مقاله اصیل


مقایسه پیامد دو روش مراجعه به بیمارستان در بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی؛ یک مطالعه مقطعی

مهران کاظمی, دانیال حبیبی, یزدان قندی, فریماه شیرانی, شهلا ابوالحسنی, سید پیام شریعت پناهی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e2
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32869

مقدمه: شیوع سکته حاد قلبی در جوامع شهری به سرعت رو به افزایش است و ضرورت انجام اقدامات به موقع و مناسب احساس می‌شود. عملکرد اورژانس پیش بیمارستانی می‌تواند یک راهکار در واکنش سریع به این مسئله باشد. لذا هدف از انجام این مطالعه بررسی و مقایسه پیامد دو روش مراجعه به بیمارستان در بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی می باشد.


روش اجرا: تحقیق حاضر به صورت مقطعی بر روی بیمارانی با تشخیص سکته قلبی در دو گروه تماس گیرنده با اورژانس 115 و مراجعه کننده حضوری، از ابتدای سال 1397 تا پایان شهریور 1398 در مرکز آموزشی درمانی قلب شهید چمران اصفهان انجام شده است. پس از ثبت اطلاعات پرونده‌های بیماران، به منظور مقایسه دو شیوه اعزام به بیمارستان از آزمون‌های آماری کای اسکوئر و تی مستقل استفاده شده است.


 یافته‌ها: پرونده 281 بیمار بررسی شد. بیش از 80 درصد مبتلایان مرد بودند. در بین این افراد تنها 21 نفر (5/7 درصد) فوت کره بودند که بیشتر آن‌ها (17 نفر) در گروه مراجعه حضوری بودند که از نظر آماری تفاوت معنی‌دار بود (002/0=p). علاوه براین، متغیرهای ارزیابی اولیه (044/0=p)، بیماری فشار خون (039/0=p)، کراتینین (010/0=p) و فشار خون سیستولیک (031/0=p) در دو گروه اعزام با 115 و حضوری تفاوت داشته‌اند.


نتیجه‌گیری: وجود ارتباط بین تعداد فوتی‌ها و نوع اعزام، گواه تاثیر خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در جلوگیری از عوارض ناگواری بعدی می‌باشد. بر اين اساس شايد بتوان گفـت نحـوه انتقـال بـه بيمارسـتان و نوع خدمت پيش بيمارسـتاني ارائه شده به بيمـار  موثر و مهم است.


 

وضعیت تعیین تکلیف بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس قبل و بعد از استقرار طب اورژانس؛ یک مطالعه مقایسه ای

ذبیح الله محقق, صبا عابدزاده, رزیتا خاتمیان اسکویی, مولود فوگردی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e3
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32490

مقدمه: ضرورت وجود تربیت پزشکان متخصص اورژانس در اواسط قرن20 در پاسخ به افزایش انتظارات مردمی برای دسترسی شبانه روزی به مراقبت‌های پزشکی کیفی و تخصصی احساس شد. این مطالعه با هدف مقايسه وضعیت تعیین تکلیف بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس امام رضا (ع) شهر بیرجند قبل و بعد از استقرار طب اورژانس صورت پذیرفته است.


روش‌ کار: در این مطالعه مقایسه ای تعداد 800  بیمار بستری شده در اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) بیرجند در 6 ماهه اول سال 1390 (قبل از استقرار طب اورژانس) و 6 ماهه اول سال 1396 (بعد از استقرار طب اورژانس) از جهت وضعیت تعیین تکلیف مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات بیماران (شامل اطلاعات دموگرافیک، علت مراجعه، مدت زمان بستری و تعیین تکلیف بیماران، ترخیص یا ارجاع بیماران)  از پرونده کاغذی یا سیستم HIS بیمارستان جمع‌آوری شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری وارد نرم‌افزار SPSS نسخه 16 شده و از آزمون من‌ویتنی و کای اسکوئر در سطح معناداری برابر با 0.05 استفاده شد.


یافته‌ها: میانگین مدت زمان تعیین تکلیف بیماران قبل و پس از استقرار متخصصین طب اورژانس از 73/222 ± 1/343 به 33/174 ± 19/200 دقیقه به طور معناداری کاهش یافت (P<0.001). توزیع فراوانی ترخیص با رضایت شخصی، تعیین تکلیف بیماران زیر 6 ساعت و 12 ساعت بین دو بازه زمانی با یکدیگر اختلاف معناداری داشت (P<0.05). توزیع فراوانی بیماران ارجاع شده به سایر مراکز درمانی و ارجاع شده به سایر بخش‌ها بین دوبازه زمانی مورد بررسی با یکدیگر اختلاف معناداری نداشت (P>0.05).


نتیجه‌گیری: حضور متخصصین طب اورژانس به عنوان یک الگوی موفق در نظام سلامت منجر به افزایش سرعت، کیفیت و دقت در ارائه خدمات به بیماران بستری در بخش اورژانس شد.

مقدمه: با توجه به حجم بالای بیماران تروما، میزان درخواست گرافی‌لگن برای این بیماران بسیار بالاست که این امر باعث تحمیل هزینه و عوارض بر سیستم بهداشت درمان و بیمار می‌شود. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت یافته‌های معاینه بالینی لگن در تعیین بیماران ترومایی نیازمند به انجام گرافی ساده لگن صورت پذیرفت.


روش کار: در این مطالعه مقطعی آینده نگر کلیه بیماران مولتیپل ترومایی مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان کاشانی شهرکرد طی مرداد تا شهریور 1399 که تحت گرافی ساده‌لگن قرار گرفته بودند وارد مطالعه شدند. یافته‌های معاینه بالینی برای تمامی بیماران ثبت گردید و میزان دقت این یافته‌ها در تعیین نیاز به انجام گرافی لگن ارزیابی شد.


نتایج: 131 بیمار با میانگین سنی 96/22±18/34سال مورد مطالعه قرار‌گرفتند (6/75 درصد مرد).  124نفر(6/94 درصد)  گرافی نرمال و 7 نفر(4/5 درصد)  گرافی غیرنرمال داشته‌اند. دو گروه از نظر سن (993/0 = p) ، جنس (679/0 = p) ، وزن (953/0 = p) ، فشارخون (848/0 = p) ، ضربان‌قلب در دقیقه (907/0 = p) ، تعداد تنفس در دقیقه (996/0 = p) ، سطح هوشیاری (00/1 = p)  و مکانیسم تروما (996/0 = p)  در شرایط یکسانی قرار داشتند. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری‌مثبت و منفی، راستی‌آزمایی‌مثبت و منفی و در نهایت دقت معاینه بالینی‌لگن بیماران ترومایی در تعیین نیاز به انجام گرافی ساده لگن به ترتیب معادل 100%، 03/79%، 82/98%، 100%، 77/4، 0 و 87/98% بود.


نتیجه‌گیری:


برطبق نتایج مطالعه‌ حاضر در صورتی‌که بیمار حداقل یکی از هشت معیار بالینی را داشته ‌باشد، تشخیص شکستگی‌لگن برای وی لحاظ شد که نشان‌داد این معیار کلی می‌تواند به سادگی با حساسیت 100% در شناسایی تمام موارد شکستگی موفق باشد و به راحتی می‌توان بیش از 70% از این بیماران را تحت گرافی لگن قرار نداد.

تاثیر طول مدت اقامت در بخش اورژانس بر پیامد بیمارستانی بیماران بدحال: یک مطالعه توصیفی-تحلیلی

الهام بدیهی, سارا قهرمان زاده انیق, علی جنتی, امیر غفارزاد, هانیه ابراهیمی بختور, فرزاد رحمانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e8
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33259

مقدمه: بخش اورژانس یکی از مهم ترین بخش های بیمارستان است که عملکرد آن تاثیر فراوانی بر کارکرد سایر بخش ها و رضایت مندی بیماران دارد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر طول مدت اقامت بیماران بدحال در بخش اورژانس بر پیامد بیمارستانی آنها می باشد.


روش کار: در یک مطالعه توصیفی تحلیلی تعداد 450 بیمار بدحال مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان سینا و امام رضا (ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در فاصله زمانی آذر 1398تا مهر 1399 وارد مطالعه شدند. بیماران براساس مدت زمان لازم برای خروج از بخش اورژانس تا زمان ترخیص نهایی از بیمارستان پیگیری شدند. پیامد نهایی آنها ثبت گردید. داده ها جمع آوری و توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه17 تحلیل شدند و پیامد نهایی بیماران با مدت اقامت در بخش اورژانس مقایسه شد.


یافته ها: در این مطالعه 450 بیمار بدحال وارد مطالعه شدند. میانه مدت زمان حضور در اورژانس در بیماران شرکت کننده 3 ساعت و میانه طول مدت بستری بیماران شرکت کننده 6 روز بود. از بین بیماران مورد بررسی، 100 بیمار (22/%22) فوت شدند. ارتباط معنا داری بین فوت بیماران و طول مدت اقامت آنان در بخش اورژانس وجود نداشت (05/0˂P).


نتیجه گیری: بر اساس نتایج ارتباط آماری معناداری بین طول مدت اقامت در بخش اورژانس و پیامد بیمارستانی بیماران بدحال وجود نداشت؛ که می توان چنین نتیجه گیری کرد که زمان خروج از بخش اورژانس مناسب بوده و یا اقدامات درمانی مورد نیاز بیماران بدحال با همان کیفیت بخش های ویژه در اورژانس هم انجام می گیرد.

بررسی استفاده از سیستمI-PASS در بهبود فرآیند تحویل بیماران در زمان تغییر شیفت بین دستیاران طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مازندران

زهرا یحیی پور, فاطمه جهانیان, محمد حسینی نژاد, تورج اسدی, سید حسین منتظر, معصومه پاشائی گرامی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e10
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32596

مقدمه:بخش اورژانس یکی از مهمترین بخش های مراکزآموزشی و درمانی می باشد كه علیرغم ازدحام بیماران باید خدمات فوری و حیاتی را در کوتاه ترین زمان ممکن با بهره وری بالا به بیماران مختلف ارائه نماید. بنابراین استفاده از روش استاندارد در انتقال این اطلاعات بین دستیاران طب اورژانس ضروری است.


روش کار: این مطالعه، از نوع مطالعه مداخله ای نیمه تجربی (Quasi-Experimental) است که به روش پیمایشی- تحلیلی در طی سال های (99 – 1398) در طی سه فازکلی اجراء و تکمیل گردید. بطوریکه در فاز نخست، اطلاعات وضعیت مرسوم فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس گردآوری شد. در فاز دوم کارگاه آموزشی مبتنی بر روش I-PASS برگزار گردید. در فاز نهائی نحوه فرآیند تحویل بیماران به روش I-PASS عملا اجراء و اطلاعات حاصله از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با استفاده از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.


 یافته ها: میانگین و میانه ارزش کیفی همه متغیرهای مطالعه درحد زیاد و خیلی زیاد می باشد و یک رابطه معنادار بین شاخص های I-PASS و شاخص های بهبود فرآیند تحویل بیماران وجود دارد. به بیان دیگر، بین همه شاخص های I-PASS و همه شاخص های بهبود فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس در زمان تغییر شیفت ارتباط مستقیم وجود دارد. هدف اصلی مطالعه برآورده شده است و این مطالعه به جهت اثربخشی سیستم I-PASS جنبه نوآوری و جدید دارد.


 نتیجه گیری: استفاده از سیستم I-PASS دارای تاثیرگذاری بالا در بهبود فرآیند تحویل بیماران بین دستیاران طب اورژانس در زمان تغییر شیفت در مرکز آموزشی درمانی امام خمینی(ره) دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد. بطوریکه این میزان تاثیرگذاری در بیشتر حالت ها، بالای 70درصد است.


 

مقدمه: ارائه خدمت در اورژانس پیش بیمارستانی، همواره کارکنان را در معرض خطر ابتلا به بیماری های عفونی و گسترش عفونت در جامعه قرار می‌دهد. رعایت اصول کنترل عفونت، نقش مهمی در تداوم عملکرد این کارکنان دارد. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان آگاهی و عملکرد کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شهرکرد نسبت به رعایت اصول کنترل عفونت انجام پذیرفت.


روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی- تحلیلی بوده که بر روی 100 نفر از کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شاغل در بخش عملیات شهرستان شهرکرد انجام گرفت. نمونه‌های پژوهش به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه سنجش آگاهی و عملکرد کارکنان در زمینه رعایت اصول کنترل عفونت جمع‌آوری شد. داده‌ها توسط نرم افزارSPSS  نسخه 15 تجزیه و تحلیل گردید.


یافته‌ها: میانگین سن افراد مورد پژوهش‌34/8±21/30 سال بود.‌30درصد افراد سابقه نیدل استیک داشتند. ارتباط معنی‌داری بین آگاهی و عملکرد کارکنان (05/0<p) مشاهده نشد ولی بین متغیر آگاهی با رشته تحصیلی و سطح تحصیلات ارتباط معنی دار(05/0>p) بود. میانگین نمره آگاهی نمونه‌ها در مورد اصول کنترل عفونت (25/75±16/45) در حد ضعیف بود و میانگین نمره عملکرد نمونه‌ها در حد متوسط (97/41±48/51 ) گزارش شد.


نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه، نیاز است برنامه ریزی لازم جهت ارتقای آگاهی و عملکرد کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی در مورد رعایت اصول کنترل عفونت از طریق برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت و تهیه بسته های آموزشی اقدام نمایند.

مقایسه ی میزان جوش خوردگی در بیماران با شکستگی اینترتروکانتریک با گاما نیل کوتاه قفل و غیر قفل؛ یک مطالعه مقطعی

علیرضا منافی راثی, رضا توکّلی دارستانی, فرزاد عموزاده عمرانی, رضا زندی, مجتبی باروتکوب, سیّد شهاب‌الدّین وزیری, شهرام شکرانه

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e14
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34209

مقدمه: شکستگی­های اینترتروکانتریک که از جمله شکستگی­های مرتبط با هیپ هستند به ­عنوان یک مشکل عمده­ی بهداشت و سلامت عمومی دربسیاری ازکشورها مطرح شده­اند. این مطالعه با هدف مقایسه­ی میزان جوش خوردگی در بیماران با شکستگی اینترتروکانتریک با گاما نیل کوتاه قفل و غیر قفل صورت گرفت.


روش کار: مطالعه­ی فوق از نوع مقطعی گذشته نگر می­باشد که طی سال­های 97 تا 98 انجام شد و 47 بیمار دارای شکستگی اینترتروکانتریک که به بیمارستان امام حسین مراجعه کردند، در دو گروه درمان شده با ایمپلنت گاما نیل کوتاه قفل و غیرقفل با یکدیگر مقایسه شدند و میزان جوش خوردگی استخوان، میزان یونیون جوش خورده و میزان ترمیم استخوان از طریق رادیوگرافی و 1، 3، 7 و 12 ماه پس از جراحی بررسی شد.


