شاپا: 2383-3033

بهمن و اسفند 1400
دوره 9 شماره 1

در حال تکمیل

سرمقاله یا سخن ویژه


به سال نهم انتشار مجله سلامت اجتماعی رسیدیم. از همراهی اساتید، نویسندگان و خوانندگان محترم سپاسگزاریم. مجله تاکنون فصلنامه بوده است، با اینکه مراحل بررسی و پذیرش مجله با سرعت انجام می شود ولی چون نوبت چاپ مقالات پذیرفته شده حدود یک سال بود، برای کوتاه کردن این زمان بر حسب تقاضای نویسندگان محترم تصمیم گرفتیم که مجله به صورت دوماهنامه منتشر شود. در یک سال گذشته متوسط زمان بررسی توسط سردبیر سه روز، پذیرش مقالات 45 روز، رد مقالات بعد از داوری 18 روز و میزان پذیرش مقالات 28% بود. همان طوری که آشکار است تصمیم گیری در مقایسه با مجلات دیگر سریع تر اتفاق می افتد. علاوه بر این، امکان تقاضای بررسی سریع تر نیز فراهم می باشد.


در صورت همکاری بیشتر نویسندگان جوان و دانشجویان دکترا حتی این مدت نیز قابل کاهش بوده و میزان پذیرش بالاتر می رود. طبیعی است که معیار تیم سردبیری و داوران محترم راهنماها و الزامات اعلام شده مجله می باشد. اغلب دانشجویان دکتری به علت عجله برای دفاع از پایان نامه، هیچ توجهی به راهنماها و الزامات اعلام شده مجله ندارند و این موضوع موجب تأخیردر بررسی و در نهایت رد مقاله می شود. این موضوع نقص غرض است که عجله نه تنها موجب حصول نتیجه سریع تر نشده بلکه موجب از دست رفتن زمان نیز می شود. دانشجویان محترم نیاز به این یادآوری دارند همان گونه که باید الزامات دانشگاه خود و اساتید راهنما و مشاور را رعایت نمایند، الزامات مجلات نیز باید رعایت شود. با اینکه اصول تحصیل، پژوهش و چاپ مقاله یکسان است ولی در بین دانشگاه ها و مجلات تفاوت هایی وجود دارد. بنابراین برای حصول نتیجه سریع نیاز به مطالعه راهنماها، رعایت الزامات و مشاهده مقالات چاپ شده در مجله مورد نظر می باشد. ما تلاش کردیم ساده ترین روش سابمیت مقاله را فراهم کنیم و فقط یک نسخه word از مقاله را مطابق فرمت مجله می خواهیم.


بیشترین عوامل تأخیر در مرحله بررسی شامل موارد زیر می باشد:


  • عدم ثبت اسامی تمام نویسندگان بخصوص نویسنده مسئول در سامانه مجله

  • عدم ثبت اسامی فارسی و انگلیسی تمام نویسندگان بخصوص نویسنده مسئول در بخش فراداده مربوط به مقاله در زمان سابمیت مقاله

  • اشتباه و مغایریت املا یا حذف پسوند اسامی نویسندگان در سامانه مجله، متن مقاله ارسال شده و شناسه ارکید

چون مجله مطابق الزام کمسیون نشریات وزارت بهداشت از نرم افزار (OJS) Open Journals Systems نسخه سوم استفاده می کند. برای رعایت حقوق همه نویسندگان امکان اصلاح نام نویسندگان بعد از سابمیت توسط نویسندگان وجود ندارد.


  • عدم درج ایمیل دانشگاهی نویسنده مسئول (ac)

نظر به موارد تقلب و شکایات اعضای محترم هیات علمی مبنی بر بی اطلاعی آنها از قرار گرفتن اسم آنها در مقالات، برای صیانت از حقوق اساتید، ثبت ایمیل دانشگاهی در سامانه، متن مقاله سابمیت شده و کپی رایت الزامی است. مجله برای پیشگیری از سوء استفاده احتمالی و عدم اظهار بی اطلاعی دو فعالیت ارسال کپی رایت و تائید پروف پیش از چاپ را فقط با ایمیل دانشگاهی نویسندگان محترم مسئول می پذیرد. اظهاراتی نظیر نداشتن ایمیل دانشگاهی یا خراب بودن آن یا عدم دسترسی اساتید به آن از سوی دانشجویان نمی تواند دلیل عدم انجام وظیفه سردبیر باشد.


