سرمقاله یا سخن ویژه


معرفی یک ابزار کارآمد برای شاخص های سلامت در سطح جهانی

علی اصغر کلاهی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 345-346
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.31195

استفاده از اطلاعات قابل اعتماد و بروز شده لازمه تصمیم گیری مناسب در زمان مناسب می باشد. ولی اغلب داده های در دسترس محلی، قدیمی و محدود به جزئیات اختصاصی مربوط به یک موضوع می باشند. در مواردی نیز اطلاعات در جهت تامین منافع سیاسی، اقتصادی گروهی از افراد دست کاری شده است. هر چند رسالت سازمان های بین المللی نظیر سازمان جهانی بهداشت ایفای نقش بیطرفانه می باشد، ولی آنها نیز استقلال نداشته و تحت تأثیر منافع قدرت های بزرگ قرار داشته و در نهایت به بازانتشار گزارش های رسمی کشورهای عضو می پردازند. در حالی که سیاستگزاران حوزه سلامت نه تنها نیازمند اطلاعات جامع، قابل اعتماد و بروز شده می باشند، بلکه به یافتن ارتباط شاخص های سلامت با عوامل مؤثر بر آن نیاز دارند.

در این میان یک پزشک سوئدی به نام Hans Rosling به خاطر فرصت قرار گیری در کشورغنا به عنوان پزشک بدون مرز، این نیاز را درک کرد و با کمک پسر و عروسش یک نرم افزار جامع و کار آمد را به نامGapminder  بوجود آورد.

این نرم افزار با دید کلان به سلامت جهانی، آگاهی از شاخص های سلامت و ارتباط بین متغیرهای مرتبط با سلامت را در بین همه کشورهای جهان در طول زمان فراهم نموده است. استفاده از این نرم افزار درک متفاوتی مبتنی بر واقعیت های جدید را به نمایش می گذارد.

این نوشته به این خاطر نوشته شد تا توجه خوانندگان را به مقاله ای با عنوان "شاخص های جهانی سلامت: تغییرات و واقعیت های جدید" که در این شماره چاپ شده است، جلب نماید. تلاش خواهد شد که در شماره های بعدی نیز در این مورد مقالات دیگری داشته باشیم.

مقاله مروری


شاخص های جهانی سلامت: تغییرات و واقعیت های جدید

محمد رضا اذانگو خیاوی, علی اصغر کلاهی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 347-359
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.28576

زمینه و هدف: شاخص های جهانی سلامت پیوسته در جوامع مختلف در حال تغییر می باشند. اما هنوز آگاهی صحیح نسبت به این تغییرات و عوامل موثر بر آن ها در میان انسان ها شکل نگرفته است. این آگاهی ناصحیح در اثر عدم انتقال کامل و صحیح اطلاعات آماری صورت گرفته است؛ بنابراین نیاز است تا اطلاعات در رابطه با این تغییرات با ابداع روش های معتبر و قابل فهم در دسترس پژوهشگران، سیاست گزاران، سرمایه گزاران و باقی افراد جوامع قرار بگیرد. در این مطالعه چند نمونه از این تغییرات رخ داده در طول زمان و تصورات اشتباه نسبت به آن ها مورد بررسی قرار می گیرند.

یافته ها: از جمله این تغییرات تقسیم بندی نوین میزان توسعه یافتگی مردم جهان با منطقی جدید می باشد. از دیگر تغییرات، کاهش میزان مرگ و میر و همچنین سال های عمر همراه با ناتوانی مرتبط با بسیاری از عوامل خطر از جمله عوامل محیطی و خطرات شغلی، آلودگی هوا، سوء تغذیه مادران و فرزندان و میزان کل باروری میان مردم جهان می باشد.