نتایج: در بررسی فوق 6/68% از بیماران در گروه درمان با گاما نیل قفل و 4/31% در گروه درمان با گاما نیل غیر قفل قرار گرفتند. میانگین مدت زمان جوش خوردگی در بیماران گروه درمان با گاما نیل قفل 5/4 ماه و در بیماران گروه درمان با گاما نیل غیر قفل 5/5 ماه به دست آمد. در گروه بیماران درمان شده با گاما نیل غیر قفل، درمان 5/28% از بیماران با شکست رو به رو شد و در مقابل در گروه درمان با گاما نیل قفل شده، درمان در 5/12% از بیماران شکست خورد. همچنین میانگین اسکور هریس هیپ پس از عمل جراحی در گروه درمان شده با روش گاما نیل قفل به طور معنی داری بالاتر از گروه درمان شده با روش گاما نیل بدون قفل بوده است (002/0 = P).


نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر به نظر می رسد روش درمانی با گاما نیل کوتاه قفل روش مناسب­تری در مقایسه با درمان با گاما نیل غیرقفل می­باشد.

بررسی آمادگی اورژانس بیمارستان خاتم الانبیا (ص) زاهدان برای مقابله با کووید ۱۹ در سال 1399: یک مطالعه توصیفی-تحلیلی

علی عبدالرزاق نژاد , مریم ضیایی, سیدمحمدهاشمی شهری هاشمی شهری, ندا سارانی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e15
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33923

مقدمه : بیمارستان‌ها نقش مهمی در مدیریت بحران در جامعه دارند. از زمان شیوع بیماری کووید-19، آمادگی بیمارستان برای استمرار خدمات درمانی در بحران کووید-19 مورد توجه قرار گرفت. مطالعه حاضر با هدف بررسی آمادگی اورژانس بیمارستان خاتم الانبیا (ص) زاهدان برای مقابله با کووید ۱۹ در سال 1399انجام شد.


روش کار:  این مطالعه بر روی تمامی پرسنل اورژانس بیمارستان خاتم الانبیا (ص) زاهدان به تعداد 100 نفر انجام شد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی بود و برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی آمادگی روانشناختی برای مقابله با کووید19و پرسشنامه متغیر های اپیدمیولوژیک و بالینی (میزان مقابله با کرونا) استفاده شد. داده ها پس از جمع آوری با بهره‌گيري از نرم افزار SPSS نسخه 26 تجزیه تحلیل شد. جهت ارتباط یابی بین متغیر های مطالعه از آزمون پیرسون استفاده گردید. مقادیر 05/0>p-value به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.


یافته ها : از سه مولفه ی روانشناختی پرسشنامه ی آمادگی شناختی در مقابله با کرونا (بعد رفتاری، شناختی و هیجانی) و همچنین نمره ی کل آن با نمره ی کل پرسشنامه متغیر های اپیدمیولوژیک و بالینی (میزان مقابله با کرونا) همبستگی معنادار مثبت وجود دارد.


نتيجه گيري: براساس نتایج مطالعه حاضر، مولفه های روانشناختی ارتباط معناداری با میزان مقابله با کرونا در میان پرسنل اورژانس بیمارستانی دارند. همچنین مشخص شد که آمادگی روانشناختی کادر درمان اورژانس بیمارستان خاتم الانبیا (ص) زاهدان، در مقابله با کووید 19، در سطح قابل قبولی است. با توجه به نوظهور بودن کووید 19، اهمیت شناخت فاکتور های موثر در مقابله با این بیماری در کادر درمان و کمبود مطالعات در این زمینه، انجام مطالعات بیشتر در سایر مراکز درمانی کشور توصیه می شود.

فراوانی آسیب مولتی ارگان در مبتلایان به کوید – 19؛ یک مطالعه مقطعی

سحر میربها, محمد مهدی فروزانفر, سعید صفری, بهروز هاشمی, آنیا جعفری, عاطفه کاوه

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e16
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34679

مقدمه: شیوع در حال رشد کرونا ویروس نوین- 2019 سلامت عمومی جهان را به چالش کشیده و منجر به ترس بیمارگونه ای از مبتلا شدن به آن در افراد مختلف شده است. آسیب به ارگان های مختلف بدن و آسیب ارگانی در اثر ابتلا به این ویروس در مطالعات مختلف گزارش شده است. مطالعه حاضر به هدف بررسی توزیع فراوانی آسیب مولتی ارگان در بیماران قطعی ابتلا به کووید 19 بستری شده در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است.


روش کار: یک مطالعه توصیفی – مقطعی بر روی 600 بیمار مبتلا به کووید-19 بر اساس تست تشخیصی RT_PCR و یافته های حاصل از سی تی اسکن ریه بیماران مراجعه کننده به بیمارستان های شهدای تجریش و امام حسین(ع) به روش نمونه گیری آسان و در دسترس انجام شده است. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته جمع آوری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 26 SPSS و روش های آماری توصیفی – تطبیقی، کای اسکوئر و T مستقل استفاده شده است.


یافته ها: 600 بیمار با میانگین سنی 78/17 ± 26/60 سال مورد بررسی قرار گرفتند (5/58 درصد مرد). 2/24 درصد بیماران دچار آسیب مولتی ارگان شده بودند. بین جنسیت با آسیب های مولتی ارگان ارتباط آماری معنادار وجود نداشت) 419/0(p =  در حالی که بین میانگین سن)001/0 (p =، یافته پاتولوژیک ریه)004/0(p = ، اینتوبه) 001/0(p ≤ ، و سابقه بیماری با آسیب های مولتی ارگان) 019/0 (p =  ارتباط آماری معناداری وجود داشت.


نتیجه گیری: آسیب های مولتی ارگان در بیماران مبتلا به کووید - 19 نسبتا شایع می باشد و با سن، بیماری های زمینه ای، یافته پاتولوژیک در ریه و میزان درگیری ریوی در ارتباط می باشد. بیشترین ارگان های درگیر در آسیب های مولتی ارگان شامل ریه، کبد، قلب، کلیه و سیستم انعقادی بوده است.

مقایسه تاثیر پتدین، کتورولاک و ترکیب کتورولاک – دیازپام در کاهش درد بیماران مبتلا به درد حاد کمری: یک مطالعه کارآزمایی بالینی

نوید کلانی, اسماعیل رعیت دوست, فاطمه رحمانیان, ناصر حاتمی, مهدی فروغیان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e18
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34928

مقدمه: کمر درد یکی از شایع ترین بیماری هایی دنیاست. حدود  65 % تا  80 % افراد در طول زندگی خود کمردرد را تجربه می کنند. کمردرد شایع ترین علت سندرم درد مزمن است که منجر به محدودیت فعالیت در افراد جوان تر از 45  سال می شود.. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه تاثیر پتدین، کتورولاک و ترکیب کتورولاک-دیازپام بر درد حاد ناشی از کمردرد در بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان پیمانیه در سال 1398 انجام شد.


روش کار: در اين مطالعه کارآزمايي باليني تصادفي شده دو سوکور، 90  بيمار که به علت درد حاد کمری حاد به اورژانس بیمارستان پیمانیه جهرم مراجعه کرده بودند وارد مطالعه شدند. بيماران به‌روش تصادفي ساده به سه  گروه 30 نفری(گروه اول: 50 میلی گرم  پتدین، گروه دوم  30 میلی گرم  کتورولاک و 10  میلی گرم دیازپام و گروه سوم کتورولاک به تنهایی 30 میلی گرم) تقسيم شدند. فشار خون، ضربان قلب، میزان اشباع اکسیژن خون شریانی و درد  بيماران  قبل از تزریق دارو، بلافاصله بعد از تزریق دارو  و سپس در دقایق 5 ، 10 ،20 و 60 و 90  اندازه گيري و ثبت شد. شدت درد با مقياس سنجش درد( VAS) اندازه گيري و بررسی شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی صورت گرفت.


یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میانگین کاهش درد در گروه دریافت کننده پتدین به ترتیب در دقایق10(P=0.006)، 20(P=0.001)، 60(P=0.001) و 90 دقیقه بعد از تزریق(P=0.001) به شکل معنی داری از گروه های کتورولاک و ترکیب کتورولاک و دیازپام بیشتر بود.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که داروی پتدین بر کاهش درد حاد کمری از ترکیب کتورولاک-دیازپام و کتورولاک بیشتر است. بنظر می رسد استفاده از داروی پتدین در این بیماران جایگزین مناسبی نسبت به سایر داروها در کنترل درد در بیماران مبتلا به کمر درد حاد مراجعه کننده به اورژانس باشد.

بررسی وضعیت انتقال درون بیمارستانی بیماران ترومایی اورژانس؛ یک مطالعه مقطعی

جلیل عظیمیان, مهدی رنجبران, رقیه عسگری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e20
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34773

مقدمه: بیماران ترومایی، عمده ترین مراجعه کننده گان اورژانس، جهت انتقال درون بیمارستانی را تشکیل می دهند که در معرض طیف وسیعی از عوارض قرار دارند. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت انتقال درون بیمارستانی بیماران ترومایی انجام شده است.


روش کار : مطالعه مقطعی حاضر در بیمارستان الغدیر ابهر، از سال 1398 تا سال 1399، بر روی 216 بیمار ترومایی بزرگسال، سطح 1 ، 2 و 3 اورژانس که نیاز به انجام اقدامات تشخیصی درمانی یا انتقال به سایر بخش ها داشتند، در سه مرحله قبل، حین و بعد از انتقال ، انجام و نتایج و عوارض انتقال این سه مرحله، باهم مقایسه شده است.


یافته ها: در این مطالعه216 بیمار با میانگین سنی 3/70 ± 9/18، مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین بیماران پذیرش شده مرد (1/74٪) ، با مراجعه اورژانسی (3/83٪) و به دنبال تصادف (1/68٪) بودند. بیشتر انتقال ها با هدف تشخیصی (9/57٪) و در سطح2تریاژ (4/69٪) انجام گرفته بود. نمره کیفیت انتقال مرحله قبل انتقال99/93٪، حین 65/ 84 ٪و بعد از انتقال02/91٪ محاسبه شد. عوارض در 36/14٪ از انتقال ها مشاهده شد که شامل افت یا افزایش فشارخون ، افت فشار اکسیژن خون شریانی و هیپوترمی بود . همچنین بیشترین خطاهای رخ در مرحله حین انتقال اتفاق افتاده و مربوط به عدم استفاده از مانیتورینگ (1/٪18)، پالس اکسی متری (6/17٪) و عدم کنترل خط وریدی محیطی (9/13٪) بوده است و خطاهای رخ داده، مرحله قبل از انتقال شامل عدم استفاده از پالس اکسی متری، مانیتورینگ و ماسک صورت (9/1٪) و خطاهای مرحله بعد از انتقال شامل عدم کنترل سند فولی و سوند بینی ـ معدی (5/0٪) گزارش شده است.


نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان داد که میزان بروز حوادث ناگوار، به ویژه در حین انتقال، بالا است. این مهم می تواند در تحلیل علل خطاها و برنامه ریزی درجهت افزایش سطح ایمنی بیماران مورد استفاده قرار گیرد . شناسایی و مدیریت عوامل خطر در فرایند انتقال، ایمنی بیماران را تامین می نماید.

بررسی میزان اطلاعات پرسنل بیمارستان امام خمینی (ره) جیرفت و ارزیابی آمادگی آنها درهنگام بروز بحران

احسان گروهی ساردو, یاسین سهرنی, سارا پیش بین, الهه سالارپور, حسین رفیعی, شبیر رستمی ابوسعیدی, رسول رئیسی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e21
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35294

مقدمه: بروز بحران های مختلف در کشور ما غیرقابل انکار است و بيمارستان ها از جمله سازمان هایی هستند که مستقيما تحت تاثير اين بحران ها قرار مي گيرند. این مطالعه با هدف بررسی ميزان اطلاعات پرسنل بیمارستان امام خمینی(ره) جیرفت و ارزیابی آمادگی آنها درهنگام بروز بحران درسال 1399 انجام شد.


روش کار: اين پژوهش به صورت  مقطعي- توصيفي صورت گرفت. جهت نمونه گيري از روش سرشماري استفاده شد و كليه پرسنل شاغل در بخش اورژانس بيمارستان امام خمینی (ره) جیرفت وارد مطالعه شدند. در اين پژوهش جهت جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته" آمادگي مقابله با بلايا"  كه مشتمل برسه بخش مي باشد، استفاده گردید. داده های جمع آوری شد و پس از کدبندی و ورود داده ها با نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری توصیفی وتحلیلی تجزیه و تحلیل شد.


یافته ها: 63 نفر از پرسنل شاغل بیمارستان امام خمینی جیرفت وارد مطالعه شدند. میانگین سنی پرسنل بیمارستان امام خمینی 07/2± 3/47 سال می باشد. حداقل سن شرکت کنندگان 22 سال و حداکثر 59 سال بود. بیشتر پرسنل شرکت کننده در این مطالعه زن (41 نفر و 1/65 %) بودند. بیشتر پرسنل دارای مدرک تحصیلی لیسانس بودند. بین سطح آگاهی و سطح آمادگی با سن، جنس، مدرک تحصیلی،سابقه کارپرسنل تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد (P_Value>0.05). بین سطح آگاهی پرسنل با شرکت در دوره های آموزشی مقابله با بحران تفاوت معنی دار آماری وجود دارد (P_value=0.002) بین سطح آمادگی با شرکت در مانورهای وقوع بحران تفاوت معنی دار آماری وجود دارد (P_Value=0.04) بین سطح آگاهی با عضویت در کمیته بحران تفاوت معنی دار آماری مشاهده شد (P_Value=0.05) بین سطح آگاهی و آمادگی با ارسال مصوبات کمیته بحران به بخش ها تفاوت معنی دار آماری وجود دارد.


نتیجه گیری: از آنجا كه ارتقاء آگاهي پرسنل شاغل در مراكز بهداشتي درماني جهت اداره بحران هايي كه بصورت غيرمترقبه اتفاق مي افتد بسيار مهم است، پيگيري و گسترش فعاليت هاي كميته بحران و آموزش و  اطلاع رساني دقيق تر در اين زمينه ضروري به نظر مي رسد.

يافته هاي الكتروكارديوگرافي مرتبط با ايسكمي ميوكارد در بيماران با علايم غير قلبي مراجعه كننده به اورژانس نمازي در سال 1397

حدید همراه, راضیه کاظم پور, راضیه السادات موسوی رکن آبادی, مهرداد شریفی, سید محمودرضا سجادی, رباب صادق

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e23
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35146

مقدمه: ایسکمی میوکاردی خاموش بعنوان وجود شواهد عینی از ایسکمی قلبی در غیاب ناراحتی قفسه سینه یا یکی از علائم معادل آنژين تعریف میشود. هدف مطالعه حاضر، بررسی یافته های الکتروکاردیوگرافی (ECG) مرتبط با ایسکمی قلبی در بیماران غیرقلبی مشکوک به ایسکمی میوکاردی خاموش مراجعه کننده به اورژانس بود.


