مقاله اصیل


مقایسه پیامد دو روش مراجعه به بیمارستان در بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی؛ یک مطالعه مقطعی

مهران کاظمی, دانیال حبیبی, یزدان قندی, فریماه شیرانی, شهلا ابوالحسنی, سید پیام شریعت پناهی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e2
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32869

مقدمه: شیوع سکته حاد قلبی در جوامع شهری به سرعت رو به افزایش است و ضرورت انجام اقدامات به موقع و مناسب احساس می‌شود. عملکرد اورژانس پیش بیمارستانی می‌تواند یک راهکار در واکنش سریع به این مسئله باشد. لذا هدف از انجام این مطالعه بررسی و مقایسه پیامد دو روش مراجعه به بیمارستان در بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی می باشد.


روش اجرا: تحقیق حاضر به صورت مقطعی بر روی بیمارانی با تشخیص سکته قلبی در دو گروه تماس گیرنده با اورژانس 115 و مراجعه کننده حضوری، از ابتدای سال 1397 تا پایان شهریور 1398 در مرکز آموزشی درمانی قلب شهید چمران اصفهان انجام شده است. پس از ثبت اطلاعات پرونده‌های بیماران، به منظور مقایسه دو شیوه اعزام به بیمارستان از آزمون‌های آماری کای اسکوئر و تی مستقل استفاده شده است.


 یافته‌ها: پرونده 281 بیمار بررسی شد. بیش از 80 درصد مبتلایان مرد بودند. در بین این افراد تنها 21 نفر (5/7 درصد) فوت کره بودند که بیشتر آن‌ها (17 نفر) در گروه مراجعه حضوری بودند که از نظر آماری تفاوت معنی‌دار بود (002/0=p). علاوه براین، متغیرهای ارزیابی اولیه (044/0=p)، بیماری فشار خون (039/0=p)، کراتینین (010/0=p) و فشار خون سیستولیک (031/0=p) در دو گروه اعزام با 115 و حضوری تفاوت داشته‌اند.


نتیجه‌گیری: وجود ارتباط بین تعداد فوتی‌ها و نوع اعزام، گواه تاثیر خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در جلوگیری از عوارض ناگواری بعدی می‌باشد. بر اين اساس شايد بتوان گفـت نحـوه انتقـال بـه بيمارسـتان و نوع خدمت پيش بيمارسـتاني ارائه شده به بيمـار  موثر و مهم است.


 

وضعیت تعیین تکلیف بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس قبل و بعد از استقرار طب اورژانس؛ یک مطالعه مقایسه ای

ذبیح الله محقق, صبا عابدزاده, رزیتا خاتمیان اسکویی, مولود فوگردی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e3
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32490

مقدمه: ضرورت وجود تربیت پزشکان متخصص اورژانس در اواسط قرن20 در پاسخ به افزایش انتظارات مردمی برای دسترسی شبانه روزی به مراقبت‌های پزشکی کیفی و تخصصی احساس شد. این مطالعه با هدف مقايسه وضعیت تعیین تکلیف بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس امام رضا (ع) شهر بیرجند قبل و بعد از استقرار طب اورژانس صورت پذیرفته است.


روش‌ کار: در این مطالعه مقایسه ای تعداد 800  بیمار بستری شده در اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) بیرجند در 6 ماهه اول سال 1390 (قبل از استقرار طب اورژانس) و 6 ماهه اول سال 1396 (بعد از استقرار طب اورژانس) از جهت وضعیت تعیین تکلیف مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات بیماران (شامل اطلاعات دموگرافیک، علت مراجعه، مدت زمان بستری و تعیین تکلیف بیماران، ترخیص یا ارجاع بیماران)  از پرونده کاغذی یا سیستم HIS بیمارستان جمع‌آوری شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری وارد نرم‌افزار SPSS نسخه 16 شده و از آزمون من‌ویتنی و کای اسکوئر در سطح معناداری برابر با 0.05 استفاده شد.


