دوره 12 شماره 4

دو شماره

مقالات پژوهشی اصیل


اثربخشی درمان‏های ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک بررفتارهای خودتنظیمی در سوءمصرف‏ کنندگان موادمخدر و محرک دارای نشانه‏ های افسردگی: یک مطالعه راهنما

ثریا علیپور, آذر کیامرثی, سامره اسدی مجره, بهمن اکبری (##default.groups.name.author##)

فصلنامه سلامت اجتماعی, دوره 12 شماره 4, 13 مهر 2025, صفحه 35-48

زمینه و هدف: پیشگیری از اعتیاد مستلزم شناسایی عوامل خطر و عوامل محافظت کننده در برابر مصرف مواد می باشد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک بر رفتارهای خودتنظیمی در سوءمصرف‏کنندگان موادمخدر و محرک دارای نشانه‏های افسردگی انجام شد.

روش و مواد: این مطالعه با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون و پیگیری دو ماهه با مشارکت 72 نفر از مردان سوءمصرف‏کننده مواد مرکز سپاهان شهر تهران در سال 1402 انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند بود که تعداد 72 نفر در 4 گروه 18 نفره شامل گروه آزمایش سوءمصرف‌کنندگان موادمحرک، گروه کنترل مواد محرک و گروه آزمایش سوءمصرف کنندگان مواد مخدر، گروه کنترل موادمخدر جایگزین شدند. داده‏ها ‌با استفاده از پرسشنامه تجدیدنظر‌شده‌ افسردگی Beck (BDI-II-1996) و پرسشنامه رفتار خودتنظیمی Miller & Brown (SRQ-1999) گردآوری شدند. نمره برش بالاتر از 17 در پرسشنامه افسردگی Beck معیار ورود شرکت کنندگان به این مطالعه بود. مداخله با پروتکل ترکیبی شناختی رفتاری و نوروفیدبک به تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای برای هر شرکت کننده با فواصل یکبار در هفته انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: در گروه سوء مصرف کنندگان مخدر میانگین (انحراف معیار) رفتار خود تنظیمی از (0/18) 4/81 در پیش آزمون به (4/14) 5/104 پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). در گروه سوء مصرف کنندگان محرک نیز میانگین (انحراف معیار) رفتار خود تنظیمی از (2/16) 3/76 در پیش آزمون به  (7/16) 8/116 پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). درگروه شاهد رفتار خود تنظیمی در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت، در دوره پیگیری دو ماهه در گروه آزمایش مخدر میانگین (9/12) 0/112 و در گروه آزمایش محرک میانگین (1/15) 1/124 به دست آمد که نشانگر پایداری اثر درمان ترکیبی در این دو گروه آزمایش بوده است.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که درمان ترکیبی شناختی رفتاری و نوروفیدبک موجب بهبود رفتارهای خودتنظیمی سوءمصرف‏کنندگان موادمخدر و موادمحرک می شود.

واکاوی دیدگاه و تجارب پزشکان عمومی درباره تبلیغات شرکت های دارویی، یک مطالعه کیفی

سیمین کاظمی (##default.groups.name.author##)

فصلنامه سلامت اجتماعی, دوره 12 شماره 4, 13 مهر 2025, صفحه 1-11
https://doi.org/10.22037/ch.v12i4.31922

زمینه و هدف: پزشکان به واسطه شغل شان در معرض تبلیغات شرکت های دارویی قرار دارند. تأثیرپذیری از این تبلیغات می‌تواند منافع بیمار را به خطر بیندازد. هدف این مطالعه واکاوی دیدگاه و تجارب پزشکان در رابطه با تبلیغات صنعت داروسازی است.

روش و مواد: این مطالعه کیفی به روش پدیدارشناسی انجام شد و داده ها از طریق مشاهده همراه با مشارکت و مصاحبه با 15 نفر از پزشکان به شیوه اشباع نظری گردآوری شد. در مرحله تحلیل، داده ها کدگذاری و استخراج مقوله ها صورت گرفت.

