مقاله اصیل


ترومای ناشی از خشونت و نزاع در مراجعه کنندگان به بخش اورژانس؛ یک مطالعه اپیدمیولوژیک

Ali Arhami Dolatabadi, Hamid Kariman, Hossein Alimohammadi, Afshin Amini, Soheila Sadat Mousavifar

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 14-9
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.13932

مقدمه: نزاع یکی از مهمترین علل تهدید سلامت بوده و علت بیش از نیم میلیون مرگ در سال و از مهمترین علل مرگ و میر سنین جوانی می باشد. مطالعه بر روی موارد نزاع و درگیری می تواند میزان آگاهی از آسیبهای مرتبط را بیشتر کرده و به عنوان مبنایی برای روند نظارت بر روی جرایم محسوب شود. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک موارد نزاع مراجعه کننده به بخش اورژانس طراحی شده است.

روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی گذشته نگر می باشد که اقدام به بررسی اپیدمیولوژی موارد نزاع و ضرب و جرح در مراجعه کنندگان به بخش اورژانس بیمارستان امام حسین، تهران، ایران از فروردین 1393 تا دی 1394 نموده است. متغیرهای مورد بررسی شامل سن، جنس، زمان مراجعه، سابقه اجتماعی فرد، مکانیسم تروما، محل آناتومیک تروما، اقدامات انجام شده و پیامد نهایی بودند.

یافته ها: 499 بیمار با میانگین سنی 7/8 ± 4/26 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. از این بین 442 (6/88 درصد) نفر مرد و 443 (9/88 درصد) نفر ایرانی بودند. طبق نتایج بدست آمده 321 (4/64 درصد) نفر مجرد و همچنین 335 (1/67 درصد) نفر در گروه سنی 29-20 سال قرار داشتند. 317 (3/87 درصد) مورد شرح حال منفی عادات اجتماعی  (مصرف سیگار، الکل و ...) داشتند و سیگار (6/7 درصد) شایعترین ماده مصرفی در موارد با شرح حال مثبت از نظر عادات اجتماعی بود. بیشترین آمار مراجعات به بخش اورژانس در ساعات 24-16 شبانه روز  (7/49 درصد)، در روزهای غیرتعطیل (1/73 درصد) و در فصل بهار  (9/41 درصد) رخ داده بود. از مجموع کل موارد مورد بررسی 283 مورد (7/56 درصد) در اثر ترومای نافذ به بخش اورژانس مراجعه کرده بودند و 240 مورد (1/48 درصد) نیازمند نوعی مداخله جراحی بودند. نهایتا 398 (8/79 درصد) مورد با بهبودی کامل ترخیص شدند، 81 مورد (2/16 درصد) با رضایت شخصی اورژانس را ترک نمودند و 4 مورد (8/0درصد) نیز فوت نمودند.

نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر شیوع ترومای ناشی از نزاع و خشونت حدود 16 نفر به ازائ هر 1000 مراجعه به واحد ترومای مرکز مذکور بود. بیشتر موارد نزاع در آقایان، مجرد، در گروه سنی 30 -21 سال، فصل بهار، روزهای غیر تعطیل، ساعات عصر و با ترومای نافذ اتفاق افتاده بود که در حدود 80 درصد موارد با بهبودی کامل از بخش اورژانس ترخیص شده بودند. 

اثر اندانسترون بر کاهش تهوع ناشی از کتامین در کودکان مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک کارآزمایی بالینی

Saeed Majidi Nejad, Leila Goudarzi, Mehrdad Esmaeilian, Farhad Heidari

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 19-15
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.14661