نتیجه گیری: با وجود اطلاعات کافی نسبت به این تغییرات هنوز آگاهی کافی نسبت به آن ها شکل نگرفته است؛ بنابراین ممکن است پژوهشگران، سیاست گزاران، سرمایه گزاران و باقی افراد جوامع گمراهانه برنامه ریزی و عمل کنند. در این راستا یکی از ابزار کمک کننده در مشاهده و تحلیل تغییرات شاخص های جهانی سلامت نرم افزار Gapminder می باشد. در این نرم افزار می توان آمار و اعداد مرتبط با شاخص های سلامت را بصورت جذاب تر و قابل فهم تر مشاهده کرد. با این وجود، ابداع و بهره مندی از ابزار نوین انتقال اطلاعات آخرین اقدام نمی باشد، بلکه گسترش طرز تفکر مبنی بر شواهد و واقعیت ها اقدام بعدی در راستای اصلاح آگاهی همه انسان ها می باشد.

مقاله مروری سیستماتیک و متاآنالیز


دیده بانی نظام سلامت ایران از منظر گزارش های جهانی سلامت

کامبیز عباچی زاده, رضا شکرریز فومنی, مریم محسنی, نرگس ملیح, اکبر شفیعی, ایاد بهادری منفرد (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 360-374
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.26675

زمینه و هدف: گزارش های جهانی سلامت با بیان تجربیات کشورها در زمینه های مختلف سلامت، منبعی سودمند برای سیاست گذاران می باشد. مطالعه حاضر با هدف اصلی تحلیل نظام سلامت کشور ایران از منظر این گزارش ها انجام شده است.

روش و مواد: در مطالعه حاضر با رویکرد مروری، سعی شده است که با استفاده از کلمات جستجو و راهبرد مناسب، کلیه گزارشات مهم بین سال های 2008 تا 2018 شناسایی و بررسی شوند. در ابتدا، "نحوه تدوین گزارش و مشارکت کنندگان کلیدی" و سپس نحوه پرداختن به "اهمیت موضوع و رویکرد کلی گزارش" تبیین گردید. "بیان وضعیت شاخص ها در جهان و به خصوص ایران"، هم از بعد شاخص های فرآیندی و هم پیامدی، اساسی ترین قسمت در تحلیل این گزارش ها بود و در نهایت، "نکات خاص گزارش مرتبط با ایران" مورد توجه قرار گرفت.

یافته ها: شانزده گزارش بین المللی، در حیطه بیماری های غیر واگیر، واگیر، سلامت روان و آسیب ها انتخاب و وضعیت شاخص های مرتبط با جهان و ایران استخراج گردید.

نتیجه گیری: بررسی گزارشات جهانی نشان می دهد در حوزه هایی مانند مدیریت بیماری های غیر واگیر، مادران و مدیریت آب وضعیت ایران نسبتا مطلوب و در حیطه هایی مانند نشاط، و حوادث جاده ای نامطلوب است. در دیگر حوزه ها مانند سلامت محیط، سلامت روان، و پیشگیری از خشونت وضعیت شاخص های ایران در مقایسه با دیگر کشورها، در یک نگاه کلی، متوسط گزارش شده است.

مقالات پژوهشی اصیل


تفکر نقاد بعنوان یکی از ابعاد سلامت روان در کتاب‌های درسی دوره ابتدایی

پیام مارابی, نادره معماریان, جعفر بوالهری, شهربانو قهاری, زهرا خرمی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 375-384
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.24193

زمینه و هدف: تفکر نقاد به عنوان یک تفکر هدفمند همواره مورد توجه نظام آموزش و پرورش در سطح جهانی بوده است، هدف از انجام تحقیق پیش رو تعیین جایگاه تفکر نقاد به عنوان یکی از ابعاد سلامت روان در کتاب‌های درسی دوره ابتدایی در قالب تحلیل محتوای کمی وکیفی می‌باشد.

