مقالات پژوهشی اصیل


زمینه و هدف: امروزه فناوری‌های مختلف نقش مهمی در ارتقاء سلامت افراد جامعه دارند و در چند سال اخیر استفاده از فناوری‌های سلامتی همراه همچون نرم افزارهای کاربردی ورزشی در سراسر جهان رو به افزایش بوده است. دلایل استفاده از این
نرم افزارهای کاربردی ورزشی و پیامدهای آن، نیاز به مطالعه بیشتر دارد. لذا این پژوهش با هدف مطالعه نقش عوامل انگیزشی و ویژگی‌های نرم افزارهای کاربردی ورزشی بر نگرش،دانش و مشارکت ورزشی با توجه به نقش میانجی میزان استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی از دیدگاه شهروندان استان گلستان انجام شد.

روش و مواد: این پژوهش به صورت مدل‌یابی معادلات ساختاري با مشارکت 394 نفر از شهروندان استفاده کننده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی در استان گلستان در سال 1400 انجام شد. نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس انجام شد. جهت گرد‌آوری داده‌ها، از پرسشنامه‌های عوامل انگیزشی استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشیVilalobas Zoniga and chirobita، ویژگی‌های نرم افزارهای کاربردی ورزشی Rinaldsoun، نرم افزارهای کاربردی ورزشی Chiuo، دانش در خصوص فعالیت‌بدنی Liou، نگرش به فعالیت‌بدنی Cheng، و مشارکت ورزشی Smith استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS3 استفاده شد. 

یافته ها: بین عوامل انگیزشی و استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی (194/0=β، 665/2=t)، بین ویژگی نرم افزارهای کاربردی ورزشی و استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی (496/0=β، 665/6=t)، بین استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی و نگرش به فعالیت‌بدنی (757/0=β، 114/40=t) و بین استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی و دانش در خصوص فعالیت‌بدنی (757/0=β، 896/41=t) و در نهایت بین استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی و مشارکت ورزشی شهروندان استان گلستان (619/0=β، 588/21=t) رابطه مثبت و معنی‌دار دیده شد. استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی در رابطه بین عوامل انگیزشی، ویژگی نرم­افزارهای کاربردی ورزشی با نگرش به فعالیت بدنی، دانش در خصوص فعالیت بدنی و مشارکت ورزشی نقش واسطه­ای دارد (001/0>P).

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد استفاده از نرم افزارهای کاربردی ورزشی با نگرش مثبت به فعالیت‌بدنی، دانش در خصوص فعالیت‌بدنی و مشارکت ورزشی شهروندان رابطه مثبتی دارد و همچنین انگیزه‌های شخصی افراد و ویژگی‌های نرم افزارهای کاربردی ورزشی در انتخاب این نرم افزارها مؤثر است.

زمینه و هدف: توجه به متغیرهای روانشناسی مثبت نگر در دوره همه گیری بیماری کووید 19 می تواند حائز اهمیت باشد، ازبین این متغیرها می توان به بهزیستی روانشناختی و هیجانات مثبت ادراک شده اشاره نمود که کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهند. یکی از شیوه های آموزشی که که باعث افزایش بهزیستی و درک هیجانی مثبت می گردد، آموزش ذهن آگاهی است. لذا این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، و هیجانات مثبت ادراک شده در دانشجویان دانشگاه پیام نور همدان در دوره همه گیری کووید 19 انجام شد.