مقدمه: تهوع از عوارض شایع کتامین در آرام بخشی کودکان است و هنوز در خصوص استفاده از یک داروی ضد تهوع در کنار کتامین به منظور کاهش این عارضه، اختلاف نظر وجود دارد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی اندانسترون در کنترل تهوع ناشی از مصرف کتامین داخل عضلانی و داخل وریدی در آرامبخشی کودکان انجام پذیرفته است. روش کار: در کارآزمایی بالینی یک سوکور تصادفی حاضر کودکان 18-1 ساله نیازمند به آرامبخشی به چهار گروه تحت درمان با کتامین وریدی، کتامین عضلانی، کتامین وریدی و اندانسترون و کتامین عضلانی و اندانسترون تقسیم شدند و میزان بروز تهوع و استفراغ به عنوان پیامد اصلی مورد بررسی مطالعه، بین آنها به مقایسه گذاشته شد. يافته ها: 120 کودک مورد مطالعه قرار گرفتند (شایعترین گروه سنی 7-2 سال 7/66 درصد؛ 8/65 درصد پسر). 18 (0/15 درصد) بیمار دچار تهوع و استفراغ شدند. شیوع تهوع در گروه کتامین وریدی، کتامین عضلانی، ترکیب کتامین وریدی + اندانسترون و کتامین عضلانی+ اندانسترون به ترتیب برابر 7/26 درصد، 7/16 درصد، 7/6 درصد و 0/10 درصد بود. از نظر میزان تهوع تفاوت معنی داری بین چهار گروه مورد مطالعه مشاهده نشد (17/0 = p). نتيجه گيری: بر اساس نتایج  مطالعه حاضر به نظر می رسد که افزودن اندانسترون به کتامین منجر به تخفیف عارضه تهوع نمی شود. اختلاف نظر موجود بین مطالعات بیانگر نیاز به مطالعات بیشتر در این زمینه می باشد.

سنجش میزان آگاهی پرستاران در مواجهه با حوادث هسته‌ای

Mostafa Shahabinejad, Ali Reza Ghiasi, Mohsen Ghaffari, Mahdiyeh Nejadshafiee, Somayeh Soltani Poorsheikh

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 26-20
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.14497

مقدمه: حوادث هسته‌ای به هر شکل و در هر جایی که اتفاق بیفتد ، لازمه‌اش وجود افراد آموزش دیده و تیم ‌های پزشکی در محل حادثه است. با توجه به اهمیت نقش پرستاران جهت حضور مؤثر و کارآمد در بلایا، این قشر باید در ابعاد مختلف ویژگی‌ها و توانمندیهای خاصی را داشته باشند. این مطالعه با هدف سنجش میزان آگاهی پرستاران شاغل در یک بیمارستان نظامی در مواجهه با حوادث هسته‌ای انجام شد. روش کار: این پژوهش به صورت توصیفی مقطعی در سال 1394 در یک بیمارستان نظامی انجام شد. جامعه مورد مطالعه کادر پرستاری شاغل در بیمارستان بوده و بصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه بود که دارای دو بخش بود. بخش اول مربوط به اطلاعات دموگرافیک افراد شرکت کننده و بخش دوم آن دارای 14 سؤال جهت سنجش میزان آگاهی شرکت کنندگان در مواجهه با حوادث هسته ای بود. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار SPSS17 مورد تجزیه و تحلیل و از روش های آماری توصیفی ،T Test  و ANOVA استفاده شد. يافته ها: در این مطالعه تعداد 136 نفر از پرسنل پرستاری با میانگین سنی 56/4±99/32 سال در مطالعه شرکت نمودند (5/76 درصد زن). 8/83 درصد آنها دارای مدرک کارشناسی بوده و متوسط سابقه کار آنها 86/3±03/8 سال بود و 5/76 درصد آنها سابقه حضور و خدمت در هیچ نوع حادثه یا بحران نداشتند. تنها 8/5 درصد شرکت کنندگان در مطالعه به حد کافی از عواقب یک حادثه هسته ای آگاهی داشته و 3/80 درصد آنها در هیچ دوره آموزشی مرتبط با مصدومین هسته ای شرکت ننموده اند. اگاهی پرستاران در مواجهه با حوادث هسته ای ضعیف ارزیابی شد (25=m) و نتایج نشان داد که بین سابقه کار (330/0=p) و نوع بخش (718/0=p) با میزان آگاهی پرستاران در مواجهه با حوادث هسته ای ارتباط معنا داری وجود ندارد. نتيجه گيری: میزان اگاهی پرستاران در مواجهه با حوادث هسته ای ضعیف می باشد و لازم است بیمارستان ها برنامه مدیریت بحران در حوادث هسته ای را تدوین و جزئیات آن را با پرسنل در قالب تمرینات و مانور مرور نمایند. همچنین تصمیم گیرندگان برنامه های آموزشی دانشجویان پرستاری بایستی با قرار دادن مباحث آموزشی مرتبط با مدیریت بحران های هسته ای، فارغ التحصیلان را جهت مقابله با این حوادث آماده سازند.

