مقالات پژوهشی اصیل


اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه زُروان بر کیفیت زندگی و امید به زندگی در زنان ساکن اصفهان در سال 1402

آرزو آتش هوش, مسعود نویدی مقدم (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 11 شماره 3, 11 دسامبر 2024, صفحه 1-12
https://doi.org/10.22037/ch.v11i3.31826

زمینه و هدف: مداخلات روانشناختی می تواند موجب بهبود کیفیت زندگی و افزایش امیدواری به زندگی افراد شود. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه زُروان بر کیفیت زندگی و امیدواری در زنان ساکن اصفهان می باشد.

روش و مواد: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه با مشارکت 60 نفر از زنان ساکن شهر اصفهان در سال 1402انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به طورتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های امیدواری به زندگی Snyder's  و کیفت زندگی 36 سئوالی استفاده شد. گروه‌ آزمایش، مداخله مبتنی بر نظریه زروان را در شش جلسه شصت دقیقه‌ای دریافت کرد. داده های جمع آوری شده در نرم افزار آماری SPSS- 22 با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند .

یافته ها: میانگین سن شرکت کنندگان در گروه آزمایش (8/4) 7/32 و در گروه گواه (9/4) 1/33 سال بود. در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) نمره کیفیت زندگی از (8/9) 0/99 قبل از مداخله به (7/10) 6/105 بعد از مداخله افزایش یافت (001/0=P). در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) نمره امید به زندگی از (8/1) 3/27 قبل از مداخله به (1/4) 3/31 بعد از مداخله افزایش یافت (001/0=P). در گروه گواه تفاوتی بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد مداخله مبتنی بر نظریه زُروان موجب بهبود کیفیت زندگی و امید به زندگی زنان ساکن اصفهان شد.

زمینه و هدف: شادکامی یک حالت عاطفی است که بااحساس شادی، رضایت و رضایتمندی مشخص می‌شود. از طرفی انگيزش تحصیلی نقشي مؤثر در علاقه دانش آموزان به درس و مدرسه دارد و زيربناي پيشرفت تحصیلی است. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر مشارکت و آموزش مبتنی بر بیان داستان‌های علمی بر شادکامی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان آماده برای آزمون تیزهوشان انجام شد.

روش و مواد: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه با مشارکت 45 نفر از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی پسرانه آماده برای آزمون تیزهوشان شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 انجام شد. نمونه‌گیری به روش تصادفی خوشه‌ای انجام و مشارکت‌کنندگان در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه به طور تصادفی گمارده شدند. ابتدا پیش آزمون برگزار شد. پس ازآن یکی از دو گروه آزمایش یک دوره آموزش مبتنی بر مشارکت و گروه دیگر آموزش مبتنی بر بیان داستان‌های علمی را طی 10 جلسه دریافت کردند و گروه گواه نیز هم‌زمان به برنامه‌های عادی کلاسی خود ادامه داد. سپس پس آزمون انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های شادکامیOxford و انگیزش تحصیلی Harter جمع‌آوری‌شده و با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-24 و روش‌های آماری توصیفی و آزمون کوواریانس تجزیه‌وتحلیل شدند.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) نمرات شادکامی در گروه آموزش مبتنی بر مشارکت از (4/4) 4/36 قبل از مداخله به (7/2) 1/75 بعد از مداخله (016/0P=) و نمرات انگیزش تحصیلی از (3/10) 9/70 قبل از مداخله به (1/7) 2/134 بعد از مداخله افزایش یافتند (008/0P=). در گروه آموزش مبتنی بر بیان داستان‌های علمی میانگین (انحراف معیار) نمرات شادکامی از (6/4) 7/37 قبل از مداخله به (3/3) 5/72 بعد از مداخله (002/0P=) و نمرات انگیزش تحصیلی از (1/12) 7/72 قبل از مداخله به (3/7) 9/142 بعد از مداخله افزایش یافتند (013/0P=). در گروه گواه تفاوتی بین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد هر دو روش آموزش مبتنی بر مشارکت و آموزش مبتنی بر بیان داستان‌های علمی بر ارتقای شادکامی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت داشت. در مورد شادکامی در گروه آموزش مبتنی بر مشارکت نسبت به گروه آموزش بیان داستان‌های علمی افزایش بیشتری داشت ولی در مورد انگیزش تحصیلی روش آموزش مبتنی بر بیان داستان‌های علمی موثرتر بود.

مقایسه میزان استرس ادراک شده در افراد مبتلا به بیماری قارچی پوستی و افراد سالم

سجاد بخشی, رضا کاظمی, سیما خاوندی زاده اقدم, سمیه تکلوی, فاطمه میرارشادی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 11 شماره 3, 11 دسامبر 2024, صفحه 13-20
https://doi.org/10.22037/ch.v11i3.31803

زمینه و هدف: استرس یک فشار روانی است که سلامت جسمانی فرد از جمله پوست را تحت تأثیر قرار می دهد، همچنین اختلالات پوستی هم می تواند استرس را تشدید کند. به این ترتیب چرخه معیوبی ایجاد می شود که در آن استرس و بیماری‌های پوستی یکدیگر را تقویت می‌کنند. هدف از این پژوهش تعیین میزان استرس در بیماران دچار عفونت قارچی پوست و مقایسه آن با افراد سالم بود.

روش و مواد: این مطالعه توصیفی تحلیلی با مشارکت 152 نفر از بیماران مبتلا به عفونت قارچی پوستی مراجعه کننده به مراکز درمانی اردبیل و 148 نفر از همراهان آنها به عنوان گروه سالم در سال 1402 انجام شد. روش نمونه گیری به صورت نمونه در دسترس بود. داده ها با استفاده از مقیاس استرس ادراک شده Cohen جمع آوری و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و آزمون آماری t-independent تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: تعداد 152 نفر داوطلب مبتلا به عفونت های قارچی شامل 108 نفر زن و 44 نفر مرد با دامنه سنی 18 تا 48 و 148 نفر داوطلب سالم شامل 76 نفر زن و 72 نفر مرد در مطالعه مشارکت داشتند میانگین (انحراف معیار) سن گروه بیمار
(0/5) 5/31 و گروه سالم (6/6) 2/31 سال بود. در گروه بیماران استرس ادراک شده منفی با میانگین (انحراف معیار) (0/3) 6/23 بیشتر از گروه سالم (0/2) 8/22 بود (01/0=P). در میزان استرس ادراک شده مثبت بین گروه های سالم (8/3) 0/17 و بیمار (4/5) 7/16 تفاوتی مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: میزان استرس منفی ادراک شده در بیماران مبتلا به عفونت قارچی پوست بیشتر از افراد سالم بود. انجام مداخلات روانشناختی در زمینه آموزش کنترل استرس ادراک شده در بیماران ضروری به نظر می رسد.