یافته ها: از تحلیل داده ها، هفت مقوله به دست آمد که شامل افزایش دانش دارویی، اثبات صلاحیت علمی، فقدان مرجع مشخص معرفی داروهای جدید، بی تأثیر بودن تبلیغات و هدایای شرکت ها، عاملیت و استقلال در تجویز، پایبندی به طرح ژنریک و انتقاد به صنعت داروسازی بود.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد، پزشکان تبلیغات دارویی را برای اطلاع یافتن از تازه های دارویی و بازار دارو و بهبود عملکرد حرفه ای مفید می دانند. آنها معتقدند که تسلیم محض تبلیغات دارویی نیستند و به روش های شخصی اثربخشی داروهای تبلیغ شده را ارزیابی می کنند.

زمینه و هدف: حافظه با فراهم کردن امکان ذخیره، بازیابی و استفاده از اطلاعات، نقش مهمی در کیفیت زندگی ایفا می‌کند و برای زندگی روزمره، حل مسئله و تصمیم‌گیری ضروری است. لذا این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی پروتکل تقویت حافظه مبتنی بر خودهیپنوتیزم بر تقویت حافظه در دانشجویان دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران انجام شد.

روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد سالامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 3-1402 بود. تعداد مشارکت کنندگان 30 نفر بودند که بصورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طورتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه با تعداد مساوی تخصیص داده شد. برای گردآوری داده ها از مقیاس حافظه بالینی Wechsler استفاده شد. گروه‌ آزمایش، مداخله تقویت حافظه مبتنی بر خودهیپنوتیزم را در هشت جلسه نود دقیقه‌ای دریافت کرد. داده های جمع آوری شده در نرم افزار آماری SPSS- 24 بااستفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در مطالعه در گروه آزمایش (1/2) 1/23 و گروه گواه (8/3) 6/22 سال بود. میانگین (انحراف معیار) نمره کل حافظه در گروه آزمایش از (1/12) 6/67 قبل از مداخله به (3/10) 8/85 بعد از مداخله افزایش یافت (001/0=P). ولی تغییرات در گروه گواه معنی دار نبود. بر اساس بتای به دست آمده، 56% از تغییرات مربوط به بهبود حافظه به علت مداخله تقویت حافظه مبتنی بر خودهیپنوتیزم بوده است (001/0=P , 562/0=, η2 067/32=(25و1)F).

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد مداخله تقویت حافظه مبتنی بر خودهیپنوتیزم منجر به بهبود کلیه ابعاد حافظه بجز حافظه عددی شد.

واکاوی و اعتبارسنجی ابعاد شفای سازمانی

کامل احمدیان, رویا شاکری (##default.groups.name.author##); مسعود بسطامی

فصلنامه سلامت اجتماعی, دوره 12 شماره 4, 13 مهر 2025, صفحه 22-34

زمینه و هدف: هدف این پژوهش، واکاوی و اعتبارسنجی ابعاد شفای سازمانی است که روابط بین این ابعاد و اهمیت آنها را تبیین می‌کند و به عنوان چارچوبی برای درک بهتر فرآیند شفای سازمانی پیشنهاد می‌شود.

روش و مواد: این پژوهش کیفی با استفاده از روش فراترکیب برای شناسایی ابعاد شفای سازمانی از طریق تحلیل 36 مقاله منتشر شده در پایگاه‌های علمی معتبر (2015-2025) و با بهره‌گیری از روش دلفی فازی با مشارکت 20 نفر از خبرگان دانشگاه‌های علوم پزشکی سطح کشور برای اعتبارسنجی این ابعاد انجام شد.

