مقاله اصیل


مقایسه مورفین و استامینوفن تزریقی در کنترل درد بیماران مشکوک به کله سیستیت حاد؛ یک کارآزمایی بالینی

Iraj Golikhatir, Reza Jamali, Hamed Aminiahidashti, Farzad Bozorgi, Mohammad Hosseininejad, Heossein Montazar, Fatemeh Jahanian

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 91-86
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.12823

مقدمه: کله سیستیت حاد یکی از شایعترین اورژانس های جراحی و از علل مهم شکم حاد در تمام دنیا می باشد. از مهمترین اقدامات لازم برای این بیماران در بخش اورژانس کنترل درد حاد شکم تا زمان رسیدن به تشخیص قطعی است. لذا، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثرات ضد دردی استامینوفن تزریقی و مورفین در کنترل درد ناشی از کله سیستیت حاد طراحی شده است. روش کار: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور می باشد که به بررسی و مقایسه اثر دو داروی مورفین سولفات و استامینوفن تزریقی در کنترل درد بیماران مشکوک به کله سیستیت حاد بالای 18 سال و با علائم حیاتی پایدار پذیرش شده در بخش اورژانس پرداخته است. جهت جمع آوری اطلاعات از چک لیستی از پیش طراحی شده شامل اطلاعات دموگرافیک، شدت درد در بدو ورود و دقایق 30 و 60 و 90 بعد از تزریق، علایم حیاتی بدو ورود، وجود یا عدم وجود عوارض جانبی و یافته های بالینی استفاده شد. در نهایت دو گروه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 18 مورد مقایسه از جهت میزان کنترل درد و عوارض قرار گرفتند. يافته ها: در مجموع 70 بیمار با میانگین سنی 3/16 ± 2/55 سال به صورت راندوم به دو گروه 35 نفری وارد شدند (4/61 درصد زن). 38 (3/54 درصد) بیمار فقط یک معیار سونوگرافیک کله سیستیت حاد را داشتند حال آنکه 32 (7/45 درصد) بیمار دو معیار یا بیشتر را داشتند. میانگین شدت درد در دقایق 30، 60 و90 بعد از تزریق دارو در دو گروه تفاوت معنی دار آماری داشت (05/0 < p). میزان عوارض تهوع (617/0 = p) و استفراغ  (150/0 = p) بعد از تزریق در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معنی داری نداشت . تب در گروه استامینوفن تزریقی به طور معنی داری کاهش پیدا کرده بود  (001/0 > p). نتيجه گيری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، داروی مورفین در مقایسه با استامینوفن کارایی بیشتری در کاهش شدت درد بیماران طی 30 دقیقه را دارد، بطوریکه نمره VAS  بیماران 30 دقیقه پس از تزریق مورفین کاهش معنی داری داشت. اما در دقایق 60 و 90 بعد از تزریق علی رغم تفاوت معنی دار آماری کنترل درد بین دریافت کنندگان دو داروی مورد مطالعه، این مقادیر از نظر کلینیکی معنی دار نبودند. با این وجود داروی استامینوفن تزریقی در کنترل تب بیماران نیز به طور همزمان تاثیر گذار بوده است.

مقایسه اثربخشی دیازپام و متیل پردنیزولون وریدی در درمان سرگیجه حاد محیطی؛ یک کارآزمایی بالینی

Hasan Barzegari, Javad Mozafari, Mohammad Ali Yousefian, Behzad Zohrevandi

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 97-92
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.13413

مقدمه: اگر چه سرگیجه به تنهایی یک بیماری محسوب نمی شود اما یکی از شایعترین شکایات مراجعین به بخش های اورژانس است. با توجه به اینکه در برخورد با سرگیجه محیطی درمان واحدی مورد اتفاق نظر نیست برآن شدیم که تاثیر و عوارض متیل پردنیزولون و دیازپام وریدی را طی یک کارآزمایی بالینی در درمان سرگیجه حاد محیطی مقایسه نماییم. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دو سویه کور و با هدف مقایسه اثربخشی متیل پردنیزولون و دیازپام وریدی در کنترل سرگیجه حاد محیطی بر روی بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس انجام شد. بیماران با استفاده از روش تصادفی ساده به یکی از دو گروه مذکور تقسیم شدند و شدت سرگیجه (بر اساس معیار VAS)، تغییرات همودینامیک، سطح هوشیاری، تغییرات قند خون و در نهایت عوارض جانبی بین دو گروه در دقایق 30، 60 و 120 بعد از تزریق مورد مقایسه قرار گرفت. يافته ها: مطالعه بر روی 113 بیمار با میانگین سنی 4/10 ± 8/41 سال (60-20) انجام شد (4/58 مرد). بیماران به دو گروه دیازپام وریدی (تعداد = 51 نفر) و متیل پردنیزولون وریدی (تعداد = 62 نفر) تقسیم شدند. اختلاف معنی داری بین دو گروه از جهت سن (830/0 =p)، جنس (339/0 = p)، شدت سرگیجه (337/0 =p) و علائم حیاتی (986/0 =p) بدو ورود وجود نداشت.