روش و مواد: این پژوهش توصیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد و جامعه آماری آن کلیه کتاب‌های درسی دوره ابتدایی سال تحصیلی 97-1396 بود. نمونه شامل تمام جامعه آماری بوده، منبع اصلی تعیین مؤلفه‌های سلامت روان، کوریکولوم جامع آموزش سلامت در مدارس از مقطع پیش دبستانی تا پایان پیش دانشگاهی بود که با توجه به نظر هشت متخصص در حوزه سلامت روان مورد اصلاح قرار گرفت. روش گردآوری داده‌ها شناسایی، تحلیل و شمارش مقوله‌های هر کدام از واحدهای تحلیل متن، تصویر، فعالیت بر اساس سیاهه‌های تحلیل محتوا بود و به منظور تحلیل کمی داده‌های از روش‌ آمار توصیفی یعنی محاسبه فراوانی استفاده شد.

یافته ها: از بین مؤلفه‌های تفکر نقاد، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب و قضاوت بی طرفانه به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی را داشتند. بیشترین فراوانی مؤلفه‌های تفکر نقاد در کتب درسی پایه ششم و کمترین فراوانی در کتاب های پایه سوم بود. بیشترین فراوانی مؤلفه‌های تفکر نقاد بر اساس قالب ارائه، مربوط به فعالیت و کمترین فراوانی مربوط به تصویر بود. همچنین بر اساس محور بیشترین توجه به محور دانش و این درحالی است که محور مهارت فاقد هر گونه فراوانی بود.

نتیجه گیری:مطالعه نشان داد که میزان توجه به تفکر نقاد در کتاب‌های دوره ابتدایی کم بود. همچنین محور ارائه عمدتا دانش و قالب آن فعالیت بوده است و از محور مهارت چشم پوشي شده است.

 

مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در چهار گروه زوجین پیش، حین طلاق، مطلقه و عادی در شهر تهران سال 1395-96

مریم مرادی, محمد مسعود دیاریان (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 385-392
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.27822

زمینه و هدف: طلاق فرایندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می­شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید با نقش­ها و سبک زندگی جدید خاتمه می­یابد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه طرحواره­های ناسازگار اولیه در چهار گروه زوجین پیش از طلاق، حین طلاق، مطلقه و عادی در شهر تهران سال 96-1395 بود.

روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه­ای بود. جامعه آماری، شامل تمام زوجین پیش از طلاق، حین طلاق، مطلقه و عادی مراجعه­کننده به دادگاه­های خانواده شهر تهران در سال 96-1395 بودند. با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس 30 نفر در هر گروه انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه طرحواره­های ناسازگار اولیه جمع آوری و برای تجزیه و تحلیل داده­ها از تحلیل واریانس چندمتغیری و نرم­افزار SPSS-22 استفاده شده است.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن گروه پیش از طلاق (3/4) 1/33، گروه حین طلاق (4/5) 6/31، گروه مطلقه  (9/5) 8/35 و گروه عادی (2/5) 7/34 سال بود. میانگین (انحراف معیار) مؤلفه­های طرد و بریدگی (8/2) 3/36 (001/0>P) و خود گردانی و عملکرد مختل (2/2) 8/15 (04/0=P) در گروه پیش از طلاق بالاتر از سایر گروه­ها بود. همچنین میانگین (انحراف معیار) دیگر جهت­مندی (1/2) 1/12 (03/0=P) و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (9/1)4/9 (002/0=P) در گروه عادی به طور معناداری پایین­تر از سایر گروه­ها بود اما نمرات مؤلفه محدودیت­های مختل در چهار گروه زوجین پیش، حین طلاق، مطلقه و عادی با یکدیگر تفاوت نداشت.

نتیجه گیری: مطالعه نشان داد سه گروه زوجین پیش از طلاق، حین طلاق و مطلقه دارای طرحواره های ناسازگار بیشتری نسبت به زوجین عادی هستند.