یافته ها: شش بعد شفای سازمانی شامل 1- بعد اجتماعی (با مؤلفه‌های تقویت روابط اجتماعی و تندرستی سازمانی)، 2- بعد عاطفی (محیط حمایتی و ایجاد جو سازمانی مثبت)، 3- بعد عدالت سازمانی (رفع تبعیض نژادی و عدالت سازمانی)، 4- بعد معنوی (خلق معنا و هدف، ابزار تحقق ارزش‌های معنوی)، 5- بعد رفتاری (ترویج رفتارهای مثبت و سازنده، توسعه کارآمدی و تحول خلاقانه) و 6- بعد شناختی (شفافیت سازمانی و ترویج تفکر انتقادی) شناسایی شدند. توافق بالای جامعه آماری (بیش از ۹۰٪) بر این ابعاد، اعتبار علمی یافته‌ها را تأیید کرد.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که سازمان‌هایی که به این ابعاد شش‌گانه اهتمام می‌ورزند، شاهد بهبودهای ملموسی در رفاه و شادابی کارکنان خود بوده‌اند. درک و به‌کارگیری این ابعاد، به طور همزمان، به تقویت زیرساخت‌های یک فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی کمک کرده و موجب به پایداری و افزایش عملکرد کلی سازمان می‌شود.

کامنتری


معرفی مدل هوش مصنوعی Delphi-2M برای پیش‌بینی سیر طبیعی ابتلا به بیماری‌‌ها

محمدمهدی سالارعابدی, علی‌اصغر کلاهی, علی نیکوبر (##default.groups.name.author##)

فصلنامه سلامت اجتماعی, دوره 12 شماره 4, 13 مهر 2025, صفحه 49-56
https://doi.org/10.22037/ch.v12i4.31911

مقدمه

مقاله «Learning the natural history of human disease with generative transformers» مدلی نوآورانه به نام Delphi-2M معرفی می‌کند، مدلی مولد با معماری مشابه GPT که بر داده‌های UK Biobank آموزش یافته و با داده‌های رجیستری دانمارک اعتبارسنجی شده است. این مدل می‌تواند خطر بروز ۱۲۵۶ بیماری و مرگ را پیش‌بینی کند و مسیرهای سلامت آینده را شبیه‌سازی نماید؛ به همین دلیل ابزاری جدید برای مطالعه سیر طبیعی بیماری‌ها در مقیاس فردی و جمعیتی به شمار می‌آید. هدف این مقاله توضیح مدل و کاربردها و محدودیت‌های آن برای مخاطب فارسی‌زبان است.

تفسیر مقاله

Delphi-2M توانسته است پیش‌بینی ابتلای همزمان به دو یا چند بیماری را در قالب یک چارچوب یکپارچه ممکن سازد. دقت کلی آن (Area under the curve [AUC]≈0.76) و دقت بالای پیش‌بینی مرگ (AUC≈0.97) نشان می‌دهد که مدل در بسیاری از بیماری‌ها عملکرد قابل اتکایی دارد. قابلیت شبیه‌سازی سناریوهای سلامت، بازتاب اثرات سبک زندگی و آشکارسازی الگوهای هم‌ابتلایی از نقاط قوت این مدل است. با این حال این مدل محدودیت‌‎هایی نیز دارد، شامل سوگیری داوطلب سالم در داده‌های آموزشی، تمرکز بر دامنه سنی ۴۰–۷۰ سال و استفاده از کدهای سطح بالای ICD-10. همچنین پیچیدگی ساختار مدل‌های زبانی و احتمال تولید مسیرهای مصنوعی غیرواقعی، تفسیر و به‌کارگیری نتایج را دشوار می‌سازد.

توصیه‌ها

کاربرد این مدل در بالین باید به‌عنوان ابزاری مکمل در کنار قضاوت پزشک باشد، نه یک تصمیم قطعی. برای سیاست‌گذاران سلامت، استفاده مؤثر از چنین مدل‌هایی نیازمند اعتبارسنجی خارجی در جمعیت‌های هدف، ادغام متغیرهای اجتماعی اقتصادی و زیستی در داده‌ها و ایجاد چارچوب‌های اخلاقی و قانونی شفاف است. در سطح جمعیتی، داده‌های مصنوعی تولیدی می‌توانند برای سناریوسازی و تخصیص بهینه منابع نیز به‌کار روند. در نهایت برای ارزیابی تأثیر واقعی این پیش‌بینی‌ها بر بهبود سلامت و کاهش بار بیماری‌ها توصیه به انجام پژوهش‌های آینده‌نگر می‌شود.