یافته‌ها: میانگین مدت زمان تعیین تکلیف بیماران قبل و پس از استقرار متخصصین طب اورژانس از 73/222 ± 1/343 به 33/174 ± 19/200 دقیقه به طور معناداری کاهش یافت (P<0.001). توزیع فراوانی ترخیص با رضایت شخصی، تعیین تکلیف بیماران زیر 6 ساعت و 12 ساعت بین دو بازه زمانی با یکدیگر اختلاف معناداری داشت (P<0.05). توزیع فراوانی بیماران ارجاع شده به سایر مراکز درمانی و ارجاع شده به سایر بخش‌ها بین دوبازه زمانی مورد بررسی با یکدیگر اختلاف معناداری نداشت (P>0.05).


نتیجه‌گیری: حضور متخصصین طب اورژانس به عنوان یک الگوی موفق در نظام سلامت منجر به افزایش سرعت، کیفیت و دقت در ارائه خدمات به بیماران بستری در بخش اورژانس شد.

تطابق یافته‌های معاینه بالینی و گرافی ساده‌ لگن در بیماران ترومایی مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک مطالعه دقت تشخیصی

عبدالرحیم صانعی, سید مهدی پورافضلی, هادی رئیسی, فرحناز چیره

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e4
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33436

مقدمه: با توجه به حجم بالای بیماران تروما، میزان درخواست گرافی‌لگن برای این بیماران بسیار بالاست که این امر باعث تحمیل هزینه و عوارض بر سیستم بهداشت درمان و بیمار می‌شود. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت یافته‌های معاینه بالینی لگن در تعیین بیماران ترومایی نیازمند به انجام گرافی ساده لگن صورت پذیرفت.


روش کار: در این مطالعه مقطعی آینده نگر کلیه بیماران مولتیپل ترومایی مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان کاشانی شهرکرد طی مرداد تا شهریور 1399 که تحت گرافی ساده‌لگن قرار گرفته بودند وارد مطالعه شدند. یافته‌های معاینه بالینی برای تمامی بیماران ثبت گردید و میزان دقت این یافته‌ها در تعیین نیاز به انجام گرافی لگن ارزیابی شد.


نتایج: 131 بیمار با میانگین سنی 96/22±18/34سال مورد مطالعه قرار‌گرفتند (6/75 درصد مرد).  124نفر(6/94 درصد)  گرافی نرمال و 7 نفر(4/5 درصد)  گرافی غیرنرمال داشته‌اند. دو گروه از نظر سن (993/0 = p) ، جنس (679/0 = p) ، وزن (953/0 = p) ، فشارخون (848/0 = p) ، ضربان‌قلب در دقیقه (907/0 = p) ، تعداد تنفس در دقیقه (996/0 = p) ، سطح هوشیاری (00/1 = p)  و مکانیسم تروما (996/0 = p)  در شرایط یکسانی قرار داشتند. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری‌مثبت و منفی، راستی‌آزمایی‌مثبت و منفی و در نهایت دقت معاینه بالینی‌لگن بیماران ترومایی در تعیین نیاز به انجام گرافی ساده لگن به ترتیب معادل 100%، 03/79%، 82/98%، 100%، 77/4، 0 و 87/98% بود.


نتیجه‌گیری:


برطبق نتایج مطالعه‌ حاضر در صورتی‌که بیمار حداقل یکی از هشت معیار بالینی را داشته ‌باشد، تشخیص شکستگی‌لگن برای وی لحاظ شد که نشان‌داد این معیار کلی می‌تواند به سادگی با حساسیت 100% در شناسایی تمام موارد شکستگی موفق باشد و به راحتی می‌توان بیش از 70% از این بیماران را تحت گرافی لگن قرار نداد.