برنامه کشوری تأمین مالی خرد با رویکرد بانکداری پیوندی در سازمان بهزیستی ایران ؛ اهداف، الگوی خدمت، چالش ها و راه آینده

بهزاد دماری, علیرضا حیدری, حبیب الله مسعودی فرید, آرزو ذکایی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 393-402
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.30483

زمینه و هدف: علیرغم تأسیس نهادها و سازمان های مختلف در تحقق حقوق و آموزش زنان و به رغم هزینه های قابل توجه، آنها از مسائل و مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی در رنج هستند. لذا سازمان بهزیستی مصمم شد مشکل این گروه از جامعه هدف را با برنامه کشوری تأمین مالی خرد کاهش دهد. هدف این مطالعه تبیین اهداف، الگوی خدمت، چالش ها و راه آینده برای این برنامه کشوری در سازمان بهزیستی بود.

روش و مواد: این مطالعه به صورت مطالعه کیفی در سال 1395 انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه شامل مدیران و کارشناسان ادارات کل سازمان بهزیستی در 31 استان کشور،21 عضو از میانجیان مردمی و سازمان‌های همکار و ذینفع و پنج نفر از مدیران ارشد ستادی و کارشناسان ارشد معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کل کشور بودند. داده‏ها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه با صاحب نظران جمع آوری گردید و با روش تحلیل محتوا آنالیز شد.  

یافته ها: برنامه کشوری تأمین مالی خرد، با اهداف توسعه اقتصاد خانواده، بهره‌مندی روستاییان از وام های بانکی بدون ضامن و توانمندسازی آنها و توسعه اشتغال وکسب وکارهای خرد و افزایش مهارت های پس انداز و بانکداری گروه هدف اجرایی شد. ناآشنایی ذینفعان خارجی، نظام بانکی مشکل دار، دیدگاه کوتاه مدت و انعطاف ناپذیری مسئولین و واگذاری وظایف به بخش خصوصی به عنوان چالش های برنامه مطرح گردید. افزایش مساعدت مالی مؤسسه به گروه خودیار، کاهش نرخ سود وام های پرداختی توسط بانک کشاورزی، افتتاح حساب به نام گروه خودیار، بازپرداخت وام ها به صورت اقساطی، افزایش اطلاع رسانی درباره قانونی بودن برنامه، افزایش درصد سهم حق الزحمه مجریان محلی و جاری سازی روحیه کارآفرینی از راهکارهای پیشنهادی بود.

نتیجه گیری: علیرغم خدمات ارائه شده در برنامه کشوری تأمین مالی خرد، این برنامه با چالش هایی در سطح دولت و ذینفعان خارجی و قوانین بانکی مواجه است. به منظور بهبود وضعیت موجود، به کارگیری راهکارهای پیشنهادی به همراه بازنگري و اصلاح فرآيندهاي مرتبط ضرورت دارد.

میزان رعايت فرهنگ ايمني مراجعه كننده در میان مراقبان سلامت مراکز خدمات جامع سلامت شهر کرج

ملیحه فرید, فریبا زمان خانی, سعیده عطااللهی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 403-411
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.26670

زمینه و هدف: ایمنی یکی از اصول مراقبت از بیماران و جزء حیاتی مدیریت کیفیت است. اولین هدف یک سازمان ارائه خدمات درمانی، جلوگیری از ایجاد صدمات حین درمان و در نتیجه به خطر افتادن ایمنی بیمار است. هدف این مطالعه تعیین میزان رعايت فرهنگ ايمني مراجعه كننده در میان مراقبان سلامت مراکز خدمات جامع سلامت شهر کرج بود.

