به همین دلیل این پژوهش با هدف بررسی درک پرسنل شاغل در بخش‌هاي مراقبت ویژة بیمارستان‌های آموزشی شهر کرمان در مورد مراقبت‌های پرستاری مربوط به تغذیة انترال در نیمة دوم سال1392 انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعة توصیفی – مقطعی در سال 1392 روی 119 نفر از کارکنان شاغل در بخش‌های مراقبت ویژة بیمارستان‌های آموزشی شهر کرمان که مسؤولیت تغذیة بیماران را انجام می‌دهند و به روش سرشماری و مبتنی بر هدف انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامة پژوهشگر ساخته مشتمل بر دو بخش بود. بخش اول برای بررسی ویژگی‌های دموگرافیک و بخش دوم برای سنجش درک، مشتمل بر 14 سناریو در مورد تغذیة انترال بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS 18 و روش‌های آماری توصیفی و آزمون‌های تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آنووا[1] استفاده شد. یافته‌ها: در این مطالعه مشخص شد 4/92% واحدهای مورد پژوهش را زنان تشکیل می‌دادند و 7/80% آنها متأهل و 6/96%  دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند. نمرة کلی درک پرسنل در زمینه تغذیة لوله‌ای، از 14 نمره، 99/1±68/6 بود یعنی 7/47% نمرة کلی درک را کسب کردند و درک آنها مثبت اما از سطح متوسط کمتر بود. بالاترین نمرة درک در زمینة پیشگیری از انسداد لوله و عفونت بود. نتایج حاصل همچنین نشان داد که تنها بین درک واحدهای مورد پژوهش در زمینة تغذیة انترال و اضافه‌کاری ارتباط معنی‌دار آماری وجود داشت. نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه، پرسنل مسؤول تغذیة بیماران  کمتر از نیمی (7/47% نمرة کلی) از نمرة درک را کسب کردند. با توجه به نقش مهم پرستار در مدیریت تغذیة لوله‌ای، باید استانداردهای عملی و دستورالعمل‌های مبتنی بر شواهد در بخش‌های مراقبت ویژه آموزش داده شوند تا پرسنل با آگاهی بیشتر و درک مثبت و احساس توانایی بیشتر، عملکرد اصولی‌تری را در زمینة تغذیة انترال اتخاذ کنند.

مقايسة روش بي دردي تزریق تک دوز بوپی‌واکائین و فنتانیل داخل صفاقی با تزریق تک دوز اپيدورال سینه‌ای بر طول مدت بي‌دردي پس از عمل كله¬سيستكتومي لاپاروسكُپيك