تاثیر طول مدت اقامت در بخش اورژانس بر پیامد بیمارستانی بیماران بدحال: یک مطالعه توصیفی-تحلیلی

الهام بدیهی, سارا قهرمان زاده انیق, علی جنتی, امیر غفارزاد, هانیه ابراهیمی بختور, فرزاد رحمانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e8
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33259

مقدمه: بخش اورژانس یکی از مهم ترین بخش های بیمارستان است که عملکرد آن تاثیر فراوانی بر کارکرد سایر بخش ها و رضایت مندی بیماران دارد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر طول مدت اقامت بیماران بدحال در بخش اورژانس بر پیامد بیمارستانی آنها می باشد.


روش کار: در یک مطالعه توصیفی تحلیلی تعداد 450 بیمار بدحال مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان سینا و امام رضا (ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در فاصله زمانی آذر 1398تا مهر 1399 وارد مطالعه شدند. بیماران براساس مدت زمان لازم برای خروج از بخش اورژانس تا زمان ترخیص نهایی از بیمارستان پیگیری شدند. پیامد نهایی آنها ثبت گردید. داده ها جمع آوری و توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه17 تحلیل شدند و پیامد نهایی بیماران با مدت اقامت در بخش اورژانس مقایسه شد.


یافته ها: در این مطالعه 450 بیمار بدحال وارد مطالعه شدند. میانه مدت زمان حضور در اورژانس در بیماران شرکت کننده 3 ساعت و میانه طول مدت بستری بیماران شرکت کننده 6 روز بود. از بین بیماران مورد بررسی، 100 بیمار (22/%22) فوت شدند. ارتباط معنا داری بین فوت بیماران و طول مدت اقامت آنان در بخش اورژانس وجود نداشت (05/0˂P).


نتیجه گیری: بر اساس نتایج ارتباط آماری معناداری بین طول مدت اقامت در بخش اورژانس و پیامد بیمارستانی بیماران بدحال وجود نداشت؛ که می توان چنین نتیجه گیری کرد که زمان خروج از بخش اورژانس مناسب بوده و یا اقدامات درمانی مورد نیاز بیماران بدحال با همان کیفیت بخش های ویژه در اورژانس هم انجام می گیرد.

بررسی استفاده از سیستمI-PASS در بهبود فرآیند تحویل بیماران در زمان تغییر شیفت بین دستیاران طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مازندران

زهرا یحیی پور, فاطمه جهانیان, محمد حسینی نژاد, تورج اسدی, سید حسین منتظر, معصومه پاشائی گرامی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e10
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32596

مقدمه:بخش اورژانس یکی از مهمترین بخش های مراکزآموزشی و درمانی می باشد كه علیرغم ازدحام بیماران باید خدمات فوری و حیاتی را در کوتاه ترین زمان ممکن با بهره وری بالا به بیماران مختلف ارائه نماید. بنابراین استفاده از روش استاندارد در انتقال این اطلاعات بین دستیاران طب اورژانس ضروری است.


روش کار: این مطالعه، از نوع مطالعه مداخله ای نیمه تجربی (Quasi-Experimental) است که به روش پیمایشی- تحلیلی در طی سال های (99 – 1398) در طی سه فازکلی اجراء و تکمیل گردید. بطوریکه در فاز نخست، اطلاعات وضعیت مرسوم فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس گردآوری شد. در فاز دوم کارگاه آموزشی مبتنی بر روش I-PASS برگزار گردید. در فاز نهائی نحوه فرآیند تحویل بیماران به روش I-PASS عملا اجراء و اطلاعات حاصله از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با استفاده از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.


 یافته ها: میانگین و میانه ارزش کیفی همه متغیرهای مطالعه درحد زیاد و خیلی زیاد می باشد و یک رابطه معنادار بین شاخص های I-PASS و شاخص های بهبود فرآیند تحویل بیماران وجود دارد. به بیان دیگر، بین همه شاخص های I-PASS و همه شاخص های بهبود فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس در زمان تغییر شیفت ارتباط مستقیم وجود دارد. هدف اصلی مطالعه برآورده شده است و این مطالعه به جهت اثربخشی سیستم I-PASS جنبه نوآوری و جدید دارد.