روش کار: مطالعه حاضر به صورت یک مطالعه مقطعی گذشته نگر (فروردین تا اسفند 1397) بر روی بیماران بزرگسال با شکایت غیرقلبی مراجعه کننده به اورژانس نمازی شیراز، در جنوب ایران با سطح ۱ و ۲ تریاژ و شک به ایسکمی میوکاردی خاموش انجام گرفت که برای ایشان ECG و دو نوبت تست تروپونین پس از ورود به اورژانس، انجام شده باشد.  بیماران ترومایی، سطح تریاژ 3-5، بیماران با درد قفسه سینه تیپیک، و بیماران با تشخیصST-Elevation Myocardial Infarction (STEMI) از مطالعه خارج شدند.داده های دموگرافیک، نتیجه دو نوبت آزمایش تروپونین و یافته های مرتبط با ایسکمی قلبی در ECG شامل ST depression و T inversion بررسی شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها: در مجموع، 180 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران 01/15± 3/69 سال بود. 92 بیمار (1/51%) مرد بودند.ST depression  و T inversion بترتیب در ECG 90 (50%) و 88 (9/48%) بیمار یافت شد. وجود یکی از یافته های ST depression یا T inversion در 168 (3/93%) بیمار مشاهده گردید. بین میانگین سنی، جنسیت و علت مراجعه با داشتن ST depression یا T inversion ارتباط معنادار آماری دیده نشد. آزمایش مثبت تروپونین در هر دو مرحله در 23 (8/12%) و آزمایش هر دو مرحله منفی در 4/59% بیماران مشاهده گردید. بین داشتن حداقل یک نوبت تروپونین مثبت و داشتن یافته های ST depression و T inversion ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (بترتیب P-value برابر با 56/0 و 9/0).


نتیجه گیری: ST depression و T inversion در ECG نیمی از بیماران وجود داشت. آزمایش تروپونین دو نوبت مثبت و دو نوبت منفی به ترتیب در 8/12% و 4/59% بیماران مشاهده شد. این یافته بیانگر آن است که تطبیق یافته های ECG و آزمایش تروپونین چند مرحله ای در تشخیص نهایی ایسکمی قلبی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، اما تغيیرات ECG در بيماران با شكايت غيرقلبي حتما نشانگر انفاركتوس قلبي نيست.

بررسی فراوانی قصور متخصصان طب اوراژانس ارجاعی به پزشکی قانونی استان فارس از سال 92 تا 98

علیرضا درودچی, محمد زارع نژاد, نوید کلانی, فرناز رنجبر, ناصر حاتمی, اسماعیل رعیت دوست

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e26
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35456

مقدمه:‏ افزایش خطاهای پزشکی به یک نگرانی عمومی در میان سیاستگزاران سلامت تبدیل شده است. با توجه به اهمیت آگاهی از علل وقوع خطاهای پزشکی و پیشگیری از تداوم آنها علی الخصوص در بخش اورژانس، لذا این مطالعه بررسی فراوانی قصور متخصصان طب اوراژانس ارجاعی به پزشکی قانونی استان فارس از سال ۹۲ تا ۹۸ انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی و بر اساس تحلیل دوباره داده ها انجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه شامل کلیه قصور ارجاعی به دفتر کمیسیون پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان فارس با موضوع شکایت از متخصصان طب اورژانس طی سال های 1392 تا 1398 بود. روش جمع آوری داده ها بر اساس چک لیست و استفاده از اطلاعات موجود در پرونده های موجود در کمیسیون پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان فارس صورت گرفت. چک لیست شامل سن بیمار، تحصیلات بیمار، شغل بیمار، بیماری زمینه ای، علل قصور، نوع مرکز درمانی، علت و انگیزه شکایت، نوع خدمت ارائه شده، نحوه کسب اطلاع از قصور، محل آسیب وارده، نوع آسیب وارده و میزان ارش تعیین شده میباشد. تجزیه و تحلیل دادها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21 و با استفاده از آمارهای توصیفی انجام شد.


نتایج: از تعداد 92 پرونده،91 پزشک مرد (9/98%) و 1 نفر پزشک زن (1/1%) بودند. بیشترین فراوانی صدور رأی در سال¬های 1398 با 40 رأی (5/43 %) و سال 1397 با 28 رأی (4/30 %) بوده است. 54 نفر (7/58 %) از افراد شاکی فوت نموده‌اند و 19 نفر (7/20 %) دچار نقص عضو شده بودند. همچنین میزان افراد شاکی در حال بهبودی 11 نفر (0/12 %) و بهبود یافته 6 نفر (5/6 %) بوده است. از 92 پرونده مورد بررسی، 77(7/83 %) پرونده نهایتاً تبرئه شده و 15(3/16 %) پرونده نیز به محکومیت افراد ختم گردیده است. بیشترین فراوانی قصور تائید شده، قصور بی مبالاتی 9(8/9%) و بی‌احتیاطی 2(2/2 %) بوده است.


 نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که بیشترین علت قصور پزشکی متخصصان طب اورژانس از نوع بی مبالاتی می باشد. لذا پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاه های آموزشی جهت متخصصان طب اورژانس، باعث کاهش این نوع مبالاتی ها شویم.

مقدمه: اﺳﺘﺮس ﻫﺎي ﺷﻐﻠﻲ و ﻋﻮاﻣﻞ ایجاد کننده آن ﻳﻜﻲ از ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻣﻬﻢ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻲ و روانپزشکی اﺳﺖ که توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است. در این بین سلامت کادر درمان بیمارستان ها به دلیل ماهیت کار آنها یکی از موضوعات مهم به شمار می آید. در حال حاضر با توجه به شیوع یکی از انواع کرونا ویروس ها، سلامت روان ﻛﺎدر درمان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ  ﮔﺮوه در ﻣﻌﺮض خطر نیازمند توجه بیشتر است. . هدف از این مطالعه سنجش میزان استرس، اضطراب و افسردگی بین کادر درمانی در هنگام مواجهه با بحران شیوع ویروس کرونا است.


روش کار: اﻳﻦ مطالعه توصیفی-ﻣﻘﻄﻌﻲ در فروردین ماه ۱۳۹۹ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر سنجش استرس، اضطراب و افسردگی  ۱۰۶ نفر از ﻛﺎدر درمان بیمارستان های دکتر غرضی و امام حسین شهرستان ملایر در زمان شیوع بیماری کووید-۱۹ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه است. اﺑﺰار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ استاندارد۲۱ سوالی سنجش استرس، اضطراب و افسردگی DASS می باشد.


یافته ها: یافته های مورد مطالعه را ۱۰۶ نفر از کادردرمان تشکیل داده بودند که از این افراد ۹/۰ درصد پزشک فوق تخصص، ۵/۸ درصد پزشک متخصص، ۷/۴ درصد دکترای حرفه ای و ۲/۸۰ درصد پرستار بودند. یافته ها نشان داد که در ابعاد مورد سنجش ۴/۲۶ درصد از کادردرمان استرس بسیار شدید، ۲/۸۰ درصد اضطراب بسیار شدید و ۴/۴۳درصد افسردگی بسیار شدید را دارا بودند. با بررسی رابطه بین مشخصات فردی و پارامتر های استرس، اضطراب و افسردگی و با توجه به سطح معناداری روابط، رابطه معناداری بین مشخصات فردی و اختلالات ذکر شده وجود نداشت.


نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، شیوع استرس، اضطراب و افسردگی بین کادردرمان در پاندمی بیماری کووید-۱۹ بسیار زیاد بود. این نتیجه اهمیت سیاست گذاری و مداخلات به موقع روانشناختی در جهت ارتقای سلامت روانی کادردرمان در شرایط بحران را نشان می دهد که با استفاده از راهبردهای پیشگیرانه می توان از بروز مشکلات روانی در کادردرمان پیشگیری کرد و  در جهت حفظ و بهبود کیفیت سلامت روان آنان و توانایی حرفه ای این افراد قدم برداشت.

بررسی آسیب های دستگاه تناسلی و مجاری ادرار در بیماران با شکستگی لگن مراجعه کننده به یک بیمارستان رفرال تروما در شمال ایران؛ یک مطالعه مقطعی

سارا پورمیرزایی, پیمان اسدی, سید مهدی ضیاء ضیابری, وحید منصف کسمائی, عنایت اله همایی راد

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e30
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34587

مقدمه:  بعد ازترومـاي سـر، شكـستگي لگـن شـايع تـرين علت مرگ در بيماران مولتيپـل ترومـا مـيباشـد.اين پـژوهش بـا هدف تعيين فراوانی آسیب های مجاری ادراری و تناسلی در بیماران با شکستگی لگن مراجعه کننده به بیمارستان پورسینای رشت انجام خواهد شد تا با تعیین فراوانی این آسیب ها بتوان اقدامات اولیه لازم را در بیماران (شکستگی لگن) در اورژانس تبیین و مشخص کرد.


روش مطالعه: در این مطالعه گذشته نگر، پرونده 170 بیمار دچار شکستگی لگن مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پورسینای شهر رشت از ابتدای دی ماه سال 97 تا ایتدای دی ماه سال 98 مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از چک­ لیست تهیه شده و معاینه بالینی بیمار توسط رزیدنت، اطلاعات ، شامل سن، جنس، میزان تحصیلات، وجود یا عدم وجود هماچوری، نوع تروما و نوع شکستگی لگن جمع­آوری شد. با استفاده از نرم افزار STATA - Se v 13.1 داده ها تجزیه و تحلیل شد.


یافته ها: از 170 بیمار مراجعه­کننده به دلیل شکستگی لگن 70% مرد بودند. میانگین سنی 10/20±02/45 سال و متوسط طول مدت بستری افراد مورد مطالعه 13/7±11/8 روز بود. حوادث وسایل نقلیه موتوری مهم ترین عامل شکستگی لگن و آسیب مجرای ادراری بود. 55 نفر (4/33%) از افرادی که شکستگی لگن داشتند دچار آسیب مجرای ادراری تناسلی شده بودند. هماچوری در 48 نفر از آنها وجود داشت و خون در نوک مه آ و هماتوم پرینه از علامت­هایی بودند که به شکل معنی­داری با آسیب دستگاه ادراری تناسلی به دنبال شکستگی لگن ارتباط داشتند.


نتیجه­گیری: با توجه به شیوع نسبتاً بالای آسیب مجاری ادراری تناسلی در ترومای لگن؛ بهتر است معاینه کامل در تمامی بیمارانی که با تروماهای با انرژی بالا مراجعه می کنند، مخصوصاً معاینه با دقت تر در افرادی که شکستگی لگن دارند، انجام شود و در صورت مشاهده هر یک از علائم بالا حتماً به فکر آسیب­های دستگاه ادراری تناسلی بوده و جهت بررسی بیشتر محل ضایعه و رفع آن اقدام نماییم.

بررسی ارزش تشخیصی آزمون چالش آتروپین در ارزیابی بیماران مشکوک به مسمویت با سموم ارگانوفسفره مراجعه کننده به درمانگاه اورژانس بیمارستانی

محبوبه سادات ابراهیم نژاد شیروانی, مهدی رضایی, نسیم زمانی, نیلوفر قدرتی, حسین حسنیان, حسن امیری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e31
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33528

مقدمه: مسمویت با سموم ارگانوفسفره از جمله شایعترین انواع مسمومیت است . تشخیص سریع و آغاز درمان این مسمومیت بر نتیجه درمان بسیار موثر است. روش قطعی تشخیص اندازه گیری سطح کولین استراز خونی است که به زمان زیادی نیاز داشته و برای اقدام به موقع در بخش اورژانس مناسب نیست. تست چالش آتروپین یکی از آزمون هایی است که به صورت معمول در اورژانس مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی این تست در تشخیص مسمومیت ارگانوفسفره است.


روش مطالعه: این مطالعه مقطعی با بررسی نتیجه ثبت شده از تست چالش آتروپین ،روی 91 نفر ازبیماران مشکوک به مسمومیت با ارگانوفسغره و مقایسه نتایج آن با نتایج حاصل از اندازه گیری سطح کولین استراز سرمی به  عنوان Gold Standard  ، در پرونده بیماران مراجعه کننده به مرکز مسمومیت بیمارستان لقمان ، در فاصله سالهای 97-98 انجام شد.


یافته ها: از 420 بیمار مسمومیت با ارگانوفسفره مراجعه کننده طی سال 97، 108 بیمار با علایم مشکوک وجود داشت که تست چالش آتروپین برای  91 نفر انجام شده بود .از این میان، پس از مقایسه نتیجه تست با تست استاندارد،حساسیت تست چالش آتروپین 8/86% ،ویژگی آن6/82% ،منفی کاذب9/26% و مثبت کاذب 5/20 %، ارزش اخباری مثبت48/79 و ارزش اخباری منفی 07/73 و نسبت درست نمایی مثبت 95/3 و نسبت درست نمایی منفی 37/0 محاسبه شد.


نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای مسمومیت با سموم ارگانوفسفره در کشورهای درحال توسعه و تاثیر چشم گیر تشخیص وآغاز سریع درمان در بهبود نتایج درمان، تست چالش آتروپین جهت غربالگری و تایید تشخیص مسمومیت در موارد مشکوک می تواند به عنوان تستی قابل قبول در شرایط اوژانس به کار رود.

مقدمه : لزوم ارائه خدمات تخصصی و حرفه ای در شرایط اورژانسی و اضطراری در سطح جامعه و خارج از بیمارستانها ، اهمیت حرفه ای گری را در فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی چندین برابر می کند. این مقاله سعی دارد تا به بررسی عوامل موثر بر حرفه گری از دیدگاه دانشجویان فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی ، بپردازد.


روش ها : این مطالعه یک تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا است. جامعه مورد پژوهش دانشجویان فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کردستان می باشند. شرکت کنندگان بصورت هدفمند از بین دانشجویانی که کارآموزی درعرصه می گذراندند، انتخاب شدند (10 نفر)  و برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نمیه ساختارمند تا رسیدن به اشباع داده ها استفاده شد. مصاحبه ها پیاده سازی شد و متون حاصله به دقت و بارها بررسی و سپس با استفاده از روش اشتراوس و کوربین کدگذاری و طبقه بندی شدند.


یافته ها : از تحلیل داده ها 4 طبقه اصلی ( عوامل مرتبط باآموزش ، عوامل فردی ، عوامل مرتبط با ماهیت حرفه و عوامل اجتماعی) و 17 طبقه فرعی (عوامل مرتبط با اساتید ، عوامل مرتبط با دانشجویان ،فضا و امکانات آموزشی ، برنامه ریزی آموزشی ،نحوی پذیرش دانشجو ، تخصص ، علاقه ، تجربه ، اخلاق ، توانمندی فردی ، تعهد ، شرایط کاری ، حمایت مسئولین ، آگاهی به حقوق و قوانین ، فرهنگ و عرف حاکم بر جامعه و تبلیغات در مدارس) استخراج گردید.