شدت سرگیجه تنها در دقیقه 120 بعد از مصرف دو دارو با هم اختلاف معنی داری داشت (003/0 = p). هیچ موردی از افت فشارخون، کاهش سطح هوشیاری و ناپایداری همودینامیک در دو گروه مورد مطالعه طی 120 دقیقه مشاهده نگردید. خشکی دهان در گروه دریافت کننده دیازپام وریدی به طور معنی داری بالاتر بود (007/0 = p). میانگین قند خون گروه دیازپام و متیل پردنیزولون در دقیقه 60 و 120 به ترتیب عبارت بودند از: 2/36 ± 6/120 و 2/51 ± 1/143 (009/0 = p) و 1/35 ± 5/119 و 9/50 ± 9/162 (001/0 > p). نتيجه گيری: به طور کلی شاید بتوان گفت با در نظر گرفتن اثربخشی مناسب تر و کم اهمیت بودن عوارض جانبی مشاهده شده با دیازپام وریدی این دارو انتخاب مناسب تری نسبت به متیل پردنیزولون وریدی در کنترل علامت بیماران مراجعه کننده با سرگیجه حاد محیطی باشد.

مقدمه: آمارهای مختلفی از بروز ترومبوز ورید عمقی و عوارض متعاقب آن حتی پس از درمان ضدانعقادی پیشگیرانه در بیماران با آسیب اندام تحتانی وجود دارد. با توجه به وجود این اختلاف نظرها، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی شیوع وقایع ترومبوآمبولیک در بیماران مبتلا به شکستگی اندام تحتانی که تحت درمان ضد انعقادی پیشگیرانه قرار گرفته اند طراحی شده است. روش کار: مطالعه مقطعي گذشته نگر حاضر با هدف ارزیابی میزان شیوع عوارض ترومبوآمبولیک متعاقب شکستگی اندام تحتانی در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس طی یک سال طراحی شد. بیماران بالای 18 سال با ترومای اندام تحتانی پایین تر از زانو که نیازمند ثابت سازی با آتل یا گچ برای بیش از 2 هفته بودند مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها با استفاده از آماره های توصیفی و نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 گزارش شدند. يافته ها: 130 بیمار با میانگین سنی 5/18± 05/40 (92-15) سال مورد مطالعه قرار گرفتند (5/61 درصد مرد). 18 (8/13 درصد) بیمار سابقه سوء مصرف مواد داشتند، 1 (8/0 درصد) بیمار مبتلا به دیابت، 8 (2/6 درصد) بیمار مبتلا به پرفشاری خون، 1 (8/0 درصد) مبتلا به آسم، 1 (8/0 درصد) بیمار مبتلا به سکته مغزی بودند. مکانیسم تروما در 44 (8/33 درصد) مورد سقوط از ارتفاع، 50 (5/38 درصد) مورد سوانح جاده ای و در 36 (7/27 درصد) مورد ترومای مستقیم بود. در نهایت 3 (3/2 درصد) بیمار علی رغم دریافت داروی ضد انعقاد مبتلا به ترومبوز ورید عمقی شدند. متوسط زمان بین ترخیص تا وقوع علائم 6/3 ± 6 روز بود. نتيجه گيری: یافته های مطالعه حاضر حاکی از شیوع  3/2 درصدی حوادث ترومبوآمبولیک در بیماران نیازمند به ثابت سازی اندام تحتانی تحت درمان با هپارین با وزن مولکولی پایین بود. هر سه مورد ترومبوز ورید عمقی در مطالعه حاضر در دو هفته اول بعد از ثابت سازی اتفاق افتاده بودند.

