مقاله اصیل


همه گیر شناسی حیوان گزیدگی در شهرستان رشت، استان گیلان، سال 1391

Behzad Zohrevandi, Payman Asadi, Vahid Monsef Kasmaie, Hosna Tajik, Masoome Sadat Fatemi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 11-15
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.6846

مقدمه: حیوان گزیدگی همچنان به عنوان یکی از معضلات مهم بهداشتی در ایران و سایر کشورهای جهان مطرح است. علیرغم پیشرفت های گسترده ای که در امر پیشگیری و درمان حاصل شده است، موارد حیوان گزیدگی هنوز از روند رو به رشدی برخوردار است. طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی سالانه بیش از ده میلیون نفر در مناطق مختلف دنیا به دنبال گزیدگی، تحت درمان قرار می گیرند. با توجه به اهمیت عوارض ایجاد شده توسط حیوان گزیدگی و در عین حال قابل پیشگیری بودن آنها در این مطالعه بر آن شدیم تا به بررسی اپیدمیولوژی موارد حیوان گزیدگی در شهرستان رشت در سال 1391 بپردازیم. روش کار: این مطالعه به صورت گذشته نگر و مقطعی می باشد. داده های مرتبط با کلیه موارد حیوان گزیدگی در شهرستان رشت در سال 1391 بر اساس اطلاعات موجود در دفاتر ثبت موارد حیوان گزیدگی شهرستان جمع آوری گردید. برای تمامی بیماران چک لیستی شامل سن، جنس، شغل، نوع حیوان، وضعیت حیوان، محل سکونت، عضو گاز گرفته شده، فصل گزش و نوع زخم تکمیل گردید. يافته ها: در مجموع 1014 مورد حیوان گزیدگی گزارش گردید (72/5 درصد مرد). میانگین سنی افراد مورد مطالعه 17/81±33/63 سال بود. بیشترین موارد حیوان گزیدگی مربوط به سگ (79/2درصد)، حیوانات اهلی (88/3) و در محیط های روستایی (61/3 درصد) بود. بیشترین عضو گزیده شده دست (55/2 درصد)، بیشرین فصل بروز حادثه بهار (29/8 درصد) و بیشترین نوع زخم از نوع سطحی (64/3 درصد) بود. افرادی که از ناحیه سر و صورت دچار گزش شده اند به طور معنا داری کم سن تر از افرادی بودندکه از ناحیه دست یا پا دچار آسیب شده بودند (0/001=p). همچنین افرادی که توسط سایر حیوانات به جزء سگ و گربه دچار گزش شده بودند به طور معنی داری کم سن تر بودند (0/002=p). نتيجه گيری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر بیشتر موارد حیوان گزیدگی در شهرستان رشت استان گلستان در فصل بهار، توسط سگ های اهلی، در مردان روستایی، بصورت سطحی و در گروه سنی 20 تا 29 اتفاق می افتد. فراوانی حیوان گزیدگی با جنس، سن و محل سکونت ارتباط داشته و هنوز یکی از مشکلات مهم بهداشت عمومی است که فعالیت های آموزشی می تواند نقش به سزایی در کنترل آن داشته باشد.

کیفیت مستند سازی پرونده بالینی بیماران در بخش اورژانس؛ یک مطالعه مقطعی

Mehrdad Esmailian, Mohammad Nasr-Esfahani, Amir-Sajad Brahimi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 16-21
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7178