نتیجه گیری : از دیدگاه شرکت کنندگان در این تحقیق حرفه ای گری متاثر از عوامل مرتبط با آموزش ، عوامل فردی ، عوامل مرتبط با ماهیت حرفه و عوامل اجتماعی می باشد. از آن جایی که هدف نهایی حرف مختلف پزشکی ارتقاء سلامت آحاد جامعه است نتایج این مطالعه می تواند مورد استفاده مسئولین برنامه ریزی های آموزشی و همچنین سیاست گذاران در بخش اشتغال فارغ التحصیلان رشته فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی قرار گیرد.

موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس در بافت قدیم شهر سمنان

محمدکریم بهادری, سید مجتبی حسینی, فضل الله آهنگرپور

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e33
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35099

مقدمه: یکی از معیارهای اساسی در ارتقاء سطح بهداشت جامعه، افزایش میزان دسترسی شهروندان به خدمات درمانی به ویژه خدمات اورژانس است. بافت‌های قدیمی و فرسوده شهری مشکلات متعددی از جمله دسترسی به خدمات بهداشتی- درمانی دارند. هدف این پژوهش، بررسی موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس در زمان استاندارد در بافت تاریخی شهر سمنان رخ داده است.


روش کار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-میدانی بود که با استفاده از مصاحبه و پرسش‌نامه در مرکز فوریت‌های پزشکی (اورژانس 115) شهر سمنان انجام گرفته است. جامعه آماری در تعیین موانع شامل کارکنان و مدیر مرکز فوریت‌های پزشکی شهر سمنان بود. مرحله تایید موانع شامل 15 نفر از افراد مطلع بودند که بر اساس در دسترس بودن انتخاب گردیدند. ابتدا با توجه به مطالعات کتابخانه‌ای، اطلاعات قبلی، هم‌اندیشی با پرسنل اورژانس 115 سمنان و بازدید میدانی، شاخص‌های موثر بر موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس 115 در بافت قدیم شهر سمنان استخراج گردید. شاخص‌های بدست آمده را با استفاده از روش دلفی مورد بررسی قرار داده و با استفاده از این شاخص‌ها پرسش‌نامه بر اساس ماتریس مقایسات زوجی پژوهش حاضر تهیه شد. پرسش‌نامه تهیه ‌شده توزیع و پس از توضیح در خصوص نحوه پاسخگویی به سوالات و تکمیل آن، جمع‌آوری گردید. داده‌های حاصل از پرسش‌نامه وارد نرم افزار دیماتل گردید و با استفاده از تکنیک دیماتل مورد تحلیل قرار گرفت.


یافته‌ها: مهمترین موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس، از دیدگاه افراد متخصص در حوزه تحقیق در منطقه مورد مطالعه به ترتیب معیارهای حمل‌ونقل با وزن (318/35)، بافت با وزن (163/35)، آموزش با وزن (778/34)، زمان با وزن (665/34) و ارتباطات با وزن (238/34) شناسایی شدند.


نتیجه گیری: از مجموع 5 معیار تشکیل دهنده موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس 3 معیار از نوع اثر‌گذار بوده و تنها دو معیار حمل‌ونقل و ارتباطات از نوع اثرپذیر بوده‌اند. لذا این عوامل درصد بالایی را به خود اختصاص داده و بعنوان موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس در منطقه مورد مطالعه تحقیق تایید می‌شوند. همچنین با توجه به اینکه در مدل این تحقیق خطاهای ارزیابی (از جمله نبود نظارت) وجود نداشته است، لذا می‌توان گفت این عوامل مهم‌ترین موانع دسترسی به خدمات پزشکی اورژانس هستند.

بررسی میزان آگاهی کادر درمان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی سبزوار نسبت به CPR بیماران COVID-19

ریحانه قیاسی نوعی, حمید حیدریان میری, علی عبیدی, ایوب توکلیان, میترا حسامی فرد , مائده اخلاقی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e34
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35940

مقدمه: ظهور همه گیری COVID19 نگرانی های زیادی را در رویکردهای پزشکی ایجاد کرده است. یکی از این مسائل این بود که تا چه میزان کادر پزشکی قادر به احیای قلبی ریوی ایمن با وجود این سطح بالای انتقال عفونت می باشند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی میزان آگاهی کادر درمان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در مورد CPR بیماران کووید -19 می باشد. روش کار:در این مطالعه 129 نفر از افراد شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی سبزوار اعم از پرستار، پزشک، کارشناس اتاق عمل و فوریت های پزشکی با پرسشنامه تحت آزمون قرار گرفتند. پرسشنامه شامل 21 سوال میباشد که میزان آگاهی کادر درمان را  مورد سنجش قرار داده است و روایی محتوایی این چک لیست توسط 10 پزشک متخصص تایید گردیده است. همچنین چند معیار دموگرافیک شامل سن، جنس، سابقه کار بر حسب سال، سابقه شرکت در کارگاه های CPR بیماران COVID19، تعداد دفعات حضور در کارگاه، بیمارستان محل کار، رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی نیز در مطالعه می باشد که ارتباط این متغیر ها را با نمره هر فرد در آزمون ارزیابی شده است. یافته ها: مطالعه ی انجام شده نشان داده است که میزان پاسخدهی به سوالات با کارگاه های برگزار شده در خصوص احیای قلبی ریوی بیماران COVID19 ،سن و سابقه کار ارتباط مستقیم داشته است. همچنین سوالاتی که توسط اکثر شرکت کننده ها به درستی پاسخ داده نشده اند مربوط به ونتیلاسیون و انتوباسیون بیماران COVID19  می باشد. بررسی ها نشان داده که کارکنان بیمارستان های واسعی و امدادی نسبت به سایر بیمارستان ها نمرات بالاتری کسب کرده بودند.


نتیجه گیری: شرکت در کارگاه ارتباط مستقیمی با نمره ی کسب شده ی بهتر کارکنان دارد و این درحالی است که بیمارستان های مبینی و حشمتیه نمرات پایین تری نسبت به سایر بیمارستان ها داشته اند و باید به مسئله آموزش و همچنین برگزاری کارگاه ها اهمیت بیشتری را اختصاص دهند.

تجارب پزشکان و پرستاران در مورد تسهیلات لازم برای تریاژ سریع در مرکز آموزشی- درمانی پورسینای رشت

بهاره منصف کسمایی, بهزاد زهره وندی, لیلا کوچکی نژاد ارم ساداتی, فاطمه حق شناس باکردار, نعیما خدادادی حسن کیاده

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e36
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.36620

مقدمه: در دو دهه اخیر، کمبود تسهیلات یکی از دلایلی بوده که باعث افزایش میانگین زمان تریاژ شده است. این تاخیر باعث طولانی شدن زمان انتظار بیمار شده و احتمال خطاها و مرگ و میر را افزایش می دهد. در مورد نوع تسهیلات مورد نیاز برای یک تریاژ سریع، مطالعه محدود انجام شده است. هدف از مطالعه حاضر تبیین تجارب پزشکان و پرستاران از تسهیلات لازم برای یک تریاژ سریع در مرکز آموزشی- درمانی پورسینای رشت در سال 1400 می باشد. روش کار: این یک مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای قرار دادی بود که روی تجارب بیست نفر در رشته های طب اورژانس، پزشکی عمومی و پرستاری انجام شد. برای استحکام داده ها از چهار معیار گوبا و لینکن استفاده شد. یافته ها: تجارب 20 مشارکت کننده منتج به 4 طبقه و 17 زیر طبقه تحت عناوین ؛ تامین منابع انسانی ، توانمند سازی منابع انسانی، بهبود فرایند تریاژ و تدارک مایحتاج فیزیکی شد. نتیجه گیری: منابع انسانی در تریاژ، مولفه ارزشمندی هستند. براي تحقق رشد و توسعه اين سرمايه ارزشمند، نياز به برنامه ريزي دقيق است. با تامین کارکنان مورد نیاز و ارتقا توانمندی آن ها در بعد آموزش و تجارب می توان سرعت تریاژ را بالا برند. تسریع بخشیدن به فرایند تریاژ با دادن یک درک درست از تریاژ  به کارکنان نیز در این راستا موثر است. تامین منابع فیزیکی نیز به عنوان تسهیل کننده شناسایی شده است که باید مسوولین امر دنبال چاره اندیشی در تدارک آن ها باشند.

بررسی رضایت شغلی و عوامل تنش زای شغلی در پرسنل عملیاتی اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان رشت درسال 1396

پیمان اسدی, زهره ابوالقاسمی, وحید شیرزاد سیبنی , علی گل زارع , مسعود جوبنه, سیده معصومه ملکی ضیابری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e37
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.36793

مقدمه: مفهوم رضايت شغلي پديده‌اي حائز اهميت درحوزه بهداشت و درمان است. نبود رضايت از كار تأثيرات منفي به نحوه عملكرد افراد خواهد داشت .اورژانس 115 در طول يك روز كاري خود با موقعيت‌هاي تنش‌زاي زيادي رو به رو هستند به يقين اين فشارهاي روحي در كيفيت كاري آنها تأثير خواهد گذاشت. بررسي ارتباط رضايت شغلي و عوامل تنش‌زاي شغلي در پرسنل عملياتي اورژانس پيش بيمارستاني شهرستان رشت در سال 1396 در این مطالعه انجام شد.


مواد و روش­ها:  اين پژوهش مطالعه توصيفي مقطعي است و جامعه آماري تحقيق حاضر شامل كليه تكنيسين‌هاي پايگاه‌‌هاي شهري اورژانس رشت در نظر گرفته شده است. اطلاعات مورد نياز در مطالعه با استفاده از 3 پرسشنامه از افراد كسب شده است. در اين تحقيق از پرسشنامه‌هاي دموگرافيك افراد مورد مطالعه و پرسشنامه رضايت شغلي و پرسشنامه ارزيابي تنش شغلي استفاده شده است.


 یافته‌ها: نمونه‌هاي مورد مطالعه در گروه سني 31 تا 40 سال و از لحاظ سطح تحصيل اكثريت ليسانس (2/52) بوده‌اند بيشترين ميزان رضايتمندي در حيطه همكاران با ميانگين 71/3 و ميانه  75/3 بوده است. كمترين ميزان رضايتمندي در حيطه رضايت از حقوق بوده است. بيشترين ميزان عوامل تنش‌زا مربوط به حيطه مراقبت از بيمار با ميانگين 04/3 و ميانه 16/3 و كمترين ميزان عوامل تنش‌زا مربوط به عوامل تنش‌زاي بين فردي با ميانگين 62/2 مي‌باشد.


نتیجه‌گیری: از يافته‌هاي اين مطالعه مي‌توان چنين نتيجه گرفت چنانچه پرسنل 115 با تنش‌هاي شغلي كمتري روبرو شوند رضايت‌مندي بيشتري خواهد داشت لذا با كاهش اين عوامل می توان سطح رضايتمندي پرسنل 115 را بهبود بخشيد. سياست‌گذاران سيستم بهداشتي درماني مي‌توانند با توجه بيشتر به حقوق و مزايا باعث افزايش رضايت شغلي اين افراد شوند و با ارايه راهكارهايي در جهت كاهش تنش شغلي تكنيسين‌هاي اورژانس به افزايش كيفيت زندگي كاري و بهبود عملكرد آنان كمك نمايد.

بررسی اثر ارسال نامه تسلیت به خانواده فوت شدگان در بیمارستان بر تلقی ایشان از عملکرد کادر درمانی و خدمات بیمارستان

سیامک سلطانی, محمد حسینی کسنویه, علی رضا امان اللهی, محمد ویسی, علی طهماسبی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e39
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37124

مقدمه: ابراز هم دردی با خانواده فرد فوت شده از سوی پرسنل درمانی علاوه بر ارزش اخلاقی ممکن است در برداشت کلی نزدیکان فرد فوت شده نسبت به عملکرد کادر درمانی و کیفیت خدمات در بیمارستان تاثیر گذارد. این مطالعه به بررسی اثر ارسال نامه تسلیت به خانواده فوت شدگان بر تلقی ایشان از عملکرد کادر درمانی و خدمات بیمارستان رسول اکرم بود.  روش کار: این مطالعه به صورت مداخله ای در نیمه دوم سال 1396 در بیمارستان رسول اکرم انجام شد. هر دو گروه آزمون و کنترل شامل خانواده های داغدیده در بازه ی زمانی مورد مطالعه بود. به خانواده هر فرد فوت شده که در گروه آزمون قرار گرفتند یک نامه حاوی پیام تسلیت ارسال شد. لذا از آزمون تی تست برای تعیین تفاوت بین گروه آزمون و کنترل و از نرم افزار SPSS برای تحلیل نهایی داده ها استفاده شد.  نتایج: میزان رضایت مندی گروه آزمون در قیاس با گروه کنترل مبنای اثر ارسال نامه ی تسلیت قرار گرفت. لذا تفاوت معناداری در نتایج در رابطه با متغیرهای صحبت با پرستاران و دلسوزانه بودن رفتار پرسنل بخش با بیمار (p-value< 0.05) مشاهده شد. متغیرهای ارائه خدمات درمانی در زمان احساس درد توسط بیمار و ارائه زمان کافی برای بیمار با اختلاف میانگین همراه بود، ولی این اختلاف معنادار نشد (p-value= 0.06). همچنین در مورد متغیرهای شرح مناسب شرایط بیمار، فرآیند درمان و ارائه درمان مناسب برای کاهش درد و ارائه توضیح کافی توسط پزشک و فراهم کردن امکان ملاقات خانواده با بیمار توسط بخش تفاوت میانگین مشاهده شده است. در مورد تمام متغیرهایی که نتایج مقایسه معنادار شد، آقایان نمره رضایت مندی بیشتری نسبت به خانم ها داشتند. نتیجه گیری: داشتن ارتباط بهتر و قوی بین پزشکان و کادر درمانی با بیمار و همراه بیمار نقش بسیار مهمتری در تلقی خانواده آنها از عملکرد درمانی و خدماتی بیمارستان دارد. درنهایت نامه پیام تسلیت مکمل این فرایند می تواند باشد همانطور که نتایج این مطالعه نیز نشان داد ارسال پیام تسلیت به تنهایی موثر نیست.

بررسی آگاهی عموم جامعه از خدمات فوریت های پزشکی پیش بیمارستانی در شهر تبریز؛ یک مطالعه ی توصیفی مقطعی

جعفر خانی, ندا گیلانی, فرانک جبار زاده تبریزی, جواد دهقان نژاد, آزاد رحمانی; عباس داداش زاده

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e40
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37063

مقدمه: آگاهی و نحوه استفاده عموم جامعه از خدمات فوریت­های پزشکی پیش­بیمارستانی چندان مشخص نبوده و با چالش­هایی مواجه است. بنابراین هدف این مطالعه بررسی آگاهی جامعه و ذینفعان از خدمات فوریت­های پزشکی پیش بیمارستانی است.