از اساتید محترم راهنما تقاضا داریم، جهت ایفای حق آموزش و تسریع در فرایند ثبت و پذیرش مقالات، نکات پیش گفت را به دانشجویان محترم یادآوری فرمایند. امید است با دوماهنامه شدن انتشار مجله و همکاری نویسندگان محترم مقالات در رعایت الزامات مجله، شاهد افزایش سرعت و ارایه خدمات نشر مطلوب و رضایت اساتید و نویسندگان محترم باشیم.

مقالات پژوهشی اصیل


زمینه و هدف: خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد از عوامل مهم در زمینه ترک اعتیاد و عدم بازگشت آن است. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد در افراد معتاد تحت درمان با متادون بر اساس سرمایه‌های روانشناختی، اختلال خواب و راهبردهای مقابله‌ای انجام شد.


روش و مواد: این مطالعه به صورت همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معتادانی بود که در سال 1398 در مراکز ترک اعتیاد شهر شیراز تحت درمان با متادون قرار گرفتند. نمونه مورد مطالعه 175 نفر از معتادان بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس جهت انجام پژوهش گزینش شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه‌های سرمایه روانشناختی Luthans، سنجش ميزان خودكارآمدي پرهيز از مواد، کیفیت خواب Pittsburgh و فرم كوتاه سیاهه مقابله با شرایط استرس آور بود. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از نرم افزار SPSS-21 و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد.  


یافته ها: افزایش مؤلفه‌ها‌ی سرمایه‌ها‌ی روانشناختی شامل اميدواري با میانگین (انحراف معیار) (8/4) 5/21، خوش بيني با (5/5) 5/32 و انعطاف‌پذیری با (5/8) 5/45 با افزایش خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد با (9/7) 7/46 همراه بود (01/0P<). افزایش اختلال خواب با میانگین (انحراف معیار) (8/6) 6/32 با کاهش خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد همراهی داشت (001/0>P). با افزایش نمره راهبرد مساله‌مدار با میانگین (7/8) 4/43 و با کاهش راهبردهای هیجان‌مدار با (5/6) 5/31 و اجتنابی با میانگین (6/8) 7/45 نیز خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد افزایش یافت (01/0P<).


نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد با افزایش سرمایه‌ها‌ی روانشناختی و راهبرد مسأله مدار، افزایش و با بیشتر شدن اختلال خواب و راهبردهای هیجان مدار و اجتنابی کاهش یافت.

زمینه و هدف: برقراری روابط خارج از چارچوب زندگی زناشویی (خیانت) یکی از مشکلات زوجین و از علل جدایی و طلاق محسوب می گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش تاب آوری، راهبردهای حل تعارض و هیجان خواهی در پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی دانشحویان زن متاهل دانشگاه آزاد واحد لاهیجان انجام شد.


روش و مواد: تحقیق حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دادندکه 351 نفر از آنها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نگرش به خیانت، پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه راهبردهای حل تعارض و پرسشنامه هیجان خواهی بود. براي تجزیه و تحليل داده های پژوهش از روش ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-22 استفاده شده است.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان، (7/8) 4/31 سال بود. با افزایش تاب آوری با میانگین (انحراف معیار)
(8/18) 4/55، نگرش مثبت به خیانت زناشویی با میانگین (انحراف معیار) (2/10) 1/37 کاهش یافت (01/0>P). با افزایش راهبردهای حل تعارض سازنده با میانگین (انحراف معیار) (2/15) 9/48 نگرش مثبت به خیانت زناشویی کاهش یافت (01/0>P). با افزایش راهبردهای حل تعارض غیرسازنده با میانگین (انحراف معیار) (3/11) 4/32 و هیجان خواهی با میانگین (انحراف معیار) (1/15) 3/53، نگرش مثبت به خیانت زناشویی افزایش یافت (01/0>P). همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد تاب آوری، راهبردهای حل تعارض و هیجان خواهی به ترتیب، 27/0، 30/0 و 24/0 درصد از واریانس نگرش به خیانت زناشویی را
پیش بینی می نمایند.


نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که خودکارآمدی پرهیز از سوءمصرف مواد با افزایش سرمایه‌ها‌ی روانشناختی و راهبرد مسأله مدار، افزایش و با بیشتر شدن اختلال خواب و راهبردهای هیجان مدار و اجتنابی کاهش یافت.

زمینه و هدف: اختلال سلوک با مشكلات زيادی همراه بوده و روش های درمانی متعددی برای درمان کودکان و نوجوانان مبتلا به اين اختلال ارائه شده است. هدف اين پژوهش مقایسه اثر بخشی درمان شناختی- رفتاری با آموزش هوش هیجانی بر کاهش پرخاشگری نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک بود.


روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع طرح های کاربردی و نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک در کانون اصلاح تربیت تهران در سال 1398 بود که از بین آن ها 90 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش درمان شناختی-رفتاری، گروه آزمایش آموزش هوش هیجانی و گروه گواه در هر گروه 30 نفر گمارده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری در دو دوره زمانی پیش از اجرای مداخله و پس از اجرای مداخله جمع آوری شد. درمان شناختی-رفتاری طی هشت جلسه 60 دقیقه ای و به طور هفتگی به مدت دو ماه برای گروه آزمایش اول اجرا شد. درمان هوش هیجانی نیز طی هشت جلسه 75 دقیقه ای و به طور هفتگی به مدت دو ماه برای گروه آزمایش دوم اجرا شد. گروه گواه، درمانی دریافت نکرد. در راستای تحلیل استنباطی از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد که با نرم افزار SPSS-22 به اجرا در آمد.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) پرخاشگری در گروه شناختی رفتاری از (1/7) 8/93 در پیش آزمون به (6/7) 3/63 در
پس آزمون کاهش یافت (001/0>P) و در گروه هوش هیجانی نیز از (8/8) 2/93 در پیش آزمون به (4/7) 69 در پس آزمون کاهش یافت (001/0>P)، اما در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) نمرات در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت. مقایسه دو مداخله درمان شناختی-رفتاری و آموزش هوش هیجانی نشان داد در بعد خشم تفاوتی نداشتند. در مؤلفه خشم فیزیکی (007/0>P)، خصومت (001/0>P) و پرخاشگری کل (019/0=P) در گروه درمان شناختی رفتاری کاهش معنی دار بیشتری نسبت به گروه هوش هیجانی رخ داده ولی در مؤلفه خشم کلامی این کاهش در گروه هوش هیجانی مشهودتر بوده است (005/0=P).


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد، هر دو مداخله درمان شناختی-رفتاری و آموزش هوش هیجانی موجب کاهش پرخاشگری نوجوانان با مشکل اختلال سلوک شدند. در مقایسه دو مداخله، درمان شناختی رفتاری در کاهش پرخاشگری و مؤلفه های خشم فیزیکی و خصومت مؤثرتر از آموزش هوش هیجانی بود، در حالی که در کاهش مؤلفه خشم کلامی آموزش هوش هیجانی مؤثر تر بود.

اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شدت بیماری، کیفیت زندگی و بهزیستی روان‌شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر

زهرا اسکافی ثابت, شهره قربان شیرودی, محمد رضا زربخش بحری, کیوان امینیان (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 1 , صفحه 36-46
https://doi.org/10.22037/ch.v9i1.31290

زمینه و هدف: سندرم روده تحریک‌پذیر از شایع ترین اختلالات دستگاه گوارش است که کیفیت زندگی افراد مبتلا را کاهش می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شدت بیماری، کیفیت زندگی و بهزیستی روان‌شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر انجام شد.