مقدمه: بخش‌ اورژانس به عنوان یکی از مهمترین بخش های بیمارستان، وظیفۀ فراهم نمودن مراقبت‌هاي درماني فوري جهت کاستن مرگ و میر و معلولیت در بیماران را عهده دار می باشد. دستیابی به این امر با مدیریت و ارزیابی فعالیت های اورژانس از طریق مستند سازی كامل، دقيق و به موقع اطلاعات بر اساس اصول استاندارد میسر می باشد. لذا این پژوهش با هدف تعيين ميزان رعايت استاندارد هاي مستند سازی در پرونده بالینی بیماران بخش اورژانس طراحی شده تا با بررسی میزان نقص پرونده ها بتوان به مشکلات موجود پي برد و جهت رفع آنها اقدام به برنامه ریزی نمود. روش کار: اين پژوهش يك مطالعه مقطعی است که در سال 1388 بر روی پرونده های بیماران بخش اورژانس مرکز آموزشی درمانی الزهرا، اصفهان، صورت گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات از چک لیستی که شامل 23 سوال در دو بخش بود، استفاده شد. بخش اول شامل 9 سؤال جهت تعيين ميزان رعایت استاندارد هاي مستند سازی مشخصات بیماران و بخش دوم شامل 14 سؤال و به منظور تعيين ميزان رعایت استاندارهاي مستند سازی در گزارشات پرستاري بود. بر اساس سیستم تقسیم بندی و امتیاز دهی لیکرت پاسخ هر گزینه شامل سفید (امتیاز یک)، ناخوانا (امتیاز دو)، ناقص (امتیاز سه) و کامل (امتیاز چهار) بود. بنابراین حداقل و حداکثر امتیاز قابل کسب در قسمت مستند سازی صحیح مشخصات بیماران (36-9) و در قسمت گزارشات پرستاری (56-14) تعیین گردید. در نهایت داده هاي مطالعه با نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون هاي آماري مربع کاي و دقيق فيشر جهت مقايسه داده هاي کيفي و student’s t-test جهت مقايسه داده هاي کمي مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. يافته ها: در این مطالعه 300 پرونده اورژانس مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. میانگین امتیاز کسب شده در قسمت بررسی کیفیت تکمیل مشخصات بیماران (34-15) 17±24/66 بود (حداکثر امتیاز قابل کسب 36). تفاوت معنی داری در صحت مستند سازی مشخصات بیماران بر اساس شیفت مراجعه (0/44=p) و تعطیل یا غیر تعطیل بودن (0/33=p) روز مراجعه وجود نداشت. میانگین امتیازکلی کسب شده برای مستند سازی گزارشات پرستاری (46-28) 3/7±37/0 بود (حداکثرامتیاز قابل کسب 56). تفاوت معنی داری در صحت مستند سازی گزارشات پرستاری بر اساس علت مراجعه (0/98=p)، شیفت مراجعه (0/37=p) و تعطیل یا غیر تعطیل بودن (0/61=p) مشاهده نشد. امتیاز کل پرونده های اورژانس به جهت رعایت استانداردهای مستند سازی (74-45) 4/8±61/8 بود (حداکثر امتیاز قابل کسب 92). نتيجه گيری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر وضعیت و کیفیت رعایت استاندارد های مستند سازی پرونده ها در واحد اورژانس مورد مطالعه در سطح چندان مطلوبی قرار نداشت. بطوریکه بیشترین میزان نواقص به ترتیب در مستند سازی مشخصات بيمار روي جلد و سایر اوراق پرونده، امضا دستورات، ثبت ساعت و تاريخ توسط پزشک و همچنین بسته شدن پايان دستورات مشاهده شد. همچنین بیشترین میزان نواقص مستند سازی در گزارشات پرستاری به ترتیب مربوط به عدم بسته شدن پايان گزارش با يک خط مستقيم، عدم اشاره به علت، نحوه و نوع حادثه در بدو ورود و عدم ارائه توضيحات کافي در مورد وضعيت عمومي بيمار بود.

علت تروما و پيامد نهايي حاصل از آن در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک مطالعه مقطعی

Majid Zamani, Mehrdad Esmailian, Maryam Sadat Mirazimi, Maede Ebrahimian, Keihan Golshani

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 22-27
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7216