 نتیجه گیری: استفاده از سیستم I-PASS دارای تاثیرگذاری بالا در بهبود فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس در زمان تغییر شیفت در مرکز آموزشی درمانی امام خمینی(ره) دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد. بطوریکه این میزان تاثیرگذاری در بیشتر حالت ها، بالای 70درصد است.


 

بررسی آگاهی و عملکرد کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان شهرکرد نسبت به رعایت اصول کنترل عفونت: یک مطالعه مقطعی- تحلیلی

سلمان یداللهی, حسین صالحی, فرشاد انصاری, صادق حیدرپور

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e12
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33980

مقدمه: ارائه خدمت در اورژانس پیش بیمارستانی، همواره کارکنان را در معرض خطر ابتلا به بیماری های عفونی و گسترش عفونت در جامعه قرار می‌دهد. رعایت اصول کنترل عفونت، نقش مهمی در تداوم عملکرد این کارکنان دارد. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان آگاهی و عملکرد کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شهرکرد نسبت به رعایت اصول کنترل عفونت انجام پذیرفت.


روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی- تحلیلی بوده که بر روی 100 نفر از کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شاغل در بخش عملیات شهرستان شهرکرد انجام گرفت. نمونه‌های پژوهش به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه سنجش آگاهی و عملکرد کارکنان در زمینه رعایت اصول کنترل عفونت جمع‌آوری شد. داده‌ها توسط نرم افزارSPSS  نسخه 15 تجزیه و تحلیل گردید.


یافته‌ها: میانگین سن افراد مورد پژوهش‌34/8±21/30 سال بود.‌30درصد افراد سابقه نیدل استیک داشتند. ارتباط معنی‌داری بین آگاهی و عملکرد کارکنان (05/0<p) مشاهده نشد ولی بین متغیر آگاهی با رشته تحصیلی و سطح تحصیلات ارتباط معنی دار(05/0>p) بود. میانگین نمره آگاهی نمونه‌ها در مورد اصول کنترل عفونت (25/75±16/45) در حد ضعیف بود و میانگین نمره عملکرد نمونه‌ها در حد متوسط (97/41±48/51 ) گزارش شد.


نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه، نیاز است برنامه ریزی لازم جهت ارتقای آگاهی و عملکرد کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی در مورد رعایت اصول کنترل عفونت از طریق برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت و تهیه بسته های آموزشی اقدام نمایند.

مقاله مروری


پیامد بالینی بدنبال آسیب تروماتیک مغز: بررسی مدل های پیش گویی عملی و ارزش آن ها بصورت مرور روایتی

علی عبدالرزاق نژاد, محمد صفدری, مریم ضیائی, علی رجب پور صنعتی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e5
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32736

مقدمه: آسیب تروماتیک مغز (TBI) یکی از علل اصلی موربیدیتی و مورتالیتی  در جهان است  که می تواند اثرات دراز مدتی بر روی عملکرد شناختی، فیزیکی، فیزیولوژیک، خانواده و مراقبین بیماران مبتلا داشته باشد. پیش آگهی TBI تحت تاثیر فاکتورهای مختلف متغیر است و شناسایی فاکتورهای موثر در پیش آگهی TBI می تواند نقش مهمی در مدیریت بیماران مبتلا به این بیماری داشته باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی مدل های عملی در تعیین  پیامد بالینی TBI طراحی و انجام شده است.


روش کار: این مطالعه مروری روایتی با استفاده از پایگاه های دادهشده به منظور یافتن مقالات مفید در راستای این مطالعه بررسی شد.