روش و مواد: این مطالعه مقطعي - توصیفی با مشارکت 164 نفر مراقب سلامت شاغل در 20 مرکز خدمات جامع سلامت شهرکرج که به روش تصادفی ساده از بین 41 مرکز موجود انتخاب شدند، در سال 1396 انجام گرفت. در اين مطالعه از پرسشنامه تعدیل شده سنجش فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان مناسب برای مراکز بهداشتی-درمانی و پرسشنامه داده های جمعیت شناختی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 و آماره های مرکزی و پراکندگی تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) نمره كلي فرهنگ مثبت ایمنی بیمار به میزان (9/9) 7/64 محاسبه شد، حداقل نمره 5/36 و حداکثر نمره 2/89 بود. در بین ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار، بیشترین نمرات به ترتیب مربوط به بُعد کار تیمی درون واحد با میانگین (انحراف معیار) (1/17)3/80 امتیاز و حمايت مديريت از ايمني بيمار (6/16) 1/76 امتیاز و کمترین نمره مربوط به بُعد برخورد غیر تنبیهی (8/18) 3/33 امتیاز بود. نود و نه نفر (1/63%) از مراقبان سلامت ايمني بيمار محل كار خود را عالی و بسيار خوب، 48 (6/30%) نفر آن را قابل قبول و 10 (3/6%) نفر ايمني محل كار خود را نامناسب و ضعيف گزارش كردند.

نتیجه گیری: مطالعه نشان داد نمرات فرهنگ ایمنی بیمار در تمام ابعاد آن به جز در مورد حیطه کار تیمی بین واحدهای مرکز در بین مراقبین سلامت نسبت به مطالعه قبلی افزایش یافته است. در بین ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار، بیشترین نمرات به ترتیب مربوط به بُعد کار تیمی درون واحد و حمايت مديريت از ايمني بيمار و کمترین نمره مربوط به بُعد برخورد غیر تنبیهی بود.

 

زمینه و هدف: قصور پزشکی پدیده ای رو به تزاید است که ویژگی های آن در گذر زمان تغییر می کند، از این رو توصیف این پدیده و به روز کردن داده ها درباره آن ضروری به نظر می رسد. هدف این مطالعه توصیف شکایت های قصور پزشکی و
ویژگی های اجتماعی جمعیتی بیماران و پزشکان درگیر پرونده قصورپزشکی در شهر تهران بود.

روش و مواد: این مطالعه مقطعی توصیفی با بررسی پرونده های قصور پزشکی در شورای حل اختلاف سازمان نظام پزشکی تهران در سال 1394 انجام شد. مطالعه به شیوه تمام شماری انجام شد و طی آن 484 پرونده مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی بیماران جمع آوری شد. ویژگی های جمعیت شناختی پزشکان دارای پرونده قصور پزشکی از سازمان نظام پزشکی کسب شد. توصیف داده ها با نرم افزار SPSS-24 و با استفاده از آمار توصیفی انجام شد.  

یافته ها: در 298 (5/61%) مورد از پرونده های قصور پزشکی هدف مراجعه بیمار به پزشک، انجام اقدامات زیبایی و در 169 (35%) مورد مراجعین به منظور درمان بیماری، به پزشک مراجعه کرده بودند. بیشترین مواجهات منجر به قصور پزشکی در کلینیک های خصوصی 139 (6/37%) مورد بود و درمانگاه های دولتی کمترین فراوانی یعنی 4 (1/1%) مورد را داشتند. بیماران شاکی، گروه سنی 31 تا 42 سال 159 (3/43%) نفر، زنان 238 (3/64%) نفر، متأهلان 219 (8/59%) نفر، تحصیلات لیسانس 145 (2/39%) نفر و سطح اقتصادی-اجتماعی پایین 137 (37%) نفر بودند. میانگین (انحراف معیار) سن پزشکان 6/49 (6/9) سال بود. 392 (81%) نفر از آنها مرد و 92 (19%) زن بودند. گروه پزشکان دارای سابقه بیشتر از بیست سال طبابت 148 (5/30%) نفر و از نظر درجه علمی گروه متخصصان با 291 (1/60%)  نفر بیشترین فراوانی را داشتند.

نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که اکثر بیماران شاکی پرونده قصور پزشکی زن، متأهل، دارای تحصیلات فوق دیپلم و لیسانس و با سطح اقتصادی اجتماعی پایین و اکثر پزشکان دارای پرونده قصور پزشکی مرد، متخصص و دارای بیشتر از بیست سال سابقه طبابت بودند.