مقدمه: تروما اولین علت مرگ و میر و از علل اصلی از کار افتادگی و معلولیت جمعیت فعال در کشورهای در حال توسعه می باشد. بر طبق پیش بینی های سازمان جهانی بهداشت تا سال 2020 میلادی، حوادث ناشی از تصادفات به تنهایی دومین علت سال های از دست رفته زندگی در سراسر جهان را به خود اختصاص خواهند داد. استفاده از روش های پیشگیری کننده در زمینه وقوع تروما زمانی موثر واقع می شود که اطلاعات و آمار دقیقی درباره میزان بروز انواع مکانیسم های تروما و نتایج حاصل از آنها در جامعه موجود باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع علل مختلف تروما و پیامد نهایی حاصل از آنها در بیماران ترومایی بستری شده در اورژانس سه مرکز آموزشي و درماني شهر اصفهان طراحی شده است. روش کار: این مطالعه مقطعی در بیماران ترومایی که در فاصله زمانی اول مهر ماه تا پایان آذر ماه 1389 به اورژانس سه بیمارستان شهر اصفهان مراجعه کرده بودند صورت گرفت. جمع آوری اطلاعات از طریق چک لیستی مشتمل بر داده های دموگرافیک، مکانیسم تروما، محل رویداد حادثه، نحوه انتقال بیماران، محل آناتومیک آسیب و پیامد نهایی بیماران بعد از 24 ساعت انجام شد. داده ها در نرم افزار آماری SPSS و با روش های آمار توصیفی و تحلیلی آنالیز شدند. يافته ها: 1363 بیمار با میانگین سنی 35/17±5/30 سال طی این مدت به اورژانس های سه مرکز مورد مطالعه مراجعه کرده بودند (73.6% مرد). میانگین فاصله زمانی وقوع حادثه تا حضور آمبولانس اورژانس پیش بیمارستانی بر بالین بیماران 81/7±9 دقیقه و میانگین مدت زمان انتقال بیمار به بیمارستان 49/14±07/27 دقیقه بود. تصادف با وسیله نقلیه موتوری و سقوط از ارتفاع به ترتیب شایع ترین مکانیسم های تروما و در عین حال شایع ترین علت مرگ و میر بودند (001/0>p). میزان مرگ و میر و بستری مردان به ترتیب 7 و 4/3 برابر زنان بود (04/0= p). 1235 بیمار (6/90 درصد) با حال عمومی خوب ترخیص شدند. مرگ و میر و نیاز به بخش مراقبت های ویژه به ترتیب 66/0 ( 9 بیمار) و 82/6 (93 بیمار) درصد برآورد گردید. بیشترین میزان فوت مربوط  به گروه سنی 24-15 سال (001/0>p) و بیشترین میزان بستری مربوط به گروه 44-25 سال بود (001/0>p). بیشترین میزان فوت به دنبال ترومای قفسه سینه و سپس ترومای سر و صورت اتفاق افتاده بود. نتيجه گيری: تصادف با وسایل نقلیه موتوری و سقوط از ارتفاع به تنهایی بیش از 80 درصد از علل مراجعه بیماران به واحد های ترومای اورژانس سه بیمارستان مورد مطالعه را به خود اختصاص داده بودند. این در حالی است که همین دو علت شایعترین مکانیسم تروما در بیماران فوت شده و نیازمند بستری در بخش مراقبت های ویژه نیز بودند. بیش از 90 درصد بیماران با حال عمومی خوب از بخش اورژانس یا سایر بخش های بستری ترخیص شدند.

وضعیت تعیین تکلیف بیماران بخش اورژانس بیمارستان پورسینای رشت قبل و بعد از استقرار متخصصین طب اورژانس

Payman Asadi, Vahid Monsef Kasmaie, Behzad Zohrevandi, Seyyed Mahdi Zia Ziabari, Baharan Beikzadeh Marzbani

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 28-33
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7221