روش و مواد: : پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه با مشارکت 60 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور همدان در دوره همه گیری کووید 19 و سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طورتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس بهزیستی روان‌شناختی و هیجانات مثبت ادراک شده استفاده شد. گروه‌ آزمایش، مداخله آموزش ذهن آگاهی بر اساس پروتکل هشت جلسه 45 دقیقه ای Bowen and Marlatt دریافت کرد اما برای گروه گواه مداخله‌ای ارائه نشد. داده های جمع آوری شده در نرم افزار آماری SPSS- 22 با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون t و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در مطالعه در گروه آزمایش (5/5) 7/33 و گروه گواه (8/7) 6/35 سال بود. میانگین (انحراف معیار) بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش از (7/6) 7/68 قبل از مداخله به (7/9) 9/74 بعد از مداخله (001/0>P)، کیفیت زندگی از (7/12) 8/82 قبل از مداخله به (7/8) 3/94 بعد از مداخله (001/0>P) و هیجانات مثبت ادراک شده از (1/12) 9/82 قبل از مداخله به (7/8) 3/94 بعد از مداخله افزایش یافت (001/0>P). در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) این متغیرها در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت. آموزش ذهن آگاهی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان به میزان 245/0 (013/0=P، 245/0=η2)، کیفیت زندگی به میزان 175/0 (038/0=P، 175/0=(η2 و هیجانات مثبت ادراک شده به میزان 111/0 تأثیر داشت (011/0=P، 111/0=η2). در مجموع آموزش ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی، کیفیت زندگی و هیجانات مثبت ادراک شده در دانشجویان دانشگاه پیام نور همدان در دوره همه گیری کووید 19 به میزان 65/0 تأثیر داشت (001/0>P، 651/0=η2).

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد آموزش ذهن آگاهی موجب بهبود کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، و هیجانات-مثبت ادراک شده در دانشجویان دانشگاه پیام نور همدان در دوره همه گیری کووید 19 شد.

 

زمینه و هدف: بهزیستی اجتماعی به معنای گزارش شخصی افراد از کیفیت ارتباط آنها با دیگران است. هدف از این تحقیق مقایسه بهزیستی اجتماعی دانشجویان دختر فعال در کانون های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان با دانشجویان غیرعضو در سال 1401بود.

روش و مواد: این مطالعه به روش علی- مقایسه ای با مشارکت 40 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان در سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. برای انتخاب مشارکت کنندگان، 20 نفر از دانشجویان دختر که حضور فعال و مستمر در کانون های فرهنگی و اجتماعی داشتند و 20 نفر از دانشجویان غیر عضو با استفاده از روش
نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه بهزیستی اجتماعی Keyes جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و آزمون t نمونه های مستقل تجزیه و تحلیل شدند.  

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) بهزیستی اجتماعی در بین دانشجویان عضو کانون های فرهنگی و اجتماعی (9/10) 1/115 و و در بین دانشجویان غیر عضو (2/16) 2/113 بود. بین دو گروه تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که بین خرده مقیاس های بهزیستی اجتماعی و در نهایت بهزیستی اجتماعی در بین دانشجویان فعال در کانون های فرهنگی و اجتماعی با دانشجویان غیرعضو تفاوتی وجود ندارد.

زمینه و هدف: پرستاران باید بتوانند با تلفیق مهارت های فنی و دانش حرفه ای خود، قضاوت های بالینی دقیق و مناسبی در مورد وضعیت سلامت بیماران انجام دهند. این مطالعه با هدف تعیین رابطه هوش هیجانی و سبک تفکر انتقادی با تصمیم گیری بالینی با میانجی گری باورهای خودکارآمدی و اعتماد به نفس در کادر پرستاری بیمارستان های شهر رشت انجام شد.

روش و مواد: این مطالعه به صورت توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری با مشارکت 364 نفر از پرستاران بخش مراقبت هاي ويژه بیمارستان های شهر رشت انجام شد. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود و داده ها با استفاده از پرسشنامه تصمیم گیری بالینی پرستاران، پرسشنامه هوش هیجانی، پرسشنامه خودکارآمدی در عملکرد بالینی، پرسشنامه سبک تفکر انتقادی و پرسشنامه اعتماد به نفس جمع آوری و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS-22 تجزیه و تحلیل شد.  