روش و مواد: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری چهار ماهه بود. جامعه آماری شامل 160 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر مراجعه کننده به یک کلینیک فوق تخصصی گوارش در شهر رشت در بازه زمانی مهرماه تا بهمن 1398 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 60 بیمار بر اساس معیار تشخیصی Rome III و نیز نظر پزشک معالج انتخاب شدند و بطور تصادفی به دو گروه 30 نفری (گروه آزمایش و گروه گواه) اختصاص داده شدند. ابزار جمع آوری داده‌ها، معیار تشخیصی Rome III، پرسشنامه شدت علایم سندرم روده تحریک‌پذیر، فرم کوتاه مقیاس کیفیت زندگی و فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان‌شناختی بودند. همچنین مداخله درمان گروهی پذیرش و تعهد به صورت هشت جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) انجام شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری به کمک نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.


یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در گروه آزمایش، (7/7) 5/38 و در گروه گواه، (1/8) 6/39 سال بود. میانگین (انحراف معیار) شدت علائم بیماری گروه آزمایش در پیش آزمون (1/4) 4/183 بود که در پس آزمون به (4/1) 4/171 و در پیگیری به (5/1) 3/171 کاهش یافت (001/0>P). همچنین میانگین (انحراف معیار) کیفیت زندگی گروه آزمایش در
پیش آزمون (5/1) 78 بود که در پس آزمون به (6/2) 1/87 و در پیگیری به (2/2) 5/86 افزایش یافت (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) بهزیستی روان‌شناختی گروه آزمایش در پیش آزمون (2/2) 7/55 بود که در پس آزمون به (3/2) 6/69 و در پیگیری به (1/2) 4/68 افزایش یافت (001/0>P). در هیچ کدام از متغیرها میانگین (انحراف معیار) نمرات گروه گواه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاونی نداشت.


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش شدت بیماری، افزایش بهزیستی روان‌شناختی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر مؤثر بود. بنابراین می‌توان از این رویکرد درمانی در سلامت جسم و روان بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر سود جست.

مقایسه اثربخشی درمان سیستمی بوئن و درمان ترکیبی سیستمی بوئن و نوروفیدبک برافزایش سطح تمایزیافتگی: یک مطالعه راهنما

زهرا رعنایی, علی اکبر سلیمانیان, علی محمدزاده ابراهیمی, مهدی قاسمی مطلق (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 1 , صفحه 47-63
https://doi.org/10.22037/ch.v9i1.31434

زمینه و هدف: تمایزیافتگی یکی از ویژگی‌های انسان سالم به شمار می‌رود، به‌طوری‌که افراد با سطح تمایز بالا از سازگاری روان‌شناختی بهتری برخوردارند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان سیستمی بوئن و درمان ترکیبی سیستمی بوئن و نوروفیدبک برافزایش سطح تمایزیافتگی بود.


روش و مواد: روش مطالعه حاضر نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مراکز و مؤسسات آموزش عالی شهرستان بجنورد که در سال 99-1398 مشغول به تحصیل بودند. از بین جامعه هدف ابتدا پنج مرکز به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس از بین دانشجویان این مراکز، 39 نفر از دانشجویانی که در آزمون غربالگری اولیه تمایز خود نمره یک انحراف معیار پایین‌تر از میانگین را کسب کرده بودند، به‌صورت نمونه‌گیری داوطلبانه و جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابتدا از هر سه گروه با اجرای پرسشنامه تمایزیافتگی دریک (DSI-SH) پیش‌آزمون به عمل آمد. سپس، گروه آزمایش اول نه جلسه 60 دقیقه‌ای درمان سیستمی بوئن و گروه آزمایش دوم نه جلسه 60 دقیقه‌ای درمان سیستمی بوئن به همراه 15 جلسه 20 دقیقه‌ای درمان نوروفیدبک دریافت کردند و گروه گواه مداخله‌ای دریافت نکرد. در انتها مجدداً از هر سه گروه پس‌آزمون به عمل آمد و بعد از دو ماه پیگیری انجام شد. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار SPSS-24 و با روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تجزیه‌وتحلیل شدند. 