علیرضا میرخشتی, بهزاد نعمتی هنر, آرش توفیق, مازیار بذرافشان, الهام معماری

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 19-25

مقدمه: عدم کنترل مناسب درد بعد از جراحی کله‌سیستکتومی لاپاراسکپیک از عوامل نارضایتی و تأخیر در ترخیص بیماران است. با توجه به عوارض سیستمیک تجویز مخدرها از روش‌های متعددی از جمله اپیدورال سینه‌ای و داخل صفاقی به عنوان جایگزین برای کاهش درد بعد از عمل استفاده می‌گردد . در این مطالعه ما به مقايسة دو روش بي­دردي تزریق تک‌دوز داخل صفاقی با تزریق تک دوز اپيدورال سینه‌ای در كله­سيستكتومي لاپاراسكپيك پرداختیم. مواد و روش: در یک مطالعة کارآزمایی بالینی تصادفی 52 بيمار 18 تا 68 ساله با ASA[1] كلاس 1 و 2 كانديد عمل جراحي كله­سيستكتومي لاپاراسكپيك در دو گروه داخل صفاقی (I) و اپیدورال سینه‌ای (T) تقسیم شدند. در گروه I قبل از تزریق تروکار، 80 ميلي­ليتر محلول بوپيواكائين 125/0٪ همراه 50 ميكروگرم فنتانيل و اپي­نفرين 200000/1 در داخل فضای صفاقی و در محل برش زیر ناف تزریق می­شود.  به هنگام تزریق دارو بیماران در وضعیت ترندلنبرگ قرار می­گیرند. در گروه T پیش از برداشتن تروکار و با اطلاع تیم جراحی، از طریق کاتتر اپیدورال به میزان 15سی­سی محلول بوپيواكائين 125/0٪ همراه 50 ميكروگرم فنتانيل و اپي­نفرين 200000/1 تزریق ­شد. ميزان درد بيماران به هنگام ترخيص از ريكاوري و ظرف 6، 12و 24 ساعت بعد از جراحی با استفاده از مقیاس سنجش بصری[2] ارزيابي گردید. اولين زمان نياز به داروي بي­دردي با VAS‌‍‌ بيشتر از 3 در هر دو گروه ثبت و با يكديگر مقايسه شد. میزان کلی مورفین مصرفی در ریکاوری و  تا 24 ساعت بعد نیز ثبت گردیده و با یکدیگر مقایسه شد. همچنین معیارهای همودینامیک و تهوع و استفراغ بعد از عمل ثبت گردید. یافته‌ها: اثرات ضد درد بعد از عمل و اولین زمان نیاز به بی‌دردی در روش تزریق تک‌دوز داخل صفاقی در مقایسه با تزریق تک‌دوز اپي­دورال سینه‌ای از لحاظ آماری با یکدیگر تفاوت معنی­دار نداشتند.(p value05/0< نتیجه‌گیری: هم روش تزریق تک دوز داخل صفاقی و هم تزریق تک‌دوز اپيدورال سینه‌ای،  تکنیک‌های مؤثری هستند که می­توانند بر حسب شرایط در کنترل درد بیماران بعد از جراحی کله‌سیستکتومی لاپاراسکپیک مورد استفاده قرار گیرند.

مقایسة اثرات بی دردی پاراستامول وریدی با مپریدین وریدی در کنترل درد پس از اعمال جراحی هرنی اینگوینال

سیدعلیرضا مهدوی, سیدسجاد رضوی, افسانه صادقی, احمد خالق‌نژاد طبری, محسن روزرخ, احمد اقبالی, علی علی‌عسگری, فاطمه عبداله‌ گرجی, بابک قرایی

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 26-34

زمینه و هدف: کودکان در بیان درد قاصرند و باید به درد ناشی از عمل آنها توجه شود. برای پرهیز از عوارض مخدری و داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی بر آن شدیم تا به مقایسة استامینوفن وریدی با مپریدین وریدی برای کنترل درد پس از عمل هرنیورافی در کودکان بپردازیم. هدف اين مطالعه بررسي مقایسه‌ای میزان کاهش درد به وسیلة دو روش بی‌دردی با پاراستامول و مپریدین وریدی است. مواد و روش‌ها: هشتاد نفر کودک تحت عمل هرنیورافی یک‌طرفه به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. به یک گروه استامینوفن وریدی با دوز 15 میلی‌گرم / کیلوگرم، و به گروه دیگر مپریدین وریدی با دوز 1 میلی‌گرم / کیلوگرم بلافاصله پس از القاء بیهوشی تجویز شد و نتایج بی‌دردی با معیار OPS در ریکاوری و تا 6 ساعت پس از حضور در بخش سنجیده شد. درمان درد با مورفین اضافی صورت گرفت و میزان درد و مخدر مصرفی کلی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج: میانگین سنی و نسبت جمعیتی در بین دو گروه از نظر آماری تفاوت نداشت (8/4±1/3 سال در گروه استامینوفن و 6/4±9/2 سال در گروه مپریدین و 85/0p=، نسبت دختر به پسر در هر دو گروه 5/42 به 5/57 درصد). میانگین درد در ریکاوری و ساعت اول حضور در بخش در دو گروه تفاوت آماری نداشت. در دومین تا ششمین ساعت حضور در بخش، میزان درد در گروه مپریدین کمتر از گروه استامینوفن بود. بعد از عمل، تعداد کودکانی که از دومین ساعت حضور در بخش به بعد به علت درد، مورفین دریافت داشته و از مطالعه خارج شدند در گروه استامینوفن بیشتر از گروه مپریدین بود (در دومین تا ششمین ساعت حضور در بخش به ترتیب 10، 3، 9، 15 و 3 کودک در گروه استامینوفن، مورفین گرفته و از مطالعه خارج شدند در حالی که 7 کودک در ششمین ساعت حضور در بخش از گروه مپریدین خارج شدند). نتیجه‌گیری: در این مطالعه نشان داده شد که داروی مپریدین وریدی در کودکانی که تحت جراحی هرنیورافی یک‌طرفه قرار می‌گیرند کاهش درد مناسب‌تری نسبت به پاراستامول وریدی داشته است.