یافته ها: ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیر مستقیم) بین هوش هیجانی و الگوی تصمیم گیری بالینی (001/0>P، 442/0=β)، بین سبک تفکر انتقادی و الگوی تصمیم گیری بالینی (001/0>P، 335/0=β)، بین باورهای خودکارآمدی و الگوی تصمیم گیری بالینی (001/0>P، 325/0=β)، بین اعتماد به نفس و الگوی تصمیم گیری بالینی (001/0>P، 243/0=β)، همچنین اثر غیر مستقیم بین هوش هیجانی (001/0>P، 154/0=β) و سبک تفکر انتقادی (001/0>P، 188/0=β) بر الگوی تصمیم گیری بالینی مثبت و معنادار بود. هوش هیجانی، تفکر انتقادی، باورهای خودکارآمدی و اعتماد به نفس در مجموع 59% از واریانس الگوی تصمیم گیری را در پرستاران تبیین می کند.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد باورهای خودکارآمدی و اعتماد به نفس در رابطه بین هوش هیجانی و سبک تفکر انتقادی با تصمیم گیری بالینی در کادر پرستاری بیمارستان های شهر رشت نقش میانجی داشتند. باورهای خودکارآمدی و اعتماد به نفس، رابطه بین هوش هیجانی و سبک تفکر انتقادی با تصمیم گیری بالینی را افزایش دادند.

ساخت شاخص ترکیبی فضایی سلامت اجتماعی و ارزیابی آن در استان‌های ایران

وحیده نوری, علیرضا ابدی, منصور گلزاری (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 6, 2 January 2023, صفحه 54-63
https://doi.org/10.22037/ch.v9i6.31666

زمینه و هدف: شاخص سلامت‌ اجتماعی یکی از شاخص‌‌های ترکیبی می‌باشد که وضعیت سلامت جامعه را با استفاده‌ از شاخص‌های قابل‌ اندازه‌گیری و براساس ویژگی‌های جامعه سالم نشان می‌دهد. اکثر مطالعات انجام شده در زمینه ساخت شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی در ایران، ناهمگونی ‌و همبستگی فضایی را از لحاظ متغیرهای مورد بررسی نادیده گرفته‌اند. هدف این پژوهش درنظرگرفتن اثر فضایی در ساخت شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی و ارزیابی آن در استان‌های ایران بود.

روش و مواد: در پژوهش حاضر از 39 شاخص سلامت‌ اجتماعی گردآوری‌شده از منابع رسمی مربوط به مطالعه "طراحی شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی و ارزیابی آن در استان‌های ایران" بین سال‌های 1385 تا 1393، استفاده شده است. از سه روش نرمال‌سازی با توزیع نرمال‌استاندارد، روش مقایسه‌ای و روش رتبه‌بندی و از سه روش وزن‌دهی با وزن برابر، وزن‌دهی ‌با تحلیل مؤلفه‌های اصلی و وزن‌دهی با تحلیل مؤلفه‌های وزن‌دارشده جغرافیایی استفاده شد. سپس نه شاخص ترکیبی ایجاد شده با استفاده از آزمون خودهمبستگی Moran و همبستگی با شاخص توسعه انسانی سال1390 مورد مقایسه قرار گرفتند. درنهایت بهترین شاخص انتخاب و یافته‌ها براساس آن بیان شد.

یافته ها: شاخص‌ترکیبی وزن‌دارشده با تحلیل مؤلفه‌های وزن‌دارشده جغرافیایی برای داده‌های نرمال‌‌شده z-score با مقدار آماره آزمون خودهمبستگی Moran 334/0(0003/0=P ) و ضریب‌ همبستگی 81/0 با شاخص توسعه انسانی سال 1390، به عنوان شاخص ترکیبی فضایی سلامت اجتماعی انتخاب شد. براساس آن استان‌های تهران، البرز و یزد به عنوان سه استان اول و استان‌های سیستان ‌و بلوچستان، لرستان و بوشهر به عنوان سه استان آخر رتبه‌بندی شدند.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که با توجه به وجود نابرابری‌های استان‌های ایران از لحاظ امکانات بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه وجود ناهمگونی و همبستگی فضایی بین آن‌ها، در نظر گرفتن اثر فضایی در ساخت شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی در طبقه‌بندی مناسب‌تر سطح سلامت اجتماعی استان‌ها مؤثر است.