نتایج: در مجموع 106 مقاله بین سال های 2004 تا 2019 وارد این مطالعه شد;  از مهمترین مدل های بررسی کننده TBI مثل مدل های IMPACT و CRASH که بیماران بسیاری را مورد مطالعه قرار داده و ابزارهای نظیر GCS، SMS، GOS، GOSE، AIS، مقیاس CT مارشال، مقیاس CT روتردام و FSS که توانسته اند به تنهایی یا یه شکل ترکیبی با هم پیش اگهی نسبتا خوبی را درجهت تشخیص و درمان بیماران فراهم کنند بهمراه شرایط و علائم بالینی شامل SDH، هایپوتانسیون شریانی، هایپوترمی، هایپوکسی، زوال نورولوژیک و فاکتورهای متعدد فیزیولوژیک و پاتولوژیک مورد مطالعه قرار گفت. علاوه بر آن، برای هر مورد نقاط قوت و ضعف برای تشخیص پیش آمد بالینی در TBI بررسی شد تا شاید با استفاده از آن ها بتوان به تصمیم بالینی مناسب تری دست یافت.


بحث: با توجه به گستره وسیع مقیاس ها و ابزارهای در دسترس برای پیش بینی پیش آگهی بالینی بیماران مبتلا به TBI، انتخاب مقیاس مناسب در تخمین به موقع پیش آگهی بالینی بیمار می تواند کمک شایانی در تخصیص منابع بیمارستانی، انتخاب روش تشخیصی و درمانی مناسب داشته باشد و از میزان مورتالیتی و ناتوانی  بیماران مبتلا به TBI بکاهد.


 

تحلیل علم سنجی مجلات طب اورژانس و تروما در پایگاه داده های اسکوپوس و ISI

رضا اخوان; مهدی فروغیان; احسان بلوردی, الناز وفادار مرادی, حمید رضا ریحانی, مسعود شهابیان; نوید کلانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e6
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33093

مقدمه: علم سنجی دانشی است که برای هدایت خوانندگان، مؤسسات دانشگاهی و محققان برای ارزیابی عینی مسیری که دانش بشری می پیماید مورد استفاده قرار می گیرد. در سال های اخیر از  شاخص های جدیدی برای رتبه دهی و اعتبار سنجی مجلات استفاده شده است. هدف از این مطالعه نیز بررسی ارتباط بین شاخص های علم سنجی جدید و متداول در مجلات حوزه طب اورژانس و تروما  بوده است.


روش کار: در مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر مجلات تخصصی طب اورژانس در پایگاه داده اسکوپوس و ISI شناسایی شد. شاخص های هدف ما مربوط به داده های انتشار یافته از مجلات در سال 2019 بود که با استفاده از پایگاه داده های آنلاین از Clarivate Analytics ، SCOPUS ، پابمد و SJR  جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS  ورژن 19 و نرم افزار R انجام شد.


نتایج: در مطالعه حاضر تعداد 57 ژورنال در زمینه تخصصی طب اورژانس و تروما وارد مطالعه شدند. . از میان مجلات نمایه در اسکوپوس، تعداد 24 مورد در ISI نیز نمایه بودند. از نظر رتبه دهی مقالات در نمایه اسکوپوس، مجله Annals of Emergency Medicine به مرکزیت آمریکا که توسط انتشارات الزویر منتشر می شود، رتبه اول را به خود اختصاص داده بود. میانگین شاخص CiteScore در مجلات تخصصی طب اورژانس و تروما برابر 1.7±2.16  بود. میانگین شاخص SJR برابر 0.34±0.53 بود. میانگین h-index این مجلات برابر 28.27±34.55 بود. میانگین شاخص IF برابر 1.08±1.88 بود. میانگین شاخص Eigenfactor Score برابر 0.00501±0.0047 بود. Eigenfactor Score در مقایسه با CiteScore و SJR همبستگی بیشتری با IF و تعداد مقالات منتشر شده داشت.