مواد و روش­ها: در این مطالعه توصیفی – مقطعی  1100 نفر از مردم و ذی­نفعان اورژانس­پیش­بیمارستانی انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه آگاهی عمومی از خدمات اورژانس استفاده شد که بعد از تعیین روایی و پایایی از طریق مصاحبه تلفنی گرد­آوری گردید. داده­ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS21و آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.


یافته­ها:  در این مطالعه میانگین نمره آگاهی مصاحبه­شوندگان متوسط (98/14 ± 72/65 ) بود و میزان آگاهی در مردان  بیشتر از زنان گزارش شد. بیشترین آگاهی مربوط به حیطه اورژانس­های پزشکی ( 87/6±92/75 ) و کمترین آگاهی مربوط به نحوه تماس با اورژانس (65/21±59/58) گزارش شد. نتایج نشان داد ارتباط معنی‌داری بین سطح آگاهی با جنسیت، سن، وضعیت تا­هل، سطح تحصیلات، سطح درآمد، تعداد و هدف از تماس وجود داشت(001/0>P).


نتیجه­گیری: نتایج نشان داد تماس­گیرندگان آگاهی متوسطی از خدمات اورژانس پیش­بیمارستانی داشتند بهتر است برنامه ریزی­هایی انجام گردد که آگاهی ذینفعان و عموم جامعه؛ از شماره تماس، وضعیت اورژانسی بیماران، منابع در دسترس و توانمندی­های پرسنل از طریق رسانه­های جمعی و شبکه­های اجتماعی افزایش یابد. بنابراین با آموزش مناسب در سنین مختلف و داشتن برنامه‌های مدون در لایه‌های اجتماعی می­توان آگاهی جامعه از حوزه­های مختلف اورژانس را  به شکل هدفمند توسعه داد.

بررسی رابطه طرح تحول سلامت با کیفیت خدمات با استفاده از مدل سروکوال

ایروان مسعودی اصل, محمد ویسی, محمد حسینی کسنویه, علی طهماسبی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e42
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37307

مقدمه: دو مورد از بندهای طرح تحول سلامت اختصاصا مرتبط با افزایش کیفیت خدمات ویزیت و هتلینگ بوده است. تاکنون مطالعه ای در کرمانشاه اثر طرح تحول سلامت روی کیفیت درک شده از خدمات بیمارستانی را بررسی نکرده است. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین طرح تحول سلامت و کیفیت خدمات درمانی انجام شد. روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی است و بر اساس مدل سروکوال 22 حیطه ادراک و انتظار بیماران از خدمات ارائه شده در بیمارستان های کرمانشاه را مورد بررسی قرار می دهد. معناداری رابطه طرح تحول سلامت با هر یک از متغیرهای کیفیت با استفاده از آزمون مناسب مشخص شده است. تحلیل داده ها با استفاده از روش­هاي آمار توصيفي، آزمون t (برای آزمون فرضیات)، و آزمون فريدمن(براي رتبه­بندي هر يك از عوامل مرتبط با اجزاي كيفيت خدمات) انجام شد. تحلیل ها در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: 283 نفر(میانگین سن: 7/37) در مطالعه شرکت کردند. شکاف منفی بین نمرات ادراک و انتظار بیماران قبل و بعد از طرح تحول سلامت نشان می دهد که بیماران کیفیت خدمات را ضعیف تشخیص داده اند؛ اما این شکاف بعد از اجرای طرح تحول سلامت کاهش یافته است. در بیمارستان امام رضا بالاترین رتبه شاخص های کیفیت، اطمینان خاطر (3.61 و P =0.001) و کمترین رتبه عوامل محسوس (50/2 و P =0.001) می­باشد. در بیمارستان فارابی بالاترین رتبه شاخص­های کیفیت پاسخگویی (3.38 و P =0.001) و کمترین رتبه عوامل محسوس (61/2 و P =0.001) می­باشد. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون T نشان می دهد که طرح تحول سلامت در همه ابعاد کیفیت مورد بررسی اثر معنادار داشته است. نتیجه گیری: هر چند طرح تحول سلامت نارضایتی را به طور کامل از بین نبرد، اما میزان آن را کاهش و کیفیت درک شده افراد را بهبود داد؛ لذا تغییر در نحوه ارائه خدمات سلامت هنوز هم می تواند کیفیت درک شده افراد را بهبود بخشد و رضایت آن ها را بهتر کند.

بررسی دانش پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان رشت در برخورد با بیماران سوختگی در سال 1397

سید مهدی ضیاء ضیابری, صبا مهدیانی, وحید شیرزاد سیبنی, پیمان اسدی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e43
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37174

مقدمه: صدمات سوختگی یکی از مهمترین دلایل ناتوانی و مرگ به شمار می­آید که می­تواند سلامتی را به خطر انداخته و همچنین داراي تبعات اقتصادي و اجتماعی شدید در جوامع بشري می­باشد. هدف از این مطالعه تعیین آگاهی پرسنل اورژانس پیش­بیمارستانی شهرستان رشت در برخورد با بیماران سوختگی در سال   97 می­باشد.


روش مطالعه‌: مطالعه از نوع مقطعی - توصیفی می­باشد و جامعه مطالعه همه­ی پرسنل اورژانس پیش­بیمارستانی  شهرستان رشت در سال 97 بودند. روش نمونه­گیری مطالعه به صورت سر شماری بود و ابزار مطالعه عبارتست از یک پرسشنامه که در قسمت اول اطلاعات دموگرافیک پرسنل و در قسمت دوم پرسشنامه آگاهی سنجی افراد با پرسشنامه ای مشتمل بر 15 سوال ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی انجام شد و سطح معنی داری p<0/05  در نظر گرفته شد.


 


نتایج: اکثریت پرسنل سابقه کاری بین 10-20 سال (7/33%) داشتند و از لحاظ تحصیلات اکثریت لیسانسه بودند (2/44%) و در ارتباط با مواجهه با سوختگی اکثریت (1/62%) این تجربه را داشتند و در ارتباط با آموزش مرتبط با سوختگی اکثریت (1/69%) این آموزش را دیده و از لحاظ وضعیت دانش تنها 2/3% (3 نفر) دانش در حد خوب داشته (نمره بالای 10) و اکثریت دانش در حد متوسط (7/53%) و دانش در حد ضعیف (2/43%) بوده است.


نتیجه­گیری: با توجه به این که سطح دانش اکثریت پرسنل اورژانس پیش­بیمارستانی در حد متوسط می­باشد، می بایست جهت برگزاری دوره­های آموزشی برنامه­ریزی صحیح صورت گیرد.

نیازسنجی آموزشی پرسنل فوریت های پزشکی در اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان رشت در سال 1398

پیمان اسدی, متین حسین دخت, وحید شیرزاد سیبنی, مسعود جوبنه, سید مهدی ضیاء ضیابری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e44
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37246

مقدمه: با توجه به اهمیت عملکرد تکنسین­های فوریت­های پزشکی در نجات جان انسان­ها و افزایش رو به رشد علم پزشکی و لازم است تکنسین‌ها از طریق کسب مهارت‌های لازم و آموزش در این زمینه‌ها دانش تخصصی جدید کسب کنند. همچنین ارتقاء کیفیت خدمات پرسنل فوریت‌های پزشکی در حوادث و فوریت‌ها، نیازمند تعیین میزان دانش، نگرش و مهارت آنها و سنجش نیازهای آموزشی آنان می‌باشد. لذا هدف این مطالعه تعیین نیاز آموزشی در پرسنل عملیاتی اورژانس پیش­بیمارستانی شهرستان رشت در سال 1398 بود.


روش مطالعه: اين پژوهش يك مطالعه توصيفي مقطعي می­باشد كه در سال1398 انجام شد. جامعه آماري اين پژوهش، كليه كاركنان پایگاه­های اورژانس پیش­بیمارستانی شهرستان رشت با مدرك كارداني، كارشناسي و بالاتر بودند و همه به­عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه­گیری به­صورت سرشماری می­باشد. ابزار گردآوري داده­ها پرسش­نامه­ای می­باشد که به وسیله­ی آن ابعاد پنج­گانه نيازهاي آموزشي كاركنان مركز فوريت­هاي شهر رشت شامل مديريت، ارتباطات، مهارت­هاي ارزيابي، تجهيزات و مهارت­هاي عملياتي را مورد سنجش قرار گرفت.


یافته ها: میزان نیاز آموزشی پرسنل عملیاتی اورژانس پیش­بیمارستانی در 5 حیطه شامل مدیریت، ارتباطات، مهارت­های ارزیابی، تجهیزات و مهارت­های عملیاتی، به ترتیب برابر با 21/41±27/22، 94/41±1/21، 29/48±69/22، 29/40±48/21 و 87/76±22/18، بوده است.


نتیجه­گیری: به صورت کلی میزان نیاز آموزشی در پرسنل عملیاتی اورژانس پیش­بیمارستانی بالا بوده است و لازم است کلاس­های آموزشی مطابق با این نیازهای آموزشی تدوین گردد.

بررسی میزان دانش و عملکرد پرستاران اورژانس بیمارستان امام خمینی جیرفت از نحوه تریاژ داخل بیمارستانی

احسان گروهی ساردو; یاسین سهرنی, الهه سالارپور; زهرا شهابی نژاد , ناصر نصیری

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e45
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37005

مقدمه : تریاژ بیمارستانی جزیی از ساختار بخش اورژانس است که توسط پرستاران صورت می­گیرد، اطلاعات کمی از میزان آگاهی پرستاران از تریاژ در دست است، مطالعه حاضر با هدف ارزيابي اگاهي پرستاران اورژانس بیمارستان امام خمینی(ره) جیرفت در زمينه ترياژ بيمارستاني انجام شد.


روش کار: اين پژوهش به صورت مقطعی (توصیفی-تحلیلی) بود. جهت جمع­آوری داده­ها از روش سرشماری استفاده شد و 60 نفر از پرسنل اورژانس بیمارستان امام خمینی شهرستان جیرفت در سال 1398 انتخاب و وارد مطالعه شدند. در این پژوهش جهت جمع­آوري اطلاعات از پرسشنامه استانداردی که روایی و پایایی آن سنجیده شده است، استفاده گردید. داده­ها جمع­آوری شد و پس از کدبندی و ورود داده­ها با نرم افزار آماری stata و با استفاده آزمون­های آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.


یافته ها: 60 نفر از پرسنل اورژانس بیمارستان امام خمینی شهرستان جیرفت وارد مطالعه شدند. میانگین سنی پرسنل 23/8 ± 43/30 سال، حداقل سن شرکت کنندگان 23 سال و حداکثر 51 سال بود. میانگین نمره­ی آگاهی و عملکرد پرستاران 84/3 ± 2/11 بود. 39 نفر (65%) از پرسنل در سطح ضعیفی بودند در حالی که تنها 21 نفر (35%) در سطح متوسطی بودند. بین متغیرهای دموگرافیک و نمره آگاهی و عملکرد تریاژ ارتباط معنی داری وجود نداشت.


نتیجه گیری: آگاهی کم پرستاران در مورد تریاژ بیمارستانی می­تواند ناشی از نبود دوره­هاي آموزش رسمی تخصصی تریاژ و عدم الزام بخش­هاي اورژانس به تصمیم­گیري مبتنی بر شواهد باشد. با توجه به این که تدابیر لازم در این خصوص بسیار لازم و ضروری می باشد و در صورت عدم رعایت آنها گاها ممکن است جان بیمار به خطر بیافتد،‌ نیازمند برگزاری کارگاه­هایی در این خصوص برای این افراد می­باشیم تا سطح آگاهی و عملکرد پرستاران را بالاتر ببریم.

مقدمه: با توجه به اهمیت نقش و عملکرد اورژانس پیش بیمارستانی و لزوم پایش منظم عملکرد مخصوصاً در شاخص‌های تأثیرگذار ، این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین شاخص‌های زمانی اورژانس پیش بیمارستانی با وضعیت بالینی و پیامد بیماران منتقل شده به اورژانس در شهر زنجان انجام گرفت.


روش مطالعه: در این پژوهش توصیفی- مقطعی از بین کلیه مأموریت‌های اورژانس پیش بیمارستانی که در سطح استان زنجان در سال 1397 ثبت گردیده بود تعداد 806 تماس که منجر به انتقال بیماران به مراکز درمانی شده ، به صورت تصادفی انتخاب و اطلاعات مورد نیاز شامل شاخص‌های زمانی و جمعیت شناختی از فرم‌های اورژانس 115 استخراج شد. پیامد و وضعیت بالینی بیماران پس از انتقال از پرونده‌های تحت نظر اورژانس استخراج گردید.یافته‌ها: از مجموع 806 بیمار منتقل شده توسط اورژانس پیش بیمارستانی تعداد (61 درصد) 490 نفر مرد و (39.2 درصد) 316 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 28 سال بود. بیشترین تماس‌ها با اورژانس پیش بیمارستانی به ترتیب مربوط به ترومای ناشی از حوادث و سوانح (50.1%) و داخلی (15.7%) بود. از نظر شاخص‌های زمانی به ترتیب میانگین زمان 0.9 دقیقه (زمان تأخیر)، 8.41 دقیقه (زمان پاسخ)، 11.9 دقیقه (زمان صحنه)، 39.92 دقیقه (زمان مأموریت)، 19.96 دقیقه (زمان انتقال)، 74.61 دقیقه (زمان کل مأموریت) بدست آمد. در خصوص پیامد بیماران منتقل شده بیشترین فراوانی مربوط به ترخیص بیماران (55.9%) می‌باشد، بستری (12.7%) مورد، انتقال به مراکز دیگر (1.1%) مورد و فوت بیمار (2 درصد ) بود. علایم حیاتی بیماران، (1 درصد) بیمار مقیاس کمای گلاسکوی 3 و (89.3%) مقیاس گلاسکوی 15 و (91.4%) ساچوریشن بالای 90% و (7.7%) اشباع اکسیژن زیر 90% و (32 درصد) ضربان قلب در محدوده­ی نرمال 80-70 داشتند.


نتیجه گیری: نتایج مشخص نمود در شهر زنجان حوادث ترافیکی در رأس علل تروما قرار دارد. درمجموع شاخص‌های زمانی اعزام مناسب و پرسنل اورژانس در بیماران با وضعیت بالینی بدحال سریع عمل کردند. بر اساس نتایج این مطالعه و مطالعات آتی برنامه ریزی مناسب در جهت ارتقاء شاخص‌ها انجام داد.