مقدمه: بخش اورژانس یا فوریت های پزشکی به عنوان قلب بیمارستان به دلیل پذیرایی از متنوع ترین و حساس ترین گروه بیماران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف بخش اورژانس ارائه با کیفیت ترین خدمات درحداقل زمان با استفاده از منابع موجود است. به منظور دستیابی به این هدف استقرار متخصصین طب اورژانس که به ارزیابی، احیاء، تثبیت، تشخیص و مراقبت از بیماران اورژانس می پردازد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر استقرار متخصصین این رشته بر نحوه تعیین تکلیف بیماران بخش اورژانس بیمارستان پورسینای رشت می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی پرونده تمامی بیمارانی که از سالهای 84 الی 91 در بخش اورژانس بیمارستان پورسینای رشت بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت و متغییرهایی نظیر سن، جنس، علت مراجعه، تاریخ و تعداد موارد بستری، تعداد موارد ترخیص از بخش، درصد اشغال تخت و تخت روز اشغالی، مدت زمان بستری، تعداد ترخیص زیر 6 ساعت، تعداد موارد انتقال به بخش ها یا بیمارستان های دیگر و میزان گردش تختهای بخش اورژانس مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات از طریق سیستم اطلاعات بیمارستانی جمع آوري شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. يافته ها: طی سال های 1384 تا 1391 تعداد ورودی بیماران بستری شده در بخش اورژانس سیر صعودی داشت به طوری که بیشترین تعداد بیماران پذیرش شده مربوط به سال 1391 بود (0/0001= p). آمار بیماران ترخیص شده زیر 6 ساعت و میزان ترخیص مستقیم از اورژانس از 15/5درصد و 58/9 درصد قبل از استقرار متخصصین طب اورژانس به ترتیب به 23/4 درصد و 61/2 درصد بعد از حضور آنها افزایش یافت ( 0/0001 = p). انتقال به بخش ها و بیمارستانهای دیگر نیز از 41/1 درصد و 38/8 درصد کاهش یافت (0/0001 = p). درصد اشغال تخت بعد از حضور متخصصین طب اورژانس نسبت به قبل روند نزولی قابل توجهی داشت، در حالیکه مقدار فعالیت تخت روند صعودی داشت، بدین معنی که در سالهای 1384 تا 1387میانگین فعالیت تخت از 108/4±354/3 به 30/8±637/7 در سالهای 1388 تا 1391رسید (0/002=p). میانگین مدت زمان بستری بیمار نیز از 0/44±1/1 روز به 0/05 ±0/35 روز کاهش یافت (0/021=p). میانگین تخت روز اشغالی قبل از استقرار متخصصین طب اورژانس 3453 ±12173 و بعد از استقرار متخصصین طب اورژانس 219±6217 می باشد که روند نزولی را نسبت به قبل نشان داد (0/018=p). نتيجه گيری: به نظر میرسد که با حضور متخصصین طب اورژانس در سیستم درمانی، خدمت رسانی به بیماران اورژانس وضعیت مطلوب تری پیدا میکند و زمان انتظار برای دسترسی به خدمات کاهش می یابد. در ضمن با کاهش زمان انتظار بیماران و تعیین تکلیف به موقع آنها تخت های بیشتری جهت پذیرش های آینده در دسترس قرار می گیرد.

مقدمه: تروما یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در كشورهاي در حال توسعه و مهمترين علت از کارافتادگی جمعیت فعال و مولد جامعه و صدمات اقتصادي و اجتماعی ناشی از آن می باشد. شكستگي اندام‌ها جزء شايعترين عوارض ناشي از تروما هاي وارده به انسان بوده و بخش وسيعي از امكانات مراکز درمانی را به خود اختصاص میدهند. لذا مطالعه حاضر با هدف همه گیر شناسی شكستگي‌هاي اندام‌هاي فوقاني و تحتاني در بيماران بستري شده در بيمارستان شهيد بهشتي بابل، انجام گرديد. روش کار: اين مطالعه‌ مقطعي بر روي بيماران با شكستگي اندام انجام شد كه طي سال‌هاي 80 تا 85 در بيمارستان شهيد بهشتي بابل بستري شده بودند انجام شد. اطلاعات مورد ارزیابی شامل سن، جنس، نوع شكستگي، محل شكستگي و مكانيسم تروما از پرونده‌ها استخراج و در پرسشنامه از پيش تهيه شده به همین منظور ثبت و در نهایت توسط نرم‌افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرارگرفت. يافته‌ها: در طي دوره 6 ساله مطالعه، 3507 بيمار ترومایی با شكستگي اندام بستري شده بودند (9/75 درصد مرد). ميانگين سني بیماران مورد مطالعه 8/21 ±7/33 سال بود. 619 (7/17 درصد) مورد از شکستگی ها به صورت باز و شايعترين محل شكستگي ران (6/34 درصد) بود. مكانيسم تروما در 1701 نفر (5/48 درصد) تصادف با اتومبیل، 671 نفر (1/19درصد) تصادف با موتور سیکلت، 608 نفر (3/17 درصد) سقوط در سطح همتراز، 466 نفر (3/13درصد) سقوط از ارتفاع و 61 نفر (7/1درصد) ساير موارد بود. شايعترين محل شكستگي در تصادف با اتومبيل و موتور سیکلت ساق پا (به ترتیب 8/38 و 5/52 درصد)، و در سقوط در سطح همتراز و سقوط از ارتفاع ران بود (به ترتیب 8/46 و 9/30درصد). نتيجه‌گيري: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که شایع ترین نوع شکستگی اندام در بیماران ترومایی مورد مطالعه ران در جمعیت بالای 60 و ساق پا در افراد زیر 60 سال بود. همچنین شایعترین مکانیسم ایجاد این نوع شکستگی ها تصادف با وسایل نقلیه موتوری برآورد گردید.