نتیجه گیری: یافته های ما ممکن است به نویسندگان کمک کند تا بفهمند کدام شاخص ها بهترین ارتباط را با Total Cites یا IF دارند. نویسندگان می توانند از این اطلاعات برای تصمیم گیری در انتخاب ایندکس کتاب شناسی مناسب برای رتبه بندی مجلات هدف رشته طب اورژانس قبل از ارسال مقلات استفاده کنند.

کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از حوادث جاده ای: مرور نظام مند

فرزاد رحمانی, نفیسه واحد, علی سیف فرشد

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e9
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34127

مقدمه: پیامدهای ناشی از سوانح رانندگی یکی از عمده ترین عوامل ناخوشی جامعه است و از ابعاد مختلفی از جمله بعد روانی و پیامدهای روانشناختی مرتبط با سوانح می تواند برای خانواده ها و کل افراد جامعه مشکل ساز باشد و کیفیت زندگی افراد را دستخوش تغییر قرار دهد. این مطالعه با هدف مرور نظام مند کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از حوادث جاده ای- رانندگی انجام یافت.


روش کار: در این پژوهش مرور نظام مند جهت یافتن مطالعات انجام یافته در مورد کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از سوانح رانندگی، با استفاده از کلیدواژه های حوادث جاده ای، سوانح رانندگی، حوادث رانندگی و کیفیت زندگی، در پایگاه های اطلاعاتی به زبان فارسی و انگلیسی مورد جستجو قرار گرفتند.


یافته ها: از بین 850 مقاله بازیابی شده 26 مقاله تمام متن بررسی گردید و در نهایت 24 مقاله برای سنتز نهایی انتخاب و مطالعات نهایی که دارای معیارهای ورود بودند وارد جامعه آماری و بررسی شدند یافته های مطالعه نشان داد حوادث جاده ای تاثیر منفی بر کیفیت زندگی همراه با استرس، عصبانیت و اختلالات عصبی به خصوص در زیر گروه کودکان علاوه بر هزینه های تحمیل شده بر فرد، خانواده و جامعه دارد.


نتیجه گیري: حوادث جاده ای و رانندگی بر سلامت روانی، اجتماعی مردم و جامعه تأثیر منفی می گذارند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر بایستی اقداماتی برای کاهش این حوادث و کاهش فراوانی اختلالات استرسی و مشکلات پس از سانحه در مصدومین حوادث رانندگی انجام داد.

میزان آمادگی بیمارستان های ایران در برابر حوادث و بلایا: یک مرور سیستماتیک

فاطمه رحمانیان, بیتا عباسی, احسان بلوردی, فاطمه ملکی, سید رضا حبیب زاده, فروغیان مهدی, سمانه عبیری, رضا اخوان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e13
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34424

مقدمه: بیمارستان ها به عنوان مهم ترین مراکز ارجاع آسیب دیدگان در زمان حوادث غیر مترقبه به شمار می روند. ایران یکی از کشورهای بلاخیز دنیا می باشد و عدم آمادگی بیمارستان ها در زمان حوادث غیر مترقبه موجب خسارت های فروانی به سیستم بهداشت و درمان کشور می شود. لذا هدف از انجام این مطالعه میزان آمادگی بیمارستان های ایران در برابر حوادث و بلایا به صورت یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر یک مرور نظام مند می باشد. مطالعاتی که به زبان فارسی در مورد میزان آمادگی بیمارستان های ایران در مورد حوادث و بلایاها منتشر شده است با کلمات کلیدی "حوادث غیر مترقبه"، "بلایاها"، "آمادگی بیمارستان ها"  جستجو و با استفاده از چک لیست پریسما مورد بررسی قرار گرفت. جستجوی مقالات بدون هیچ گونه محدودیت زمانی در پایگاه داده های Google scholar، Sid، Magiran، انجام گردید.