تعیین کارکردهای اوقات فراغت در نوجوانان و جوانان و تاثیر عوامل روانشناختی بر آن

سید علیرضا گنجه, هومن نامور, علیرضا آقایوسفی, مهرداد نوابخش (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 430-445
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.31212

زمینه و هدف: مزایای فعالیت های روان شناختی به اندازه فعالیت های فیزیکی در اوقات فراغت مهم هستند. هدف این پژوهش تعیین و شناخت کارکردهای اوقات فراغت و تأثیر عوامل روان شناختی بر این کارکردها در نوجوانان و جوانان بود.

روش و مواد: مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است، که در آن برای تعیین و شناخت متغیرهای دخیل در پژوهش از روش دلفی فازی استفاده شد. جامعه آماری کلیه نوجوانان 13تا 21 سال استان تهران بودند که 305 نفر از آنها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد شامل معنا در زندگی، اختلال اضطراب فراگیر، هوش هیجانی، گشودگی به تجربه، فراهیجان، سلامت جسمانی، نیاز به تفریح، شادکامی و کار داوطلبانه و پرسشنامه های محقق ساخته شامل شناخت علائق شخصی، آرامش و شکوفایی استعداد بود. داده ها با نرم افزار SmartPLS و با روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: عوامل روان شناختی با میانگین (انحراف معیار) (2/0) 1/2 موجب بهبود کارکردهای اوقات فراغت با میانگین (انحراف معیار) (4/0) 7/2 شدند (01/0>P). متغیرهای عوامل روان شناختی شامل اضطراب با میانگین (انحراف معیار) (6/0) 2/1، فراهیجان (4/0) 1/3، گشودگی به تجربه (4/0) 9/1، هوش هیجانی (6/0) 6/2، معنای زندگی (8/0) 5/3 و شناخت علائق شخصی (3/0) 4/0 و کارکردهای اوقات فراغت شامل آرامش با میانگین (انحراف معیار) (4/0) 0/1، کار داوطلبانه (8/0) 3/3، سلامتی (0/1) 5/4، شادکامی (4/0) 0/1، شکوفایی استعداد (5/0) 3/1 و تفریح (6/0) 4/3 با شاخص های خود دارای ارتباط معنی دار در الگو بودند (01/0>P). همچنین بر اساس شاخص (401/0=GOF)، سطح برازش کلی مدل عالی و قابل قبول بود.

نتیجه گیری: مطالعه نشان داد عوامل روان شناختی باعث بهبود کارکردهای اوقات فراغت شدند.

رابطه بين جهت‌گيري اهداف و راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان با هيجانات پيشرفت مثبت و منفي

حسن امین پور, سید داود حسینی نسب, معصومه آزموده (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 447-459
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.31193

زمینه و هدف: هيجانات براي يادگيري و پيشرفت دانش‌آموزان و دانشجويان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. هدف این پژوهش تعیین رابطه بين جهت‌گيري اهداف پيشرفت و راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان با هيجانات پيشرفت مثبت و منفي تحصیلی در دانشجويان دانشگاه پيام‌نور استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 99-1398 بود.

روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع همبستگي بود و جامعه آماری آن همه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی است که در نیمسال اول سال تحصیلی 99-1398 به تحصیل اشتغال داشتند. براساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تعداد 391 نفر شامل 264 نفر دختر و 105 نفر پسر انتخاب شدند. برای گردآوري داده‌ها از پرسشنامه‌هاي جهت‌گيري اهداف، راهبردهاي شناختي تنظيم هيجان و هيجانات پيشرفت استفاده شد. براي محاسبه رابطه بين متغيرها از آزمون ضريب همبستگي پيرسون، و براي بررسي تأثير متغيرهاي پيش‌بين بر متغير ملاک از آزمون رگرسيون گام به گام و جهت تجزيه و تحليل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS-24 انجام شد.  