رابطه شاخص‌های توسعه و اقتصاد سلامت کشورهای جهان با رشته تحصیلی وزرای بهداشت

علی نیکوبر, علی اصغر کلاهی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 6, 2 January 2023, صفحه 64-75
https://doi.org/10.22037/ch.v9i6.31628

زمینه و هدف: وزیر بهداشت به ویژگی‌هایی همچون تفکر استراتژیک، مهارت‌های سیاسی و سازمانی، ‏پیشینه فعالیت در نظام ‏سلامت، بینش کل‎نگر نسبت به سلامت، و نداشتن تعارض منافع نیاز دارد. یکی ‏از روش‌های ارزیابی این ‏ویژگی‌ها، بررسی حوزه تخصص و رشته تحصیلی وزیر است. این ‏مطالعه با هدف تعیین رابطه شاخص‌های ‏توسعه و اقتصاد سلامت کشورها با رشته تحصیلی وزرای ‌‏بهداشت در سال ۱۴۰۰ انجام شد.

روش و مواد: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، داده‌های شاخص‌های توسعه و اقتصاد سلامت 185 کشور به‌همراه رشته ‏تحصیلی و جنسیت وزرای بهداشت، در مردادماه 1400، استخراج شد. این شاخص‌ها ‏شامل درآمد سرانه، ‏شاخص اجتماعی جمعیت شناختی، دسترسی و کیفیت مراقبت‌های سلامت، ‏پوشش مؤثر همگانی ‏سلامت، امید به زندگی بدو تولد، سهم هزینه سلامت از تولید ناخالص داخلی، سهم دولت ‏از هزینه سلامت، و ‏سهم پرداخت از جیب از هزینه سلامت می‌باشد. رشته‌های تحصیلی وزرای بهداشت در شش گروه زیر ‏طبقه بندی شد: رشته‌های بالینی، رشته‌های غیر بالینی ولی مرتبط با سلامت، حقوق و سیاست، بازرگانی و اقتصاد، مدیریت، و سایر رشته‌ها.

یافته ها: اطلاعات وزرای بهداشت 185 کشور یافت شد، که از این میان، 6/76% مرد ‏بودند و حدود 45% در رشته‌های بالینی تحصیل کرده بودند. ‏در کشورهای ‏دارای درآمد سرانه و شاخص اجتماعی جمعیت شناختی  بالا، درصد تحصیل وزرا ‏در سیاست و حقوق و همچنین، بازرگانی و اقتصاد به‌طور ‏معنی‌دار بیشتر از سایر کشورها بود. در مقابل، ‏در کشورهای با درآمد سرانه و شاخص اجتماعی جمعیت شناختی پایین و متوسط، درصد تحصیل در رشته‌های بالینی و رشته‌های مرتبط با سلامت بیشتر بود. الگویی ‏مشابه درمورد سایر شاخص‌ها مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد در کشورهای دارای شاخص‌های توسعه و اقتصاد سلامت بالاتر، وزرای بهداشت بیشتری نسبت به سایر کشورها در حقوق، سیاست، بازرگانی، و اقتصاد تحصیل کرده‌اند. در حالی که، در کشورهای دارای شاخص‌های پایین‌تر، وزرای بیشتری در رشته‌های بالینی و مرتبط با سلامت تحصیل کرده‌بودند. این یافته ها بدین معنی نیست که غیر پزشک بودن وزیر بهداشت موجب افزایش امید زندگی و رفاه شده است؛ زیرا عوامل تعیین کننده اصلی امید زندگی و رفاه، توسعه دانش، فناوری و کاربست آن است. در کشورهای در حال توسعه به علت وجود اندک این عوامل، دولت ها تصور می‎کنند که یک پزشک برای وزارت بهداشت کارایی بالاتری دارد. در حالیکه پزشکان متخصص برای تامین مراقبت های بیماری ها آموزش دیده اند و در برنامه آموزشی آنها توانایی مدیریت نظام سلامت و حفظ و ارتقای سطح سلامتی جامعه پیش بینی نشده است.