تأثیر ترانکسامیک اسید در میزان خونریزی اعمال جراحی آندوسکپی سینوس

فاطمه حاجی‌محمدی, محسن نراقی, افشار اعتمادی آل آقا, مهرداد بهزادی, سیدمحمد میراسکندری, پیمان دبیرمقدم, پاتریشیا خشایار, زهرا مختاری, سارا محمدی, مهناز جدیدکار

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 35-40

مقدمه: با وجود به‌کارگیری تکنیک‌های مختلف برای کاهش خونریزی حین عمل، خونریزی حین آندوسکپی سینوس یکی از مهم‌ترین معضلات مشترک سرویس بیهوشی و جراحی باقی مانده است. ترانس آمین با خواص آنتی‌فیبرینولیتیک برای کاهش خونریزی حین اعمال جراحی ارتوپدی، پیوند و جراحی قلب استفاده می‌شود، ولی تاکنون هیچ مطالعه‌ای در مورد اثرات وریدی این دارو در کنترل خونریزی حین آندوسکپی سینوس انجام نشده است.در این مطالعه اثر ترانس‌آمین وریدی بر میزان خونریزی و کیفیت فیلد جراحی حین عمل جراحی آندوسکپی سینوس بررسی شده است. مواد و روش‌ها: در یک مطالعة کارآزمایی بالینی 88 بیمار کاندید جراحی آندوسکپی سینوس بر اساس جدول اعداد تصادفی در یکی از دو گروه ترانس آمین یا دارونما قرار گفتند.در گروه اول پس از القاء بیهوشی 15 میلی‌گرم به ازاء هر کیلوگرم ترانس‌آمین انفوزیون شد و در گروه دارونما 200 سی سی نرمال سالین انفوزیون شد.روش بیهوشی و جراحی در دو گروه یکسان بود و جراح و متخصصان بیهوشی از داروی داده شده به بیمار بی‌اطلاع بودند. در انتهای عمل حجم کلی خونریزی توسط متخصصان بیهوشی و کیفیت فیلد عمل توسط جراح ارزیابی و در دو گروه مقایسه شد. یافته‌ها: خونریزی در گروه ترانس‌آمین 30/51±41/98 و در گروه دارونـما 75/71±98/148 بــود  (01/0= p).مقیاس رضایت جراح از فیلد عمل نیز در گروه ترانس آمین بالاتر از گروه دارونما بود. نتیجه‌گیری: ترانس‌آمین وریدی در جراحی FESS موجب تغییر کلینیکی بارزی در میزان خونریزی و رضایت جراح نمی‌شود.

مقایسة عوارض کاتتریزاسیون ورید ساب کلاوین چپ و راست در بیماران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر قلب