یافته ها: از 365 مقاله مورد بررسی 32 مطالعه مورد بررسی نهایی قرار گرفت. 10 مطالعه در استان تهران، 5 مطالعه در کرمانشاه و یک مطالعه در اهواز، ایلام، مازندران، یزد، مرکزی، اصفهان، قزوین، بیرجند، تبریز، شمال ایران، جهرم، زابل، سمنان، ارومیه، شیراز، زنجان و کل ایران بود. اکثر بیمارستان های مورد بررسی آموزشی بودند. سه مطالعه در بیمارستان های نظامی و یک مطالعه بیمارستان های خصوصی را مورد بررسی قرار داده بودند. از میان مطالعات مورد بررسی؛ 20 مطالعه به صورت توصیفی مقطعی، 12 مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی و یک مطالعه به صورت میدانی انجام شد. همچنین میزان آمادگی بیمارستان های مورد بررسی شده نشان داد که بیش از نیمی از بیمارستان های مورد بررسی آمادگی متوسط،  7  مطالعه آمادگی خوب(مطلوب) و 8  مطالعه آمادگی ضعیف(پایین) داشتند.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر بیانگر آن بود که در مجموع آمادگی بیمارستان های ایران در حد متوسط می باشد. بنظر می رسد تیم های بحران در بیمارستان های ایران می بایست قبل از وقوع حوادث و بلایا در حدی که اوضاع  و احوال و منابع موجود اجازه می دهد از آمادگی لازم برخوردار باشند و اطلاعات لازم را در زمینه ی مدیریت بحران فراگرفته و برنامه ریزی های لازم را انجام داده تا به هنگام وقوع بلایا تصمیم‌گیری های درست و منطقی انجام داده و نقش خود را به عنوان تیم بحران ایفا نمایند.


 

گزارش کوتاه


یافته های سی تی سینه در بیماران با ترومای قفسه سینه مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) تبریز در سال ۹۵: يك گزارش كوتاه

محبوب پورآقایی, مجید منتظر, پیمان محرم زاده, احسان محمدزاده عباچی, کاووس شهسواری نیا, مولود بالافر

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e11
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.31305

مقدمه: تکنیک تصویربرداری نقش مهمی در مدیریت ترومای قفسه سینه دارد و از گرافی ساده و سونوگرافی و سی تی اسکن برای تشخیص آسیبهای قفسه سینه استفاده می شود. سی تی اسكن قفسه سینه گلد استاندارد تشخیص آسیب های قفسه سینه می باشد. این مطالعه با هدف بررسی یافته های مثبت سی تي اسکن سینه بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) تبریز در سال ۹۵ انجام شده است.


روش کار: این مقاله یک مطالعه توصیفی است که در بیماران مولتیپل ترومای مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا تبریز از فروردین تا اسفند سال ۱۳۹۵ انجام شده است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و تمام بیماران مولتیپل تروما و ترومای سینه که در سال ۱3۹۵ به بیمارستان امام رضا مراجعه کرده بودند و سی تی اسپیرال قفسه سینه برای آنها انجام شده بود وارد مطالعه شدند. از آزمون T مستقل برای مقایسه داده های کمی و از مجذور K برای مقایسه داده های کیفی استفاده شد.


يافته ها: در طول سال ۱۳۹۵ شمسی ۳۹۰ بیمار با ترومای سینه و مولتیپل تروما مورد سی تی قفسه سینه قرار گرفته بودند. که تعداد ۲۹۶ نفر مرد (۹/۷۵٪) و ۹۴ نفر (۱/۲۴٪) زن بودند. میانگین سنی بیماران ۳۵/۴۸ سال بود. حوادث ترافیکی بیشترین میزان علل تروما را تشکیل می داد. در نزدیک به نیمی از بیماران یافته ای در سی تی اسكن اسپیرال قفسه سینه یافت نشد. همچنین در ۲۱ بیمار یافته های متعدد وجود داشت. شايع ترين آسيب ها شکستگی دنده (3/11 %)، پنوموتوراکس (3/12%)، پنومومدياستن (2%) هموتوراکس (6/4 %) و كنتوزيون ريه (9/4 %) بودند.