یافته ها: در گروه درمان سیستمی بوئن میانگین (انحراف معیار) تمایزیافتگی از (2/9) 7/62 در پیش‌آزمون به (0/12) 8/77 در پس‌آزمون و (7/9) 7/79 در مرحله پیگیری افزایش یافت (01/0>P). در گروه مداخله ترکیبی بوئن و نوروفیدبک میانگین (انحراف معیار) تمایزیافتگی از (0/9) 6/64 در پیش‌آزمون به (3/6) 9/97 در پس‌آزمون و (4/5) 2/100 در مرحله پیگیری افزایش یافت (001/0>P). در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) تمایزیافتگی از (9/6) 9/57 در پیش‌آزمون به (1/7) 5/58 در پس‌آزمون و (0/8) 5/58 در مرحله پیگیری رسید که تفاوتی نداشت. نتایج به‌دست‌آمده از مقایسه زوجی بر اساس آزمون بونفرونی نشان می‌دهد که روش درمان ترکیبی سیستمی بوئن و نوروفیدبک در بهبود تمایزیافتگی مؤثرتر از درمان سیستمی بوئن می‌باشد.


نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد درمان سیستمی بوئن و درمان ترکیبی سیستمی بوئن و نوروفیدبک هر دو سطح تمایزیافتگی را بهبود دادند و در این میان درمان ترکیبی سيستمي بوئن و نوروفیدبک به دلیل استفاده هم‌زمان از بازخورد زیستی و روان‌شناختی اثربخشی بیشتری داشت.

اثربخشی مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر امید بر انطباق پذیری مسیر شغلی

مانا سادات حاجی محمد رضایی, مجید ضرغام حاجبی, عبدالله شفیع‌آبادی (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 1 , صفحه 64-72
https://doi.org/10.22037/ch.v9i1.31507

روش و مواد: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی و طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیکارشدگان جویای کار بالای دیپلم بود که برای دریافت آموزش و کسب مهارت به مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای شهر تهران معرفی شدند. روش نمونه‌گیری در تحقیق حاضر خوشه‌ای تصادفی بود. 60 نفر به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی در دو گروه 30 نفری شامل یک گروه آزمایشی با رویکرد مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر امید و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه انطباق‌پذیری مسیر شغلی بود. در ابتدا پرسشنامه انطباق‌پذیری مسیر شغلی به‌عنوان پیش‌آزمون بر روی دو گروه اجرا شد. سپس بر روی گروه آزمایش بسته آموزشی مبتنی بر امید در شش جلسه اجرا شد و در گروه گواه هیچ مداخله‌ای اجرا نشد. برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد.


یافته ها: در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) انطباق پذیری مسیر شغلی از (9/3) 7/70 در پیش آزمون به (6/3) 4/79 در پس¬آزمون افزایش یافت (001/0>P). همچنین در گروه آزمایش از مؤلفه های انطباق پذیری مسیر شغلی، میانگین (انحراف معیار) دغدغه از (5/3) 5/32 در پیش آزمون به (1/3) 1/37، میانگین (انحراف معیار) کنترل از (2/1) 3/12 در پیش آزمون به (3/2) 6/15، میانگین (انحراف معیار) کنجکاوی از (3/1) 1/13 در پیش آزمون به (3/1) 5/17، میانگین (انحراف معیار) اعتماد از (6/1) 7/12 در پیش آزمون به (1/2) 4/16 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). در گروه گواه نمرات پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت.


نتیجه گیری: مطالعه نشان داد مشاوره مسیر شغلی مبتنی موجب افزایش انطباق پذیری مسیر شغلی و خرده مقیاس‌های آن شامل میزان دغدغه، کنترل، کنجکاوی و اعتماد شد.

ارتباط تاب آوری و خودشفقت ورزی با سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر کلاچای

زهرا پورحسين لزرجاني, مسعود نویدی مقدم (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 1 , صفحه 73-81
https://doi.org/10.22037/ch.v9i1.31575

زمینه و هدف: سازگاری اجتماعی در نوجوانان یکی از نشانه سلامت روان است که عواملی ازجمله تاب آوری و شفقت می تواند در ایجاد و تقویت آن مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین تاب آوری و خودشفقت ورزی با سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر کلاچای انجام شد.