مسعود تربیت, مریم داودی, بابک منافی, ضیاء توتونچی

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 41-46

مقدمه: کاتتریزاسیون ورید ساب کلاوین یکی از شایع‌ترین اقدامات تهاجمی در عمل جراحی قلب است. هدف از این مطالعه مقایسة کاتتریزاسیون ورید ساب کلاوین چپ و راست از طریق روش اینفراکلاویکولر در بیماران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر با گرافت [1] LIMA بوده است. مواد و روش‌ها:     مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی آینده‌نگر تصادفی بر روی 193 بیما ر طی 9 ماه انجام شد. تکنیک کاتترگذاری در هر دو سمت چپ و راست به روش اینفراکلاویکولر بود. در همة بیماران لولة سینه‌ای درهمی توراکس چپ حین عمل جراحی تعبیه شد و سپس تعداد کاتتریزاسیون موفق و عوارض در دو سمت مقایسه گردید.یافته‌ها: از بین 193 بیمار که کاتترگذاری در آنها انجام گرفت در 177 (7/92٪) مورد کاتتریزاسیون در بار اول موفق بود که تعداد 105 (1/92٪%) مورد در سمت راست و تعداد 72 (1/91٪) مورد در سمت چپ بود كه تفاوت معنی‌داری بين دو سمت مشاهده نشد. عدم قرارگیری صحیح نوک کاتتردر سمت راست (6/9٪) به طور معنی‌داری(003/0p =) بیشتر از سمت چپ (0٪) بود. هرچند پنوموتوراكس ناشی از کاتتریزاسیون فقط در سمت راست مشاهده شد ولي هیچ تفاوت معنی‌داری در پنوموتوراكس و دیگر عوارض بین دو سمت مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه به نظر می‌رسد عدم قرارگیری صحیح نوک کاتتر در سمت چپ، در مقایسه با راست کمتر است. اگرچه میزان عوارض و موفقیت کاتتریزاسیون در دو سمت تفاوتی نداشت.  

مقایسة اثر تجویز سولفات منیزیم وریدی با پروپوفول بر کاهش سرفه ناشی از فنتانیل در بیماران کاندید عمل جراحی الکتیو ارتوپدی

عباس صدیقی‌نژاد, بهرام نادری نبی, محمد حقیقی, ولی ایمان‌طلب, مریم پالیزکار, امیرحسین فتحی

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 47-52

مقدمه: وقوع سرفة ناشی از فنتانیل (FIC) طی القاء بیهوشی عمومی نامطلوب بوده و بین 65-28% متغیر است. سرفه، فشار داخل جمجمه، چشم و شکم را افزایش می‌دهد. این مطالعة تصادفی شدة دوسویه کور اثر پیش‌درمانی با پروپوفول و سولفات منیزیم را بر بروز و شدت سرفه ناشی از فنتانیل ارزیابی می‌کند. مواد و روش‌ها: 312 بیمار 60-18 ساله با کلاس 1 و 2  ASA[1] که کاندید اعمال جراحی الکتیو ارتوپدی بودند به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند (هر گروه 104 نفر). گروه 1، 30 میلی‌گرم / کیلوگرم سولفات منیزیم (به حجم 5 سی‌سی)، گروه 2، 3/0 میلی‌گرم / کیلوگرم پروپوفول (به حجم 5 سی‌سی) و گروه 3، 5 سی سی نرمال سالین یک دقیقه قبل از تجویز 2 میکروگرم / کیلوگرم فنتانیل دریافت کردند. بروز، شدت و زمان وقوع سرفه یک دقیقه پس از تجویز فنتانیل ثبت شد. 05/0 p-value< معنی‌دار تلقی می‌شد. نتایج: بروز سرفة ناشی از فنتانیل در گروه‌های 1، 2 و 3 به ترتیب 5/12%، 6/9% و 7/33% بود (05/0p<  برای گروه‌های درمان 1 و 2 در مقابل گروه کنترل 3)؛ ولی تفاوت آماری معنی‌داری در شدت و زمان بروز سرفه بین سه گروه وجود نداشت. بحث: سولفات منیزیم (30 میلی‌گرم / کیلوگرم) و پروپوفول (3/0 میلی‌گرم / کیلوگرم) یک دقیقه قبل از تزریق فنتانیل (2 میکروگرم / کیلوگرم) بروز سرفة ناشی از فنتانیل را به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش داد.