مشکلات تحویل و تحول بیمار مابین تکنسین های فوریتهای پزشکی و پرستاران بخش اورژانس

Shayesteh Salehi, Kourosh Zarea, Ahmad Akhlagh Mohammadi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 34-27
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.13668

مقدمه: تحویل و تحول یکی از موارد تهدید کننده ایمنی در مراقبت بیمار در مراحل اورژانسی است که وجود کاستی در این مقطع می تواند آغازگر یکسری مشکلات بعدی برای بیمار باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین مشکلات موجود در فرآیند تحویل دادن و تحویل گرفتن بیمار مابین تکنسین های فوریتهای پزشکی و پرستاران بخش اورژانس بیمارستان در مراکز دانشگاهی استان خوزستان انجام گرفت. روش کار: در پژوهش مقطعی حاضر، ابتدا محقق یک پرسشنامه برای ارزیابی مشکلات تحویل دادن و یک پرسشنامه برای ارزیابی مشکلات تحویل گرفتن تهیه نمود پس از تعیین روایی و پایایی آن، پرسشنامه ها بین 100 نفر از تکنسینهای فوریتهای پزشکی استان خوزستان و 101 نفر از پرستاران بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی استان که به روش تصادفی طبقه بندی و انتخاب شده بودند، توزیع گردید. داده های این پژوهش تجزیه و تحلیل شدند. يافته ها: بنابر یافته های حاصل 100 درصد شرکت کنندگان در شهرهای بزرگ و متوسط در حد زیاد در پروتکل تحویل دادن بیمار و 9/92 درصد شرکت کنندگان در پروتکل تحویل گرفتن بیمار در حد زیاد مشکل داشتند. نتيجه گيری: بر اساس یافته های حاصل از مطالعه حاضر بیشترین مشکل فرایند تحویل بیمار، اطلاع کم پرسنل هر دو گروه از پروتکلهای موجود در این زمینه است از دیگر نکات قابل تامل در هردو گروه نیز وجود مشکلات در زمینه ارتباطات بین فردی بود.

مقاله مروری


تقسیم بندی علل لنگش حاد کودکان مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک مقاله مروری

Reza Shiari, Alaleh Rouhipour, Maedeh Mohammad Rezaei, Sahar Mirbaha, Alireza Baratloo

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 8-4
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.15094

راه رفتن یک حرکت هارمونیک و منظم می باشد که از دو فاز ایستایی و آویز تشکیل می شود. هرگونه تغییر در این حرکت هارمونیک را لنگش می نامند. بروز این عارضه به صورت حاد در کودکان از جمله علل مراجعه به بخش اورژانس بوده و یکی از چالش های پزشکان در این بخش می باشد. شاید بتوان ادعا کرد که در بخش اورژانس اینکه علت دقیقا چه هست اواویت ندارد و در مقابل اینکه علت چه مواردی نباشد بیشتر مد نظر قرار دارد. به بیانی دیگر در بخش اورژانس رد تشخیص های افتراقی تهدید کننده حیات و یا عضو به نسبت رسیدن به تشخیص نهایی در الویت قرار دارد. متخصصین طب اورژانس نقش بسیار مهمی در شناسایی، تشخیص و ارجاع صحیح این بیماران برعهده داشته و مطالعه حاضر در جهت تسهیل روند تصمیم گیری بالینی در برخورد با کودک دچار لنگش حاد مراجعه کننده به بخش اورژانس نگارش شده است.

نامه به سردبیر


پروتکل های استاندارد بالینی؛ راهکاری برای بهبود مراقبت های درمانی

Mehrdad Esmailian, Nasim Golestani

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 3-1
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.13909