مقاله مروری


پیامد بالینی بدنبال آسیب تروماتیک مغز: بررسی مدل های پیش گویی عملی و ارزش آن ها بصورت مرور روایتی

علی عبدالرزاق نژاد, محمد صفدری, مریم ضیائی, علی رجب پور صنعتی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e5
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.32736

مقدمه: آسیب تروماتیک مغز (TBI) یکی از علل اصلی موربیدیتی و مورتالیتی  در جهان است  که می تواند اثرات دراز مدتی بر روی عملکرد شناختی، فیزیکی، فیزیولوژیک، خانواده و مراقبین بیماران مبتلا داشته باشد. پیش آگهی TBI تحت تاثیر فاکتورهای مختلف متغیر است و شناسایی فاکتورهای موثر در پیش آگهی TBI می تواند نقش مهمی در مدیریت بیماران مبتلا به این بیماری داشته باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی مدل های عملی در تعیین  پیامد بالینی TBI طراحی و انجام شده است.


روش کار: این مطالعه مروری روایتی با استفاده از پایگاه های دادهشده به منظور یافتن مقالات مفید در راستای این مطالعه بررسی شد.


نتایج: در مجموع 106 مقاله بین سال های 2004 تا 2019 وارد این مطالعه شد;  از مهمترین مدل های بررسی کننده TBI مثل مدل های IMPACT و CRASH که بیماران بسیاری را مورد مطالعه قرار داده و ابزارهای نظیر GCS، SMS، GOS، GOSE، AIS، مقیاس CT مارشال، مقیاس CT روتردام و FSS که توانسته اند به تنهایی یا یه شکل ترکیبی با هم پیش اگهی نسبتا خوبی را درجهت تشخیص و درمان بیماران فراهم کنند بهمراه شرایط و علائم بالینی شامل SDH، هایپوتانسیون شریانی، هایپوترمی، هایپوکسی، زوال نورولوژیک و فاکتورهای متعدد فیزیولوژیک و پاتولوژیک مورد مطالعه قرار گفت. علاوه بر آن، برای هر مورد نقاط قوت و ضعف برای تشخیص پیش آمد بالینی در TBI بررسی شد تا شاید با استفاده از آن ها بتوان به تصمیم بالینی مناسب تری دست یافت.


بحث: با توجه به گستره وسیع مقیاس ها و ابزارهای در دسترس برای پیش بینی پیش آگهی بالینی بیماران مبتلا به TBI، انتخاب مقیاس مناسب در تخمین به موقع پیش آگهی بالینی بیمار می تواند کمک شایانی در تخصیص منابع بیمارستانی، انتخاب روش تشخیصی و درمانی مناسب داشته باشد و از میزان مورتالیتی و ناتوانی  بیماران مبتلا به TBI بکاهد.


 

تحلیل علم سنجی مجلات طب اورژانس و تروما در پایگاه داده های اسکوپوس و ISI

رضا اخوان; مهدی فروغیان; احسان بلوردی, الناز وفادار مرادی, حمید رضا ریحانی, مسعود شهابیان; نوید کلانی, محسن ابراهیمی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e6
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33093

مقدمه: علم سنجی دانشی است که برای هدایت خوانندگان، مؤسسات دانشگاهی و محققان برای ارزیابی عینی مسیری که دانش بشری می پیماید مورد استفاده قرار می گیرد. در سال های اخیر از  شاخص های جدیدی برای رتبه دهی و اعتبار سنجی مجلات استفاده شده است. هدف از این مطالعه نیز بررسی ارتباط بین شاخص های علم سنجی جدید و متداول در مجلات حوزه طب اورژانس و تروما  بوده است.


روش کار: در مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر مجلات تخصصی طب اورژانس در پایگاه داده اسکوپوس و ISI شناسایی شد. شاخص های هدف ما مربوط به داده های انتشار یافته از مجلات در سال 2019 بود که با استفاده از پایگاه داده های آنلاین از Clarivate Analytics ، SCOPUS ، پابمد و SJR  جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS  ورژن 19 و نرم افزار R انجام شد.


نتایج: در مطالعه حاضر تعداد 57 ژورنال در زمینه تخصصی طب اورژانس و تروما وارد مطالعه شدند. . از میان مجلات نمایه در اسکوپوس، تعداد 24 مورد در ISI نیز نمایه بودند. از نظر رتبه دهی مقالات در نمایه اسکوپوس، مجله Annals of Emergency Medicine به مرکزیت آمریکا که توسط انتشارات الزویر منتشر می شود، رتبه اول را به خود اختصاص داده بود. میانگین شاخص CiteScore در مجلات تخصصی طب اورژانس و تروما برابر 1.7±2.16  بود. میانگین شاخص SJR برابر 0.34±0.53 بود. میانگین h-index این مجلات برابر 28.27±34.55 بود. میانگین شاخص IF برابر 1.08±1.88 بود. میانگین شاخص Eigenfactor Score برابر 0.00501±0.0047 بود. Eigenfactor Score در مقایسه با CiteScore و SJR همبستگی بیشتری با IF و تعداد مقالات منتشر شده داشت.


نتیجه گیری: یافته های ما ممکن است به نویسندگان کمک کند تا بفهمند کدام شاخص ها بهترین ارتباط را با Total Cites یا IF دارند. نویسندگان می توانند از این اطلاعات برای تصمیم گیری در انتخاب ایندکس کتاب شناسی مناسب برای رتبه بندی مجلات هدف رشته طب اورژانس قبل از ارسال مقلات استفاده کنند.

کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از حوادث جاده ای: مرور نظام مند

فرزاد رحمانی, نفیسه واحد, علی سیف فرشد

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e9
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34127

مقدمه: پیامدهای ناشی از سوانح رانندگی یکی از عمده ترین عوامل ناخوشی جامعه است و از ابعاد مختلفی از جمله بعد روانی و پیامدهای روانشناختی مرتبط با سوانح می تواند برای خانواده ها و کل افراد جامعه مشکل ساز باشد و کیفیت زندگی افراد را دستخوش تغییر قرار دهد. این مطالعه با هدف مرور نظام مند کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از حوادث جاده ای- رانندگی انجام یافت.


روش کار: در این پژوهش مرور نظام مند جهت یافتن مطالعات انجام یافته در مورد کیفیت زندگی افراد آسیب دیده پس از سوانح رانندگی، با استفاده از کلیدواژه های حوادث جاده ای، سوانح رانندگی، حوادث رانندگی و کیفیت زندگی، در پایگاه های اطلاعاتی به زبان فارسی و انگلیسی مورد جستجو قرار گرفتند.


یافته ها: از بین 850 مقاله بازیابی شده 26 مقاله تمام متن بررسی گردید و در نهایت 24 مقاله برای سنتز نهایی انتخاب و مطالعات نهایی که دارای معیارهای ورود بودند وارد جامعه آماری و بررسی شدند یافته های مطالعه نشان داد حوادث جاده ای تاثیر منفی بر کیفیت زندگی همراه با استرس، عصبانیت و اختلالات عصبی به خصوص در زیر گروه کودکان علاوه بر هزینه های تحمیل شده بر فرد، خانواده و جامعه دارد.


نتیجه گیري: حوادث جاده ای و رانندگی بر سلامت روانی، اجتماعی مردم و جامعه تأثیر منفی می گذارند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر بایستی اقداماتی برای کاهش این حوادث و کاهش فراوانی اختلالات استرسی و مشکلات پس از سانحه در مصدومین حوادث رانندگی انجام داد.

میزان آمادگی بیمارستان های ایران در برابر حوادث و بلایا: یک مرور سیستماتیک

فاطمه رحمانیان, بیتا عباسی, احسان بلوردی, فاطمه ملکی, سید رضا حبیب زاده, فروغیان مهدی, سمانه عبیری, رضا اخوان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e13
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.34424

مقدمه: بیمارستان ها به عنوان مهم ترین مراکز ارجاع آسیب دیدگان در زمان حوادث غیر مترقبه به شمار می روند. ایران یکی از کشورهای بلاخیز دنیا می باشد و عدم آمادگی بیمارستان ها در زمان حوادث غیر مترقبه موجب خسارت های فروانی به سیستم بهداشت و درمان کشور می شود. لذا هدف از انجام این مطالعه میزان آمادگی بیمارستان های ایران در برابر حوادث و بلایا به صورت یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر یک مرور نظام مند می باشد. مطالعاتی که به زبان فارسی در مورد میزان آمادگی بیمارستان های ایران در مورد حوادث و بلایاها منتشر شده است با کلمات کلیدی "حوادث غیر مترقبه"، "بلایاها"، "آمادگی بیمارستان ها"  جستجو و با استفاده از چک لیست پریسما مورد بررسی قرار گرفت. جستجوی مقالات بدون هیچ گونه محدودیت زمانی در پایگاه داده های Google scholar، Sid، Magiran، انجام گردید.


یافته ها: از 365 مقاله مورد بررسی 32 مطالعه مورد بررسی نهایی قرار گرفت. 10 مطالعه در استان تهران، 5 مطالعه در کرمانشاه و یک مطالعه در اهواز، ایلام، مازندران، یزد، مرکزی، اصفهان، قزوین، بیرجند، تبریز، شمال ایران، جهرم، زابل، سمنان، ارومیه، شیراز، زنجان و کل ایران بود. اکثر بیمارستان های مورد بررسی آموزشی بودند. سه مطالعه در بیمارستان های نظامی و یک مطالعه بیمارستان های خصوصی را مورد بررسی قرار داده بودند. از میان مطالعات مورد بررسی؛ 20 مطالعه به صورت توصیفی مقطعی، 12 مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی و یک مطالعه به صورت میدانی انجام شد. همچنین میزان آمادگی بیمارستان های مورد بررسی شده نشان داد که بیش از نیمی از بیمارستان های مورد بررسی آمادگی متوسط،  7  مطالعه آمادگی خوب(مطلوب) و 8  مطالعه آمادگی ضعیف(پایین) داشتند.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر بیانگر آن بود که در مجموع آمادگی بیمارستان های ایران در حد متوسط می باشد. بنظر می رسد تیم های بحران در بیمارستان های ایران می بایست قبل از وقوع حوادث و بلایا در حدی که اوضاع  و احوال و منابع موجود اجازه می دهد از آمادگی لازم برخوردار باشند و اطلاعات لازم را در زمینه ی مدیریت بحران فراگرفته و برنامه ریزی های لازم را انجام داده تا به هنگام وقوع بلایا تصمیم‌گیری های درست و منطقی انجام داده و نقش خود را به عنوان تیم بحران ایفا نمایند.


 

بررسی مقالات منتشر شده در زمینه طب اورژانس در ایران طی سال های 1380 تا 1397؛ یک مطالعه مروری

امین صابری نیا, رضا یعقوب پور, رزا مومنی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e17
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33911

مقدمه: ارزیابی مطالعات انجام شده در رشته تخصصی طب اورژانس و رسیدن به یک دید جامع نسبت به موقعیت کنونی پژوهش در طب اورژانس کشور می تواند الگویی برای اولویت بندی موضوعات پژوهشی با توجه به نیاز و منابع کشور در اختیار قرار دهد. مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی مقالات منتشر شده در زمینه طب اورژانس در ایران طی یک دوره ده ساله انجام شده است.


روش کار: جهت انجام این مطالعه با استفاده از موتورهای جستجوگر مانند Google Scholar و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی مانند Web of Science , Pubmed, Scopus, Embase, Cochrane, ISC, SID کلیه مقالات ارائه شده در رشته تخصصی طب اورژانس در ایران با استفاده از کلید واژه هایی که بر اساس مرور مقالات و متون به دست آمده فهرست شده و مقالات منتشر شده از جهت موضوع پژوهش، نوع مقاله، روش مطالعه و غیره مورد بررسی قرار گرفتند.


نتایج: تعداد مقالات انتشار یافته در رابطه با طب اورژانس در ایران تا زمان این مطالعه (1380 تا 1397) 774 مورد بود. از میان این 774 مقاله با توجه به تشابه و نیز در دسترس نبودن فایل کامل تعدادی از مقالات، پس از حذف مقالات تکراری حذف شدند و تنها 120 مقاله آنالیز گردید و اطلاعات مربوط به هر مقاله به تفکیک وارد نرم افزار اکسل گردید. آنالیز ها نشان داد تعداد پژوهش ها در دهه ی 90 رو به رشد بوده به طوری که نزدیک به 90 درصد مقالات مربوط به این بازه بوده اند. اقدامات درمانی مناسب بیشترین حوزه مورد مطالعه بود که در این میان به بیماری های قلبی بیشتر پرداخته شده بود. این مقالات در بیش از 33 نشریه داخلی و خارجی چاپ شده بودند که نشریه Emergency medicine بیشترین میزان انتشار مقاله را به خود اختصاص داده بود. متوسط شاخص مقالات عدد 0.87 بود که با وجود رشد این عدد طی سال های اخیر، میزان کمی بنظر رسید. میزان ارجاعات انجام شده مورد بررسی قرار گرفت که مقالات ایرانی طب اورژانس از ارجاعات کمی برخوردار بودند. همچنین بررسی مقالات بر طبق هرم شواهد نشان داد که مطالعات هم گروهی بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است.


نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که تولید مقالات توسط نویسندگان به طور پیوسته پیشرفت کرده است. با این حال، شاخص های کیفی مقالات و نویسندگان از قبیل تعداد ارجاعات پایین بوده و نیازمند توجه بیشتر است.

میزان رضایتمندی بیماران از خدمات بخش اورژانس؛ یک مرور سیستماتیک

حامد قاسملو, نیما صفا, سعید برزانده پور, روحیه فرزانه, بهرام زرمهری, نوید کلانی, سمانه عبیری, فاطمه رحمانیان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e19
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35162

مقدمه: امروزه رضایتمندی بیماران از نحوه ی ارائه ی خدمات درمانی در بخش اورژانس بیمارستان ها، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان رضایتمندی بیماران از خدمات بخش اورژانس به صورت یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر یک مرور نظام مند می باشد. مطالعاتی که به زبان فارسی در مورد میزان رضایتمندی از خدمات بخش اورژانس منتشر شده است با کلمات کلیدی "رضایتمندی"، "بخش اورژانس"، "خدمات بخش اورژانس"  جستجو و با استفاده از چک لیست پریسما مورد بررسی قرار گرفت. مرور مطالعات در محدوده زمانی سال 1380 تا سال 1399 در پایگاه داده های .


یافته ها: پس از جستجو، غربالگري و ارزيابي كيفي مطالعات در طي مرور سيستماتيك، در پايان سنتزنهايي بر روي 24 مقاله انجام گرفت. از میان مطالعات مورد بررسی؛ میزان رضایتمندی از خدمات بخش اورژانس، 20 مورد مطلوب، 2 مورد نامطلوب و دو مورد ذکر نشده بود. بالاترین میزان رضایتمندی از خدمات بخش اورژانس بیشتر مربوط به خدمات ارائه شده توسط پزشکان و پرستاران و نحوه برخورد پزشک می باشد. همچنین کمترین میزان رضایتمندی مربوط به امکانات رفاهی و محیط فیزیکی بخش اورژانس و عدم برخورد مناسب نگهبانان با بیماران می باشد.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان رضایتمندی در اکثر مطالعات مورد بررسی در سطح مطلوب قرار دارد. بررسي میزان رضایتمندی بیماران ميتواند آگاهي مسئولین مربوطه را نسبت به وضعیت موجود در اورژانس بیمارستانها افزایش دهد. همچنین نقاط ضعف در ارائه خدمات به بیماران را آشكار ساخته و به مسئولین مربوطه در برطرف کردن کاستي ها کمک نموده و موجب ارتقا سطح کمي و کیفي خدمات شود.