تاثيرآموزش بر آگاهی و عملکرد پرستاران بخش اورژانس در زمینه تریاژ بیماران

Mohammad Kalantarimeibidi, Alireza Yadollahi, Samira Esfandiari

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 40-44
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7274

مقدمه: بخش اورژانس به عنوان یکی از مهمترین بخش های هر بیمارستانی با انبوه بیماران مراجعه کننده رو به رو است. ارائه خدمات موثر در زمان مناسب در این بخش در سایه عملکرد کارا و موثر پرسنل آن امکان پذیر خواهد بود. لذا در این مطالعه بر آن شدیم تا تاثیر آموزش را بر میزان آگاهی و عملکرد پرستاران بخش اورژانس در زمینه تریاژ بررسی کنیم. روش کار: در این مطالعه توصیفی، میزان آگاهی و عملکرد 50 پرستار در زمینه تریاژ قبل و شش هفته بعد از برگزاری کارگاه آموزشی نه ساعته پیرامون تریاژ به سیستم شاخص میزان اورژانسی بودن (Emergency Severity Index) ارزیابی شد. افرادی که دارای حداقل شش ماه سابقه كار در بخش اورژانس بودند و طی شش ماه قبل از آغاز پژوهش هم درهیچ کارگاهی مربوط به تریاژ شرکت نکرده بودند وارد مطالعه شدند. جمع آوری اطلاعات از طریق تنظیم سه پرسشنامه جداگانه شامل: اطلاعات دموگرافیک، ارزیابی و ارزیابی عملکرد انجام شد. خصوصیات دموگرافیک مورد ارزیابی شامل سن، جنس، وضعیت تاهل، سابقه کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، شیفت کاری و متوسط تعداد شیفت کاری در هفته بود. به منظور ارزیابی و عملکرد دو پرسشنامه مجزا که پایایی و روایی آنها مورد آزمون و تایید قرار گرفته بود، مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و تست های آماری متناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنی دار کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. يافته ها: میانگین نمره پرستاران از 1/2±5/7 به 6/1±14 افزایش یافت  .(p =0.001, r=0.049) در حیطه عملکرد نیز میانگین نمرات افراد شرکت کننده از 9/9±8/31 به 1/8±7/69 رسید (p =0.001, r= 0.87).  بین ویژگیهای فردی پرستاران و نمره آنها شش هفته پس از آموزش هیچ ارتباط معناداری یافت نشد (p > 0.05). درحالیکه بین سابقه کار پرستاری (p = 0.038)، کار در بخش اورژانس (p = 0.001)، نوع استخدام (p=0.019) و میانگین نمرات عملکرد در فاصله زمانی شش هفته پس از آموزش رابطه معناداری وجود داشت. همچنین بین نوع مدرک تحصیلی، وضعیت تاهل و جنسیت افراد شرکت کننده و میانگین نمرات آگاهی و عملکرد در فاصله زمانی شش هفته بعد از اتمام کارگاه آموزشی ارتباط معناداری به دست نیامد. نتيجه گيری: بنظر می رسد که آموزش تاثیر مثبتی بر افزایش میزان آگاهی و عملکرد پرستاران در زمینه تریاژ بیماران به روش ESI داشته باشد. بنابراین گسترش دوره های آموزش تئوری و عملی تریاژ برای پرستاران شاغل در بخش اورژانس، جهت ارتقاء آگاهی و به تبع آن کیفیت ارائه خدمات، ضروری به نظر می رسد.