مقدمه: میزان رضايتمندي بيماران ابزار سنجش مهمي براي ارزیابی كيفيت ارائه خدمات بهداشتي درماني است و اطلاعات مهمي راجع به انتظارات بيماران و ميزان برآورده شدن آنها فراهم مي كند. با توجه به اهمیت و جایگاه مهم مراکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی و ارائه موثر خدمات از سوی آنها، این مطالعه با هدف بررسی میزان رضایتمندی گیرندگان خدمات از مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در شهرستان های یزد و بیرجند انجام پذیرفته است. روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1391 بر روی 150 نفر از گیرندگان خدمت موجود در لیست مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی شهر های بیرجند و یزد انجام پذیرفت. نمونه گیری به صورت سیستماتیک و اطلاعات مورد نیاز توسط پرسشنامه استاندارد رضایتمندی گیرندگان خدمات از مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی که شامل دو قسمت؛ مشخصات دموگرافیک و 16 سؤال مربوط به رضایتمندی گیرندگان خدمت بود، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 18 و آزمون های توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. يافته ها: 150 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند (7/56 درصد مرد). شایعترین دلیل برقراری تماس در شهر یزد، ترومای ناشی از تصادفات رانندگی (32درصد) و در شهر بیرجند ضعف و بیحالی و بیماری عصبی (18درصد) بود. 10 درصد از پاسخگویان در استان یزد رضایتمندی کم، 39 درصد رضایتمندی متوسط و 51 درصد رضایتمندی مطلوبی داشتند. به همین ترتیب 16 درصد از پاسخگویان در شهر بیرجند رضایتمندی متوسط و 84 درصد رضایتمندی مطلوب داشتند. بالاترین میزان رضایتمندی در استان یزد از همکاری مرکز فوریت ها با بیمار و رفتار پرسنل با بیمار بود. همچنین کمترین میزان رضایتمندی نیز متعلق به پیگیری وضعیت بیمار تا رسیدن آمبولانس و زمان انتظار بیمار تا رسیدن آمبولانس بود. در شهر بیرجند نیز کمترین میزان رضایتمندی مربوط به کیفیت امکانات و تجهیزات تیم اورژانس بود. نتيجه گيری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که میزان رضایتمندی گیرندگان خدمات از مراکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی، در شهر یزد و بیرجند در سطح متوسطی بوده است. کمترین میزان رضایتمندی از خدمات مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در شهر یزد مربوط به حیطه پیگیری وضعیت بیمار تا رسیدن اورژانس و نیز زمان انتظار بیمار تا رسیدن آمبولانس و در شهر بیرجند مربوط به کیفیت امکانات و تجهیزات بود.

آسیب های تروماتیک ناشی از سقوط در سالمندان مراجعه کننده به بخش اورژانس؛ یک مطالعه اپیدمیولوژیک

Monavar Afzal Aghaee, Salehe Norouzi, Maryam Sadat Mousavi, Ali Khorsand Vakilzadeh

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 114-109
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.12872