اپیدمیولوژی مسمومیت های کودکان در ایران: یک مرور سیستماتیک

حامد قاسملو, فاطمه رحمانیان, بیتا عباسی, حمید زمانی مقدم, شبنم راجپوت, سمانه عبیری, مهدی فروغیان, سعید برازنده پور, حسین اخوان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e22
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35049

مقدمه: مسمومیت یکی از شایع ترین علل مراجعه به اورژانس بیمارستان ها در بسیاری از کشورها می باشد. با توجه به شیوع مسمومیت در جوامع ایرانی، این مطالعه با هدف بررسی اپیدمیولوژی مسمومیت های کودکان در ایران به صورت یک مطالعه مرور نظام مند می پردازد.


روش کار: مطالعه حاضر یک مرور نظام مند می باشد. مطالعاتی که به زبان فارسی در مورد اپیدمیولوژی مسمومیت کودکان  در مجلات فارسی منتشر شده است با کلمات کلیدی "مسمومیت"، "کودکان"، "مسمومیت در کودکان"  جستجو و با استفاده از چک لیست پریسما مورد بررسی قرار گرفت. مرور مطالعات در محدوده زمانی سال 1380 تا سال 1399 در پایگاه داده های Google scholar، Sid، Magiran، جستجو گردید.


یافته ها: پس از جستجو، غربالگري و ارزيابي كيفي مطالعات در طي مرور سيستماتيك، در پايان 21 مقاله مورد بررسی قرار گرفت.  از لحاط جنسیت؛ بیشترین شیوع در مطالعات، در 20  مطالعه پسران و در یک مطالعه دختران بیشترین شیوع جنسیتی را داشتند. بیشترین میزان شیوع مسمومیت در بین سن زیر 3 سال مشاهده شد. همچنین از لحاظ شیوع مسمومیت در فصول سال، در فصل بهار یک مطالعه بیشترین شیوع، در فصل تابستان 6 مطالعه و در فصل پاییز 2 مطالعه بیشترین شیوع را داشتند. عامل مسمومیت در 10 مطالعه؛ دارویی، در 8 مطالعه اوپیوم و در 3 مطالعه هیدروکربن ها (نفت) بود. بیشترین علت مسمومیت در 17 مطالعه اتفاقی و در یک مطالعه به صورت عمدی بوده است.


نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که مسمومیت های دارویی در ایران بیشترین عامل مسمومیت را در برداشته است و در سال های اخیر روند افزایشی داشته است. با توجه به این مورد که بیشتر مسمومیت ها در مطالعات مورد بررسی به صورت اتفاقی بوده است، لزوم آگاه سازی والدین در خصوص نگه داری صحیح دارو و نیز توجه به برچسب های دارویی ضروری بنظر می رسد.

خشونت در پرسنل بخش اورژانس: یک مطالعه مرور نظام مند

نیما صفا, سمانه عبیری, سید رضا احمدی کوپایی, سید رضا حبیب زاده, روحیه فرزانه, لهراسب طاهری, نوید کلانی, فاطمه رحمانیان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e24
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35684

مقدمه: خشونت محل کار علیه کارکنان مراقبت های بهداشتی مسئله ای فراگیر و جهانی می باشد و این موضوع در محیط های کاری به خصوص در پرسنل بخش اورژانس دیده می شود. با توجه به افزایش نسبتا بالای خشونت در بخش اورژانس، این مطالعه با هدف بررسی خشونت در پرسنل بخش اورژانس انجام شد. روش کار: این مطالعه مروری نظام مند به مرور مطالعات در مورد خشونت علیه کادر تیم اورژانس بیمارستان ها از طریق جستجو در پایگاه های گوگل اسکالر، مگیران و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با کلید واژه های؛ خشونت، پرستاران،  بخش اورژانس؛ بین سال های 1380 تا 1399 صورت گرفت. از مجموع 599 مقاله مرتبط استخراج شده از پایگاه داده ها، پس از بررسی عنوان و چکیده و معیارهای ورود و خروج، در نهایت 11 مقاله باقی ماند و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در مجموع 11 مطالعه با توجه به موضوع مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. محل انجام مطالعه، در سه مطالعه در شهر تهران، دو مطالعه در اهواز و یک مطالعه در سبزوار، اراک، تبریز، ارومیه، همدان، رشت؛ انجام شد. میزان بروز خشونت در ده مطالعه بالا و در یک مطالعه نیز گزارش نشده بود. در مطالعات مورد بررسی بین جنسیت و میزان خشونت در بعضی مطالعات ارتباط معنی داری دیده شد. از لحاظ ارتباط بین جنسیت و خشونت در بخش اورژانس، در بعضی مطالعات مردان و در بعضی زنان و مواردی هم بین زنان و مردان ارتباطی بین جنسیت و خشونت دیده نشد. بیشترین عامل خشونت در مطالعات مورد بررسی ؛ همراهان بیمار بودند. همچنین بیشترین نوع خشونت در تمام مطالعات مورد بررسی، خشونت کلامی بود. نتیجه گیری: با توجه به نتايج بدست آمده از  اين مطالعه ميزان بروز خشونت در بخش های اورژانس بيمارستان های ایران بالا می باشد و همچنين در اکثر مطالعات خشونت بيشتر از طرف همراهان بیماران بوده است. بنظر می رسد مي توان با ايجاد اتاق انتظار با ظرفيت مناسب، از حضور بي مورد همراهان در محوطه بخش جلوگيري نمود.

بررسی رعایت حریم خصوصی بیماران در بخش اورژانس: یک مطالعه مرور سیستماتیک

نیما صفا, روحیه فرزانه, عطیه صفایی, بیتا عباسی, رضا اخوان, نوید کلانی, فاطمه رحمانیان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e25
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.35757

مقدمه: مراقبت از بیمار هدف اصلی بخش اورژانس و کارکنان آن است که احترام به حریم خصوصی بیمار بخشی اساسی از روند این مراقبت است. با وجود اینکه مطالعات زیادی درک بیماران از حریم خصوصی خود را بررسی کرده اند، با این حال مطالعات کمتری به صورت اختصاصی این موضوع را در بخش اورژانس که غالبا بخشی شلوغ است و ممکن است کمتر به حریم خصوصی توجه شود بررسی کرده اند. هدف از مطالعه حاضر نیز بررسی سیستماتیک مطالعاتی است که حریم خصوصی بیمار را در بخش اورژانس مطالعه کرده اند.


روش کار: این مطالعه یک مرور سیستماتیک از مطالعات منتشر شده در مورد حریم خصوصی بیمار در بخش اورژانس است که طبق آموزه های PRISMA انجام شده است. برای پاسخ دهی به سوالات مطالعه، منابع پایگاه های داده الکترونیکی انگلیسی زبان MEDLINE ، Embase ، ScienceDirect و PsycINFO  با کلید واژه های Privacy, Patient, Emergency Department و پایگاه های داده الکترونیکی فارسی زبان؛ Sid  و Magiran با کلمات کلیدی حریم خصوصی، بیمار و بخش اورژانس جستجو شدند. معیارهای واجد شرایط بودن مطالعات برای بررسی در این مطالعه زبان انگلیسی یا فارسی و انجام مطالعه در بخش اورژانس بود.


نتایج:  14 مطالعه وارد این مرور نظام مند شدند. مطالعات بررسی شده بین سالهای 2003 تا 2020 منتشر شده بودند. 2 مطالعه مداخله سازمانی  و سایر مطالعات به صورت مقطعی انجام شد.  اکثر مطالعات در ایران (هفت مورد) و پس از آن دو مطالعه در استرالیا انجام شده بود. تعداد تجمعی شرکت کنندگان در تمام مطالعات بالغ بر 1406 بیمار بود. مفاهیم ارائه شده اصلی که به نظر می آمد بر سطح حفظ حریم خصوصی بیمار تاثیر داشته باشند در سه دسته کلی تقسیم شد: فاکتور های وابسته به محیط اورژانس، وابسته به بیمار و وابسته به کادر درمان.


نتیجه گیری: از نظر فاکتور های مربوط به کادر درمان، نیاز به افزایش آگاهی ایشان نسبت به تعاریف حفظ حریم خصوصی بیماران می باشد؛ در مورد محیط بخش اورژانس، به نظر می رسد که ساختار و طراحی بخشهای اورژانس  (از جمله نوع جداسازی تخت ها از هم بهه وسیله اتاقک یا پرده) به منظور حفاظت از حریم خصوصی بیماران باید تجدید نظر شود. فاکتور های وابسته به بیمار (از جمله جنسیت، فرهنگ)  قابل تغییر نیستند و تنها از جهت تعیین اهمیت برای توجه بیشتر کادر درمان تقسیم بندی می شود.

مقدمه: رنال كوليك(کولیک کلیوی) شايع ترين تظاهر باليني سنگ هاي ادراري و يكي از فوريتهاي شايع اورولوژي است كه به خاطر درد طاقت فرسا براي بيمار بسيار رنج آور است. مداخلات درمانی متفاوتی جهت درد در بیماران مبتلا به رنال کولیک صورت می پذیرد. این مطالعه با هدف بررسی داروهای مورد استفاده در درد بیماران مبتلا به رنال کولیک به صورت یک مطالعه مروری روایتی انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر از نوع مرور روایتی می باشد. در این مطالعه جهت یافتن مقالات مرتبط، پژوهشگران جستجوی کامپیوتری را در پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان SID ، Magiran وScholar Google با کلید واژگان رنال کولیک و کولیک کلیوی انجام گرفت. جستجوی مطالعات بدون هیچ محدودیت زمانی صورت گرفت


نتایج: در مرور پیشینه پژوهش، مطالعات مختلفی بر روی داروهای متفاوتی جهت کنترل درد  بیماران مبتلا به رنال کولیک صورت گرفته بود. بیشتر داروهای مورد بررسی، مربوط به دسته داروهای مخدر (مورفین، بوپرنورفین، ترامادول و پتدین) و ضد التهاب های غیر استروئیدی (پاراستامول، دیکلوفناک و کتورولاک) بودند. همچنین داروهایی نظیر کتامین، دسموپرسین، آمینوفیلین و تجویز داخل جلدی آب مقطر نیز مورد بررسی قرار گرفتند.


 نتیجه گیری: هرچند استفاده از داروهای مخدر، بهترین اثر را در تسکین درد بیماران مبتلا به رنال کولیک ایجاد می کند، اما ایجاد عوارضی مثل مهار شدن مرکز تنفسی در مدولا و فعال شدن مرکز استفراغ (CTZ) استفاده از مخدرها را محدود کرده است. بدلیل اثرات ضد دردی مشابه با اوپیوئیدها و عوارض کمتر پیشنهاد می شود از دسته داروهای NSAID (کتورولاک) به عنوان خط اول درمان بیماران کولیک کلیوی استفاده شود.

اضطراب کادر درمانی و عوامل روانشناختی موثر بر آن در زمان پاندمی کوید 19 در ایران: یک مطالعه مروری سیستماتیک

مجید وطن خواه, فاطمه ملکی, سید رضا حبیب زاده, مهرداد ملک شعار

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e29
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.36276

مقدمه: همه‌گیری کوید 19 در دنیا منجر به ایجاد استرس و اضطراب زیادی در بین مردم شده است. با توجه به اینکه کارکنان درمانی در خط اول مبارزه با بیماری کووید 19 هستند، بیشترین میزان خطر و اضطراب را دارا می باشند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی اضطراب کادر درمانی و عوامل روانشناختی موثر بر آن در زمان پاندمی کوید 19 در ایران به صورت یک مطالعه سیستماتیک می باشد.


روش کار: در این مطالعه مرور سیستماتیک جهت جستجوی مقالات پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان؛ پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(SID)، مگیران و موتور جستجوی گوگل اسکالر از سال 2018 تا 2021 با استفاده از کلید واژه های فارسی؛ اضطراب، کرونا ویروس، کوید 19، کادر درمانی، پرستاران انجام شد. برای انتخاب مطالعات و استخراج داده ها، ابتدا عناوین تمام مقالات بدست آمده توسط دو نفر مورد بررسی قرار گرفت و سپس موارد تکراری حذف شد. اطلاعات مربوط به مقالات منتخب شامل: نویسنده اول، سال انجام انتشار مقاله، عنوان مطالعه، جامعه مورد مطالعه، روش مورد مطالعه، حجم نمونه، ابزار مورد بررسی و در نهایت نتایج بدست آمده در فرم استخراج داده ها ثبت گردید.


نتایج: در مرحله اولیه جستجوی مطالعات،  624 مطالعه بررسی گردید. 610 مطالعه بدلیل مرتبط نبودن با موضوع مورد مطالعه و تکراری بودن و عدم دسترسی به مقاله کامل حذف گردید. در نهایت 14 مطالعه جهت نگارش این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. عوامل روانشناختی مختلفی نظیر(استرس، افسردگی، فرسودگی شغلی، تاب آوری، حمایت اجتماعی خانواده، افکار خودکشی، تنظیم هیجان، حساسیت اضطرابی، سرسختی روانشناختی، رفتارهای مراقبتی، نشخوار فکری، باورهای بهداشتی و فعالیت بدنی)، در میزان بروز اضطراب و پیش بینی آن نقش داشتند. از میان مطالعات مورد بررسی 5 مطالعه مربوط به سال 1400 و 9 مطالعه مربوط به سال 1399 می باشد. جامعه مورد مطالعه در سه مطالعه اردبیل، دو مطالعه ملایر، دو مطالعه جهرم و یک مطالعه زاهدان، زرندیه، البرز، کرمان، تربت حیدریه، میانه و رشت می باشد. ابزار مورد بررسی در 10 مطالعه CDAS، 2 مطالعه اضطراب بک و 2 مطالعه هم DASS بود.


نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عوامل روانشناختی مختلفی در بروز میزان اضطراب در کادر بهداشت و درمان تاثیرگذار هستند که هر کدام به نوعی می توانند در میزان بروز اضطراب نقش داشته باشند. بنابراین شناسایی علت این اختلالات روانشناختی در این افراد امری ضروری است تا با استفاده از شیوه های مناسب بتوان سلامت روان این افراد را حفظ نمود.