نتیجه گيري: در بیماران مولتيپل تروما, شایع ترین یافته های مثبت سی تی شامل شکستگی دنده بود و بعد آن پنوموتوراکس، آمفیزم زیرجلدی و هموتوراکس بودند. در مواردی که شکستگی سه دنده اول یا flail chest وجود دارد یا شکستگی اسکاپولا و  ترومای با  انرژی بالا وارد شده است میزان آسیب های احشا ء داخل قفسه سینه و شکم بیشتر است  و ویژگی سی تی اسکن قفسه سينه تشخیص هموتوراکس و پنوموتوراکس های جزئی می باشد که در گرافی ساده قابل تشخیص نمی باشد.

گزارش مورد


هیپوتیروییدی بیماری شایعی در جمعیت عمومی می باشد که با جایگزین نمودن هورمون تیرویید با دوز مناسب قابل درمان می باشد. کمای میکسدم نهایت شدت هیپوتیروییدی است و با هیپوتیروییدی، هیپوتانسیون، برادیکاردی، تغییر شرایط ذهنی در حضورهیپوتیروییدی شدید اتفاق میفتد. در این مقاله به معرفی بیماری می پردازیم با سابقه هیپوتیروییدی ثانویه کنترل شده که علیرغم تستهای نرمال تیروییدی بعد از جراحی لاپاروسکوپیک اسلیو گاسترکتومی تظاهرات بالینی کمای میکسدم رو نشان داد و نهایتا با درمان لووتیروکسین خوراکی بهبود یافت.

سندرم فار؛ گزارش یک مورد در یک خانم 70 ساله

مهسا عسکری جهرمی, رضا رضایی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), 23 November 2020 , صفحه e7
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33368

 مقدمه: IBGC یا سندرم فار، پديده اي نادر از كلسيفيكاسيون ايديو پاتيك هسته هاي قاعده اي مغز است كه عمدتا با علايم روانپزشكي مانند هذيان ،توهم و افسردگي با علايم نورولوژيك حركتي وشناختي تظاهر پيدا مي كند .معمولا بطور تصادفي در برش نگاري كامپيوتري مغز بيماران دچار اختلالات رواني تشخيص داده مي شود. در این مطالعه موردی، بیماری 70 ساله معرفی می شود. خانمی مسن در محدوده سنی 70 سال که به بیمارستان پیمانیه جهرم با شکایت از سر گیجه، عدم تعادل، تحریک پذیری صورت و اسپاسم های مکرر انگشتان دستها به دفعات زیاد مراجعه کرده است در سابقه پزشکی بیماری های فشار خون به مدت چندین سال،پوکی استخوان،بیماری هیپر لیپیدمی،بیماریهای ژنتیک قلب وکبد را ذکر میکند. به دلیل اختلالات تعادلی و عصبی سی تی اسکن از مغز بیمار انجام می شود. در بررسی های سی تی اسکن کلسیفیکاسیون عقده های قاعده ای مغز دیده می شود و برای تشخیص افتراقی IBGC از سایر بیماری های ایجاد کننده کلسیفیکاسیون مغزی، پس از انجام سی تی اسکن، بررسی های مربوط به آزمایشات خون و سطح سرمی اندکس های مربوطه، انجام میپذیرد و در نهایت تشخیص افتراقی بیماری IBGC انجام گرفته و بیمار تحت درمان با داروهای کلسی تریوا، کلسیم و ویتامین دی قرار گرفته و پس از سه روز بهبودی با تجویز داروهای خوراکی از بیمارستان ترخیص می شود. کلسیفیکاسیون عقده های قاعده ای مغز در این بیماری، شبیه دیگر بیماری های عفونی، متابولیکی، اختلالات مادرزادی و سایر بیماری های ست که که منجر به اختلالات سیستم عصبی می گردند بنابراین باید جهت رد سایر علل، ارزیابی های کامل انجام گیرد تا به تشخیص درست و درمان مناسب منجر شود.