یافته ها: با افزایش جهت‌گیری هدف تسلط مدار گرایشی با میانگین (انحراف معیار) (4) 9/16،جهت‌گیری هدف عملکرد اجتنابی (2/4) 6/16، جهت‌گیری هدف عملکرد گرایشی (4) 1/17 و سبک‌های تنظیم هیجانی شناختی سازگار(7/12) 2/59،نمره هیجانات پیشرفت مثبت (6/20) 3/102 افزایش یافت (001/0>P) و نمره هیجانات پیشرفت منفی (9/29) 7/105 کاهش یافت (001/0>P). با افزایش سبک‌های تنظیم هیجانی شناختی ناسازگار با میانگین (انحراف معیار) (1/9) 1/41، هیجانات پیشرفت منفی (9/29) 7/105 افزایش یافت. جهت‌گيري هدف تسلط مدار گرايشي، سبک‌هاي تنظيم هيجاني شناختي سازگار و جهت‌گيري عملکرد گرايشي 6/31% از واريانس متغير هيجانات پيشرفت مثبت دانشجويان را تبيين مي‌کنند. همچنین مؤلفه‌های جهت‌گيري هدف تسلط مدار گرايشي، سبک‌هاي تنظيم هيجاني شناختي ناسازگار و سبک‌هاي تنظيم هيجاني شناختي سازگار20% از واريانس متغير هيجانات پيشرفت منفي دانشجويان را تبيين مي‌کنند.

نتیجه گیری: با افزایش نمرات مؤلفه‌های جهت گیری اهداف شامل جهت‌گیری هدف تسلط مدار گرایشی، جهت‌گیری هدف عملکرد اجتنابی و جهت‌گیری هدف عملکرد گرایشی، نمره هیجانات پیشرفت مثبت دانشجویان افزایش و هیجانات پیشرفت منفی کاهش یافت. همچنین با افزایش سبک‌های تنظیم هیجان شناختی سازگار، میزان هیجانات پیشرفت مثبت افزایش و میزان هیجانات پیشرفت منفی کاهش یافت. با افزایش سبک‌های تنظیم هیجان شناختی ناسازگار نیز هیجانات پیشرفت منفی افزایش یافت.

آزمون و مقایسه رابطه علی کانون کنترل سلامت و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با میانجی گری دیسترس دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 و 2

اسماعیل بحرینی, سعید بختیارپور, پروین احتشام زاده, علیرضا حیدرئی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 460-476
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.31231

زمینه و هدف: دیابت می­تواند تأثیرات روانشناختی قابل توجهی بر سلامتی بگذارد و بهبود بیماری را به تأخیر بیاندازند. لذا این مطالعه با هدف آزمون و مقایسه رابطه علی کانون کنترل سلامت و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با میانجی گری پریشانی روان­شناختی دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع1 و 2 انجام شد.

روش و مواد: جامعه آماري شامل کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو مراجعه کننده به متخصصین غدد شهر بوشهر در سال 1398 بود که از بین آنها 371 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انخاب شدند و به پرسشنامه هاي کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی، پریشانی رواني بيماران ديابتي و پرسشنامه کانون کنترل سلامت پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار AMOS-22 تحلیل شدند.  