روش و مواد: مطالعه حاضر به صورت توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر کلاچای بود که 186 نفر از آنها به روش نمونه گیری طبقه بندی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های تاب آوری Conner-Davidson، خودشفقت ورزی Neff و سازگاری اجتماعی Clark و همکاران بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 وز آزمون های آماری رگرسیون چند متغیره و همبستگی تحلیل شدند.


یافته­ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان (8/1) 8/16 سال بود. میانگین (انحراف معیار) نمره تاب آوری (1/8) 8/85، خودشفقت ورزی (2/11) 5/108 و سازگاری اجتماعی (9/8) 8/76 بود. بین تاب آوری با سازگاری اجتماعی (001/0>P ) و بین خودشفقت ورزی با سازگاری اجتماعی (001/0>P) افراد رابطه معنادار مثبت وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد در مجموع دو متغیر توانسته اند 6/78 درصد سازگاری اجتماعی را پیش بینی نمایند. آزمون تحلیل واریانس برای معنی دار بودن رگرسیون نشان داد با 99 درصد اطمینان، متغیر تاب آوری توان پیش گویی سازگاری اجتماعی را داشت (001/0>P و 017/174=184 و 1F). همچنین با 99 درصد اطمینان، متغیر خود شفقت ورزی توان پیش گویی سازگاری اجتماعی را داشت (001/0>P و 123/340=183 و 2F).


نتیجه­گیری: مطالعه نشان داد بین تاب آوری و خودشفقت ورزی با سازگاری اجتماعی دانش آموزان رابطه وجود داشت. هرچه دانش آموزان تاب آوری بیشتری داشته باشند، سازگاری اجتماعی شان بیشتر می شود. همچنین، هرچه دانش آموزان خودشفقت ورزی بیشتری داشته باشند، سازگاری اجتماعی شان بیشتر می شود.

اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر رابطه والد فرزندی والدین کودکان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر

زهراء آذری, سجاد امینی منش, محمد مظفری, بنفشه امیدوار (##default.groups.name.author##)

سلامت اجتماعی, دوره 9 شماره 1 , صفحه 82-90
https://doi.org/10.22037/ch.v9i1.31576

زمینه و هدف: امروزه اهمیت کیفیت زندگی در کودکان کم توان ذهنی مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. با توجه به نقش والدین در بهبود کیفیت زندگی کودکان کم‌توان ذهنی، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر رابطه والد فرزندی والدین کودکان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر انجام شد.


روش و مواد: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش والدین کودکان کم‌توان ذهنی بودند که در سال تحصیلی 1400-1399 در شیراز مشغول به تحصیل بودند و بر مبنای سن و سطح تحصیلات همتا شدند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین دارای فرزند کم‌توان ذهنی بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و به‌شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، هر گروه 15 نفر قرار گرفتند. آموزش به صورت حضوری به مدت هشت جلسه دوساعته، در هر هفته یک جلسه و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی برگزار شد. داده­های پژوهش با استفاده از پرسشنامه رابطه والد فرزند گردآوری شد و با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری و تک متغیری و با استفاده از نرم افزارSPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.


یافته­ها: میانگین (انحراف معیار) حل تعارض گروه آزمایش از (1/6) 6/47 در پیش‌آزمون به (2/8) 9/51 در پس آزمون افزایش یافت (001/0P=). همچنین میانگین (انحراف معیار) پذیرش فرزند گروه آزمایش از (5/4) 9/36 در پیش‌آزمون به (9/5) 41 در پس آزمون افزایش یافت (001/0P=). در گروه گواه نمرات پذیرش فرزند و حل تعارض در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت. همچنین نتایج تحلیل کوریانس تک متغیری نشان داد که بین ابعاد رابطه والد و فرزند دو گروه گواه و آزمایش در مرحله پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P).


نتیجه­گیری: مطالعه نشان داد آموزش مهارت‌های زندگی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، موجب افزایش پذیرش فرزند و حل تعارض در والدین کودکان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر شد. لذا استفاده از این مداخله در حوزه برای خانواده­های دارای کودکان کم‌توان ذهنی سودمند به نظر می­رسد.


واژگان کلیدی: مهارت‌های زندگی، ذهن­آگاهی، رابطه والد فرزندی، کم­توان ذهنی