بررسی میزان آگاهی پرسنل پزشکی بیمارستان‌های آموزشی درمانی شهرستان خرم‌آباد از معیار FOUR در سال 1390

الهام سپهوند, رستم جلالی, مریم میرزایی

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 53-59

مقدمه: برای ارزیابی سطح هوشیاری و پیش‌آگهی بیماران در بخش مراقبت‌های ویژه داشتن یک مقیاس استاندارد ضروری است. تاکنون مقیاس‌های زیادی برای تعیین سطح هوشیاری مورد استفاده قرار گرفته‌اند. معیار FOUR یک مقیاس جدید است که با در نظر گرفتن محدودیت‌های GCS[1] توسعه یافته است و می‌تواند در بخش مراقبت‌های ویژه مفید باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان آگاهی پرسنل پزشکی از معیار FOUR در بیمارستان‌های آموزشی درمانی شهر خرم‌آباد در سال 1390 است. مواد و روش‌ها: این پژوهش یک پژوهش توصیفی – تحلیلی – مقطعی است. نمونه‌گیری با روش تصادفی طبقه‌ای از بین پرستاران بیمارستان‌های آموزشی شهر خرم‌آباد انجام شد و حجم نهایی نمونه به 90 نفر رسید. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامة محقق ساخته‌ای بود که دارای روایی محتوی و صوری و شامل دو قسمت اطلاعات دموگرافیک و 24 سؤال در مورد میزان آگاهی و نیز در مورد معیار FOUR بود. پس از جمع‌آوری، داده‌ها با نرم‌افزارSPSS-16  آنالیز و از تست‌های کای دو  و تی تست استفاده شد. یافته‌ها: تعداد نمونه‌ها 90 نفر با میانگین سنی 31±28/7 و محدودة سنی 23 تا50 سال و سابقة کار 1 تا 28 سال با میانگین 8/6 ± 75/7 بود. 4/24٪ نمونه‌ها مرد و 6/75٪ آنها زن بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کل آزمون 93/6 و 9/5± بود. میزان آگاهی نمونه‌ها در موضوع مورد مطالعه 60% در حد ضعیف 4/34% در حد متوسط و 6/5% در حد خوب بود. تفاوت آماری معنی‌داری بین میزان آگاهی با جنس، مدرک تحصیلی، بخش محل خدمت، وضعیت تأهل و شرکت در سمینار وجود نداشت. بین میزان آگاهی با سن، سابقة کار و خدمت در بیمارستان‌های شهر تفاوت معنی‌داری وجود داشت (05/0 p<). نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که سطح آگاهی در مورد معیار FOUR ضعیف است. با توجه به معتبر و کاربردی بودن معیار FOUR، نیاز هست که با دادن آموزش‌های لازم (هم دیداری و هم نوشتاری)، سطح آگاهی پرسنل را بالا برد تا بتوان از این معیار  به عنوان جایگزین مناسبی برای GCS در ارزیابی سطح هوشیاری بیماران کمایی استفاده کرد. 

گزارش مورد


گزارش مورد: آمفيزم وسیع زير جلدي دی‌اکسید کربن حين عمل جراحي لاپاراسکُپی تشخیصی شکم

سارا آدرویشی, فاطمه جواهرفروش, شعله نسیون‌پور, فرشته امیری, مرتضی نصیری

مجله آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران, , 3 Aban 2016, Page صفحات 60-66

امروزه عمل جراحی لاپاراسکپی از جملة رایج‌ترین اعمال جراحی شکمی محسوب می‌شود، که علاوه بر فواید پرشمار، عوارضی نیز به همراه دارد. آمفیزم زیرجلدی گاز دی‌اکسیدکربن می‌تواند به علت دمیدن اتفاقی اکستراپریتونئال گاز حین جراحی‌های لاپاراسکپیک ایجاد شود. در این گزارش مرد 34 ساله‌اي که براي انجام عمل جراحی لاپاراسکپی تشخیصی به اتاق عمل آمده بود و حين عمل دچار آمفیزم زیر جلدی شدید گردید، معرفی می‌گردد. برای بیمار تغییرات تهویه صورت گرفت و با لولة تراشه به واحد مراقبت‌های ویژه منتقل گردید. طی 24 ساعت آمفیزم زیر جلدی به تدریج کاهش یافت و بیمار بعد از 24 ساعت بدون عارضه مرخص گردید.    

نامه به سردبیر