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت­کنندگان (4/7) 5/36  و در گروه دیابت نوع دو، (1/7) 7/37 سال بود. در گروه دیابت نوع یک، با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به افراد مؤثر با میانگین (انحراف معیار) (2/3) 1/28 و افزایش کانون کنترل سلامت درونی با میانگین (انحراف معیار) (1/3) 1/23، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با میانگین (انحراف معیار) (2/7) 1/40 افزایش  (001/0>P). اما با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به شانس با میانگین (انحراف معیار) (7/8) 24، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کاهش می­یابد (001/0>P). در گروه دیابت نوع دو نیز با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به افراد مؤثر با میانگین (انحراف معیار) (3/4) 3/26 و افزایش کانون کنترل سلامت درونی با میانگین (انحراف معیار) (1/7) 1/25، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با میانگین (انحراف معیار) (1/12) 2/43 افزایش (001/0>P). اما با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به شانس با میانگین (انحراف معیار) (6/6) 3/20، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کاهش می­یابد (001/0>P). پریشانی روانشناختی دیابت رابطه بین کانون کنترل سلامت مربوط به شانس و مربوط به افراد مؤثر را با کیفیت زندگی به طور کامل و رابطه بین کانون کنترل سلامت درونی با کیفیت زندگی را به صورت جزئی میانجی گری کرد. بین دو گروه بیمار مبتلا به دیابت نوع یک و دو به لحاظ برازش مدل  مسیرها اختلاف معنی داری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: : مطالعه نشان داد در هر دو گروه دیابت نوع یک و دو با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به افراد مؤثر و کانون کنترل سلامت درونی،  کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بهبود یافت، اما با افزایش کانون کنترل سلامت مربوط به شانس، نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کاهش پیدا کرد. کانون کنترل سلامت درونی علاوه بر تأثیر مستقیمی که بر کیفیت زندگی گذاشت از طریق کاهش پریشانی دیابت نیز منجر به بهبود کیفیت زندگی در هر دو گروه بیماران مبتلا به دیابت نوع 1و 2 شد.

تاثیر رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش بر شاخص توده بدنی در بیماران کرونری قلبی زودرس

اسحاق سام خانیانی, فرهاد جمهری, حسن احدی, جواد خلعتبری (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 7 شماره 4, 22 November 2020, صفحه 477-485
https://doi.org/10.22037/ch.v7i4.28028

زمینه و هدف: چاقی از عوامل خطر بیماری­های قلبی-عروقی شناخته می شود، با این­حال کاهش وزن و تغییر شاخص توده بدنی در بسیاری از مبتلایان به بیماری­های قلبی امری دشوار است. هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش بر شاخص توده بدنی در بیماران کرونری قلبی زودرس بود.

روش و مواد: روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه بيماران مرد مبتلا به بیماری کرونری قلبی زودرس با سن كمتر از 50 سال مراجعه‌کننده به بيمارستان شهید رجائی در شهر تنکابن در تابستان 1397مراجعه کرده بودند که از بین آنها، تعداد 24 نفر به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرارگرفتند. با استفاده از متر و ترازوی دیجیتال، شاخص توده بدنی در مرحله پیش-آزمون، پس آزمون و پیگیری برای هر مشارکت کننده محاسبه شد. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه و هفته ای یک بار تحت رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از تحلیل کوواریانس تک متغیره و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.

یافته ها: در گروه آزمایش، میانگین (انحراف معیار) شاخص توده بدنی بیماران قلبی از (4/3) 2/32 در قبل از مداخله به (1/3) 5/31 بعد از مداخله کاهش یافت (01/0>P). در گروه گواه، میانگین (انحراف معیار) شاخص توده بدنی بیماران قلبی از (5/3) 6/32 در قبل از مداخله به (4/3) 5/32 بعد از مداخله کاهش یافت اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود. همچنین در مرحله پیگیری در گروه آزمایش، میانگین (انحراف معیار) شاخص توده بدنی بیماران قلبی از (1/3) 5/31 در پس­آزمون به (8/2) 4/30 در مرحله پیگیری کاهش یافت (001/0>P). در گروه گواه، میانگین (انحراف معیار) شاخص توده بدنی بیماران قلبی از (4/3) 5/32 در پس­آزمون به (4/3) 4/32 در مرحله پیگیری رسید اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود.

نتیجه گیری: مطالعه نشان داد رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش منجر به کاهش شاخص توده بدنی در بیماران کرونری قلبی زودرس شد.