علل اقامت طولانی مدت بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک مطالعه مقطعی

Mohammad Nasr-Esfahani, Mehrdad Esmailian, Maryam Nasri

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 45-49
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7312

افزايش مدت زمان اقامت و عدم تعیین تکلیف به موقع بيماران بخش اورژانس موجب تاثیر منفي بركيفيت ارائه خدمات، افزایش نارضايتي و در نهايت بروز خشونت میگردد. لذا بررسی علل ماندگاري طولانی مدت بيماران در این بخش و ارائه راهكارهاي قابل اجراء برای مقابله با آن کمک شایانی به افزایش کیفیت ارائه خدمات و به تبع آن رضایتمندی بیشتر بیماران خواهد کرد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی علل اقامت طولانی بيماران در بخش اورژانس طراحی شده است. روش کار: در یک مطالعه مقطعي، علل اقامت طولانی مدت بیماران بخش اورژانس بیمارستان الزهراء، اصفهان طی پاییز سال 1389 مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا چک لیستی شامل 11 مورد شامل: سن، جنس، سطح تریاژ، ساعت دریافت کد پذیرش و ساعت خروج از اورژانس، شکایت اصلی بیمار، سرویس بستری و ترخیص کننده، نتیجه تعیین تکلیف و روز بستری برای تمامی بیماران تکمیل گردید. عدم وجود تخت خالی در بخش، درخواست آزمایشات و مشاوره های غیر ضروری، تاخیر در ورود نمونه به آزمایشگاه، تاخیر در ویزیت و تعیین تکلیف بیماران توسط رزیدنت ارشد کشیک، نیاز به مجوز انجام اقدام درمانی توسط سرویس دیگر، تاخیر در اطلاع به رزیدنت سرویس مربوطه، عدم هماهنگی بین بخش و اورژانس در انتقال بیمار و عدم توانایی مالی بیمار به عنوان علل احتمالی اقامت طولانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها بعد از جمع آوری با نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته ها : 95 بیمار(8/18 درصد) دارای اقامت طولانی با میانگین مدت زمان بستری 5/5±4/10 ساعت بودند. موارد اقامت طولانی به طور معنی داری در بیماران زیر 30 سال (p = 0.0001)، روز های تعطیل (p=0.05)  و سطح تریاژ دو (p=0.01) بالاتر بود. بالاترین میانگین مدت زمان اقامت طولانی به ترتیب مربوط به سرویس جراحی با 2/21±0/20 ساعت، بستری چند سرویسی با 1/12±7/16، جراحی اعصاب با 1/15±6/15، داخلی با 1/16±2/14، ارتوپدی با 7/5±09/13، عفونی با 1/13±4/13 و بالاخره نورولوژی با 0/3±7/6 ساعت بود (p=0.001). شایعترین علل اقامت طولانی بیماران مربوط به طولانی شدن زمان انجام مشاوره ها، نیاز به انجام اقدام درمانی توسط سرویس دیگر، عدم وجود تخت خالی در بخش های بستری و تاخیر در تعیین تکلیف توسط سرویس های دیگر بود (p= 0.03). نتيجه گيری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر بیماران با سن کمتر از 30 سال؛ بستری شده در سرویس های جراحی، چند سرویسی، جراحی اعصاب و داخلی و نهایتا بستری شده در روزهای تعطیل به طور معنی داری اقامت طولانی تری را در بخش اورژانس تجربه میکنند. همچنین طولانی شدن زمان مشاوره ها و منوط شدن تعین تکلیف بیماران به انجام یک اقدام درمانی توسط سرویس دیگر از شایع ترین علل اقامت طولانی بیماران در بخش اورژانس به نظر میرسند.