مقدمه: سقوط و صدمات ناشی از آن از مشکلات مهم سالمندان در سراسر جهان محسوب شده و افزایش بار مالی و مراقبتی قابل توجهی را برای سیستم های بهداشتی و درمانی بدنبال دارد. در راستای دستیابی به اطلاعات صحیح جهت برنامه ریزی های پیشگیرانه و یا درمانی دقیق تر، مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک آسیب های ناشی از سقوط در سالمندان مراجعه کننده به بخش اورژانس طراحی شده است. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی گذشته نگر می باشد که طی سال های 93- 1392 بر روی سالمندان مراجعه کننده بدنبال سقوط به بخش اورژانس، بیمارستان امام رضا، مشهد، ایران، انجام شده است. نمونه گیری به روش سرشماری و شامل تمامی بیماران با سن 60 سال و بالاتر بود. اطلاعات دموگرافیک، ویژگی های حادثه، طول مدت بستری، نوع آسیب و شکستگی، تعداد دفعات مراجعه و پیامد نهایی بیماران با استفاده از آماره توصیفی گزارش گردید. يافته ها: 1033 بیمار با میانگین سنی 07/9 ± 37/73 (دامنه سنی بین60 تا 106سال) در طی مدت دو سال مورد مطالعه قرار گرفتند. از این بین 8/64 درصد زن و بقیه مرد بودند و نسبت جنسی زن به مرد 83/1 بود (5/69 درصد متاهل). میانگین سنی خانم های آسیب دیده (89/8 ± 07/73) تفاوت معنی داری با میانگین سنی مردان آسیب دیده (36/9 ± 92/73) نداشت (156/0=p). بیشتر آسیب دیدگان (6/56 درصد) در گروه سنی 74-60 سال قرار داشتند. وقوع حادثه در فصل تابستان (6/29 درصد) و در ماه شهریور بیشتر از سایر زمان ها بود. متوسط طول مدت بستری 96/6 ± 05/5 روز (دامنه مدت بستری از یک ساعت تا 98 روز) بود. بیشترین تعداد روز بستری به دلیل شکستگی فمور بود. متوسط تعداد مراجعه مجدد در بین زنان (84/0 ± 34/1) و مردان (43/1± 48/1) تفاوت معنی داری نداشت (078/0=p). بررسی مکان های سقوط نشان داد که در 6/73 درصد موارد سقوط از سطح همتراز، 23 درصد سقوط از ارتفاع و 7/2 درصد نیز سقوط اشیاء روی سالمند و بقیه موارد نامشخص بود. 7/65 درصد از زنان سقوط را از سطح همتراز و 9/78 درصد مردان سقوط اشیاء روی سالمند را تجربه نموده بودند (001/0 >p). در بررسی نوع شکستگی به تفکیک جنسیت به ترتیب شکستگی فمور (4/34 درصد)، شکستگی ساعد (34 درصد) و شکستگی شانه (9/8 درصد) در زنان و در مردان به ترتیب شکستگی فمور (3/48 درصد)، شکستگی ساعد (7/13 درصد) و بعد از آن شکستگی ساق (6/10 درصد) شایعترین علل شکستگی بوده اند (001/0 > p). در مجموع 7/2 درصد از موارد سقوط منجر به فوت شده بود. بررسی میانگین سنی بین افراد زنده مانده (97/8 ± 20/73) و فوت شده (50/10 ± 57/97) نشان دهنده تفاوت معنی دار بین این دو گروه بود (001/0 > p). اغلب فوت شدگان در گروه سنی 75-89 سال (50 درصد) و در میان مردان (6/53 درصد) بوده اند. نتيجه گيری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر بیشترین موارد سقوط در سالمندان مربوط به خانم های متاهل با متوسط سنی 73 سال، در فصل تابستان (ماه شهریور)، به دنبال سقوط همتراز و بین ساعات 18 -13اتفاق افتاده بود. شایعترین آسیب ناشی از سقوط در سری حاضر شکستگی اندام فوقانی و تحتانی بود و میزان مرگ و میر ناشی از سقوط 7/2 درصد گزارش گردید.

نامه به سردبیر


ارزیابی بخش اورژانس مراکز آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

Afshin Amini, Hamed Aminiahidashti, Abolghasem Laali

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 85-83
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.13756

بخش اورژانس هر بیمارستان با فعالیت 24 ساعته، معمولا پذیرای بیشترین مراجعین یک مرکز درمانی در طول شبانه روز است. مراجعین با مشکلات گوناگون و سطح توقعات متفاوت در ساعات مختلف به این واحد مراجعه می کنند و پزشکان و کادر درمان این بخش نیز موظف هستند در تمامی ساعات شبانه روز و تمامی ایام هفته در محل خدمت خود حضور داشته باشند. بیماران در این بخش با هر وضعیت اقتصادی، اجتمادی و نژادی ویزیت می شوند و ترتیب رسیدگی به مراجعین فقط وابسته به شدت و نوع بیماری آنهاست. امروزه یکی از دغدغه های مسئولین بهداشت در کشورهای مختلف ایجاد یک اورژانس کارا با توانایی پاسخگویی بالا به خیل عظیم مراجعین می باشد و بدیهی است که این امر نیازمند رعایت اصول و استانداردهای لازم در این زمینه است. لذا بحث بهبود کارایی و اثربخشی یا به بیانی افزایش بهره وری در این خصوص بیش از پیش اهمیت یافته است. ارزیابی های دوره ای بخش اورژانس می تواند مشکلات و نواقص موجود را نمایان کند و انتقال این مسایل به مسئولین عالی رتبه ذیربط می تواند به حل مشکلات کمک نماید.  طی یک مطالعه توصیفی - مقطعی در سال های 1384 و  1387 وضعیت بخش های اورژانس در شش بیمارستان تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، شامل بیمارستان های مفید، لقمان حکیم، طالقانی، شهید مدرس، شهدای تجریش و امام حسین به وسیله 340 شاخص مستخرج از استانداردهای اعتبار بخشی ایران و استاندارد های انجمن علمی اورژانس آمریکا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های این مطالعه نشان داد که در سال 1384 بیمارستان های لقمان حکیم با مجموع 129 امتیاز، امام حسین با 128 امتیاز و مفید با 125 امتیاز بیشترین انطباق با استاندارد های مورد ارزیابی را داشتند. بر همین اساس امتیاز اعتبار بخشی تمامی بیمارستان های مورد ارزیابی در سال 1387 افزایش یافته بود. میزان تغییرات نمره کلی بیمارستان های لقمان حکیم، طالقانی، مدرس، شهدای تجریش، مفید، امام حسین به ترتیب 3، 52، 19، 22، 13 و 84 بود. بیشترین ارتقاء امتیاز برای بیمارستان های امام حسین، طالقانی و شهدای تجریش بود. 