روش های دارویی و غیردارویی موثر در پیشگیری از تهوع و استفراغ در عمل جراحی کوله سیستکتومی ؛ یک مطالعه مروری روایتی و نظام مند

سید ابراهیم صادقی, لهراسب طاهری, شهرام شفا, مجتبی قائدی, مجید وطن خواه, مهرداد ملک شعار

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e38
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37097

مقدمه: تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی، از عوارض شایع و ناراحت کننده ی بعد از عمل است. جهت کاهش یا کنترل میزان تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی کوله سیستکتومی می توان از روش های دارویی و غیر دارویی متفاوتی استفاده نمود. مطالعه حاضر به بررسی کارایی روش های دارویی و غیر دارویی در جهت کاهش یا کنترل میزان تهوع و استفراغ در عمل جراحی کوله سیستکتومی می پردازد.


روش کار:  در این مطالعه مروری روایتی و نظام مند جهت جستجوی مقالات پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان SID، مگیران و موتور جستجوی گوگل اسکالر از سال 2000 تا 2020 با استفاده از کلید واژه های فارسی؛ کوله سیستکتومی، تهوع، استفراغ، توسط 2 نفر از نویسندگان به صورت مجزا مورد جستجو قرار گرفت. اطلاعات مربوط به مقالات منتخب شامل: نویسنده اول، سال انجام انتشار مقاله، عنوان مطالعه، حجم نمونه، داروی مورد استفاده، ابزار مورد بررسی و در نهایت پیامد بیماران در فرم استخراج داده ها ثبت گردید. ارزیابی کیفیت مقالات مورد بررسی با استفاده از چک لیست مربوط به مطالعات کارآزمایی بالینی انجام شد.


یافته ها: در مرحله اولیه جستجوی مطالعات 558 مطالعه بررسی گردید. سپس پژوهشگران به بررسی مقالات جستجو شده پرداختند و تعداد 544 مطالعه بدلیل مرتبط نبودن با موضوع مورد مطالعه و تکراری بودن و عدم دسترسی به مقاله کامل حذف گردید. در نهایت 14 مطالعه جهت نگارش این مطالعه استفاده گردید. از میان مطالعات مورد بررسی، متوکلوپرامید در 7 مطالعه، اندانسترون در 6 مطالعه، دگزامتازون در 6 مطالعه، گاباپنتین در 2 مطالعه و یک مطالعه هم مربوط به هر یک از داروهای بوپیواکایین داخل پریتوئن، پروپوفول، پرومتازین، زنجبیل، طب فشاری و کریستالوئید وریدی مورد بررسی قرار گرفته بود.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در روش های دارویی کنترل تهوع و استفراغ در بیماران تحت عمل جراحی کوله سیستکتومی، انتخاب اول متخصص بیهوشی می تواند داروی اندانسترون باشد. همچنین در روش های غیر دارویی طب فشاری و زنجبیل هر دو می توانند سبب کاهش تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی شوند.

اپیدمیولوژی سوانح و حوادث در کودکان ایرانی: یک مطالعه مرور سیستماتیک

فاطمه رحمانیان, فرهاد باقریان, عطیه صفایی, حمید زمانی مقدم, شبنم راجپوت, مهدی فروغیان, حسین اخوان

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e41
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.37228

مقدمه: سوانح و حوادث یکی از مهمترین علل مرگ و میر کودکان در جهان و کشور ایران محسوب می شود. مطالعات اپیدمیولوژي با شناسایی علل حوادث و عوامل محیطی مؤثر در بروز حوادث، نقش مؤثري را در پیشگیري و کنترل حوادث کودکان ایفا میکند. لذا این مطالعه با هدف بررسی اپیدمیولوژی سوانح و حوادث در کودکان ایرانی به صورت یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.


روش کار: مطالعه حاضر یک مرور نظام مند می باشد. مطالعاتی که به زبان فارسی در مورد اپیدمیولوژی سوانح و حوادث در کودکان ایرانی در مجلات فارسی منتشر شده است با کلمات کلیدی "حوادث"، "سوانح"، "کودکان"  جستجو و با استفاده از چک لیست پریسما مورد بررسی قرار گرفت. مرور مطالعات از سال 1380 تا سال 1399 در پایگاه داده های Google scholar، Sid، Magiran، جستجو گردید.


نتایج: در مطالعه حاضر، تعداد 531 مطالعه در بررسی عنوان و چکیده انتخاب شدند. مطالعات مورد بررسی از سال 1380 در تهران شروع و اخرین مقاله مربوط به سال 1399 در مازندران می باشد. پس از حذف مطالعات با کیفیت پایین بر اساس معیار های بررسی کیفیت مطالعه و حذف مطالعاتی که نواقصی در گزارش داده ها داشتند، تعداد 17 مطالعه وارد سنتز کمی ما شدند. از مجموع 17 مقاله مورد بررسی 2 مطالعه در استان تهران، 2 مطالعه در فارس و یک مطالعه در اهواز، مازندران، یزد، قزوین، بیرجند، همدان، تویسرکان، فسا، کرمان، الیگودرز، مشهد، رفسنجان، یاسوج بود. از میان مطالعات مورد بررسی بیشترین شیوع جنسیت مربوط به پسران با 14 مطالعه بود. بیشترین گروه سنی مربوط به کودکان زیر 5 سال با 10 مطالعه می باشد. بیشترین فصل شیوع حوادث و سوانح در کودکان در فصل تابستان با 6 مطالعه بود. بیشترین فراوانی از نظر علت حادثه مربوط به ضربه با 5 مطالعه می باشد. بیشترین مکان وقوع حادثه مربوط به منزل با 7 مطالعه می باشد. بیشترین منطقه آسیب مربوط به مناطق شهری با 10 مطالعه می باشد.


نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیشترین فصل شیوع حوادث و سوانح در کودکان در فصل تابستان و بیشترین فراوانی از نظر علت حادثه مربوط به ضربه و بیشترین مکان وقوع حادثه مربوط به منزل می باشد.  بنابراین باید آموزشهای متناسب با هر گروه سنی و حوادثی که بیشتر درگیر آن هستند؛ انتخاب نمود و بایستی در برنامه ریزی های کنترل و پیشگیری مورد توجه بیشتری قرار گیرند. همچنین برنامه ریزی جهت ارتقاء فرهنگ والدين در اين زمينه می تواند مؤثر واقع شود.

نامه به سردبیر


به نظر می رسد سی تی اسکن بدون داشتن محدودیت های گرافی ساده گردن بتواند در تعیین تکلیف بیماران مبتلا به ترومای گردن به عنوان مدالیته اول تشخیصی مد نظر قرار گیرد و انجام گرافی گردن را حذف نمود. یافته های این مطالعه بر روی 100 بیمار بالای 16 سال و با همودینامیک پایدار مراجعه کننده به یک مرکز ترومای دانشگاهی در تهران، ایران به دنبال ترومای متعدد حاکی از میزان توافق کلی بین یافته های رادیوگرافی و سی تی اسکن معادل 79 درصد بر اساس محاسبه ضریب کاپا بود (p = 0.001). همچنین حساسیت گرافی در خصوص تشخیص ضایعات در این مطالعه برابر با 82% و ویژگی آن برابر با 76% بر آورد گردید. به نظر می رسد نقش گرافی ساده در ارزيابي تروماهاي گردن، در زماني که گرافي ساده دقت بالایی ندارد و به خصوص در صورت در دسترس بودن سی تی اسکن بایستی مورد بازبینی قرار گیرد.

مجله طب اورژانس ایران، نشریه رسمی دپارتمان اورژانس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی می باشد. اين نشريه با تواتر انتشار پیوسته، به زبان فارسي و منتشر کننده مقالات مرتبط با حوزه طب اورژانس از قبیل: مراقبت های بحرانی، طب بلایا، تروما، بیماری های محیطی، سم شناسی و پزشکی قانونی، اورژانس اطفال، اورژانس پیش بیمارستانی، پرستاری اورژانس، اخلاق و سیاست گذاری حوزه سلامت و سایر موضوعات مرتبط می باشد. مجله انواع مقالات زیر را در بر می گیرد.


همزمان با افزايش تعداد مجلات ايراني نمايه شده در پايگاه هاي اطلاعاتي و استنادي مختلف، بررسي دقيق مقالات چاپ شده در يك مجله، يكي از مهم ترين روش ها براي ارتقاي كمي و كيفي آن مجله مي باشد. از همين رو، مطالعه حاضر با هدف بررسي روند چاپ و كيفيت مقالات مجله طب اورژانس ایران توسط برخي از اعضاي هيات تحريريه به مرحله اجرا درآمده است.


در اين خود ارزيابي، اطلاعات مربوط به مقالاتي كه در سال 1400 در مجله طب اورژانس ایران چاپ شدند جمع آوري گرديد. این بررسی ممکن است به نویسندگانی که علاقه مند به همکاری با ما هستند کمک کند تا با اهداف و حوزه های مجله و همچنین اولویت ها و ترجیحات سرمقاله بیشتر آشنا شوند.

گزارش کوتاه


یافته های سی تی سینه در بیماران با ترومای قفسه سینه مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) تبریز در سال ۹۵: يك گزارش كوتاه

محبوب پورآقایی, مجید منتظر, پیمان محرم زاده, احسان محمدزاده عباچی, کاووس شهسواری نیا, مولود بالافر

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e11
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.31305

مقدمه: تکنیک تصویربرداری نقش مهمی در مدیریت ترومای قفسه سینه دارد و از گرافی ساده و سونوگرافی و سی تی اسکن برای تشخیص آسیبهای قفسه سینه استفاده می شود. سی تی اسكن قفسه سینه گلد استاندارد تشخیص آسیب های قفسه سینه می باشد. این مطالعه با هدف بررسی یافته های مثبت سی تي اسکن سینه بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) تبریز در سال ۹۵ انجام شده است.


روش کار: این مقاله یک مطالعه توصیفی است که در بیماران مولتیپل ترومای مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا تبریز از فروردین تا اسفند سال ۱۳۹۵ انجام شده است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و تمام بیماران مولتیپل تروما و ترومای سینه که در سال ۱3۹۵ به بیمارستان امام رضا مراجعه کرده بودند و سی تی اسپیرال قفسه سینه برای آنها انجام شده بود وارد مطالعه شدند. از آزمون T مستقل برای مقایسه داده های کمی و از مجذور K برای مقایسه داده های کیفی استفاده شد.


يافته ها: در طول سال ۱۳۹۵ شمسی ۳۹۰ بیمار با ترومای سینه و مولتیپل تروما مورد سی تی قفسه سینه قرار گرفته بودند. که تعداد ۲۹۶ نفر مرد (۹/۷۵٪) و ۹۴ نفر (۱/۲۴٪) زن بودند. میانگین سنی بیماران ۳۵/۴۸ سال بود. حوادث ترافیکی بیشترین میزان علل تروما را تشکیل می داد. در نزدیک به نیمی از بیماران یافته ای در سی تی اسكن اسپیرال قفسه سینه یافت نشد. همچنین در ۲۱ بیمار یافته های متعدد وجود داشت. شايع ترين آسيب ها شکستگی دنده (3/11 %)، پنوموتوراکس (3/12%)، پنومومدياستن (2%) هموتوراکس (6/4 %) و كنتوزيون ريه (9/4 %) بودند.


نتیجه گيري: در بیماران مولتيپل تروما, شایع ترین یافته های مثبت سی تی شامل شکستگی دنده بود و بعد آن پنوموتوراکس، آمفیزم زیرجلدی و هموتوراکس بودند. در مواردی که شکستگی سه دنده اول یا flail chest وجود دارد یا شکستگی اسکاپولا و  ترومای با  انرژی بالا وارد شده است میزان آسیب های احشا ء داخل قفسه سینه و شکم بیشتر است  و ویژگی سی تی اسکن قفسه سينه تشخیص هموتوراکس و پنوموتوراکس های جزئی می باشد که در گرافی ساده قابل تشخیص نمی باشد.

گزارش مورد


هیپوتیروییدی بیماری شایعی در جمعیت عمومی می باشد که با جایگزین نمودن هورمون تیرویید با دوز مناسب قابل درمان می باشد. کمای میکسدم نهایت شدت هیپوتیروییدی است و با هیپوتیروییدی، هیپوتانسیون، برادیکاردی، تغییر شرایط ذهنی در حضورهیپوتیروییدی شدید اتفاق میفتد. در این مقاله به معرفی بیماری می پردازیم با سابقه هیپوتیروییدی ثانویه کنترل شده که علیرغم تستهای نرمال تیروییدی بعد از جراحی لاپاروسکوپیک اسلیو گاسترکتومی تظاهرات بالینی کمای میکسدم رو نشان داد و نهایتا با درمان لووتیروکسین خوراکی بهبود یافت.

سندرم فار؛ گزارش یک مورد در یک خانم 70 ساله

مهسا عسکری جهرمی, رضا رضایی

مجله طب اورژانس ایران, دوره 8 شماره 1 (2021), , صفحه e7
https://doi.org/10.22037/ijem.v8i1.33368

 مقدمه: IBGC یا سندرم فار، پديده اي نادر از كلسيفيكاسيون ايديو پاتيك هسته هاي قاعده اي مغز است كه عمدتا با علايم روانپزشكي مانند هذيان ،توهم و افسردگي با علايم نورولوژيك حركتي وشناختي تظاهر پيدا مي كند .معمولا بطور تصادفي در برش نگاري كامپيوتري مغز بيماران دچار اختلالات رواني تشخيص داده مي شود. در این مطالعه موردی، بیماری 70 ساله معرفی می شود. خانمی مسن در محدوده سنی 70 سال که به بیمارستان پیمانیه جهرم با شکایت از سر گیجه، عدم تعادل، تحریک پذیری صورت و اسپاسم های مکرر انگشتان دستها به دفعات زیاد مراجعه کرده است در سابقه پزشکی بیماری های فشار خون به مدت چندین سال،پوکی استخوان،بیماری هیپر لیپیدمی،بیماریهای ژنتیک قلب وکبد را ذکر میکند. به دلیل اختلالات تعادلی و عصبی سی تی اسکن از مغز بیمار انجام می شود. در بررسی های سی تی اسکن کلسیفیکاسیون عقده های قاعده ای مغز دیده می شود و برای تشخیص افتراقی IBGC از سایر بیماری های ایجاد کننده کلسیفیکاسیون مغزی، پس از انجام سی تی اسکن، بررسی های مربوط به آزمایشات خون و سطح سرمی اندکس های مربوطه، انجام میپذیرد و در نهایت تشخیص افتراقی بیماری IBGC انجام گرفته و بیمار تحت درمان با داروهای کلسی تریوا، کلسیم و ویتامین دی قرار گرفته و پس از سه روز بهبودی با تجویز داروهای خوراکی از بیمارستان ترخیص می شود. کلسیفیکاسیون عقده های قاعده ای مغز در این بیماری، شبیه دیگر بیماری های عفونی، متابولیکی، اختلالات مادرزادی و سایر بیماری های ست که که منجر به اختلالات سیستم عصبی می گردند بنابراین باید جهت رد سایر علل، ارزیابی های کامل انجام گیرد تا به تشخیص درست و درمان مناسب منجر شود.