مقاله مروری


تاریخچه و راهنمای دستیاری رشته طب اورژانس در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی؛ بازنگری سوم مرداد ماه سال 1393

مجید شجاعی, حمید کریمان, حمیدرضا حاتم آبادی, نیتا سبزقبایی, علی ارحمی دولت آبادی, مصطفی علوی مقدم, محمد مهدی فروزانفر, حجت درخشانفر, سعید صفری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 1 شماره 1 (2014), 6 August 2014 , صفحه 2-10
https://doi.org/10.22037/ijem.v1i1.7293

مقدمه: از سالیان دور، مشکلات فراوانی در اداره بخش اورژانس بیمارستان ها احساس می شد. در حقیقت هیچ پزشکی در بیمارستان مسئولیت مستقیم مدیریت بیماران اورژانس را نمی پذیرفت و بخشهاي اورژانس مراکز دانشگاهی نیز توسط دستیاران رشته هاي مختلف اداره می شد، لذا خط اول درمان بیماران بدون قیم بود و براي اداره یک بیمار مشاوره هاي متعدد با متخصصین مختلف انجام می شد. نخستین بار در سال 1950 ضرورت تربیت پزشکان ویژه اورژانس مورد توجه قرار گرفت و 24 سال بعد در سال 1974 براي اولین بار در آمریکا طب اورژانس آکادميک در پاسخ به افزايش انتظارات مردمی برای دسترسی شبانه روزی به مراقبت های پزشکی کيفی و تخصصی با تاسيس اولين دوره تربيت دستيار در اين رشته در دانشگاه سينسيناتی اوهايو آمريکا پا به عرصه وجود نهاد. در ابتدا متخصصین رشته هاي مختلف مانند رشته هاي داخلی، جراحی، بیهوشی، ارتوپدي، جراحی اعصاب در کنار هم در بخش اورژانس اقدام به تربیت دستیاران این رشته تخصصی نمودند که می توانستند پاسخگوي اکثر مراجعان به اورژانس بیمارستان ها باشند. در نهایت با پذیرش رسمی بورد تخصصی در سال 1978 این رشته رسما بعنوان بیست و سومین رشته تخصصی در آمریکا شناخته شد. هم اکنون اورژانس اکثر بیمارستان ها در کشورهاي اروپایی و آمریکایی توسط فارغ التحصیلان رشته طب اورژانس اداره می شود و از این رهگذر کیفیت درمان و آموزش ارتقاء چشم گیري پیدا کرده است. در ایران نیز در سال 1375برای اولین بار درخواست رسمی راه اندازي این رشته به دبیرخانه شوراي آموزش پزشکی و تخصصی ارائه شد. این درخواست به تصویب رسید و اصول راه اندازي رشته توسط وزارت بهداشت به رسمیت شناخته شد اما با توجه به عدم وجود زیرساخت مناسب به تعویق افتاد و تا سال 1379 مسکوت ماند. تا اینکه در سال 1379مجددا توسط وزیر وقت به دبیرخانه شوراي آموزش پزشکی ماموریت داده شد در خصوص ضرورت راه اندازي این رشته کار کارشناسی انجام و نظریه مستقیما به وزیر اعلام شود. نهایتا در سال 1380 در زمان وزارت آقاي دکتر فرهادي این رشته تخصصی براي اولین بار در دانشگاه علوم پزشکی ایران راه اندازي شد. نوشتار حاضر ضمن بررسی تاریخچه شکل گیری رشته طب اورژانس در ایران و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به ارائه راهنمای تحصیل در این رشته در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پرداخته است.

نامه به سردبیر


گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پس از راه اندازی موفقیت آمیز اولین مجله تخصصی انگلیسی زبان طب اورژانس با نام “Emergency” در سال 2013، اقدام به انتشار اولین مجله فارسی زبان کشور در حوزه طب اورژانس با نام "مجله طب اورژانس ایران" یا “Iranian Journal of Emergency Medicine” نموده است. اين نشريه در قالب فصلنامه به انتشار مقالات مرتبط با حوزه طب اورژانس از قبیل: کلیه اورژانس های داخلی و جراحی، مراقبت های بحرانی، طب بلایا، تروما، بیماری های محیطی، سم شناسی و پزشکی قانونی، اورژانس اطفال، اورژانس پیش بیمارستانی، پرستاری اورژانس، اخلاق و سیاست گذاری حوزه سلامت و سایر موضوعات مرتبط خواهد پرداخت. با اعتقاد به اینکه دسترسی عمومی به  اطلاعات میتواند موجب تبادل راحت تر و افزایش سرعت رشد و تولید دانش شود، سیاست گذاران مجله مذکور از سیاست دسترسی آزاد (Open access) محتویات تبعیت می کنند.