گزارش کوتاه


برپایی بیمارستان صحرایی؛ گزارشی از یک مانور آمادگی مواجهه با بلایا

Gholamreza Faridaalaee, Mohammad Irajian

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 118-115
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.11060

حوادث متعددی مثل زلزله، سیل، سونامی و جنگ سبب بروز بحران های فراگیر می گردند که سبب آسیب های جسمی، روحی و روانی متعددی می شوند. کشور ما ایران نیز در معرض انواع بلایای طبیعی می باشد و لازم است که آمادگی لازم برای مدیریت هر یک از این موارد بحرانی کسب شود. هدف از ارائه این گزارش کوتاه انتقال تجربه حاصل از مشکلات بوجود آمده در برپایی بیمارستان صحرایی و لزوم اتخاذ تدابیر لازم برای آمادگی کافی و مناسب در مقابل مشکلات احتمالی در مواقع بحران می باشد. بر اساس یافته های مطالعه حاضر، عدم تخصیص بودجه های مصوب جهت برپایی مانورهای آمادگی در برابر بلایا، کمبود چادر های مناسب برپایی بیمارستان صحرایی، مدیریت غیر صحیح نیروهای انسانی داوطلب، مشکلات پشتیبانی در زمینه تغذیه پرسنل و نقایص موجود در زمینه مباحث امنیتی و کنترل نظم منطقه از مهمترین مشکلات موجود در زمینه برپایی یک بیمارستان صحرایی در مانور مذکور بودند.

آموزشی


پزشکی مبتنی بر شواهد؛ قسمت پنجم: ویژگی عملکردی تست و سطح زیر منحنی راک

Saeed Safari, Alireza Baratloo

مجله طب اورژانس ایران, دوره 3 شماره 3 (2016), 21 September 2016 , صفحه 121-119
https://doi.org/10.22037/ijem.v3i3.13944

ابزارها و تستهای تشخیصی متفاوتی توسط پزشکان اورژانس بر بالین بیماران مورد استفاده قرار می گیرند. در این بین ابزارهای جدید نیز با هدف به دست آوردن نتایج دقیق تر و کاهش زمان و هزینه در مقایسه با موارد قدیمی ارزیابی می شوند. در قسمت های قبلی این مجموعه آموزشی پزشکی مبتنی بر شواهد، برخی از خصوصیات عملکردی تست های تشخیصی از جمله حساسیت، ویژگی، دقت، ارزش اخباری مثبت و منفی و همچنین احتمال پیش و پس از آزمون شرح داده شدند. منحنی مشخصه عملکرد سیستم (receiver operating characteristics (ROC)) روشی گرافیکی برای بیان خصوصیات غربالگری یک تست محسوب می شود. از منحنی راک برای تعیین بهترین نقطه برش و مقایسه ارزش تشخیصی دو یا چند تست به وسیله اندازه گیری سطح زیر منحنی  استفاده می شود. در این بخش از مجموعه آموزشی، منحنی راک و دو روش برای تعیین بهترین نقطه برش بر روی آن توضیح داده شده است.