با توجه به سرعت روز افزون علم پزشکی در عصر امروز و همچنین افزایش موارد بیماری های عارضه دار، فشار بر روی سیستم درمانی، پزشکان و کارکنان سیستم بهداشت نیز افزایش یافته است و این مسئله دست اندرکاران سلامت را به این فکر واداشته تا راهکارهای مناسب تری جهت ارائه خدمات درمانی جستجو کنند. در سالهای اخیر تهیه پروتکل های استاندارد بالینی (Clinical practice guideline (CPG)) به طور روزافزونی برای حصول به این امر مهم به کار گرفته شده اند. استفاده و کاربرد پروتکل های استاندارد بالینی به یک جزء مهم درمان در بخش اورژانس تبدیل شده اند. این پروتکل ها حاصل همفکری عمومی در رابطه با موضوعات و تشخیص های خاص بالینی است که پزشکان را در تصمیم گیری درست و ارائه درمان منطقی بیماری یاری می کند. موفقیت در حصول آن، کیفیت مراقبت های سلامت را از طریق کاهش روشهای درمانی نامناسب و تسریع درمانهای مؤثر و ارزشمند بالا می برد. پروتکل استاندارد بالینی یک نگاه سیستماتیک و کلی است که به دست اندرکاران سلامت کمک می کند تا در رابطه با بیماران و سیستم سلامت تصمیم مناسب و منطقی بگیرند و پزشکان را در شرایط خاص یاری می کند. این اقدامات بر اساس مطالعات و شواهد معتبر تعیین شده اند که شرایط مختلف و روشهای متنوع درمانی را در بر می گیرد و در نهایت بهترین روش درمانی را به ما می نمایاند. پروتکل های استاندارد بالینی در اغلب موارد به الگوریتم ها، روش های کلینیکی و سیاست های درمانی می پردازند و قطعاً چشم اندازهای زیادی در آینده جهت بهبود پروتکل های استاندارد وجود دارد. تحقیقات اخیر نشان داده است که در کشورهایی که از پروتکل های استاندارد بالینی تدوین شده استفاده می کنند، تغییرات مؤثری در بهبود ارتقاء سلامت جامعه ایجاد شده است.

از مهمترین تاثیرات اجرای پروتکل های استاندارد بالینی بحث کنترل هزینه است. توصیه هایی که در پروتکل های استاندارد بالینی ارائه می شوند ملاحظات قانونی را نیز مد نظر داشته و لذا ریسک بروز اشتباه پزشکان و کادر درمان را کاهش می دهد. اگرچه حتی با وجود کاربرد پروتکل های استاندارد بالینی مشکلات زیادی وجود دارد ولی بسیاری سیستم های قانونی و نظارتی پروتکل های استاندارد بالینی را پذیرفته اند و معتقد هستند که عدول از چارچوب آن راه را برای بروز اشتباه باز می کند و احتمال دادخواهی و دعوی های قانونی را به همراه خواهد داشت. در واقع طراحی پروتکل استاندارد بالینی سیاستی است که حاشیه امنیتی در سیستم بهداشت و درمان را به ارمغان می آورد.

بدون شک پروتکل های استاندارد بالینی یک عنصر مهم تصمیم گیری در پزشکی است و اجرای پروتکل استاندارد درمانی، با توجه به نتایج حاصله و آمار منتشر شده در سایر کشورها، از مداخلات بی مورد و غیر ضروری و خطرناک در روند درمان کاسته و تصمیم گیری مؤثر و مناسب را برای کادر درمان فراهم می کند و باعث کاهش مرگ و میر و هزینه های مصرفی خواهد شد. در زمینه اجرای پروتکل باید یک پانل انظباطی طراحی شود و تمام گروههای هدف را هدایت کند و تمام اهداف پروتکل استاندارد روشن و مشخص شود. شرایط و اهداف کلینیکی خاص باید در پروتکل های استاندارد بالینی  پوشش داده شود و بازتابهای کلینیکی مورد علاقه در نهایت روشن شود. مرور شواهد علمی و قوی و منظم نیز مورد نیاز است.

گزارش کوتاه


بررسی نتایج اندازه گیری تروپونین در بیماران دچار سندروم حاد کرونری؛ یک گزارش کوتاه

Anita Sabzghabaei, Abolfazl Nazarian, Zahra Nazarian, Narges Malih, Majid Shojaee

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 39-35
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.14429

مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان موارد مثبت اندازه­گیری سطح سرمی تروپونین در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس با شکایت درد قفسه سینه که با احتمال سندروم کرونری حاد به بخش مراقبت های ویژه بیماران قلبی منتقل شدند، انجام گرفت. روش کار: این مطالعه مقطعی در فاصله زمانی شهریور 1393 تا شهریور 1394 در بخش های اورژانس و سی سی یو بیمارستان شهید مدرس، تهران، ایران انجام شد. با مراجعه به واحد بایگانی پرونده­ کلیه بیماران منتقل شده از بخش اورژانس به سی سی یو با تشخیص سندروم کرونری حاد بررسی گردید. هیچگونه محدودیت جنسی و سنی برای این مطالعه لحاظ نشد. با استفاده از یک چک لیست اطلاعات پرونده­ بیماران حاوی نکات مورد نظر در شرح حال و نتایج تست های تروپونین انجام شده استخراج و ثبت گردید. تست تروپونین در ساعت صفر یعنی بدو مراجعه­ بیماران و همچنین 3، 6، 12، 18، 24، 36، 48 و 72 ساعت بعد از نوبت اول انجام گرفت و سطح سرمی تروپونین بالاتر از 6/0 میکروگرم در دسی لیتر مثبت گزارش شد. يافته ها: در کل تعداد 384 بیمار با میانگین سنی 00/12 ± 34/62 (30 تا 93 سال) وارد مطالعه شدند (7/66 درصد مرد). 230 (9/59 درصد) نفر با تشخیص انفارکت قلبی، 149 (8/38 درصد) نفر با تشخیص آنژین صدری ناپایدار و 5 (3/1 درصد) نفر با سایر تشخیص ها بستری شده بودند. 252 (6/65 درصد) نفر از کل بیماران هنگام مراجعه از درد تیپیک قفسه­ سینه شکایت داشتند. شایعترین علامت همراه تنگی نفس بود که در 107 (9/27 درصد) نفر مشاهده شد. پرفشاری خون، هایپرلیپیدمی و  دیابت به ترتیب با 49، 2/35 و 5/30 درصد شایعترین بیماری های همراه بودند. در مجموع نتایج تست تروپونین 275 (6/71 درصد) بیمار مثبت گزارش شد. 362 (3/94 درصد) نفر با حال عمومی خوب از بخش سی سی یو ترخیص شده و 22 (7/5 درصد) نفر فوت شدند. نتيجه گيری: بر اساس یافته های حاصل از مطالعه حاضر، در فاصله زمانی 72 ساعت بعد از پذیرش، سطح سرمی تروپونین حدود 70 درصد بیمارانی که با احتمال منشا قلبی به بخش سی سی یو منتقل شده بودند، مثبت گزارش گردید که در حدود 50 درصد این بیماران تست تروپونین بدو مراجعه مثبت بود.

گزارش مورد


دیسکسیون تروماتیک شریان کاروتید در یک بیمار 34 ساله مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ گزارش یک مورد

Fatemeh Mohammadi, Reza Mosaddegh Mosaddegh, Motahhareh Afrakhteh, Samira Vaziri

مجله طب اورژانس ایران, دوره 4 شماره 1 (2017), 21 December 2016 , صفحه 43-40
https://doi.org/10.22037/ijem.v4i1.15360

دیسکسیون شریان های ناحیه گردن از جمله شریان کاروتید از جمله آسیب های عروقی متعاقب ترومای بلانت ناحیه گردن به شمار می روند. تظاهرات این عارضه معمولا تاخیری بوده و به شکل تظاهرات نورولوژیک خود را نشان می دهد. این عارضه در مجموع عامل حدود 2 درصد موارد انفارکت های مغزی است ولی 20 درصد علل استروک مغزی افراد زیر 45 سال می باشد. با هدف بحث و تاکید بر اهمیت این عارضه، در این مقاله به معرفی یک مورد از بروز دایسکسیون کاروتید مراجعه کننده به بخش اورژانس پرداخته ایم. بیمار خانم 34 ساله ای است که متعاقب همی پارزی چپ و دیزارتری و سردرد که از چند ساعت قبل شروع شده به بخش اورژانس آورده شد که 10 روز قبل سابقه بستری بدلیل تصادف و واژگونی ماشین داشت که بعد از انجام بررسی های لازم، با حال عمومی خوب ترخیص شده بود. در سی تی اسکن مغز شواهد انفارکت ایسکمیک تحت حاد در محدوده شریان مغزی میانی رویت شد. با توجه به سن بیمار و شواهد ایسکمی وسیع و شرح حال ترومای اخیر، با شک به دیسکسیون عروق گردنی جهت بیمار آنژیوگرافی انجام شد و تشخیص دیسکسیون شریان کاروتید مسجل گردید.